آیا من می توانم زندگی دیگران را تغییر دهم؟ | قسمت 2 - صفحه 25 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری آیا من می توانم زندگی دیگران را تغییر دهم؟ | قسمت 2
    305MB
    46 دقیقه
  • فایل صوتی آیا من می توانم زندگی دیگران را تغییر دهم؟ | قسمت 2
    44MB
    46 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

436 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    هدیه همتی گفته:
    مدت عضویت: 1672 روز

    سپاس بی نهایت خدایی که مرا هر لحظه هدایت میکند.

    سلام بر استاد عزیزتر از جانم

    سلام بر مریم جون

    سلام براعضای محترم سایت پر از خیر وبرکت

    استاد من چند وقتی که شما فایل جدید نزاشته بودین همش با خودم می گفتم استاد داره رو دوره های قرانی کار می کنه وتمر کز داره تا اینکه این فایل های اخیر روی سایت اومد ومن مانند آدمی که عطش داره این فایل ها رو گوش دادم و با خودم برسی کردم ودیدم که گاهی چقدر از اصل توجه وتمرکز رو خودم خارج میشم وسعی می کنم بهقول معروف به فکر دیگران باشم.

    خدایا شکرت که بااین فایل ها کمکم کردی که اصلاح مسیر کنم واز مدار شرک و کفر خارج بشم وبه مدار نور و توحید دوباره برگردم

    من چن وقتی بود تمرکزم را روی یکی از نزدیکانم گذاشته بودم وبه اصطلاح می خواستم کمکش کنم که نه تنها او به من بیشتر بی اعتنایی می کرد بلکه اولین تاثیرش هم بر روی جسم ام دیدم وچن روزی حال جسمی ام مساعد نبود. وفهمیدم که من از مسیر درست خارج شدم واین نشونه ای واضح برای ام بود

    خداروشکر به خاطر وجود نازنین استاد وکلام خداوند که از بان استاد جان جاری شد به خودم اومد ومجددا تمرکز رو روی خودم. واهداف ام گذاشتمخدایا صد هزار مرتبه شکر به خاطر برکت وجود استاد و سایت پر از نام خدا وخداوخدا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    محمدرضا شافعی گفته:
    مدت عضویت: 1788 روز

    سلام استاد عزیز

    سپاسگذارم بابت این آگاهی ها

    چند روز قبل از اینکه شما قسمت اول رو بزاری یه مشکلی پیش اومد بین دو نفر دیگه که هر دو آشنا بودن درواقع مشکلی خاصی نبود فقط در حد یه برداشت اشتباه و من میخاستم به اون بنده خدا که برداشت اشتباه کرده بفهمونم که این نبوده و آن بوده.خلاصه من یکم صحبت کردم یه حرفایی هم زدم و اومدم خونه بعد دیدم ذهنم همش درگیره و هنوز داره برای اون بنده خدا منطق میسازه و میخاد منو بکشونه ببره اونجا تا دوباره صحبت کنم. درواقع یه جنگ درونی در من بود یه لحظه به خودم اومدم و دقیقا همین جملاتی که امروز شما تو فایل گفتید رو به خودم گفتم

    گفتم محمد تو نمیتونی فرکانسی کسی دیگه رو اصلاح کنی اصلا دسترسی نداری بهشون.گیرم که تو الان رفتی و این حرفو اصلاح کردی با هزارتا دردسر و سختی، فرکانس اون آدم های رو میخای چکار کنی؟اگر اون آدم ها این مشکلات براشون پیش اومده اشتباه نشده و تو نمیتونی این ها رو درست کنی.

    وقتی خوب فکر کردم که چرا میخاستم این کارو کنم رسیدم به همین حرفا که بالاخره خانوادته و نتیجه اونا تو زندگیه توام تاثیر میزاره و طرف از دست توام ناراحت میشه و میگه این ها فلان و بهمان.

    درصورتیکه نتیجه هرکس فقط تو زندگیه خودش میاد و من باید خودمو جدا کنم از نتایج دیگران.استاد اینا خیلی عمیقن و تو ریشه های ما هستن اما چقدر خداروشکر میکنم که هی بیشتر با این دست اتفاقات خودمو میشناسم.

    میدونی استاد وقتی فکر میکنم به این موضوع که چرا ما میخایم بقیه رو هم اصلاح کنیم به این نتیجه میرسم که انگار یه امتحان الهی انگار خدا داره منو نگاه میکنه میگه ببینم حالا که راه درست رو یاد گرفتی به کسی هم میگی یا خساست بخرج میدی انگار همون داستان بهشت رو بدون شما نمیخامه،داستان همه باهم در غیر اینصورت نه.

    یا در مورد همین آیه که گفتید شما نمیتونید به کران و مردگان چیزی رو حالی کنید تو مراسمات خاکسپاری دم گوش مرده هی میخونن و وقتی اون موقع میپرسیدم از دیگران که این چکاریه میگفتن میشنون و اونجا بدردشون میخوره و شاید این موضوع هم بی تاثیر نباشه حتی یادمه یه استادی از این موضوع به عنوان قدرت تلقین استفاده میکرد و منطقش همین داستان بود.

    چقدر مادرم هرسال داره پول میده که برای برادرش نماز بخونن اوایل خیلی دردم میومد هرچی میگفتم این کار اشتباست فقط مقاومت و درگیری بیشتر بود اما خداروشکر تو این موضوع خیلی بهتر شدم ودیگه سکوت میکنم.

    یه بنده خدای دیگه ای برای نماز قضا خودمون یه مثال قشنگم میزد می گفت فکر کن تو یه روز کامل غذا نخوردی حالا فردا که میخای غذا بخوری اون وعده های گذشتت رو هم میخوری و همین موضوع میتونه برای نماز دیگران هم باشه اگر پدر یا مادر من نتونستن غذا بخورن چند روز آیا من میتونم به جای اونها غذای اون ها روهم بخورم؟؟؟

    واقعا استاد ممنونم که فایلهای ارزشمند میزارین

    بی صبرانه منتظر دوره سپاسگذاری هستم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    سحر سفاری گفته:
    مدت عضویت: 552 روز

    به نام خداوند وهاب و رزاق،پروردگار جهانیان

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته ی عزیز و تمام همراهان استاد

    من این فایل رو‌ درست گوش ندادم،شاید یک دلیلش این باشه که فکر میکنم توی این مورد باگی ندارم،البته ذهنم اینو میگه ها ،بعدها باید توی رفتارم دقیق بشم که از این دسته هستم یا نه

    اما چندوقت بود که دلم میخواست کامنت بذارم و از استاد عزیز تشکر کنم برای این که چندسال زمان گذاشت تا جاده ی خوشبختی و سعادت رو پیدا کنه و با شور و اشتیاق زیاد از ما هم دعوت کنه که پا بذاریم در این جاده و لذت کنان و سوت زنان یکی یکی نعمت ها رو دریافت کنیم (خواسته هامون و تیک بزنیم)و ظرفمون و بزرگ تر کنیم و به نعمت های بعدی(خواسته های بزرگمون)برسیم،این جاده رو استاد اینقدر چراغانی کردن که حتی شب ها (تضادها و مشکلات) هم نمیتونن ما رو‌منصرف کنن از ادامه ی راه

    خداوند عزیز و مهربانم هزاران بار تو رو سپاس میگم که آدرس جاده ی خوشبختی رو به دست توحیدی ترین بنده ات(استاد عزیز)سپردی تا ما رو اول با تو آشنا کنه(خدای وهاب و رزاق و بخشنده نه خدای سخت گیر و عذاب دهنده ای که فقط ازش میترسیدیم)و بعد آماده امون کنی برای دریافت نعمت ها

    استاد عزیزم بی نهایت ازشما و خانم شایسته عزیز سپاسگزارم

    من با اینکه سه ماه هستش که عضو سایت شدم اما نشونه های زیادی دیدم که این مسیر حق است و دنبال مسیر دیگه ای نگردم که نیست

    و باز هم خداوند رو سپاسگزارم که هدایت رو بر خودش واجب کرده و من رو هدایت کرد به این سایت و آشنایی با استاد عزیز

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    مهیا بهرامی گفته:
    مدت عضویت: 1508 روز

    به نام خداوند آگاهم

    با سلام خدمت استاد عزیزم و مریم جانم که دلم برای صورت زیباشون تنگ شده وسلام میکنم به تمام بچه های سایت که چقدر فعالیتشون در قسمت عقل کل برای من عالی بوده و چقدر جوابهایی که دوستان دادن درست و کمک کننده بوده که جا داره از همتون تشکر کنم،واقعا خداوند به همه ی ما آگاهه و استاد عزیزم هر روز بر اثر هر اتفاقی باور من نصبت به حرفای شما بیشتر ‌ بیشتر میشه و با تمام ‌وجودم این تکامل لذت بخش و حس میکنم، دو هفته بود که ذهنم در گیر رفتار دخترم بود و من تمام مدت از خودم می‌پرسیدم

    که چرا باوجود حس خوبم کنترل ورودیام و اعراض کردن من از بعضی رفتارهای دخترم باز رفتارهایی رو انجام میده که من به هر روشی نمیتونم درستش کنم و به حرف من گوش نمیده واقعا خداوند مثل همیشه در بهترین لحظه به من آگاه و پاسخگو بود .

    استاد عزیزم من باز هم از فایلای دیگتون این نوع نگاه و رفتار صحیح و شنیده بودم ولی من به شخصه نیاز دارم به هر لحظه شنیدن این فایلا ‌ گرفتن تصمیماتی درسته و عمل به آموزشهای شما میدانم که رفتار منم یه شبه تغییر نمیکنه با فرزندم بخاطر الگوها و رفتارها ‌و باورهایی که درونم سالها رشد کرده و محیط زندگیم من فکر میکنم در کشورم ایران بیشترین دخالت از طرف والدین به بچه هاس و تلاش‌ برای تغییر رفتار اونها و تصمیماتی هست که میگیرن و کلا خوشبخت شدن فرزندمان مهم ترین اولویت زندگی ماست و اینکه فرزند من باید از اول درست رفتار کنه …

    استاد عزیزم بی نهایت سپاس گذار و قدر دان زحمات شما هستم فایلتون مثل همیشه پر بار و با ارزش و به موقع بوداز خداوند برای شما سلامتی خوشبختی در کنار عزیزدلتون میخام

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    حسین نیساری گفته:
    مدت عضویت: 1055 روز

    با سلام خدمت استاد،؛جان و خانم شایسته و تمام تیم استاد خداقوت

    و سلام به اعضای محترم سایت خانواده صمیمی عباس منش

    استاد خداهم خیرتون بده هم خیل

    که این مبحث رو واضح توضیح دادین البته همه به این شکل بودن در برهه ای یا اکثرا ولی صحبت سر تکامله چون علی الخصوص اون اوایل که وارد این مدار صحبت های حضرتعالی میشی می خوای به همه فریاد بزنی ولی در واقع کسی نمی شنوه و انسان های هم که در این مدار نیستند که وظیفه شرعی و قانونی خود می دانند

    کلید[[[[هر آنچه که قدرت تغییر آن را ندارید برایش تمرکز و انرژی نگذارید]]]

    مثال آب در هاون کوبیدن اینجا خودش رو خوب نشون می ده یعنی یک کار عبث و بیهوده داری انجام می دی که به خودتم ضربه می زنی

    داخل قدم اول یا دوم انجمن معتادان گمنام به شخصی که داره پاک میشه میگن بگو که من عاجز هستم و تسلیم

    تا بعد بتونین ما بهت کمک کنیم راهکار بدیم یعنی یه شخص معتاد تا خودش قبول نکنه که اعتیاد داره تو هر کاریش کنی بازم میره دنبال کار خودش حالا از این مثال میشه به خوبی فهمید که ما قدرت توانایی نه خوشبخت نه بدبخت کردن کسی رو نداریم مگر خودش وارد مدارش باشه هممون قبلا درگیر این موضوعات بودیم علی الخصوص در (این برهه حساس کنونی)که همه دارن در مورد سیاست صحبت می کنن که یکی میگه اونا اشتباه کردن دوباره یکی میگی ما اشتباه کردیم ساعت ها وقت می ذارن برای متقاعد کردن هم که آخرش به چی برسی هیچی شکر خدا و آموزهای شما من دیگه به جایی رسیدم که تلوزیون که دوسال هست تعطیله اینستا هم که اصلا دوست نداشتم رفیق آلاف هم که ندارم حتی وقتی می خوام از ماشین پیاده بشم و برم تیک وی یا کافه یه قهوه بگیرم هندزفری رو می ذارم میرم خریدم رو انجام می دم میام که حتی برا چند دقیقه هم این مباحثی کخ مکان های عمومی دارن در موردش صحبت می کنن هم نشنوم و یک محیط ایزوله برا خودم ساخته ام و تمرکزی به روی اهدافم سرمایه گذاری می کنم

    واقعاا از صمیم قلب آرزو میکنم همیشه تنتون سالم لبتون خندون و دلتون شاد و جیبتون پر پول باشه استاد جان

    الهی صد هزار مرتبه شکرت برای این آگاهی های ناب جهان هستی که به رایگان استاد بزرگواری می کنن در اختیار ما قرار می دهند این یکی از شکر گذاری های هرشبم هست

    در پناه الله یکتا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    مجتبی کاظمی گفته:
    مدت عضویت: 3594 روز

    به نام خداوند هدایتگر مهربان

    خدایا من هرآنچه که دارم از آن توست و از تو به من رسیده است

    سلام و درود بر استاد عباس‌منش عزیز و تمامی اعضاء این خانواده صمیمی

    لعنت بر پدرومادر هرکسی در این محل آشغال بریزد

    چقدر این جمله را روی در و دیوار خوندم و همیشه هم میگفتم راست میگند اگر پدر و مادر اون شخص که آشغال را در محل نامناسب میگذاره درست اون را تربیت میکردند این شخص این کار را انجام نمیداد؛

    ولی واقعاً چه ربطی داره به پدر ومادرش که بخواهند بخاطر کار نادرست فرزندشون لعنت بشند

    وقتی که استاد داشتند این موضوع را مطرح میکردند یاد این جمله افتادم و خنده‌ام گرفت و جالب اینکه خودم هم قبلاً همینطور فکر میکردم و قضاوت‌های نابجا داشتم یا اینکه میشنیدم که میگفتند بچه‌جان این کار را نکن چون تن پدرت را در قبرش میلرزونی،

    آخه کار من چه ربطی داره به اینکه جسم بی‌روح پدرم در قبر بلرزد، واقعاً دنیا اینقدر بی‌حساب و کتاب هست که بخاطر کار یک شخص دیگری، یک شخص را که هیچ گناهی نکرده عذاب بدهند؛

    یا این ضرب‌المثل که: گنه کرد در بلخ آهنگری، به شوشتر زدند گردن مسگریس

    یعنی انقدر خداوند بی حساب و پیمان آدمها را قضاوت و سپس عذاب میکنه،

    اینقدر دنیا بی نظم و بی‌عدالتی هست که یک کس دیگری یک کاری را بکنه و یک بی‌گناه تاوان پس بده

    نه واقعا با این آیاتی که استاد بررسی کردند چقدر راحت و ساده میشه به این باور رسید که من و هرکس دیگری، هرکاری که کردیم عقوبت آن دامن‌گیر خودمان خواهد شد

    نه پدر و مادر من لعنت خواهند شد بخاطر کار اشتباه من و نه من لعنت خواهم شد بخاطر اشتباه فرزندم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    علی عباسی نیک گفته:
    مدت عضویت: 1615 روز

    به نام خداوند جان آفرین

    درود بر استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان و دوستان خوبم

    من در رابطه با اینکه ما هیچ تغییری در زندگی دیگران نمی‌تونیم ایجاد کنیم، تجارب خیلی زیادی دارم ومن توی یه دوره‌ای از زندگیم فکر می‌کردم من منجی‌ام که باید به خانوادم و اطرافیان کمک کنم و چه از لحاظ مالی چه از لحاظ کاری و چه از لحاظ روابط باید به اونا خدمت کنم و بعد از یک زمان طولانی که خیلی اذیت شدم و فشار روحی، جسمی و مالی بهم وارد شد تونستم تا حدودی از این کار دوری کنم که به قول استادم چک و لقدهای محکمی خوردم.

    مثلاً یه زمانی من به خاطر یکی از دوستانم که خیلی با هم رفیق بودیم و اون توی دوره‌ای که من شاگرد صافکار بودم اون بچه محصل بود و کار اصلیش بخور و بخواب بود و فقط درگیر حاشیه و دعوا درست کردن توی محله بود، من صبح ساعت 8 سر کار بودم تا 8 شب و به خاطر رفاقتی که ما با هم داشتیم، من همیشه با خودم می‌گفتم باید یه کمکی بهش بکنم و درسال‌های بعد مادرش فوت کرد و من توی همون دوره‌ای که این بنده خدا این اتفاق براش می‌افته درصد دلسوزیم دها برابر می‌شه و میارمش پیش خودم سر کار همون موقع من مغازه داشتم و برای خودم کار می‌کردم یه مغازه براش اجاره کردم آوردمش جفت خودم و آروم آروم کار زیروبندسازی مشتری‌های خودم رو براش می‌گرفتم و یادش می‌دادم که باید چیکار کنه. من یواش یواش کارم گسترش پیدا کرد و یک صافکار گرفتم برام کار کنه یک نقاش گرفتم که برام نقاشی کنه و این بنده خدا کارهای زیر وبندسازی را برای من انجام بده از قضا نقاش اعتیاد داشت دو بار اون رو به کمپ برده بودم و هر باری که اون رو به کمپ می‌بردم کلی هزینه می‌کردم به خاطر اینکه فکر می‌کردم من می‌تونم آدم‌هارو تغییر بدم و اون دوره برای من یک درس خیلی خوبی داشت اینکه نتونستم نقاش رو از اون باتلاقی که توش گیر کرده بود نجات بدم بلکه خودم هم داشتم در کنار اون اذیت میشدم. بعد از پنج ماه تونستم رفیقم رو بشناسم اون با این بنده خداها هماهنگ می‌کرد و سعی می‌کردن که من رو در شرایطی سخت با فشار کاری بالا اذیت کنن.

    همون آدمی که من دلم براش می‌سوخت شد دشمن من و در کارم موش میدوند.

    و می‌رفت پیش همکارا می‌گفت که می‌خوام یه کاری بکنم که علی از اینجا جمع کنه و بره. طولی نکشید که جهان اون رو از زندگی من محو کرد و من دقیقاً در همون تایم با

    سید حسین عباسمنش استاد گرانقدرم آشنا شدم و سعی می‌کردم ذهنم رو کنترل کنم. نقاش رو رد کردم، صافکار رو هم رد کردم.

    و من از صبح هندزفری می‌ذاشتم سعی می‌کردم آروم باشم و ذهنم رو کنترل کنم.

    اتفاقی که افتاد جهان خیلی راحت و طبیعی همه این افراد را از من دور کرد و من در آرامش با خودم و خدای خودم خلوت می‌کردم.

    و از اونجا بود که زندگی من کلید خورد به سمت اتفاقات مثبت.

    ممنون و سپاسگزارم از استاد عزیزم

    این فایل در تاریخ 1404/10/4 نشانه های من برای من بود و من از نشانه های من زیاد استفاده میکنم چون دقیقا همون چیزی از زبان استاد گفته میشه که من در اون زمان بهش نیاز دارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    علی گفته:
    مدت عضویت: 1941 روز

    بنام خداوندی که مو لای درز عدالتش نمیرود

    سلام بر استادِ جان و خانم شایسته زیبا

    الله جاری سازد کلامم را…

    دقیقا زمانی که ما به این (باور) برسیم که (ناتوانیم) در تغیر زندگی دیگران، درهای نعمت، اتفاقات خوب و رحمت به زندگی ما بازخواهد شد

    چرا‌ باور مهمه؟ چون

    ما میتونیم از همین الان تصمیم بگیریم دیگه مسئولیت اشتباهات، یا زندگی، یا کارهای دیگران رو به عهده نگیریم، اگر کسی گفت ضامنم شو میخوام وام بگیریم‌ ما قبول نکنیم و یا هر پیش‌آمد دیگه…

    اما اگر از درون نگران و ناراحت باشیم، همش‌ این نگرانی رو داشته باشیم که اگر از دستم ناراحت بشه چی؟ اگر من ضامنش نشوم و او نتونه وام بگیره چی؟ اگر وام بهش ندن و نتونه کارش رو راه بندازه چی و درنهایت خودمون رو از درون مسئول بدونیم و حالو احساسمون بد بشه، هیچ فایده نداره و اتفاقات و شرایط بد رو توی زندگیمون دعوت میکنیم چون احساسمون بده، و این نشون دهنده اینه که هنوز به این (باور) نرسیده ایم که ما (ناتوانیم در تغیر زندگی دیگران)

    اما اگر به این باور برسیم که ناتوانیم در تغیر زندگی دیگران، بعد از اینکه جواب رد به یکسری از خواسته های نامعقول دیگران دادیم، دیگه اصلا به اون شخص فکر هم نمیکنیم، و کاملا راضی هستیم از تصمیم خودمون، و خودمون رو بابت قدرتِ نرفتن زیر بار حرف نامعقول تحسین میکنیم…

    و این احساس خوب، این احساس لیاقت، این احساس قدرت، درهای ورودی رحمت و نعمت‌ را به زندگی ما باز میکند

    من، یک چیزی رو درک نمیکنم، اونم اینه که مگه افرادی که همش دغدغشون حل کردن مسائل دیگرانه، یا نصیحت کردن دیگران، و یا هدایت کردن افراده، چقدر وقت آزاد دارن؟

    مایی که نزدیک 3 ساله با استاد عباسمنش در یک مسیر داریم حرکت میکنیم، برای دونه به دونه دقایقمون برنامه ریزی داریم و اصلا فرصت این رو نداریم به کسی غیر از خودمون فکر کنیم

    و در نهایت با این فایل مشخص شد افرادی که همش میخوان دیگرانو به خدا نزدیک کنن، دیگرانو روی مسیر درست و راه راست هدایت کنن، دیگران رو نصیحت کنن، اونا اصلا خدایی رو که بقیرو میخوان به سمتش هدایت کنن،‌ نشناختن، حرف های این خدارو یا نخوندن یا اگه خوندن درک نکردن، و دلیل این کارشون فقط کمبود عزت نفس و لیاقت خودشونه که همش میخوان دیگران رو اصلاح کنن…

    خداروشکر برای این فایل که یه نشتی بزرگ انرژی رو ازمون برطرف کرد، که مارو در این مسیر و عمل به قوانین ثابت قدم تر کرد…

    به قول فردوسی:

    موی بشکافی به عیبِ دیگران

    چو به عیبِ خود رسی کوری درآن

    گر تو را هوشی است خاموشی گزین

    عیب کس منگر به عیب خود ببین

    در پناه الله یکتا باشید…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    mahboube zamani گفته:
    مدت عضویت: 1356 روز

    مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثی‌ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاهً طَیِّبَهً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما کانُوا یَعْمَلُونَ (97)

    ‏هر کس از مرد یا زن که مؤمن باشد و کار شایسته کند، حتماً به زندگی پاک وپسندیده‌ای زنده‌اش می‌داریم وقطعاً مزدشان را نیکوتر از آنچه انجام داده‌اند، پاداش خواهیم داد.

    سلام به رب رحمان و رحیم

    خدایا جونم

    من دلم کوچیکه خیلی

    حواست پرت نشه از من

    همه دلخوشیم شدی تو

    وقتی جز تو همه رفتن

    از خودت برام گذشتی

    تو دلت خیلی بزرگه

    دستمو گرفتی گفتی

    نرو این شهر پر گرگه

    تویی ماه شبام

    دیگه چی آخه از تو بخوام

    اسمتو روی آرزوهام

    چه قشنگ تو نوشتی برام

    تویی ماه شبام

    دیگه چی آخه از تو بخوام

    اسمتو روی آرزوهام

    چه قشنگ تو نوشتی برام

    گفتم از آدما خستم

    رو دل من پر زخمه

    دستمو گرفتی گفتی

    نزار هیچکسی بفهمه

    به همه همیشه پشتم

    تو فقط خوبمو گفتی

    انقدر خوبی که هیچوقت

    از چشم من نمیفتی

    تویی ماه شبام

    دیگه چی آخه از تو بخوام

    اسمتو روی آرزوهام

    چه قشنگ تو نوشتی برام

    تویی ماه شبام

    دیگه چی آخه از تو بخوام

    اسمتو روی آرزوهام

    چه قشنگ تو نوشتی برام

    خدایا بی نهایت دوست دارم.

    تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم خدایا من هر انچه دارم از ان توست.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    امین زندی گفته:
    مدت عضویت: 1296 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام بر استاد عزیزم

    سلام بر خانم شایسته و همه دوستان عزیزم

    چقد گوش دادن به این دوتا فایل منو برد به اون احساس لیاقتی که در وجودم ریشه داره به اون اگاهی نابی که به من فهموند که من مسئول کسی نیستم

    من چرا باید وظیفه خودم بدونم که اقا من زندگی دیگران رو تغییر بدم من

    چرا به چه دلیل من که فقط خالق صدرصدی زندگی خودم هستم چرا باید دیگران رو که میخوان رارو برن و من بیام بگم من بلدم من حالیمه و حس خودم رو خراب کنم کاملا

    نه من میام به خودم میگم من مسئول کسی نیستم اصلا من نمیتونم زندگی کسی رو تحت شعاع قرار بدم و تغییر بدم

    لیشتر پدر مادرا فکر میکنن اگه بچشون کاری میکنه اونا باید جور کارهای اونو بکشن

    خیلی باوری از این قبیل گه من باسد دست بچم رو بگیرم چک میکشه راه کج میره اونا باید ی کاری بکنن

    که بچه خوشبخت بشه در صورتی که هنوز خود پدر مادر معنی خوشبختی رو به طور کامل نفهمیده اصلا درک درستی نسبت بهش نداره

    ی ادم بدبختی تو خیابون میبینن میخوان کت خدارو بکنن تنشون و فکر میکنن ی چیزی خرایه و اونا باید درستش کنن نه داداش چیزی خراب نیست فکر تو خرابه خدا اشتباه نمیکنه جهان اشتباه نمیکنه

    مادر خود من

    فکر میکنه ی خونه ای که داره باید بفروشه بچهاش رو خونه دار کنه بابا تو نمیتونی کاری بکنی بچت باید یاد بگیره خودش زندگی کنه خودش راه رو پیدا کنه میره تو مسیر انقد درست غلط میکنه خدا بهش راه نشون میده

    با حس عجله نمیشه به جایی رسید فقط رنج میکشی

    مثل دوست استاد که میفته تو راه کج و با احساس عجله میره و الا هم روانی شده از بس فشار عصبی به این ادم اومده و پدری که نقش خدارو بازی میکرده که خدا هم اون نقش رو بازی نمیکنه خدا میگه من کمکت میکنم اون راهی که میخوای بری حالا کدوم راه اون راهی که تو انتخاب میکنی اونم فقط راه باز میکنه برات

    خداوند مثل مادر دلسوز نیست خداوند هیچ وقت از قوانین خودش عدول نمیکنع جهان قانون داشته از روز اول و الا هم همون قانون داره اونم بدون تغییر

    تو اگه بیفتی تو راه درست خداوند یاوزت میشه و دستانس میفرسته که تو راه رو پیدا کنی به راحتی

    حالا کدوم راه راهی که تو انتخاب میکنع

    حتی به پیامبر خودش میگه کار تو فقط ابلاغ پیام

    هیچ مسئولیتی نداری ی وقت نکنه که بخوای به زور کسی رو به راه بیاری

    اگه کسی اماده باشه دریافت میکنه و خودش میاد تو راه کسی هم نخواد نمیشه انتخاب با خودشونه

    واقعا زیباست عدالت خدا

    إِنَّا أَنْزَلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ لِلنَّاسِ بِالْحَقِّ فَمَنِ اهْتَدَى فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ ضَلَّ فَإِنَّمَا یَضِلُّ عَلَیْهَا وَمَا أَنْتَ عَلَیْهِمْ بِوَکِیلٍ ﴿41﴾ما این کتاب را براى [رهبرى] مردم به حق بر تو فروفرستادیم پس هر کس هدایت ‏شود به سود خود اوست و هر کس بیراهه رود تنها به زیان خودش گمراه مى ‏شود و تو بر آنها وکیل نیستى

    وَٱلَّذِینَ ٱتَّخَذُواْ مِن دُونِهِۦٓ أَوۡلِیَآءَ ٱللَّهُ حَفِیظٌ عَلَیۡهِمۡ وَمَآ أَنتَ عَلَیۡهِم بِوَکِیلࣲ

    و آنان‌که به‌جاى خدا سرپرستانى گرفتند خداوند بر [کار] آنان نگهبان است و تو بر آنان گمارده نیستى [تا به اجبار از سرکشان بازدارى]

    چقد این دو ایه قشنگه و داره به پیامبر میگه نکنه به زور بخوای کسی رو به مسیری بیاری تو سرپرست اونها نیستی

    و حجت رو داره تمام میکنه بر قومی که میخوان هدایت بشن

    ما وقتی میخواییم ی چیزی رو درست کنیم سعنی خدا کارشو بلد نیست و من میخوام درستش کنم

    و اما نمیدونیم قانون خداوند اینه که ببین تو نمیتونی کسی رو نغییر بدی و بخدای احساس مسئول بودن به خودت بگیری که من میتونم نه تو بلدی زندگی خودت رو درست کن

    همه ما همیشه یکی بوده که خواسته زندگی مارو درست کنه

    یکی خواسته بگه من همه چی بلدم بذار تا درستش کنم و زده چشمش رو هم کور کرده واقعا و همینه شک نکن

    استاد واقعا عالی بود به موقع بود مثل تمام فایلاتون من که کیف کردم

    اصلا زندگی دبگران به من چه من زندگی خودم رو بتونم درست کنم و تغییر بدم

    در پناه حق شاد سالم سلامت و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: