اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
استاد جان وقتی میگفتید اگه میبینی درآمدت ، کسب و کارت ، روابطت ، سلامتیت یا هر تیکه از زندگیت داره دچار رکود میشه و تو بی توجهی و نمیبینی
این یعنی نشانه های خداوند رو نمیبینی …
صدای خداوند رو که با این نشانه ها داره صحبت میکنه رو نمیشنوی …..
قلبم میریخت ، دقیقا یاد بچگیام می افتادم تو مدرسه که معلم آخرای سال ته خودکارو میکوبید رو میز و بلند بلند و محکم میگفت : بچه هااا…… امتحانات اخر ساااال….. شوخی نییییس ……
درس نخوندن و بی خیالی کردن ….. اونم تو این وقت ……. شوخی نییییس….
نمره های تک و افتادن از درس …… شوخی نییییس……… پس دست بجونبونید تا دیر نشده …..
همونجوری دلم میریخت .
اخه خودم الان خوب میدونم با زندگیم چیکار کردم .
استاد من از اون آدمای ام که تا جهان با مشت و لگد حالیش نکنه به خودش نمیاد و دنبال بهانه میگرده .
سختیها و کم و کاستیها رو میبینه هااااا…. ولی بازم دست به عمل نمیشه…
خدایا شکرت که دارم تو این سفر گوشه گوشه مخفی شده و خاک خورده و دفن شده شخصیتم و پیدا میکنم و میکشم بیرون و جلو چشم میارم تا ببینم و بفهمم و فکر ۱۰ سال بعدم و بکنم و از جا بلند شم .
دل بدم به هدایتهای هر لحظه الهی ام و تموم کنم این ضعف و بی ایمانی و دست به کارشم .
برم تو دل آتیش و بدونم روم گلستان میشه
اگه واقعا ایمان داشته باشم …..
بزنم به دل دریای خروشان ذهنم و بدونم دریا واسم شکافته میشه و من غرق نمیشم
اگه واقعا ایمان داشته باشم …..
تبرم و که قدرت و شجاعت الهیه بردارم و دونه دونه بت های ذهن تارعنکبوت بستم و بشکنم و بریزم پایین
اگه واقعا ایمان داشته باشم …..
استاد جانم حق با شماست . اگه برای بهبود کاری نکنیم زیر چرخ دنده های جهان له میشیم …
الان که فکر میکنم میبینم خیییلی جنبه ها هست که باید تغییرشون بدم تو زندگیم 🤔🤔🤔
اول از همه جنبه مالی منه که باید بهبود پیدا کنه
دوم روابطمه
سوم نگاهی دوباره به بازیگری مه
چهارم پیگیری مجدد ورزش و باشگاهمه
و خیییلی چیزای دیگه
وحتی به قول شما حتی اگر تو جنبه ای از زندگیمون خیییلی خوبم هستیم بازم جا برای بهبودی بیشتر هست .
آخخخخخ…. به نازم به این دنیا و این قوانینش که هم تلخه و هم شیرین
هم سخته و هم آسون
هم جهنمی و هم بهشتی
فقط بستگی داره منه بنده کجای این قوانین وایساده باشم ؟!!!! تو کدوم مدار ؟؟!!!! تو کدوم مرحله ؟؟!!!
تو جاده اسفالته افتادم یا هنوز دارم نفس نفس زنان با ی گاری درب و داغون فکسنی تو کوه بالا میرم ؟؟!!!!
خدایا ای حامی تمام موجودات این عالم ⭐⭐
من صدات و شنیدم ، به جان خریدم ، اطاعت میکنم . میخوام بلند شم ، میخوام حرکت کنم ، میخوام بهبود بدم کل زندگیمو ، کل شخصیتمو ، میخوام یادم بیاد که چه بزرگ و وسیع منو آفریدی ، میخوام استفاده کنم از هر آنچه به عنوان استعداد و توانمندی در وجودم ودیعه نهادی .
دستم و بگیر ، ایمانم را محکم ، قدم هایم را استوار و قلبم را روشنا ببخش . من آماده ام و به 《《 تو 》》محتاج 🙏🙏🙏
چند وقت هست که همش دنبال اینم که توی مسیر علایقم باشم و اینکه چطور باید بدونم علایقم چیه تا توی همون راستا قدم بردارم. چون میدونم هرکاری انجام بدم اگر در راستای علایقم نباشه،بجایی نمیرسم چه از نظر رشد فردی و چه از نظر رشد مالی. چون وقتی علاقه ای به کاری که انجام میدم نداشته باشم،ایده ای هم به ذهنم نمیاد برای پیشرفت. اول توی این مورد تکلیفم رو مشخص کردم با خودم که آیا من امنیت برام مهمه یا آزادی و دیدم که مهمترین چیز برام آزادیه. پس اولین کاری که انجام میدم این هست که استعفا میدم و قدم میذارم توی مسیر علایقم که رانندگی و آشپزی و سفر هست. خدایا شکرت بابت آگاهی های جدید و ممنونم از شما استاد عزیزم و خانم شایسته نازنین. موفق تر و ثروتمندتر باشید🍀🙏🏼💐
و چه حس قشنگیه وقتی از ته دل این جمله رو میگم، چون واقعاً باور دارم که اگه چیزی دارم، اگه به چیزی رسیدم، اگه هنوز سر پا ایستادم، فقط و فقط به خاطر بودنت کنارمه.
امروز برای سومین بار فایل روز پنجم رو گوش دادم، اما فرقش با دفعات قبل این بود که اینبار با یه نیت تازه برگشتم. تصمیم گرفتم دوباره از اول، دقیق و با تمرکز، روزشمار رو گوش بدم و مرحلهبهمرحله باهاش جلو برم. احساس میکنم دوباره برگشتم به اون انرژی اولیه، به اون شوقی که روزای اول عضویت توی سایت داشتم.
خدایا شکرت که نذاشتی از مسیر دور بشم.
تو همیشه یه جوری منو برمیگردونی سر راه اصلی. حتی وقتی خودم حواسم پرت میشه یا انگیزهم کم میشه، باز یه نشونه، یه تلنگر، یا یه حسِ آشنا از درون، منو برمیگردونه سمت نوری که تو برام روشن کردی.
راستشو بخواید، یه مدت فعالیتم توی سایت کم شده بود، کامنت نمیذاشتم، حتی حوصلهی نوشتن هم نداشتم. حس میکردم یه چیزی گم کردم. انگار بخشی از خودم رو جا گذاشته بودم. یه خلأ عجیبی توی دلم بود که آرومآروم داشت بزرگ میشد. ولی الان… برگشتم! با دلِ پر، با اشتیاق، با حسِ دوباره شروع کردن.
توی این مدت، با اینکه گاهی مسیر رو گم میکردم و از تمرکز ذهنیم فاصله میگرفتم، ولی خدا رو شکر، تونستم جلوی اون سیل افکار منفی وایستم. انگار با هر بار زمین خوردن، قویتر بلند شدم. حالا دیگه با دل قرصتری دارم قدم برمیدارم توی مسیر تغییر. مطمئنم خدا کنارمه، پشت و پناهمه، و منو تنها نمیذاره.
خدایا شکرت واسه اتفاقاتی که اون موقع نفهمیدم چرا افتادن، ولی الان میبینم که چقدر قشنگ داشتن منو آماده میکردن برای یه مرحلهی تازه از زندگی. شکرت که راهو هموار کردی، حتی اگه اولش برام سخت و گیجکننده بود.
من آمادهم برای تغییر، برای ساختن یه زندگی تازه با تو، برای اینکه هر روز بهتر بشم.
تغییری که به موقع باشه زحمت خاصی نداره من تجربش کردم ، با این که هیچ وقت در زندگیم کاسبی نکرده بودم و هیچ تجربه ای از گذشته نداشتم این کارو انجام دادم و این شروع یه مسیر زیبا شده برام ، هنوز اوایل راهم و نشانه ها رو دنبال میکنم با اینکه کار خاصی نکردم و از همون اول سود ( ناچیز بود ) بدست آوردم
اینکه بتونم از نقطه امنم همیشه خارج بشم به خودم جایزه میدم با اینکه یکبار انجام دادم و بد نبوده برام برای تکرارش باید خیلی بیشتر روی ذهنم کار کنم و سوالاتی ازش بپرسم مثل
چرا دلخوش کردی به یه آب باریکه حقوق؟
همه کسانی که اینطوری فکر کردن بعد از بازنشستگی هنوزم دارن میرن سر کار نه بخاطر علاقه بلکه بخاطر تامین معاش
چه حس خوبی داد این فایل.وقتی حرف از تغییر میشه ناخودآگاه ذهن آدم میرسه سراغ کوه جا به جا کردن ولی توی این فایل ی سری ایده ها داده شد که بسیار ریز و کارآمد هستن.مدتی هست که دارم به درآمد زایی از طریق خیاطی فکر میکنم و چندباری هم ی سری دوخت انجام دادم برای فروش ولی متوجه شدم که این سبک کارها زیاد مورد رضایت مردم نیست و همش میپرسیدم خدایا چیکار کنم با اینکه تغییراتی توی کارهام ایجاد کرده بودم اما خیلی تاثیری توی فروشم نداشت تا اینکه امروز با این فایل انگار خدا بهم گفت این سبک کارها رو بذار کنار و دنبال ی راه دیگه که من بهت میگم باش و منم سعی میکنم خاموش بشم و بذارم به موقع بهم ایده کار نو و جدید داده بشه.خدایا ازت ممنونم که از بی نهایت دست و طریق بهم راه رو نشون میدید.خدایا سپاسگزار هستم که در زمان ممکن بهم الهام میکنی.من میخوام ده سال دیگه رو ببینم و تغییراتی در باورها و رفتارها و مدل زندگیم بدم.تو نشان دهنده راه هستی پس من آروم میشم تا بهم ایده بدی برای تجربه بهتر زندگی.الهی شکر
بنا به حرفای استاد ما باید با دیدن الگوهای مناسب که با تغییر دادن خودشون چقدر رونق تو کسب کارشون ایجاد کردن باورامون رو عوض کنیم
ما میتوانیم شغلی که دوست داریم رو بی نهایت گسترش بدیم تا ثروت بسازیم
اگه بخوام یه نمونه از الگو ها رو بگم مثل شرکت نوکیا که نتونست خودش رو تغییر بده و پیشرفت کنه الان جایگاه سامسونگ رو ببین و نوکیا رو ببین ما باید بهترین ها رو عرضه کنیم تا بتونیم حرفی برای گفتن داشته باشیم
اگه خود استاد هر روز روی سایت کار نمیکرد و ارتقاء نمیداد صددرصد نمیتوانست این جایگاهی که الان داره رو داشته باشه پس باید برای ما یه تلنگر باشه که ای کسی که داری تو کارخانه جون میکنی برا یه لقمه نون ببین اون کسایی که بازنشسته شدن و الان پشیمونن و میگن کاش زود تر یه کاری برای خودمون کرده بودیم و با وجود بازنشست شدن باز هم باید برن سرکار تا بتونم شکم زن بچه شوند رو سیر کنن چرا چون نرفتن تغییر کنن و به اون وضعیت ادامه دادن امیدوارم این حرفا برای خودم یه تلنگری باشه تا تغییر بزرگی تو زندگیم بدم ممنون از استاد و همهی بچه ها که با کامنتاشون آدم جون میگیره
درود وقت بخیر خدمت استاد عباس منش و خانم شایسته ودوستان هم فرکانسی
سپاس گذار خداوند هستم فرصت داشتم در گام پنجم ردپا از خودم جا بگذارم
دوستان بنده 4ساله بایکی از اقوام تو کسب کارم شریک هستم به صورت 60به40 درعوض 20درصد مغازه رو باید خودم تنها اداره کنم چون سرمایه کافی رو نداشتم مجبور به شریک گرفتن شدم و این چن سال اونطور احساس آزاد بودن رو داشته باشم نداشتم نمیشدیه سفر خوب رفت درآمد کمترمیشد میبایست توضیح بدم به شریکم و موضوعات دیگه البته نسبت به سال های قبل درآمد یه مقدار بهتر شده اما ازاینکه شریک هستم وتو کارم آزادی لازم رو ندارم ازمیزان درآمدماهانه شریکم خبر داره وفامیل هم هست احساس خوبی به آدم نمیده این شرایط منو مجبور کرده تا خودمو و وضعیت کاریمو تغییر بدم وتصمیم گرفتم در این سال جدیداز قرارداد کاریم سهم شریکم رو پرداخت کنم وکسب کارم برای خودم باشه وذهنم آزادتر بشه وبعد کسب کارم رو اینترنتی کنم واز زمانی تصمیم به این کار گرفتم شرایط به گونه پیش میره که احساسم بهم میگه تو درمسیر درست هستی ازاینکه در قرارداد اجاره مغازه ام افزایش زیاد اجاره نداشتم این خودش یه کمک مالی میشه تا بتونم بهترسهم شریکم رو پرداخت کنم از طرفی با دوستانی آشنا شدم که شغلشون طراحی سایت فروش هست واطلاعات لازم روگرفتم برای ایجاد سایت فروشگاهی.
خداوندا سپاس گذارم شما هستم از تمام فرصت ها وپیشرفت های زندگیم وآنچه که در اختیارم هست واز آن شماست.
استاد عزیز و خانم شایسته از شما تشکر میکنم بابت این فایل زندگی بخش امیدوام همیشه سلامت وخوشبخت باشین
سلام استاد عباسمنش عزیز عالی بود واقعا مثل ….همیشه تلنگری میزنی تا متوجه شیم کجا هستیم و چ میکنیم الان دیگه یقین پیدا کردم باید تجربه کنم تمام ایدهای که به ذهنم میرسه راستش فقط ترس از شکست بود ادم حرکت کنه اگرم شکست بخوره حداقل یه تجربه کسب میکنه ولی حرکت نکنی هیچ پس بهتره ماجراجو باشیم الان مفهوم جملتونو متوجه میشم که نوشته بودین ادمایی که ریسک نمیکنن به هیجا نمیرسن ……..
《 به نام ربّم که مرا موجودیت بخشید و هدایتم کرد》
درود بر استاد عزیزم 🦋🦋
برگ پنجم از سفرنامه ام :
استاد جان وقتی میگفتید اگه میبینی درآمدت ، کسب و کارت ، روابطت ، سلامتیت یا هر تیکه از زندگیت داره دچار رکود میشه و تو بی توجهی و نمیبینی
این یعنی نشانه های خداوند رو نمیبینی …
صدای خداوند رو که با این نشانه ها داره صحبت میکنه رو نمیشنوی …..
قلبم میریخت ، دقیقا یاد بچگیام می افتادم تو مدرسه که معلم آخرای سال ته خودکارو میکوبید رو میز و بلند بلند و محکم میگفت : بچه هااا…… امتحانات اخر ساااال….. شوخی نییییس ……
درس نخوندن و بی خیالی کردن ….. اونم تو این وقت ……. شوخی نییییس….
نمره های تک و افتادن از درس …… شوخی نییییس……… پس دست بجونبونید تا دیر نشده …..
همونجوری دلم میریخت .
اخه خودم الان خوب میدونم با زندگیم چیکار کردم .
استاد من از اون آدمای ام که تا جهان با مشت و لگد حالیش نکنه به خودش نمیاد و دنبال بهانه میگرده .
سختیها و کم و کاستیها رو میبینه هااااا…. ولی بازم دست به عمل نمیشه…
خدایا شکرت که دارم تو این سفر گوشه گوشه مخفی شده و خاک خورده و دفن شده شخصیتم و پیدا میکنم و میکشم بیرون و جلو چشم میارم تا ببینم و بفهمم و فکر ۱۰ سال بعدم و بکنم و از جا بلند شم .
دل بدم به هدایتهای هر لحظه الهی ام و تموم کنم این ضعف و بی ایمانی و دست به کارشم .
برم تو دل آتیش و بدونم روم گلستان میشه
اگه واقعا ایمان داشته باشم …..
بزنم به دل دریای خروشان ذهنم و بدونم دریا واسم شکافته میشه و من غرق نمیشم
اگه واقعا ایمان داشته باشم …..
تبرم و که قدرت و شجاعت الهیه بردارم و دونه دونه بت های ذهن تارعنکبوت بستم و بشکنم و بریزم پایین
اگه واقعا ایمان داشته باشم …..
استاد جانم حق با شماست . اگه برای بهبود کاری نکنیم زیر چرخ دنده های جهان له میشیم …
الان که فکر میکنم میبینم خیییلی جنبه ها هست که باید تغییرشون بدم تو زندگیم 🤔🤔🤔
اول از همه جنبه مالی منه که باید بهبود پیدا کنه
دوم روابطمه
سوم نگاهی دوباره به بازیگری مه
چهارم پیگیری مجدد ورزش و باشگاهمه
و خیییلی چیزای دیگه
وحتی به قول شما حتی اگر تو جنبه ای از زندگیمون خیییلی خوبم هستیم بازم جا برای بهبودی بیشتر هست .
آخخخخخ…. به نازم به این دنیا و این قوانینش که هم تلخه و هم شیرین
هم سخته و هم آسون
هم جهنمی و هم بهشتی
فقط بستگی داره منه بنده کجای این قوانین وایساده باشم ؟!!!! تو کدوم مدار ؟؟!!!! تو کدوم مرحله ؟؟!!!
تو جاده اسفالته افتادم یا هنوز دارم نفس نفس زنان با ی گاری درب و داغون فکسنی تو کوه بالا میرم ؟؟!!!!
خدایا ای حامی تمام موجودات این عالم ⭐⭐
من صدات و شنیدم ، به جان خریدم ، اطاعت میکنم . میخوام بلند شم ، میخوام حرکت کنم ، میخوام بهبود بدم کل زندگیمو ، کل شخصیتمو ، میخوام یادم بیاد که چه بزرگ و وسیع منو آفریدی ، میخوام استفاده کنم از هر آنچه به عنوان استعداد و توانمندی در وجودم ودیعه نهادی .
دستم و بگیر ، ایمانم را محکم ، قدم هایم را استوار و قلبم را روشنا ببخش . من آماده ام و به 《《 تو 》》محتاج 🙏🙏🙏
بماند به یادگار
شیرین ♥️
سلام به استاد عزیزم و خانواده بزرگ عباسمنش
روز پنچم:
چند وقت هست که همش دنبال اینم که توی مسیر علایقم باشم و اینکه چطور باید بدونم علایقم چیه تا توی همون راستا قدم بردارم. چون میدونم هرکاری انجام بدم اگر در راستای علایقم نباشه،بجایی نمیرسم چه از نظر رشد فردی و چه از نظر رشد مالی. چون وقتی علاقه ای به کاری که انجام میدم نداشته باشم،ایده ای هم به ذهنم نمیاد برای پیشرفت. اول توی این مورد تکلیفم رو مشخص کردم با خودم که آیا من امنیت برام مهمه یا آزادی و دیدم که مهمترین چیز برام آزادیه. پس اولین کاری که انجام میدم این هست که استعفا میدم و قدم میذارم توی مسیر علایقم که رانندگی و آشپزی و سفر هست. خدایا شکرت بابت آگاهی های جدید و ممنونم از شما استاد عزیزم و خانم شایسته نازنین. موفق تر و ثروتمندتر باشید🍀🙏🏼💐
⸻
سلام به استاد عزیز و مهربونم
روزشمار تحول زندگی من – فصل یک، روز پنجم
“خدایا، هر چی دارم از توئه…”
و چه حس قشنگیه وقتی از ته دل این جمله رو میگم، چون واقعاً باور دارم که اگه چیزی دارم، اگه به چیزی رسیدم، اگه هنوز سر پا ایستادم، فقط و فقط به خاطر بودنت کنارمه.
امروز برای سومین بار فایل روز پنجم رو گوش دادم، اما فرقش با دفعات قبل این بود که اینبار با یه نیت تازه برگشتم. تصمیم گرفتم دوباره از اول، دقیق و با تمرکز، روزشمار رو گوش بدم و مرحلهبهمرحله باهاش جلو برم. احساس میکنم دوباره برگشتم به اون انرژی اولیه، به اون شوقی که روزای اول عضویت توی سایت داشتم.
خدایا شکرت که نذاشتی از مسیر دور بشم.
تو همیشه یه جوری منو برمیگردونی سر راه اصلی. حتی وقتی خودم حواسم پرت میشه یا انگیزهم کم میشه، باز یه نشونه، یه تلنگر، یا یه حسِ آشنا از درون، منو برمیگردونه سمت نوری که تو برام روشن کردی.
راستشو بخواید، یه مدت فعالیتم توی سایت کم شده بود، کامنت نمیذاشتم، حتی حوصلهی نوشتن هم نداشتم. حس میکردم یه چیزی گم کردم. انگار بخشی از خودم رو جا گذاشته بودم. یه خلأ عجیبی توی دلم بود که آرومآروم داشت بزرگ میشد. ولی الان… برگشتم! با دلِ پر، با اشتیاق، با حسِ دوباره شروع کردن.
توی این مدت، با اینکه گاهی مسیر رو گم میکردم و از تمرکز ذهنیم فاصله میگرفتم، ولی خدا رو شکر، تونستم جلوی اون سیل افکار منفی وایستم. انگار با هر بار زمین خوردن، قویتر بلند شدم. حالا دیگه با دل قرصتری دارم قدم برمیدارم توی مسیر تغییر. مطمئنم خدا کنارمه، پشت و پناهمه، و منو تنها نمیذاره.
خدایا شکرت واسه اتفاقاتی که اون موقع نفهمیدم چرا افتادن، ولی الان میبینم که چقدر قشنگ داشتن منو آماده میکردن برای یه مرحلهی تازه از زندگی. شکرت که راهو هموار کردی، حتی اگه اولش برام سخت و گیجکننده بود.
من آمادهم برای تغییر، برای ساختن یه زندگی تازه با تو، برای اینکه هر روز بهتر بشم.
تسلیمم، ولی نه از سر ضعف… از سر اطمینان به حکمتت.
خدایا شکرت که هستی… که کنارمی… که هدایتم میکنی.
خدایا خیلی دوستت دارم …..
بنام خدای بخشنده و بخشایشگر
سلام گرم خدمت استاد عزیز و خانم شایسته
در بحث مالی
تغییری که به موقع باشه زحمت خاصی نداره من تجربش کردم ، با این که هیچ وقت در زندگیم کاسبی نکرده بودم و هیچ تجربه ای از گذشته نداشتم این کارو انجام دادم و این شروع یه مسیر زیبا شده برام ، هنوز اوایل راهم و نشانه ها رو دنبال میکنم با اینکه کار خاصی نکردم و از همون اول سود ( ناچیز بود ) بدست آوردم
اینکه بتونم از نقطه امنم همیشه خارج بشم به خودم جایزه میدم با اینکه یکبار انجام دادم و بد نبوده برام برای تکرارش باید خیلی بیشتر روی ذهنم کار کنم و سوالاتی ازش بپرسم مثل
چرا دلخوش کردی به یه آب باریکه حقوق؟
همه کسانی که اینطوری فکر کردن بعد از بازنشستگی هنوزم دارن میرن سر کار نه بخاطر علاقه بلکه بخاطر تامین معاش
و خدایی که در این نزدیکیست.
چه حس خوبی داد این فایل.وقتی حرف از تغییر میشه ناخودآگاه ذهن آدم میرسه سراغ کوه جا به جا کردن ولی توی این فایل ی سری ایده ها داده شد که بسیار ریز و کارآمد هستن.مدتی هست که دارم به درآمد زایی از طریق خیاطی فکر میکنم و چندباری هم ی سری دوخت انجام دادم برای فروش ولی متوجه شدم که این سبک کارها زیاد مورد رضایت مردم نیست و همش میپرسیدم خدایا چیکار کنم با اینکه تغییراتی توی کارهام ایجاد کرده بودم اما خیلی تاثیری توی فروشم نداشت تا اینکه امروز با این فایل انگار خدا بهم گفت این سبک کارها رو بذار کنار و دنبال ی راه دیگه که من بهت میگم باش و منم سعی میکنم خاموش بشم و بذارم به موقع بهم ایده کار نو و جدید داده بشه.خدایا ازت ممنونم که از بی نهایت دست و طریق بهم راه رو نشون میدید.خدایا سپاسگزار هستم که در زمان ممکن بهم الهام میکنی.من میخوام ده سال دیگه رو ببینم و تغییراتی در باورها و رفتارها و مدل زندگیم بدم.تو نشان دهنده راه هستی پس من آروم میشم تا بهم ایده بدی برای تجربه بهتر زندگی.الهی شکر
ردپای من از قدم پنجم
سلام خدمت همهی دوستان عزیز
بنا به حرفای استاد ما باید با دیدن الگوهای مناسب که با تغییر دادن خودشون چقدر رونق تو کسب کارشون ایجاد کردن باورامون رو عوض کنیم
ما میتوانیم شغلی که دوست داریم رو بی نهایت گسترش بدیم تا ثروت بسازیم
اگه بخوام یه نمونه از الگو ها رو بگم مثل شرکت نوکیا که نتونست خودش رو تغییر بده و پیشرفت کنه الان جایگاه سامسونگ رو ببین و نوکیا رو ببین ما باید بهترین ها رو عرضه کنیم تا بتونیم حرفی برای گفتن داشته باشیم
اگه خود استاد هر روز روی سایت کار نمیکرد و ارتقاء نمیداد صددرصد نمیتوانست این جایگاهی که الان داره رو داشته باشه پس باید برای ما یه تلنگر باشه که ای کسی که داری تو کارخانه جون میکنی برا یه لقمه نون ببین اون کسایی که بازنشسته شدن و الان پشیمونن و میگن کاش زود تر یه کاری برای خودمون کرده بودیم و با وجود بازنشست شدن باز هم باید برن سرکار تا بتونم شکم زن بچه شوند رو سیر کنن چرا چون نرفتن تغییر کنن و به اون وضعیت ادامه دادن امیدوارم این حرفا برای خودم یه تلنگری باشه تا تغییر بزرگی تو زندگیم بدم ممنون از استاد و همهی بچه ها که با کامنتاشون آدم جون میگیره
به نام خداوند بخشنده یکتا
درود وقت بخیر خدمت استاد عباس منش و خانم شایسته ودوستان هم فرکانسی
سپاس گذار خداوند هستم فرصت داشتم در گام پنجم ردپا از خودم جا بگذارم
دوستان بنده 4ساله بایکی از اقوام تو کسب کارم شریک هستم به صورت 60به40 درعوض 20درصد مغازه رو باید خودم تنها اداره کنم چون سرمایه کافی رو نداشتم مجبور به شریک گرفتن شدم و این چن سال اونطور احساس آزاد بودن رو داشته باشم نداشتم نمیشدیه سفر خوب رفت درآمد کمترمیشد میبایست توضیح بدم به شریکم و موضوعات دیگه البته نسبت به سال های قبل درآمد یه مقدار بهتر شده اما ازاینکه شریک هستم وتو کارم آزادی لازم رو ندارم ازمیزان درآمدماهانه شریکم خبر داره وفامیل هم هست احساس خوبی به آدم نمیده این شرایط منو مجبور کرده تا خودمو و وضعیت کاریمو تغییر بدم وتصمیم گرفتم در این سال جدیداز قرارداد کاریم سهم شریکم رو پرداخت کنم وکسب کارم برای خودم باشه وذهنم آزادتر بشه وبعد کسب کارم رو اینترنتی کنم واز زمانی تصمیم به این کار گرفتم شرایط به گونه پیش میره که احساسم بهم میگه تو درمسیر درست هستی ازاینکه در قرارداد اجاره مغازه ام افزایش زیاد اجاره نداشتم این خودش یه کمک مالی میشه تا بتونم بهترسهم شریکم رو پرداخت کنم از طرفی با دوستانی آشنا شدم که شغلشون طراحی سایت فروش هست واطلاعات لازم روگرفتم برای ایجاد سایت فروشگاهی.
خداوندا سپاس گذارم شما هستم از تمام فرصت ها وپیشرفت های زندگیم وآنچه که در اختیارم هست واز آن شماست.
استاد عزیز و خانم شایسته از شما تشکر میکنم بابت این فایل زندگی بخش امیدوام همیشه سلامت وخوشبخت باشین
سلام سپاسگزارم امیدوارم هر کجا هستید سالم و در سلامت کامل باشید .
سلام و درووود بر استاد عزیز
ممنون از تغیرات بسیار زیبا و جالب در سایت
سلام استاد عباسمنش عزیز عالی بود واقعا مثل ….همیشه تلنگری میزنی تا متوجه شیم کجا هستیم و چ میکنیم الان دیگه یقین پیدا کردم باید تجربه کنم تمام ایدهای که به ذهنم میرسه راستش فقط ترس از شکست بود ادم حرکت کنه اگرم شکست بخوره حداقل یه تجربه کسب میکنه ولی حرکت نکنی هیچ پس بهتره ماجراجو باشیم الان مفهوم جملتونو متوجه میشم که نوشته بودین ادمایی که ریسک نمیکنن به هیجا نمیرسن ……..