تمرکز بر آنچه می توانم بهبود دهم - صفحه 22 (به ترتیب امتیاز)

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

763 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    رابعه گفته:
    مدت عضویت: 1526 روز

    دقیقا این یعنی حرف حساب

    و دقیقا انتظار چنین صحبت هایی رو از استاد داشتم.

    منم همییییشه از بچگی دوسداشتم قدرتمند باشم قوی باشم و خودم مسیر زندگیمو طی کنم

    از بچگی ثروت رو دوست داشتم

    شرایط خوب و شهرهای بزرگتر و یه زندگی راحت رو تحسین میکردم اما نمیدونستم که عزت نفس رسیدن به اونها رو ندارم .

    اونقدر تلاش کردم تا مسیر درست رو پیدا کردم .

    والا همیشه هم میگم این جامعه برای من خوب بوده

    به من دانشگاه رایگان داد

    دو سال طرح با حقوق داد

    بعد هم استخدام شدم و به راحتی وارد کارشدم

    و به قول استاد مگه من برای این جامعه چکار کردم ؟؟

    گله و شکایت کردن کار آدمهای ضعیفه .

    آدم قوی خودش میسازه با زور بازوش😄

    نه با زور ذهنش و قدرتی که خداوند بهش داده🥰

    ممنونم استاد عزیزم .

    و یادم رفت سلام کنم

    سلاااااااااااااام و موفق باشید 🌹🌷🥀🥰⁦❤️⁩🤩

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  2. -
    محمد حسین پیرانی گفته:
    مدت عضویت: 3155 روز

    سلام به شما استاد عزیز و دوستان خوبم در سایت بی نظیر عبامنش

    وقتی آدم میاد تو این سایت میتونه قشنگ انرژی مثبت رو حس کنه خدا رو شکر برای وجود استاد عزیز و اینکه سپاسگزارم بخاطر این همه آگاهی نابی که به ما میدن من وظیفه خودم میدونم که تشکرکنم بخاطر این همه عشق و آگاهی ناب ناب

    استاد عزیز خیلی جالبه چند وقته دارم به این موضوع فکر میکنم خدایا چطور میشه بهش نزدیک شد؟ چطور میتونم عشقت رو با وجودم حس کنم؟ چطور میتونم زندگی الهی داشته باشم؟ چون واقعا هدف و خواسته اصلی من همینه چون در شرو کار در این مسیر زیبا حسش کردم هر چه قدر به سمت خدا حرکت کردم بیشتر آروم بودم بیشترلذت میبردم در یک کلام خوشبخت بودم عشق رو میتونستم حس کنم با اینکه آگاهی زیادی نداشتم ولی هر چقدر پیش رفتم کم کم این موضوع رو فراموش کردم شاید یسری آگاهی ها رو دریافت میکردم یه تغییراتی رخ میداد ولی اون حس کم رنگتر میشد توی زندگیم

    الان میفهمم هر چه قدر دیگران یا شرایط رو دخیل دونستم توی زندگیم این عشق کم رنگ تر شد اویل نمیدونستم که دارم به سمت شرک حرکت میکنم ولی حالامیفهمم که چرا نامزدم به سرعت نور ازم دور شد و چرا زندگی اینقدر داشت برام سخت تر میشد ولی دلیلش رو نمیدونستم امروز منم داشتم به همین موضوع فکر میکردم و یه اتفاق قشنگ منو متوجه این موضوع کرد هر جایی که به دیگران قدرت دادی هر چقدر به شرایط قدرت دادی هر جایی خدا رو برداشتی و دیگری رو جاش گذاشتی اینطوری شدی تو تمام جنبه ها حالا میفهمم من داشتم شرک ورزی میکردم ولی متوجه نبودم

    چقدر زیبا از صب انگار خدا داره باهام حرف میزنه چقدر میتونی به من تکیه کنی؟ چقدر میتونی هر چیزی که مانع هست تا من به تو برسم رو برداری؟؟ چقدر میتونی ذهنت رو فقط بزاری روی خودت؟هر لحظه باید به خودم یادآوری کنم هر کاری میخوام بکنم آیا این کار بخاطر دیگری هست یا اینکه بخاطر خداس آیا دارم به دیگران توی زندگیم قدرت میدم یا دارم به خدا قدرت میدم

    چقدر انگشت اتهامم به سمت دیگرانه یا اینکه تمرکزم رو برمیدارم و فقط میزارم روی تغییر خودم چقدر تمرکزم روی عشق الهیه روی توحیده؟؟ و حاضرم چه چیزهایی رو براش قربانی کنم؟؟

    و آیا توانایی اینو دارم که هر چیزی که توی زندگیم بوی شرک میده رو کنار بزارم

    احساس میکنم اگر تا حالا نتونستم پیشرفت فوق العاده داشته باشم ترمز اصلی من همین موضوع نابی هست که شما در موردش گفتین چقدر زیبا بیانش کردین و توضیحش دادین مثل همیشه سپاسگزارم از شما و سپاسگزارم برای تهیه این فایل های ناب که هر کدومش یه دانشگاهه برای تغییر و خوشبختی در تمام جنبه ها و سعادتمندی دنیا و آخرت♥️♥️♥️♥️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    صدف صادقی گفته:
    مدت عضویت: 937 روز

    بنام خدای قادر مطلق

    سلام به همه دوستان

    امروز این نشانه ام‌‌ بود و سریعا هدایت رو گرفتم

    من تو یه سری مسائل قدرت عوامل بیرونی رو داشتم پر رنگ می کردم و می پذیرفتم

    در حالی که از درون عاشق این دیدگاه هستم

    حتی تو بدترین شرایط اگر همه ضد باشن تو انقد قوی شو بتونی خودتو ازونجا رها کنی

    اگه داور و پارتی و اینا با دیگرانه ، تو انقد ماهر شو با اختلاف جلو بزن تا نتونن بر تو غلبه کنن

    بیشتر منظورم همون شرایط حال حاضر ایرانه

    من اگه اونقد هوشمندانه و اونقد مصرانه و خلاقانه سرم تو کار خودم باشه و بخوام خودم زندگیم و کارمو ارتقا بدم 100٪ تورم و اخلاق های اطرافیان تاثیری تو روند زندگیم نداره ، وقتی من مثل مثال استاد اونقد قوی شم که اصلا داور یه پنالتی و اخراج به نفع اونا بگیره

    اونقد باید قوی شم که اینطور مسائل حتی جرأت اومدن به طرف من هم نداشته باشه

    انسان یا دیدگاه قوی حتی شیطان و نجوا هم‌ جرات ندارن بیان تو ذهنش

    امروز به یکی از دستاوردهام داشتم فکر میکردم که ازین قانون پیروی کردم و مزه اش رو تو زندگیم احساس میکنم

    تو زمینه سلامتی

    اونقد به خودم رسیدم که نگران ویروس و سرما و عمر و …. فلان و فلان نیستم

    چون همیشه پیاده روی میکنم ، همیشه ورزش میکنم جسمی و ذهنی ، غذای سالم می خورم ، به خودم اهمیت میدم واسه همین شرایط رو دور زدم

    دوست دارم تو زمینه ثروت هم همینکار رو کنم ولی متوجه شدم ذهنم برعکس سلامتی که قدرت رو فقط دست خودم و خدا میدید تو این زمینه دست بیرون مشتری و سایر عوامل هم میبینه و این باعث میشه بعضی وقتا بی انرژی شم تو کارم

    ولی قدرت زندگی ام دست خودمه

    خدایا خودت هدایتم کن تا این مسئله کاملا تو ذهنم جا بیوفته

    مثال دیگه که دارم موقع غذا درست کردنمه ، مادرم و یکی از خواهرهام انقد کم‌ درست میکنن موقع مهمونی استرس دارن و‌همش تمرکزشون روی پخش شدن غذاست ، اصلا حواسشون به خودشون نیست

    ولی وقتی بیتشر از شرایط غذا درست شه آدم دیگه نگران نبست و غر نمی زنه به جون بقیه چون فلانی رعایت نکرد غذای من کم اومد و …..

    مثال دیگه برام اینه که پدرم همیشه تمرکزش روی آب برق گازه که زیاد خرج نشه ‌‌پولش مدیریت شه و من همیشه به این فکر میکنم اگه همین تمرکز رو روی پول دراوردن داشت الان ثروتمند عالم بود

    از بچگی هم هر کس شروع می کرد میگفت داوری حرصم در میومد میگفتم خب این رضازاده چی ، و فلانی چی ؟؟ انقد با قدرت و‌جسارت میان میبرن اصلا داوری اینا هیچ اثری روش نداره

    وقتی یکی قدرتمند باشه اصلا داوری اشتباه رو هم جذب نمی‌کنه

    وقتی یکی تمرکزش 100٪ رو‌خودش باشه اصلا متوجه اشتباهات خارجی نمیشه که بخواد باهاش بجنگه یا درستش کنه

    وقتی یه نفر تمرکزش فقط رو‌ خودش باشه ‌کاری به اطراف نداشته باشه اسیر این شرایط هم نمیشه

    حتی اینه به خودم‌هم‌میگم که تو‌مسئله ثروت 30 -40 ٪ دارم لنگ میزنم

    یه دفعه هم یادمه تو مسئله کنکورم نه پول داشتیم بریم کلاس نه کتاب کمک آموزشی بخرم ، ولی من گفتم من باید قبول شم اون چیزی که می‌خوام رو و پذیرفتم الان شرایط همینه با همین چیزا باید بخونم ، یادمه پیش دانشگاهی مدرسه نرفتم نشستم از روی همون‌کتاب و‌جزوه هام خوندن با اینکه شرایط خونمون افتضاح‌بود ، توجه نکردم ، جالبه این که بعدش کتاب کمک‌اموزشی و …. رسید و‌من‌موفق شدم چرا ؟ چون‌ توجهی به وضع موجود به عوامل بیرونی نداشتم می گفتم به جاش انقد می‌خونم انقد می خونم‌روی مباحث مسلط میشم این کمبود ها رو جبران کنم و‌این کار رو‌هم کردم

    و‌مورد بعدی بحث‌رانندگی ام‌بود ، وقتی می خواستم یاد بگیرم اطرافیانم نه ماشین میدادم نه یاد میدادن نه می تونستم‌برم کلاس ولی بازم دست خودم می دونستم و شرایط بیرونی رو بی قدرت ، بعدش افرادی میومدن که وقتی ازشون درخواست می کردم‌بهم‌ یاد‌بدن سریع قبول می کردن …..

    عزیزم انقد قوی شو با مهارت شو اصلا ازین مسائل بری با اختلاف بالاتر مسلط باشی نه درگیر حاشیه فلانی فلان کار فلان شرایط فلان زمان

    این من هستم که 100٪ خالقم نه شرایط

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  4. -
    zahra گفته:
    مدت عضویت: 1845 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم و اعضای سایت

    این فایل نشونه من بود وقتی که بهش گوش دادم دیدم که چه قدر به این فایل و آگاهی هاش نیاز داشتم این فایل رو بارها و بار ها تو این 24 ساعت گوش دادم و البته قبلا هم گوش داده بودم.

    موقع گوش دادن این فایل یادم اومد وقتی که شرایط زندگیم عوض شد من به جای اینکه ناراحت بشم اونو خیر دیدم و ذهنمو کنترل کردم و هر روز کلی اتفاق های خوبی برام میوفتاد و آرامش داشتم ولی یه مدت سه چهار ماهه که گذشت نجواها به سراغم اومد و من ذهنمو کنترل نکردم و هر روز این نجوا ها بیشتر وبیشتر شد تا اینکه من و تو خودش غرق کرد دیگ از اتفاق های خوب و ارامش خبری نبود و همش اتفاق های بد و افسردگی بود و من هر روز بیشتر غرق میشدم و وقتی این فایل رو گوش دادم به یاد اوردم یک اتفاق بود که برام افتاد ولی من دو ذهنیت مثبت و منفی رو درموردش ایجاد کردم و نتیجه جفتشون و هم دیدم.یادم اومد که اون اوایل وقتی کنترل ذهن انجام می‌دادم و اون اتفاق رو خیر میدونستم چه قدر ارامش داشتم و اتفاق های خوب میوفتاد و وقتی کنترل ذهن انجام ندادم و نجوا شروع شد دیدم که چه قدر افسردگی به سراغم اومد و تموم اون اتفاق های خوب از بین رفتن و جالب اینجا بود که تجربه هر دو این شرایط برای یک اتفاق بود و تفاوت تو نوع نگرش و کنترل ذهن بود.

    بعد به خودم گفتم زهرا با این تفکر منفی جز پست رفت تو زندگی و افسردگی که به مرور کلی هم بیماری جسمی به همراه داره به جایی نمیرسی فقط خودتو هر روز بیشتر غرق میکنی ولی با تغییر نگاهت و کنترل ذهن کمترین نتیجش ارامش و احساس خوبه که فرکانس اینا وقتی پایدار بشه شرایط زندگیتو هم بهتر میکنه.

    درسی که از اون اتفاق گرفتم این بود که هر وقت شرایط نا دلخواه برام پیش اومد درس اون اتفاق رو بگیرم و بعد رهاش کنم تو اون اتفاق به ظاهر بد گیر نکنم و اجازه ندم نجوا سراغم بیان.چون خداوند گفته که هر اتفاقی که برامون میوفته سراسر خیر هست حتی اگر ظاهر بدی از نظر ما داشته باشه.و این اتفاق به ظاهر بد و اون مدت افسردگی من برای من درس های با ارزشی داشت که با ارزش ترینشون همین بود چون این یک اصل زندگیه.

    از خدا میخوام هممون و به راه راست هدایت کنه راه کسانی که به آنها نعمت داده.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  5. -
    حسن صاحبی گفته:
    مدت عضویت: 1220 روز

    سلام وخدا قوت استاد عزیزم و خانوم شایسته

    سلام به همه دوستان سایت

    استاد من هم تا قبل از آشنایی با شما همیشه مخالف دولت ایران بودم اونها رو مقصر مشکلات زندگی ام می‌دونستم ، بعد به لطف خدا به سمت شما هدایت شدم والان دیگه دولت ومقصر نمی‌دونم و همیشه میگم اگه من و دیگران اصلاح بشیم دولت هم درست میشه وتودعاهام همیشه دعای جبران خلیل جبران ومیگم که خدایا آرامشی عطا فرما تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم و جسارتی عطافرما تا تغییر دهم آنچه را که می توانم تغییر دهم واز یکی از استاد ها شنیدم که توکانال تلگرام شون یه حدیث از امام صادق گذاشته بودن که مردم در مشکلات از ذکر یونسیه استفاده کنند برای آسان شدن آن مشکل ومن این ذکر وصبحها بعد از نماز تو سجده چهل بار میگم لااله الا أنت سبحانک انی کنت من الظالمین وبه لطف خدا چند ماه این ذکر وگفتم و هدایت شدم به سمت فایل های توحیدی و بعد از گوش دادن به این فایل ها فهمیدم که تمام مشکلات و بدبختی‌های من بخاطر مقصر دانستن دیگران وقدرت دادن به اونها ست واز خدا خواستم تمام شرک ها رواز قلب من پاک کنه و توحید و درقلبم جاری کنه ودیگه هیچ عامل بیرونی و مقصر نمی‌دونم وفقط تمرکزم روی خودم هست تا خودم وباورهام و تغییر بدم چهره موقع می‌بینم دیگران در مورد دولت شکایت می‌کنند سکوت میکنم یا اونجا روترک می‌کنم

    امیدوارم آنقدر قوی ومسئولیت پذیر بشیم که مثل ژاپنی ها که هم مربی فوتبال ژاپن وهم وزیر های ژاپن که بعد از هر شکست ومشکلی بجای مقصر دونستن دیگران خودشان را مقصر می‌دونن وسریع عذر خواهی می کنند ما هم مثل اونها عمل کنیم واین کار باعث رشد و پیشرفت مون بشه

    در پناه خدا خوشبخت و سعادتمند و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    اعظم برزگری گفته:
    مدت عضویت: 1718 روز

    بنام مهربان ترین مهربانان

    سلام عرض میکنم خدمت استاد گل و خانم شایسته ی عزیز

    چقدر شما خوبید استاد جانم که شهود والهامات رو قبل از وقوع وقایع درک میکنید…احسنت به خالق شما و احسنت به وجود خودتون

    چند روزی بود که ناآگاهانه پیگیراین اخبار بودم و فکر میکردم که باید اینگونه باشه و از مسیر الهی جدا شده بودم چون احساس خوبی نداشتم و حالم خوب نبود و هرچه تلاش میکردم سایت باز نمیشد امروز که دیدم دیگه حالم بده میشه از این اخبار وسایت هم باز نمیشه گفتم برم دفترامو باز کنم و تمرینات رو بخونم و شکر گزاری کنم تا حالم خوب شه و با احساس خوب گفتم یه باره دیگه امتحان میکنم سایت رو که دیدم باز شد وآخرین فایل رو که دانلود کردم دیدم زیرش نوشته مربوط به بیست روز قبل که اشک از چشمام سرازیر شد چون میدونستم که این فایل برای همین روزهاست بخدا بیش از سه ساعته دارم گوش میدم و اشک می ریزم چون از مسیر خارج شده بودم و از خدا هدایت خواستم وهدایت کرد!هزاران هزار بار شکرت که هستی معبودم که آلارم میدی وقتی از مسیر جدا میشیم ،شکرت که با کمک دستان مهربانت هدایت میکنی و شکرت که استاد عباسمنش عزیز در این مسیر زیبا کمکمون می‌کنه!

    استاد جانم! دوهفته ی قبل یک سفر زیبا بودم تمام طول سفر ازیبایی ها لذت بردم(این سفر رو هم بادیدن زیبایی های پرادایس و تمرکز برنکات مثبت جذب کرده بودم) وشکر گزاری کردم وبااحساس خوب ،اتفاقات خوبی رو رقم زدم طوری که همه ی همسفران می گفتن بابا تو چرا خسته نمیشی؟؟؟

    و آن قدر لذت بردم که هرروز به جاهای زیباتر و بکرتر هدایت شدیم و باتمام وجودم سپاس گذار خداوند زیبایی ها بودم و بعده برگشتن یک هفته ی تمام سفارش پشت سفارش داشتم و اصلا فرصت سر خاروندن نداشتم تا اینکه این خبر مثل بمب همه جا پیچید اوایل اصلا اهمیتی نمیدادم و قضاوت نمیکردم ولی این چند روزه دیدم درگیر شدم و پاهام لغزیده منی که سر دردهام تموم شده بودن با آشنا شدن باسایت شما امروز دیدم سرم درد میکنه و امروز یک سفارشم لغو شد ودیدم یه کمی عصبی شدم و با اینکه چند تا سفارش رو کار کرده بودم ولی چون هیچ کس فعالیتی در اینیستا نداشت من هم ناآگاهانه به پیروی از اونا پست نمی‌داشتم …تااینکه دیدم دیگه حالم خوب نیست واز خدا هدایت خواستم همون زمانی که میبری و میگی خدایا تسلیمم همون لحظه هدایت میاد چرا بااین که میدونیم هر وقت کمک بخوایم هر وقت هدایت بخوایم از خودش ،راه رو نشون میده ولی اینقدر سست هستیم!!!

    وفایل زیبای شما اشک رو از دیدگانم سرازیر کرد که خدا بواسطه ی شما هر آن چیزی رو که میخواستم بشنوم بهم گفت…

    استاد توحیدی عزیزم!از امروز به خودم قول میدم که فقط و فقط تمرکز لیزری کنم روی خودم،روی باورهام تا من هم مثل اکثریت جامعه نباشم از امروز به خودم قول میدم تا عباس منشی باشم و لایق بودن در این سایت سراسر آگاهی!خودم رو تغییر بدم که توانا هستم در تغییر خودم وناتوان در تغییر دیگران…

    سپاسگذارخدایی هستیم که هر کجا پامون لغزید واز مسیر خارج شدیم با آلارم های به جا هدایتمون کرده

    از شما استاد سراسر آگاهی و علم تشکر ویژه داریم🙏🙏🙏

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    رویا محمدیان گفته:
    مدت عضویت: 1414 روز

    سلام دوستان عزیزم سلام استاد خردمندم و سلام مریم مهربان و خوش صحبت💞💞💞

    امروز متوجه شدم چقدر حتی با یک ماه پیش و یک سال پیش خودم فرق دارم امروز فهمیدم یک شیخصیت جدید و یک انسان دیگری نسبت به گذشته هستم و چقدر خدارو شکر میکنم

    در حال حاضر از هم صحبتی با کسانی که قبلا در کنارشان لذت میبردم دوری میکنم و تمایلی ندارم اصلا دوست ندارم کسانی رو ببینم که قبلا با ذوق و شوق باهاشون معاشرت میکردم

    همدم من در حال حاضر خداوند حاضر و ناظر و سایت عباسمنش دات کامه و بس و همسرم زمان هایی که در مورد فایل های شما و دیدگاه های شما صحبت میکنیم

    از ته دلم خداروشکر میکنم و قطره اشکی توی چشمام جمع میشه و تو دلم میگم خدایا چقدر دوستت دارم که همیشه با منی

    شاید خیلی ها بفهمن چی میگم ولی وقتی که چشمام رو باز میکنم در صبح اولین چیزی که یاد میکنم خداوند بزرگ و قدرتمندمه و اخرین چیزی که دارم شبها قبل خواب زمزمه میکنم این جملس :نیست قدرتی جز الله،خدایا من فقط بندگی تورو میکنم و فقط از تو کمک میخوام،مهم ترین و تنها رابطه من رابطه ی من الله است….

    وای ارامشی که این جملات بهم میدن وصف نشدنیه

    من هر روز کنترلم رو رو ورودی هام بیشتر میکنم همین امّ به هدایت الله یکتا اینستاگرام که چیزی جز چرت و پرت برام نداشت رو پاک کردم حتی ممکنه یک ماه کسی رو نبینم و جایی نرم و فقط تو خونه باشم و تو این ساعات و روزهای تنهایی رو خودم کار میکنم به خدا نزدیک تر میشم ارامشی که از این راه میگیرم وصف نشدنیه

    به هیچکس کاری ندارم به اتفافاتی که برای بقیه میفته اعراض میکنم چون هر کس ار فرکانسی داره نتیجه اون رو میبینه و من فرکانس خوب دارم و نتیجه خوب میبینم

    دست از دلسوزی کردم واسه دیگران و خانوادم برداشتم و خودخواه تر شدم و بیشتر به فکر ارامش و رشد خودمم و هر روز و هر ساعت به خودم میگم همه چی رو بیخیال تو باید مدارتو ببری بالاتر و ذوق و شوق اتفاقات و ادمای جدید و عالی ای که با بالا رفتن مدارم وارد زندگیم میشن رو دارم

    خداروشکر میکنم که یاد گرفتم روش زندگی رو و الان باید فقط و فقط تمرینش کنم و ازش استفاده کنم

    خداروشکر که بچهامو قراره با اگاهی و با یاد خداوند و با باور های درست و موفق کننده و نامحدود بزرگ کنم خداروشکر بابت وجود خداوند همین برام کافیه💞💞💞💞

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    شکور قاسمی گفته:
    مدت عضویت: 1436 روز

    سلام بر بنده خدا استاد عباس منش عزیزم و تمام تیم موفق گروه تحقیقاتی عباس منش و تمام دوستان هم فرکانسم امیدوارم سرشار از عشق خداوند عاشق باشید🤍🤍🥰

    من در اصل یک پسر افغانی هستم که ۲۱ سال از عمرم را پای مسایل پوچ و بی معنی سپری کردم و همیشه ذهنم در گیر مسایل پوچ و کانون توجحم سمت انرژی های منفی و کمبود بود 🥲

    و به خودم میگفتم زندگی همینه عشق و شادی فراوانی و زندگی عالی فقد مال آدمای که در سریال ها میدیدم است و زندگی فقد بدبختی و زجر و بی رحمی است این شده بود باور هایم که سال در ذهنم شکل گرفته بود و البته مقصر کسانیکه این باور ها را در من القا کرده بود نبود چون برای اونا هم کسانی نا آگاهانه این باور هارا القا کرده بودن و اونا هم به من و هیچ کس در زندگی ام گله مند نیستم و خداوند مهربانم که اینقدر عاشقانه مرا دوست دارد و همواره در حال هدایت من است بی نهایت شکرگذارم و همیش به در گاهش سر به سجده شکر میگذارم 🤍🥰

    ۱۸ سال در افغانستان زندگی کردم و در آنجا مدرسه را تمام کردم و بخاطر شرایط و مشکلات مالی که برای ما ایجاد شده بود پدرم تصمیم گرفت که مهاجرت کنیم به کشور ایران و البته اونجا که استاد میگه هرکس که مهاجرت میکنه یعنی به خدا اعتماد داره و من البته او موقع از قوانین هیچی نمیدونستم اومدیم اینجا و واقعن از صفر مطلق شروع کردیم در حدی که حتا بالش نداشتیم بخاطر خابیدن و ساک ها مونو زیر سرمون شب میذاشتیم و میخابیدیم و خدا هم که همواره لطفشو به همه بندگانش میکنه و خیلی اون موقع به دست های خداوند که فامیلامون بودن خیلی چیزا به ما داده شد تقریبا خیلی وسایل خونمون تکمیل شد و میدونم که همش کار خداست و آدما دست خداست

    و شروع کردیم به زندگی در کشور ایران و دنبال کار بودم خیلی جاها رفتم خیلی کار های ثقیل و سنگین انجام دادم و خیلی جاها نتونستم کار چون آدمای بود که همواره منو توهین میکردن و عزتنفسم اجازه نمیداد که به توهیناشون گوش کنم و خدا هم همیشه هوای منو داشت و بیکار نمی موندم و همینطور به صورتی کاملا اتفاقی من به یکجای مشغول به کار شدم و خیلی محیط خوبی بود و آدمای کاملا عالی و فرکانس بالا و همینطور به لطف و هدایت الله با قانون جذب توسط یه استاد بزرگوار دیگه آشنا شدم و دیدم که طی یک ماه چقدر تحولات در من ایجاشد به سبب رعایت کردن قوانین خداوند و همون روزا همیش به خودم میگفتم خدا منو خیلی دوست داره که اینطور هدایتم کرده و همین مسیر رو رفتم و خیلی خیلی هدایت شدم اولش ذهنم خیلی مقاومت میکرد که هدایت چیه باوا و وقتی نتایج در من ایجاد میشد دیگه کاملا ایمان آرودم

    قلبم آروم شد و خیلی وقت بود به روح پاکم سر نزده بودم و همه آدمارو بخشیدم و خیلی سبک شده بودم و دیدگاهم عوض شد دیگه همه آدما رو دوستداشتم و دارم

    و همینطور در انستا خیلی پیج های انرژی مثبت و مثبت نگری رو دنبال میکردم که با شما استاد بزرگوار آشنا شدم البته اول تنها پادکست های یک دقیقه یی از صحبت های شمارو میشنیدم و قلبم حرفای شمارو تایید میکرد و میگفتم این آدم کیه از کجا اینقدر قبولش دارم و با پیج انستاتون آشنا شدم و بعد از دیدن چند کلیپ شما شدم دانش آموز شما و الان ۹ ماه میشه افتخار آشنایی با شما استاد بزرگوار و سایت کاملا عاشقانه شمارو دارم 🤍🤍🥰

    و خیلی از آموزه های شما استفاده کردم و نتایج عالی گرفتم و البته که تا هنوز محصولی خریداری نکردم ولی فایل های که خیلی رو من تاثیر گذار بود : فقد روی خدا حساب و حاضری بخاطر هدفت چی رو قربانی کنی و تغیر باور هایکه در های نعمت را برویم گشود بوده و اول از خداوند مهربانم متشکرم و بعد از شما استاد بزرگوار از خانم مریم و تمام دوستان هم فرکانسم در سایت سپاسگذارم🤍🥰

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    علیرضا اشرفی مشهود گفته:
    مدت عضویت: 1154 روز

    بنام خداوند خالق زیبایی ها

    سلام خدمت استاد گرامی و دوستان عزیز

    خدایا سپاس بخاطر سایت بینظیرمان و رشد و پیشرفت و ارتقا هر روزمان

    من مدتی هاست که روی این قضیه تمرکز دارم که سعی بکنم ایمانم به خدا و خودم را قوی کنم و هر روز هم بیشتر بهم ثابت میشود که مهم هم همین هست و عوامل بیرونی هم به واسطه باور هایمان شکل میگیرند و خودمان آنها را می‌سازیم

    به عنوان مثال شرایط خودم در ورود به دانشگاهم

    خب دوستانم را می‌دیدم که باورشان از همه جهت محدود کننده بود

    رقابت سخت و رقبا زیاد و شرایط از همه جهت سخت هست و امکانات ما قابل قیاس با داوطلبانی که در تهران و شهرهای بزرگ هستند نیست و…

    و من هم همین باور ها را داشتم ولی تمام سعیم را کردم که روی خودم تمرکز کنم و تا حدی این باورها را کمرنگ کنم و نتیجه اش این شد که قبول شدم

    و موارد دیگری که شده من روزم را با ناراحتی شروع کرده ام و تصادف و استرس و ناراحتی و… برایم پیش آمده

    و تمامی اینها و اتفاقات و احساسات ما مشخص کننده راه و روشی هستند که ما باید در زندگی پیش بگیریم

    و در ضمن مدتیست که کتابی را در زمینه کار کردن روی خودمان و ارتقا خود میخوانم که بسیار مفید هست و پیشنهاد میکنم مطالعه کنید کتاب عادت های اتمی اثر جیمز کبیر

    در پناه خداوند مهربان موفق و پیروز باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  10. -
    زینب باوی گفته:
    مدت عضویت: 1369 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم و تمامی دوستان

    تشکر از استاد بابت این فایل فوق العاده مثل همیشه عالی

    تجربه بنده اینه که تمرکزم همیشه روی کارهایی از همسرم بود که برام ناخوشایند بود و آنقدر تمرکز میکردم که واقعا حالم بد میشد یادمه می‌رفتیم سفر در تمام طول سفر از هر کاری که میکرد شاکی بودم و گوشزد میکردم وای که سفر زهر مار میشد برام و لحظه به لحظه اتفاقاتی که واقعا نا خوشایند بود اتفاق میوفتاد و با کلی خاطرات بد برمی گشتیم مدتیه که با سایت آشنا شدم و کلی فایلهای رایگان شروع کردم به لطف الله سعی میکنم که تا جایی که میتونم فقط و فقط نکات مثبت همسرم ببینم اوایل برام سخت بود ولی تا جایی که میتونستم کار میکردم الان خدارو شکر این کار برام راحت شده سریع تمرکزم از نکات منفی به نکات مثبت برمیدارم و واقعا نتیجه اش دیدم این آقا خیلی کم گیر میده و کارهایی که قبل انجام میداد اصلا فراموش کرده است فایل که دیدم واقعا برام این مسئله تمرکز از عوامل بیرونی برداشتن و تنها و تنها خودت مقصر اتفاقات بدونی رو درک کردم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: