این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2022/09/abasmanesh-2.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2022-09-26 03:55:022022-12-12 06:54:43تمرکز بر آنچه می توانم بهبود دهم
763نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام بر استاد عباسمنش و مریم عزیز امیدوارم عالی باشید
چقدر زیبا و قشنگ توضیح دادین استاد سپاسگزارم… دقیقا جنگیدن با هر چیزی اون مساله و از اون جنس مساله رو در زندگی ما بیشتر و بیشتر میکنه. تو پستی که در مورد مسائل ایران گذاشتین از مسائلی که خودم در زندگی جنگیدم و چقدر برا خودم سختش کرده بودم نوشتم. اینجا میخوام یک مثالی که در زندگی همسرم هست رو بنویسم
همسر من مدتی بعد از اینکه ازدواج کردیم وارد شرکتی شد که در واقع صاحب شرکت آشنای پدرشون بود ایشون چندین سال در این شرکت کار کرد و همیشه شاکی بود از رفتار صاحب شرکت و بچه هاش که همگی همونجا کار میکردن (یه جورایی شرکت خانوادگی بود).دایم از کارهای اونا پیش پدرش حرف میزد اینجوری کردن اونجوری کردن حقوق خوب نمیدن خسیسن و ….تا اینکه از اون شرکت اومد بیرون و وارد شرکت دیگه ایی شد با وجودیکه تو شرکت جدید حقوق خوبی میگرفت اما باز هم یه نفر تو شرکت بود که کارای حقوقی رو انجام میداد و رو مخ بقیه بود باز حرفهای همسرم شکایت از همکارش بود تا اینکه این شکایتها رسید به مدیرعامل و از کارهای مدیرعامل هم ایراد میگرفت اونقدر این فرایند در شرکتشون ادامه پیدا کرد که این شرکت کوچیک که خودش زیر مجموعه یک شرکت بزرگ و معروف تهران بود منحل شد و همه کارکنان بیکار شدن حدود دو سال همسر من شغل درست و حسابی نداشت تا اینکه دوباره مجبور شد برگرده به شرکت سابقش که مال دوست پدرش بود و الان چند سالیه اینجا مشغوله و همچنان از رفتار رییس شرکت شاکیه و مدام اتفاقاتی رو تجربه میکنه که دوست نداره حجم کاری خیلی زیاد حقوق نه چندان مناسب بی احترامی و و و ….
میخوام بگم چیزی که سالهاست همسرم داره باهاش میجنگه و همچنان درگیرشه و باعث شد چقدر از نظر روحی غمگین و خشمگین باشه دست از سرش برنمیداره چون درسش رو هنوز نگرفته و هر چی هم بهش میگم که این داستانا برمیگرده به درون خودت و عزت نفست و کانون توجهت چون تو مدارش نیست متوجه نمیشه که چه ربطی به خودش داره و همش تقصیر ناکامی هاشو میندازه گردن رییس شرکتش.🤔
اینم اضافه کنم توی این سالها هر وقت با همسرم صحبت کردم و ایشون یکمی احساسش رو به رییسش تغییر داده و اعراض کرده از رفتارهای نامناسب اتفاقای خوبی از طرف همون رییسش بهش رسیده و رفتارش با همسرم متفاوت بوده..
یه مثال دیگه هم از مامانم یادم اومد بگم
مامانم از موش و مار و گربه و خزندگان خیلی بدش میاد و اگه کسی مخصوصا سرغذا در این مورد حرفی بزنه خیلی شاکی میشه و چندشش میشه جالبه خیلی وقتها اطرافیان با اینکه این موضوع رو میدونن خیلی یهویی موقع غذا در مورد این حیوانات صحبت میکنن در حالیکه اصلا زمینه ایی برای این بحث وجود نداشته.😄
مثال در این مورد خیلی زیاد دارم که شاید از حوصله خارج باشه ولی با گوش کردن به دو تا فایلی که در مورد بی توجهی و نجنگیدن با ناخواسته گذاشتین و با یاداوری مثالهایی که توی زندگیم دیدم کاملا شیرفهم شدم که اگر با هر چیزی بجنگی و به ناخواسته توجه کنی قدرت اون ناخواسته در زندگی بیشتر و بیشتر میشه تا جایی که قشنگ زیر فشار اون اتفاق له میشی و حاضری هر کاری کنی که فقط نجات پیدا کنی با این تفاوت که هم انرژی خیلی بیشتری ازت میگیره و هم زمان بیشتری نیازه تا به صورت تکاملی از اون چرخه خارج بشی و من اینو با گوشت و خونم حس کردم.
در حالیکه اگر ما وقتی برای اولین بار با جنس متفاوتی از تضاد روبه رو میشیم بهش بی تفاوت باشیم و تمرکزمون رو روی اتفاقات خوب و کمک خداوند بگذاریم به سریع ترین و راحت ترین شکل ممکنه اون اتفاق از زندگیمون حذف میشه.اما متاسفانه ما اونقدر به اون ناخواسته توجه میکنیم و تو ذهنمون تکرارش میکنیم که سخت و سختر میشه و به صدها ناخواسته تکراری زندگیمون تبدیل میشه
در پایان از شما استاد عزیز و مریم جان بابت اگاهیهایی که در اختیار ما میگذارید تشکر میکنم و از همه عزیزانی که وقت گذاشتن و کامنتم رو خوندن سپاسگزارم 🌺🙏
برای همه از خداوند متعال سلامتی و آرامش و شادی و هدایت به صراط مستقیم خواستارم💙💙💫
این فایل نشانه امروزم بود و این قسمت از سایت واااقعا بینظیره و ممنونم برای قراردادن این قسمت در سایت، چون همیشه فایل ها دقیقا مرتبط با حال و احوال من در انروز هست که وارد این قسمت جادویی سایت میشم.
هربار که به عوامل بیرونی توجه کردم و هی بقیه رو مقصر دونستم اولین چیزی که دریافت کردم بدتر شدن حالم بوده و بعد جذب اتفاقات متناسب با کانون توجهم بوده، از انجایی که قانون همیشه ثابته و این ما هستیم که باید تغییر کنیم و تا زمانیکه ما تغییر نکنیم این سیکل و چرخه معیوب ادامه پیدا میکنه، پس بزرگترین و اساسی ترین قدم و تغییر ما اینه که هیچ چیز و هیچکس رو جز خودمون مقصر ندونیم و هربار که ذهنمون و دهانمون خواست شروع کنه به گله و شکایت باید ساکتش کنیم و زیپش رو ببندیم و سعی کنیم به چیزهای مثبت فکر کنیم چون به محض توجه به نکات مثبت و مقصر ندونستن عوامل بیرونی و برداشتن توجهمون از بیرون و ادم های بیرون، میتونیم راه رو برای ورود به خواسته هامون هموار کنیم.
از تجربه همین امروزم که باعث شد بهتر و بیشتر درک کنم این فایل این بود که من دوستی دارم که خیلی صمیمی هستیم باهم و تازگیا متوجه شدم که تمام کارهاشو بدون اینکه ذره ای به من در موردش بگه انجام میده و وقتیکه کاراش به نتیجه میرسه به من خبر میده و خیلی ناراحت بودم تو این مدت که چرا من از صفر تا صد کارامو بهش میگم و حتی کاری که هنوز شروع نکردم رو در موردش با اون صحبت میکنم اما اون منو اونقد رفیق خودش نمیدونه که من اخرین نفری هستم که از همه چیز خبردار میشه! و بعد اومدم در این مورد با یکی از دوستای دیگم صحبت کردم و اولین نشونش این بود که من حالم بدتر شد و احساس تنهایی شدید و بی ارزش بودن بهم دست داد! درصورتیکه کار اون درست بوده و اونداره طبق قانون عمل میکنه و در مورد کاراش تا وقتیکه قطعی نشده با هیچکس صحبت نمیکنه! و مورد دوم این نشون دهنده وابستگی من به دوستم هست وقتیکه ما رها باشیم دیگه نه از کسی توقعی داریم و نه چیزی و نه رفتاری میتونه ما رو ناراحت کنه! همه اینها نشأت گرفته از وابستگی و بولد کردن ادم های زندگیمونه! و اینکه امروز نتونستم احساساتم رو کنترل کنم و در مورد این چیزها با دوست دیگه ایم صحبت کردم، نشون دهنده اینه که من هنوز معتقدم عوامل بیرونی در زندگی من نقش دارن و ادم ها میتونن در زندگی من تاثیر بذارن و میتونن به من احساس با ارزش بودن و یا بی ارزش بودن بدن!! من اگه خودم خودمو دوست داشته باشم و با خودم در صلح باشم و اعتماد بنفس بالایی داشته باشم دیگه هیچ نیازی به کسی ندارم که حتما تو زندگیم باشه یا نباشه! چون من خدایی دارم که از بینهایت دستانش به من عشق میده و اگه این دوستم در مدار من نیست پس دوستان بهتر دیگری رو سر راهم قرار میده و منو با تجربهای بیشتری روبرو میکنه پس من نباید گله مند باشم از این رفتارها و فقط باید روی ورودی های خودم کار کنم و تمرکزم رو روی خودم و اهدافم بذارم و هرکس در این مسیر با من هم مدار باشه و هم فرکانس پس حتما تو زندگی من خواهد بود و نیاز به تقلا برای بودن اون افراد نیست.
خدایاا شکرت برای درک اگاهی امروزم
مرسی استاد عزیزم برای این فایل های عالی که با سوال هاتون ذهن و تجربهای ما رو به چالش میکشین که بتونیم بهتر قوانین رو درک کنیم
چقدر خوب افراد موفق شرایط بیرونی رو اصلاً کاری ندارند و روی خودشان تمرکز دارند روی شخصیت خودشان کار میکنند اگر ما شاکی نباشیم از کارهایی که میکنیم میتوانیم ذهن خودمان را کنترل کنیم و به عامل بیرونی کاری نداشته باشیم
یک فرد موفق اگر از لحاظ ذهن خیلی قوی باشد شکست هم بخورد اما باز بلند میشود و آن را درست میکند من قبلاً از حکومت مردم رئیس جمهور و افراد نزدیک گله و شکایت و مقصر بدبختی و فقر خودم میدونستم در تمام زمینهها اما از وقتی که با این سایت الهی آشنا شدم و از آگاهی ارزشمند استاد استفاده کردم دیگه عوامل بیرونی کاری ندارم و این نگاه که روی خودم کار کنم و به دیگران کاری نداشته باشم را در زندگی انجام میدهم ولی آرامش و پیشرفتهای شخصیتی خوبی داشتم
اگر نتایج در زندگی من درست نباشد باید تغییر در افکار منش رفتار و شخصیتم را داشته باشم و نمونه و الگوی 100 من پژمان جمشیدی است که از صفر به 100 رسید و به یک بازیگر پولساز تبدیل شده است و از لحاظ فکری باید ما خودمان را درست کنیم به اندازهای که خودمان را مسئول اتفاقات زندگی خودمان بدونیم میتوانیم پیشرفت داشته باشیم
این یک قانون است که هر طوری فکر کنیم همان جنس فکر در زندگی ما اتفاق میافتد و باید با اکثریت جامعه دیگران فکر نکنیم
در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشالله
آفرین به این درک خوبی از قانون و شناخت خودت که هرچیزی را تجربه میکنی به واسطه باورهای خودتِ
نکته اینجاست حالا بعداز فهیدن باید بهبود ببخشیم روند زندگی وافکارمون را منم خیلی اتفاقات افتاده که دوست ندارم واسه هرکدومش تلاش کردم بهبود دادم دیگه تجربش نکردم ولی مسائلی هستند که من هوز تغییر نکردم ودارم تجربش میکنم
شناخت درون و متعهد به رشد بودن پروازی بوجود میاره که فکرم نمیکنی
بابت کامنتت و هدایتی که دیدی و پذیرفتی (تسلیم) ممنون
چند روزه تو حوضه کاریم میگم خدایا کلی سوال دارم کمکم کن راهنماییم کن.تا اینکه دیروز استاد سئوم گفت دوره مشاوره رو بخر بیا تا جواب سوالاتو بگیری با اینکه هزینه اش برا منکه هنوز درامد انچنانی ندارم زیاد بود ولی قبول کردم.یه نجواهایی میومد که خودت باید کاراتو بکنی هزینه نکنی و…
ولی اشتباه پشت اشتباه تو سایت انجام میشد و وقت و از همه مهمتر انرژی من از بین میرفت.
خلاصه امروز که برا سایتم رفتم مشاوره متوجه شدم اگه دو روز دیگه به همون منوال میرفتم سایتم به فنا میرفت.استادم کلی راهکار بهم داد و من از اینکه کلی راه حل گرفتم و اینکه کلی چیز جدید تو کارم یاد گرفتم خوشحال بودم.اون مرتب میگفت من نگران سایتتم.ولی این جمله از صبح از یک دست نوشته تو ذهنم بود که
گر نگهدار من انست شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد.
وقتی از مشاوره اومدم بیرون با خودم گفتم کاش میگفتم خدا بیشتر از اینا هوامو داره نگران نباشین استاد.
از طرفی این خرابکاری تو سایتم درسته کار خودم بود ولی همش دنبال مقصر بودم.هی میگفتم چرا دفعه قبل گفت سایتت خوبه چرا فایل اکسل خراب رو بهم دادن که وارد کنم و سایت خراب شه و منم دنبال اون بدترش کنم و ….
الان که این فایل رو دیدم دیگه باید با خودم بگم کاریه که شده و باید درستش کنم.هر چقدرم غر بزنم هیچ فایده ای نداره.هر چند ته دلم 100 درصد اینو نمیگه ولی 70 درصد الان قبول کردم که مقصر خودم بودم.چرا مقصر خودم بودم؟به خاطر ذهن فقیرم.
به خاطر یه ترمز مسخره اونم اینکه نباید هی برم پول بدم مشاوره بگیرم خودم باید کارامو انجام بدم اگرم اشتباه کردم درس بگیرم.ولی نگو تو بحث سایت اینجوری نیس که تو کل صفحات یه اشتباهو تکرار کنی و بعد بگی اوکی پاک میکنم درست میکنم.
نخیر….
با هر اشتباه کارت 2 برابر یا 3 برابر میشه و گاهی جبران ناپذیر.
من ذهن فقیر داشتم که باید جلو هزینه هامو بگیرم حالا هر چقدر شده وقت بزارم ولی هزینه نکنم تا چیزای جدید یاد بگیرم.
دیدین بعضی روزا همه چیز یه رنگ دیگه اس؟
یه جوریه؟
انگار هنگی!انگار هزار بار یه فکرو مرور میکنی تا به نتیجه برسی و گاهی اونقدر اگاهیت زیاد میشه که فقط میخای زود هر چیزی که اشتباه بوده رو درست کنی.
امروز من اینجوری بودم.چه از لحاظ کار کردن روی خودم که چرا این اتفاق افتاد و چه از لحاظ مشکلات کاریم.
این فایل نشانه ای بود اخر شب که خدا بهم گفت درسشو بگیر غر نزن اینقد نگو چرا چرا اینجوری شد اونجوری شد.
اگر یکم بیشتر رو خودت کار میکردی ذهن فقیرت که میگفت پول برا مشاوره نده هزینه نکن خودت یاد بگیر رو محل نمیدادی اعتماد به نفستو بالا میبردی به استادتم میگفتی من میخام سایتم رو بهترین کنم کمکم کن هزینه اشم میدم.اونم همین راه حل که 3 ماه پیش باید انجام میشد رو همون موقع بهت میگفت.
تو 15 سال گذشته همش از شرایط غر میزدم از همسر از بچه از زندگی خانواده بی پولی …همه چی و باید بگم این 5 سال اخیر گه کمتر و یا اصلا غر نزدم بهترین نتایج رو گرفتم.
یه جاهایی اخرش گفتم دیگه این منم باید چاره ای پیدا کنم.حتما یه راهی هست و گشتمو گشتم کتاب خوندم فایلای راندا برن رو گوش دادم تا رسیدم به استاد عباسمنش عزیزم.
خدایا کمکمون کن تو این راه موفق و سربلند بیرون بیایم.کمک کن تو خشنود باشی و ما رستگار…
به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که هدایتم کرد به این آگاهی های توحیدی تا بادرک قوانین ثابت جهان هستی خالق عامدانه ی تمااااام خواسته هام باشم.
سپاسگزارم از شما استاد عباسمنش عزیزم که این آگاهی ها رو دراختیارمون قرارمیدین تاخوب زندگی کنیم و کمک کنیم جهان جای بهتری برای زیستن باشه.
جهان بیرون آینه ی درون منه، اگر من تغییرکنم جهان بیرون منم تغییر خواهد کرد فارغ از اینکه زندگی برای دیگران چجوری داره پیش میره.
از کجا شروع کنم به این تغییر ، از کنترل کانون توجه ، از پذیرفتن صد در صد مسئولیت زندگیم ، از بستن زیپ دهنم و قدرت ندادن به عوامل بیرونی از جمله ، حکومت، کشور، تورم ، همسر ، پدر و….هزاران عامل بیرونی دیگه چون هزاران مثال نقض برای همین عوامل بیرونی میتونم پیدا کنم که بی ربطه با تجربیات افراد.
سوال : کجا ها شکایت کردی و همیشه ناراضی بودی و جهان باچه پس گردنی نشونت داد و کجاها تمرکز کردی روی بهبودت و جهان بهت پاداش داد!!؟؟
خوب من مثال کرونا رو تو فایل قبلی زدم اینجام باز مینویسم تا این تکرار یادم بندازه که کنترل کانون توجه تاچه اندازه مهمه و چقدر میتونه در نتیجه تغییر ایجاد کنه و اهمیت عوامل بیرونی رو برام کمرنگ کنه حالا این عامل هرچقدر که میخواد بزرگ و جهانی باشه...
اواخر سال 98 که کرونا آغاز شده بود،دوسال بود که من با آگاهی های استاد عباسمنش آشنا شده بودم ، تغییرات زیادی از نظر تحصیلات ، اعتماد بنفسی ، شغل ، درآمد و … تو زندگیم ایجاد کرده بودم و به اندازه کافی به این آگاهی ها اعتماد پیدا کرده بودم ، کرونا اومد و تقریبا همه جهان رو درگیر خودش کرد
من هرروز ، بی وقفه این آگاهی هارو نوش جان میکردم ، همه جا تعطیل بود و من زمان زیادی داشتم برای وقت گذاشتن روی بهبود خودم و تقویت باورهام ، حالا دیگه موضوع رشد و پیشرفت و بهبود نبود ، موضوع زنده موندن بود ، واقعا پای مرگو زندگی وسط بود پس با تمام توان ادامه دادم ، همه ی رسانه هایی که میتونست از دنیای بیرون بهم اطلاعات بده آگاهانه بستم ، ورودیم فقط آگاهی های این سایت بود ، زیبپ دهنمو بستم و راجب ناخواسته ها صحبت نکردم ، فقط اطلاعات این سایت رو گوش کردم و نوشتم و تکرار کردم ، فقط تجربیات بچه های سایت رو گوش کردم ، و تمرکز و توجهم روی اطلاعات سایت بود ، و نتیجه طبق قانون سلامتی ، امنیت و گذر ازاین مرحله با آرامش و سلامتی کاااااامل بود ، بدون مصرف حتی یک عدد قرص.
اون بیرون خیلیا بیمار شدن ، خیلیا فوت کردن ، خیلی افسردگی گرفتن ،اضطراب دائم رو تجربه کردن و هزاران ناخواسته دیگه ….
اما من فارغ از اینکه اون بیرون چه خبره ، تجربم با باورهام و درونم هماهنگ شد و این کنترل کانون توجه و این نتیجه باعث شد تا ایمانم به این آگاهی ها هزاران برابر بیشتر شه و درامتداد این باور نتایج بیشتر و بزرگتری خلق کنم.
من یاد گرفتم راجب ناخواسته هام حرف نزدم ، کانون توجهمو کنترل کنم ، من به اهمیت این موضوع پی بردم و یقین دارم که این روش این قانون « کار میکنه » ، خیلیییی جاها تونستم وکانون توجهمو کنترل کردم ، راجب ناخواسته حرف نزدم ، راجبش نخوندم اطلاعات بیشتری کسب نکردم با خودم و دیگران تکرارش نکردم ،به اندازه ای که تونستم این کنترل رو انجام بدم به همون اندازه نتیجه ی رضایت بخش آفریدم .
بعضی جاها هم نتونستم کنترلش کنم و نشانه های تجربیات ناخواسته اومد و باز به خودم اومدم و شروع کردم به مدیریت احساسم و از اون به بعد نتیجه به نفع من تغییر کرد ،
بقول استاد عباسمنش عزیزم ، هیچ چیز از احساس خوب داشتن مهم تر نیست ، جدی گرفتن احساس خوب و ترجیح دادن آن برهر احساس دیگری شهامت میخواد ، احساس خوب داشتن پشتوانه میخواد و آن پشتوانه خودت هستی ،همان ایمانی که اگر به اندازه دانه خردلی باشد، کوه ها را جابجا خواهد کرد .
باز هم سپاسگزارم از شما استاد عباسمنش عزیزم که این آگاهی ها رو دراختیارمون قرارمیدین،
دوستتون دارم وعششششششق برای خانواده بزرگم در سرزمین توحیدی عباسمنش 🟢
استاد تا دقیقه 5 گوش کردم بعد مکث زدم تا این کامنتو بنویسم . صحبت از مربیان شد یاد برانکو ایوانکوویچ افتادم توی تیمی که دوسش دارم پرسپولیس ، آقای برانکو میتونم بگم یکی از باشخصیت های مربیگری بود که من میدیدم ، بعد هربازی وقتی تیم بخاطر حالا چند صحنه یا شرایط مسابقه و… نتیجه نمیگرفت همیشه میگفت اینها میتونه توی هر مسابقه باشه ولی ما باید اونقدر قوی باشیم که بخاطر این شرایط یا بخاطر چند صحنه داوری ضعفمون رو سرپوش نزاریم.
درسته خیلی از مربیان توی تیمهای دیگه خیلی مواقع به عوامل بیرون ربط میدن نتایج ضعف تیم رو ، درصورتیکه اشتباهات یا شرایط سخت ممکن هست باشه ، چرا نباید قوی تر از شرایط باشیم؟
توی زندگی همه ما انسانها خیلی اتفاق میفته وقتی به جایگاهی نمیرسیم ،حتی خود من دقیقا سریع عوامل بیرونو ربط میدم ،به مادرم به دوستام و… ربط میدم که باعث این اتفاقات توی زندگی من شدن . درصورتیکه این منم که دارم اتفاقات را رقم میزنم . هیج عامل بیرونی تاثیری توی زندگی من نداره ،مگر اینکه من باور کنم تاثیر داره و همین باور بیشتر منو توی این اتفاقات قرار میده چون توجهم روی اینه دیگران باعث اتفاقات زندگی منن .
به قول استاد اونقدر باید قوی باشیم و اونقدر اینو خوب باور کنیم که بابا هیچکس تاثیری توی زندگی ما نداره ، یچیزی توی باورهای من هست که ایراد داره .
مثال مردم اعتراضی رو زدین استاد که همه جا در هرشرایطی باز اونی که نگاه خوب نداره واقعا توی بهشتم باشه نگاه نازیبا داره . دقیقا همینه واقعا هستن آدم هایی که خودمم دیدم که همیشه اعتراض داشتن به همچی و باز از شرایطی میفتادن توی شرایط دیگه بازم اعتراض به همچی ،چون توجهشون به نازیبایی ها بوده و اینکه عوامل بیرونی باعث بدبختی هستن و دوباره همین روال توی زندگیشون اتفاق میفته .
پس بدونیم این خودمون هستیم مسئول هر اتفاق زندگیمون .
استاد یبار گفتین یه جمله همیشه یادمه ، بیاییم اونقدر قوی باشیم تا موانع و تضادهای زندگی که پیش میاد در زندگیمون بتوانیم به راحتی از روی آن ها عبور کنیم .
از خدا بخواهیم تا مارو قوی تر از مشکلات بکنه . چون تضادها چالش ها و سختی ها میاد تا جهان گسترش پیدا کنه تا پیشرفت کنه پس ما اونقدر قوی باشیم که به راحتی و با شادی قویتر و پیشرفته تر باشیم تا از روی آن ها عبور کنیم .
میدونم که زیاد برام اتفاق افتاده هردو موردش که گاهی شرایط بیرونی روی من تاثیر گذاشته و از بیرون دنبال عامل مشکلات بودم و یا گاهی مچمو گرفتم که نه هرچی شده مشکل از خودمه و هیچ چیز و هیچ کسی هیچ دخالتی در شرایط زندگی من چ خوب و چه بد نداره و هر دو موردشم نتیجه اونو دیدم.
اول اینکه طبق فایل قبلی باید تمرکزمو از روی ناخواسته هام بردارم و رهاشون کنم و نچسبم بهشون تا اتفاقات مشابه اون رو باز توی زندگیم نبینم.
دوم اینکه هراتفاقی که برام میفته چه خوب چ بد اول از همه از خودم شروع کنم و سعی کنم خودمو تغییر بدم نه شرایط رو ن آدمای اطرافم رو و تصمیم دارم از الان بیشتر رو این موارد تمرکز کنم و آگاهانه در زمان مشکلات تصمیم بگیرم و رفتار کنم.ش
اینکه من چه نتایجی در زندگیم گرفتم نشون دهنده افکاری هست که در سرم دارم میپرونونم
اگر من معترضم ،شکایت میکنم ،غمگینم ،بقیو رو مقصر میدونم ،حسادت میکنم ،طبق قانون هر چیزی رو جذب میکنم که نتیجه احساسیش از جنس بیشتر افکار منه و برعکس در جهت مثبتشم باعث جذب اتفاقات همجنس و هم سنگ با احساس خودم میشم
استاد عزیزم یه عمر مثل کشتی طوفان زده ای بود زندگی من که روی دریا بدون هیچ مقصد خاصی به هر طرفی کشیده میشدم و بقول شما واکنش گرا بودم مثل 99٪ مردم جامعه ما
همیشه شاکی بودم همیشه حالم بد بود و همه رو مقصر میدونستم ،با اینکه مثل لودر کار میکردم و درآمدم عالی بود ولی سر ماه مقروض بودم و کل زندگی کاریم درگیر قسط و وام بدهکاری
از لحاظ عاطفی که داغون بودم و ارتباطاتم میشه حدس زد با یه مشت رفقای داغون تر از خودم
از لحاظ سلامتی که معتاد قرص آرارمش بخش بودم و اصلا اعصاب زن و بچه خودمم نداشتم و اتفاقی که افتاد طولی نکشید اینقدر بدهکار شدم که راهی جز تغییر خودم نداشتم ،روزهای اولی که در دام بدهکاری افتادم هیچ ایده ای جز عجز و ناتوانی و گله بردن پیش خدا نداشتم ،وقتی که به ته خط رسیده بودم وقتی که حس میکردم دیگه وقتشه تسلیم بشم ورق برگشت ،نور هدایت تابید ،جهان شما رو به من هدیه داد ،حرفهای شنیدم که هیچ وقت توی زندگیم نشنیده بودم و با اینکه خیلی مقاومت داشتم ولی قلبم تاییدشون میکرد ،اینکه من مسئول زندگی خودم هستم نه کس دیگه ای ،اینکه اگر من بدهکارم مقصر خودمم نه دولت ،اینکه روابطم داغون مقصر خودم بودم ،اینکه چند سال قرص میخورم مقصر خودمم
انگار پله اول تغییر پذیرفتن 100٪مسئولیت زندگی خودته و این اتفاق من دقیقا لمس کردم ،اونجا که پذیرفتم ایدها برای عوض کردن شرایط بهم داده شد ،وجود شما استاد عزیز و این سایت جادویی باعث شد مسیرو آروم آروم پیدا کنم و باگهای شخصیتی خودمو بشناسم با تمرین و تکرار درستشون کنم
هر بار من بهتر روی خودم کار میکردم نتایج بهتر میشد و این مسیر بهبود به لطف الله سه سال دارم ادامه میدم و نتیجش شده آرامشی که میشه 80٪ نسبت به قبل بهتر شده
سلامتی من که الان سه سال دکتر نرفتم و خیلی به ندرت پیش میاد مریض بشم
قرص الان سه سال ترک کردم
دوستان اطرافم که کیفیتشون خیلی بهتر شده
روابط عاطفی و وابسته نبودن که میشه گفت عالی شده
درآمدم که الان به لطف الله 3 برابر شده و بی نتیجه دیگه که باید ساعتها در موردش بنویسم
این کامنت در این تاریخ 1403/03/30 مینویسم تا رد ما بشه برام چون میدونم چند سال دیگه قرار بیام بخونمش و مروری بشه برام که کجا بودم و کجا هستم
نمیدونم با چه زبونی از شما تشکر کنم استاد عزیزم که ذره ای از زحماتتونو پاسخ گفته باشم ،بی نهایت سپاسگزارتونم ،هر کجا هستین شاد و سلامت تندرست باشین
امروز من فایل دومین روز سفرنامه رو گوش میکردم که در مورد ظلم به خود بود و اصل مطلب این بود که جهان مانند اینه است و مثل یک سیستم کار میکنه و با توجه به فرکانس های ارسالی نتایج رو رقم میزنه و با وجود همچین سیستمی هیچکس نمیتونه به تو ظلم کنه مگر خودت
وقتی تو این اصل رو با تمام وجود بپذیری دیگه دنبال مقصر در دنیای بیرون نیستی و هر کاری جز کار کردن روی خودت رو نشتی انرژی میدونی
و تمام تلاشت رو میکنی تا خودت باورهات و افکارت رو تغییر بدی که نتیجش میشه تغییر مدار فرکانسی
و به این ترتیب شرایط و اتفاقات زندگیت تغییر میکنه
و هیچ عامل بیرونی دخل و تصرفی توی این موضوع نداره مگر این که تو بهش اجازه بدی
خداروشکر میکنم که با وجود این آگاهی ها میتونم متفاوت از عموم فکر کنم و متفاوت عمل کنم و در نتیجه متفاوت نتیجه بگیرم
سلام بر استاد عباسمنش و مریم عزیز امیدوارم عالی باشید
چقدر زیبا و قشنگ توضیح دادین استاد سپاسگزارم… دقیقا جنگیدن با هر چیزی اون مساله و از اون جنس مساله رو در زندگی ما بیشتر و بیشتر میکنه. تو پستی که در مورد مسائل ایران گذاشتین از مسائلی که خودم در زندگی جنگیدم و چقدر برا خودم سختش کرده بودم نوشتم. اینجا میخوام یک مثالی که در زندگی همسرم هست رو بنویسم
همسر من مدتی بعد از اینکه ازدواج کردیم وارد شرکتی شد که در واقع صاحب شرکت آشنای پدرشون بود ایشون چندین سال در این شرکت کار کرد و همیشه شاکی بود از رفتار صاحب شرکت و بچه هاش که همگی همونجا کار میکردن (یه جورایی شرکت خانوادگی بود).دایم از کارهای اونا پیش پدرش حرف میزد اینجوری کردن اونجوری کردن حقوق خوب نمیدن خسیسن و ….تا اینکه از اون شرکت اومد بیرون و وارد شرکت دیگه ایی شد با وجودیکه تو شرکت جدید حقوق خوبی میگرفت اما باز هم یه نفر تو شرکت بود که کارای حقوقی رو انجام میداد و رو مخ بقیه بود باز حرفهای همسرم شکایت از همکارش بود تا اینکه این شکایتها رسید به مدیرعامل و از کارهای مدیرعامل هم ایراد میگرفت اونقدر این فرایند در شرکتشون ادامه پیدا کرد که این شرکت کوچیک که خودش زیر مجموعه یک شرکت بزرگ و معروف تهران بود منحل شد و همه کارکنان بیکار شدن حدود دو سال همسر من شغل درست و حسابی نداشت تا اینکه دوباره مجبور شد برگرده به شرکت سابقش که مال دوست پدرش بود و الان چند سالیه اینجا مشغوله و همچنان از رفتار رییس شرکت شاکیه و مدام اتفاقاتی رو تجربه میکنه که دوست نداره حجم کاری خیلی زیاد حقوق نه چندان مناسب بی احترامی و و و ….
میخوام بگم چیزی که سالهاست همسرم داره باهاش میجنگه و همچنان درگیرشه و باعث شد چقدر از نظر روحی غمگین و خشمگین باشه دست از سرش برنمیداره چون درسش رو هنوز نگرفته و هر چی هم بهش میگم که این داستانا برمیگرده به درون خودت و عزت نفست و کانون توجهت چون تو مدارش نیست متوجه نمیشه که چه ربطی به خودش داره و همش تقصیر ناکامی هاشو میندازه گردن رییس شرکتش.🤔
اینم اضافه کنم توی این سالها هر وقت با همسرم صحبت کردم و ایشون یکمی احساسش رو به رییسش تغییر داده و اعراض کرده از رفتارهای نامناسب اتفاقای خوبی از طرف همون رییسش بهش رسیده و رفتارش با همسرم متفاوت بوده..
یه مثال دیگه هم از مامانم یادم اومد بگم
مامانم از موش و مار و گربه و خزندگان خیلی بدش میاد و اگه کسی مخصوصا سرغذا در این مورد حرفی بزنه خیلی شاکی میشه و چندشش میشه جالبه خیلی وقتها اطرافیان با اینکه این موضوع رو میدونن خیلی یهویی موقع غذا در مورد این حیوانات صحبت میکنن در حالیکه اصلا زمینه ایی برای این بحث وجود نداشته.😄
مثال در این مورد خیلی زیاد دارم که شاید از حوصله خارج باشه ولی با گوش کردن به دو تا فایلی که در مورد بی توجهی و نجنگیدن با ناخواسته گذاشتین و با یاداوری مثالهایی که توی زندگیم دیدم کاملا شیرفهم شدم که اگر با هر چیزی بجنگی و به ناخواسته توجه کنی قدرت اون ناخواسته در زندگی بیشتر و بیشتر میشه تا جایی که قشنگ زیر فشار اون اتفاق له میشی و حاضری هر کاری کنی که فقط نجات پیدا کنی با این تفاوت که هم انرژی خیلی بیشتری ازت میگیره و هم زمان بیشتری نیازه تا به صورت تکاملی از اون چرخه خارج بشی و من اینو با گوشت و خونم حس کردم.
در حالیکه اگر ما وقتی برای اولین بار با جنس متفاوتی از تضاد روبه رو میشیم بهش بی تفاوت باشیم و تمرکزمون رو روی اتفاقات خوب و کمک خداوند بگذاریم به سریع ترین و راحت ترین شکل ممکنه اون اتفاق از زندگیمون حذف میشه.اما متاسفانه ما اونقدر به اون ناخواسته توجه میکنیم و تو ذهنمون تکرارش میکنیم که سخت و سختر میشه و به صدها ناخواسته تکراری زندگیمون تبدیل میشه
در پایان از شما استاد عزیز و مریم جان بابت اگاهیهایی که در اختیار ما میگذارید تشکر میکنم و از همه عزیزانی که وقت گذاشتن و کامنتم رو خوندن سپاسگزارم 🌺🙏
برای همه از خداوند متعال سلامتی و آرامش و شادی و هدایت به صراط مستقیم خواستارم💙💙💫
سلام به استادای عزیز و نازنینم
این فایل نشانه امروزم بود و این قسمت از سایت واااقعا بینظیره و ممنونم برای قراردادن این قسمت در سایت، چون همیشه فایل ها دقیقا مرتبط با حال و احوال من در انروز هست که وارد این قسمت جادویی سایت میشم.
هربار که به عوامل بیرونی توجه کردم و هی بقیه رو مقصر دونستم اولین چیزی که دریافت کردم بدتر شدن حالم بوده و بعد جذب اتفاقات متناسب با کانون توجهم بوده، از انجایی که قانون همیشه ثابته و این ما هستیم که باید تغییر کنیم و تا زمانیکه ما تغییر نکنیم این سیکل و چرخه معیوب ادامه پیدا میکنه، پس بزرگترین و اساسی ترین قدم و تغییر ما اینه که هیچ چیز و هیچکس رو جز خودمون مقصر ندونیم و هربار که ذهنمون و دهانمون خواست شروع کنه به گله و شکایت باید ساکتش کنیم و زیپش رو ببندیم و سعی کنیم به چیزهای مثبت فکر کنیم چون به محض توجه به نکات مثبت و مقصر ندونستن عوامل بیرونی و برداشتن توجهمون از بیرون و ادم های بیرون، میتونیم راه رو برای ورود به خواسته هامون هموار کنیم.
از تجربه همین امروزم که باعث شد بهتر و بیشتر درک کنم این فایل این بود که من دوستی دارم که خیلی صمیمی هستیم باهم و تازگیا متوجه شدم که تمام کارهاشو بدون اینکه ذره ای به من در موردش بگه انجام میده و وقتیکه کاراش به نتیجه میرسه به من خبر میده و خیلی ناراحت بودم تو این مدت که چرا من از صفر تا صد کارامو بهش میگم و حتی کاری که هنوز شروع نکردم رو در موردش با اون صحبت میکنم اما اون منو اونقد رفیق خودش نمیدونه که من اخرین نفری هستم که از همه چیز خبردار میشه! و بعد اومدم در این مورد با یکی از دوستای دیگم صحبت کردم و اولین نشونش این بود که من حالم بدتر شد و احساس تنهایی شدید و بی ارزش بودن بهم دست داد! درصورتیکه کار اون درست بوده و اونداره طبق قانون عمل میکنه و در مورد کاراش تا وقتیکه قطعی نشده با هیچکس صحبت نمیکنه! و مورد دوم این نشون دهنده وابستگی من به دوستم هست وقتیکه ما رها باشیم دیگه نه از کسی توقعی داریم و نه چیزی و نه رفتاری میتونه ما رو ناراحت کنه! همه اینها نشأت گرفته از وابستگی و بولد کردن ادم های زندگیمونه! و اینکه امروز نتونستم احساساتم رو کنترل کنم و در مورد این چیزها با دوست دیگه ایم صحبت کردم، نشون دهنده اینه که من هنوز معتقدم عوامل بیرونی در زندگی من نقش دارن و ادم ها میتونن در زندگی من تاثیر بذارن و میتونن به من احساس با ارزش بودن و یا بی ارزش بودن بدن!! من اگه خودم خودمو دوست داشته باشم و با خودم در صلح باشم و اعتماد بنفس بالایی داشته باشم دیگه هیچ نیازی به کسی ندارم که حتما تو زندگیم باشه یا نباشه! چون من خدایی دارم که از بینهایت دستانش به من عشق میده و اگه این دوستم در مدار من نیست پس دوستان بهتر دیگری رو سر راهم قرار میده و منو با تجربهای بیشتری روبرو میکنه پس من نباید گله مند باشم از این رفتارها و فقط باید روی ورودی های خودم کار کنم و تمرکزم رو روی خودم و اهدافم بذارم و هرکس در این مسیر با من هم مدار باشه و هم فرکانس پس حتما تو زندگی من خواهد بود و نیاز به تقلا برای بودن اون افراد نیست.
خدایاا شکرت برای درک اگاهی امروزم
مرسی استاد عزیزم برای این فایل های عالی که با سوال هاتون ذهن و تجربهای ما رو به چالش میکشین که بتونیم بهتر قوانین رو درک کنیم
به نام هدایت الله
سلام خدمت استاد و خانم شایسته و همه دوستان خوبم
چقدر خوب افراد موفق شرایط بیرونی رو اصلاً کاری ندارند و روی خودشان تمرکز دارند روی شخصیت خودشان کار میکنند اگر ما شاکی نباشیم از کارهایی که میکنیم میتوانیم ذهن خودمان را کنترل کنیم و به عامل بیرونی کاری نداشته باشیم
یک فرد موفق اگر از لحاظ ذهن خیلی قوی باشد شکست هم بخورد اما باز بلند میشود و آن را درست میکند من قبلاً از حکومت مردم رئیس جمهور و افراد نزدیک گله و شکایت و مقصر بدبختی و فقر خودم میدونستم در تمام زمینهها اما از وقتی که با این سایت الهی آشنا شدم و از آگاهی ارزشمند استاد استفاده کردم دیگه عوامل بیرونی کاری ندارم و این نگاه که روی خودم کار کنم و به دیگران کاری نداشته باشم را در زندگی انجام میدهم ولی آرامش و پیشرفتهای شخصیتی خوبی داشتم
اگر نتایج در زندگی من درست نباشد باید تغییر در افکار منش رفتار و شخصیتم را داشته باشم و نمونه و الگوی 100 من پژمان جمشیدی است که از صفر به 100 رسید و به یک بازیگر پولساز تبدیل شده است و از لحاظ فکری باید ما خودمان را درست کنیم به اندازهای که خودمان را مسئول اتفاقات زندگی خودمان بدونیم میتوانیم پیشرفت داشته باشیم
این یک قانون است که هر طوری فکر کنیم همان جنس فکر در زندگی ما اتفاق میافتد و باید با اکثریت جامعه دیگران فکر نکنیم
در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشالله
به نام خدا
دیروز یه چالشی تو زندگیم بوجود اومد که خیلی حسم رو بد کرد
از کسی که باعث شده بود این چالش بوجود بیاد شاکی بودم
و زبان به گلایه باز کرده بودم
امروز یه سال شد که عضو این سایتم و فقط میخواستم حال خوب رو تجربه کنم
و چون حسم بد شده بود اون فرد رو مقصر میدونستم
یه یهدساعتی حالم گرفته بود و بعد ش یه خودم اومدم گفتم داری چیکار میکنی
مگه اون مقصر
خودم میدونستم عامل این اتفاق فقط خودمم
چون ضعف شخصیتی دارم که نمیتونم نه بگم
و این سرزنش ها شروع میشه
.اومدم تو سایت
و گفتم خدایا هر جی خودت بگی
و سپردم به خدا
و چقدر خدا قشنگ میچینه ک بهترین فایلی که الان به دردم میخورد رو بدون زحمتی برام انتخاب کرد
و من اعتماد دارم بهداین انتخاب
و شروع کردم به دیدن فایل
و الحق که بهترین فایل برای من بود برای این لحطه
من خودم مسئول زندگیم هستم و اگه الان دارم شرایطی رو تجربه میکنم همش و همش بخاطر فرکانس های خودم و باورهای خودمه
من اون شرایط بیرونی رو نمیتونستم تغییر بدم ولی افکار خوددم رو میتونم
شخصیت خودم رو میتونم
چقدررر خوشحالم اینجام
چقدر خوشبختم ن که میدونم خودمم که با افکارم دارم زندگیمو خلق میکنم
و حالا میتونم به راحتی تغییرش بدم
و حالا از شرایط بیرونی که تو زندگیم هست شاکی نیستم چون میدونم میتونم تغییرش بدم
هیچ کس مقصر نیست
من خودم با افکارم این شرایط رو بوجود آوردم پس خودمم تغییرش میدم
زینب جان سلام
آفرین به این درک خوبی از قانون و شناخت خودت که هرچیزی را تجربه میکنی به واسطه باورهای خودتِ
نکته اینجاست حالا بعداز فهیدن باید بهبود ببخشیم روند زندگی وافکارمون را منم خیلی اتفاقات افتاده که دوست ندارم واسه هرکدومش تلاش کردم بهبود دادم دیگه تجربش نکردم ولی مسائلی هستند که من هوز تغییر نکردم ودارم تجربش میکنم
شناخت درون و متعهد به رشد بودن پروازی بوجود میاره که فکرم نمیکنی
بابت کامنتت و هدایتی که دیدی و پذیرفتی (تسلیم) ممنون
استاد عزیزم شکرگزارم
سلام.کامنت 2.
شرایط کنونیتو تغیر بده.
چند روزه تو حوضه کاریم میگم خدایا کلی سوال دارم کمکم کن راهنماییم کن.تا اینکه دیروز استاد سئوم گفت دوره مشاوره رو بخر بیا تا جواب سوالاتو بگیری با اینکه هزینه اش برا منکه هنوز درامد انچنانی ندارم زیاد بود ولی قبول کردم.یه نجواهایی میومد که خودت باید کاراتو بکنی هزینه نکنی و…
ولی اشتباه پشت اشتباه تو سایت انجام میشد و وقت و از همه مهمتر انرژی من از بین میرفت.
خلاصه امروز که برا سایتم رفتم مشاوره متوجه شدم اگه دو روز دیگه به همون منوال میرفتم سایتم به فنا میرفت.استادم کلی راهکار بهم داد و من از اینکه کلی راه حل گرفتم و اینکه کلی چیز جدید تو کارم یاد گرفتم خوشحال بودم.اون مرتب میگفت من نگران سایتتم.ولی این جمله از صبح از یک دست نوشته تو ذهنم بود که
گر نگهدار من انست شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد.
وقتی از مشاوره اومدم بیرون با خودم گفتم کاش میگفتم خدا بیشتر از اینا هوامو داره نگران نباشین استاد.
از طرفی این خرابکاری تو سایتم درسته کار خودم بود ولی همش دنبال مقصر بودم.هی میگفتم چرا دفعه قبل گفت سایتت خوبه چرا فایل اکسل خراب رو بهم دادن که وارد کنم و سایت خراب شه و منم دنبال اون بدترش کنم و ….
الان که این فایل رو دیدم دیگه باید با خودم بگم کاریه که شده و باید درستش کنم.هر چقدرم غر بزنم هیچ فایده ای نداره.هر چند ته دلم 100 درصد اینو نمیگه ولی 70 درصد الان قبول کردم که مقصر خودم بودم.چرا مقصر خودم بودم؟به خاطر ذهن فقیرم.
به خاطر یه ترمز مسخره اونم اینکه نباید هی برم پول بدم مشاوره بگیرم خودم باید کارامو انجام بدم اگرم اشتباه کردم درس بگیرم.ولی نگو تو بحث سایت اینجوری نیس که تو کل صفحات یه اشتباهو تکرار کنی و بعد بگی اوکی پاک میکنم درست میکنم.
نخیر….
با هر اشتباه کارت 2 برابر یا 3 برابر میشه و گاهی جبران ناپذیر.
من ذهن فقیر داشتم که باید جلو هزینه هامو بگیرم حالا هر چقدر شده وقت بزارم ولی هزینه نکنم تا چیزای جدید یاد بگیرم.
دیدین بعضی روزا همه چیز یه رنگ دیگه اس؟
یه جوریه؟
انگار هنگی!انگار هزار بار یه فکرو مرور میکنی تا به نتیجه برسی و گاهی اونقدر اگاهیت زیاد میشه که فقط میخای زود هر چیزی که اشتباه بوده رو درست کنی.
امروز من اینجوری بودم.چه از لحاظ کار کردن روی خودم که چرا این اتفاق افتاد و چه از لحاظ مشکلات کاریم.
این فایل نشانه ای بود اخر شب که خدا بهم گفت درسشو بگیر غر نزن اینقد نگو چرا چرا اینجوری شد اونجوری شد.
اگر یکم بیشتر رو خودت کار میکردی ذهن فقیرت که میگفت پول برا مشاوره نده هزینه نکن خودت یاد بگیر رو محل نمیدادی اعتماد به نفستو بالا میبردی به استادتم میگفتی من میخام سایتم رو بهترین کنم کمکم کن هزینه اشم میدم.اونم همین راه حل که 3 ماه پیش باید انجام میشد رو همون موقع بهت میگفت.
تو 15 سال گذشته همش از شرایط غر میزدم از همسر از بچه از زندگی خانواده بی پولی …همه چی و باید بگم این 5 سال اخیر گه کمتر و یا اصلا غر نزدم بهترین نتایج رو گرفتم.
یه جاهایی اخرش گفتم دیگه این منم باید چاره ای پیدا کنم.حتما یه راهی هست و گشتمو گشتم کتاب خوندم فایلای راندا برن رو گوش دادم تا رسیدم به استاد عباسمنش عزیزم.
خدایا کمکمون کن تو این راه موفق و سربلند بیرون بیایم.کمک کن تو خشنود باشی و ما رستگار…
به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که هدایتم کرد به این آگاهی های توحیدی تا بادرک قوانین ثابت جهان هستی خالق عامدانه ی تمااااام خواسته هام باشم.
سپاسگزارم از شما استاد عباسمنش عزیزم که این آگاهی ها رو دراختیارمون قرارمیدین تاخوب زندگی کنیم و کمک کنیم جهان جای بهتری برای زیستن باشه.
جهان بیرون آینه ی درون منه، اگر من تغییرکنم جهان بیرون منم تغییر خواهد کرد فارغ از اینکه زندگی برای دیگران چجوری داره پیش میره.
از کجا شروع کنم به این تغییر ، از کنترل کانون توجه ، از پذیرفتن صد در صد مسئولیت زندگیم ، از بستن زیپ دهنم و قدرت ندادن به عوامل بیرونی از جمله ، حکومت، کشور، تورم ، همسر ، پدر و….هزاران عامل بیرونی دیگه چون هزاران مثال نقض برای همین عوامل بیرونی میتونم پیدا کنم که بی ربطه با تجربیات افراد.
سوال : کجا ها شکایت کردی و همیشه ناراضی بودی و جهان باچه پس گردنی نشونت داد و کجاها تمرکز کردی روی بهبودت و جهان بهت پاداش داد!!؟؟
خوب من مثال کرونا رو تو فایل قبلی زدم اینجام باز مینویسم تا این تکرار یادم بندازه که کنترل کانون توجه تاچه اندازه مهمه و چقدر میتونه در نتیجه تغییر ایجاد کنه و اهمیت عوامل بیرونی رو برام کمرنگ کنه حالا این عامل هرچقدر که میخواد بزرگ و جهانی باشه...
اواخر سال 98 که کرونا آغاز شده بود،دوسال بود که من با آگاهی های استاد عباسمنش آشنا شده بودم ، تغییرات زیادی از نظر تحصیلات ، اعتماد بنفسی ، شغل ، درآمد و … تو زندگیم ایجاد کرده بودم و به اندازه کافی به این آگاهی ها اعتماد پیدا کرده بودم ، کرونا اومد و تقریبا همه جهان رو درگیر خودش کرد
من هرروز ، بی وقفه این آگاهی هارو نوش جان میکردم ، همه جا تعطیل بود و من زمان زیادی داشتم برای وقت گذاشتن روی بهبود خودم و تقویت باورهام ، حالا دیگه موضوع رشد و پیشرفت و بهبود نبود ، موضوع زنده موندن بود ، واقعا پای مرگو زندگی وسط بود پس با تمام توان ادامه دادم ، همه ی رسانه هایی که میتونست از دنیای بیرون بهم اطلاعات بده آگاهانه بستم ، ورودیم فقط آگاهی های این سایت بود ، زیبپ دهنمو بستم و راجب ناخواسته ها صحبت نکردم ، فقط اطلاعات این سایت رو گوش کردم و نوشتم و تکرار کردم ، فقط تجربیات بچه های سایت رو گوش کردم ، و تمرکز و توجهم روی اطلاعات سایت بود ، و نتیجه طبق قانون سلامتی ، امنیت و گذر ازاین مرحله با آرامش و سلامتی کاااااامل بود ، بدون مصرف حتی یک عدد قرص.
اون بیرون خیلیا بیمار شدن ، خیلیا فوت کردن ، خیلی افسردگی گرفتن ،اضطراب دائم رو تجربه کردن و هزاران ناخواسته دیگه ….
اما من فارغ از اینکه اون بیرون چه خبره ، تجربم با باورهام و درونم هماهنگ شد و این کنترل کانون توجه و این نتیجه باعث شد تا ایمانم به این آگاهی ها هزاران برابر بیشتر شه و درامتداد این باور نتایج بیشتر و بزرگتری خلق کنم.
من یاد گرفتم راجب ناخواسته هام حرف نزدم ، کانون توجهمو کنترل کنم ، من به اهمیت این موضوع پی بردم و یقین دارم که این روش این قانون « کار میکنه » ، خیلیییی جاها تونستم وکانون توجهمو کنترل کردم ، راجب ناخواسته حرف نزدم ، راجبش نخوندم اطلاعات بیشتری کسب نکردم با خودم و دیگران تکرارش نکردم ،به اندازه ای که تونستم این کنترل رو انجام بدم به همون اندازه نتیجه ی رضایت بخش آفریدم .
بعضی جاها هم نتونستم کنترلش کنم و نشانه های تجربیات ناخواسته اومد و باز به خودم اومدم و شروع کردم به مدیریت احساسم و از اون به بعد نتیجه به نفع من تغییر کرد ،
بقول استاد عباسمنش عزیزم ، هیچ چیز از احساس خوب داشتن مهم تر نیست ، جدی گرفتن احساس خوب و ترجیح دادن آن برهر احساس دیگری شهامت میخواد ، احساس خوب داشتن پشتوانه میخواد و آن پشتوانه خودت هستی ،همان ایمانی که اگر به اندازه دانه خردلی باشد، کوه ها را جابجا خواهد کرد .
باز هم سپاسگزارم از شما استاد عباسمنش عزیزم که این آگاهی ها رو دراختیارمون قرارمیدین،
دوستتون دارم وعششششششق برای خانواده بزرگم در سرزمین توحیدی عباسمنش 🟢
به نام خدای مهربان
سلام استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز و دوستان گلم
استاد تا دقیقه 5 گوش کردم بعد مکث زدم تا این کامنتو بنویسم . صحبت از مربیان شد یاد برانکو ایوانکوویچ افتادم توی تیمی که دوسش دارم پرسپولیس ، آقای برانکو میتونم بگم یکی از باشخصیت های مربیگری بود که من میدیدم ، بعد هربازی وقتی تیم بخاطر حالا چند صحنه یا شرایط مسابقه و… نتیجه نمیگرفت همیشه میگفت اینها میتونه توی هر مسابقه باشه ولی ما باید اونقدر قوی باشیم که بخاطر این شرایط یا بخاطر چند صحنه داوری ضعفمون رو سرپوش نزاریم.
درسته خیلی از مربیان توی تیمهای دیگه خیلی مواقع به عوامل بیرون ربط میدن نتایج ضعف تیم رو ، درصورتیکه اشتباهات یا شرایط سخت ممکن هست باشه ، چرا نباید قوی تر از شرایط باشیم؟
توی زندگی همه ما انسانها خیلی اتفاق میفته وقتی به جایگاهی نمیرسیم ،حتی خود من دقیقا سریع عوامل بیرونو ربط میدم ،به مادرم به دوستام و… ربط میدم که باعث این اتفاقات توی زندگی من شدن . درصورتیکه این منم که دارم اتفاقات را رقم میزنم . هیج عامل بیرونی تاثیری توی زندگی من نداره ،مگر اینکه من باور کنم تاثیر داره و همین باور بیشتر منو توی این اتفاقات قرار میده چون توجهم روی اینه دیگران باعث اتفاقات زندگی منن .
به قول استاد اونقدر باید قوی باشیم و اونقدر اینو خوب باور کنیم که بابا هیچکس تاثیری توی زندگی ما نداره ، یچیزی توی باورهای من هست که ایراد داره .
مثال مردم اعتراضی رو زدین استاد که همه جا در هرشرایطی باز اونی که نگاه خوب نداره واقعا توی بهشتم باشه نگاه نازیبا داره . دقیقا همینه واقعا هستن آدم هایی که خودمم دیدم که همیشه اعتراض داشتن به همچی و باز از شرایطی میفتادن توی شرایط دیگه بازم اعتراض به همچی ،چون توجهشون به نازیبایی ها بوده و اینکه عوامل بیرونی باعث بدبختی هستن و دوباره همین روال توی زندگیشون اتفاق میفته .
پس بدونیم این خودمون هستیم مسئول هر اتفاق زندگیمون .
استاد یبار گفتین یه جمله همیشه یادمه ، بیاییم اونقدر قوی باشیم تا موانع و تضادهای زندگی که پیش میاد در زندگیمون بتوانیم به راحتی از روی آن ها عبور کنیم .
از خدا بخواهیم تا مارو قوی تر از مشکلات بکنه . چون تضادها چالش ها و سختی ها میاد تا جهان گسترش پیدا کنه تا پیشرفت کنه پس ما اونقدر قوی باشیم که به راحتی و با شادی قویتر و پیشرفته تر باشیم تا از روی آن ها عبور کنیم .
سلاممم
میدونم که زیاد برام اتفاق افتاده هردو موردش که گاهی شرایط بیرونی روی من تاثیر گذاشته و از بیرون دنبال عامل مشکلات بودم و یا گاهی مچمو گرفتم که نه هرچی شده مشکل از خودمه و هیچ چیز و هیچ کسی هیچ دخالتی در شرایط زندگی من چ خوب و چه بد نداره و هر دو موردشم نتیجه اونو دیدم.
اول اینکه طبق فایل قبلی باید تمرکزمو از روی ناخواسته هام بردارم و رهاشون کنم و نچسبم بهشون تا اتفاقات مشابه اون رو باز توی زندگیم نبینم.
دوم اینکه هراتفاقی که برام میفته چه خوب چ بد اول از همه از خودم شروع کنم و سعی کنم خودمو تغییر بدم نه شرایط رو ن آدمای اطرافم رو و تصمیم دارم از الان بیشتر رو این موارد تمرکز کنم و آگاهانه در زمان مشکلات تصمیم بگیرم و رفتار کنم.ش
بنام الله یکتا که هر آنچه دارم از اوست
جهان آینه درون ماست
اینکه من چه نتایجی در زندگیم گرفتم نشون دهنده افکاری هست که در سرم دارم میپرونونم
اگر من معترضم ،شکایت میکنم ،غمگینم ،بقیو رو مقصر میدونم ،حسادت میکنم ،طبق قانون هر چیزی رو جذب میکنم که نتیجه احساسیش از جنس بیشتر افکار منه و برعکس در جهت مثبتشم باعث جذب اتفاقات همجنس و هم سنگ با احساس خودم میشم
استاد عزیزم یه عمر مثل کشتی طوفان زده ای بود زندگی من که روی دریا بدون هیچ مقصد خاصی به هر طرفی کشیده میشدم و بقول شما واکنش گرا بودم مثل 99٪ مردم جامعه ما
همیشه شاکی بودم همیشه حالم بد بود و همه رو مقصر میدونستم ،با اینکه مثل لودر کار میکردم و درآمدم عالی بود ولی سر ماه مقروض بودم و کل زندگی کاریم درگیر قسط و وام بدهکاری
از لحاظ عاطفی که داغون بودم و ارتباطاتم میشه حدس زد با یه مشت رفقای داغون تر از خودم
از لحاظ سلامتی که معتاد قرص آرارمش بخش بودم و اصلا اعصاب زن و بچه خودمم نداشتم و اتفاقی که افتاد طولی نکشید اینقدر بدهکار شدم که راهی جز تغییر خودم نداشتم ،روزهای اولی که در دام بدهکاری افتادم هیچ ایده ای جز عجز و ناتوانی و گله بردن پیش خدا نداشتم ،وقتی که به ته خط رسیده بودم وقتی که حس میکردم دیگه وقتشه تسلیم بشم ورق برگشت ،نور هدایت تابید ،جهان شما رو به من هدیه داد ،حرفهای شنیدم که هیچ وقت توی زندگیم نشنیده بودم و با اینکه خیلی مقاومت داشتم ولی قلبم تاییدشون میکرد ،اینکه من مسئول زندگی خودم هستم نه کس دیگه ای ،اینکه اگر من بدهکارم مقصر خودمم نه دولت ،اینکه روابطم داغون مقصر خودم بودم ،اینکه چند سال قرص میخورم مقصر خودمم
انگار پله اول تغییر پذیرفتن 100٪مسئولیت زندگی خودته و این اتفاق من دقیقا لمس کردم ،اونجا که پذیرفتم ایدها برای عوض کردن شرایط بهم داده شد ،وجود شما استاد عزیز و این سایت جادویی باعث شد مسیرو آروم آروم پیدا کنم و باگهای شخصیتی خودمو بشناسم با تمرین و تکرار درستشون کنم
هر بار من بهتر روی خودم کار میکردم نتایج بهتر میشد و این مسیر بهبود به لطف الله سه سال دارم ادامه میدم و نتیجش شده آرامشی که میشه 80٪ نسبت به قبل بهتر شده
سلامتی من که الان سه سال دکتر نرفتم و خیلی به ندرت پیش میاد مریض بشم
قرص الان سه سال ترک کردم
دوستان اطرافم که کیفیتشون خیلی بهتر شده
روابط عاطفی و وابسته نبودن که میشه گفت عالی شده
درآمدم که الان به لطف الله 3 برابر شده و بی نتیجه دیگه که باید ساعتها در موردش بنویسم
این کامنت در این تاریخ 1403/03/30 مینویسم تا رد ما بشه برام چون میدونم چند سال دیگه قرار بیام بخونمش و مروری بشه برام که کجا بودم و کجا هستم
نمیدونم با چه زبونی از شما تشکر کنم استاد عزیزم که ذره ای از زحماتتونو پاسخ گفته باشم ،بی نهایت سپاسگزارتونم ،هر کجا هستین شاد و سلامت تندرست باشین
سلام به استاد عزیزم و مریم جان و خانواده عباسمنشی
چقدر این هم زمانی ها قشنگه.
امروز من فایل دومین روز سفرنامه رو گوش میکردم که در مورد ظلم به خود بود و اصل مطلب این بود که جهان مانند اینه است و مثل یک سیستم کار میکنه و با توجه به فرکانس های ارسالی نتایج رو رقم میزنه و با وجود همچین سیستمی هیچکس نمیتونه به تو ظلم کنه مگر خودت
وقتی تو این اصل رو با تمام وجود بپذیری دیگه دنبال مقصر در دنیای بیرون نیستی و هر کاری جز کار کردن روی خودت رو نشتی انرژی میدونی
و تمام تلاشت رو میکنی تا خودت باورهات و افکارت رو تغییر بدی که نتیجش میشه تغییر مدار فرکانسی
و به این ترتیب شرایط و اتفاقات زندگیت تغییر میکنه
و هیچ عامل بیرونی دخل و تصرفی توی این موضوع نداره مگر این که تو بهش اجازه بدی
خداروشکر میکنم که با وجود این آگاهی ها میتونم متفاوت از عموم فکر کنم و متفاوت عمل کنم و در نتیجه متفاوت نتیجه بگیرم
عاشقتم استاد❤️