مفهوم فرکانس و چگونگی تنظیم آن
این متن خلاصهای از فایل این قسمت میباشد، اما برای درک کامل و عمیقترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.
آگاهی های این قسمت، مشخص کننده اساسیترین و بنیادینترین قانون جهان هستی است؛ قانونی که زیربنای تمام اتفاقات، شرایط و تجربیات زندگی بشر را تشکیل میدهد. قانونی که اساسی ترین ابزار برای کنترل زندگی و خلق سرنوشت دلخواه است. یعنی «قانون فرکانس».
این قانون بیان میکند که ما در هر لحظه، درست مانند یک دستگاه فرستنده امواج، در حال ارسال فرکانسهایی به جهان هستی هستیم که حاصل افکار و کانون توجه ماست. جهان هستی نیز دقیقاً مانند یک آینهی هوشمند، شرایط، افراد، موقعیتها و اتفاقاتی را وارد زندگی ما میکند که همسنگ و هماساس با فرکانسهای ارسالی خودمان باشند. این بدان معناست که هیچ عاملی بیرون از ما، اعم از شانس، دولت، شرایط اقتصادی، خانواده یا ارادهی دیگران، کوچکترین تاثیری در زندگی ما ندارد مگر آنکه ما با باورهایمان به آنها قدرت دهیم. فقر، ثروت، بیماری، سلامتی، عشق یا تنهایی، همگی محصولاتِ کارخانهی فرکانسسازی ذهن ما هستند و نه تقدیرهای از پیش نوشته شده.
درک عمیق این مکانیزم، نیازمند شناختِ ریشههای تولید فرکانس است که استاد از آن به عنوان «ورودیهای ذهن» و «گفتگوهای ذهنی» یاد میکنند. ذهن ما دائماً در حال صحبت کردن و نشخوار کردن اطلاعاتی است که از طریق دیدهها، شنیدهها و تجربیات گذشته دریافت کرده است. این نجواهای درونی که اغلب ناخودآگاه هستند، احساسات ما را شکل میدهند و احساس، قطبنمای تشخیص فرکانس است. اگر احساس شما امید، شادی و آرامش است، یعنی در حال ارسال فرکانس خلقِ خواستهها هستید؛ و اگر احساس ترس، نگرانی و خشم دارید، یعنی در حال سفارش دادنِ ناخواستههای بیشتر به جهان هستید. هنرِ انسانِ آگاه این است که رهبری و نظارت بر این گفتگوهای ذهنی را به دست بگیرد. به جای اینکه اجازه دهید ذهن با یادآوری شکستهای گذشته یا اخبار منفی، شما را مدیریت کند، شما باید با بمبارانِ ذهن توسط ورودیهای مثبت و تکرار باورهای قدرتمندکننده، افسار آن را در دست بگیرید. تغییر مدار زندگی، از کارگری در شرایط سخت به زندگی در رویاییترین نقاط جهان (همانطور که در تجربه شخصی استاد مشهود است)، تنها با تغییر این کانون تمرکز و غلبه بر مقاومتهای اولیه ذهن امکانپذیر است.
اولین قدم برای به دست گرفتن کنترل کانون توجه و هماهنگی آگاهانه با قانون فرکانس، پذیرش مسئولیت صددرصدی زندگی و خروج از دایره قربانی بودن است. بسیاری از مردم جهان (حدود ۹۹ درصد) در توهمِ تاثیر عوامل بیرونی زندگی میکنند و به همین دلیل هرگز طعم توانایی کنترل بر اتفاقات زندگی خود را نمیچشند. اما مسیری که در دوره راهنمای عملی تحقق رویاها (بهویژه جلسات ۷ تا ۱۰ که استاد به آن ارجاع میدهند) آموزش داده میشود، نقشهی راهی است برای کسانی که میخواهند خالق آگاه شرایط زندگی خود باشند و اجساس کنترل داشتن بر اتفاقات زندگی شان را تجربه کنند.
هدف نهایی این است که چنان آگاهانه و قدرتمند زندگی کنیم و چنان بر فرکانسهای خود مسلط باشیم و چنان شرایط دلخواه را تجربه کرده باشیم، که در لحظه مرگ، هیچ حسرتی نداشته باشیم.
برای ساختن آیندهای که دوست دارید و شرایط دلخواهی که می خواهید تجربه کنید، بهترین نقطهی شروع، استفاده از دوره راهنمای عملی تحقق رویاها است. آموزههای این دوره شیوهی شناخت خودتان و خواستههایتان، قوانین تحقق خواسته ها و شیوه ایجاد هماهنگی میان باورها و خواستههایتان را از مسیری هموار به شما آموزش می دهد. آگاهی های این دوره مثل یک گوهر ناب، ذهنتان را با ورودیهای قدرتمندکننده و هماهنگ با خواسته ها تغذیه میکند. وقتی آگاهانه کانون توجه خود را متمرکز بر آموزه های این دوره می کنید، آرام آرام این جنس از فرکانس و توجه شما را به سمت شرایط، فرصتها، ایدهها و راهکارهایی هدایت میکند که خواسته ها از مسیر طبیعی و بدیهی، وارد زندگی شما می شوند
نوشتن درک خود از آگاهیهای این فایل در بخش نظرات، به شما کمک میکند این آگاهیها به عادتهای فکری و رفتاریتان تبدیل شوند.
منتظر خواندن دیدگاههای تأثیرگذارتان هستیم.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مفهوم فرکانس و چگونگی تنظیم آن263MB20 دقیقه
- فایل صوتی مفهوم فرکانس و چگونگی تنظیم آن18MB20 دقیقه














سلام استاد ارجمندم
الان که دوباره این فایل رو گوش کردم، احساس کردم تازه متوجه موضوع شدم. درحالیکه قبلا گوش کرده بودم و اون موقع هم فکر کردم متوجه شدم، چرا آخه؟!!
قانون اصلی کائنات یا مفهوم فرکانس و چگونگی تنظیم آن…چقدر عالی بود این فایل. یعنی یکی از مهمترین کارهایی که باید انجام بدیم توی این مسیر توی این فایل گفته شده، سوالی که هزاران بار برای خودم پیش اومده بود، برای دیگران توی کامنت ها و سوالات عقل کل میبینم که پیش اومده که: حالا ما فهمیدیم همه چی رو باورهامون یا افکارمون خلق می کنه، چطوری جهت دهی کنیم به سمت خواسته هامون. و چقدر واضح و مبرهن توضیح دادید استاد عزیزم.
همه ی ما آدما در طول روز میلیاردها حرف توی ذهنمون داره رد وبدل میشه، و اون حرف های بد یا خودخوری ها اینقدر قوی هستن که به زور تلاش می کنی بهشون فکر نکنی، و آگاهانه شروع می کنی به فکرای خوب، یهو بعد از چند دقیقه متوجه میشی ای داد و بیداد بازم افکار منفی اومده بالا و به قول استاد غالب شده.
استاد من اول از همه اومدم فکر کردم که کجاها و در چه تایمی این خودخوری ها و حرف های چرت و پرت توی ذهنم زیاد داره زده میشه. دیدم موقع تمیزکاری خونه، موقع آشپزی و ظرف شستن و گاهی موقع دوش گرفتن این حرفا بیشتر هستن. مثلا وقتی دارم زبان می خونم وقتی دارم توی سایت شما کامنت می خونم یا فایل های شمارو کار می کنم یا روی سایت خودم کار می کنم، نجوا نیستن. اول تشخیص دادم چه موقعی ذهنم شروع می کنه به حرف زدن. و اصلی ترینش برای من همون آشپزی و ظرف شستن بود. توی برگه، چندین سوال نوشتم که بزنم جلوی ظرفشویی و اجاق گاز و هرموقع اونجا مشغول کار هستم، با پاسخ به اون ها گفتگوهای غالب ذهنم رو به سمت ایجاد حس خوب جهت دهی کنم.
خاطرم هست این کار را اون موقع که خونه ی قبلی مون بود انجام داده بودم، اومدیم این خونه فراموش کردم اینکارو کنم، شایدم فکر کردم نیاز نیست، چون مدام صدای استاد موقع کار کردن هام پخش بود ولی الان می فهمم که فقط پخش کردن کافی نیست.
سوال هایی که نوشتم:
آینده ی شغلم رو چطوری می بینم؟
5 تا از اتفاقات خوشایند امروز رو بگو؟
به نسبت قبل چقدر زبانم بهتر شده؟ مثال و توضیح بده؟
چه آرزوها و خواسته هایی داشتم و بهشون رسیدم؟
دوست دارم یک سال آینده توی چه موقعیتی باشم؟
تاحالا چقدر تونستم پول بسازم؟
چه توانایی هایی دارم که هرکسی نداره؟
چه امکاناتی دارم که هرکسی نداره؟
چرا پول ساختن راحته؟ برچه اساس میشه اینو گفت؟
چه خواسته هایی دارم؟
در زبان انگلیسی چقدر میشه پیش رفت؟
در سایت داری چقدر میشه پیش رفت؟
آیا من قدرت خلق زندگیم رو دارم؟ توضیح و مثال بزن؟
چه چیزهایی و چه کارهایی برام لذت بخشه؟
چه نتایجی تاحالا کسب کردم؟
دیگران چه چیزهای جدیدی خریدن؟ (با این سوال می خوام توجه کنم به این باور که مردم روزبه روز دارن خرید می کنن، نه اینکه کسی نمیتونه دیگه چیزی بخری، ایجاد باور مناسب)
و سعی می کنم هر لحظه به سوالی که اون لحظه دوست دارم با توضیح و تفسیرهای طولانی بهش پاسخ بدم. سخنرانی کنم برای خودم، بزرگنمایی کنم. آینده نگری های خوب کنم. تشویق و تمجید کنم و در نهایت باورهای مناسب بسازم.
و غیر از این سوالات، یک سری جملات به انگلیسی هم مینوشتم و در اطرافم میزدم که چشمم زیاد بخوره به اونها و وقتی یادشون گرفتم، جملات جدید می زدم. اینطوری بازهم ذهنم رو با اطلاعات مفید و آینده ساز جهت دهی می کردم و اجازه نمیدادم زیاد بیهوده صحبت کنه.
توی خونه قبلی وقتی این کارو کرده بودم خیلی موفق بودم کنترل کنم ذهنم رو، دوباره امروز با شنیدن این فایل انجام دادم امیدوارم به درد بقیه دوستان هم بخوره.