مفهوم فرکانس و چگونگی تنظیم آن
این متن خلاصهای از فایل این قسمت میباشد، اما برای درک کامل و عمیقترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.
آگاهی های این قسمت، مشخص کننده اساسیترین و بنیادینترین قانون جهان هستی است؛ قانونی که زیربنای تمام اتفاقات، شرایط و تجربیات زندگی بشر را تشکیل میدهد. قانونی که اساسی ترین ابزار برای کنترل زندگی و خلق سرنوشت دلخواه است. یعنی «قانون فرکانس».
این قانون بیان میکند که ما در هر لحظه، درست مانند یک دستگاه فرستنده امواج، در حال ارسال فرکانسهایی به جهان هستی هستیم که حاصل افکار و کانون توجه ماست. جهان هستی نیز دقیقاً مانند یک آینهی هوشمند، شرایط، افراد، موقعیتها و اتفاقاتی را وارد زندگی ما میکند که همسنگ و هماساس با فرکانسهای ارسالی خودمان باشند. این بدان معناست که هیچ عاملی بیرون از ما، اعم از شانس، دولت، شرایط اقتصادی، خانواده یا ارادهی دیگران، کوچکترین تاثیری در زندگی ما ندارد مگر آنکه ما با باورهایمان به آنها قدرت دهیم. فقر، ثروت، بیماری، سلامتی، عشق یا تنهایی، همگی محصولاتِ کارخانهی فرکانسسازی ذهن ما هستند و نه تقدیرهای از پیش نوشته شده.
درک عمیق این مکانیزم، نیازمند شناختِ ریشههای تولید فرکانس است که استاد از آن به عنوان «ورودیهای ذهن» و «گفتگوهای ذهنی» یاد میکنند. ذهن ما دائماً در حال صحبت کردن و نشخوار کردن اطلاعاتی است که از طریق دیدهها، شنیدهها و تجربیات گذشته دریافت کرده است. این نجواهای درونی که اغلب ناخودآگاه هستند، احساسات ما را شکل میدهند و احساس، قطبنمای تشخیص فرکانس است. اگر احساس شما امید، شادی و آرامش است، یعنی در حال ارسال فرکانس خلقِ خواستهها هستید؛ و اگر احساس ترس، نگرانی و خشم دارید، یعنی در حال سفارش دادنِ ناخواستههای بیشتر به جهان هستید. هنرِ انسانِ آگاه این است که رهبری و نظارت بر این گفتگوهای ذهنی را به دست بگیرد. به جای اینکه اجازه دهید ذهن با یادآوری شکستهای گذشته یا اخبار منفی، شما را مدیریت کند، شما باید با بمبارانِ ذهن توسط ورودیهای مثبت و تکرار باورهای قدرتمندکننده، افسار آن را در دست بگیرید. تغییر مدار زندگی، از کارگری در شرایط سخت به زندگی در رویاییترین نقاط جهان (همانطور که در تجربه شخصی استاد مشهود است)، تنها با تغییر این کانون تمرکز و غلبه بر مقاومتهای اولیه ذهن امکانپذیر است.
اولین قدم برای به دست گرفتن کنترل کانون توجه و هماهنگی آگاهانه با قانون فرکانس، پذیرش مسئولیت صددرصدی زندگی و خروج از دایره قربانی بودن است. بسیاری از مردم جهان (حدود ۹۹ درصد) در توهمِ تاثیر عوامل بیرونی زندگی میکنند و به همین دلیل هرگز طعم توانایی کنترل بر اتفاقات زندگی خود را نمیچشند. اما مسیری که در دوره راهنمای عملی تحقق رویاها (بهویژه جلسات ۷ تا ۱۰ که استاد به آن ارجاع میدهند) آموزش داده میشود، نقشهی راهی است برای کسانی که میخواهند خالق آگاه شرایط زندگی خود باشند و اجساس کنترل داشتن بر اتفاقات زندگی شان را تجربه کنند.
هدف نهایی این است که چنان آگاهانه و قدرتمند زندگی کنیم و چنان بر فرکانسهای خود مسلط باشیم و چنان شرایط دلخواه را تجربه کرده باشیم، که در لحظه مرگ، هیچ حسرتی نداشته باشیم.
برای ساختن آیندهای که دوست دارید و شرایط دلخواهی که می خواهید تجربه کنید، بهترین نقطهی شروع، استفاده از دوره راهنمای عملی تحقق رویاها است. آموزههای این دوره شیوهی شناخت خودتان و خواستههایتان، قوانین تحقق خواسته ها و شیوه ایجاد هماهنگی میان باورها و خواستههایتان را از مسیری هموار به شما آموزش می دهد. آگاهی های این دوره مثل یک گوهر ناب، ذهنتان را با ورودیهای قدرتمندکننده و هماهنگ با خواسته ها تغذیه میکند. وقتی آگاهانه کانون توجه خود را متمرکز بر آموزه های این دوره می کنید، آرام آرام این جنس از فرکانس و توجه شما را به سمت شرایط، فرصتها، ایدهها و راهکارهایی هدایت میکند که خواسته ها از مسیر طبیعی و بدیهی، وارد زندگی شما می شوند
نوشتن درک خود از آگاهیهای این فایل در بخش نظرات، به شما کمک میکند این آگاهیها به عادتهای فکری و رفتاریتان تبدیل شوند.
منتظر خواندن دیدگاههای تأثیرگذارتان هستیم.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مفهوم فرکانس و چگونگی تنظیم آن263MB20 دقیقه
- فایل صوتی مفهوم فرکانس و چگونگی تنظیم آن18MB20 دقیقه














به نام خداوند هدایتگر مهربانم
خدایا شکرگزارم که باز هم در زمان مناسب این آگاهیهای ناب و خالص رو به یادم آوردی تا ب یاد بیارم که من خالق زندگی خودم با فرکانسهای خودم هستم و هیچ عاملی بیرون از من تاثیری در زندگی من نداره .
و آخر آخرش اگر قرار هست که عزراییل بیاد سراغم و بخواد فرصتم رو ب پایان برسونه و من رو ببره به دنیای دیگه پس باید ترسها رو بذارم کنار و تصمیماتی ک دارم و ایدههایی ک بهم الهام شده به اجرا برسونم چون آخر همه چیز مرگ هست و همه آنچه ک برای من میمونه باقی، این هست که آیا از فرصتی که داشتم نهایت استفاده رو کردم و زندگی خودم و اطرافیانم رو به سمت بهتر شدن حرکت دادم یا نه ؟! آیا تاثیرگذار بودم در جهانم یا نه ؟ آیا ارزشی خلق کردم یا نه ؟ آیا آنچه دوست داشتم رو لمس کردم و به تجربیاتم و خاطراتم تبدیلشون کردم یا نه ؟؟ یا هنوز حسرت تجربهی خیلی چیزها در درونم و در قلبم هست و این حسرت میشه آتیش جهنم که میافته به جونم … پس باید هرروز مرگ رو به یاد بیارم و جوری زندگی کنم که لحظه مرگ حسرت هیچ چیز رو نخورم.
خدای عزیزم! من از شر این حسرت و ندامت از دست دادن فرصتهام و انجام ندادن کارهایی که دوست دارم به تو پناه میبرم و از تو میخوام به من درک این رو بدی که الهامات و ایدههای هرمدارم رو متوجه بشم و اجرا کنم و کمکم کن ک همواره خودم رو ب سمت ورود به مدارهای بالاتر حرکت بدم و به این شکل هرآنچه دوست دارم رو تجربه و خلق کنم و دچار رکود و رخوت نشم و تغییر بدم هرآنچه باید تغییر کنه در وجود و در زندگیام تا وجودم و نتایجم بشه الگو و الهامی برای دیگر انسانهات .
ازت میخوام که من رو الگو و الهام بخش دیگر انسانها قرار بدی ، کسی که خوب زندگی کرد و جهان رو جای بهتری برای زندگی کردن کرد . ازت میخوام که من رو مواد و ارزش گذار و خلاق در جهان قرار بدی . کسی که وجودش تاثیر مثبتی در جهان تو میگذاره تا لحظه مرگ و دیدار با تو سربلند باشم و افتخار کنم به خودم و به انتخابها و تصمیماتم .
خدایا شکرگزارم که هرروز به من قدرت خلقم رو یادآوری میکنی و من رو هدایت میکنی به مسیر مستقیم ت که توش نعمت و ثروت و آرامش هست .
خدایا شکرگزارم که برنامه ریز زندگیم هستی و شکرگزارم که من رو بر شانههای خودت نشاندی و به سمت زیبایی و نعمت و ثروت حرکت میدی .
به نام خداوند هدایتگر مهربانم
این روزها این جمله مدام در ذهنم تکرار میشه : « هر اتفاقی بیفته در نهایت به نفع من تمام میشه » هربار و هربار که خبری رو میشنوم این جمله بهم یادآوری میشه و اون بیت دوست عزیزم که نوشته بود :
«گر نگهدار من آن است که من میدانم / شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد»
از اونجا که
هسته ی اصلی کل مباحث و آموزه های استادم : این هست که کل اتفاقات زندگی من توسط فرکانسهای خود من ایجاد میشه . اینکه خود من هستم که با توجه به توجهاتم دارم ارتعاش هایی رو تولید میکنم که اتفاقات آینده ی زندگی من رو رقم میزنم و فارغ از اینکه من تا این لحظه سیب مینداختم تو سیستم آب سیب می گرفتم حالا که شروع کنم به دادن هویج قطعا فارغ از اینکه تا الان داشتم آب سیب می گرفتم از الان به بعد آب هویج دریافت میکنم و ورودی این لحظهی من خروجی آیندهی من رو رقم میکنه بنابراین کنترل من بر ورودیها خروجیهای بهتری رقم خواهد زد و خروجیها در راستای خواستههای من زمانی رقم میخوره ک من ورودیهایی بدم ک به من احساس خوبی میده .
و من تصمیم دارم تا در این شرایط ایمانم رو ثابت کنم و آگاهانه به سمت دادن ورودی هایی ب ذهنم حرکت کنم ک امید و توکل و ایمان و شوق و شور رو در من بر انگیخته میکنه و آگاهانه در مورد مواردی با خودم صحبت کنم و واگویه کنم که من رو به آینده امیدوارتر و مشتاق تر میکنه . واقعا هر اتفاقی ک بیفته در نهایت به نفع من هست چرا که من در مسیر درست دارم گام برمیدارم .
خدایا شکرت
خدایا شکرت که قدرت مطلق در دستان توست و تو مالک من و مالک تمام جهان و جهانیان هستی و تو از خواسته های من آگاهی ، از ضعف های من آکاهی و همه چیز رو به نفع من ب پایان می بری و من رو از بهترین و ساده ترین مسیر به سمت خواسته هام هدایت میکنی .
خدایا شکرت
من رو بنده ی توحیدی و خالص خودت قرار بده ک اجابت کننده تو هست و باور داره که تو بسیار نزدیک هستی و درخواست من رو میشنوی و اجابت میکنی.
دوستت دارم
سلام عزیزدلم 🌼
تشخیص اصل از حاشیه خیلی موضوع مهمی ه .
اصول، بدون تغییر و جهانی هستن. اصول به زمان و مکان خاصی بستگی ندارن و تلاش استاد باز کردن و تشریح اصل ه .
تکنیک حاشیه است و تاثیر به مراتب کمتری تا اصل موضوع داره. به دنبال تکنیک رفتن نتایج کمتری درپی داره تا یادگرفتن و عمل به اصل .
یه جورایی میشه مصداق همون مصراع :
«چون که صد آمد نود هم پیش ماست »
وقتی اصول رو یاد بگیری و سعی کنی هربار بهتر بهشون عمل کنی خود به خود به تکنیک ها و روش های درست هدایت میشی.
پس
یک بار دیگه با هم مرور کنیم :
امیدوارم که باور کنی تمام داستان جهان هستی همینه که :
کل اتفاقات زندگی تو بر اساس همین قوانین بدون تغییر جهان هستی ایجاد میشه .
قانون چیه ؟
هستهی اصلی کل مباحث استاد چیه؟
اینه که تو در هر لحظه با توجه به افکار ت، با توجه به کانون توجهت در حال ارسال فرکانس هایی به جهان هستی هستی.
یعنی با توجه به آنچه در فکر ت تکرار میشه ، در حال تولید و ارسال فرکانسهایی به جهان هستی و تمام اتفاقات زندگی مثل عشق در روابط ، ثروت یا فقر ، سلامتی و بیماری براساس فرکانس هایی که ارسال میکنی به وجود میاد و در زندگیت آشکار میشه.
پس کل داستان اینه :
این فرکانسها هستن ، این ارتعاشات هستن که دارن شرایط زندگی تو رو به وجود میارن
تصمیم بگیر و جزو عدهی معدودی باش که تصمیم گرفتن جور دیگهای فکر کنن و اتفاقات زندگی خودشون رو به
خواست خداوند
تقدیر و سرنوشت
خوش شانسی و بدشانسی
قدرت دست عده ی خاصی ه و اجازه نمیده به بقیه برسه .
بخاطر تولد در فقر توانایی ثروتمند شدن وجود نداره
خداوند دوست شون نداره
…
و…
هزاران باور محدودکننده ی دیگه ارتباط نده و گره نزن تا بتونی بفهمی و فکر کنی و بپذیری این اصل جهانی رو که :
« خودت هستی که تولید کننده و ارسال کننده ی فرکانسی و جهان هستی دریافت کننده و تبدیل کننده ی فرکانس ها به اتفاقاتی هم جنس با فرکانس های ارسالی تو هست.»
انگار تو مواد اولیه ی اتفاقات و شرایط زندگیت رو در اختیار جهان میذاری و جهان از همون جنس ماده، تندیس و مجسمهی زندگی تو رو شکل میده و در اختیارت میذاره.
این مواد اولیه با تکرار همون صحبتهایی که هر لحظه در ذهنت داره میچرخه ساخته میشه و تو با قدرت دادن به هر کدوم از اون صحبتها این ماده رو تولید میکنی و به سیستم جهان هستی تحویل میدی. و جهان نهایتا از همون جنسی که بهش تحویل داده شده شکل و حالت مجسمهی زندگیت رو برای تو میتراشه و طرح میزنه.
و بدون که به اندازه ی روزها و هفته ها و ماهها و سالهایی که این قانون رو درک می کنی و سعی می کنی به نفع خودت از این اصل جهانی استفاده کنی و فرکانسهای دلخواه رو ارسال کنی ، مواد مورد علاقهت رو تولید کنی و به جهان عرضه کنی، نتایج در زندگیت رقم می خوره .
به اندازه ای که عمل کنی نتیجه میگیری .
اگر کم عمل کنی کم نتیجه میگیری .
و اگر زیاد عمل کنی زیاد نتیجه میگیری .
و همیشه میشه بهتر عمل کرد.
همیشه باورها رو میشه قدرتمندتر کرد.
همیشه باید روی باورها کار کرد.
همیشه نتایج میتونه بزرگتر بشه.
حالا
سوالی که پیش میاد اینه که چطور فرکانس هام رو کنترل کنم؟
این گفتگوهای ذهنی که در ذهنم مدام در حال تکرار شدن هست رو چطور به سمتی جهت بدم که معجون مورد نظر خودم رو تولید کنه ؟
خس عزیز من ! گفتگوهای ذهنی تو به واسطهی چیزهایی که دیدی و شنیدی در ذهنت میچرخه و دائم تکرار میشه مثل اینکه:
تو نمی تونی موفق بشی،
تو نمی تونی به اونجایی که میخوای برسی،
تو آدم بیاستعدادی هستی ،
تو آدم ضعیفی هستی،
تو آدم بی پولی هستی،
تو پارتی نداری،
فرصت ها کم ه،
رسیدن به موفقیت کار سخت و پیچیده و دور از دستیابی ه ،
یا
اگه به ثروت برسم آدم بدی میشم،
اگه ثروتمند بشم از راه خدا دور میشم،
اگر موفق بشم آدم مغرور و تنهایی میشم،
من همیشه تو زندگی اشتباه میکنم ،
من نمی تونم در زمان خشم و ناراحتی خودم رو کنترل کنم ،
تعهد و تداوم من خیلی کمه،
من هیچ وقت به خواستهها و نتایج دلخواهم نرسیدم،
من آدم وابستهای هستم،
من همیشه …
از راه درست نمیشه ثروتمند شد ،
پولدارها آدمهای غمگینی هستن،
پول خوشبختی نمیاره،
همهی روابط توش مشکلات و مسائل زیادی هست ،
همهی کارها سختی خودش رو داره .
شانس بیاری همسرت بهت وفادار بمونه،
تو بخاطر نقاط ضعف و اشتباهاتت نمی تونی رابطهی نزدیکی با خداوند تجربه کنی،
مردها همهشون … هستند.
این کشور… هست و نمیشه توش موفق شد ،
و…
یه عالمه از این افکار در ذهنت داره تکرار میشه ، فرکانسهایی ارسال میشه تا از همین جنس افکاری که داری، برات اتفاقات رو رقم بزنه.
حالا اگر میخوای این افکار و گفتگوهای ذهنی رو تغییر بدی و کنترل کنی باید شروع کنی به کنترل ورودیها.
اگر نتونی ورودیهای ذهنت رو کنترل کنی هیچ کنترلی بر خروجی نداری .
اگر نتونی آگاهانه شنیدهها و دیدههات رو براساس احساسی که بهت میده انتخاب کنی،
فرکانسهای نامناسبی ارسال میکنی و نتایج نامناسبی دریافت میکنی.
اما اگر چیزهایی رو ببینی و بشنوی که به تو احساس عشق، امید ، توکل ،اشتیاق ،ایمان و انگیزه میده فرکانسها که خروجیها رو تولید میکنه متفاوت میشه و در راستای خواستههات میشه .
اگر چیزهایی رو ببینی و بشنوی که تایید کنه پول مقدس و الهیه فرکانسهات در راستای ثروت بیشتر میشن.
اگر حرفهایی رو با خودت تکرار کنی که حست رو نسبت به خودت بهبود بده و بذر عشق به خودت رو در ذهنت بکاری،
فرکانسهات عشق بیشتر رو به زندگیت میارن .
اگر گفتگوهای ذهنیت در مورد اتفاقات خوب و خاطرات شیرین و نکات مثبتی باشه که تو رابطههات تجربه کردی،
فرکانسهای ارسالی ذهنت روابط بهتر و اتفاقات خوب بیشتر رو برات ایجاد میکنن.
…
پس راه تشخیص اینکه آیا فرکانس ها و ارتعاشاتت هم راستا و هم جهت با خواستههات هست یا نه احساسی هست که در هر لحظه داری
اگر احساس مثبت داری به این معناست که فرکانس ارسالیت در جهت خواستههات هست ، یعنی تو هماهنگ هستی با ارتعاش هرچی اتفاق خوب در جهانه.
اگر احساس منفی داری به این معناست که فرکانس ارسالیت داره ناخواستههای بیشتر رو برات ایجاد میکنه و تو در حال برانگیخته کردن وجه منفی و بد جهان و آدمها و شرایط و … هستی.
وقتی تو با صحبتهایی که خودت با خودت داری احساس خوب رو در درونت رشد میدی ، انگار داری موج رادیویی وجودت رو روی کانال اتفاقات خوب و معجزات و شگفتیهای زندگی تنظیم میکنی.
و وقتی صحبتهایی که با خودت تکرار میکنی احساس بد رو در وجودت گسترش میده و پخش میکنه انگار داری کانال وجودیت رو روی کانال اتفاقات بد و ناخوشیها و ناراحتیها تنظیم میکنی.
حالا اگر بتونی کنترل رو به دست بگیری و آگاهانه تنظیم کردن موج و فرکانس وجودت رو خودت انجام بدی اونوقت تصویری که در نمایشگر زندگیت پخش میشه تصویر خواستههات خواهد بود و تماشای این تصویر تو رو به لذت بیشتری میرسونه و تو باز به خلق تصاویر مشابه در زندگیت دامن میزنی.
…
اگر بتونی به گفتگوهای ذهنیت جهت بدی،
یعنی ورودیهای مناسبی به ذهنت بدی،
مطالبی رو بخونی که ایمانت رو بیشتر می کنه و حس بهتری در تو ایجاد میکنه،
یا حرف هایی رو با خودت تکرار کنی مثل اینکه :
تو فوق العاده ای!
تو بهترینی !
بی نهایت فرصت همه جا هست.
همیشه میشه همه چیز رو بهتر کرد.
میشه بدون نیاز به پارتی و سرمایه به ثروت و موفقیت برسی.
تو لایق بهترینهایی.
تو بینهایت به خداوند نزدیک هستی.
خداوند هر لحظه در حال هدایت تو هست.
خداوند عاشق تو ه .
خداوند بیشتر از تو میخواد تو موفق بشی.
خداوند هر لحظه داره تو رو راهنمایی میکنه برای رسیدن به خواستههات.
تو دوست داشتنی و محبوب هستی .
تو آیندهی درخشانی داری .
تو حمایت خداوند رو با خودت داری.
خداوند برای تو تمام نیازهات رو تامین میکنه و تو رو پر میکنه.
زندگی و جهان عاشق تو ه.
جهان گوشبهفرمان دستورات و تقاضاهای تو هست.
…
و با این کار گفتگوهای ذهنیت رو مدیریت کنی تا به تو احساس خوبی بده،
و این کار رو برای مدت قابل توجهی انجام بدی،
و جزو برنامههای زندگیت باشه که: ورودیهات رو کنترل کنی
و گفتگوهای ذهنی رو با دادن ورودیهای مناسب مثبت کنی
و اونقدر این روند رو ادامه بدی که گفتگوهای مثبت بشن گفتگوهای غالب ذهنت ، فرکانسهای مثبت بشن فرکانسهای غالب وجودت ، هماهنگ بودن با خداوند بشه تجربهی غالب وجودت، احساس خوب داشتن بشه عادت زندگیت،
جهان شرایط، موقعیتها و افرادی رو به وجود میاره که تو خیلی خیلی راحت به خواستهت میرسی.
یعنی تمام فرایند خلق خواستهها یک کار ذهنی ه ، البته که کار راحتی نیست اما با تمرین ، با باور به اینکه این تلاش ذهنی نتیجه بخش ه و جواب میده میتونه لذت بخش باشه و تو رو به بهترین نتایج برسونه.
پس همه ی قانون اینه :
کنترل گفتگوهای ذهنی به شکلی که به تو احساس بهتری بده .
مهم ترین کار زندگی تو کار کردن رو باورها، افکار غالب، گفتگوهای ذهنیت هست
کار کردن برای جهت دادن به گفتگوهای ذهنی اصلیترین وظیفهی زندگی تو هست
کنترل کردن ورودیها مهمترین تعهد تو هست
اونوقت اتفاقات به طرز معجزهآسایی و «به راحتی» و به راحتی وارد زندگیت میشه و توی چند سال از هر لحاظ زندگیت متحول میشه ، اگر برای استاد شده برای تو هم ممکنه فقط اگر مثل استاد باور کنی و مثل استاد عمل کنی .
اگر باور کنی که تو قدرت خلق زندگیت رو به هر شکلی که بخوای داری زندگی یک بهشت تمام عیار میشه .
اما وقتی قدرت رو از دست خودت بگیری و به عوامل بیرون از خودت بدی و بگی اونها هستن که شرایط تو رو دارن رقم میزنن، زندگی یک جهنم میشه . یک اضطراب دائمی و نگرانی همیشگی.
زندگی سعادتمند زندگیای هست که با فرارسیدن لحظهی مرگ حسرت گذشته رو نخوری و تقاضای فرصت بیشتر نداشته باشی . زمانی این اتفاق میافته که خوب زندگی کنی و کمک کنی جهان جای بهتری برای زندگی کردن بشه .
زمانی می تونی الگو باشی که واقعا شاد باشی ، خوب زندگی کنی ، دنیا رو جای بهتری برای زندگی کنی ، و در نهایت در آرامش و در نهایت سلامت و ثروت و سعادت و در نهایت زیبایی و هماهنگی از دنیا بری.
به امید چنین زندگی زیبا و چنین مرگ زیبایی🙏
دوستت دارم ❤️
خداوند عاشق تو هست
و خداوند بیشتر از تو مشتاق هست که تو چنین زندگی زیبا و شگفتانگیزی رو تجربه کنی. 💕
دقت کردی که جنس اتفاقات روزمره زندگیات، چقدر شبیه به جنس گفتگوهایی است که غالباً در ذهنت می چرخانی؟
و مهم تر از همه، آیا میدانی می تونی با مدیریت این گفتگوها و جهت دادن به آنها، تجربهی زندگیات را از اساس تغییر دهی و مهم تر از همه آیا می دانی که این موضوع تنها کار زندگی تو به عنوان خالق شرایط خودت است؟!
تغییر باورها و فرکانسها به هیچ کار عجیب و غریبی نیاز نداره. نیاز نداره که هیپنوتیزم کنی . نیاز نداره هالهدرمانی انجام بدی ، نیاز نداره متوسل به روشهای عجیب و غریب ۶۰ ثانیه ای و ۶۰ دقیقه ای و هواپونوپونو و … بشی .
تغییر باورها با مدیریت کردن گفتگوهایی که هر لحظه تو ذهنت داره میچرخه انجام میشه .
به همین سادهگی :
تو اگه بتونی حرفهایی که با خودت تکرار میکنی رو جهت بدی و هماهنگ کنی با قوانین ،
اگر بتونی با خودت از زیبایی ها صحبت کنی ،
اگر بتونی با خودت از ویژگی خوب آدمها صحبت کنی ،
اگر بتونی با خودت از اتفاقات خوبی که برات هرلحظه رقم میخوره بگی ،
اگر بتونی با خودت از نعمتهایی بگی که تو زندگیت داری ،
اگه بتونی با خودت بگی که چقدر شگفتزده شدی وقتی لایو استاد در بهترین زمان ممکن انجام شد و تو در بهترین زمان ممکن هم خبرش رو از یه طریق عجیب، از طریق شخصی که مدتهاست برنامههای استاد رو دنبال نمیکنه شنیدی و دیدی و چقدر این بار صحبتهای استاد رو با عمق جانت احساس می کردی ،
اگه بتونی با خودت از معجزاتی بگی که تو زندگی همه آدمها داره رقم میخوره،
اگه بتونی با خودت بگی که چقدر عجیب بلافاصله هدایت شدی به یه سفر تنهایی که زمان رقم خوردنش نمیدونستی چه لحظات فوقالعادهای در انتظارت هست ،
اگه بتونی با خودت در مورد این بگی که چقدر شگفتزده شدی وقتی دیدی که صاحب اتوبوس ِمارال ِمانیتوردار ِ۲۵ صندلیِ شیک و تر و تمیز یه پسربچهی ۱۵ ، ۱۶ ساله ی بسیار متشخص و محترم افغانی بود و اگه بتونی که با خودت تو ذهنت تحسینش کنی تعهد و شخصیت و بزرگمنشیای که ازش میبینی رو نه اینکه اجازه بدی ذهنت بره سراغ فکرهای چرت و پرت که آخه مگه میشه ؟ از کجا ؟ چطور ؟ چند میلیارد قیمتش ه ها !
و اگه بتونی به یاد خودت بیاری که چه جالب خداوند قلب این شخص رو نرم کردهبود در مقابلت تا همهش با محبت به نیازهای تو رسیدهگی کنه و کمکت کنه که سفر راحتتری رو تجربه کنی ،
یعنی آدم میتونه این همه ثروت داشته باشه تو این سنّ و هم این قدر متواضع و مهربون باشه،
و تو توی همین زمانی که داشتی این متن رو می نوشتی برات شام آورد و تو رو مهمون یه جوجهکباب خوشمزه کرد . اگه بتونی اینا رو ببینی و خدا رو شکر کنی .
در حالی که آدمهای دیگه فکر میکنن شاید کسی سفارشت رو کرده ، در حالی که تو خودت خوب میدونی کی سفارشت رو کرده !
اگه بتونی با خودت از این بگی که حتا اگه یه آدم مطابق میلت رفتار نمیکنه نه به این معنی که آدم بدیه بلکه به این معنی ه که خداوند به این شکل هدایتش کرده تا به تو بفهمونه که تصمیمی که میخوای بگیری رو با توکل به خودش بگیری نه با حساب کردن رو آدم ها و بدونی قراره بزرگتر بشی.باایمان تر بشی. متوکل تر بشی.
اگه بتونی با خودت تکرار کنی که چقدر دست و دلت میلرزه وقتی استاد از مهاجرت حرف میزنه اما تو خودت هم هربار که انجامش دادی، دیدی که چقدر راحت همه کارها برات انجام شده و همه مردم دستی شدن از خدا که با محبت و توجه و پول و ثروت شون کمکت کردن تا تو به خواستهت برسی که بزرگتر شدن و رشد کردن و حرکت کردن و تجربه کردنه بیشتر یادت میمونه آنچه ذهنت میخواد از یادت ببره و این مهاجرت میتونه از سفرهای چند روزهی تنهایی شروع بشه.
اگه بتونی با خودت بگی که به مو میرسه اما پاره نمیشه،
…
اگه بتونی با خودت تکرار کنی از چرخ دندههای روغنکاری شدهی زندگیت.
اگه بتونی با خودت از قدرت بیانتهای خداوند بگی و حمایتهایی که تقدیم تو میکنه .
اگه بتونی با خودت بگی که چطور مسخ شدن جهان و کاینات رو تجربه کردی و دوست داری هزاران بار و میلیون ها بار دوباره و دوباره تجربه کنی ،
اگه بتونی با خودت بگی که تازهگی ها تو خیابون پول پیدا می کنی،
اگه بتونی با خودت بگی که چراغ عابر پیاده درست زمان رسیدن تو سبز میشه،
اگه بتونی برای خودت تکرار کنی اتفاقات خوبی که هر لحظه درحال رقم خوردن تو زندگی ت هست ،
اگه بتونی با خودت بگی از اینکه چه جالب خدا مسیرت رو کج میکنه تا بربخوری به یه گلفروش که دقیقا گل نرگس می فروشه و تازه بهت تخفیف هم میده،
اگه بتونی با خودت تکرار کنی که چه شگفتانگیز وقتی سوار اتوبوس میشی یه بطری کوچیک با آب رو صندلی گذاشتهشده و تو میتونی به راحتی گلهات رو بذاری داخلش( یعنی اون لحظه دوست داشتی جیغ بزنی از خوشحالی)
اگه بتونی با خودت تکرار کنی که چطور در زمان نیازت هدایت میشی به کانالی که فایلهای دانلودی استاد رو ریمیکس کرده و این ریمیکسها میشن آهنگهای لذتبخشی که تمام روز تو گوشت تکرار میشه و داره برات میگه آنچه گفتگوهات رو جهت میده،
اگه بتونی با خودت بگی که چقدر به موقع برات پول واریز میشه،
اگه بتونی با خودت بگی که خداوند چطور از زبان راننده اتوبوس مهربان هدایتت می کنه که مسیرت رو پیدا کنی،
اگه بتونی با خودت بگی که چطور همون لحظه که میرسی ایستگاه، اتوبوس از راه می رسه و هم گرمه هم صندلی واسه نشستنت داره،
اگه بتونی با خودت از این همه معجزهی زندگیت بگی،
از لبخند مردم،
از محبت ها و توجه هاشون،
از عشقی که از خانوادهت دریافت می کنی،
از سینی چای و فنجان زیبا و سنتیای که در زمان مناسب دم در اتاقت آورده میشه،
اگه بتونی به یاد خودت بیاری این همه لطف خداوند به خودت رو،
اگه بتونی به خودت از پولی بگی که به موقع برات واریز میشه ،
اگه بتونی به یاد خودت بیاری تصمیمت رو که هرچند وقت یه بار سفر بری تنهایی و بزرگتر شدن ظرفت رو شاهد باشی ،
…
اگه بتونی جهت بدی به گفتگوهای ذهنیت،
یعنی تو مهم ترین کار زندگیت رو درست انجام دادی و داری کم کم یاد می گیری چطور خلق کنی…
و دیگه فارغ میشی از فال قهوه و طالع بینی و هالهدرمانی و انرژی درمانی و فنجان سبز و جهان آکواریوس و هواوپونوپو و …
اونوقت می فهمی که همه چیز چقدر سادهست .
اونوقت میفهمی که راهکارهای خدا خیلی سادهست .
و تو فقط باید تو همین یه فنّ به استادی برسی .
تو فقط همین یه فنّ رو باید ماهرانه انجامش بدی. کاری که استاد به وضوح در زندگی در بهشت و زندگی بهشتی خودش انجام میده،
اونوقت تا قهرمانی راهی نداری .
اونوقت تا موفقیت و ثروت فاصلهای نیست برای تو .
اونوقت بهشت انتظار ورودت رو میکشه .
خدایا شکرت 🙏🌼
دوستت دارم ❤️
خداوند عاشق من و ماست ❤️
و خداوند مشتاقتر از خود ما به خوشبختی و ثروت و موفقیت ماست 👏🙏❤️