مفهوم فرکانس و چگونگی تنظیم آن


این فایل در مرداد ماه 1399 بروزرسانی شده است

این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.


آگاهی های این قسمت، مشخص کننده اساسی‌ترین و بنیادین‌ترین قانون جهان هستی است؛ قانونی که زیربنای تمام اتفاقات، شرایط و تجربیات زندگی بشر را تشکیل می‌دهد. قانونی که اساسی ترین ابزار برای کنترل زندگی و خلق سرنوشت دلخواه است. یعنی «قانون فرکانس».

این قانون بیان می‌کند که ما در هر لحظه، درست مانند یک دستگاه فرستنده امواج، در حال ارسال فرکانس‌هایی به جهان هستی هستیم که حاصل افکار و کانون توجه ماست. جهان هستی نیز دقیقاً مانند یک آینه‌ی هوشمند، شرایط، افراد، موقعیت‌ها و اتفاقاتی را وارد زندگی ما می‌کند که هم‌سنگ و هم‌اساس با فرکانس‌های ارسالی خودمان باشند. این بدان معناست که هیچ عاملی بیرون از ما، اعم از شانس، دولت، شرایط اقتصادی، خانواده یا اراده‌ی دیگران، کوچکترین تاثیری در زندگی ما ندارد مگر آنکه ما با باورهایمان به آن‌ها قدرت دهیم. فقر، ثروت، بیماری، سلامتی، عشق یا تنهایی، همگی محصولاتِ کارخانه‌ی فرکانس‌سازی ذهن ما هستند و نه تقدیرهای از پیش نوشته شده.

درک عمیق این مکانیزم، نیازمند شناختِ ریشه‌های تولید فرکانس است که استاد از آن به عنوان «ورودی‌های ذهن» و «گفتگوهای ذهنی» یاد می‌کنند. ذهن ما دائماً در حال صحبت کردن و نشخوار کردن اطلاعاتی است که از طریق دیده‌ها، شنیده‌ها و تجربیات گذشته دریافت کرده است. این نجواهای درونی که اغلب ناخودآگاه هستند، احساسات ما را شکل می‌دهند و احساس، قطب‌نمای تشخیص فرکانس است. اگر احساس شما امید، شادی و آرامش است، یعنی در حال ارسال فرکانس خلقِ خواسته‌ها هستید؛ و اگر احساس ترس، نگرانی و خشم دارید، یعنی در حال سفارش دادنِ ناخواسته‌های بیشتر به جهان هستید. هنرِ انسانِ آگاه این است که رهبری و نظارت بر این گفتگوهای ذهنی را به دست بگیرد. به جای اینکه اجازه دهید ذهن با یادآوری شکست‌های گذشته یا اخبار منفی، شما را مدیریت کند، شما باید با بمبارانِ ذهن توسط ورودی‌های مثبت و تکرار باورهای قدرتمندکننده، افسار آن را در دست بگیرید. تغییر مدار زندگی، از کارگری در شرایط سخت به زندگی در رویایی‌ترین نقاط جهان (همان‌طور که در تجربه شخصی استاد مشهود است)، تنها با تغییر این کانون تمرکز و غلبه بر مقاومت‌های اولیه ذهن امکان‌پذیر است.

اولین قدم برای به دست گرفتن کنترل کانون توجه و هماهنگی آگاهانه با قانون فرکانس، پذیرش مسئولیت صددرصدی زندگی و خروج از دایره قربانی بودن است. بسیاری از مردم جهان (حدود ۹۹ درصد) در توهمِ تاثیر عوامل بیرونی زندگی می‌کنند و به همین دلیل هرگز طعم توانایی کنترل بر اتفاقات زندگی خود را نمی‌چشند. اما مسیری که در دوره راهنمای عملی تحقق رویاها (به‌ویژه جلسات ۷ تا ۱۰ که استاد به آن ارجاع می‌دهند) آموزش داده می‌شود، نقشه‌ی راهی است برای کسانی که می‌خواهند خالق آگاه شرایط زندگی خود باشند و اجساس کنترل داشتن بر اتفاقات زندگی شان را تجربه کنند.

هدف نهایی این است که چنان آگاهانه و قدرتمند زندگی کنیم و چنان بر فرکانس‌های خود مسلط باشیم  و چنان شرایط دلخواه را تجربه کرده باشیم، که در لحظه مرگ، هیچ حسرتی نداشته باشیم.

برای ساختن آینده‌ای که دوست دارید و شرایط دلخواهی که می خواهید تجربه کنید، بهترین نقطه‌ی شروع، استفاده از دوره راهنمای عملی تحقق رویاها است. آموزه‌های این دوره شیوه‌ی شناخت خودتان و خواسته‌هایتان، قوانین تحقق خواسته ها و شیوه ایجاد هماهنگی میان باورها و خواسته‌هایتان را از مسیری هموار به شما آموزش می دهد. آگاهی های این دوره مثل یک گوهر ناب، ذهن‌تان را با ورودی‌های قدرتمندکننده و هماهنگ با خواسته ها تغذیه می‌کند. وقتی آگاهانه کانون توجه خود را متمرکز بر آموزه های این دوره می کنید، آرام آرام  این جنس از فرکانس و توجه شما را به سمت شرایط، فرصت‌ها، ایده‌ها و راهکارهایی هدایت می‌کند که خواسته ها از مسیر طبیعی و بدیهی، وارد زندگی شما می شوند


نوشتن درک خود از آگاهی‌های این فایل در بخش نظرات، به شما کمک می‌کند این آگاهی‌ها به عادت‌های فکری و رفتاری‌تان تبدیل شوند.

منتظر خواندن دیدگاه‌های تأثیرگذارتان هستیم.


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مفهوم فرکانس و چگونگی تنظیم آن
    263MB
    20 دقیقه
  • فایل صوتی مفهوم فرکانس و چگونگی تنظیم آن
    18MB
    20 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1474 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «محمدرضا حسینی» در این صفحه: 3
  1. -
    محمدرضا حسینی گفته:
    مدت عضویت: 1541 روز

    بنام خدای مهربان

    بنام خدای گلزن گل طلایی

    الحمدلله رب عالمین

    خدای من همیشه پرتابهایش 10امتیازی است.

    خدای من هرلحظه توپ نیروی خیر را به زندگی من پرتاب می‌کند.

    خدای من درهرحالتی که هستم مرا هدایت می‌کند. یعنی همواره با من صحبت می‌کند ونیاز ها و خواسته‌های مرا با من در سکوت بیان می‌کند. از من می‌خواهد که‌ آن خواسته ها را از او طلب کنم.

    ادعونی استجب لکم.

    هراتفاقی که می‌افتد خیر من در آن است.

    الخیر فی واقعه

    یعنی که یا موفق می‌شوم و یا تجربه کسب می‌کنم.

    وقتی موفق می‌شوم سپاس گزار خداوند هستم و وقتی تجربه‌ام زیاد می‌شود، به خداوند امیدوارتر می‌شوم ،به صحبت‌هایش دل گرم تر می‌شوم. چراکه کسی مرا درک می‌کند.

    مرا راهنمایی می‌کند.

    با من عشق بازی می‌کند.

    در قلبم و جانم می‌نشیند.

    حتی یک لحظه هم از من دور و غافل نمی شود.

    قادر کل شیئ

    حتی وقتی خوابم و هیچ احساسی ندارم روحم را با خود به پرواز می‌آورد.

    آهسته تر از نسیم مرا به خواب می‌برد.

    سبک‌تر از پروانه به رویا می سپارد.

    بار دیگر مرا هدایت می‌کند. خسته نمی‌شود. مرا قوی تر می‌کند. به بازی جدید با نیروی بیشتر تشویقم می‌کند.

    بهشت را برایم تجسم می‌کند.

    ترس هایم از من می‌گیرد.

    غمهایم را از دلم پاک می‌کند.

    با بوسه‌ای کامم را شیرین می‌کند.

    هرلحظه فرستی بهتر از قبل برایم فراهم می‌کند.

    به من می‌گوید که خودم را به او بسپارم.

    و من

    امروز تسلیم او هستم.

    هرچه از خداوند بر من برسد من به آن محتاج هستم.

    خدای من ،بسیار بسیار سپاسگزار هستم که که در تمام دلم هستی.

    بسیار خوشحال هستم که در هرلحظه ام از زندگی هستی.

    خیلی خیلی زیاد لذت می‌برم که در تمام جهان ترا می‌بینم.

    به هر جا بنگرم کوه و در و دشت

    نشان قامت رعنا ته بینم.

    وقتی گیاهان و درختان شب به یاد می‌آورم و درختان الان تابستان را می‌بینم. ایمان به خداوندرا در هرلحظه و رشد آنان می‌بینم.

    وقتی چراغی روشن می‌شود و روشنایی را استمرار می‌دهد نشان هرلحظه ایمان را می‌بینم.

    وقتی سوار مترو می شوم باید هرلحظه حرکت کند تا به مقصد برسد. یعنی تداوم ایمان را احساس می‌کنم.

    وقتی اتومبیلم را روشن می‌کنم برای حرکت باید گاز بدهم و این کار را تکرار کنم تا حرکت کند.

    پس باید ایمانم را هرلحظه تکرار کنم تا باعث نتیجه توحیدی شود.

    به این کارم باید امیدوار باشم تا توانم بیشتر شود و با لذت راه را بروم.

    اعوذ بالله من شیطان رجیم

    پناه می‌برم به خداوند از نجواهای شیطانی.

    وقتی خداوند با من هرلحظه گفتگو می‌کند از دست شیطان هیچ کاری بر نمی‌آید.

    خداوند همه چیز جهان است.

    من الان در بهشت خداوند هستم.

    من جایی هستم که خداوند حضور دارد.

    من همه کارهایم را به خداوند سپرده ام.

    خدای من، مشاوری توانا است. پزشکی زبردست هست. فرمانروای قدرتمند جهان است. پرورش دهنده و گسترده کننده هرلحظه جهان است.

    من ذره‌ای از خداوند هستم.

    من هرچه در جهان هست را لایق هستم از آرامش و پول و ثروت و سلامتی و روابط خوب وعالی . من لایق بهشت در این دنیا وآخرت هستم.

    من لایق احساس خداوند در قلبم هستم.

    من لایق احساس خداوند در زندگی‌ام هستم.

    من لایق استاد خوبم و دوستان عزیزم که دستان عاشق خداوند هستند،هستم.

    من عاشق سفر عاشقانه تحول زندگی‌ام هستم.

    هذا من فضل ربی.

    این هم از فضل خداوند است.

    استاد خوبم

    چه زیبا از گفتگوهای ذهنی می‌گوید.

    خداوند هم زیباتر و ساده تر در گوش قلبم زمزمه عاشقانه می‌کند.

    استاد!

    مدت هاست که احساس می‌کنم هیچ نمی فهمم. ولی کسی دست دلم را گرفته و با خود به کوچه باغها می‌برد. به تفریح می‌برد. به لب جوبار می‌برد.

    بر نوک ابرها در نزدیکی غروب حالت نور مخفی خانه ها را دارد می‌نشاند. چیزهای نشانم می‌دهد که درک نمی کنم ولی احساس خوبی دارم.

    فکر میکنم بت قایقی به دریا افتاده‌ام. غرق تماشای هستم. پارو ندارم ولی به هرجایی که می‌خواهم می‌روم.

    چه لذتی دارد.

    فکر می‌کنم بعد ازغذای لذیذی ،قهوه‌ای سرو شده و در بالکن رو به آفتاب در حال تماشای دور دست ها هستم.

    چه سفر عجیبی است.

    دیگر مدت هاست از کار کردن خسته نمی‌شوم. نه این که خسته نمی‌شوم بلکه از کارم دل آزرده نمی‌شوم.

    برای اینکه من در حال انجام مهمترین و با فضیلت ترین کار جهان هستم.

    من معنویترین کار جهان را انجام می‌دهم.

    من هرلحظه در حال تلاش برای نزدیک شدن به خداوند هستم.

    من می خواهم ثروتمند شوم تا بهتر زندگی کنم و الگوی برای نزدیک‌تر شدن به خداوند باشم.

    من ذره‌ای از ثروت‌های خداوند هستم.

    من تلاش می‌کنم تا خداوند را به عنوان ثروتمند ترین و قدرتمند ترین در جهان نشان دهم و معرفی کنم.

    من تلاش می‌کنم که خداوند را در انجام تمام کار هایم اجازه دهم و خودم را تسلیم او کنم.

    استاد خوبم از شما سپاس گزار هستم. که خیلی خوب وراحت مفهوم فرکانس و گفتگوی های ذهنی را تشریح کردید.

    این هم از فضل خداوند است که استاد عباسمنش سر راهم است.

    خداراشکر که به ایستگاه 50 سفرنامه تحول زندگی من رسیدم.

    احساس می‌کنم که در من کسی هست و مرا در خود پناه داده است.

    شاد و ثروتمند و آرام باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت
  2. -
    محمدرضا حسینی گفته:
    مدت عضویت: 1541 روز

    بنام تغییر دهنده حال ما به بهترین حال

    سلام خدمت استاد عزیزم

    چقدر خوشحال هستم وقتی خودم را در کنار شما احساس می‌کنم. خودم رادر پرادایس می‌بینم. شما و مریم خانم آتیش کرده‌اید و پیاز چال میل می‌کنید و من در کنار آتیش کمی می لرزم و دستانم را به هم می‌مانم و می‌نشینم و به حرف های شما گوش می‌کنم و شما را نگاه می‌کنم.

    یا شما تنیس روی میز بازی می‌کنید ومن …

    یا شما شاخ و برگ های هرز را می زنید و من هم کمک می‌کنم.

    استاد!

    خیلی دلم می‌خواست من هم یک باغ بزرگ وزیبا داشتم که خانه زیبا و پراز دار ودرخت مخصوصا پر تاک های انگور به صورت خیلی حرفه‌ای و محوطه‌ای گل کاری شده و خانه‌ای لوکس وتمیز وبزرگ که شما با اتوبوس خودتون با مریم خانم می‌آمدید و من باز هم از وجود شما لذت می‌بردم.

    بگذریم.

    این خاطره را روزی تصویر می‌گیرم و فایل درست می‌کنم ولذت خواهم برد.

    ولی اکنون؛

    استاد!

    ما هرلحظه با افکارمان در حال ارسال فرکانس‌های به جهان هستیم.

    س-من چگونه‌ می‌توانیم فرکانس‌های خودم را کنترل کنم؟

    س-من چگونه افکارم را در اختیار بگیرم؟

    س-من چگونه ورودی‌های مغزم را کنترل کنم؟

    جواب من به ای سوال ها با توجه به فایلهای که تا الان شنیدم ونتیجه این 27روز سفرنامه ام را می‌نویسم.

    استاد!

    من باید آگاهانه بر ورودی‌های مغزم و کانون توجه ام کنترل داشته باشم.

    یعنی چه؟

    یعنی این که،

    من باید آگاهانه چیز های را ببینم و بشنوم.

    من باید آگاهانه چیزهای را لمس کنم و بنویسم.

    من باید آگاهانه چیزهای را احساس کنم.

    که به من عشق و زیبای بیشتری نشان می‌دهد.

    که‌ به‌ من روابط بهتری می‌دهد.

    که به من فراوانی و پول وثروت بیشتری نشان می‌دهد.

    که به من ارتباط با خدا را بهتر وبهتر ایجاد می‌کند.

    که به من سلامتی و ایمان بیشتری می‌دهد.

    که به من شادی وامیدواری بیشتری می‌دهد.

    به من هرلحظه احساس بهتری می‌دهد.

    که به من شجاعت بیشتری می‌دهد.

    که از من ترس و اضطراب و غم را دور تر می‌کند. یعنی،چیزهای که قبلاً هم می‌دیدم باید با زاویه‌ دید بهتری آگاهانه ببینم تا احساس بهتری داشته باشم ، حتی اگر کمتر از 1درصد باشد باید آگاهانه تغییر را و احساس خوب را درک کنم.

    چون من ناگزیر هستم هر روز با تعدادی افراد برخورد کنم که تعدادی هم جدید هستند؛ که آنه احساسی را به من منتقل می‌کنند. من باید آگاهانه به دنبال نکته خوب باشم و احساسم را خوب نگهدارم دارم.

    من هر روز مناظر ودیدنیهای مختلف را ببینم. من باید از دیدن آنها احساس خوب و زیبادر خودم ایجاد کنم.

    من هر روز با خانواده‌ام برخورد می‌کنم که باید حداقل یک نکته خوب از آنه بگیرم و احساسم را خوب نگهدارم دارم.

    من هر روز صدای اذان را می‌شنوم و باید آگاهانه هر روز از ارتباط با خداوند ایجاد کنم واحساس خوب داشته باشم تا ایمانم به لذت بینجامد و ارتباطم محکمتر شود.

    من هر روز تعدادبیشتری از افراد سالم را می‌بینم و از دیدن سلامتی و شادی لذت ببرم.

    خلاصه،

    وقتی اینها را می‌بینم و از خداوند بابت درک همه اینها شکر گزاری کنم ،باز هم احساس بهتری در من ایجاد می‌شود.

    استاد!

    من تلاش می‌کنم تا از نجواهای شیطانی در پناه خداوند آرام گیرم.

    خوشحالم که خداوند شما واین همه دوستان خوب را در مسیر سفرم قراردادهاست.

    استاد!

    من 27روز است که دانش‌آموز این راه هستم.

    خیلی دوست دارم شما بهتر درک کنم تا بهتر بفهمم خداوند چگونه فکر می‌کنند؟

    این ردپای 27مین روز سفرنامه تحول زندگی من است.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    محمدرضا حسینی گفته:
    مدت عضویت: 1541 روز

    سلام به استاد خوبم ودست هدایت خداوند برای من

    خیلی خوش حالم ولذت می برم که از هدایت های خداوند ؛که همواره مرا هدایت مکند.من باهدایتهای خداوند ونکته های زیبای که استاد می فرمایند ؛ذهنم را و ورودیها،باورهایم راکنترل می کنم.سعی می کنم وتکرار می کنم واز این سعی وتلاش وتکرار لذت می برم.من الان استاد از کاری که انجام می دهم واز شغلم که نصاب سنگ نما وکاری هستم هم لذت می برم.ومی دانم که خداوند مرا هدایت می‌کند.الان از کار کردن واز خستگی ناشی از کارم لذت می برم.دایم بعد از کار می پرسم ،چگونه می توانم از این کار بیشتر لذت ببرم؟وچگونه می توانم بهتر وراهتتر انجام دهم؟همیشه به خداوندتکیه دارم.

    خداوندزمان مناسب ومکان مناسب وشرایط مناسب می باشد.مرا هدایت می‌کند.از استادم تشکر می کنم که دستان خداوند می باشد،که چهره مهربان ،دلسوز، آگاه وعاشق خداوند را نشانم دادند.

    من بااین قدرتی که در نزدیک من است تمام کار هایم را خودم انجام می دهم.زندگی ام راخلق می کنم.

    مرسی از استادم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: