زیبایی ها را ببینیم - صفحه 197


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2495 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سعیده خاجوئی گفته:
    مدت عضویت: 710 روز

    خداوندا ازت سپاسگزارم بابت اییییین همه اتفاقات خوبی که رگباری هر روز برام رقم می‌زنی.

    واقعا اینقدر اتفاقای خوب زیادن که حتی نمیشه همه اش رو به یاد آورد.

    دیروز چون خواهرم اومده بود شیراز از صبح تا شب خونه مادرم بودم و برادرهام هم با خانواده هاشون اومدن.

    یکی از خواهرهام جهرمه،یکیش هم تهران.

    هر وقت هر کدومشون میان،همه اعضای خانواده برای دیدنشون میان خونه پدرم.

    چقدر خوبه که خانواده صمیمی دارم و همه باهم درصلح هستیم.

    و خونه پدرم شده محل دیدار های دسته جمعیمون.

    الحمدلله رب العالمین.

    خدا رو شکر دیروز صبح توی یه مهد کودکی جشن نیمه شعبان بود و دسته جمعی با مادر و خواهرهام رفتیم و ناهار هم دادن.

    میخوام از تغییراتم بگم.

    دیروز زن داداشهام و خواهرم داشتن در مورد رنگ مو و دستمزد ارایشگر و انواع روش های رنگ کردن مو صحبت می‌کردن.و اینکه میخوان برای عید موهاشون رو رنگ کنن.

    متوجه شدم که من نه تنها علاقه ای به حرف زدن در این خصوص ندارم حتی شنیدن این صحبت ها هم برام لذت‌بخش نیست.

    و از دور که صحبت هاشون رو می‌شنیدم تنها چیزی که میومد توی ذهنم این بود که من موهای مشکی خودم رو به هر رنگی ترجیح میدم.

    اینکه من با همین موهام زیبا هستم.

    نمیخوام دیگران رو قضاوت کنم یا اینکه فکر کنم من از بقیه بالاترم فقط میخوام تغییرات خودم رو مکتوب کنم.

    خدا رو شکر.

    تقریبا دو سال پیش ابروهام رو فیبروز کردم.

    اون موقع هنوز با استاد آشنا نبودم.

    که اگر آشنا شده بودم احتمالا این کار رو نمیکردم و ابروهای طبیعی خودم رو قبول داشتم.

    امروز صبح خواهرم سارا بهم زنگ زد گفت سعیده یه چیزی بگم ناراحت نمیشی؟

    گفت سعیده ابروهات رو خیلی بد برات فیبروز کرده.

    گفت هزینه اش رو من میدم برو ریموو کن.

    منم بدون اینکه ذره ای احساسم بد بشه یا بخوام توضیح اضافه بدم یا دفاع کنم فقط یه جمله جواب دادم:

    باشه حالا یه کاریش میکنم!

    خیلی برام جالب بود که از انتقادش حسم بد نشد.

    نپریدم جلو اینه دوباره ابروهام رو چک کنم.

    اصلا فکر نکردم زشت شدم.

    نرفتم توی فکر.

    تازه تو دلم این احساس اومد که چه خواهر خوبی دارم که میگه هزینه اش رو خودم میدم.

    و چقدر خوشحالم که نظر خواهرم در مورد ابروهام منو به هم نریخت.

    نظر خودم مهمه و من فعلا با همین ابروها راضی و خوشحالم و بعدا شاید نظرم تغییر کرد.

    نا خودآگاه خیلی کم حرف تر از قبل شدم.

    حرف اضافه کمتر میزنم.

    میذارم دیگران خودشون تصمیم بگیرن.

    کمتر دخالت میکنم.

    دیروز موقع اتمام جشن سارا بهم گفت به نظرت زنگ بزنم مهدی(داداشم) بیاد دنبالمون؟!

    ناخوداگاه بهش گفتم نمیدونم هر طور خودت میدونی.

    و قشنگ احساس کردم خواهرم از جوابم تعجب کرد.

    چیزی نگفت ولی یکی دو ثانیه تو صورتم خیره شد.

    واقعا دست خودم نبود.

    نمیتونستم نظری بدم.

    ولی برای اون جواب اینجوری عجیب بود.

    شاید دلش می‌خواست تاییدش کنم بگم آره زنگ بزن تا بیاد.

    ولی به هر حال دیگه نمیتونم خودم نباشم.

    خود من اون لحظه اصلا نظری نداشت.

    خداوندا هرآنچه دارم از تو دارم

    هرچه دارم تو به من داده ای.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  2. -
    مریم مهدوی فر گفته:
    مدت عضویت: 1198 روز

    مقصود تویی….

    ای خدای وهابم

    بی نهایت شاکروسپاسگزارم بابت معجزاتی که لحظه لحظه امروز به لطفت در وجود و زندگیم جاری کرده بودی،عاشقتم که عاشقمی

    خدایا من به هر خیری که از جانب تو برسد فقیرم و تنها نیازمند تو هستم ای وهابم الهی شکرت

    سلااام به همه عزیزانِ بهشتی ،عزیزانی که تنها بایاد خدا دل هایشان به آرامشی وصف ناپذیر

    تبدیل شده و خالقِ هر لحظه خاطرات ناب

    در زندگیه بهشتی خود هستند،

    عشق بهتون

    خدایاشکرت بابت صبح زود باعشقت بیداریم و دیدن روی ماه مصطفی جانم و صبح بخیر جانانه با دست دادن به همدیگر با عشق و

    سلامتی جسم و جان و روح و روان مان و قدرت و توانایی در بدن فوق هوشمندمان و انجام کارهای مان با حضور گرمت و هر لحظه هدایت های خوشگلت ، به لطفت

    خدایاشکرت بابت نشانه 1118 که در کامنت چند روز پیش نوشتم

    نشانه ای از جانب خودت است و امروز تاریخ را در دفتر شکرگزاری ام که می نوشتم به یکباره دیدم و اشک شوقم جاری شد و به مصطفی گفتم ببین چقدر خداوند نشانه هایش به زیبایی

    قلب مان را منور می کند و امروز به همراه مادرمعصومه رفتن به بانک و صادرشدن چک رمزدار خرید خانه خوشگل مادر و بعد رفتن به دفترخانه‌ آن هم خلوت و چند دقیقه کارها بیشتر طول نکشید و

    خانه هم به راحتی خداوند به نام ایشان کرد و با تمام وجودم به مادر تبریک گفتن و شکرگزاری از خداوند .

    خدایاشکرت بابت پنج شنبه که رفته بودیم برای چک رمزدار و اولین شعبه کشیک اما به خواست خودت درب برقی بانک به طرز عجیبی باز نشد و همانجا من با خداوند صحبت کردم و گفتم الخیر فی ماوقع هست ،

    مصطفی کمی بهم ریخت اما من ریلکس با ایمانی قوی و احساسی عالی و

    امروز هم طبق معمول شاهکار کرد

    واقعا

    زمان بندی خداوند بی نظیره فقط

    دلی گشاده می خواهد و آرام و ذهنی بازوپاک و آنقدر آرامش و احساسم عالی بود که تا به خانه رسیدیم بعد از چند دقیقه به لطف خداوند مصطفی هم آرام شد و گفت مهری احساسم عالیست و من فقط به خدا می گفتم عاشقتم و تمااام

    خدایاشکرت بابت باران فراوانت از دم دم های صبح تا الان و خیروبرکت از آسمانت بر زمین لبریز از فراوانی و نعمت های بیشمارت و زندگی ام که به لطفت لبریز شده از خیروبرکت و فزونی و فراوانی

    خدایاشکرت بابت رزق و روزی های پرخیروبرکتت در زندگیه رفیق های بهشتی ام و خلق خاطرات قشنگ شان و خواندن کامنت پربارشان و کلی ذوق و شوق و شکرگزاری

    خدایاشکرت بابت پاسخ های امروزم به دو رفیق بهشتی ام سعیده جانِ رضایی و سیده سعیده موسوی جان و زندگیه بهشتی و معجزات قشنگ زندگی شان

    خدایاشکرت بابت نوش جان کردن دو قهوه ناب در قهوه خانه ای که چقدر پرخیروبرکت بود و هنوز هم هست به لطفت

    خدایاشکرت بابت نوش جان کردن کاهو و میوه های بهشتی ات و بعد خواب عالی و بیداری

    عالی مان

    و ادامه پختن ناهار که هم ناهار و

    هم شام می باشد به لطفت

    خدایاشکرت بابت طراوات این گلها و درختان و موقع برگشتن از بوشهر

    در اسنپ دیدن دریای بیکران و سخاوتمندت و گلها و تنوع درختان ومحو زیبایی های بی حدوحصر تو شدن در همه جا و همه چیز

    و بعد زیبایی هایت در

    حیاط خانه باغ بهشتی مان

    بخدا نمی دانم چه بگویم دلم می خواهد فقط بنشینم و از مهربونی هایت بگویم ،از خزانه پرخیروبرکت زندگی مان از یک میلیاردی که فردا به حساب مان واریز می گردانی ،از هدایای ارزشمندت ،از خریدهای عیاردارت برایمان

    واااای خدایا زبانم قاصر است از گفتن شکرگزاریت اما

    بی نهایت شاکروسپاسگزارم بابت سلول به سلول داشته هایم در هر شرایطی که بودم و هستم فقط شکرت را بر زبانم جاری کردم

    آن شرایط همه برایم قابل ستایش و احترام هستند چون صبرم را آزمودی،ایمان و امید و اعتماد و توکلم را و تا به امروز نگاهشان کردم ،اشک شوق ریختم و بوسیدم و یا بوس فرستادم به آسمانت،به درختانت ،به گلهای زیبایت به تک تک وسایل و امکاناتی که عطا کردی و هر لحظه نعماتی را به هر شکل جاری کردی و زندگیم چون دریای بیکرانت لبریز از سخاوتمندی های تو شده است

    در وصف نمی گُنجی جانان ……..

    خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    آناهیتا موسوی گفته:
    مدت عضویت: 3249 روز

    سلام به استاد عزیزم و همه ی دوستان

    الهی شکرت برای بارون امروز که داره میباره ومن از پشت پنجره دارم نگاه میکنم اصلا هوا یه جور خاصیه بین زمستون و بهار گیر کرده عجیب دل انگیزه

    تمرین ستاره ی قطبی م تیک خورد الهی شکرت برای این تمرین و‌استاد عزیزم که چراغ راهم شد …

    دیروز با دختر کوچولوم رفتیم به فضای سبز روبروی خونمون که خیلی خیلی زیباست و‌وسیع چقدر خانواده های دوست داشتنی رو‌دیدیم که آمده بودن پیک نیک و‌مشغول بودن و‌کلی لذت می‌بردند ماهم چند دقیقه ایی نشستیم

    قبلا اگر میخواستم حتی برای نیم ساعت به فضای سبز کنار خونمون برم کلی وسیله همراهم می‌بردم یه سبد بزرگ بهمراه زیراندازو‌ این داستانا اما الان دیگه نه ، خیلی راحت میگیرم و‌به سادگی و‌آسونی انجامش میدیم

    دیروز همسرم‌ ماشینمو‌ برد کارواش و‌حسابی تمیز شد و‌لذت بردم از دیدنش الهی شکرت ایشون همیشه حواسش هست و‌میدونه من برام مهمه ماشینم تمیز باشه و‌بدون اینکه بگم انجام میده

    دیروز مامانم بهمون نون محلی داد(نون تیری) اینم از رزق بی حساب دیروزمون الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    سمانه جان صوفی گفته:
    مدت عضویت: 2199 روز

    سلام.

    یه سوال و ابهامی داشتم در مورد اینکه:

    خدایا وقتی میترسم از غرور، از اینکه اعتبار چیزی رو به خودم نسبت بدم، چیکار کنم؟

    پاسخ به قلبم رسید:

    بلافاصله هر چیزی تو ذهنت اومد یا به هر موفقیتی رسیدی، بگو الهی شکرت

    اینو بلافاصله پیاده کردم…

    داشتم با موبایلم بازی میکردم که این سوال جواب مطرح شد.

    دقیقا وقتی یه مرحله از بازی رو عالی تموم میکنم، یا لبِ مرز باخت بازی رو میبرم، بلافاصله میگم الهی شکر.

    خیلی فوق العاده است که با گفتن الهی شکر، راه نفوذِ غرور که مستقیم از طرف شیطان هست، رو میشه بست و کنترل کرد.

    الهی شکر یه عالمه.

    هر چی بگم بازم کمه.

    فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      آناهیتا موسوی گفته:
      مدت عضویت: 3249 روز

      سلام به سمانه جان عزیزم مثل همیشه لذت میبرم از کامنت هاتون و‌یاد میگیرم

      …من‌مدت هاست که کامنت های شما و‌بقیه ذوستانی که توی این فایل فعال هستند رو‌دنبال میکنم و‌کلی ازتون یاد گرفتم خدا به تک تکتون خیرو‌برکت بده …

      این موضوعی رو‌که عنوان کردید و‌این سوال دقیقا برای من هم پیش آمده بود و‌البته من‌جوابی براش نداشتم ازت ممنونم که باهامون به اشتراک‌گذاشتی عزیزم منم به جوابم‌رسیدم الهی شکرت….

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    سمانه جان صوفی گفته:
    مدت عضویت: 2199 روز

    سلام.

    تو ذهنم نکات مهمی مرور میشن.

    بعضیاشون با صدای خودِ استاد.

    بعضیاشون با صدای دوست هام و …

    من وظیفه دارم توجهمو بدم به زیبایی های خودم و بقیه.

    این حقیقته که من و هر کسی نقاط قوت و ضعفی داریم.

    اما وظیفه دارم توجهمو بذارم روی نقاط قوت و زیبایی ها، ازشون یاد کنم، تحسین کنم، سپاس گزاری کنم، بنویسم.

    چون این توجه به زیبایی ها، باعث میشه دعوت شن به زندگیم.

    وظیفمه وقتی یه ناخواسته ای اومد و داشت حسمو خراب میکرد، به احساسات و افکارم توجه کنم، به خودم مسلط شم، و اجازه ندم حس منفی مومنتوم بگیره، و در فاصله ی زمانی کوتاه تری ذهنمو پرت کنم روی موضوعی دیگه یا توجه به چیز دیگه ای.

    مثال:

    احساسم داشت خراب میشد، و خودمم درک نمیکردم چرا؟

    یاد جملاتمون با فاطمه جان افتادم:

    کمال گرایی، دست میذاره روی نقاط ضعف.

    کمال گرایی، دست میذاره روی نازیبایی ها.

    یعنی اگه از 10 مورد 8 تاش خوب باشه، 2 تاش خوب نباشه، ذهن کمالگرا بی خیال 8 مورد میشه و اون 2 تا رو بولد میکنه.

    و این تلنگر رو خوردم که اِ حسم که داره بد میشه، از توجه به نازیباییه.

    توجه به ناخواسته.

    از عدمِ ارزشمندیه.

    درسته که تو لحظه نتونستم تشخیص بدم، و چند ساعت بعد بهش اگاه شدم.

    اما قشنگیش این بود که در فاصله ی کوتاهی برای خروج از حس بد، شروع کردم به نوشتن نکات مثبت، و بازی با موبایلم و شنیدن فایل تا حواسمو پرت کنم از حس بد و افکارِ مزاحم.

    الهی شکر برای برکتِ فایل های استاد و مرورِ دائمِ اگاهی ها تو هر فایل.

    امشب درکم از این اگاهی ها بهبود پیدا کرد.

    یعنی برام واضح تر شد که دلیلِ ناراحتی و حس بد مهم نیست.

    الان وظیفته نمونی تو حس بد، به هر دلیلی که باشه.

    از جعبه ابزارت استفاده کن و حواستو پرت کن، اینطوری حس بد قطع میشه.

    و این حُسن رو داشت که بعد از اروم شدنِ سر و صداهای ذهنم، علتِ حس بدم با جزییات برام شفاف شد.

    انگار که یه کشف داشته باشم، خوشحال شدم که فهمیدم علتِ ناراحتیم چی بوده.

    و فهمیدن علت، بارِ ذهن رو بسیار سبک میکنه، و بخش بزرگی از درمان اتفاق میوفته.

    قشنگیش اینه که اول خودمو آروم کردم، بعد تحلیل و بررسی و عیب یابی کردم.

    الهی شکر برای هر پله از بهبودهام برای درکِ یه اگاهی.

    متوجه شدم درسته که میگم سکوت اگاهانه فوق العاده قدرتمنده، ولی من خیلی تازه کارم و حالا حالاها باید تمرین کنم تا بهتر درک کنم و با آرامش و پذیرش و اگاهیِ بیشتر سکوت اگاهانه رو اجرا کنم.

    نباید از خودم توقعِ زیادی داشته باشم.

    همینکه دارم بهش اگاه میشم و تستش میکنم فوق العاده است.

    به مرور بهترم میشم.

    همین سکوت، بهم فرصت تحلیل میده.

    فرصتِ تشخیصِ بهتر سره از ناسره.

    سکوتی که کمک میکنه بفهمم چه حرفی از سر خیرخواهیه.

    امشب بهتر درک کردم حسِ بد چیز عجیب، بزرگ، متفاوت، خاص یا پیچیده ای نیست.

    ممکنه با یه دلیل بسیار کوچولو که برمی گرده به ضعف های من، شکل بگیره.

    میتونه به خاطر یه اتفاق و ناخواسته ای که کنترلی روش ندارم، شکل بگیره.

    آلارمش آشکاره.

    حس بد، همونیه که حال خوب و آرامشم رو مختل میکنه.

    درونم رو متزلزل و نا امن میکنه.

    ارتباطم رو با داخلم، با روحم، قطع میکنه.

    حس بد چیزی نیست که از بزرگی و خاص بودنش، تو دسترسم نباشه.

    اتفاقا با یه بشکن ساده ممکنه خودشو نشون بده و حتی من نفهمم که اومده…

    برای خودمم عجیبه که تا حالا اینطوری در موردش اگاهی نداشتم و البته خوشحالم که پرده ها کنار رفت از نگاه و درکم نسبت به حسِ بد…

    و یه راهِ تشخیصِ دیگه:

    خب وقتی حسم خوب نیست، یا حسم خنثی هست، یعنی دارم میرم به سمتِ حس بد دیگه…

    گزینه ی دیگه ای نیست.

    خوبه اول درک کنم اصلِ ماجرا رو.

    تا بعد بفهمم برای درمانش باید چه کنم.

    فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  6. -
    سمانه جان صوفی گفته:
    مدت عضویت: 2199 روز

    سلام.

    الهی شکر برای رزقِ دورهمی، کنار خانواده ی عزیزم، در منزل مادر.

    الهی شکر برای سلامتی و امنیتمون.

    الهی شکر برای دیدنِ اتاقِ مادرم در بهترین حالتش.

    (یه ناخواسته پیش اومد و به لطف خدا ختم به خیر شد و همه چیز برگشته به حالتِ قشنگ)

    الهی شکر برای کنار هم بودنمون سرِ سفره.

    الهی شکر برای بازیِ خانوادگی.

    الهی شکر برای مشارکتم در بازی و بهبود در طرز فکرم.

    بازی رو بلد نبودم ولی دو دَست شرکت کردم.

    از خودم راضیم چون تجربه کردن این بازی یا بازی های مشابهش، چیزیه که باعثِ رشدِ فکریم میشه، باعث خروج از نقطه ی امنم میشه،باعثِ کم اثر کردن کمال گراییم…

    الهی شکر برای شادی و هیجان و گفتگوهامون درونِ خانواده.

    الهی شکر برای غذایی که خواهرم پخته بود.

    الهی شکر برای همکاری مون در امور خانه.

    الهی شکر برای رسیدن دایره آبی و پاسخِ نازنینِ فاطمه جانم (محرمی) بهم، دقیقا وقتی منزل مادر بودیم.

    الهی شکر برای خوندن کامنت های بچه های نازنینِ سایت.

    الهی شکر برای هدایت به دوره روانشناسی ثروت 1، چندین بار و شنیدن اسم دوره از دو دوست نازنینم (سعیده و فاطمه) که دارن روش کار میکنن، و الان هم که تو کامنت الهام جان عزیزپور خوندم:

    به قول استاد جانم در دوره ثروت یک ، وقتی روی باورهای ثروت کار میکنی

    ثروت لاجرم وارد زندگیت میشه ، از بی نهایت طریق خداوند ثروت را وارد زندگیت میکنه .

    خدایا شکرت برای قوانین بدون تغییری که خلق کردی.

    الهی شکر برای دسترسیم به دوره ها و فایل‌های هدیه ی سایت.

    یه جمله ی زیبا هم تو کامنت یکی از دوستان خوندم که خیلی لذت بردم:

    وقتی زندگی یک برگ غم انداخت جلوت تو باید یک برگه سنگین تر از جنس شادی روی اون کارت بندازی تا مغلوب بشه

    خدایا شکرت برای گنجینه ی سایت، اعم از فایلها و کامنت ها و …

    2121 روز مدت عضویتم در سایت مبارک.

    الهی شکر برای مسیری که داخلشم.

    الهی شکر برای اگاه شدن به خودم.

    فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  7. -
    سیده سعیده موسوی گفته:
    مدت عضویت: 745 روز

    به نام خدای زیبایی ها

    سلام به دوستای گلم

    خدایا شکرت

    هزاران بار شکر که دوباره آمدم توی سایت

    دلم برای دوستان

    برای کامنت های این صفحه و شکر گزاری های

    این صفحه و دوستان عزیزم تنگ شده بود

    خدایا شکرت

    از روزی که ارتباط با سایت قطع شده بود

    من بودم و سپاس گزاری توی دفترم و عشق و حال با خدای خودم

    با صدای استاد که پر بود توی گوشیم و چند تایی

    هم سفر نامه که با وجود پر بودن حافظه گوشی ولی

    دلم نمی اومد حذف کنم ، روزای قشنگی رو برا خودم ساختم

    خدایا شکرت

    و نتیجه اش شد رزق و روزی فراوان و حال بهتر

    و مسافرت با عزیز دلم به جنوب

    با اون هوای عالی و باران فراوان و

    دیدن زیبایی ها و عزیزانم

    خدایا شکرت از این رزق پر برکت

    فقط دلتنگی ام برای استاد عزیزم و مریم جان و

    خوندن کامنت های دوستان عزیزم بود که

    اونم نذاشتم توی احساس نا خوب برم

    و خودم رو وابسته به چیزی بدونم

    ولی حالا

    خدایا شکرت برای دوباره اومدن

    برای خوندن و با خبر شدن از احوال عزیزانم

    همیشه براتون آرزوی سلامتی داشتم

    الهی شکر که همتون توی مدارجذب نعمتهای الهی هستید

    خدایا شکرت

    ولی بگم دلم لک زده بود برای خوندن سپاس گزاری های سعیده جان

    برای حس و حال عالی و نوشتن های پر مهر سمانه جان

    برای شیما بانو

    برای مریم جان

    برای الهام عزیز

    برای سعیده جان رضایی

    برای فاطمه جان محرمی

    برای همتون

    آرزوی خوشبختی و موفقیت و شادکامی و ثروتمندی دارم

    در پناه نور و عشق خدا باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  8. -
    سمانه جان صوفی گفته:
    مدت عضویت: 2199 روز

    سلام.

    الهی شکر برای خورشت قورمه سبزی که با عشق و حوصله، برای خانواده ی عزیزم پختم و نوش جان کردیم.

    الهی شکر برای خوابِ عصرگاهی با پسرِ قندِ عسلم.

    الهی شکر برای پهن کردنِ لباس های شسته شده روی رخت آویز، با همکاریِ همسرم و قندِ عسلِ کوچولومون.

    الهی شکر که فرش هامون رو دادیم برای شستشو تا تمیز و خوشگل بشن.

    الهی شکر برای درخواستم از ثمین جونم (خواهرزاده ام)، و اجابت شدنش با روی خوشِ ثمین جون.

    الهی شکر برای شنیدن صدای یکی از عزیزانم امروز.

    الهی شکر برای شیرین کاری ها و شیرین زبونی های قند عسل جانم.

    الهی شکر برای هر بابا و مامانی که از حافظ جونم میشنوم.

    الهی شکر برای دو پای کوچولویی که تو خونه مون راه میره.

    الهی شکر برای 4 مدل پازل های حافظ عسلی، که خودمم خیلی دوست دارم و باهاش درست میکنم.

    هر وقت یه کدوم رو اشتباه میذاره خودش خیلی بامزه میگه نه نه نه :)

    الهی شکر برای پازل های فومی، پازل های چوبی، پازل های مقواییِ داخلِ کتابش.

    عاشقِ پازل های پرندگانش هستم از بس خوشگل و جذابن.

    الهی شکر برای سالادی که کنار نهار درست کردم و نوش جان کردیم.

    الهی شکر برای شنیدنِ جملات و کلمه های زیبا از دوستانم.

    الهی شکر برای رزق های خودم و دوستانم.

    الهی شکر برای تکنولوژی و خلقِ پیام رسان ها، که ارتباط و تعامل رو بسیار آسان کردن.

    الهی شکر برای ایده ی جدیدم:

    نوشتن نکات مهم تو قسمت فصای شخصی اپلیکیشن بله.

    الهی شکر برای زیباییِ محیطِ اپلیکیشن و امکانات خوبش.

    الهی شکر برای پیام هامون با هدی جون.

    الهی شکر برای پیام هامون با دوستان نازنینم در سایت.

    الهی شکر برای دعوت شدن خونه ی مامانم، و اینکه خواهرام هم با خانواده هاشون هستن.

    فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  9. -
    الهام عزیزپور گفته:
    مدت عضویت: 3080 روز

    بسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

    الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ

    الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

    مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ

    إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ

    اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ

    صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ

    غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلَا الضَّالِّینَ

    سلام

    خداوندا با نام و یاد تو آغاز میکنم .

    خدایا شکرت برای طلوع آفتاب عالم تاب . بعد از چند روز رزق بارش باران فراوانی امروز رزق آفتاب جان را نوش جان میکنم .

    خدایا شکرت برای درخشش آفتاب .

    خدایا شکرت برای هوای زمستانی .

    خدایا شکرت برای نشانه امروزم.

    خدایا شکرت برای بینایی چشمهایم که میتوانم زیبایی ببینم و زیبایی بخوانم و زیبایی بنویسم

    خدایا شکرت برای رزق به غیرالحسابت که در زندگی من و عارف جاری کردی .

    این روزها شاهد جریان پول و ثروت در زندگی ام هستم و عارف هم وارد مدار خلق پول شده به شکلی که خیلی کم سراغ خرید خوراکی میره و بیشتر save میکنه یا هزینه های واجب را خودش

    پرداخت میکنه و داره به استقلال میرسه .

    تقریبا هر روز هم داره کیف پولش شارژ میشه .

    خداوند از بی نهایت طریق داره به بنده اش رزق میرسونه .

    چی میشه که من بعد از چندسال عموی خودم ببینم و در این دیدار عارف هدیه نقدی از عموی من دریافت کنه . خداوند از بی نهایت طریق داره ما را هدایت میکنه . به قول استاد جانم در دوره ثروت یک ، وقتی روی باورهای ثروت کار میکنی

    ثروت لاجرم وارد زندگیت میشه ، از بی نهایت طریق خداوند ثروت را وارد زندگیت میکنه .

    خدایا شکرت برای قوانین بدون تغییری که خلق کردی .

    خدایا شکرت برای بودن در این مسیر زیبا و شگفت انگیز.

    خداوندا

    امروز من منتظر اتفاقات عالی هستم .

    امروز من منتظر نشانه هایت هستم .

    امروز مرا در زمان درست و مکان درست هدایتم کن .

    خدایا کمکم کن بتونم افکار درست را در ذهنم پروش بدم .

    خدایا هدایتم کن تا رفتار درست و اعمال درست انجام دهم .

    خدایا ظرف وجودی را بزرگتر کن .

    خدایا مرا رشد بده .

    یا رب العالمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    سامان شیخ سلیمی گفته:
    مدت عضویت: 2565 روز

    سلام استاد من سامان هستم

    سپاااسگزار خداوند هستم بابت سایت پربار و هدایت کننده ای که دارین استاد عباس منش

    من از قسمت مرا به سوی نشانه ام هدایت کن خیلی کمک گرفتم و گره های ذهنی عجیبی رو در 90 درصد موارد از من باز کرده

    خدا رو شکر که هستین استاد عباس منش عزیز و اینکه بالاخره افتخار دانشجویی در مکتب شما رو کسب کردم و با دورەی 12 قدم کنارتون هستم تا بتونم دریچەهای بزرگی از عشق و امید و ثروت رو به روی خودم و عزیزانم و بندگان خدا باز کنممم🙏

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: