تقریبا همه ما این تجربه را داریم که بر اساس احساسات لحظه ای تصمیمات نامناسبی گرفته ایم و به دردسر افتاده ایم. بعنوان مثال:
از روی عصبانیت یا خشم حرف هایی به فرد مقابل در رابطه مان زده ایم که عواقب سنگینی به همراه داشته و تأثیر نامناسبی بر روابط مان گذاشته است
به خاطر یک بحث در روابط، تصمیمات نامناسبی گرفته ایم که بعدا پشیمان شده ایم؛
با بالارفتن دلار یا تغییر اوضاع اقتصادی، ترس بر ما حاکم شده و در حالت ترس، تصمیمات اقتصادی ای گرفته ایم که نتیجه اش چیزی جز ضرر مالی شدید نبوده است.
یا در لحظاتی که دلسوزی و ترحم بر ما غلبه کرده، قول هایی داده ایم که بعدا متوجه شدیم اجرای آنها در حد توان ما نیست یا ما را بسیار به زحمت می اندازد. در نتیجه نه تنها به آن فرد کمک نکرده ایم بلکه رابطه مان را هم خراب کرده ایم
یا به خاطر یک اتفاق، آنقدر هیجان زده شده ایم که کل پس اندازمان را بیهوده خرج کرده ایم؛
خوب سوال اصلی این است که: برای پیشگیری از تکرار این الگوها، چه راهکاری پیدا کنیم؟
جواب این است که: پیام های این فایل را در عمل اجرا کنیم.
پیام اول: آگاهی و رسیدن به خودشناسی:
اول از همه ما باید خودمان را بشناسیم. یعنی ببینیم در لحظه غلیان احساسات، چقدر بر نفس خود مسلط هستیم؟
چقدر تحت تأثیر احساسات لحظه ای، تصمیم می گیریم؟
برای رسیدن به این هدف، در بخش نظرات جلسه به این 3 مورد جواب دهید:
مورد 1:
درباره تجربیاتی بنویس که در شرایط احساسی شدید مثل خشم، عصبانیت، ترس، ترحم و … تصمیماتی گرفتی که عواقب ناخوشایند و سنگینی برای شما داشت؟
این ماجرا چه درسهایی به شما داد؟
راهکار شما برای پیشگیری از تکرار آن نتیجه ناخوشایند، چه بود؟
مورد 2:
درباره تجربیاتی بنویسید که در چنین شرایطی توانستید ذهن خود را کنترل کنید. یعنی تحت تأثیر آن احساسات لحظه ای، هیچ تصمیمی نگرفتید یا حرفی نزدید و بعدا چقدر شرایط به نفع شما پیش رفت. اما با چشم خود دیدید فرد دیگری در همان شرایط یکسان، نتوانست ذهن خود را کنترل کند و بر اساس آن احساسات تصمیماتی گرفت که بسیار از آنها ضربه خورد.
بنویسید در آن شرایط، چه راهکاری را برای کنترل ذهن در آن لحظه به کار بردید؟
پیام دوم: ” تصمیمات از پیش تعیین شده ” به منظور واکنش مناسب در لحظه غلیان احساسات:
الان که در شرایط آرامش ذهنی هستیم، باید لیستی از راهکارهای خوب را بدانیم تا در چنین شرایطی بتوانیم به آرامش ذهنی برسیم. لیست شما می تواند شامل چنین مواردی باشد:
نفس عمیق کشیدن: قبل از اینکه حرفی بزنی یا تصمیمی بگیری، مکث کن و نفس عمیق بکش. سعی کن روی تنفس خود تمرکز کنی. این کار اکسیژن بیشتری را وارد ریه ها می کند و به شما فرصت آرام شدن می دهد.
پیاده روی: به جای هر حرف یا واکنشی، از آن مکان بیرون بیا و کمی پیاده روی کن.
دوش آب سرد: اگر امکان پیاده روی نداری، سعی کن بلافاصله دوش آب سرد بگیری و به این وسیله از آن فرکانس ناخوشایند بیرون بیایی.
یک روز بیشتر صبر کردن: قبل از هر تصمیم یا واکنش، یک روز به خودت فرصت بده. سپس دوباره به ماجرا نگاه کن و ببین آیا باز هم می خواهی آن حرف را بزنی یا تصمیم را بگیری؟
همه ی این راهکارها به ما فرصت می دهد تا به آرامش برسیم و بتوانیم اوضاع را از دید وسیع تر ببینیم. در نتیجه تصمیمات عاقلانه تری بگیریم و به قول خداوند، جاهل نباشیم.
مورد 3:
با توجه به راهکارهای فوق، وقتی احساسات بر شما غلبه می کند، چه روشی می تواند ذهن شما را آرام کند؟
قبلا در این وضعیت، چه ایده هایی را اجرای می کردی؟
نکته: ما با پاسخ به این سوال، خود را آماده می کنیم تا اگر در چنین شرایطی قرار گرفتیم، آگاهانه بدانیم چطور باید ذهن خود را آرام کنیم.
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
به نام یگانه خالق جهان هستی و خداوندی که سراسر نور و روشنایی و عشق الهی است
به نام خداوندی که خالق است و من رو هم خالق آفرید تا با افکارم و باورهام خلق کنم دنیامو در تمام جنبه های زندگیم
خدایا شکرت که امروز هم قدرت خداوند تک تک بهترینه بهترین ورودی های پولی و مالی و مادی و معنوی و آگاهی های روز افزونم رو بسمت دیده ها و شنیده هایم برایم آشکار و پدیدار و قابل لمس کرده است. خدایا شکرت
خدا رو شکرت که امروز هم طبق تعهدم آمدم کامنتی نوشتم در این قسمت از سری فایل های دانلودی توانایی کنترل ذهن بنام
نظارت بر ورودی های ذهن
استاد جان ..چقدر ورودی هایی رو ذهنمون دادیم که الگو و باور غلط برامونساخته و باعثشده که بپذیریمشون
از اینکه با دیدن این فایل یاد روزهای اولی میوفتم که در تلگرام استاد این فایل رو دیدم و همونجا و همون موقع بخودم تعهد دادم که حتما مواظب ورودی های ذهنم باشم یعنی به هر چیزی نگاه نکنم یا هر فیلمی رو نگاه نکنم و یا حتی موسیقی های بظاهر شاد ولی با کلام و محتوای شعری نامناسب منفی رو گوش ندم چون این افکار منه که زندگی مو میسازه و کلا چندین ساله که بطور مداوم روی این موضوع کار کردم هر چند این ذهن چموش هر چند وقت دوست داره به گذشته هام برگرده ولی من فورا مچشو میگیرم
البته چند سال پیش این فایل آموزشی رو از استاد عزیزم دیده بودم و از آن زمان خیلی خیلی مواظب دیدن صحنه ها و فیلم ها بودم .. حتی آنقدر حساس شده بودم که حتی فیلم های بظاهر طنز رو هم با احتیاط نگاه می کنم یعنی مثل استاد یاد گرفتم که کلا هر فیلمی رو از دیدگاه قانون بهش توجه کنم …
چند روز پیش دوباره رفته بودم منزل خاله جانم چند روزی اونجا میهمان بودم صبح فرداش خاله عزیزم گفت : آره شماها که شب خوابیدید من یک فیلمی دیدم (منظورش ماهواره) آنقدر خنده دار بود که از خنده خوابو از سرم پرنود … بهش گفتم یعنی اینقدر خنده دار بود که تا ساعت سه چهار صبح بخاطرش بیدار موندی ؟؟؟؟ با تعجب پرسیدم اسم فیلم چی بود که اینقدر خندیدی ؟؟؟ گفت آپاچی فیلم ایرانی بود آقای شفیعی جم و سحر قریشی حمید لولویی که مثلا پدر پولدار سحر قریشی بود و چند تا بازیگر سرشناس دیگر .. اولش پیش خودم گفتم.. چقدر اسمش آشناست ولی هر چی فکر کردم محتوای فیلم یادم نمی اومد تا اینکه به اسرار خاله ام که باید این فیلمو و با هم ببینیم به پسر خاله ام گفت دانلودش کن که با هم ببینیم و بخندیم .. در صورتی که پسر خاله ام طبق عقاید و شناختی که از من پیدا کرده بود بهم گفت یک فیلم انیمیشن قشنگ پیدا کردم به اسم COCO کُوکُو .. ولی خاله ام میگفت نه آپاچی رو ببینیم البته وسطای فیلم یاد افتاد که این فیلمو قبلاً دیده بودم … خلاصه ی کلام اول فیلم با ساز و آواز و خوانندگی بر روی عرشه ی کشتی توی جزیره ی کیش و خانه های لاکچری و جت اسکی و شور و شوق شروع شد که شفیعی جم یک خواننده ای بود که همانجا عاشق یکی از ببیندگانش میشه که ظاهراً خیلی دختر زیبا و شیرین زبانی هست (سحر قریشی به اسم فریبا ) و شفعیی جم همش آرزو می کرد که بتونه با این دختر زیبا دوست بشه و هی از خداوند می خواست و آرزو می کرد و میگفت خدایااآاا یعنی میشه من با فریبا دوست بشم !! خلاصه بعدش توی همون جزیره ی کیش میره تحقیقات که بفهمه خونه ی فریبا کجاست .. که میفهمه آنها آنقدر پولدار و فوق پولدار هستند که فراتر از ذهنش بود یعنی هم مدار نبودند ولی به هیچ چیزی جز فریبا فکر نمی کرد .. تا اینکه خلاصه با ترفندی توسط دوستش با فریبا آشنا میشه .. و بعدش اولش خوشحال میشه ولی این دوستی خیلی زود. بلای جونش میشه یعنی دختره لحظه به لحظه بهش زنگ میزنم و همش بهش میگه منو دوست داری !!!
اگه دوسم داری این کار رو بکن و یا آن کار رو بکن و یا همش چک ش می کنه که کجا میره چیکار می کنه .. آنقدر دقهبه دقه بهش زنگ میزنه که این مرد حتی توی دستشویی و توالت هم حریم شخصی نداره حتی توی خواب شب تا صبح مدام بهش زنگ میزد و میزد و حتی توی محل کار و هر جای دیگه آرامش نداشت . محل کار شفیعی جم هم مثلا کارمند بانک بود .. خلاصه آنقدر زنگ و زنگ و زنگ میزد که از کار و زندگی انداختنش .. خلاصه از این به بعد فیلم رو به غم و غصه و ترس و نگرانی و مسایل و مشکلات میرفت .. حالا تا یک جایی از فیلم بد نبود ولی بعدش نشون میداد که آدمها حرف هایی رو میزنند که اصلا با آنچه که در ذهن شون میگذره خیلی فرق داره .. مثلا در یک جایی از فیلم نشون داد که شفعیی جم با پدرش زندگی می کرد که یک خانه ی. قدیمی خیلی قشنگ داشتند که آثار باستانی بود و میراث فرهنگی بشمار میرفت و این پدر و پسر عاشق آن خونه ی قدیمی بودند بخصوص پدرش خیلی اون حیات قدیمی و اون حوض و گلدون ها رو دوست داشت حتی تمام کچبری های دیوار رو با عشق رنگ طلایی کرد و خلاصه خیلی به اون خونه میرسید و یک ماشین بنز قدیمی سورمه ای داشت و یک گرمابه ی خوب و عالی برای کسب و کارش داشت و خیلی بهشون خوش میگذشت .. خلاصه آن فریبا خانم آنقدر به (شفعیی جم) زنگ میزد که این آقا از دستش خسته میشه و دیگه جواب تلفن هاشو نمیده و گوشی شو خاموش میکنه .. تا اینکه دختره بی خبر با دسته گل میاد خونه ی اینا و دل پدر (شفعیی جم) رو میبره و هی از این خونه قدیمی تعریف می کنه و میگه من عاشق همچین خونه هایی هستم و دلم می خواد اینجا زندگی کنم و خلاصه از این حرفا.. ولی فورا با یک بهونه ی بیخودی با پسره دعوا می کنه بعدش با موتور مسابقه ای و کلاه کاسکت و گاز دادن پر سر و صدا و سر و شور از اونجا دور میشه .. خلاصه بعدش دختره مثلا خودکشی میکنه و میره بیمارستان و اون پدر و مادر پولدارش از دختره طرفداری می کنند و بزور با سر و صدا و داد و فریاد پسره رو مجبور به ازدواج می کنند . همینکه ازدواج می کنند فرداش دختره با یک عالمه کارگر و آجر و مصالح و بیل و کلنگ ناغافلی وارد خونه ی قدیمی این پدر و پسر میشن و آنجا رو خراب می کنه و خلاصه همه چیز های دوست داشتنی آنها رو خراب میکنه مثلا تغییر میده و این پدر و پسر در عمل انجام شده قرار می گیرند و بعدش هم اصلا دختره اجازه نمیده کسی توی اون خونه غذا درست کنه و بهونه پشت بهونه و بعدش بی احترامی و از این حرفها و بعدش پدر رو از اون خونه بیرون میکنه و خیلی کارهای دیگه دیونه بازی و بعدش به اسم مهر به دادگاه شکایت و طلاق و طلاق کشی و بخاطر مهرش خونه شون رو هم رهن کامل میدن که بتوانند آن مهر کلان رو به آن دختره پرداخت کنند و آخر سر هم خودشون هم بی سر و سامان میشن …
خب دوستان البته من یکبار این فیلمو قبلنا دیده بودم و اصلا تمایلی نداشتم که این فیلمو دوباره بخوام ببینم یعنی یک فیلم بسیار ناراحت کننده رو در غالب طنز داشتن نشون میدادن که آدمهای پولدار با دیونه بازی و آپاچی گری و بی منطق میرن آدمهای ساده رو گیر میارن و گولشون میزنند و اموالشان رو از این طریق ها و راههای نامناسب بدست میارن .. چون آدمهای پولدار به مسایل خانوادگی پایبند نیستند و از این ترفندها استفاده می کنند و افراد رو تلکه می کنند و پولدار میشن ..
خلاصه با اینکه اصلا دوست نداشتم همچین چیزهایی رو بخورد ذهنم بدم مدام وسط فیلم حرف میزدم و بخاله ام میگفتم . اصلا کجای این فیلم آنقدر خنده دار بود که دوست داشتی دوباره ببینی و تازه دوست داشتی ما هم ببینمش ..
خلاصه فهمیدم که آدمها اصلا و به هیچ عنوان به محتوای مخرب فیلم توجه ندارن فقط و فقط به ظاهر لحظه ای اون فیلم توجه می کنند و برداشت شون از اون فیلم های بظاهر طنز فقط زاویه ی دیدگاه خودشون هست و متوجه نیستند که چه چیزهایی رو بخورد ذهن شون میدن و تازه توقع دارند که دیگران رو با خودشون همسو کنند …
البته برای من درسهای زیادی رو بهمراه داشت تا بیشتر از همیشه مواظب ورودی ذهنم باشم اینکه .. اولا با هر کسی نباید بشینیم فیلم ببینیم
دوما پیشنهادهای دیگران برای دیدن هر فیلمی مربوط به زاویه ی دیدگاه خودشون هست یعنی باورهای افکارشون رو نشون میده
سوما آدمها دوست دارند دیگران رو همسوی افکار خودشون کنند بقول معروف یار کشی کنند
چهارما .. ما قادر به تغییر دیگران نیستیم و دیگران هم قادر به تغییر ما نیستند یعنی هیچ عوامل بیرونی روی ما تاثیری ندارد … دیگر اینکه آدمهایی که هم مدار هم نیستند و یا دیگران را برای خودشون بزرگ نمایی می کنند و عزت نفس پایینی دارند به بدترین شکل از هم جدا میشن …
یعنی از وقتی من باورهامو تغییر دادم و با قوانین آشنا شدم اصلا حاضر نیستم با اون افراد و افکار های مخرب گذشته ام همسو بشم و بخودم قول دادم تا از فیلمی مطمعن نشدم و محتواشو نفهمیدم به هیچ عنوان تماشا و نگاه نکنم ..
و طبق قانون اصلا احساسم به چنین فیلم هایی خوب نیست پس معلومه که دیدن چنین فیلم هایی یعنی ورودی های نامناسب و دور شدن از مسیر درست و مناسب و دور شدن از قوانین ..
ولی از طرفی احساس می کنم ظرف وجودم بزرگتر شده و می تونم تجزیه و تحلیل کنم . می تونم مواظب افکارم باشم . می تونم باورها مو قدرتمند تر کنم و در مقابل چنین فیلمهایی قانون رو بیشتر با خودم مرور کنم هر چند ممکنه نتوانسته باشم صد در صد مواظب ورودی هام باشم ولی شکر خدا سعی می کنم قوانین رو با خودم بیشتر مرور کنم و این خواسته رو بیشتر در خودم تقویت کنم که من می خوام فقط و فقط بهترینع بهترین ورودی ها رو داشته باشم
مهم ترین ویژگی عزت نفس که می توان آن را بالاترین درجه از عزت نفس نامید،
توانایی کنترل ذهن نام دارد. که باید بیشتر روی این موضوع روی افکارم کار کنم
اگر انتظار دارم که خداوند منو به مسیرهای بهتر هدایتم کنه حالا در تمام جنبه های زندگیم و یا در مسیری که الان هستم باید بهترینهای خودم رو ارایه بدم و بهترین ورژن از خودم باشم و از خداوند انتظار دارم که تجربه ی بعدی من بهتر از این تجربه ی الانم باشه
من کلمات تاکیدی و باورهای درست مناسبی رو امروز برای خودم نوشتم اینکه….
من بخاطر نیاز و تنهایی رابطه برقرار نمیکنم من وقتی رابطه بر قرار میکنم که هم فرکانس و هماهنگ با افکار و آرمان های ذهنی من باشد
من فقط و فقط با افرادی در ارتباط هستم که در من انرژی جدید و مثبت فوق العاده ای رو ایجاد می کند
طبق باورهامون و مداری که هستیم میتونیم هدفی رو انتخاب کنیم طبق باورها به سمت هدفمون حرکت میکنیم طبق باورها تصمیم میگیریم طبق باورها انگیزه تقویت میشه یا از بین میره طبق باورها ادامه میدیم و طبق باور ها اقدام میکنیم
فقط باید از خداوند کمک بخواهیم که خودش کمک مون کنه که قدم های بعدی رو آگاهانه برداریم … و در همه ی زمینه ها خودمون رو شخم بزنیم و روش های قبلی مون رو با تمرین و تکرار و استمرار تغییر دهیم و باید آنقدر آگاهانه روی تغییر باورهامون کار کنیم تا شخصیت مون عوض بشه و حاصل تغییرات و حاصل تعهد زندگی مون با تغییر افکار و تغییر شخصیت مون بوجود میاد
…ممنون و سپاسگذارم استاد جان
خدایا شکرت که هدایت ما رو بعهده گرفتی و ای خدایی که به تنهایی برایم کافی هستی ممنون و سپاسگذارم
خدایااآاا کمکم کن که اون باورها و نگرش های محدود کننده ام رو شناسایی کنم و تغییرشون بدم به باؤرهای قدرتمندی که خواسته هامو بسادگی و به راحتی و به آسونی و سهولت و زودتر از آنچه که تصورش را می کنم وارد تجربه ی زندگیم شود
خدایا شکرت ازتو می خواهم ظرف درک وجودی من رو بزرگتر کنی تا درک بهتری داشته باشم از قوانینت.
سلام به دو اساتید عزیزم و دوستان الهی ام
خدایا شکرت که امروز هم قدرت خداوند بهترینهع بهترین آرامش و آسایش و رفاه بیشتر و بیشتری رو به سمت من هدایت کرده و بخاطر این آرامش و آسایش و رفاه روزافزون بیشترینم از خداوند ممنون و سپاسگذارم خدایاااا شکرت سپاسگذارم
خدا رو شکر من در این زمینه خیلی کم پیش میاد که تصمیمات احساسی بگیرم ولی در زمینه مالی برای خرج کردن خیلی زود احساسی میشم البته قبلنا در این مورد خیلی بیشتر احساسی میشدم خرج های بی رویه می کردم ولی الان کلا بیشتر مواقع رو حساب کتاب و اولویتم خرج می کنم نمیدونم شاید اگر دوباره پولدار و قوی بشم باز هم احساسی خرج کنم هر چند با تضادهای مالی که داشتم دیگه قدر پول و ثروت رو میدونم و به پول و ثروت احترام بیشتری می گذارم و بعید میدونم خرجهای بیخودی انجام بدم من فکر می کنم فقط برای چیزهایی که نیاز دارم و ملزومات باشه پول رو صرف کنم …فعلا که مدتهاست به همین روش پیش میرم و دارم دهنمو کنترل می کنم که روی همین چیزهایی که دارم مدیریت کنم
در مواقع دیگه خیلی خیلی آرامش دارم چندین ساله شکر خدا بطور منظم مدیتیشن انجام میدم و پیاده روی می کنم و از زمانی که با استاد آشنا شدم و فایل ها رو بطور مداوم گوش میدم و به زیبایی و نکات مثبت توجه می کنم و روی تغییر باورهام کار می کنم خیلی خیلی بندرت پیش آمده که عصبی بشم و یا واکنش زودهنگام ازم سر بزنه و یا خود خوری کنم و یا واکنش لفظی نامناسب بکار ببرم در واقع اصلا یادم نمیاد توی این چند ساله عصبی شده باشم حتی در بدترین شرایط و روابطی که از نزدیکان پیش آمده فقط و فقط اعراض کردم و کنار کشیدم و سعی کردم روی خودم کار کنم و یا باورها مو اصلاح کنم بخصوص در مورد روابط خیلی خیلی خوشحالم بخاطر اینکه از وقتی روی خودم کار کردم توانستم با تمرین و تکرار و تکرار کنترل ورودی داشته باشم و کلا با هر کسی روبرو میشم فقط و فقط مهر و محبت و صداقت و عشق رو دریافت می کنم و خدا رو شکر افرادی که مناسب روابطم نیستند از دایره ی زندگیم بطور کلی حذف شدند و کلا با افراد محدودی در ارتباط هستم چون این جسارت رو پیدا کردم که افراد نامناسب رو فوری از زندگیم حذف کنم و چون توقع ام رو از همه قطع کردم کسی هم از من توقع خاصی ندارد .. بارها شده که از قانون برانگیختگی استفاده کردم آن شخص فوری تغییر رفتار خوب رو داشته و در این زمینه الگوهای داشتم که طرف خودش معذرت خواهی کرده .. خدا رو شکر همیشه از خداوند هدایت خواستم تا همیشه در مدار درست و مناسب و صحیحی باشم و جمله های گرانبهای استاد رو همیشه با خودم مرور می کنم و می نویسم اینکه …ما انسانها مخلوقاتی فرکانسی هستیم که در هر لحظه در حال ارسال فرکانسهایی به جهان هستی هستیم و جهان هر لحظه در حال پاسخ به فرکانسهای(فرکانسهای غالب = باور) ماست.
کلا سعی می کنم آرام باشم البته مدیتیشن های صبحگاهی اول وقت و تنفس های عمیق و منظمی که در مدیتیشن هام انجام میدم و گوش میدم و یا آهنگ های لایت مدیتیشن و یا رفتن به طبیعت و توجه کردن به آسمان و کوه و درخت و نشستن روی خاک و چمن و دیدن سرسبزی ها و دیدن دریا و آب و باران و غیره خیلی خیلی منو به آرامش رسانده و حتی وقتی میرم حمام حتما با فایل های گویش و فایل های مدیتیشن های سپاسگذاری زیر دوش حمام برای سلامتی و تندرستی تک تک اعضای بدن رو انجام میدم و همچنین مدیتیشن های سپاس و امتنان از داشته ها و پول و ثروت رو انجام میدم خلاصه در بیشتر مواقع این جمله های طلایی استاد رو با خودم مرور می کنم که میگن..
همیشه وقتی با یه تضاد روبه رو میشی تموم تلاشت رو بکن که حلش کنی و وقتی نا امید نشی و ادامه بدی مطمئناً یه راهی براش پیدا میکنی و باید بگی یه راهی داره ولی من هنوز راهشو پیدا نکردم که مطمئنم پیدا میشه و اگه آدم ادامه بده 100% راهشو پیدا میکنه و این قانونشه))
یا راهی خواهم یافت یا راهی خواهم ساخت
پس سعی می کنم آرامش خودم رو با همین عملکردها حفظ کنم و بقول استاد
مهم ترین ویژگی عزت نفس که می توان آن را بالاترین درجه از عزت نفس نامید، توانایی کنترل ذهن نام دارد. پس باید همیشه روی همین موضوع کار کنم تا در مدار آرامش بیشتری قرار بگیرم و از اینکه خداوند منو یاری می کند تا به درک و آگاهی های درست و مناسب و شنیدن دانش درونی ام هدایت شوم تا توانایی تصمیمات درست و مناسب و عاقلانه و سازنده رو بگیرم ممنون و سپاسگذارم خدایاا شکرت برای اینکه می توانم از طریق الهام و شهود به دانش درونی ام گوش کنم ممنون و سپاسگذارم
وقتی با تضادی روبرو میشم می تونم با گفتن اینکه حتما خیریتی در کار است و الخیر و فی ما وقع رو برای آرامش ذهن و روح و برای خودسازی خودم در پیش بگیرم هدایت خداوند رو طلب می کنم
وقتی من قانون رو بدونم متوجه میشم اگر میخوام شرایطم عوض بشه راهش این نیست که از شرایط الانم ناراضی باشم و گلایه کنم و حرص و جوش بخورم و یا فوری عکس العمل خاصی نشان بدم ! راهش این نیست صبح تا شب به خدا بگم خدایا بهم شرایط بهتر بده و هعی به نازیبایی ها توجه کنم و غِر بزنم نه! قانون اینه که تمرکز کنم روی چیزی که احساس بهتری میده و با تمرکز برزیبایی های همینجا فرکانسم رشد کنه برای جاهای بهتر و من سعی می کنم و تلاش می کنم این گفته های استاد رو همیشه مرور کنم و بخودم قوانین رو یادآوری کنم..
جهان دارای قوانین ثابتی است ، قوانین علمی و قوانین کیهانی .. هر اتفاقی بیوفته رو می گویم هر چه پیش آید خوش آید
خدایا من را بسمت مسیرهای درست و صحیح هدایت کن که بدون هدایت و نشانه های الهی تو من گمراه آه و سرگشته و حیران ام… ای ابتدای هر آغاز و ای سرانجام هر پایان ،
پرودگارا تنها تو را بندگی میکنم و تنها از تو کمک میخوام و چراغ هدایتم باش خودت برام عکسالعمل نشون بده و خودت برام بجنگ و خودت تیر را بینداز چون من تسلیم اراده ی نیکوی تو هستم
خدایاااا ممنون و سپاسگذارم خدایااا شکرت
ای خالق جهان هستی کمکم کن هدایتم کنی تا برای همه چیزهای خوب و عالی در بهترین ها باشم و من به کمتر از بهترینها رضایت نمیدهم ..
خدایا چگونه میتوانم از این بهتر و بهتر شوم. و خودم را متعهد به نتیجه کنم و همانند استادم با نتایجم صحبت کنم ؟ خدایا هدایتم کن
خدایاااا تنهافقط و فقط ترا می پرستم و تنها فقط و فقط از تو یاری می جوییم
خدایااا شکرت که امروز صبح اولین نشانه صبحگاهی من با خواندن کامنت یکی از دوستان به این قسمت هدایت شدم
خدا رو شکرت که هر روز من یک روز طلایی و یک طلوعی شگفت انگیزی است به این جهان هستی
خدااایاا شکرت که امروز هم قدرت خداوند زندگی منو بسمت بهترینع بهترین ها از هر نوع از سراسر دنیا بسمت و سوی من هدایت کرده و من همیشه و همیشه در مدار و ارتعاش دریافت و جذب بهترینع بهترینها از سراسر دنیا هستم
استاد جان از وقتی شما گفتید که صبحها اولین کارمون بلافاصله با باز شدن چشمون بیایم داخل سایت و کامنت ها رو بخونیم والان ساعت 3:33 صبح سه شنبه 24 / ژانویه = 4 بهمن هستش و خواستم یک ردپایی از خودم در اینجا بجای بگذارم
دوستان عزیزم از وقتی یاد گرفتم که ورودی های ذهنمو کنترل کنم با دعاها و نوشتن درخواست های صبحگاهیم انگار همیشه و همیشه در مدار و ارتعاش زمان درست و مناسب و مکان درست و مناسب و در همزمانی های درست و مناسب هم هدایت شدم و این بزرگترین دستاوردی است که بعد از چند سال آشنایی ام با استاد در زندگیم جریان پیدا کرده ..
چقدر خوشحالم از اینکه با این فایل یاد روزهای اولی میوفتم که در تلگرام استاد اینو دیدم و همونجا و همون موقع بخودم تعهد دادم که حتما مواظب ورودی های ذهنم باشم یعنی به هر چیزی نگاه نکنم یا هر فیلمی رو نگاه نکنم و یا حتی موسیقی های بظاهر شاد ولی با کلام و محتوای شعری نامناسب منفی رو گوش ندم چون این افکار منه که زندگی مو میسازه و کلا چندین ساله که بطور مداوم روی این موضوع کار کردم هر چند این ذهن چموش هر چند وقت دوست داره به گذشته هام برگرده ولی من فورا مچشو میگیرم
خداااایاااا شکرت که قدرت خداوند زندگی منو بسمت بهترینع بهترین دریافت و جذب ورودی ها دیده ها و شنیده ها و چشم و گوش و زبان و ذهن ومشارکت و کنترل اعمال و امور کارهایم هدایتم می کند
استاد عزیزم چقدر خوشحالم که امروز صبح خداوند منو بسمت این قسمت از فایل های خاطره انگیزم هدایتم کرد …. اصلا در واقع همون چند سال پیش با دیدن همین فایل یاد گرفتم که هر فیلمی رو نگاه نکنم وبخودم احترام بگذارم یعنی برای وجودم و ضمیر ناخودآگاهم و زمان و وقتم ارزش قایل بشم واقعا چقدر خوب شد که در اون زمان این فایل بر من خیلی تاثیر گذاشت و شاید بارها و بارها این فایل رو دیدم و حتی خوده این فیلم رو کامل دیدم ولی با افکار کنترل شده …. و کلا یاد گرفتم اولا هر فیلمی رو نبینم و حتما از داستان فیلم اطلاعات کسب کنم و بعدش نگاه کنم ..
دوما آگاهانه و هوشمندانه کلا فیلم رو تجزیه و تحلیل کنم و به ذهنم باورهای درست و مناسب رو تزریق کنم
یکی از ورودی های مناسبی که در فایل نظر منو جلب کرد .. لباس آستین کوتاه زرد رنگ زیبایی بود که بر تن داشتید استاد جان یکی از رنگ های مورد علاقه ام هست که خیلی چشمگیر هستش و درخشش و درخشندگی رو برام تداعی میکنه و من عاشق رنگ زرد طلایی هستم خدارو شکرت که امروز صبح با دیدن این رنگ دلم هم شاد شد و اول صبحی احساس خوبم رو دریافت کردم … استاد جان واقعا یاد گرفتم که به زیبایی ها توجه کنم و صبحگاه منو ساختید و من مدام داشتم به اون امواج دریای زیبا بک گراند پشت سرتون و اون شن های نرم ساحل نگاه میکردم و دوست داشتم دریا رو در این فصل زمستان که هستمم ببینم هر چند این فایل در فصل گرماست ولی امروز واقعا در فصل زمستان عاشقانه مشتاق دیدن دریای زیبا هستم و مطمعنان جذبش میکنم …
استاد جان اون آرامشی که در کنار این ساحل برای ضبط این فایل رو داشتید رو فوق العاده دوست داشتم البته شما همیشه در تمام فایل ها این آرامش رو دارید و تاثیر گذار هستید ولی امروز صبح یک سیگنال و فرکانس فوق العاده عالی رو دریافت کردم و بهترین نشانه ی صبحگاهی ام رو دریافت کردم
خداایااا شکرت امروز صبح هم یک کامنت عالی خوندم و هم یک فایل بینظر رو دوباره نگاه کردم و هم یک کامنت نوشتم و هم احساسم عالی تر شد و هم هزار تا چیزهای خوب و عالی دیگه ای که انتظارشو دارم و کلا بقول پدر و مادر آلگس این فیلم مثبت اندیش هستم و هیچ عوامل بیرونی و یا مسایل و یا گفته های نامناسب دیگران روی من تاثیری نمی گذاره البته اگر خودم مواظب ورودی افکار م باشم که این کار نیاز بیشتری به تمرین داره و سعی می کنم کنترل بیشتری روی افکارم داشته باشم و بقول استاد عزیزم مواظب باشم که اون لایه های زیرین ضمیر ناخودآگاهم همچنان حواسش بمن هست و داره با سکوتش منو نگاه میکنه تا هر آنچه رو که دیدم و شنیدم وغیره…. رو ثبت و ضبط کنه و اینجاست که باید حواس منم به اون باشه
خدایااا شکرت استاد جان و خانم شایسته ی عزیزم خواستم تشکر و قدردانی کنم بابت این قسمت از فایل که کلی اول صبح دعاتون کردم و شاد و خوشحال شدم و احساس خوب = اتفاق های خوبی که در راه دارم و بهترینع بهترین ها رو براتون طلب میکنم
دوستان خوبم خواستم تشکر و قدردانی کنم از اینکه با خواندن کامنت های زیبا و پر محتواتون که به درک و آگاهی بیشتری هدایت شدم ممنون و سپاسگذارم و بهترینع بهترین ها رو برای شما دوستان عزیز و برای همون آرزومندم ..
نظارت بر ورودی های ذهن
به نام یگانه خالق جهان هستی و خداوندی که سراسر نور و روشنایی و عشق الهی است
به نام خداوندی که خالق است و من رو هم خالق آفرید تا با افکارم و باورهام خلق کنم دنیامو در تمام جنبه های زندگیم
خدایا شکرت که امروز هم قدرت خداوند تک تک بهترینه بهترین ورودی های پولی و مالی و مادی و معنوی و آگاهی های روز افزونم رو بسمت دیده ها و شنیده هایم برایم آشکار و پدیدار و قابل لمس کرده است. خدایا شکرت
خدا رو شکرت که امروز هم طبق تعهدم آمدم کامنتی نوشتم در این قسمت از سری فایل های دانلودی توانایی کنترل ذهن بنام
نظارت بر ورودی های ذهن
استاد جان ..چقدر ورودی هایی رو ذهنمون دادیم که الگو و باور غلط برامونساخته و باعثشده که بپذیریمشون
از اینکه با دیدن این فایل یاد روزهای اولی میوفتم که در تلگرام استاد این فایل رو دیدم و همونجا و همون موقع بخودم تعهد دادم که حتما مواظب ورودی های ذهنم باشم یعنی به هر چیزی نگاه نکنم یا هر فیلمی رو نگاه نکنم و یا حتی موسیقی های بظاهر شاد ولی با کلام و محتوای شعری نامناسب منفی رو گوش ندم چون این افکار منه که زندگی مو میسازه و کلا چندین ساله که بطور مداوم روی این موضوع کار کردم هر چند این ذهن چموش هر چند وقت دوست داره به گذشته هام برگرده ولی من فورا مچشو میگیرم
البته چند سال پیش این فایل آموزشی رو از استاد عزیزم دیده بودم و از آن زمان خیلی خیلی مواظب دیدن صحنه ها و فیلم ها بودم .. حتی آنقدر حساس شده بودم که حتی فیلم های بظاهر طنز رو هم با احتیاط نگاه می کنم یعنی مثل استاد یاد گرفتم که کلا هر فیلمی رو از دیدگاه قانون بهش توجه کنم …
چند روز پیش دوباره رفته بودم منزل خاله جانم چند روزی اونجا میهمان بودم صبح فرداش خاله عزیزم گفت : آره شماها که شب خوابیدید من یک فیلمی دیدم (منظورش ماهواره) آنقدر خنده دار بود که از خنده خوابو از سرم پرنود … بهش گفتم یعنی اینقدر خنده دار بود که تا ساعت سه چهار صبح بخاطرش بیدار موندی ؟؟؟؟ با تعجب پرسیدم اسم فیلم چی بود که اینقدر خندیدی ؟؟؟ گفت آپاچی فیلم ایرانی بود آقای شفیعی جم و سحر قریشی حمید لولویی که مثلا پدر پولدار سحر قریشی بود و چند تا بازیگر سرشناس دیگر .. اولش پیش خودم گفتم.. چقدر اسمش آشناست ولی هر چی فکر کردم محتوای فیلم یادم نمی اومد تا اینکه به اسرار خاله ام که باید این فیلمو و با هم ببینیم به پسر خاله ام گفت دانلودش کن که با هم ببینیم و بخندیم .. در صورتی که پسر خاله ام طبق عقاید و شناختی که از من پیدا کرده بود بهم گفت یک فیلم انیمیشن قشنگ پیدا کردم به اسم COCO کُوکُو .. ولی خاله ام میگفت نه آپاچی رو ببینیم البته وسطای فیلم یاد افتاد که این فیلمو قبلاً دیده بودم … خلاصه ی کلام اول فیلم با ساز و آواز و خوانندگی بر روی عرشه ی کشتی توی جزیره ی کیش و خانه های لاکچری و جت اسکی و شور و شوق شروع شد که شفیعی جم یک خواننده ای بود که همانجا عاشق یکی از ببیندگانش میشه که ظاهراً خیلی دختر زیبا و شیرین زبانی هست (سحر قریشی به اسم فریبا ) و شفعیی جم همش آرزو می کرد که بتونه با این دختر زیبا دوست بشه و هی از خداوند می خواست و آرزو می کرد و میگفت خدایااآاا یعنی میشه من با فریبا دوست بشم !! خلاصه بعدش توی همون جزیره ی کیش میره تحقیقات که بفهمه خونه ی فریبا کجاست .. که میفهمه آنها آنقدر پولدار و فوق پولدار هستند که فراتر از ذهنش بود یعنی هم مدار نبودند ولی به هیچ چیزی جز فریبا فکر نمی کرد .. تا اینکه خلاصه با ترفندی توسط دوستش با فریبا آشنا میشه .. و بعدش اولش خوشحال میشه ولی این دوستی خیلی زود. بلای جونش میشه یعنی دختره لحظه به لحظه بهش زنگ میزنم و همش بهش میگه منو دوست داری !!!
اگه دوسم داری این کار رو بکن و یا آن کار رو بکن و یا همش چک ش می کنه که کجا میره چیکار می کنه .. آنقدر دقهبه دقه بهش زنگ میزنه که این مرد حتی توی دستشویی و توالت هم حریم شخصی نداره حتی توی خواب شب تا صبح مدام بهش زنگ میزد و میزد و حتی توی محل کار و هر جای دیگه آرامش نداشت . محل کار شفیعی جم هم مثلا کارمند بانک بود .. خلاصه آنقدر زنگ و زنگ و زنگ میزد که از کار و زندگی انداختنش .. خلاصه از این به بعد فیلم رو به غم و غصه و ترس و نگرانی و مسایل و مشکلات میرفت .. حالا تا یک جایی از فیلم بد نبود ولی بعدش نشون میداد که آدمها حرف هایی رو میزنند که اصلا با آنچه که در ذهن شون میگذره خیلی فرق داره .. مثلا در یک جایی از فیلم نشون داد که شفعیی جم با پدرش زندگی می کرد که یک خانه ی. قدیمی خیلی قشنگ داشتند که آثار باستانی بود و میراث فرهنگی بشمار میرفت و این پدر و پسر عاشق آن خونه ی قدیمی بودند بخصوص پدرش خیلی اون حیات قدیمی و اون حوض و گلدون ها رو دوست داشت حتی تمام کچبری های دیوار رو با عشق رنگ طلایی کرد و خلاصه خیلی به اون خونه میرسید و یک ماشین بنز قدیمی سورمه ای داشت و یک گرمابه ی خوب و عالی برای کسب و کارش داشت و خیلی بهشون خوش میگذشت .. خلاصه آن فریبا خانم آنقدر به (شفعیی جم) زنگ میزد که این آقا از دستش خسته میشه و دیگه جواب تلفن هاشو نمیده و گوشی شو خاموش میکنه .. تا اینکه دختره بی خبر با دسته گل میاد خونه ی اینا و دل پدر (شفعیی جم) رو میبره و هی از این خونه قدیمی تعریف می کنه و میگه من عاشق همچین خونه هایی هستم و دلم می خواد اینجا زندگی کنم و خلاصه از این حرفا.. ولی فورا با یک بهونه ی بیخودی با پسره دعوا می کنه بعدش با موتور مسابقه ای و کلاه کاسکت و گاز دادن پر سر و صدا و سر و شور از اونجا دور میشه .. خلاصه بعدش دختره مثلا خودکشی میکنه و میره بیمارستان و اون پدر و مادر پولدارش از دختره طرفداری می کنند و بزور با سر و صدا و داد و فریاد پسره رو مجبور به ازدواج می کنند . همینکه ازدواج می کنند فرداش دختره با یک عالمه کارگر و آجر و مصالح و بیل و کلنگ ناغافلی وارد خونه ی قدیمی این پدر و پسر میشن و آنجا رو خراب می کنه و خلاصه همه چیز های دوست داشتنی آنها رو خراب میکنه مثلا تغییر میده و این پدر و پسر در عمل انجام شده قرار می گیرند و بعدش هم اصلا دختره اجازه نمیده کسی توی اون خونه غذا درست کنه و بهونه پشت بهونه و بعدش بی احترامی و از این حرفها و بعدش پدر رو از اون خونه بیرون میکنه و خیلی کارهای دیگه دیونه بازی و بعدش به اسم مهر به دادگاه شکایت و طلاق و طلاق کشی و بخاطر مهرش خونه شون رو هم رهن کامل میدن که بتوانند آن مهر کلان رو به آن دختره پرداخت کنند و آخر سر هم خودشون هم بی سر و سامان میشن …
خب دوستان البته من یکبار این فیلمو قبلنا دیده بودم و اصلا تمایلی نداشتم که این فیلمو دوباره بخوام ببینم یعنی یک فیلم بسیار ناراحت کننده رو در غالب طنز داشتن نشون میدادن که آدمهای پولدار با دیونه بازی و آپاچی گری و بی منطق میرن آدمهای ساده رو گیر میارن و گولشون میزنند و اموالشان رو از این طریق ها و راههای نامناسب بدست میارن .. چون آدمهای پولدار به مسایل خانوادگی پایبند نیستند و از این ترفندها استفاده می کنند و افراد رو تلکه می کنند و پولدار میشن ..
خلاصه با اینکه اصلا دوست نداشتم همچین چیزهایی رو بخورد ذهنم بدم مدام وسط فیلم حرف میزدم و بخاله ام میگفتم . اصلا کجای این فیلم آنقدر خنده دار بود که دوست داشتی دوباره ببینی و تازه دوست داشتی ما هم ببینمش ..
خلاصه فهمیدم که آدمها اصلا و به هیچ عنوان به محتوای مخرب فیلم توجه ندارن فقط و فقط به ظاهر لحظه ای اون فیلم توجه می کنند و برداشت شون از اون فیلم های بظاهر طنز فقط زاویه ی دیدگاه خودشون هست و متوجه نیستند که چه چیزهایی رو بخورد ذهن شون میدن و تازه توقع دارند که دیگران رو با خودشون همسو کنند …
البته برای من درسهای زیادی رو بهمراه داشت تا بیشتر از همیشه مواظب ورودی ذهنم باشم اینکه .. اولا با هر کسی نباید بشینیم فیلم ببینیم
دوما پیشنهادهای دیگران برای دیدن هر فیلمی مربوط به زاویه ی دیدگاه خودشون هست یعنی باورهای افکارشون رو نشون میده
سوما آدمها دوست دارند دیگران رو همسوی افکار خودشون کنند بقول معروف یار کشی کنند
چهارما .. ما قادر به تغییر دیگران نیستیم و دیگران هم قادر به تغییر ما نیستند یعنی هیچ عوامل بیرونی روی ما تاثیری ندارد … دیگر اینکه آدمهایی که هم مدار هم نیستند و یا دیگران را برای خودشون بزرگ نمایی می کنند و عزت نفس پایینی دارند به بدترین شکل از هم جدا میشن …
یعنی از وقتی من باورهامو تغییر دادم و با قوانین آشنا شدم اصلا حاضر نیستم با اون افراد و افکار های مخرب گذشته ام همسو بشم و بخودم قول دادم تا از فیلمی مطمعن نشدم و محتواشو نفهمیدم به هیچ عنوان تماشا و نگاه نکنم ..
و طبق قانون اصلا احساسم به چنین فیلم هایی خوب نیست پس معلومه که دیدن چنین فیلم هایی یعنی ورودی های نامناسب و دور شدن از مسیر درست و مناسب و دور شدن از قوانین ..
ولی از طرفی احساس می کنم ظرف وجودم بزرگتر شده و می تونم تجزیه و تحلیل کنم . می تونم مواظب افکارم باشم . می تونم باورها مو قدرتمند تر کنم و در مقابل چنین فیلمهایی قانون رو بیشتر با خودم مرور کنم هر چند ممکنه نتوانسته باشم صد در صد مواظب ورودی هام باشم ولی شکر خدا سعی می کنم قوانین رو با خودم بیشتر مرور کنم و این خواسته رو بیشتر در خودم تقویت کنم که من می خوام فقط و فقط بهترینع بهترین ورودی ها رو داشته باشم
مهم ترین ویژگی عزت نفس که می توان آن را بالاترین درجه از عزت نفس نامید،
توانایی کنترل ذهن نام دارد. که باید بیشتر روی این موضوع روی افکارم کار کنم
اگر انتظار دارم که خداوند منو به مسیرهای بهتر هدایتم کنه حالا در تمام جنبه های زندگیم و یا در مسیری که الان هستم باید بهترینهای خودم رو ارایه بدم و بهترین ورژن از خودم باشم و از خداوند انتظار دارم که تجربه ی بعدی من بهتر از این تجربه ی الانم باشه
من کلمات تاکیدی و باورهای درست مناسبی رو امروز برای خودم نوشتم اینکه….
من بخاطر نیاز و تنهایی رابطه برقرار نمیکنم من وقتی رابطه بر قرار میکنم که هم فرکانس و هماهنگ با افکار و آرمان های ذهنی من باشد
من فقط و فقط با افرادی در ارتباط هستم که در من انرژی جدید و مثبت فوق العاده ای رو ایجاد می کند
طبق باورهامون و مداری که هستیم میتونیم هدفی رو انتخاب کنیم طبق باورها به سمت هدفمون حرکت میکنیم طبق باورها تصمیم میگیریم طبق باورها انگیزه تقویت میشه یا از بین میره طبق باورها ادامه میدیم و طبق باور ها اقدام میکنیم
فقط باید از خداوند کمک بخواهیم که خودش کمک مون کنه که قدم های بعدی رو آگاهانه برداریم … و در همه ی زمینه ها خودمون رو شخم بزنیم و روش های قبلی مون رو با تمرین و تکرار و استمرار تغییر دهیم و باید آنقدر آگاهانه روی تغییر باورهامون کار کنیم تا شخصیت مون عوض بشه و حاصل تغییرات و حاصل تعهد زندگی مون با تغییر افکار و تغییر شخصیت مون بوجود میاد
…ممنون و سپاسگذارم استاد جان
خدایا شکرت که هدایت ما رو بعهده گرفتی و ای خدایی که به تنهایی برایم کافی هستی ممنون و سپاسگذارم
خدایااآاا کمکم کن که اون باورها و نگرش های محدود کننده ام رو شناسایی کنم و تغییرشون بدم به باؤرهای قدرتمندی که خواسته هامو بسادگی و به راحتی و به آسونی و سهولت و زودتر از آنچه که تصورش را می کنم وارد تجربه ی زندگیم شود
خدایاااا تنها فقط و فقط ترا می پرستم
و تنها فقط و فقط از تو یاری می خواهم
IN GOD WE TRUST
ما به خداوند اعتماد داریم
IN GOD WE TRUST
فایل های دانلودی توانایی کنترل ذهن
عواقب تصمیمات احساسی
بنام خداوند غفور و وهاب و رزاق و بخشنده ی مهربانم
خدایا شکرت ازتو می خواهم ظرف درک وجودی من رو بزرگتر کنی تا درک بهتری داشته باشم از قوانینت.
سلام به دو اساتید عزیزم و دوستان الهی ام
خدایا شکرت که امروز هم قدرت خداوند بهترینهع بهترین آرامش و آسایش و رفاه بیشتر و بیشتری رو به سمت من هدایت کرده و بخاطر این آرامش و آسایش و رفاه روزافزون بیشترینم از خداوند ممنون و سپاسگذارم خدایاااا شکرت سپاسگذارم
خدا رو شکر من در این زمینه خیلی کم پیش میاد که تصمیمات احساسی بگیرم ولی در زمینه مالی برای خرج کردن خیلی زود احساسی میشم البته قبلنا در این مورد خیلی بیشتر احساسی میشدم خرج های بی رویه می کردم ولی الان کلا بیشتر مواقع رو حساب کتاب و اولویتم خرج می کنم نمیدونم شاید اگر دوباره پولدار و قوی بشم باز هم احساسی خرج کنم هر چند با تضادهای مالی که داشتم دیگه قدر پول و ثروت رو میدونم و به پول و ثروت احترام بیشتری می گذارم و بعید میدونم خرجهای بیخودی انجام بدم من فکر می کنم فقط برای چیزهایی که نیاز دارم و ملزومات باشه پول رو صرف کنم …فعلا که مدتهاست به همین روش پیش میرم و دارم دهنمو کنترل می کنم که روی همین چیزهایی که دارم مدیریت کنم
در مواقع دیگه خیلی خیلی آرامش دارم چندین ساله شکر خدا بطور منظم مدیتیشن انجام میدم و پیاده روی می کنم و از زمانی که با استاد آشنا شدم و فایل ها رو بطور مداوم گوش میدم و به زیبایی و نکات مثبت توجه می کنم و روی تغییر باورهام کار می کنم خیلی خیلی بندرت پیش آمده که عصبی بشم و یا واکنش زودهنگام ازم سر بزنه و یا خود خوری کنم و یا واکنش لفظی نامناسب بکار ببرم در واقع اصلا یادم نمیاد توی این چند ساله عصبی شده باشم حتی در بدترین شرایط و روابطی که از نزدیکان پیش آمده فقط و فقط اعراض کردم و کنار کشیدم و سعی کردم روی خودم کار کنم و یا باورها مو اصلاح کنم بخصوص در مورد روابط خیلی خیلی خوشحالم بخاطر اینکه از وقتی روی خودم کار کردم توانستم با تمرین و تکرار و تکرار کنترل ورودی داشته باشم و کلا با هر کسی روبرو میشم فقط و فقط مهر و محبت و صداقت و عشق رو دریافت می کنم و خدا رو شکر افرادی که مناسب روابطم نیستند از دایره ی زندگیم بطور کلی حذف شدند و کلا با افراد محدودی در ارتباط هستم چون این جسارت رو پیدا کردم که افراد نامناسب رو فوری از زندگیم حذف کنم و چون توقع ام رو از همه قطع کردم کسی هم از من توقع خاصی ندارد .. بارها شده که از قانون برانگیختگی استفاده کردم آن شخص فوری تغییر رفتار خوب رو داشته و در این زمینه الگوهای داشتم که طرف خودش معذرت خواهی کرده .. خدا رو شکر همیشه از خداوند هدایت خواستم تا همیشه در مدار درست و مناسب و صحیحی باشم و جمله های گرانبهای استاد رو همیشه با خودم مرور می کنم و می نویسم اینکه …ما انسانها مخلوقاتی فرکانسی هستیم که در هر لحظه در حال ارسال فرکانسهایی به جهان هستی هستیم و جهان هر لحظه در حال پاسخ به فرکانسهای(فرکانسهای غالب = باور) ماست.
کلا سعی می کنم آرام باشم البته مدیتیشن های صبحگاهی اول وقت و تنفس های عمیق و منظمی که در مدیتیشن هام انجام میدم و گوش میدم و یا آهنگ های لایت مدیتیشن و یا رفتن به طبیعت و توجه کردن به آسمان و کوه و درخت و نشستن روی خاک و چمن و دیدن سرسبزی ها و دیدن دریا و آب و باران و غیره خیلی خیلی منو به آرامش رسانده و حتی وقتی میرم حمام حتما با فایل های گویش و فایل های مدیتیشن های سپاسگذاری زیر دوش حمام برای سلامتی و تندرستی تک تک اعضای بدن رو انجام میدم و همچنین مدیتیشن های سپاس و امتنان از داشته ها و پول و ثروت رو انجام میدم خلاصه در بیشتر مواقع این جمله های طلایی استاد رو با خودم مرور می کنم که میگن..
همیشه وقتی با یه تضاد روبه رو میشی تموم تلاشت رو بکن که حلش کنی و وقتی نا امید نشی و ادامه بدی مطمئناً یه راهی براش پیدا میکنی و باید بگی یه راهی داره ولی من هنوز راهشو پیدا نکردم که مطمئنم پیدا میشه و اگه آدم ادامه بده 100% راهشو پیدا میکنه و این قانونشه))
یا راهی خواهم یافت یا راهی خواهم ساخت
پس سعی می کنم آرامش خودم رو با همین عملکردها حفظ کنم و بقول استاد
مهم ترین ویژگی عزت نفس که می توان آن را بالاترین درجه از عزت نفس نامید، توانایی کنترل ذهن نام دارد. پس باید همیشه روی همین موضوع کار کنم تا در مدار آرامش بیشتری قرار بگیرم و از اینکه خداوند منو یاری می کند تا به درک و آگاهی های درست و مناسب و شنیدن دانش درونی ام هدایت شوم تا توانایی تصمیمات درست و مناسب و عاقلانه و سازنده رو بگیرم ممنون و سپاسگذارم خدایاا شکرت برای اینکه می توانم از طریق الهام و شهود به دانش درونی ام گوش کنم ممنون و سپاسگذارم
وقتی با تضادی روبرو میشم می تونم با گفتن اینکه حتما خیریتی در کار است و الخیر و فی ما وقع رو برای آرامش ذهن و روح و برای خودسازی خودم در پیش بگیرم هدایت خداوند رو طلب می کنم
وقتی من قانون رو بدونم متوجه میشم اگر میخوام شرایطم عوض بشه راهش این نیست که از شرایط الانم ناراضی باشم و گلایه کنم و حرص و جوش بخورم و یا فوری عکس العمل خاصی نشان بدم ! راهش این نیست صبح تا شب به خدا بگم خدایا بهم شرایط بهتر بده و هعی به نازیبایی ها توجه کنم و غِر بزنم نه! قانون اینه که تمرکز کنم روی چیزی که احساس بهتری میده و با تمرکز برزیبایی های همینجا فرکانسم رشد کنه برای جاهای بهتر و من سعی می کنم و تلاش می کنم این گفته های استاد رو همیشه مرور کنم و بخودم قوانین رو یادآوری کنم..
جهان دارای قوانین ثابتی است ، قوانین علمی و قوانین کیهانی .. هر اتفاقی بیوفته رو می گویم هر چه پیش آید خوش آید
خدایا من را بسمت مسیرهای درست و صحیح هدایت کن که بدون هدایت و نشانه های الهی تو من گمراه آه و سرگشته و حیران ام… ای ابتدای هر آغاز و ای سرانجام هر پایان ،
پرودگارا تنها تو را بندگی میکنم و تنها از تو کمک میخوام و چراغ هدایتم باش خودت برام عکسالعمل نشون بده و خودت برام بجنگ و خودت تیر را بینداز چون من تسلیم اراده ی نیکوی تو هستم
خدایاااا ممنون و سپاسگذارم خدایااا شکرت
ای خالق جهان هستی کمکم کن هدایتم کنی تا برای همه چیزهای خوب و عالی در بهترین ها باشم و من به کمتر از بهترینها رضایت نمیدهم ..
خدایا چگونه میتوانم از این بهتر و بهتر شوم. و خودم را متعهد به نتیجه کنم و همانند استادم با نتایجم صحبت کنم ؟ خدایا هدایتم کن
خدایاااا تنهافقط و فقط ترا می پرستم و تنها فقط و فقط از تو یاری می جوییم
IN GOD WE TRUST
بنام خداوند حکیم یگانه خالق هستی
نظارت بر ورودی های ذهن
خدایااا شکرت که امروز صبح اولین نشانه صبحگاهی من با خواندن کامنت یکی از دوستان به این قسمت هدایت شدم
خدا رو شکرت که هر روز من یک روز طلایی و یک طلوعی شگفت انگیزی است به این جهان هستی
خدااایاا شکرت که امروز هم قدرت خداوند زندگی منو بسمت بهترینع بهترین ها از هر نوع از سراسر دنیا بسمت و سوی من هدایت کرده و من همیشه و همیشه در مدار و ارتعاش دریافت و جذب بهترینع بهترینها از سراسر دنیا هستم
استاد جان از وقتی شما گفتید که صبحها اولین کارمون بلافاصله با باز شدن چشمون بیایم داخل سایت و کامنت ها رو بخونیم والان ساعت 3:33 صبح سه شنبه 24 / ژانویه = 4 بهمن هستش و خواستم یک ردپایی از خودم در اینجا بجای بگذارم
دوستان عزیزم از وقتی یاد گرفتم که ورودی های ذهنمو کنترل کنم با دعاها و نوشتن درخواست های صبحگاهیم انگار همیشه و همیشه در مدار و ارتعاش زمان درست و مناسب و مکان درست و مناسب و در همزمانی های درست و مناسب هم هدایت شدم و این بزرگترین دستاوردی است که بعد از چند سال آشنایی ام با استاد در زندگیم جریان پیدا کرده ..
چقدر خوشحالم از اینکه با این فایل یاد روزهای اولی میوفتم که در تلگرام استاد اینو دیدم و همونجا و همون موقع بخودم تعهد دادم که حتما مواظب ورودی های ذهنم باشم یعنی به هر چیزی نگاه نکنم یا هر فیلمی رو نگاه نکنم و یا حتی موسیقی های بظاهر شاد ولی با کلام و محتوای شعری نامناسب منفی رو گوش ندم چون این افکار منه که زندگی مو میسازه و کلا چندین ساله که بطور مداوم روی این موضوع کار کردم هر چند این ذهن چموش هر چند وقت دوست داره به گذشته هام برگرده ولی من فورا مچشو میگیرم
خداااایاااا شکرت که قدرت خداوند زندگی منو بسمت بهترینع بهترین دریافت و جذب ورودی ها دیده ها و شنیده ها و چشم و گوش و زبان و ذهن ومشارکت و کنترل اعمال و امور کارهایم هدایتم می کند
استاد عزیزم چقدر خوشحالم که امروز صبح خداوند منو بسمت این قسمت از فایل های خاطره انگیزم هدایتم کرد …. اصلا در واقع همون چند سال پیش با دیدن همین فایل یاد گرفتم که هر فیلمی رو نگاه نکنم وبخودم احترام بگذارم یعنی برای وجودم و ضمیر ناخودآگاهم و زمان و وقتم ارزش قایل بشم واقعا چقدر خوب شد که در اون زمان این فایل بر من خیلی تاثیر گذاشت و شاید بارها و بارها این فایل رو دیدم و حتی خوده این فیلم رو کامل دیدم ولی با افکار کنترل شده …. و کلا یاد گرفتم اولا هر فیلمی رو نبینم و حتما از داستان فیلم اطلاعات کسب کنم و بعدش نگاه کنم ..
دوما آگاهانه و هوشمندانه کلا فیلم رو تجزیه و تحلیل کنم و به ذهنم باورهای درست و مناسب رو تزریق کنم
یکی از ورودی های مناسبی که در فایل نظر منو جلب کرد .. لباس آستین کوتاه زرد رنگ زیبایی بود که بر تن داشتید استاد جان یکی از رنگ های مورد علاقه ام هست که خیلی چشمگیر هستش و درخشش و درخشندگی رو برام تداعی میکنه و من عاشق رنگ زرد طلایی هستم خدارو شکرت که امروز صبح با دیدن این رنگ دلم هم شاد شد و اول صبحی احساس خوبم رو دریافت کردم … استاد جان واقعا یاد گرفتم که به زیبایی ها توجه کنم و صبحگاه منو ساختید و من مدام داشتم به اون امواج دریای زیبا بک گراند پشت سرتون و اون شن های نرم ساحل نگاه میکردم و دوست داشتم دریا رو در این فصل زمستان که هستمم ببینم هر چند این فایل در فصل گرماست ولی امروز واقعا در فصل زمستان عاشقانه مشتاق دیدن دریای زیبا هستم و مطمعنان جذبش میکنم …
استاد جان اون آرامشی که در کنار این ساحل برای ضبط این فایل رو داشتید رو فوق العاده دوست داشتم البته شما همیشه در تمام فایل ها این آرامش رو دارید و تاثیر گذار هستید ولی امروز صبح یک سیگنال و فرکانس فوق العاده عالی رو دریافت کردم و بهترین نشانه ی صبحگاهی ام رو دریافت کردم
خداایااا شکرت امروز صبح هم یک کامنت عالی خوندم و هم یک فایل بینظر رو دوباره نگاه کردم و هم یک کامنت نوشتم و هم احساسم عالی تر شد و هم هزار تا چیزهای خوب و عالی دیگه ای که انتظارشو دارم و کلا بقول پدر و مادر آلگس این فیلم مثبت اندیش هستم و هیچ عوامل بیرونی و یا مسایل و یا گفته های نامناسب دیگران روی من تاثیری نمی گذاره البته اگر خودم مواظب ورودی افکار م باشم که این کار نیاز بیشتری به تمرین داره و سعی می کنم کنترل بیشتری روی افکارم داشته باشم و بقول استاد عزیزم مواظب باشم که اون لایه های زیرین ضمیر ناخودآگاهم همچنان حواسش بمن هست و داره با سکوتش منو نگاه میکنه تا هر آنچه رو که دیدم و شنیدم وغیره…. رو ثبت و ضبط کنه و اینجاست که باید حواس منم به اون باشه
خدایااا شکرت استاد جان و خانم شایسته ی عزیزم خواستم تشکر و قدردانی کنم بابت این قسمت از فایل که کلی اول صبح دعاتون کردم و شاد و خوشحال شدم و احساس خوب = اتفاق های خوبی که در راه دارم و بهترینع بهترین ها رو براتون طلب میکنم
دوستان خوبم خواستم تشکر و قدردانی کنم از اینکه با خواندن کامنت های زیبا و پر محتواتون که به درک و آگاهی بیشتری هدایت شدم ممنون و سپاسگذارم و بهترینع بهترین ها رو برای شما دوستان عزیز و برای همون آرزومندم ..
شب و روزتون وفق مراد و بخوبی و خوشی