عواقب تصمیمات احساسی - صفحه 23 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1120 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فرزاد امان اله زاده گفته:
    مدت عضویت: 1848 روز

    بنام خدای مهربان

    سلام خدمت همگی دوستان

    استاد جان هر چقدر در مورد احساساتی تصمیم گرفتم بگم کم گفتم یکی از پاشنه های اشیل من هستش حتی در دوره شیوه حل مسائل یکی از موارد اصلی من هستش که در اولویت مسایلم قرار دادم و چه نشانه ی بهتر از این که خدا برام از زبان استاد فرستاد

    مورد 1:

    درباره تجربیاتی بنویس که در شرایط احساسی شدید مثل خشم، عصبانیت، ترس، ترحم و … تصمیماتی گرفتی که عواقب ناخوشایند و سنگینی برای شما داشت؟

    این ماجرا چه درسهایی به شما داد؟

    راهکار شما برای پیشگیری از تکرار آن نتیجه ناخوشایند، چه بود؟

    بدترین تجربه من در مورد احساس دلسوزی برای یکی از همکارام بود که در یک لحظه تصمیم گرفتم و برام خیلی گرون تموم شد

    این همکار من با یه بنده خدای تو خیابون تصادف میکنه و طرف فرار میکنه و بعد از یه مدتی این همکار من پیداش میکنه و به من زنگ میزنه که بیا پیداش کردم و من هم برای اینکه نذارم اتفاقی بیوفته میرم به اون جایی که ایشون گفتن رفتم همین رفتن من باعث شد من پام به دادگاه و بازداشت باز شد و برام خیلی خاطره تلخی شد

    درس این ماجرا این بود برام که هیچ موقع تصمیم احساسی نگیرم که برام یه عالمه دردسر درست کنه .درسته که در مسائل شبیه این دیگه خودمو سپر دیگران نمیکنم ولی خیلی موارد دیگه هستن که احساساتی عمل میکنم و نیازه داره خودمو اصلاح کنم و اگه تغییر ندم خودمو جهان با چک و لگد تغییرم خواهد داد

    ولی حالا با آموزش های استاد عزیزم در این جور موارد به خوبی اعراض میکنم و میگم من مسول تغییر دادن زندگی کسی دیگه نیستم و اون موقع هم با یه نه گفتن کل ماجرا برای من ختم به خیر میشد

    مورد 2:

    درباره تجربیاتی بنویسید که در چنین شرایطی توانستید ذهن خود را کنترل کنید. یعنی تحت تأثیر آن احساسات لحظه ای، هیچ تصمیمی نگرفتید یا حرفی نزدید و بعدا چقدر شرایط به نفع شما پیش رفت. اما با چشم خود دیدید فرد دیگری در همان شرایط یکسان، نتوانست ذهن خود را کنترل کند و بر اساس آن احساسات تصمیماتی گرفت که بسیار از آنها ضربه خورد.

    بنویسید در آن شرایط، چه راهکاری را برای کنترل ذهن در آن لحظه به کار بردید؟

    یک مورد که من به خوبی رو خودم تمرکز دارم و احساساتی تصمیم نمیگیرم موقع رانندگی هستش هر کسی بهم بوق بزنه بد و بیراه بگه فوش بده خیلی راحت خودمو کنترل میکنم و نمیزارم اعصابم خراب بشه

    ولی خیلیا در این مورد خیلی ضعیف عمل میکنن باور نمی‌کنید به یکی از پشت بوق ممتد بزنید ببینید چه واکنشی نشون میدن و همین موضوع باعث چه اختلافاتی میشه

    من برای این مسله که به دعوا منجر نشه با یه دست تکون دادن و معذرت خواهی میبینم طرف رنگ پوستش عوض شده میخواد باهام دعوا کنه همین دست تکون دادن و با یه لبخند و گفتن معذرت میخوام مثل آب رو آتیش میمونه و خیلی حس خوبی هم به آدم میده حتما امتحان کنید

    مورد 3:

    با توجه به راهکارهای فوق، وقتی احساسات بر شما غلبه می کند، چه روشی می تواند ذهن شما را آرام کند؟

    روش های که میتونم اجرا کنم تا ذهنمو آروم کنم ولی خودم باید هر روز تمرین کنم ولی خیلی خوب جواب میده برای من که از خانم شایسته عزیز. یاد گرفتم

    موقع عصبانی شدن برای چند لحظه یه نفس عمیق بکشم و بعد به نکات مثبت شخص یا اون موضوع که منو به اون احساس عصبانی بودن رسونده توجه کنم و بعد بیام برای اون شخص اون مثبت بودنش یادآوری کنم واقعا معجزه میکنه

    ساکت موندن و هیچ حرفی نزدن در روابط هر چقدر میخواد حرف بزنه من ساکت میمونم خودش خسته میشه و به خودم یادآوری میکنم ک احساس من برام مهمتره احساس خوب اتفاقات خوب

    همه ما این تجربه رو داشتیم که می خواهیم با عجله به سر قرار یا جای برسیم زمین و زمان دست به دست هم میدن که در اون تایم مشخص نرسیم تو ترافیک گیر میکنیم پشت چراغ قرمز میمونیم تو خیابون تصادف میشه و خیلی اتفاقات عجیب و غریب که همه ما مثال داریم براش. و حالا من یاد گرفتم که عجله کردن منو در مدار اتفاقات بد قرار میده و آگاهانه با اینکه منطق میگه کسی منتظرته یا دیر کردی باید با سرعت برسم به اون مکان میام برعکس عمل میکنم گاز ماشینو میگیرم حتی اگه بتونم پیاده میشم یه نوشیدنی چیزی میل میکنم و با خودم میگم من با این کارم از مدار اتفاقات بد فاصله گرفتم و هر بار آگاهانه این کارو انجام دادم صدرصد جواب داده و همه چی به نفع من شده

    در مورد خرید کردن وقتی بشنوم که فروشنده میگه همین یه فرصته یا مخواد گرون بشه زود بخر ،آخرین روز تخفیف هستش ،..به خودم یادآوری میکنم که این جهان پر از فراوانی هستش لزومی نداره من عجله کنم و یا احساسی عمل کنم به وقت مناسب من خرید انجام میدم

    البته اینارو من تمرین میکنم و همیشه هم جواب میده ولی بعضی وقتا شیطون دست به کار میشه و از مسیر دورم میکنه بقول استاد این پاشنه آشیل همیشه کار کردن میخواد تا بهتر بشیم

    عاشقتون هستم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    کتیبا گفته:
    مدت عضویت: 2586 روز

    19/2/1402

    خدایا شکرت برای سلامتی کامل پدر عزیزم که سحر قبل از اذان صبح پامیشه و میره در مسجد رو برای نمازگزار ها باز میکنه وقتیم میاد خونه چای تازه دم میکنه و من هروقت از خواب بیدار بشم میتونم چای که بابای توانمند و مهربونم دم کرده و گاهی وقتا هم چای زعفرانی که مامان عزیزم دم کرده رو بنوشم خدایا شکرت

    کبرای قشنگم ببین خوب ببین حتی با همین موی رنگ نکرده شونه نکرده و حالت نداده و سشوار نکرده بدون هیچ کرم آرایش و حتی رژی چقدر زیبا و جذاب و خواستنی و جوان و کامل هستی. کبرای قشنگم تو بینظیری تو شاهکار خالق خودمی دوستت دارمممم فراوووووون. بوسسسسسسسسس تا آخرین نفس بازم بوس دوست دارم بوس

    خدایا شکرت برای هوای خوب و فضای سبز و چمن و سایه پهن و گستره و خنک درختان باشکوه و زیبای محله و شهرم که این گربه ملوس و خروس کاکل به سر توی سایه اش در کنار هم دوستانه لم دادند خدایا شکرت

    خدایا شکرت برای این جوجه های زیبای دوست داشتنی (یاسیمین زهرا 5ساله ،محمد طاها 2 ساله) که در کنار هم لم دادند و کارتون نگاه می کنند. خدایا شکرت

    دریافت پیغام و هدایت الله

    دور زدن و برگشتن به صراط مستقیم مسیر توحید

    الله اکبر

    I love God

    I am nobody

    GOD

    Is my designer

    And

    I was His

    Masterpiece

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      کتیبا گفته:
      مدت عضویت: 2586 روز

      I love God

      I am nobody

      GOD

      Is my designer

      And

      I was His

      Masterpiece

      1. «پادکست شما کاملا مجهزید( شما به صورت کامل و هدفمند خلق شده اید) نوشته جول اوستین»

      2.(کتاب صوتی بهترینزمانبرای سرمایه گذاری نوشته رابرت کیوساکی)

      3. «پادکست کامل_شدن(خداوند برای زندگی شما طرح و برنامه دارد)

      از جول اوستین»

      4.«پادکست ایجاد_آرامش

      (قدرت صلح و آرامش طلبی)

      از ویکتوریا اوستین»

      5.فصل 7 کتاب تعادل در زندگی، نوشته وین دایر

      ……………….

      انتشار کتاب بازی خدا(صلح، آزادی، عشق ) در انتشارات هی هاوس آمریکا19/2/1402

      انشالله

      آمین یا رب العالمین

      خدایا من نمی دونم پلن تو برای من چیه

      من آزادی زمانی و مکانی و آرامش و ثروت و عشق کامل و بی قید و شرط در نهایت آرامش و لذت و شادی بی انتها میخام

      من فقط احساس خوب میخام

      من رها هستم و محتاج و وابسته رسیدن به هیچ کدام از اهداف یا رویا هایم نیستم….

      من را هم اکنون در بهشت زیبایم ساکن کن ….

      من سلامتی کامل جسم و روح و ذهن، عشق درونی و بیرونی ، ثروت واقعی بیشمار درونی و بیرونی ، ارامش درون و بیرون و شادی حقیقی و حال خوب درونی و بیرونی میخام

      خدایا من دارم سعی میکنم برای هدایت به مسیرهای زیباتر و پلن های جدید تو آماده باشم من میخواهم با قدرت و ایمان و شجاعت تسلیم خواست برتر و زیباتر تو باشم اما هیچی از مسیر تو نمی دونم

      خداااااااا من هنوزم میترسم

      خدااااااااا من خسته ام

      خدایا من بریده ام

      خدایا من به هر خیری از جانب تو محتاجم

      تماااااام

      …………..

      روضه ی من ذهنی : بابام علی غریبه

      …………. ….. ……..

      یه شبی یه گل یاس تنها بود توی اتاق

      رفتم و نوشتمش دادمش دست خدا

      وقتی که با خودش و دل تنهاش مونده بود

      دلم من سر اومد و رفت و اونارو نوشت

      تا بگم آخه چرا یاس های خونه ما تنها موندن تو گل ها

      شاید این رسم گلاست، حرفاشون که بی صداست

      عشق و احساس گل ها همیشه توی دلهاست

      عشقشون پشت نگاه بدی شون توی چشاست

      شاید این رسم گل هاست, حرفاشون که بی صداست……

      ……….

      ……………………… ….

      و شاید خطبه ی خدا این باشه:

      تو خود شهریاری، فاطمه تباری، مانند حیدر همتا نداری

      این دفه پلنت چیه خداجون؟؟؟؟؟

      ووووااااات ددد فازززز؟؟؟

      سری های قبل که فکر می کردم دارم به حرفاهای تو گوش میدهم

      2 تا 2 ماه تو بیمارستان روانی بستری شدم ولی بار سوم تونستم زودتر خودمو جمع کنم و کار به بیمارستان نکشه (-:

      درسته عالم دیوانگی عالم بی خیالی بو و خیلی هم به من خوش گذشت درسته زیباترین تجربه زندگی ام تجربه جنون و دیوانگی بود واقعا زیبا بود خدایا شکرت

      اما پدر و مادر و داداشی بخاطر تجربه زیبا و لذت بخش من خیلی رنج کشیدند خیلی اشک ریختند خیلی غصه خوردند من دلم میخاد با خانواده ام شادی و عشق و ثروت و آزادی زمانی و مکانی رو تجربه کنم

      لطفا این دفه یه پلنی بریز که همه باهم شاد بشیم بخندیم برقصیم و لذت شادی و عشق و رهایی و آزادی و ایمان و شجاعت رو تجربه کنیم

      خدا جون می دونی هنوز ته دلم منتظر دریافت عشق و ثروت بینهایت و بی دلیل و بی دریغ و سرشار و لبریز و کامل کامل تو هستم

      خدایا این دفعه کمک کن ظرف وجودم آماده دریافت الهامات و مسیرسرسبز زیبای جنگلی و سر پاینی باشه و من با سرسره بازی به همه نعمتهای زیبایت در باغ بهشتی ات برسم

      من دلم آهنگ تشمال و رقص لری با خانواده ام میخاد (-:

      اره من هم خدا رو میخام هم خرما رو

      لطفا این دفه من رو آماده یه رقص زیبای ساده ی شاد و مفرح با سلاح(توحید و عشق ) در سطح جهانی کن…

      من مست و تو دیوووانه

      مااااااا را که برد خانه؟؟؟؟

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      کتیبا گفته:
      مدت عضویت: 2586 روز

      من در تاریخ 19/2/1402 این درخواست را می نویسم و تسلیم قانون های ثابت خداوند احساس خوب= اتفاقات خود تمرکز بر نکات مثبت و احساس عمیق سپاسگزاری برای تمام نعمت های ارزشمند کنونی و قانون نچسبیدن به هدف و نگرفتن تصمیمات احساسی و ریسک های خرکی و احساس رهایی و آزادی و شادی و لذت بردن از نعمتهای کوچک و سرسره بازی در مسیر زندگی هستم تا اینکه امروز مدیران برترین برندهای ایران و جهان با عزت و احترام به من پیشنهاد همکاری داده اند و ثروتمندترین و قدرتمندترین و سرشناس ترین زنان جهان مشتریان ثابت خانه مد ایرانی هستند

      من با ایمان و اعتماد به هدایت و یاری خداوند بهترین گزینه را با شرایط دلخواه و مطلوب خودم در کمال آرامش انتخاب میکنم و قرارداد های بدون ریسک و پرسود و عالی میبندم…

      من محتاج رسیدن به این خواسته نیستم فقط با احساس خوب و ایمان به قدرت و یاری و هدایت خداوند ان را اعلان میکنم و میدانم مانند پلن خداوند برای لیونل مسی، پلن خداوند برای من خیلی عالی تر از خواسته های من است

      من با وجود پیشنهادات زیاد از طرف برترین برندهای ایران و جهان در آزادی زمانی و مکانی و مالی کامل نهایت آرامش و شادی و لذت را در کنار عزیزانم تجربه میکنم و از نوشیدن چای با پدرم و خوردن غذای مادرم و لذت بازی با برادر زاده هایم یاسی و طاها و همراهی و همصحبتی با آجی و داداش و دوستان و عزیزان و ملاقات عمو و خاله هایم لذت می برم ……. خدایا برای چشیدن لذت لحظه لحظه های زندگیم سپاسگزارم آمین یا رب العالمین

      دستاوردهایی که امروز برایم یک رویا هستند 19/2/1402…

      امروز وقتی به رویای آغاز شروع یک سفر فکر می کنم تمام سرمایه ام 74 میلیون تومان است من میخواهم درپایان سفر کوتاه مدتم 740 میلیون تومان داشته باشم تا با آن بتوانم یک ماشین صفر کیلومتر و با کیفیت و زیبا بخرم و خیال آسوده در شهر تردد کنم و همچنین آن قدر به راننده ای آرام و ماهر تبدیل شدم که خودم بتوانم پدر و مادرم را برای مراسمات به روستاها ببرم راستی در خانه قدیمی مان را هم عوض کنم و آن را کنترلی کنم که داخل و خارج کردن ماشین خیلی راحت باشد

      در ضمن در سفر کلی تجربه های لذت بخش داشته باشم و کلی غذاهای خوشمزه و جدید در جاهای عالی را تجربه کنم خریدهای زیادی برای خانه آجی زیبا و توانمند م انجام بدهم وبرای خودم کلی کفش و شال و روسری های و لباس های متنوع و باکیفیت و خارجی و رژه لبای باکیفیت و ضد افتاب و کلاهها و عینک های متنوع بخرم

      موقع برگشت کلی هدیه های زیبا و درجه 1 و باکیفیت برای محمد طاها، یاسی ، پرنیان، آجی سایه، داداش و زن داداش و پدر و مادر و حتی بهترین هدیه ها رو برای دوستان ارزشمندم خدیجه و مریم و فرناز و زهرا بخرم.

      در ضمن کلی از پول در حساب سرمایه‌گذاری کوتاه مدت بانک سپه ام باقی بماند

      من دیگه بدون ترس پول خرج کنم و بجای رفع گرسنگی ام را با ساندویچ فلافل با نون اضافه، چیزبرگر مخصوص و کباب صدراعلا سفارش پدم تازه میخام با بهترین دوستام بهترین رستورانها و کافی شاپ ها قرار بذارم و برای بابا مامانم از بهترین رستورانها غذا سفارش بدهم بهترین آجیل و مواد غذایی و گوشت و میوه رو برای خونه تهیه کنم وقتی یاسی رو پارک شقایق بردم هرچندتا بازی وهر چقدر دلش بخواد بذارم بازی کنهً…

      وقتی طاها پیشمه تمام توجه وقت و احساسم رو بهش اختصاص بدم و براش آبمیوهای طبیعی درجه 1 بخرم

      راستی من یه دست میز ناهار خوری و مبل راحتی درجه 1 با کیفیت و زیبا مطابق سلیقه مامانم برای خونه هم میخام

      برای هر اتاق یه اسپیلت و

      برای اتاق خودم یه تخت زیبا هم میخام

      ووووووو……

      ….. .

      میخواهم یکی از همکاران سابق ثروتمندم پیشنهاد همکاری و فروش لباس های طراحی و دوختم رادر لوکس ترین مزون اهواز بدهد

      دختر دایی ثروتمندم هم پیشنهاد همکاری و راه اندازی بوتیکش

      و اجی های زیبا موحد و ثروت سازم هم پیشنهاد ماندن در خانه شان و راه اندازی یک شعبه جدید خانه مد ایرانی در شهر اهواز و بابلسر سرسبز و زیبا را بدهند..

      ومن با کسب احساس لیاقت و باور به اینکه من می توانم پیشنهاد ات عالی مطابق با سلیقه و علایق و استعداد م را بپذیرم

      من در سال 1402 با هدایت الله و ایمان و توکل بدون دانش و اطلاعات و پلنی فقط با همان چرخ سیاه و ساده قدیمی به شهر بابلسر سفر میکنم با الگو گرفتن از استاد عباسمنش، سید علی خوشدل و رضا عطار روشن باورهایی در درونم میسازم که در سفر هم می شود و باید بتوانم پول بسازم و با توکل و ایمان حرکت توحیدی ام را آغاز کنم وزمانی که به خانه مان برمی گردم بدون هیچ ریسک خرکی یا تبلیغات یا اطلاع رسانی برای جذب مشتریان در سفر مشتریانم 10 برابر شهر رامهرمز می شوند ولی درامدم 100 برابر کار کردن برای مشتری های رامهرمز می شود فقط با تغییر باورهای احساس فقر و کمبود به باور فروانی و ثروت و احساس ارزشمندی و لیاقت درونی و بیرونی

      من باور می کنم مردم پول دارند و با عشق لباس های طراحی و دوخت من را با هر قیمتی که من با آن راحت باشم سفارش می دهند و اینکه هر مشتری با احساس خوب خودش مرا به مشتری های جدید معرفی می کند.

      سفر دوم:

      رئیس بزرگترین دانشکده فنی و حرفه‌ای کشور بدون اطلاع از بازگشت من به تهران و بدون درخواست من خود خانم رئیس شماره ام را از طریق یکی از دوستان قدیمی ام پیدا می کند و برای آموزش طراحی لباس در برترین دانشکده فنی و حرفه‌ای کشور را با من مطرح کند و من با قدرت و آعتماد و باورکردن توانمندی هایم آن را می پذیرم

      معاون شرکت هواپیمایی کشور همراه خواهرش که از مشتریان ثابت ام هست شخصا به من مراجعه می کند و پیشنهاد همکاری برای طراحی لباس فرم مهمانداران هواپیمایی ایرلاین‌های درجه1 کشور را به من می دهد و می گوید همه امکانات کارگاه برش و دوخت را خودشان در اختیارم می گذارند و من طبق استاندارد های خودم یک قرارداد عالی بدون ریسک و پرسود میلیاردی می بندم..

      سفر سوم

      وقتی من در همان خانه قدیمی و پر از گلدان های زیبا لباسهای طراحی خودم را دوخت میکنم و با گوشی یا دوربین عالی ام و با یک پایه دوربین عالی از لباسهایم عکس های زیبای با کیفیت می گیریم و فقط در پیجم قرار میدهم

      نماینده فروش یک برند مطرح جهانی از طریق اینستا با من تماس می گیرد وخودش برای عکاسی مشترک محصولات خودشان با لباسهایم با عکاسان حرفه ای به کارگاهم می آیند و دختران زیبایی هم با اشتیاق داوطلبانه مدل لباسهایم می شوند

      و خداوند خودش بااحترام و عشق رایگان مدل لباس های طراحی و دوختم را به صورت حرفه‌ای عکاسی و ادیت و پوستر سازی و در مجله ووگ ایتالیا و فرانسه چاپ می کند

      لباسهای طراحی و دوخت من در سراسر جهان مشتریانی پیدا می کنند به راحتی به فروش می رسند خدایاشکرت

      بدون هیچ ارتباطی و اشنا و دوستی افرادی از سراسر جهان حتی از لوکس ترین بوتیک ببل هیلز آمریکا و سرشناس ترین و مشهورترین و ثروتمندترین و موفق ترین زنان جهان هم برای خرید لباسهایم پیام میدهند و تماس می گیرند و من میتوانم برای هر مشتری با هر موقعیتی را در هر جای دنیا لباس اختصاصی متناسب با موقعیت و استایل آن فرد لباسهای زیبا خلاقانه و متفاوتی طراحی و دوخت و ارسال کنم

      خدایا شکرت

      راستی استاد عزیز م همیشه میگه تویه گنجینه هستی حیفه با ناتوانی در کنترل ذهن و احساسات آینده زیبایت را از دست بدهی

      خدای خوبم ،تو را شکر میکنم، که امروز چشم من فقط به توست و تنها هدایت تورا میطلبم. در قانون تو، از دست دادن وجود ندارد، موضوع از یاد رفته و شیء گمشده به صورت بهتر به زندگی من باز میگردانی… خدایا رویایم را بر آورده کن، نیکی و برکت بیکرانت را به زندگی من وارد کن، تو بی حساب میبخشی

      من امروز بر روی خواسته‌هایم تمرکز میکنم و میدانم که خداوند، و کائنات تمام خواسته‌هایم را برآورده می‌کنند. خدایاسپاسگزارم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    ولی الله زیلایی پوری گفته:
    مدت عضویت: 1365 روز

    سلام خدمت استاد خوبیها وخانم شایسته که خداوند اونهارو سر راه ومسیر خوشبختی زندگی من قرار داده وسلام به تمام دوستان سایت عباسمنش من یکی از لحظات آرامشم خودا ای سایته دیروز داشتم در مورد خسارتها و رنجهایی که از عجله کردن توی کاری با دوستم صحبت میکردم ولی خودم متوجه بزررگترین نقطه ضعفم نشده بودم چهار ساعت بعد اومدم تو سایت دیدم فایل جدید استاد دقیقا درباره همین ضعف منه وهمون موقع خدارو شکر کردم وایمانم قویتر شد که خداوند مارو فراموش نمیکنه از استاد عباسمنش خیلی تشکر میکنم که زحمت وتلاش میکنن برای اینکه مسیررو برای ما راحتر کنن من تا سه سال پیش قبل از اینکه با بحث قانون جذب و آشنایی با سایت استاد عباسمنش بزرگوار آشنا بشم خوب خیلی تو رابطه ها خشمگین میشدم وباعث پشیمونی و ناراحت کردن خودم ودیگران میشدم و تو کسب وکار انجام دادن کارها عجله داشتم که خسارت مالی و روحی شدم ورنج میبردم ولی خدا رو شکر الان خصوصا تو ی رابطه ها خیلی کمتر شده یا اگر هم پیش بیاد سعی میکنم سریع آرامشم رو حفظ کنم ولی تو کسب وکار انجام کارها هنوز کار دارم .من با نفس کشدن عمیق خوب جواب گرفتم و اگه اون لحظه خو نه بودم با حیوانات زیاد سر وکار دارم و اجازه میدم یکم زمان بگذره و آیه 62سوره یونس خیلی بهم کمک کرده و وقتی این کارها رو میکردم وآرامشم رو حفظ میکردم و توی بحث روابط میدیدم تمام اون اطرافیان تبدیل به دوست های خیلی صمیمی شدن یا توی خرید کردن میترسیدم عجله میکردم که دیگه ای موقعیت بوجودنمیاد گرون میخریدم راه سختر رو انتخاب میکردم رنج میبردم ولی وقتی آرامشم رو حفظ میکردم میدیم موقعیتهای فراوان وبهتری وجود داشته قیمتهای کمتر و راهای لذت بخشتر سراغم میومد وخیلی رضایت بخشتر بود برام یعنی چندین مورد همین چند روز پیش مسئله پیش اومده وتا آرامشمو حفظ کردم به ربع ساعت طول نکشیده شرایط کلا عوض شد و تو رابطه طرف برخوردش با من خیلی محترمانه و صمیمی شد یا ایده بهم الهام شد که تصمیم درستی گرفتم وچه احساس خوبی بهم دست داد مثل آب رو آتیش .آرزوی خوشبختی رو برای استاد عباسمنش خانم شایسته سایت عباسمنش و تمام دوستان رو دارم .خدا حافظ

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1495 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    برای رسیدن به این هدف، در بخش نظرات جلسه به این 3 مورد جواب دهید:

    مورد 1:

    درباره تجربیاتی بنویس که در شرایط احساسی شدید مثل خشم، عصبانیت، ترس، ترحم و … تصمیماتی گرفتی که عواقب ناخوشایند و سنگینی برای شما داشت؟

    _برخی اوقات در زمان عصبانیت با دیگران صحبت هایی کرده ام یا رفتارهایی انجام داده ام که بعداً پشیمان شدم و تصمیماتی گرفتم که نادرست بوده است . برخی اوقات هم از روی طمع و کمبود

    و این باور که شانس یکبار در خانه ی آدم را می زند تصمیماتی گرفته ام که نادرست در آمده است و پول و موقعیتم را از دست داده ام.

    این ماجرا چه درسهایی به شما داد؟

    _این که نباید واکنش گرا عمل کرده و اجازه دهیم دیگران بتوانند در ما تاثیر بگذارند و احساسات ما را کنترل کنند که البته هنوز هم تا حدودی اینگونه رفتار می کنم اما بسیار بهتر از گذشته شده ام .

    در مورد باورهای کمبود و طمع هم باید بر روی باور فراوانی کار کرده و بدانیم که فرصت ها هر روز بهتر و بیشتر خواهد شد، لازم نیست با تصمیمات عجله ای ضررهای جبران ناپذیری به خود بزنیم. در این مورد بسیار بهتر از قبل عمل کرده و هیچ گاه به سراغ مسائلی این چنینی که دیگران وعده ی ثروت و موفقیت یک شبه را می دهند نخواهم رفت.

    راهکار شما برای پیشگیری از تکرار آن نتیجه ناخوشایند، چه بود؟

    _ برای کنترل خشم و عصبانیت اهرم رنج و لذت نوشته و قدم عملی کوچکی برای آن برمی دارم و در مورد هر دو به فایل های استاد بارها و با ها گوش داده و درباره ی آن می نویسم و زمانی که عصبانی شدم با خودم صحبت کرده و سعی می کنم عصبانی نشوم یا حداقل مدت زمان کوتاه‌تری در احساس عصبانیت باقی بمانم.

    مورد 2: درباره تجربیاتی بنویسید که در چنین شرایطی توانستید ذهن خود را کنترل کنید. یعنی تحت تأثیر آن احساسات لحظه ای، هیچ تصمیمی نگرفتید یا حرفی نزدید و بعدا چقدر شرایط به نفع شما پیش رفت. اما با چشم خود دیدید فرد دیگری در همان شرایط یکسان، نتوانست ذهن خود را کنترل کند و بر اساس آن احساسات تصمیماتی گرفت که بسیار از آنها ضربه خورد.

    بنویسید در آن شرایط، چه راهکاری را برای کنترل ذهن در آن لحظه به کار بردید؟

    _ زمانی که دیدم فردی موسسه ای را بدون طی کردن تکامل و با پول وام و قرض تاسیس کرده و نه تنها که به هیچ موفقیت و ثروتی نرسید بلکه بدهکار شده و تمام موقعیت خود را از دست داد. اما من چنین کاری نکردم و با همان امکانات در دسترس شروع به کار کردم. راهکاری که به کار بردم این بود که من عجله ای برای موفقیت و پیشرفت ندارم و بالاخره در زمان مناسب موفق خواهم شد.

    الان که در شرایط آرامش ذهنی هستیم، باید لیستی از راهکارهای خوب را تهیه کنم تا در چنین شرایطی بتوانم به آرامش ذهنی برسم. لیست می تواند شامل چنین مواردی باشد:

    _برای من گوش دادن به فایل های استاد و نوشتن درباره ی آن، دیدن سریال های زندگی در بهشت و سفر به دور آمریکا و نوشتن درباره ی زیبایی های آن بسیار کمک کننده است

    مورد 3:

    با توجه به راهکارهای فوق، وقتی احساسات بر شما غلبه می کند، چه روشی می تواند ذهن شما را آرام کند؟

    _صحبت کردن با خودم درباره ی احساسات ناجالب و دلیل آوردن منطقی برای آن ، گوش دادن به فایل های استاد و نوشتن درباره ی آن ، تمرکز کردن بر روی موضوعی دیگر.

    قبلا در این وضعیت، چه ایده هایی را اجرای می کردی؟

    _تمام روش های ذکر شده در بالا را اجرا کردم و البته زمان مأندن در احساس بد برای من بسیار کمتر شده اما همچنان عصبانی میشوم.

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1424 روز

    سلام به استاد عزیز

    سلام به دوستان خوب خودم

    کنترل کردن ورودی ها

    تمرکز داشتن بر روی آنچه که می بینم و می شنوم و در مورد آن صحبت می کنم

    همه و همه بخش مهمی از زندگی من باید باشد

    هر چه بیشتر بتوانم از اخبار منفی دوری کنم بی شک حال درونی من بهتر و آرام تر و خوبتر خواهد بود

    هر چه بهتر بتوانم روی خودم کار کنم بی شک آرامش سهم همیشگی من خواهد بود

    این نکته را همیشه بیاد داشته باشم که اتفاقات بد حاصل و نتیجه افکار و باورها و احساسات بد در درون ما است

    پس می توانم با داشتن حال خوب و احساس خوب برای خودم بی شک بهترین نتایج زندگی خودم را رقم بزنم

    ممنونم استاد عزیز

    سپاس از خدای هدایتگر خودم

    سپاس از خدای زیبایی ها

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    فاطمه گفته:
    مدت عضویت: 1488 روز

    به نام خدای مهربانم

    سلام به روی ماه همه

    چه سایتی, چه فایلی, چه استادی و از همه مهمتر چه تجربیات قشنگی از بچهها داشتیم و خوندیم و لذت بردیم

    چقدر این تغییرات ارزشمنده, چقدر این ارامشه قشنگه, دوست داشتم بنویسم راجبش حالا که بچهها نوشتن منم دوباره دست به قلم بشم, قبلنا انقدر واکنش گرا بودم که اگر کسی جواب تلفنمم نمیداد هزارتا فکر میکردم بعدم دعوا, اگه کوچکترین تیکه ای یا حرفی زده میشد اصلا ظرفیتشو نداشتم ولی خیلییییی تغییر کردم, انقدر که ارامشم باعث ارامش اطرافیانمم شده

    یادمه وقتی شروع کردم به ارامش داشتن و مدیتیشن و حس خوب تا الان هیچ دعوایی دیگه نداشتم تو اطرافیانم با اینکه پدر من ادم با ظرفیت بالایی نیست و کوچیکترین چیزی باعث میشه قاطی کنه ولی از بس من یاد گرفتم ارامش داشته باشه بارها و بارها وبااارها دیدم بابام خواسته عصبانی بشه اروم کرده خودشو, نمیدونم این تجربه را چقدر داشتید یا بهش توجه کردید که چه تاثیری داشتید روی اطرافیانتان و من این یکی از مثالهای بزرگ زندگیمه چون خانواده ی ارامی نداشتم و کوچیکترین حرفی تبدیل به دعوا میشد ولی حالابه لطف الله و اموزشهای استاد و استمرار خودم دارم

    دو شب پیش من تو دیوار میگشتم یه اگهی تبلیغ دیدم که طرفی که براشون کار کرده بودم قبل عید عکس کار منو گذاشته بود به عنوان نمونه کار که سفارش بگیره این درحالی بود که به من گفته بود کارگاه تعطیله کلا, یه حدود ده بیست دقیقه ای ناراحت بودم که این چه مدلشه اون که گفت کارگاهم هنوز حتی باز نیست بعد خودما اروم کردم که بابا انقدر کارت دیگ حرفه ای شده که ملت برا نمونه کار ازش استفاده میکنند و ازینجور صحبتا با خودم کردم و قضیه تمام شد نسبتا برام, فرداش به مامانم گفتم گفت بهش بگو بعد حس کردم هنوز یکم ناراحتم بزار نگم و برنامم هم بود که نگم ولی بعد با یه لحن اروم و ملیییح براش نوشتم که این چه مدلشه و بعد گفت من کارگاهم تعطیل شده و بچها رفتن و نیستن و من میخوام نیروی تازه بگیرم و چون کار شما جذابه و مشتری جذب کن این اگهی رو گذاشتم و توضیحات دیگه , که بنده خدا راست میگفت ,یعنی اگه من واکنش گرا بودم ممکن بود یا میرفتم و به اشتباه می کوبوندم طرفمو بعدهم شرمندگیش برا خودم میموند و تا مدتها عذاب وجدان که با بزرگترم بد صحبت کردم یا در حالت خوبش هزار جور خودخوری میکردم که مردم بد شدند و دزد و دروغگوان و منو پیچوند, یعنی واقعا اگه دوسال پیش بود این برا من فاجعه میشد همین سوتفاهم ساده ,وقتی از صبح به این کارم فکر کردم که چقدر راحت بودم و از همه مهمتر حرفمم زدم بدون ناراحتی و خیلی معمولی طبق قانون توجه به این فایل هدایت شدم و انگار خدا بهم احسنت گفت که خوب تغییر کردی و نتیجش این ارامش اطرافته. اصلا در حضور من اطرافیانم خیلیییی ارومند (واقعا باید با تاکید بگم که خونه ی ما یک شب درمیون دعوا بودا), خدای من ممنونم ازت, درسته من از لحاظ مالی به دلیل کم کاری خودم تغییر چشمگیری نداشتم ولی ازین لحاظها عالی شدم, این نوشتن واقعا معجزه میکنه بیشتر ادم میفهمه چقدر نعمت داره

    خدایا شکرت که یه روزی منو با استاد اشنا کردی, خدایا شکررت که نمیزاری گمراه بشیم و اوردی تو بهترین مسیرها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    محمد غلامزاده گفته:
    مدت عضویت: 1155 روز

    سلام خدمت همه عزیزان این خانواده دوس داشتنی

    خب در مورد تصمیم اشتباه بخوام بگم در زمان احساسات زیاد ، موقعی بود که من رابطمو با یه دوستی تموم کردم. و فوق العاده ایشون دوست خوبی بود برای من ، ولی من احساساتی که از یه موضوع دیگه برام اتفاق افتاده بود یجورایی سر اون دوستی خالی کردم و به هیچ عنوان تصمیم منطقی ای نمیومد خداروشکر برای هدایتم به این فایل زیبا

    و در مورد مخالف قضیه

    تو بازار های مالی این مورد خیلی مشهوده معامله کردنی که با صبره و تو حالت ترس نیست 99 درصد نتایج بهتری داره نسبت به معاملاتی که از روی ترسه ، من خیلی حرفه ای تو این زمینه کار نمیکنم ولی خب میدونم حتی برای کنترل ترس وسط معامله قبل یا بعد معامله یه سری مشاور و تراپی هایی هم هست .

    و دیدم تصمیماتی که تو این بازار از روی صبر بوده چقدر نتایج شیرین تری داشته

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    خوشبخت آزاد گفته:
    مدت عضویت: 2188 روز

    سلام استاد سید حسین عزیزم

    و مریم خانوم دردونه‌ گلم

    امیدوارم مثل همیشه شاد و سرحال باشید.

    آدم باید به چیزهایی که می‌شنوه و نگاه می‌کنه با دقت توجه کنه و از خداوند بخواد پیام‌هاشو بهش نشون بده.

    مثلاً در این فیلم، پسر بچه داستان دعا می‌کرد که خانواده‌اش حالتی رو تجربه کنن؛ اما چون خودشون نمی‌خواستن، دعاش برآورده شد و نتیجه‌اش اون چیزی نبود که به نفعشون باشه. این به من نشون داد که باورِ «زندگی ما دست عوامل بیرونی است» کاملاً غلطه.

    اینکه کسی بتونه به ما آسیبی بزنه یا ما رو چشم بزنه، یک باور اشتباهه.

    زندگی ما فقط با افکار و باورهای خودمون ساخته میشه، و هیچ‌کس حتی ذره‌ای قدرت نداره در سرنوشت ما دخالت کنه.

    وقتی ما همیشه سوار بر اسب دوست‌داشتنی خداوند باشیم، او ما رو از مسیرهایی می‌بره که برای رشد و خیرمون مناسبه. وظیفه ما فقط اینه که تسبیح خدا رو بگیم، شکر کنیم برای زیبایی‌های مسیر، و بدونیم که سختی‌ها هم گذرا هستن و برای رشد ما میان.

    وقتی انسان باور کنه دیگران می‌تونن زندگیش رو خراب کنن یا آسیبی برسونن، خودش رو اسیر اون باور کرده. در حالی‌که حقیقت اینه که:

    تنها منبع قدرت و اثرگذاری خداوند هست.

    انسان وقتی روی “دست خدا بودن” تمرکز کنه، دیگه از چشم‌زخم، بدخواهی یا دخالت بیرونی نمی‌ترسه.

    حتی سختی‌ها هم بخشی از مسیر الهی‌ان، که قراره ما رو رشد بدن و ظرفیت‌هامون رو بالا ببرن.

    اون مثالی هم که از فیلم زدم خیلی جالبه؛

    چون نشون می‌ده حتی دعا و خواسته‌ها هم وقتی بدون هماهنگی با قلب و ایمان واقعی باشه،

    می‌تونه نتیجه‌ای بده که لزوماً خیر و زیبایی نداره.

    بهترین کاری که میشه کرد همونیه که نوشتی:

    “تسبیح خدا رو گفتن، شکر کردن برای زیبایی‌های مسیر و اعتماد به اینکه خدا همیشه راه درست رو نشون میده.”

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      مجید عزیزی پیردوستی گفته:
      مدت عضویت: 1745 روز

      به نام خدای مهربان

      سلام دوست عزیزم

      چقدر اسم و فامیلیتون زیباست

      چقدر چهره ی نورانی و زیبا و دلنشینی دارین

      خنده ی آرامبخشی در این عکس دارین و چشماتم پر از نور خداوند

      ــ مدتی در طب شرقی فعالیت کردم و چهره شناسی را تا حدودی یاد گرفتم و نکته ی بسیار مهمی که در این طب یاد گرفتم این بود که هر چقدر حال اعضای درونی بدن خوب باشه چهره ی زیباتر و صورتی شاداب تر خواهیم داشت و جالبتر این که تمام رفتارهای شخصیتی ما به اعضای بدنمون ربط داره و هرچقدر رفتار خوبی داشته باشیم این اعضا هم خوب کار میکنن به خاطر همین که وقتی روی خودمون کار میکنیم سلامتی هم به دست میاریم

      نمی‌دونم چرا اینا را اینجا نوشتم اما می‌دونم که خداوند هدایت می‌کنه و هرچی که پیش میاد خیر و قطعا همه چی سر جای خودش

      من عاشق زیبایی هستم و خداوند هم زیباست و زیبایی را دوست داره و شما هم زیبا هستید و پاره ای از وجود خداوند هستید

      “تسبیح خدا رو گفتن، شکر کردن برای زیبایی‌های مسیر و اعتماد به اینکه خدا همیشه راه درست رو نشون میده.”

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    اندیشه افشین گفته:
    مدت عضویت: 3193 روز

    سلام ، من درسی که از استاد عزیزم آموختم اینه که حال خودم را باید خوب نگه دارم در حالیکه تا حالا فکر میکردم اگر حالم بد شد موظفم و حق دارم و باید در اون حال بد باقی بمونم و در واقع راهی غیر از این ندارم و قانونش همینه که در بالا و پایین زندگی ناراحت بشم و غر بزنم و اگر غیر از این باشه غیر عادیه فکر میکردم اگر در بی پولی شاد باشم یعنی که خودم را به دیوونگی زدم و احمقی بیش نیستم ولی از استادم یاد گرفتم که باید کنترل احوال و احساسات خودم در دست خودم باشه و این حق را دارم که در شرایط سخت هم بخندم و خوش باشم و این باور را برای خودم درست کردم که خداوند هم دوست داره که من در هر شرایطی شاد باشم و لذت ببرم و این نه تنها باور من بلکه حقیقت محضه ، و باور کنید از وقتی این باور در من ایجاد شد بزودی اثر خودش را گذاشت و انقدر راحت و خوشحالم که حق دارم و میتونم در بی پولی شاد باشم ، در ترافیک شاد باشم ، وقتی بچه هام باهم دعوا های کودکانه میکنند شاد باشم (قبلا از این مساله خیلی حرص میخوردم) و در هر موقعیتی شاد باشم نمیدونید چقدر خوبه ، انگار که غم و غصه در برابر این حس و این باور دوام نمیاره و فرار میکنه و اوضاع خوب میشه ……..

    و………من مثل همیشه مدیون استادم هستم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  10. -
    محمد هوشمندی گفته:
    مدت عضویت: 1519 روز

    به نام خالق و فرمانروای جهان هستی

    واقعا قانون فرکانس ها و مدار ها زیباست.

    خدایا شکرت بایت قانون بی نقص و عالیت

    وقتی متعهدانه روی خودت کار میکنی از فایلها حرف های جدیدی رو برداشت میکنی که فک میکنی با این همه که این فایلو دیدی اینجاش برات معنایی تازه داشت.

    دقیقا دیشب که این فایلو مجددا دیدم این جمله برام رنگ و بویی تازه داشت:

    «اگر بتونیم به اتفاقات بد طوری نگاه کنیم که احساس خوبی به ما بده یا بتونیم تمرکزمون رو موقع رخ دادن اتفاقات و شرایط بد حفظ کنیم یا در یک کلام ذهنمون رو کنترل کنیم، اون وقت اون زنجیره اتفاقات بد بعدی رو میتونیم قطع کنیم»

    استاد من خودم فیلمی رو که نقدش کردین چن سال پیش به قول معروف در زمان جاهلیت دیدم و

    دقیقا به قول شما محتواش هم کمدی و خنده دار بود.

    اون موقع تفریحم فیلم و سریال دیدن بود و اکثریت سبک ها رو میدیدم و نمیدونستم چه باور هایی رو دارم ناآگاهنه به ناخودآگاهم تزریق میکنم!!

    خدایا شکرت به مسیر درست هدایتم کردی

    از همون اول آشنایی با شما بود و فک کنم با 3 قسمته فایل 3 برابر کردن درآمد در 1 سال من دیگه آروم آروم از اون فضای سمی فاصله گرفتم و الان جوری شده که فقط فیلم هایی که مثبت باشه یا

    باور درستی رو منتقل کنه

    یا مضمون درستی داشته باشه میبینم و برای این تعهد و عمل بهش و نظارت درست ورودی های ذهن به خودم آفرین میگم و تحسین میکنم خودمو.

    امیداروم که همه دوستان در هر مرحله از زندگیشون کنترل خیلی خوبی روی ذهنشون داشته باشن و هر روز اتفاقات خوب بیشتری براتون بیوفته

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: