اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام استاد گرامی،برای شما ارزوی سلامتی وشادی از خدای مهربان خواستارم چون صدای شما وحرفهای شما به من امید واحساس خوب وشادی میده ودید من به زندگی در کل عوض شده و خیلی از این بابت خوشحالم که فقط فیلمهای شما را میبینم و برای فایل های جدیدتون بی نهایت سپاس گزارم .
من دو بار تجربه تصمیم گیری در اوج عصبانیت بودم خواستم پسرمو بخاطر خطا و اشتباهی که مرتکب شده بود تنبیه بدنی کنم که در دفاع از خودش باعث زخمی شدند و انتقال به بیمارستان ، بستری،جراحی،و هزینه قبل از این فایل هم میخواستم یه تصمیمی بگیرم که بطور ناخواسته هدایت شدم به این فایل
در کتاب آیین دوست یابی دیل کارانگی به مطلب بسیار جالبی در رابطه با این موضوع اشاره داره:
در ارتش آلمان یک سرباز حق ندارد که بلادرنگ پس از وقوع اهانتی به مافوق خود مراجعه و از شخص خاطی شکایت کند او میبایست ابتدا شبی را به روز آورد و خشم خود را تسکین دهد. و اگر بلافاصله شکایت نماید او را تنبیه میکنند
تصمیمگیریهای احساسی در اوج خشم و عصبانیت معمولاً به دلیل تأثیرات احساسی و بدون توجه به منطق و منافع طولانیمدت انجام میشوند. این نوع تصمیمگیریها ممکن است عواقب جدی داشته باشند. بهطور خلاصه، این عواقب عبارتاند از:
1. آسیب به روابط اجتماعی: تصمیمگیریهای احساسی میتوانند به تنشها و دعواها در روابط با دیگران منجر شوند.
2. تأثیر بر تصمیمهای شغلی: در محیط کار، تصمیمگیریهای احساسی ممکن است باعث اشتباهات و اختلالات در کار شود.
3. تأثیر بر تصمیمهای مالی: تصمیمگیریهای احساسی ممکن است باعث خریدهای نادرست و هزینههای غیرضروری شود.
4. تأثیر بر سلامت جسمی و ذهنی: خشم مداوم میتواند به بروز بیماریهای قلبی، اختلالات روانی، استرس و افسردگی منجر شود .
من از همون بچگی ناخوداگاه اصلا ازبرنامه های منفی خوشم نمیومدکارتونهایی که خیلی طرفدار داشت من میدیدم جذبش نمیشدم میگفتم بقیه چرا انقدر دوستش دارند شاید اشکال از منه !فیلمهای وحشتناک اصلا ندیدم وفیلم بی مزه هم هرگز مگر طنزی که بانمک باشه فیلمهای خارجی بیشترش کشت وکشتاره ،برنامه های اموزشی وروانشناسی وگفتگومحورمثبت ،برنامه های خانوادگی صبح همه استانها میبینم قسمت اموزش هنرواشپزیش چون خیلی چیزها یاد گرفتم،مثلا برنامه موفق رادیو هفت که پخشش تموم شده یک فضای ارام ،اموزشی ،وپرازحس خوب بود الان همون گروه برنامه 100برگ شبکه 4رو دارن,من چون حرفه ایی هستم قشنگ تشخیص میدم روحم چی میخواد حتی قبل ازاینکه عضواینجا بشم .
مردم همیشه شکایت میکنندایناچیه؟ انگارهیچ مشکلی ندارن برای خودشون شادن ومثبت وحالا قانون جهان میگه انها کاردرستی انجام میدادند ورسالت تلویزیون اینه .
اما من درناراحترین لحظه های زندگیم روحیه امو از رادیو گرفتم بنظر من رادیو سرشاراز حس شادی ،ارامش،وفهم است اگر با برنامه های خاصش اشنا بشی ومخاطبش ثابتش بشی معتادش میشی علمت زیاد میشه مخصوصا برنامه شبانه اینجا شب نیست رادیوجوان که هرشب دریک ژانراست وبرنامه صبح جمعه هاش ،خیلی برنامه های شاد داره،وکافه رادیو عصرهای زنده یاد استاد مهران دوستی عزیزکه بمب انرژی بودوبسیارمحبوب کسی فکرنمیکردامسال پربکشه انقدرشادومثبت بودباصدای جادویی وحماسی سال 87هم 3ماه یکی از ایتم هاش درباره کتاب راز وجذب بودجاش خالیه همینطور اگاهی هایی که رادیو سلامت میده ،فرهنگ ،معرفت همه اینها تفریحی هم هستند.
برنامه هایی هم هست که به نگاه سطحی غمگین هستند ولی تو به یک سطح اگاهی میرسیدی واروم میشی من بیشتراستقبال میکنم چون به خودم نزدیک میشم که شبانه های شبهای قدررادیو زیاد میچسبه نمونه tvاش که مخالف هم زیادداره ماه عسله ولی دردی روعنوان میکنه که با امید حل شده ،ازبرنامه های شاد خندوانه خوبه .
سلام دوست عزیز نمیدونم پیام بنده رومیخونید یا نه
اما دلم طاقت نیاورد و باید این حرف رو بزنم 😑
شما گفتید ماه عسل برنامه خوبی هست و حرفی میزنن که اون آدم با امید تضاد وحل میکنه
اما اصلا ب این نکته توجه نکردید که ۲ساعت میاد از اون غم و اندوه حرف میزنه ،هی آب و تاب میده،هی ناامیدت میکنه،منفجرت میکنه،و فقط کمتر ۲دقیقه میاد میگه آقا تموم شد .بعضی ها هم ک اصلا نمیگفتن حل شد هنوز تو اون تضاد بودن.
امشب شب پنجمی هست که خدا رو شکر نیروی جنسیم تحت کنترل خودم بوده ، به نسبت گذشته خیلی راحت تر کنترلش کردم. دیشب برام یکم سخت گذشت تو خواب اونم به این دلیل که شب قبلش ورودی مناسب ندادم به ذهنم
امشب نشستم به این فکر کردم که من چه ورودی هایی به ذهنم در خصوص نیروی جنسی دادم و مشخص شد برام که هیچ ورودی مناسبی ندداشتم ف از عکس و فیلم های نامناسب ، از توئیت های عجیب و غریبی که تو توئیتر هست و اغلب درمورد خیانت صحبت میکنن ، دوستای نامناسبی که داشتم . خدا رو شکر تو این 5 روز همه ی این ورودی هایی که داشتم رو حذف کردم و البته از خودم پرسیدم که این ورودی ها چه باورهایی رو تو ذهنم گذاشته ؟ و وقتی نشستم و نوشتم دیدم تمومی نداره ، هی داره دنباله ش میاد . خدا رو شکر که اگاه شدم نسبت به این موضوع
اما موضوعاتی که به ذهنم رسید به عنوان اینکه چطور میتونم باورهای بهتری در خصوص همه ی این موارد داشته باشم این بود که :
1- تمرکزم رو بیشتر بگذارم روی نکات مثبت
2- برم در خصوص فواید داشتن رابطه ی جنسی بیشتر تحقی کنم چون خیلی به این موضوع مقاومت دارم
3- تو قرآن در خصوص رابطه و رابطه ی جنسی ، حدو حدود و ویژگی ها و هر چیزی که اومده تحقیق کنم
4- جلسه 12 عشق و مودت در روابط رو با دقت گوش بدم
5- روی فایل های توحید عملی کار کنم
تو این فایل گفتید که آدمها باور دارن که که افراد دیگه تو شرایطشون میتونن تاثیر بذارن . از خودم پرسیدم تاو این مورد چه تاثیری رو دادم به عامل بیرونی ؟ متوجه این موضوع شدم که من این باور رو دارم که برای کنترل کردن نیروی جنسی فقط دو جور میشه عمل کرد : 1- یا باید رابطه ی جنسی با یه فردی داشته باشی 2- باید خودارضایی کنی
بعد از خودم پرسیدم آیا واقعا کسانی نیستند که جزو هیچ کدوم از این دو دسته نباشند و کنترل نیروشون تحت کنترل خودشون باشه ؟ معلومه که وجود دارن ، کسایی که تو ذهنم بودند رو برای خودم مرور کردم .
من نه اینکه نخوام وارد یه رابطه شم ف من تو تجربه ی رابطه ی قبلیم بارها متوجه این شدم که هم نسبت به خود رابطه و هم نسبت به روابط جنسی بسیار بسیار باورهای نامناسب و مخربی دارم که تا به این قسمت میرسه رابطه ، باورهای من کاری میکنه که رابطه منفجر بشه و هر روز بدتر و بدتر بشه . بخاطر همین دارم روی این موضوع بصورت ریشه ای کار میکنم و از خداوند طلب هدایت دارم .
ما با همسایه بغلیمون یه دیوار مشترک داریم که وقتی خیلی فضا اروم باشه وصدا بلند بشه صدا از دیوار عبور میکنه وقابل فهم میشه
یه شب من سر کار بودم وفردا صبحش اومدم خونه
خانوادم جایی بودم ومن تنها خونه بودم،فضا اروم اروم بود
همسایه بغلی ما یه زن وشوهر بودن ویا پسر دو سه ساله داشتن ورابطه شون ام خوب بود بعد از چندین ماا ما سر وصدایی ازشون نشنیده بودیم
اون روز صبح اقای خانه همسایه بغلی ما از سرکار اومد ومثل اینکه از یه جایی اعصابش خورد بود وشروع کرد گیر دادن به خانمش وکمکم دعوا بالا گرفت،هی خانمش کم محلی میکرد وا زیرش در میرفت ولی باز اقا هی اداما داد وبه جایی رسید که فحش میداد به همسرش ودیگه خانمش طاقت نیاورد و وارد مشاجره شد وانگار فیزیکی هم شد خانمش خیلی عاقل تر بود ولی دیگه به قول معروف توی دعوا حلوا پخش نمیکنن،ویکی دوساعت بحث کردن وهمون روز خانمه بچشو برداشت ورفت خونه باباش وبعد از چند هفته من شنیدم که راهشون رو از هم جدا کردن،واین قضیه یه تدنگری به من شد که مخصوصا توی روابط به اعصابم مسلط تر باشم وحتی اگه طرف مقابل بهم فحش ام داد ازش طفره برم هرچند کار سختیه ولی چیزی از بزرگی من کم نمیشه
امیدوارم خداوند مارا در این لحظات بحرانی که ممکنه برا هرکسی اتفاق بیفته مارا کمک کنه بتونیم ذهنمون رو کنترل کنیم
سلام خدمت استاد عزیز و خانوم شایسته مهربان و قدرتمند و همه دوستان
این دومین باری است که من کامنت میذارم بعد از نزدیک به 1 سال که عضو این خانواده بزرگ شدم و سپاس گذار خداوندم که من رو هدایت کرد تا بتونم از مسیر زیبا روی خودم و روی باورهای خودم کار کنم و زندگی راحتتری رو داشته باشم
در مورد موضوع این فایل وقتی به قبل از اشنا شدن با این سایت نگاه میکنم بسیار زیاد میتونم پیدا کنم وقتیایی که نتونستم احساسم و کنترل کنم و تصمیم اشتباه گرفتم یکی از بزرگترین تصمیماتم در بیزینسم بود که موقعی که یه مقدار از نظر فروش ضعیف شده بودم و اون هم به خاطر باورهای اشتباهم بود که بعد از دوره روانشناسی ثروت متوجه شدم تصمیم گرفتم که با یکی از دوستانم در کسب و کاری که سالها براش زحمت کشیده بودم و رشد کرده بود شریک بشم کسی که هیچ تخصص و هیچ تعهدی به کار من نداشت و این تصمیم احساسی و این ترس از شکست باعث شد که مشکلاتم حل که نشود هیچ چندین برابرم بشه
ولی به لطف خدا و استاد عزیزم و این مسیر زیبای اگاهی الان تونستم همه اون وضعیت رو جمع کنم و مسئلهاشو حل کنم به کمک دوره روانشناسی ثروت 1 و دیدن صدها بار فیلهای سایت و هر روز و هر روز اتفاقهای زیباتری رو خلق کنم با کنترل افکار ایمان قوی تر و عمل به قانون و طی کردن تکامل خودم
سپاسگذار خداوندم بابت این همه نعمت و اگاهی و فراوانی
واز شما استاد عزیز که انقدر راحت و زیبا این مسیر توحیدی رو به من نشون دادین
سلام به استاد عزیزم و مریم جان و سلام به هم فرنکانسیهای خوب خودم..به به عجب فضایی ..سرسبزی جای که من عاشقشم..رنگ لباست استاد رنگ مورد عداقه منه..بسیار عالی وزیبا..استاد جانم من یه اشتباه کردم که به مقداریشو توضیح میدم. ..البته اینم بگم این یکی از اشتباهات گذشته منه. الان که این کامنت رو مینویسم ..با یه گوشی قدیمی ..چرا که خودم سر یه اشتباه و تصمیم گیری عجله باعث ضرر به خودم شدم…و هم گوشیمو از دست دادم و هم یه سال. باید الکی قسط بدم اینم سر یه فکر عجله و تصمیم اشتباه 50 ملیون ضرر کردم..واقعا استاد شما درست میگید..باورتون میشه اون لحظه یکی بهم گفت این کار رو نکن ..اما من گوش ندادم..من خودمو مقصر میدونم و باید به قول استاد چک و لقت بخورم تا درس عبرت بگیرم..اگر من به نجواهام گوش میدادم ..ضرر نمیکردم…استاد جانم از شما سپاسگذارم که با این فایل زببا باعث میشید که ما اشتباهات خودمونو با دیگران درمیان بزاریم تا همه استفاده کنن..و با احساسات تصمیات عجله نگیرن…..من تعهد میدم که در حین عصبانیت..ترس ..دلهره و هر احساس بد تصمیم اشتباه نگیرم……استاد جان یه جایی دیگه من داشتم مجدد تصمیم اشتباه میگرفتم که خوسبختانه اونجا بر احساسم غلبه کردم….استادم بهیارم..و در بیمارستان کار میکنم……یه سال پیش من سر موضوعی با مترون بیمارستان دعوا کردم. و داشتم از روی عصبانیت استعفا میدادم..که یهو تصمیم گرفتم ..با یکی از همکارا مشورت کنم و باهاش تماس گرفتم …ایشون با کلی صحبت ارومم کرد و من رو منصرف کرد….خلاصه من همچنان مشغول کارم تا الان و خداروسپاسگذارم که اونموقع تصمیم اشتباه نگرفتم..استاد ممنونم که اینها رو به ما یاداوری میکنی که ملکه ذهن ما بشه..ازتون ممنونم و مجدد سپاسگذاری میکنم…
ممنونم استاد عزیزم
استاد ممنون از این فایهای رایگانی که میذارین و همه استفاده میکنن
درود بر شما
سلام استاد گرامی،برای شما ارزوی سلامتی وشادی از خدای مهربان خواستارم چون صدای شما وحرفهای شما به من امید واحساس خوب وشادی میده ودید من به زندگی در کل عوض شده و خیلی از این بابت خوشحالم که فقط فیلمهای شما را میبینم و برای فایل های جدیدتون بی نهایت سپاس گزارم .
بنام تنها منبع قدرت جهان
سلام
من دو بار تجربه تصمیم گیری در اوج عصبانیت بودم خواستم پسرمو بخاطر خطا و اشتباهی که مرتکب شده بود تنبیه بدنی کنم که در دفاع از خودش باعث زخمی شدند و انتقال به بیمارستان ، بستری،جراحی،و هزینه قبل از این فایل هم میخواستم یه تصمیمی بگیرم که بطور ناخواسته هدایت شدم به این فایل
در کتاب آیین دوست یابی دیل کارانگی به مطلب بسیار جالبی در رابطه با این موضوع اشاره داره:
در ارتش آلمان یک سرباز حق ندارد که بلادرنگ پس از وقوع اهانتی به مافوق خود مراجعه و از شخص خاطی شکایت کند او میبایست ابتدا شبی را به روز آورد و خشم خود را تسکین دهد. و اگر بلافاصله شکایت نماید او را تنبیه میکنند
تصمیمگیریهای احساسی در اوج خشم و عصبانیت معمولاً به دلیل تأثیرات احساسی و بدون توجه به منطق و منافع طولانیمدت انجام میشوند. این نوع تصمیمگیریها ممکن است عواقب جدی داشته باشند. بهطور خلاصه، این عواقب عبارتاند از:
1. آسیب به روابط اجتماعی: تصمیمگیریهای احساسی میتوانند به تنشها و دعواها در روابط با دیگران منجر شوند.
2. تأثیر بر تصمیمهای شغلی: در محیط کار، تصمیمگیریهای احساسی ممکن است باعث اشتباهات و اختلالات در کار شود.
3. تأثیر بر تصمیمهای مالی: تصمیمگیریهای احساسی ممکن است باعث خریدهای نادرست و هزینههای غیرضروری شود.
4. تأثیر بر سلامت جسمی و ذهنی: خشم مداوم میتواند به بروز بیماریهای قلبی، اختلالات روانی، استرس و افسردگی منجر شود .
سلام و درود
بسیار سپاسگزارم از خداوند که به من توفیق مثبت اندیشی وزیبا نگری را داده
وهمچنین تشکر میکنم از گروه عباسمنش که هر لحظه به دنبال جستجو کردن راه هایی
است که انسان را به موفقیتت و خوشبختی میرساند
در پایان خواهشمندم فایل هایی که اگر تصویریش رو دانلود کنیم میزان درکش بسیار بالاتر
است از فایل صوتیش (با یه علامت یا پیشنهاد دانلود فایل تصویری ) موجب میشوید
که یک فایل دوبار دانلود نشود زیرا من به خاطر حجم کم فایل های صوتی اکثر مواقع فایل های صوتی را
دانلود میکنم.
از لطف و مساعدت شما خوشحالم.
من از همون بچگی ناخوداگاه اصلا ازبرنامه های منفی خوشم نمیومدکارتونهایی که خیلی طرفدار داشت من میدیدم جذبش نمیشدم میگفتم بقیه چرا انقدر دوستش دارند شاید اشکال از منه !فیلمهای وحشتناک اصلا ندیدم وفیلم بی مزه هم هرگز مگر طنزی که بانمک باشه فیلمهای خارجی بیشترش کشت وکشتاره ،برنامه های اموزشی وروانشناسی وگفتگومحورمثبت ،برنامه های خانوادگی صبح همه استانها میبینم قسمت اموزش هنرواشپزیش چون خیلی چیزها یاد گرفتم،مثلا برنامه موفق رادیو هفت که پخشش تموم شده یک فضای ارام ،اموزشی ،وپرازحس خوب بود الان همون گروه برنامه 100برگ شبکه 4رو دارن,من چون حرفه ایی هستم قشنگ تشخیص میدم روحم چی میخواد حتی قبل ازاینکه عضواینجا بشم .
مردم همیشه شکایت میکنندایناچیه؟ انگارهیچ مشکلی ندارن برای خودشون شادن ومثبت وحالا قانون جهان میگه انها کاردرستی انجام میدادند ورسالت تلویزیون اینه .
اما من درناراحترین لحظه های زندگیم روحیه امو از رادیو گرفتم بنظر من رادیو سرشاراز حس شادی ،ارامش،وفهم است اگر با برنامه های خاصش اشنا بشی ومخاطبش ثابتش بشی معتادش میشی علمت زیاد میشه مخصوصا برنامه شبانه اینجا شب نیست رادیوجوان که هرشب دریک ژانراست وبرنامه صبح جمعه هاش ،خیلی برنامه های شاد داره،وکافه رادیو عصرهای زنده یاد استاد مهران دوستی عزیزکه بمب انرژی بودوبسیارمحبوب کسی فکرنمیکردامسال پربکشه انقدرشادومثبت بودباصدای جادویی وحماسی سال 87هم 3ماه یکی از ایتم هاش درباره کتاب راز وجذب بودجاش خالیه همینطور اگاهی هایی که رادیو سلامت میده ،فرهنگ ،معرفت همه اینها تفریحی هم هستند.
برنامه هایی هم هست که به نگاه سطحی غمگین هستند ولی تو به یک سطح اگاهی میرسیدی واروم میشی من بیشتراستقبال میکنم چون به خودم نزدیک میشم که شبانه های شبهای قدررادیو زیاد میچسبه نمونه tvاش که مخالف هم زیادداره ماه عسله ولی دردی روعنوان میکنه که با امید حل شده ،ازبرنامه های شاد خندوانه خوبه .
سلام دوست عزیز نمیدونم پیام بنده رومیخونید یا نه
اما دلم طاقت نیاورد و باید این حرف رو بزنم 😑
شما گفتید ماه عسل برنامه خوبی هست و حرفی میزنن که اون آدم با امید تضاد وحل میکنه
اما اصلا ب این نکته توجه نکردید که ۲ساعت میاد از اون غم و اندوه حرف میزنه ،هی آب و تاب میده،هی ناامیدت میکنه،منفجرت میکنه،و فقط کمتر ۲دقیقه میاد میگه آقا تموم شد .بعضی ها هم ک اصلا نمیگفتن حل شد هنوز تو اون تضاد بودن.
بهتره منطقی تر فکر کنیم به حرف های استاد جان
به نام خدا
یلام خدمت همه ی عزیزان
امشب شب پنجمی هست که خدا رو شکر نیروی جنسیم تحت کنترل خودم بوده ، به نسبت گذشته خیلی راحت تر کنترلش کردم. دیشب برام یکم سخت گذشت تو خواب اونم به این دلیل که شب قبلش ورودی مناسب ندادم به ذهنم
امشب نشستم به این فکر کردم که من چه ورودی هایی به ذهنم در خصوص نیروی جنسی دادم و مشخص شد برام که هیچ ورودی مناسبی ندداشتم ف از عکس و فیلم های نامناسب ، از توئیت های عجیب و غریبی که تو توئیتر هست و اغلب درمورد خیانت صحبت میکنن ، دوستای نامناسبی که داشتم . خدا رو شکر تو این 5 روز همه ی این ورودی هایی که داشتم رو حذف کردم و البته از خودم پرسیدم که این ورودی ها چه باورهایی رو تو ذهنم گذاشته ؟ و وقتی نشستم و نوشتم دیدم تمومی نداره ، هی داره دنباله ش میاد . خدا رو شکر که اگاه شدم نسبت به این موضوع
اما موضوعاتی که به ذهنم رسید به عنوان اینکه چطور میتونم باورهای بهتری در خصوص همه ی این موارد داشته باشم این بود که :
1- تمرکزم رو بیشتر بگذارم روی نکات مثبت
2- برم در خصوص فواید داشتن رابطه ی جنسی بیشتر تحقی کنم چون خیلی به این موضوع مقاومت دارم
3- تو قرآن در خصوص رابطه و رابطه ی جنسی ، حدو حدود و ویژگی ها و هر چیزی که اومده تحقیق کنم
4- جلسه 12 عشق و مودت در روابط رو با دقت گوش بدم
5- روی فایل های توحید عملی کار کنم
تو این فایل گفتید که آدمها باور دارن که که افراد دیگه تو شرایطشون میتونن تاثیر بذارن . از خودم پرسیدم تاو این مورد چه تاثیری رو دادم به عامل بیرونی ؟ متوجه این موضوع شدم که من این باور رو دارم که برای کنترل کردن نیروی جنسی فقط دو جور میشه عمل کرد : 1- یا باید رابطه ی جنسی با یه فردی داشته باشی 2- باید خودارضایی کنی
بعد از خودم پرسیدم آیا واقعا کسانی نیستند که جزو هیچ کدوم از این دو دسته نباشند و کنترل نیروشون تحت کنترل خودشون باشه ؟ معلومه که وجود دارن ، کسایی که تو ذهنم بودند رو برای خودم مرور کردم .
من نه اینکه نخوام وارد یه رابطه شم ف من تو تجربه ی رابطه ی قبلیم بارها متوجه این شدم که هم نسبت به خود رابطه و هم نسبت به روابط جنسی بسیار بسیار باورهای نامناسب و مخربی دارم که تا به این قسمت میرسه رابطه ، باورهای من کاری میکنه که رابطه منفجر بشه و هر روز بدتر و بدتر بشه . بخاطر همین دارم روی این موضوع بصورت ریشه ای کار میکنم و از خداوند طلب هدایت دارم .
دوست داشتم گزارش امروز رو هم بنویسم .
1401/2/11
سلام استاد عزیزم
سلام به همه دوستان خوبم
من توی آپارتمان زندگی میکنم
ما با همسایه بغلیمون یه دیوار مشترک داریم که وقتی خیلی فضا اروم باشه وصدا بلند بشه صدا از دیوار عبور میکنه وقابل فهم میشه
یه شب من سر کار بودم وفردا صبحش اومدم خونه
خانوادم جایی بودم ومن تنها خونه بودم،فضا اروم اروم بود
همسایه بغلی ما یه زن وشوهر بودن ویا پسر دو سه ساله داشتن ورابطه شون ام خوب بود بعد از چندین ماا ما سر وصدایی ازشون نشنیده بودیم
اون روز صبح اقای خانه همسایه بغلی ما از سرکار اومد ومثل اینکه از یه جایی اعصابش خورد بود وشروع کرد گیر دادن به خانمش وکمکم دعوا بالا گرفت،هی خانمش کم محلی میکرد وا زیرش در میرفت ولی باز اقا هی اداما داد وبه جایی رسید که فحش میداد به همسرش ودیگه خانمش طاقت نیاورد و وارد مشاجره شد وانگار فیزیکی هم شد خانمش خیلی عاقل تر بود ولی دیگه به قول معروف توی دعوا حلوا پخش نمیکنن،ویکی دوساعت بحث کردن وهمون روز خانمه بچشو برداشت ورفت خونه باباش وبعد از چند هفته من شنیدم که راهشون رو از هم جدا کردن،واین قضیه یه تدنگری به من شد که مخصوصا توی روابط به اعصابم مسلط تر باشم وحتی اگه طرف مقابل بهم فحش ام داد ازش طفره برم هرچند کار سختیه ولی چیزی از بزرگی من کم نمیشه
امیدوارم خداوند مارا در این لحظات بحرانی که ممکنه برا هرکسی اتفاق بیفته مارا کمک کنه بتونیم ذهنمون رو کنترل کنیم
به نام خدای مهربان
سلام خدمت استاد عزیز و خانوم شایسته مهربان و قدرتمند و همه دوستان
این دومین باری است که من کامنت میذارم بعد از نزدیک به 1 سال که عضو این خانواده بزرگ شدم و سپاس گذار خداوندم که من رو هدایت کرد تا بتونم از مسیر زیبا روی خودم و روی باورهای خودم کار کنم و زندگی راحتتری رو داشته باشم
در مورد موضوع این فایل وقتی به قبل از اشنا شدن با این سایت نگاه میکنم بسیار زیاد میتونم پیدا کنم وقتیایی که نتونستم احساسم و کنترل کنم و تصمیم اشتباه گرفتم یکی از بزرگترین تصمیماتم در بیزینسم بود که موقعی که یه مقدار از نظر فروش ضعیف شده بودم و اون هم به خاطر باورهای اشتباهم بود که بعد از دوره روانشناسی ثروت متوجه شدم تصمیم گرفتم که با یکی از دوستانم در کسب و کاری که سالها براش زحمت کشیده بودم و رشد کرده بود شریک بشم کسی که هیچ تخصص و هیچ تعهدی به کار من نداشت و این تصمیم احساسی و این ترس از شکست باعث شد که مشکلاتم حل که نشود هیچ چندین برابرم بشه
ولی به لطف خدا و استاد عزیزم و این مسیر زیبای اگاهی الان تونستم همه اون وضعیت رو جمع کنم و مسئلهاشو حل کنم به کمک دوره روانشناسی ثروت 1 و دیدن صدها بار فیلهای سایت و هر روز و هر روز اتفاقهای زیباتری رو خلق کنم با کنترل افکار ایمان قوی تر و عمل به قانون و طی کردن تکامل خودم
سپاسگذار خداوندم بابت این همه نعمت و اگاهی و فراوانی
واز شما استاد عزیز که انقدر راحت و زیبا این مسیر توحیدی رو به من نشون دادین
سلام به استاد عزیزم و مریم جان و سلام به هم فرنکانسیهای خوب خودم..به به عجب فضایی ..سرسبزی جای که من عاشقشم..رنگ لباست استاد رنگ مورد عداقه منه..بسیار عالی وزیبا..استاد جانم من یه اشتباه کردم که به مقداریشو توضیح میدم. ..البته اینم بگم این یکی از اشتباهات گذشته منه. الان که این کامنت رو مینویسم ..با یه گوشی قدیمی ..چرا که خودم سر یه اشتباه و تصمیم گیری عجله باعث ضرر به خودم شدم…و هم گوشیمو از دست دادم و هم یه سال. باید الکی قسط بدم اینم سر یه فکر عجله و تصمیم اشتباه 50 ملیون ضرر کردم..واقعا استاد شما درست میگید..باورتون میشه اون لحظه یکی بهم گفت این کار رو نکن ..اما من گوش ندادم..من خودمو مقصر میدونم و باید به قول استاد چک و لقت بخورم تا درس عبرت بگیرم..اگر من به نجواهام گوش میدادم ..ضرر نمیکردم…استاد جانم از شما سپاسگذارم که با این فایل زببا باعث میشید که ما اشتباهات خودمونو با دیگران درمیان بزاریم تا همه استفاده کنن..و با احساسات تصمیات عجله نگیرن…..من تعهد میدم که در حین عصبانیت..ترس ..دلهره و هر احساس بد تصمیم اشتباه نگیرم……استاد جان یه جایی دیگه من داشتم مجدد تصمیم اشتباه میگرفتم که خوسبختانه اونجا بر احساسم غلبه کردم….استادم بهیارم..و در بیمارستان کار میکنم……یه سال پیش من سر موضوعی با مترون بیمارستان دعوا کردم. و داشتم از روی عصبانیت استعفا میدادم..که یهو تصمیم گرفتم ..با یکی از همکارا مشورت کنم و باهاش تماس گرفتم …ایشون با کلی صحبت ارومم کرد و من رو منصرف کرد….خلاصه من همچنان مشغول کارم تا الان و خداروسپاسگذارم که اونموقع تصمیم اشتباه نگرفتم..استاد ممنونم که اینها رو به ما یاداوری میکنی که ملکه ذهن ما بشه..ازتون ممنونم و مجدد سپاسگذاری میکنم…
دوستدار شما