تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱


نکته: فایل فقط به صورت صوتی است.

موضوع این قسمت: تغییر آگاهانه (مسیر آسان) یا تغییر اجباری (مسیر سخت): شما کدام را انتخاب می‌کنید؟


چهارراه سرنوشت‌ساز «تغییر»

چند سال پیش استاد فایلی روی سایت قرار داد با عنوان «می‌خواهی جزو کدام گروه باشی؟». که کاملا با این قسمت مرتبط است.

استاد در ابتدای این فایل، تمام انسان‌ها را بر اساس نحوه‌ی واکنششان به «تغییر» به چهار گروه کلیدی تقسیم می‌کنند. شنیدن این دسته‌بندی به‌تنهایی می‌تواند مسیر زندگی شما را عوض کند، زیرا فوراً متوجه می‌شوید در کدام بخش از زندگی‌تان، در کدام گروه قرار دارید:

۱. گروه نابود شوندگان: افرادی که آنقدر نشانه‌های جهان را نادیده می‌گیرند و به مسیر اشتباه ادامه می‌دهند (مانند یک معتاد) تا شغل، روابط، سلامتی و در نهایت، همه‌چیز خود را از دست می‌دهند و کاملاً نابود می‌شوند.

۲. گروه «لحظه‌ی آخری‌ها»: این گروه آنقدر تغییر نمی‌کنند تا به «لبِ پرتگاه» می‌رسند. درست قبل از نابودی کامل، وقتی در «جوب» افتاده‌اند و همه‌چیز را باخته‌اند، تازه بیدار می‌شوند و تصمیم به تغییر می‌گیرند. این تغییر، بسیار سخت، دردناک و زمان‌بر است.

۳. گروه «هوشیاران»: این افراد با دیدن اولین نشانه‌های مشکل (مثلاً اولین اخطارها در محل کار یا شروع تنش‌ها در رابطه)، متوجه می‌شوند که باید مسیر را اصلاح کنند. آنها قبل از اینکه کار به فاجعه بکشد، خود را تغییر می‌دهند.

۴. گروه «پیشروها» (گروه ایده‌آل): اینها افرادی هستند که حتی زمانی که همه‌چیز خوب است، دنبال بهبود و تغییرِ مثبت‌اند. یعنی قبل از آن‌که جهان چکش را بلند کند و بکوبد روی سرشان، خودشان به فکر بهتر کردنِ خود و زندگی‌شان هستند. دائم می‌پرسند: «روابطم را چطور بهتر کنم؟ مسائل مالی‌ام را چطور ارتقا بدهم؟ در کارم چطور با کیفیت‌تر شوم؟ در سلامت جسمانی چه کار کنم که قوی‌تر و سبک‌تر و سرحال‌تر باشم؟» حتی وقتی اوضاع خوب است، باز در جست‌وجوی عالی‌تر شدن‌اند.


بیایید دو کار کنیم؛ اول خودمان را بشناسیم؛ بفهمیم جزو کدام گروه هستیم؛ و دوم از تجربه‌های همدیگر بهره ببریم تا سریع‌تر و کم‌هزینه‌تر تغییر کنیم. چون جهان یک ویژگی روشن دارد: یا خودت را بهبود می‌بخشی، یا نابودت می‌کند. در کار خداوند «دل‌سوزیِ بی‌قانون» وجود ندارد؛ کار خداوند «قانون» دارد. اگر نگاه سیستمی به خدا داشته باشیم؛ او را به‌صورت یک «قانون‌مندی» ببینیم؛ زندگی‌مان را بهتر مدیریت می‌کنیم.


قانون طلایی زندگیِ «روان»

نقطه‌ی اوج صحبت‌های استاد، معرفی یک «جمله‌ی طلایی» است که دلیل تمام مشکلات و تضادهای زندگی ما را فاش می‌کند:

«تضاد (مشکل) برای این به وجود می‌آید که شما پیشرفت کنی. اگر شما خودت در حال پیشرفت باشی، تضادی به وجود نمی‌آید.»

جهان هستی مانند یک سیستم هوشمند عمل می‌کند: یا شما داوطلبانه خودتان را بهبود می‌بخشید (مانند گروه ۴)، یا جهان شما را با «تضاد» و «مشکلات»، مجبور به پیشرفت می‌کند. این فایل به شما می‌آموزد که چطور مسیر اول (مسیر آسان و روان) را انتخاب کنید.


داستان دو مسیر: تغییر از روی «رویا» در برابر تغییر از روی «تضاد»

زیبایی این فایل در دو داستان واقعی است که در ادامه می‌شنوید:

۱. داستان بهنام: قدرت «تغییر داوطلبانه» (مثال گروه ۴)

بهنام عزیز داستان شگفت‌انگیز خود را تعریف می‌کند. او در تبریز کارمند بود و یک زندگی «خانواده‌پسند» و ظاهراً عالی داشت: خانه، شغل ثابت و دوستان خوب. اما او احساس می‌کرد این رویای او نیست.

او با الهام از دوره‌ی «عزت نفس»، یک تصمیم شجاعانه گرفت: با وجود خوب بودن همه‌چیز، داوطلبانه کارش را رها کرد، خانه‌اش را پس داد و فقط با دو میلیون تومان پول و بدون هیچ تخصصی، برای دنبال کردن علاقه‌اش (گل و گیاه) به تهران مهاجرت کرد.

نتیجه؟ در کمتر از یک سال، بهنام به یکی از ۳ برند برتر آنلاین در حوزه‌ی کاری خود در کل کشور تبدیل شد. چون او قبل از بروز تضاد حرکت کرده بود، جهان مسیر را برایش هموار کرد و زندگی‌اش «روان» پیش رفت.

 

۲. داستان راستین: قدرت «تغییر اجباری» (مثال گروه ۲)

راستین عزیز داستان متفاوتی را به اشتراک می‌گذارد. او «بچه پولداری» بود که کاملاً به حمایت مالی پدرش وابسته بود.

تضاد بزرگ: در سن ۲۱ سالگی، پدرش ناگهان حمایت مالی خود را قطع کرد. این «تضاد» و ضربه‌ی بزرگ، او را که به گفته‌ی خودش ایمانی هم نداشت، مجبور کرد تا روی پای خودش بایستد.

نتیجه؟ او پس از برخورد با این دیوار سخت و شروع کار کردن روی باورهایش (با دوره‌های استاد)، از درآمد ۲ میلیونی به مداری رسیده که اکنون در فکر معاملات میلیاردی و کارآفرینی در ساخت‌وساز است.

استاد در انتها توضیح می‌دهند که هرچند نتیجه‌ی راستین عالی است، اما مسیر او سخت بود، زیرا جهان او را مجبور به تغییر کرد. اما مسیر بهنام آسان بود، زیرا او خودش تغییر را انتخاب کرد. این فایل به شما کمک می‌کند تا آگاهانه مسیر آسان‌تر را برای خلق موفقیت‌هایتان انتخاب کنید.


تمرین این قسمت:

هدف این قانون، این است که ما زندگی خود را از حالت واکنش به بحران خارج کرده و به حالت خلق پیشرفت فعال ببریم.
استاد عباس منش تأکید می‌کنند که اگر همواره در حال پیشرفت باشیم، تضاد به وجود نمی‌آید.

حال، صادقانه به زندگی خود نگاه کنید: در چه حوزه‌ای (مالی، رابطه، شغلی یا سلامتی) شما منتظر ماندید تا جهان “چکش” را بردارد و یک تضاد دردناک (مثلاً ورشکستگی، بیماری، یا جدایی) شما را وادار به تغییر مسیر کند؟

همچنین، امروز، در حالی که اوضاع شما “خوب” است، چه یک حرکت کوچک یا بزرگِ پیشگیرانه‌ای انجام داده‌اید تا جلوی بروز یک تضاد احتمالی در آینده را بگیرید (مصداق گروه چهارم)؟

لطفاً تجربه خود را به اشتراک بگذارید و بگویید درس بزرگ شما از آن “ضربه‌ی” جهان و یا قدرت “تغییر فعال” چه بوده است. (تا دیگر اعضای سایت نیز از این خودشناسی جمعی بهره‌مند شوند)
با به اشتراک گذاشتن این دو تجربه، به خودمان و دیگران کمک کنیم تا قدرت «تغییر آگاهانه» (قبل از برخورد با تضاد) را بیشتر درک کنیم.

پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشه‌ی راه شود و هم الهام‌بخش دیگران.


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

738 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «نگین نگین» در این صفحه: 9
  1. -
    نگین نگین گفته:
    مدت عضویت: 2424 روز

    سلام به همه دوستان بخصوص دو استاد عزیزم

    تمرین: صادقانه به زندگی خود نگاه کنید: در چه حوزه‌ای (مالی، رابطه، شغلی یا سلامتی) شما منتظر ماندید تا جهان “چکش” را بردارد و یک تضاد دردناک (مثلاً ورشکستگی، بیماری، یا جدایی) شما را وادار به تغییر مسیر کند؟

    _ خیلی دردناک نبود ولی حس کردم خرج کردن برام سخت شده چون پولم کم شده بود واسه همین رفتم سر کار.

    همچنین، امروز، در حالی که اوضاع شما “خوب” است، چه حرکت کوچک یا بزرگِ پیشگیرانه‌ای انجام داده‌اید تا جلوی بروز یک تضاد احتمالی در آینده را بگیرید (مصداق گروه چهارم)؟

    _ بهم الهام شده نمونه سوال طرح و تایپ کنم، انجام دادم ولی نه تا آخر کتاب، باید ادامه بدم

    _ یک دور پروژه تغییر رو گذروندم ولی تصمیم گرفتم دوباره تمریناتش رو با دقت انجام بدم و شروع کردم

    _ بهم گفته شده دوره عزت نفس رو دوباره شروع کن، و شروع کردم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    نگین نگین گفته:
    مدت عضویت: 2424 روز

    به نام خدای وهابم

    سلام به همه دوستان بخصوص دو استاد عزیزم

    استاد نمیدونم چرا انقدر مقاومت دارم روی این موضوع که دوباره یک مطلب رو بنویسم، یاد خانم ماریا اکبری افتادم که موفقیتهاشون رو تو کامنتها چندین بار میگن و مرور میکنن برای خودشون، اما من میگم برم ببینم اگر قبلا این موضوع رو گفتم دیگه ننویسمش

    چه موقع با اجبار جهان تغییر کردم؟ خب من هیچ وقت خیلی مجبور نشدم با اولین نشانه ها تغییر کردم سال 4٠3 وقتی دیدم ماهانه پول کمی دارم و داره بهم سخت میگذره ایده اومد که برم سر کار، همون شغل قبلیم.

    چه موقع وقتی همه چیر خوب بود تغییر کردم؟ اول سال تحصیلی که خیلی هوش مصنوعی بین معلمها جا نیافتاده بود من یاد گرفتم و یه کلیپ خوشگل برای دانش اموزام درست کردم.

    تو گروه اجتماعات معلمها تو دو تا گروه عضو شدم و متناسب با متنم تصویر هم طراحی کردم، زمانبر بود، واجب نبود اما من خودم دوست داشتم و انجام دادم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    نگین نگین گفته:
    مدت عضویت: 2424 روز

    به نام خدای وهابم

    سلام به همه دوستان بخصوص دو استاد عزیزم

    استاد از دیشب دوباره پروژه تغییر رو شروع کردم یعنی تعهد دادم که هر رووووز گوش بدم و اگاهای کسب کنم، داشتم گوش میدادم، گوش میدادم، گوش میدادم، که بابام زنگ زد، مثل هر روز عصر، ولی اینبار گفت یک وام بدون سود دارم برای تو! اول گفتم نه، ولی بعد قبول کردم، و گفت قسطش رو هم از پول ماهانه ات کم میکنم، من پارسال به خودم قول دادم از پولی که بابام بهم میده خرج نکنم خب یکم سخت بود اما در عوضش رفتم سر کار. الان با حرفهای شما گفتم نگین بپذیر، این پول رو از بابات بپذیر چه اشکالی داره، تو که خرجش نمیکنی، تو این مدت باهاش طلا خریدم، و الان کاملا حس میکنم آمادگی دارم برم فایل دوم رو گوش بدم.

    من میتونم برم سر کار و خودم پول دربیارم در کنارش کمکهای خانواده رو هم داشته باشم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    نگین نگین گفته:
    مدت عضویت: 2424 روز

    روز بیستم تعهد، 16 آذر

    سلام به همه دوستان بخصوص دو استاد عزیزم

    وای استاد دو روزه کلاس مجازی داریم، نفسم بند اومده، البته ما انلاین نیستیم ولی باید کلیپ درست کنیم، افلاین برگزار میکنیم بعدا حضوری جبرانی میریم، اعتراف میکنم دیروز کمی تو دلم به این شرایط غرغر کردم، هم برای کلاسای حضوری جبرانی هم آفلاین و کلیپ ساختن، هم برای چک کردن تکالیف با گوشی.

    اما امروز اصلا زمان نداشتم غر بزنم چون…. برای کلاس فردام دو تا کلیپ خوب علوم و یه فارسی درست کردم، حرفه ای تر از کلیپهای دیروزم!! تازه امروز تکلیف ریاضی رو هم با اینشات تایپ کردم اسم خودم و مدرسه رو هم نوشتم که معلوم بشه از اینترنت نگرفتم، توی کلیپهام هم اسم خودم رو واتر مارک کردم، کلــی کیف کردم، ولی خب بیشتر کارای تکالیف و کلاس مجازی پسرم با همسرم بود واقعا دستش درد نکنه.

    استاد من هنوز هم تو دسته سوم هستم، نشانه و تذکر شنیدم و سریع شروع کردم به یادگیری، میگم خوبه ولی میتونست از این هم بهتر باشه

    زیبایی امروز:

    1) یه ظرف آش هدیه گرفتم و قورمه سبزی خوشمزه ای که پخته بودم موند برای ناهار فردا

    2) دوبار صبح و عصر با پسرم فوتبال بازی کردم کلی خندیدیم

    خدایا شکرت برای این نعمتهای بیکرانت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    نگین نگین گفته:
    مدت عضویت: 2424 روز

    روز نوزدهم تعهد، 15 آذر

    به نام خدای وهابم

    سلام به همه دوستان بخصوص دو استاد عزیزم

    استاد تو این دوره زمونه واااقعا اگر تغییر نکنیم عقب میمونیم، دنیا به شدت در حال تغییره، امروز کلاس افلاین داشتیم قرار شد کلیپ بذاریم و بعدا حضوری اضافه تر برگزار کنیم، بعد مدیرمون گفت مثل یکی از همکارها حتما با صدای خودتون کلیپ بذارید، خب من تو کلاسهای قبلیم اینجوری عمل کرده بودم و راستش امروز اول خیــــلی زورم برد چون اون خانم شب قبل از من پرسید چجوری عمل میکنی و نمونه تدریست رو برام بفرست، من هم گفتم این جلسه طبق برنامه ای که مدرسه گفته، مرور میکنم، و ایشون چیزی در مورد کار خودش نگفت،

    سعی کردم ذهنم رو کنترل کردم و…

    کاری که چنـــد وقته میخوام انجام بدم و پشت گوش میندازم، یعنی نوشتن رو پی دی اف و فیلم گرفتن ازش رو یاد گرفتم، گفتم حالا که دارم کلیپ درست میکنم بذار تدریس هم داشته باشم.

    یه فیلم هم از حل تمرین ریاضی گرفتم.

    کم حجم کردن و تکه کردن ویدیو با اینشات رو هم یاد گرفتم.

    اگر قبلا بود اون حس رو ادامه میدادم، و میگفتم تایید مدیر برام مهم نیست، اما الان شروع کردم به یادگیری روش جدید و عمل کردن، سعی میکنم خودم رو با تغییرات جهان هماهنگ کنم.

    البته وسطاش غر هم میزدم ولی گفتگوی ذهنی بد نداشتم فقط چند بار موقع صحبت با همسرم به این موضوع غر زدم، هرچند الان که اخر شبه و دارم به کارهام فکر میکنم پشیمونم

    ولی در کل از عملکردم راضیم و نسبت به قبل تغییراتم رو حس کردم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    نگین نگین گفته:
    مدت عضویت: 2424 روز

    سلام به همه دوستان بخصوص به دو استاد عزیزم

    وقتی خودمون خودمون رو پوش کنیم و مجبور کنیم که حرکت کنیم این باعث میشه که خیلی کارها راحتتر پیش بره

    تضاد برای این بوجود میاد که شما پیشرفت کنی، اگر شما خودت در حال پیشرفت باشی تضادی بوجود نمیاد

    وای استاد در این مورد من سعی کردم هوش مصنوعی یاد بگیرم، خیلی تلاش کردم و یک کلیپ خیـــلی خوشگل برای دانش اموزام درست کردم تو لباس شغل مورد علاقه شون در اینده! مدیر تو پیج اینستای مدرسه گذاشتش، مادرا بهم پیام دادن و ازم تشکر کردن، یکیشون گفت بهترین هدیه روز دانش اموز بوده و اشکش دراومده.

    و الان نشستم سر یه کلاس اموزشی که اداره آموزش و پرورش برای هوش مصنوعی و اصلاح روش تدریس برامون برگزار کرده! مقدماتش رو خودم قبلا یاد گرفته بودم و میخوام خودم بهترش رو یاد بگیرم ولی باز هم غر نزدم که اینا دارن تکراری میگن پیش خودم گفتم خدایا شکرت اینجا با کوپایلت هم اشنا شدم!

    تا جاییکه یادم میاد این اولین بار بود که قبل از اینکه مجبور بشم، خودم تغییر کردم و به روز شدم، خیلی سخت و زمانبر بود اما حس الانم خوب و شیرینه!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  7. -
    نگین نگین گفته:
    مدت عضویت: 2424 روز

    سلام به همه دوستان بخصوص دو استاد عزیزم استاد عباسمنش و خانم شایسته نازنین

    استاد پرسیدم خدایا از اونور شغلم زمانبر و سخت شده برام باید دوتا کتاب تقویتی رو هم تصحیح کنم، واقعا خسته میشم دانش اموزها هم که نمره شون کم میشه و مدیر فشار میاره دیگه بیشتر احساس خستگی میکنم، از اینطرف هم وقتی پسرم به حرفم گوش نمیده و غذا نمیخوره دعواش میکنم، خوابم هم کم شده، چکار کنم خدا؟ جواب خدا و نشانه روزم: قسمت یک تغییر را در آغوش بگیر

    خدایا دو تا چیزی که اذیتم میکنه و نتونستم تغییرش بدم، غذا خوردن خودم و دعوا کردن پسرمه نمیگم اصصصلا تغییر نکردم، نسبت به قبل خیلی بهتر شدم در مورد پسرم به شدددت ارومتر شدم اما وقتی مریض میشه و غذا نمیخوره یکهو همونی میشم که قبلا بودم سعی میکنم مجبورش کنم غذا بخوره و هفته گذشته کلا مریض بود و به شدت انرژیم گرفته شده بود، بعدش عذاب وجدان سرتاسر وجودم رو میگیره.

    در مورد غذا خوردن هم خوراکی های ناسالم کمتر میخورم اما خیلی وقتا پیش میاد هوس میکنم و میخورم یا حتی همین خوراکی سالم رو زیاد میخورم

    من باید قبل از اینکه چک و لگد بخورم تو این زمینه ها تغییر کنم، خدایا خودت کمکم کن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  8. -
    نگین نگین گفته:
    مدت عضویت: 2424 روز

    سلام به همه دوستان بخصوص به دو استاد عزیزم استاد عباسمنش و خانم شایسته نازنین

    استفاده از پول خانواده:

    استاد من از وقتی که تصمیم گرفتم پولی که بابام ماهانه به حسابم میریزه رو خرج نکنم، به سختی رسیدم، و همین باعث شد برم سر کار و درامد داشته باشم، هرچند تابستون که درامد نداشتم و مدرسه تعطیل بود از این پول استفاده کردم اما تعهد داده بودم واسه همین مثل قرض بهش نگاه کردم و تا حقوق مهر ماه رو گرفتم اون پول رو ریختم به همون حسابم، و همین کار باعث شد من پارسال طلا بخرم و امسال مقداری پول تو حساب پس اندازم داشته باشم.

    استاد ممنونم این توضیحات شما باعث شد من از عذاب وجدانم کم بشه بخاطر استفاده از پول خانواده ام، دیگه اینکه من متوجه شدم ظرف وجودم کوچیکه واسه همین نمیتونم هم از پول خانواده ام استفاده کنم هم خودم درامد داشته باشم.

    استاد صد بااار این فایل رو گوش دادم باز هم حس میکنم کمه، دیشب هم این فایل شد نشانه روزم یعنی خدا محکمتر بهم گفت نگین باید تغییر کنی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    نگین نگین گفته:
    مدت عضویت: 2424 روز

    سلام به همه دوستان بخصوص استاد عزیزم و خانم شایسته نازنین

    1) پارسال داشت از لحاظ مالی بهم سخت میگذشت خیلی متوجه نبودم یعنی حس نمیکردم باید کاری کنم تا اینکه یکهو خدا به دلم انداخت دوباره برم سر کار، همون جای قبلی ( که قبل از بچه دار شدنم میرفتم) نشانه ها اومدن و من تغییر کردم بدون اینکه خودم متوجه بشم یعنی این تغییر آگاهانه نبود فقط به چیزی که به دلم افتاد عمل کردم

    2) کار با هوش مصنوعی رو یاد گرفتم، کار عالی و حرفه ای نشد، ولی یه کلیپ درست کردم و تو کانال مدرسه و کانال مربوط به پایه درسی خودم در شهر فرستادم هی دنبال این بودم که بهترش کنم و کار برام سخت شد چون باید با فیلتر شکن و ایمیلهای مختلف کار میکردم، یه صدایی درونم گفت بیخیال شو کمالگرایی رو بذار کنار نخواه که بهترین باشی و همین ویدیو رو بفرست، بعد هم تغییر عکس در موقعیتهای مختلف رو یاد گرفتم بدون اینکه مجبور باشم و میخوام برای دانش آموزام ازش استفاده کنم، باز هم باید یاد بگیرم، ولی جالبیش اینه که همکارام چیزی یاد نگرفتن و من نفر اول شدم تو این زمینه با اینکه نتیجه خاصی ازش ندیدم اما خیلی بهم اعتماد به نفس داده و یکسری کارها رو زیباتر کرده برام و دارم سعی میکنم بیشتر یاد بگیرم تو این زمینه.

    3) واای استاد در مورد سلامتیم، چند سال پیش حس کردم دارم زیاد میخورم چون معده ام درد میگرفت و احساس سنگینی میکردم، سعی کردم کمتر بخورم و هر چیزی نخورم، با اینکه من اصلا چاق نیستم و متناسبم اما لاغرتر و البته سبکتر و سرحالتر شدم، بعد از مدتی دوباره شروع کردم به خوردن، و پارسال موقعی که رفتم سرکار رعایت کردم و دوباره تناسب اندامم بیشتر و دور شکمم کمتر شد، اما از تابستون بااز هم شروع کردم به خوردن میدونستم نباید انقدر بخورم اما عمل نمیکردم و این عصبیم میکردم ( احساس میکنم چون درآمدم قطع شده بود هی غذا میخوردم) اول دور شکمم کمی بیشتر شد، بعد وضع شکمم بهم ریخت تااااا امروز که تو مدرسه دیگه دلم درد گرفته بود من باید به خودم بیام تا اوضاعم بدتر نشده، به غیر از این نشانه ها اولین چیزی که موقع گوش دادن این فایلهای تغییر به ذهنم رسید این بود که نگین تو میخوای افزایش درآمد داشته باشی اول باید شخصیتت تغییر کنه مثل اقای عطار روشن که میگفتن من هر تغییری رو انجام میدادم حتی اگر ربطی نداشت، و برای تغییر شخصیت چیزی که در دسترسته خوراکته! کمتر بخور، و دوباره شیرینی و بیسکویت و کیک رو کنار بگذار مثل پارسال و من دارم شروع میکنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: