تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱
نکته: فایل فقط به صورت صوتی است.
موضوع این قسمت: تغییر آگاهانه (مسیر آسان) یا تغییر اجباری (مسیر سخت): شما کدام را انتخاب میکنید؟
چهارراه سرنوشتساز «تغییر»
چند سال پیش استاد فایلی روی سایت قرار داد با عنوان «میخواهی جزو کدام گروه باشی؟». که کاملا با این قسمت مرتبط است.
استاد در ابتدای این فایل، تمام انسانها را بر اساس نحوهی واکنششان به «تغییر» به چهار گروه کلیدی تقسیم میکنند. شنیدن این دستهبندی بهتنهایی میتواند مسیر زندگی شما را عوض کند، زیرا فوراً متوجه میشوید در کدام بخش از زندگیتان، در کدام گروه قرار دارید:
۱. گروه نابود شوندگان: افرادی که آنقدر نشانههای جهان را نادیده میگیرند و به مسیر اشتباه ادامه میدهند (مانند یک معتاد) تا شغل، روابط، سلامتی و در نهایت، همهچیز خود را از دست میدهند و کاملاً نابود میشوند.
۲. گروه «لحظهی آخریها»: این گروه آنقدر تغییر نمیکنند تا به «لبِ پرتگاه» میرسند. درست قبل از نابودی کامل، وقتی در «جوب» افتادهاند و همهچیز را باختهاند، تازه بیدار میشوند و تصمیم به تغییر میگیرند. این تغییر، بسیار سخت، دردناک و زمانبر است.
۳. گروه «هوشیاران»: این افراد با دیدن اولین نشانههای مشکل (مثلاً اولین اخطارها در محل کار یا شروع تنشها در رابطه)، متوجه میشوند که باید مسیر را اصلاح کنند. آنها قبل از اینکه کار به فاجعه بکشد، خود را تغییر میدهند.
۴. گروه «پیشروها» (گروه ایدهآل): اینها افرادی هستند که حتی زمانی که همهچیز خوب است، دنبال بهبود و تغییرِ مثبتاند. یعنی قبل از آنکه جهان چکش را بلند کند و بکوبد روی سرشان، خودشان به فکر بهتر کردنِ خود و زندگیشان هستند. دائم میپرسند: «روابطم را چطور بهتر کنم؟ مسائل مالیام را چطور ارتقا بدهم؟ در کارم چطور با کیفیتتر شوم؟ در سلامت جسمانی چه کار کنم که قویتر و سبکتر و سرحالتر باشم؟» حتی وقتی اوضاع خوب است، باز در جستوجوی عالیتر شدناند.
بیایید دو کار کنیم؛ اول خودمان را بشناسیم؛ بفهمیم جزو کدام گروه هستیم؛ و دوم از تجربههای همدیگر بهره ببریم تا سریعتر و کمهزینهتر تغییر کنیم. چون جهان یک ویژگی روشن دارد: یا خودت را بهبود میبخشی، یا نابودت میکند. در کار خداوند «دلسوزیِ بیقانون» وجود ندارد؛ کار خداوند «قانون» دارد. اگر نگاه سیستمی به خدا داشته باشیم؛ او را بهصورت یک «قانونمندی» ببینیم؛ زندگیمان را بهتر مدیریت میکنیم.
قانون طلایی زندگیِ «روان»
نقطهی اوج صحبتهای استاد، معرفی یک «جملهی طلایی» است که دلیل تمام مشکلات و تضادهای زندگی ما را فاش میکند:
«تضاد (مشکل) برای این به وجود میآید که شما پیشرفت کنی. اگر شما خودت در حال پیشرفت باشی، تضادی به وجود نمیآید.»
جهان هستی مانند یک سیستم هوشمند عمل میکند: یا شما داوطلبانه خودتان را بهبود میبخشید (مانند گروه ۴)، یا جهان شما را با «تضاد» و «مشکلات»، مجبور به پیشرفت میکند. این فایل به شما میآموزد که چطور مسیر اول (مسیر آسان و روان) را انتخاب کنید.
داستان دو مسیر: تغییر از روی «رویا» در برابر تغییر از روی «تضاد»
زیبایی این فایل در دو داستان واقعی است که در ادامه میشنوید:
۱. داستان بهنام: قدرت «تغییر داوطلبانه» (مثال گروه ۴)
بهنام عزیز داستان شگفتانگیز خود را تعریف میکند. او در تبریز کارمند بود و یک زندگی «خانوادهپسند» و ظاهراً عالی داشت: خانه، شغل ثابت و دوستان خوب. اما او احساس میکرد این رویای او نیست.
او با الهام از دورهی «عزت نفس»، یک تصمیم شجاعانه گرفت: با وجود خوب بودن همهچیز، داوطلبانه کارش را رها کرد، خانهاش را پس داد و فقط با دو میلیون تومان پول و بدون هیچ تخصصی، برای دنبال کردن علاقهاش (گل و گیاه) به تهران مهاجرت کرد.
نتیجه؟ در کمتر از یک سال، بهنام به یکی از ۳ برند برتر آنلاین در حوزهی کاری خود در کل کشور تبدیل شد. چون او قبل از بروز تضاد حرکت کرده بود، جهان مسیر را برایش هموار کرد و زندگیاش «روان» پیش رفت.
۲. داستان راستین: قدرت «تغییر اجباری» (مثال گروه ۲)
راستین عزیز داستان متفاوتی را به اشتراک میگذارد. او «بچه پولداری» بود که کاملاً به حمایت مالی پدرش وابسته بود.
تضاد بزرگ: در سن ۲۱ سالگی، پدرش ناگهان حمایت مالی خود را قطع کرد. این «تضاد» و ضربهی بزرگ، او را که به گفتهی خودش ایمانی هم نداشت، مجبور کرد تا روی پای خودش بایستد.
نتیجه؟ او پس از برخورد با این دیوار سخت و شروع کار کردن روی باورهایش (با دورههای استاد)، از درآمد ۲ میلیونی به مداری رسیده که اکنون در فکر معاملات میلیاردی و کارآفرینی در ساختوساز است.
استاد در انتها توضیح میدهند که هرچند نتیجهی راستین عالی است، اما مسیر او سخت بود، زیرا جهان او را مجبور به تغییر کرد. اما مسیر بهنام آسان بود، زیرا او خودش تغییر را انتخاب کرد. این فایل به شما کمک میکند تا آگاهانه مسیر آسانتر را برای خلق موفقیتهایتان انتخاب کنید.
تمرین این قسمت:
هدف این قانون، این است که ما زندگی خود را از حالت واکنش به بحران خارج کرده و به حالت خلق پیشرفت فعال ببریم.
استاد عباس منش تأکید میکنند که اگر همواره در حال پیشرفت باشیم، تضاد به وجود نمیآید.
حال، صادقانه به زندگی خود نگاه کنید: در چه حوزهای (مالی، رابطه، شغلی یا سلامتی) شما منتظر ماندید تا جهان “چکش” را بردارد و یک تضاد دردناک (مثلاً ورشکستگی، بیماری، یا جدایی) شما را وادار به تغییر مسیر کند؟
همچنین، امروز، در حالی که اوضاع شما “خوب” است، چه یک حرکت کوچک یا بزرگِ پیشگیرانهای انجام دادهاید تا جلوی بروز یک تضاد احتمالی در آینده را بگیرید (مصداق گروه چهارم)؟
لطفاً تجربه خود را به اشتراک بگذارید و بگویید درس بزرگ شما از آن “ضربهی” جهان و یا قدرت “تغییر فعال” چه بوده است. (تا دیگر اعضای سایت نیز از این خودشناسی جمعی بهرهمند شوند)
با به اشتراک گذاشتن این دو تجربه، به خودمان و دیگران کمک کنیم تا قدرت «تغییر آگاهانه» (قبل از برخورد با تضاد) را بیشتر درک کنیم.
پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشهی راه شود و هم الهامبخش دیگران.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل صوتی تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱26MB27 دقیقه













به نام خداوند بخشنده و وهاب
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
(به نام خدا که رحمتش بی اندازه و بخشندگیش همیشگی ست)
«وَالَّذِینَ جَاءُوا مِن بَعْدِهِمْ یَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بِالْإِیمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنَا غِلًّا لِّلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّکَ رَءُوفٌ رَّحِیمٌ»
(ﻭ ﻧﻴﺰ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﺁﻣﺪﻧﺪ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﻣﻰﮔﻮﻳﻨﺪ: ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺍ ؛ ﻣﺎ ﻭ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻧﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺑﺮ ﻣﺎ ﭘﻴﺸﻲ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ﺑﻴﺎﻣﺮﺯ ، ﻭ ﺩﺭ ﺩﻝ ﻫﺎﻳﻤﺎﻥ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﺆﻣﻨﺎﻥ ، ﺧﻴﺎﻧﺖ ﻭ ﻛﻴﻨﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﺪﻩ. ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺍ ؛ ﻳﻘﻴﻨﺎً ﺗﻮ ﺭﺅﻭﻑ ﻭ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻲ)
(١٠ حشر)
@@@@@@@@@@@@@@@@@
خدا جان من ازت هدایت میخوام که کمکم کنی تا یک صلات پر از خیر و برکت آگاهی دیگه خلق بشه که نور هدایتی داره برای من خدایا ازت میخوام کمکم کنی تا بهترین مثال هامو به یاد بیارم تا کمکم کن مسیر برام روشن تر و بازهم هموار تر بشه جان من :)
خدایا من با تموم وجودم میخوام توی تمام جنبه های زندگیم باز هم بهتر بشم ، بهبود پیدا کنم ، نمیدونم چجوری تو میدونی رب من چگونگی ها کار توعه جان من پس بهم بگو قلب من :)
به امید خودت خدای بزرگم ، رب من :*
@@@@@@@@@@@@@@@@@
سلامِ عشق و برکت و زیبایی به استاد های عزیز خودم امیدوارم هرجا هستین حال دلتون عالی ترین باشه و همواره در حال بهبود باشین در این مسیر عشق و برکت و زیبایی :)
به امید خدای بزرگم از شنبه این پروژه پر برکت رو شروع کردم
عهد بستم با خودم و خدای خودم که بالاترین و خالص ترین انرژیم رو بزارم برای درک آگاهی های پروژه “نوشتن”
عهد بستم که کلمه به کلمه پروژه رو بنویسم و توش تعقل کنم
یکشنبه کامنت پروژه رو خوندم که اونم بی نظیر بود و باعث شد که مونتوم مثبتم اوج بگیره :)
خدایاااااااااا شکرت برای این لحظات پر برکت
یکشنبه مادرم برام خرجیم رو ریخت ، اما اینسری 500 تومن بیشتر
بنظرم این برکت دیدن پروژه هست ، حالا مونده نتایج فوقالعاده و بزرگ و توحیدی در راه هستن :) خدایییییی مننننننن شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتنتتتننتتتتتتتتتتت
امروز هم دیگه نشستم به طور کامل قسمت یک رو دیدم و نوشتم
مهم نیست چند ساعت طول بکشه من با تموم وجودم و خالصانه و عاشقانه تک به تک کلمات رو مینویسم و اگر مثال یا چیزی یادم اومد بازهم توی پرانتز اضافه میکنم :)
خواستم کامنت این قسمت رو با هدایت خداجانم بنویسم
تغییر کلی من از سال 1400 شروع شد ، اون موقع من آدمی بودم همش دنبال چیزای نادرست و نازیبا بود که این نشئت میگرفت از مدار و فرکانس پایینش
میدونی استاد جانم ، چون خیلی از اون زهرا فاصله گرفتم دیگه به سختی میتونم به یاد بیارم که چی بود
ولی من تصمیم گرفتم که تغییر کنم و یادمه وقتی شروع کردم ، جهان و خداوندم هدایتم کرد
برای آماده کردن مدارم ، برای اینکه زمینه ای بشه تا بتونم این اگاهی های خالص رو دریافت کنم
بعد طی کردن تکاملم وارد سایت شدم و دسته باورهای ثروت ساز رو انتخاب کردم و یک دفتر داشتم و خودکار مینوشتم و می نوشتم و می نوشتم
تمامی ویدئو هایی که توی اون دسته بود رو نوشتم با خودم صحبت میکردم ، فکر میکردم و تغییرات از همون جایی که بودم شروع شد از همون محل ، همون خونه و…
بدون اینکه من توی شرایط بیرونی تغییری ایجاد کنم
من توی اصل و اساسم یعنی باورهام تغییر ایجاد کردم
اتفاقاتی افتاد و ما یک مهاجرت کوچولو داشتیم ، البته توی همین تهران بود از مکانی به مکان دیگه
شرایط همینجوری پیش رفت تا من رسیدم به سال 1403 ، این سال سال خوبی بود ولی برای من رضایت بخش نبود
چون من راکد مونده بودم و داشتم پسرفت میکردم
حتی یکسری نتایج نازیبا داشت به وجود میومد ولی من توجهی نمیکردم
گذشت تا دوره پر برکت هم جهت با جریان خداوند روی سایت لانچ شد
این دوره تغییرات عظیمی در من ایجاد کرد من به یک تضاد برخورده بودم ، فهمیده بودم من از مسیر دارم خارج میشم و دارم پسرفت میکنم
ولی این دوره و خدای دلبرم نذاشت
من شروع کردم به تغییر ، توی این موضوع فکر میکنم تقریبا جزو گروه 3 بودم ، چون اوضاع هنوز اونقدر بد نشده بود
به گوش دادن فایل های استاد ، خوندن کامنت بچه ها و…
تا رسید به اون شرایط ویژه کشور ، من کامل خودم رو بستم به سایت
به فایل های استاد به کامنت نوشتن به خوندن کامنت بچه ها
حتی هدفون میزاشتم تا صدای اطرافم رو نشنوم و بتونم کامنت بچه هارو بخونم
دیگه ، هرچی بازی فیلم هرچییییی داشتم از توی گوشیم حذف کرده بودم ، برای اینکه اولویت اول و آخرم شده بود سایت عباس منش دات کام :)))))))
و تصمیماتی گرفتم که برای خودم خیلی تحسین برانگیز بود شاید خیلی کوچیک بودنا ولی برای من جای تحسین داشت و بنظرم عضله تصمیم گیریم رو قوی تر میکرد
از اون وقت تا الان من دیگه وقتی گوشیم رو دستم میگیرم کاری جزو بودن توی سایت و خوندن کامنت بچه ها ندارمممممم
از تغییرات دیگه ای که این دوره پر برکت هم جهت با جریان خداوند برام داشت ، این بود که من فهمیدم من خودم رو برتر میدونم از کسانی که ناآگاهانه عمل میکنن
از خداوندم خواستم کمکم کنه بفهمم این نشئت میگیره از کجا تا بتونم درستش کنم و درباره ش فکر کردم
و به لطف خداجانم پیداش کردم و آگاهانه درستش کردم و هنوزم دارم روش کار میکنم
توی اون شرایط ویژه به لطف خدای بزرگم من یکی از دوره های استاد رو تهیه کردم یعنی اولین دوره
من همیشه باورداشتم که در بهترین زمان و بهترین مکان زمانی که آماده باشم دوره ای باید رو تهیه میکنم
و همینطورم شد ، وقتی که آماده ش بودم تمام مبلغ دوره رو خداجانم برام جور کرد و من دوره رو خریدم و بی نهایت خوشحال بودم
خدایا شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتنتتتننتتتتتتتتتتت
همینطور که همیشه باور داشتم قبل از اینکه اتفاقی بیوفته خداوند من رو به جایی هدایت میکنه که هماهنگ هست با فرکانسم
و توی اون شرایط در یک هم زمانی توحیدی من به جایی هدایت شدم که پر بود از آرامش و زیبایی و خوشگذرونی
که حالا مفصلا توی کامنت دیگم توضیح دادم ، قلبم بهم گفت لینک ش رو بزار :)
https://abasmanesh.com/fa/creating-peace-of-mind-faith-in-war-situation/#comment-1719682
خلاصه که همه این تجربه های خالص و توحیدی که توی سایت ثبت شده بخاطر برگشتن و تغییر کردن بوده با دیدن نشونه ها
همین ثتبش توی سایت هدایت خداوندم بوده :)
خلاصه که وقتی برگشتم خداوند چندین ایده ثروت ساز بهم الهام کرده بود که من سعی کردم آروم آروم بهشون عمل کنم و به خودن یادآوری کنم که وقتی داری به ایده ها عمل میکنی حتی اگرم نتیجه ندادن تو توی روند عمل بهشون تجربه کسب کردی و این خودش بی نظیره
یکی از اون ایده ها بافت لیف بود ، من وقتی بهش عمل کردم جدا از اینکه کلی ایده کسب کردم و تجربه
بلکه این ایده جواب داد ، بعدش برای خودم لباس بافتم
بعدش برای خالم لیف بافتم و بهاش رو گرفتم به راحتی و لذت بخشی :))))))
و الانم باز دارم پروژه هایی رو اجرا میکنم
تا اینکه دوباره یک پروژه خیلی پر برکت و پر بار اومد روی سایت
وقتی مریم شایسته ی عزیزم ، روی بنر سایت گذاشت که قراره یک پروژه آماده بشه
بسیار ذوق زده بودم و آماده برای شروعش حتی دفترم براش خریدم و کنار گذاشته
با شروع این پروژه قراره تغییرات عظیمی در من رخ بده نتایج بزرگ و توحیدی در انتظار من هست :)
و خدایاااااااااا شکرت برای تمامی این ها شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتنتتتننتتتتتتتتتتت
از سالی که هدایت شدم تا سال 1403 سال های زیبایی بودن و جزو تکاملی بود که تا الان طی کردم
اما اما اما ، سال 1404 انقدررررر پر بار و پر برکت و زیبا پر از ثروت و آگاهی های خالص ناب بوده توی همین چند ماهی که گذشت
که از همه ی سال های عمرم بهتر بوده و مطمئناً سال های بعدش فوقالعاده تر از امسال، انقدری که قابل توصیف نیست
و خدایا شکرت که نتایج توحیدی که تا الان گرفتم رو ثبت کردم تا یادم باشه
اون تضاد شیرین بعلاوه اینکه از من یک لِوِل دیگه ساخت
به من یک درس بزرگی رو داد
کار کردن روی ذهن یک روند دائمی است
و من کاری کردم که توی گوشیم و کلا توی کل روزم روی خودم و باورهام و سایت کار کنم
و از خداوندم بخاطر وقت آزاد و بدون دغدغه ای که دارم بی نهایت سپاس گزارم برای این همه سادگی رو راحتی
برای درک بیشتر و بهتر قوانین شکرت
و وقتی شروع به دیدن دوره کردم ، کلی نتایج پر برکت دیگه به وجود اومد ، کلی نعمت و ثروت خدایاااااااااا شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتنتتتننتتتتتتتتتتت
این دوره پر برکت یک فرکانس خاصی داره که آدم با قلبش دریافتش میکنه و خدایاااااااااا شکرت برای هم مدار بودن باهاش شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتنتتتننتتتتتتتتتتت
با عشق و خالصانه تک به تک کلماتش رو می نوشتم و سعی میکردم که عمل کنم ، خیلی بهتر و خالص تر شد عمل کردنم و نتایجم به همو مراتب بهتر
خدایاااااااااا
شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتنتتتننتتتتتتتتتتتتتتت شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتنتتتننتتتتتتتتتتتتتتت شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتنتتتننتتتتتتتتتتتتتتت شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتنتتتننتتتتتتتتتتتتتتت
من برای شروع کامنتم هیچ ایده ای نداشتم اما خداجانم مثل همیشه از نور الهی ش بر دستان من جاری کرد تا بتونم بنویسم این اگاهی خالص و ناب که پر از نور هدایته برای من
و این مسیر باز برای من یادآور این شد که
حتی اگر هیچ ایده ای هم نداشتم خداوند به قشنگ ترین و بهترین و ساده ترین شکل ممکن من رو هدایت میکنه به سمت بهترین ها
خداوند بهترین هارو برای من کنار گذاشته
و در نهایت من به بیش از آنچه که میخواهم میرسم
خداوندم رو شاکرم برای امسال که عاشقانه دوسش دارم برای این زهرای 1404 که بی نظیر و پاک و دوست داشتنی هست
یعنی این تضاد به حدی بود که زندگی من رو به دو قسمت قبل این تضاد و بعد این تضاد تقسیم کرد
گفتم زهرا از قبل این تضاد فقط زیبایی ها و نتایج رو به یاد میاری و فقط وفقط بعد این تضاد برام مهمه
که تا همین الانش پر بوده از نتایج توحیدی و الهی و فوقالعاده که یادآوریشون شیرینی هدایت های خداوند رو بیشتر میکنه
و ایمان و باورم رو قرص تر :)
و اما سخن پایانی
خدای عزیزم من با تموم وجودم میخوام سعی کنم جزو گروه چهارم باشم میخوام بهبود پیدا کنم توی هرجنبه ای نمیدونم چجوری خدایااااا من نمیدونمممممم تو میدونی جان من چگونگی ها کار توعه رب من پس به امید خودت
من با تموم وجودم آماده ام برای اینکه به تک به تک هدایت هات و الهاماتت عمل کنم عاشقانه و خالصانه :))))
راستی امسال من با هدایت خداوندم دانشگاه نرفتم و به نظرم برای من یکی از اون تصمیمات بزرگی بود که گرفتم
گفتم خدا بهتر میدونه که کدوم مسیر برای من بهتره و من وقتی میگم روی خودم کار میکنم و فقط حرف نمیزنم
پس باید الان عمل کنم ، و اینکارم کردم
و خدا میدونه بعد ها چه نتیجهٔ بی نظیری خواهد داشت :)
خدایاااااااااا خیلی عاشقتماااااااا خیلی زیاد بوس بهت رب من :*
استاد عزیزم خالصانه عاشقانه سپاس گزارم ازتون برای این سخاوت قلب بزرگتون ، برای این زیبایی ها و بهبود ها برای وجود نازنینتون
خیلی دوستتون دارم استاد های عزیزم از صمیم قلبم بوس بهتون :*
به امید دیدارتون در بهترین زمان و مکان که قطعا اتفاق خواهد افتاد
اون جنس از اطمینانی که برای خرید دوره های استاد داشتم نتیجه ش شگفت انگیز بود
و همون جنس از اطمینان حالا برای خواسته های دیگه هست و نتیجه فراتر از تصور منه
چون پلن های خداوند همیشه بهتر از برنامه ریزی های ما همیشه
خدایا عاشقتم زیادددددددددددددد :)
من چیزی از خودم نمیگم ، من چیزی از خودم ندارم همه چیز از آن رب این جهان است و بس
«وَکَفَىٰ بِرَبِّکَ هَادِیًا وَنَصِیرًا»
(ﻭ ﻛﺎﻓﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺕ ﺭﺍﻫﻨﻤﺎ ﻭ ﻳﺎﺭﻱ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ)
(٣١ فرقان)
خدایاااااااااا با تموم وجودم میگم که من در برابرت تسلمیمممممممممممم من هیچی نمیدونم هیچیییییی
احساس میکنم که داشتم کمی به سمت رکود میرفتم و جهان آروم بهم گفت بیدار شو :)
و قبل از اینکه به سمت چکش بزرگش بره این پروژه پر برکت اومد که مطمئنم قراره کن و فیکون کنه و تغییرات عظیمی رو در من رقم بزنه
به طوری این زهرا هیچ ربطی به زهرای قبل از پروژه نداشته باشه
آره همینه بازم رشد و بهبود بیشتر بازم بهتر شدن بازم نتایج بزرگ تر و بهتر من نباید توی باد موفقیت هام بمونم
من باید حرکت کنم من باید باز موفقیت های بیشتری رو کسب کنم تحسین شون کنم بخاطر شون سپاس گزار باشم اما توی باد موفقیت هام نمونم
خدایاااااااااا شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتنتتتننتتتتتتتتتتتتتتت
در پناه الله رب العالمین :)