تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱


نکته: فایل فقط به صورت صوتی است.

موضوع این قسمت: تغییر آگاهانه (مسیر آسان) یا تغییر اجباری (مسیر سخت): شما کدام را انتخاب می‌کنید؟


چهارراه سرنوشت‌ساز «تغییر»

چند سال پیش استاد فایلی روی سایت قرار داد با عنوان «می‌خواهی جزو کدام گروه باشی؟». که کاملا با این قسمت مرتبط است.

استاد در ابتدای این فایل، تمام انسان‌ها را بر اساس نحوه‌ی واکنششان به «تغییر» به چهار گروه کلیدی تقسیم می‌کنند. شنیدن این دسته‌بندی به‌تنهایی می‌تواند مسیر زندگی شما را عوض کند، زیرا فوراً متوجه می‌شوید در کدام بخش از زندگی‌تان، در کدام گروه قرار دارید:

۱. گروه نابود شوندگان: افرادی که آنقدر نشانه‌های جهان را نادیده می‌گیرند و به مسیر اشتباه ادامه می‌دهند (مانند یک معتاد) تا شغل، روابط، سلامتی و در نهایت، همه‌چیز خود را از دست می‌دهند و کاملاً نابود می‌شوند.

۲. گروه «لحظه‌ی آخری‌ها»: این گروه آنقدر تغییر نمی‌کنند تا به «لبِ پرتگاه» می‌رسند. درست قبل از نابودی کامل، وقتی در «جوب» افتاده‌اند و همه‌چیز را باخته‌اند، تازه بیدار می‌شوند و تصمیم به تغییر می‌گیرند. این تغییر، بسیار سخت، دردناک و زمان‌بر است.

۳. گروه «هوشیاران»: این افراد با دیدن اولین نشانه‌های مشکل (مثلاً اولین اخطارها در محل کار یا شروع تنش‌ها در رابطه)، متوجه می‌شوند که باید مسیر را اصلاح کنند. آنها قبل از اینکه کار به فاجعه بکشد، خود را تغییر می‌دهند.

۴. گروه «پیشروها» (گروه ایده‌آل): اینها افرادی هستند که حتی زمانی که همه‌چیز خوب است، دنبال بهبود و تغییرِ مثبت‌اند. یعنی قبل از آن‌که جهان چکش را بلند کند و بکوبد روی سرشان، خودشان به فکر بهتر کردنِ خود و زندگی‌شان هستند. دائم می‌پرسند: «روابطم را چطور بهتر کنم؟ مسائل مالی‌ام را چطور ارتقا بدهم؟ در کارم چطور با کیفیت‌تر شوم؟ در سلامت جسمانی چه کار کنم که قوی‌تر و سبک‌تر و سرحال‌تر باشم؟» حتی وقتی اوضاع خوب است، باز در جست‌وجوی عالی‌تر شدن‌اند.


بیایید دو کار کنیم؛ اول خودمان را بشناسیم؛ بفهمیم جزو کدام گروه هستیم؛ و دوم از تجربه‌های همدیگر بهره ببریم تا سریع‌تر و کم‌هزینه‌تر تغییر کنیم. چون جهان یک ویژگی روشن دارد: یا خودت را بهبود می‌بخشی، یا نابودت می‌کند. در کار خداوند «دل‌سوزیِ بی‌قانون» وجود ندارد؛ کار خداوند «قانون» دارد. اگر نگاه سیستمی به خدا داشته باشیم؛ او را به‌صورت یک «قانون‌مندی» ببینیم؛ زندگی‌مان را بهتر مدیریت می‌کنیم.


قانون طلایی زندگیِ «روان»

نقطه‌ی اوج صحبت‌های استاد، معرفی یک «جمله‌ی طلایی» است که دلیل تمام مشکلات و تضادهای زندگی ما را فاش می‌کند:

«تضاد (مشکل) برای این به وجود می‌آید که شما پیشرفت کنی. اگر شما خودت در حال پیشرفت باشی، تضادی به وجود نمی‌آید.»

جهان هستی مانند یک سیستم هوشمند عمل می‌کند: یا شما داوطلبانه خودتان را بهبود می‌بخشید (مانند گروه ۴)، یا جهان شما را با «تضاد» و «مشکلات»، مجبور به پیشرفت می‌کند. این فایل به شما می‌آموزد که چطور مسیر اول (مسیر آسان و روان) را انتخاب کنید.


داستان دو مسیر: تغییر از روی «رویا» در برابر تغییر از روی «تضاد»

زیبایی این فایل در دو داستان واقعی است که در ادامه می‌شنوید:

۱. داستان بهنام: قدرت «تغییر داوطلبانه» (مثال گروه ۴)

بهنام عزیز داستان شگفت‌انگیز خود را تعریف می‌کند. او در تبریز کارمند بود و یک زندگی «خانواده‌پسند» و ظاهراً عالی داشت: خانه، شغل ثابت و دوستان خوب. اما او احساس می‌کرد این رویای او نیست.

او با الهام از دوره‌ی «عزت نفس»، یک تصمیم شجاعانه گرفت: با وجود خوب بودن همه‌چیز، داوطلبانه کارش را رها کرد، خانه‌اش را پس داد و فقط با دو میلیون تومان پول و بدون هیچ تخصصی، برای دنبال کردن علاقه‌اش (گل و گیاه) به تهران مهاجرت کرد.

نتیجه؟ در کمتر از یک سال، بهنام به یکی از ۳ برند برتر آنلاین در حوزه‌ی کاری خود در کل کشور تبدیل شد. چون او قبل از بروز تضاد حرکت کرده بود، جهان مسیر را برایش هموار کرد و زندگی‌اش «روان» پیش رفت.

 

۲. داستان راستین: قدرت «تغییر اجباری» (مثال گروه ۲)

راستین عزیز داستان متفاوتی را به اشتراک می‌گذارد. او «بچه پولداری» بود که کاملاً به حمایت مالی پدرش وابسته بود.

تضاد بزرگ: در سن ۲۱ سالگی، پدرش ناگهان حمایت مالی خود را قطع کرد. این «تضاد» و ضربه‌ی بزرگ، او را که به گفته‌ی خودش ایمانی هم نداشت، مجبور کرد تا روی پای خودش بایستد.

نتیجه؟ او پس از برخورد با این دیوار سخت و شروع کار کردن روی باورهایش (با دوره‌های استاد)، از درآمد ۲ میلیونی به مداری رسیده که اکنون در فکر معاملات میلیاردی و کارآفرینی در ساخت‌وساز است.

استاد در انتها توضیح می‌دهند که هرچند نتیجه‌ی راستین عالی است، اما مسیر او سخت بود، زیرا جهان او را مجبور به تغییر کرد. اما مسیر بهنام آسان بود، زیرا او خودش تغییر را انتخاب کرد. این فایل به شما کمک می‌کند تا آگاهانه مسیر آسان‌تر را برای خلق موفقیت‌هایتان انتخاب کنید.


تمرین این قسمت:

هدف این قانون، این است که ما زندگی خود را از حالت واکنش به بحران خارج کرده و به حالت خلق پیشرفت فعال ببریم.
استاد عباس منش تأکید می‌کنند که اگر همواره در حال پیشرفت باشیم، تضاد به وجود نمی‌آید.

حال، صادقانه به زندگی خود نگاه کنید: در چه حوزه‌ای (مالی، رابطه، شغلی یا سلامتی) شما منتظر ماندید تا جهان “چکش” را بردارد و یک تضاد دردناک (مثلاً ورشکستگی، بیماری، یا جدایی) شما را وادار به تغییر مسیر کند؟

همچنین، امروز، در حالی که اوضاع شما “خوب” است، چه یک حرکت کوچک یا بزرگِ پیشگیرانه‌ای انجام داده‌اید تا جلوی بروز یک تضاد احتمالی در آینده را بگیرید (مصداق گروه چهارم)؟

لطفاً تجربه خود را به اشتراک بگذارید و بگویید درس بزرگ شما از آن “ضربه‌ی” جهان و یا قدرت “تغییر فعال” چه بوده است. (تا دیگر اعضای سایت نیز از این خودشناسی جمعی بهره‌مند شوند)
با به اشتراک گذاشتن این دو تجربه، به خودمان و دیگران کمک کنیم تا قدرت «تغییر آگاهانه» (قبل از برخورد با تضاد) را بیشتر درک کنیم.

پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشه‌ی راه شود و هم الهام‌بخش دیگران.


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

738 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «Moonlight» در این صفحه: 1
  1. -
    Moonlight گفته:
    مدت عضویت: 480 روز

    سلام به استاد های عزیزم

    اول اینکه از خانوم شایسته تشکر میکنم که متن جلسه رو هم نوشتن

    چون من خودم آدمی هستم که عاشق خوندنم و کتاب خوندن رو هم خیلی دوست دارم و مطالب رو به شکل نوشتاری خیلی خوب درک میکنم

    اول یدور خوندم متن رو و بعد گوشش دادم و حس میکنم درک بهتری داشتم

    اگه زحمتی نیست ازین به بعد زیر فایل ها بنویسین متن اون جلسه رو:) اگرم سخت تون میشه اشکالی نداره خود فایل ها همینقدر پر بار هست و نیاز به چیزی نداره :)))

    ولی اگه وقت تونو نمیگیره و حوصله داشتین متن جلسه رو هم بنویسین خانوم شایسته جون، مرسی:)))ننوشتیم هم فدای سرتون:)

    خب من متن گام اول رو کپی کردم که بیام اینجا جواب بدم

    البته ترجیح میدم اولش راجع به همین جلسه صحبت کنم بعد متن رو جواب بدم…

    خب من همین بودنم توی سایت الان خودش ینی من زود تغییر کردم قبل اینکه جهان بهم لگد بزنه

    چون من یک سال بود درست حسابی آموزش هارو گوش نمی کردم ولی خب هنوز اوضاع اونقدر خراب نشده بود

    من تصمیم گرفتم قبل اینکه اوضاع خراب شه خودم خودمو درست کنم و تغییر بدم جون فهمیدم خود بخود چیزی درست نمیشه و اگه من کاری نکنم اتفاق خوبی رو برای خودم رقم نمیزنم..،باید روی خودم کار کنم که خواسته هام رو رقم بزنم وگرنه بت هیچ کاری نکردن و توی اینستا چرخیدن نمیتونم اتفاقات خفن رو جذب کنم..

    —————————————————————————-

    حالا سوالات

    گام اول: شناخت خود و تعیین جایگاه (من اکنون کجا ایستاده‌ام؟)

    در این مرحله، می‌خواهیم بدون قضاوت، ببینیم در حوزه‌های مختلف زندگی بیشتر شبیه کدام یک از چهار گروهی هستیم که در متن توضیح داده شد.

    دستورالعمل: به سوالات زیر پاسخ دهید:

    حوزه‌های اصلی زندگی: چهار حوزه اصلی زندگی خود را بنویسید:

    کار و کسب (شغل و حرفه)

    روابط (عاطفی، خانوادگی، دوستان)

    سلامت (جسمی و روانی)

    وضعیت مالی (درآمد و مدیریت پول)

    تحلیل رفتار: برای هر کدام از این چهار حوزه، به سوالات زیر پاسخ دهید:

    خب اول برای کسب و کار

    الف) آخرین باری که در این حوزه با یک چالش یا مشکل جدی روبرو شدید، چه زمانی بود؟

    اممم دقیقا یادم نیست شاید یکی دو ماه پیش

    آیا قبل از آن، نشانه‌های هشداردهنده‌ای وجود داشت که می گفت باید تغییر کنید اما به آن‌ها توجه نکرده بودید؟ (مثلاً افت کیفیت کار قبل از تذکر مدیر، یا بحث‌های تکراری قبل از بحران در رابطه).

    اره

    اولش کارم خوب پیش میرفت ولی بعدش دچار خستگی خیلی شدیدی شدم و همکارم همش بهم غر میزد و حس میکردم داره منو سرکوفت میزنه و آزار میده

    همش بحث های تکراری و اعصاب خوردی چندبار هم صدا ش رو تقریبا بلند کرد برای من:)

    ب) آیا معمولاً منتظر می‌مانید تا یک مشکل در این حوزه به نقطه بحرانی برسد و بعد برای حل آن اقدام می‌کنید؟ (مثلاً شروع ورزش فقط بعد از دستور پزشک، یا جستجوی شغل جدید فقط بعد از اخراج شدن).

    بله متاسفانه نمیدونم چرا ولی اره.

    یا یکم قبل ازین نقطه

    ینی دقیقا جایی که میبینم هیچی خودش خود به خود درست نمیشه اونجا تغییر ش میدم

    ج) آیا در این حوزه، حتی زمانی که همه چیز خوب و آرام است، به دنبال راه‌هایی برای بهتر شدن، یادگیری بیشتر، یا قوی‌تر کردنِ موقعیت خود هستید؟ (مثلاً شرکت در دوره‌های آموزشی مرتبط با کارتان وقتی امنیت شغلی دارید، یا یادگیری مهارت‌های ارتباطی وقتی رابطه‌تان خوب است).

    نه، خیلی کم، باید اینو درست ش کنم و خودم دنبال بهتر کردن کارم باشم.

    امتیازدهی به خود: حالا در مقابل هر حوزه، نام یکی از چهار گروه زیر را که به رفتار شما نزدیک‌تر است، بنویسید:

    گروه 1 (بسیار مقاوم): تغییر نمی‌کنم تا جهان مرا با فاجعه مجبور کند.

    توی کار حس میکنم بیشتر توی این گروه هستم

    گروه 2 (واکنشی در لحظه آخر): وقتی به ته خط می‌رسم، تغییر می‌کنم.

    گروه 3 (واکنشی به هشدارها): با دیدن اولین نشانه‌های جدی، احساس خطر می کنم و تغییر می‌کنم.

    گروه 4 (پیشگیرانه و بهبود جو): همیشه و قبل از بروز مشکل، دنبال بهتر شدن هستم.

    خب حالا بریم برای روابط

    الف) آخرین باری که در این حوزه با یک چالش یا مشکل جدی روبرو شدید، چه زمانی بود؟ آیا قبل از آن، نشانه‌های هشداردهنده‌ای وجود داشت که می گفت باید تغییر کنید اما به آن‌ها توجه نکرده بودید؟

    برای روابط م با خانوادم که یه چند وقتی هست بهتر شده…آخرین بار یادم نیست کی خیلی خراب بود ولی فکنم همین چند ماه پیش بود

    معمولا اگه حالم خوب باشه روابطم خوبه اگه حالم بد باشه خیلی عجیب روابط مم بد میشه

    نوسانی هست بیشتر (اینجا منظورم روابط با خانوادمه)

    با دوستام هم روابطم خوبه ولی بازم اگه حالم بد باشه دوستام هم محو میشن مثلا کمتر میبینم شون ولی اگه حالم خوب باشه همش پیش همیم و خوش میگذرونیم

    اگه حالم بد باشه نه اینکه اونا از دستم ناراحت باشن ها فقط جهان از من جدا شون میکنه و مشکلی برا شون پیش میاد یا کاری براشون پیش میاد و نمیبینم شون

    ب) آیا معمولاً منتظر می‌مانید تا یک مشکل در این حوزه به نقطه بحرانی برسد و بعد برای حل آن اقدام می‌کنید؟ (مثلاً شروع ورزش فقط بعد از دستور پزشک، یا جستجوی شغل جدید فقط بعد از اخراج شدن).

    نمیدونم راستش من زیاد مشکل خاصی توی روابط با دوستام نداشتم

    توی خانواده هم با اولین هشدار ها خودم جمع و جورش میکنم و تغییر میکنم چون قبلا خیلی آسیب دیدم از تغییر نکردن

    ج) آیا در این حوزه، حتی زمانی که همه چیز خوب و آرام است، به دنبال راه‌هایی برای بهتر شدن، یادگیری بیشتر، یا قوی‌تر کردنِ موقعیت خود هستید؟ (مثلاً شرکت در دوره‌های آموزشی مرتبط با کارتان وقتی امنیت شغلی دارید، یا یادگیری مهارت‌های ارتباطی وقتی رابطه‌تان خوب است).

    نه راستش

    همیشه وقتی تنها میشدم یا دوست هامو از دست میدادم دنبال بهتر کردن خودم و روابط م بودم

    یا وقتی از لحاظ تنهایی و احساسی خیلی بهم فشار وارد بشه..

    امتیازدهی به خود: حالا در مقابل هر حوزه، نام یکی از چهار گروه زیر را که به رفتار شما نزدیک‌تر است، بنویسید:

    گروه 1 (بسیار مقاوم): تغییر نمی‌کنم تا جهان مرا با فاجعه مجبور کند.

    گروه 2 (واکنشی در لحظه آخر): وقتی به ته خط می‌رسم، تغییر می‌کنم.

    گروه 3 (واکنشی به هشدارها): با دیدن اولین نشانه‌های جدی، احساس خطر می کنم و تغییر می‌کنم.

    توی روابط بیشتر اینم

    چون قبلا وقتی تغییر نکردم در روابط با خانواده م خیلی بد آسیب دیدم و الان با اولین هشدار ها به خودم میام و درست ش میکنم

    در روابط با دوستام هم مشکل خاصی برام پیش نیومده تا حالا که بخوام تغییر کنم…فقط. گفتم اگه حالم بد باشه دسترسی ندارم بهشون(بجز چندتا از دوستای صمیمی م)اگه حالم خوب بتشه دسترسی م بهشون بیشتره

    بین گروه دو و سه هستم بیشتر

    گروه 4 (پیشگیرانه و بهبود جو): همیشه و قبل از بروز مشکل، دنبال بهتر شدن هستم.

    ——————————————————————

    بریم سراغ سلامت و وضعیت مالی

    خب اول سلامت

    الف) آخرین باری که در این حوزه با یک چالش یا مشکل جدی روبرو شدید، چه زمانی بود؟

    یادم نیست واقعا

    مشکل خاصی ندارم توی سلامتی

    فقط قوز دارم که خب برای سن من خیلی بده من شونزده سالمه و از هفت سالگی تقریبا قوز میکردم..که متاسفانه بخاطر همین تغییر و اینا چون جز دسته ای هستم که با چک و لگد تغییر میکنن، هنوز که هنوزه تغییر ش ندادم

    حتی روی شکمم لکه افتاده از بس قوز کردم :))))ینی رد قوز افتاده و پاک هم نیمشه مث زخم:))))ولی من هنوز تغییر ندادم خودمو وای:))))

    ب) آیا معمولاً منتظر می‌مانید تا یک مشکل در این حوزه به نقطه بحرانی برسد و بعد برای حل آن اقدام می‌کنید؟ (مثلاً شروع ورزش فقط بعد از دستور پزشک، یا جستجوی شغل جدید فقط بعد از اخراج شدن).

    متاسفانه بله چون مشکل سلامتی تا حالا نداشتم قدر سلامتی مم نمیدونم…:))))

    البته توی فکرش بودم که شروع کنم باشگاه بدنسازی برم ولی اونم چون دوستام می‌رن انگیزه پیدا کردم که مثلا برم کم کم قوز م از بین بره

    واقعا باید باشگاه رفتن رو شروع کنم قبل اینکه آسیب جدی به ستون فقرات م وارد شه:)))

    ج) آیا در این حوزه، حتی زمانی که همه چیز خوب و آرام است، به دنبال راه‌هایی برای بهتر شدن، یادگیری بیشتر، یا قوی‌تر کردنِ موقعیت خود هستید؟ (مثلاً شرکت در دوره‌های آموزشی مرتبط با کارتان وقتی امنیت شغلی دارید، یا یادگیری مهارت‌های ارتباطی وقتی رابطه‌تان خوب است).

    اصلااااا ینی اهمیت م متاسفانه به سلامتی م صفره:)))))

    تنها چیزی که برام اهمیت داره روتین پوستی م و دوش گرفتنه

    خواب و غذا و اینا که اصن هیچی. متاسفانه جون هیچی ازش نمیدونم و تاثیری که روم دارن هیچکدوم رو هنوز درست نکردم نه خواب نه غذا …

    باید به سلامتی م بیشتر اهمیت بدم جدی:))))

    امتیازدهی به خود: حالا در مقابل هر حوزه، نام یکی از چهار گروه زیر را که به رفتار شما نزدیک‌تر است، بنویسید:

    گروه 1 (بسیار مقاوم): تغییر نمی‌کنم تا جهان مرا با فاجعه مجبور کند.

    بله صد درصد جز این گروه هستم و وای خدایا شکرت که منو آگاه کردی

    ایشالا یه اهرم رنج و لذت قوی مینویسم میرم باشگاه ثبت نام میکنم حداقل اولین قدم مثبت به سمت سلامتی رو بردارم

    ————————————————————————

    حالا وضعیت مالی

    الف) آخرین باری که در این حوزه با یک چالش یا مشکل جدی روبرو شدید، چه زمانی بود؟

    پارسال بابام پول دادن بهم رو قطع کرد و جوری بود که هیچی برام نمی خرید هیچی

    ینی فقط میومدم خونه غذا میخوردم همین

    حتی پول اینترنت م رو هم نمیداد

    یا پول خوراکی عادی که میخواستم بخرم

    توی فشار مالی بودیم و خلاصه کلا پول دادن به من رو قطع کرد(قبل ش وقتی ایران بودیم حداقل ماهی صد هزارتومن میداد بهم بعد از مهاجرت دیگه هیچی نداد)

    این به کنار

    من وارد یه کشوری سده بودم که همه خوشتیپ خوشگل پولدار و ثروتمند و باکلاس بودن و همه ایفون به دست

    طاقت نداشتم خودمو ببینم بین اونا زیر صفرم از بس فقیرم و هیچی ندارم و حتی از نرمال جامعه(که مساوی با پولدار توی ایران بود)کمترم

    همون موقع فشار اونقدر شدید بود و داشت عزت نفس مو خراب می‌کرد که دیگه تصمیم گرفتم هرجور شده پول دربیارم و رفتم سرکار اونم یه کار با کمترین حقوق چون زبانم هنوز در حدی نبود که کار واقعی بگیرم

    بعدش خدا رو شکر کار واقعی پیدا کردم الان خدا رو هزاران مرتبه شکر کلی پول در میارم و اصن نیاز ندارم به پول بابام

    ب) آیا معمولاً منتظر می‌مانید تا یک مشکل در این حوزه به نقطه بحرانی برسد و بعد برای حل آن اقدام می‌کنید؟ (مثلاً شروع ورزش فقط بعد از دستور پزشک، یا جستجوی شغل جدید فقط بعد از اخراج شدن).

    نه دیگه قبلا اره ولی الان نه، الان خیلی بیشتر از قبل دلم می‌خواد که بیشتر پول بسازم و کتک خورم مثل قبل ملس نبست

    هنوزم باید یکم کتک بخورم ها ولی نه به اندازه قبل

    الان حواسم بیشتر جمع عه خواسته هام بزرگ‌تره واسه ی همین بیشتر دنبال پول در آوردن بیشتر هستم و دنبال افزایش ثروت م هستم چون حالا که مستقل شدم و خانواده خرج مو نمیده عمرا برگردم به حالت قبلی که بخوام با پول بابام ژندگی کنم

    حالا ظرف م اونقدر بزرگ شده که نمیشه کوچیک ش کرد و به کم راضی نیستم و ثروت مو دارم بیشتر میکنم و اصن وظیفه حیاتی شده برام که ثروتمند تر بشم و توی زمینه پول و ثروت پیشرفت کنم.

    ج) آیا در این حوزه، حتی زمانی که همه چیز خوب و آرام است، به دنبال راه‌هایی برای بهتر شدن، یادگیری بیشتر، یا قوی‌تر کردنِ موقعیت خود هستید؟ (مثلاً شرکت در دوره‌های آموزشی مرتبط با کارتان وقتی امنیت شغلی دارید، یا یادگیری مهارت‌های ارتباطی وقتی رابطه‌تان خوب است).

    بله قطعا حالا ارزش پول رو میفهمم و هنوزم که هنوزه پس انداز میکنم و پول مو خرج چیز های چرت نمیکنم به قول استاد با پولم دوست شدم و حواسمبهش هست

    اینو به عنوان نظر همین الانم مینویسم و با تجربیاتی که تا همین لحظه کسب کردم

    ینی خیلی از همین چیز هارو تا دو ماه پیش نمیدونستم و بعد ازینکه توی قرض افتادم و مجبور شدم هر ماه پول بدم قرض هام تموم شه دیگه ارزش پول مو خیلی بیشتر از قبل درک کردم

    امتیازدهی به خود: حالا در مقابل هر حوزه، نام یکی از چهار گروه زیر را که به رفتار شما نزدیک‌تر است، بنویسید:

    گروه 1 (بسیار مقاوم): تغییر نمی‌کنم تا جهان مرا با فاجعه مجبور کند.

    گروه 2 (واکنشی در لحظه آخر): وقتی به ته خط می‌رسم، تغییر می‌کنم.

    گروه 3 (واکنشی به هشدارها): با دیدن اولین نشانه‌های جدی، احساس خطر می کنم و تغییر می‌کنم.

    گروه 4 (پیشگیرانه و بهبود جو): همیشه و قبل از بروز مشکل، دنبال بهتر شدن هستم.

    فکر کنم بین گروه سه و چهار هستم هنوز ولی تلاش میکنم توی ثروت توی گروه چهار باشم

    میدونید

    الان فهمیدم ظرف که بزرگ بشه دیگه نمیشه کوچیک ش کرد

    من الان اونقدر نعمت دیدم که دیگه نمیتونم ظرف مو کوچیک کنم و به کم قانع باشم

    و برای اینکه ظرف م همچنان گسترش پیدا کنه(چون نمیتونه ساکن باشه و عادت کرده هی بزرگ تر بشه)باید قانون رو رعایت کنم و هی دنبال پیشرفت باشم که ثروت م زیاد تر بشه

    خدا رو شکر میکنم که توی این سن بالاخره به آرزوی بچگی هام رسیدم و مستقل شدم واقعا خدایا شکرت که دیگه وابسته پول بابام نیستم و پولم دست خودمه واقعا واقعا خدایا شکرت؛))))

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای: