این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2025/10/neveshteh-7.webp8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-10-12 06:56:372025-10-30 23:33:00تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
استاد جان من بعد از اینکه اولین فایل پروژه تغییر را گوش دادم و بارها و بارها سرکار گذاشتم تو گوشم و حین کار گوش دادم .تا اینکه به این نتیجه رسیدم که کارم رها کنم . چون رئیسم داشت بداخلاقی میکرد ولی از لحاظ درآمدی برام خیلی خوب بود ولی همش احساس میکردم باید رها کنم و اولین نشونه ها رو دیدم دیگه منتظر چکش الهی نموندم و شغلم رها کردم و الان با وجود اینکه شاید از لحاظ درآمدی تغیر کردم ولی خیلی احساس خوبی دارم و دارم تمرکزم میزارم روی مغازم که فروش بهتری داشته باشم .ممنونم استاد از اینکه بهمون آگاهی میدی تو خدای روی زمینی برای من .
من یه تجربه دارم تو ازدواجم که از اولین روز نشانهها رو میدیدم که اشتباه کردم ولی به دلیل اینکه آگاه نبودم و عزت نفس نداشتم فکر میکردم اگر صبر کنم خدا دلش میسوزه و بهم آرامش میده و اوضاع درست میشه استاد خیلی سختی کشیدم و همش احساس گناه داشتم .از اینکه رها کنم طرف مقابلو . از حرف مردم ترس داشتم و همش فکر میکردم مورد قضاوت هستم و 8 سال به این راه نادرست ادامه دادم تا اینکه جهان با چکش با اجبار و اینکه حتی به بیماری رسیدم که دکتر بهم تاکید کرد اوضاع به این منوال بگذره دوسال دیگه فلج میشی و مجبور شدم که جدا بشم با سختی و خیلی دردناک ولی بعد از جدایی همه چی عالی شد و نشانه ها و نتیجه های بزرگ پدیدار شد .و با فایل های رایگان شما تغیر کردم و تو یه گروه شکرگزاری عضو بودم که فایل های شما رو میفرستادن من انقد گوش دادم و نوشتم تا اینکه دوتا شغل داشتم و کلی نتیجه شگفت انگیز. واقعا جهان خیلی درای زیبا برام باز کرد.
من تجربه ای که داشتم در مورد اینکه در زمانی که خودم زندگی خوبی رو داشتم در کنار برادرم می تونستم زندگی بکنم و رفاه کاملی رو داشتم و تجربیات خیلی زیادی هم در مورد کار نداشتم اگر کار بود انجام می دادم و اگر کار نبود انجام نمی دادم شغلم خیاطی هستش خیاط هستم و همه چیز اوکی بود حالا یه زمزمه هایی بود از اینکه برادرم می خواد زن بگیره و اینا قضیه همون نشانه ها حالا خب من با برادرم زندگی می کردم و خب تصورم بالاخره این بود که خب من نمی تونم قطعا با اون و همسرش زندگی بکنم
ازش جدا شدم و اومدم اصفهان زندگی کردم (قبلش یزد بودم) به صورت مستقل و با هیچی اومدم اصفهان یعنی هیچ چیزی نداشتم و من بودم و سه تا دونه چرخ خیاطی که داشتم و نه وسیله ی خونه داشتم نه پولی داشتم نه کسی قولی به من داده بود نه اصلا فقط اومدم کار پیدا کردم حالا یه خونه ای به لطف خدا پیدا شد که من یک سال اول زندگیم در اصفهان هزینه ای بابت خونه پرداخت نکردم
اما الان در بحث کارم که نگاه می کنم می بینم که یه سری نشانه ها در مورد کارم می آد خب من در مورد کارم به یک نقطه امن و به یک جایگاه امنی رسیدم که توی اون ثابت و راکد شدم اصطلاحا
و حس می کنم که باید تغییر بکنم به خاطر اینکه خب حالا هم درآمده داره کم می شه هم تقاضا داره کم می شه حالا این نمی دونم بستگی به باورهای مخرب خودم هم داره یا نه
اما این نشانه ی تغییر کردن داره می آد و یه کوچولو داره رو من فشار رو می آره حالا من خیلی زودتر از این ها باید تغییر می کردم اما الان فهمیدم که باید کارم رو گسترش بدم به فضای آنلاین منتقلش بکنم و اون تغییر رو انجام بدم حتما در زمینه کارم
خییلی بابت این شرایط استرس دارم ولی می دونم که اگر تغییر انجام بشه قطعا به پیشرفت من کمک می کنه قطعا به پیشرفت جهان کمک می کنه و قطعا رفاه بهتری رو قراره تجربه بکنم
و این ترسی که الان دارم بابت تغییر کردن ترسی هستش که در گذشته هم داشتم تغییر رو انجام دادم به پیشرفت من منتهی شده و تونستم که خوشحالی و لذت بیشتری رو تجربه بکنم پس اگر الان هم این ترس رو کنار بذارم و تغییر رو انجام بدم من در آینده لذت بیشتری می تونم ببرم و رفاه بیشتری رو می تونم تجربه بکنم و پیشرفت بکنم
یادمه که چند سال پیش توی یه رابطه ای بودم از یه جایی به بعد دیگه شروع شد به خراب شدن البته نمیدونم از کجا شد ولی چیزی که مهمه اینکه اثراتش باعث شد من حدودا 6 ماه درآمدی نداشتم ( چون کارم املاک هست خیلی متاثر شده بود از نتیجه اون رابطه ام ) تا اینکه بعد از حدودا 6 ماه به خودم اومدم با یه روحیه نمیدونم منفی چند
خداروشکر اثراتش فقط در حد این بود که درآمدی نداشتم و روحیه ام به شدت افت کرده بود و به جنبه های دیگه زندگیم کشیده نشد مثلا سلامتیم یا …
اون موقعه ها اصلا درکی از اینکه مثلا این رابطه داره خراب میشه نداشتم برای همین یهو چشممو باز کردم دیدم وسط یه ویرانی ام
الان ولی یکم متوجه میشم که مثلاً یه مسیری داره چجوری پیش میره داره به سمت آبادانی پیش میره یا به سمت خرابی
تو این چند ساله که دارم املاک کار میکنم هر موقع درآمدم کم شده شروع کردم به تغییر ، مثلا ورودی هام رو کنترل میکنم کارای روزانه ام رو بیشتر و بهتر انجام میدم و دوباره درآمده میاد
خیلی وقته میخوام تغییر کنم شغلمو عوض کنم یا نحوه کار کردن املاک رو عوض کنم ، مثلا پارسال یه پیج آپارات زدم و داخلش حدودا 10 ,15 تایی ویدیو آموزشی املاک گذاشتم
بعدش یک سال تمام نرفتم سراغ پیجم طوری که رمز عبور پیج خودم رو هم نمیدونستم با استفاده از پیامک فراموشی رمز دوباره واردش شدم
حدودا یه ماه پیش بود که خیلی این در و اون در زده بودم و هیچ پولی نمی اومد خیلی تلاش کرده بودم و نتیجه ای نمی اومد کلافه شده بودم و خیلی دعا میکردم که خدایا خودت بگو چیکار کنم من هر چقدر می توانم دارم تلاش میکنم ولی نتیجه ای نمیاد
تا اینکه یه روز واتس اپ رو باز کردم دیدم یکی بهم پیام داده
ازم پی دی اف یه قرار داد آماده رو که من وقت گذاشته بودم و تهیه اش کرده بودم رو خواسته بود و گفته بود که هزینه اش رو پرداخت میکنه من به خودم گفتم این یه نشونه از طرف خداست بذار بهش به مبلغی بگم چون منم برای تهیه اون پی دی اف کلی وقت گذاشته بودم
در کمال ناباوری هزینه رو پرداخت کرد و من پی دی اف رو براش ارسال کردم
بعد از اون دو سه تا قرار داد دیگه هم نوشتم
ولی احساس میکنم که باید برم تو فضای مجازی و به شیوه قدیمی املاک کار کردن رو بذارم کنار
راستش یکم میترسم ، هزینه های زندگی خیلی رفته بالا ، الان که دارم این متن رو مینویسم 142 میلیون تو حسابم پول دارم (، هر چی توی این یکی دو سال درآورده بودم دادم یه مسکن ملی خریدم )
فعلا فقط همین قد پول دارم
احساس میکنم زمان تغییری که همیشه دنبالش بودم فرا رسیده ، نشونه هاشو دارم میبینم ، توی چند ماه گذشته 6 تا املاکی توی خیابون ما باز شده بنظرم این نشون میده که من باید روشمو عوض کنم
یکم میترسم
نمیدونم وقت بذارم برای فضای آنلاین کی ورودی مالی میتونم داشته باشم
هزینه های زندگی ، قسط های وام های ازدواجمون و کرایه خونه اینا هستن
تحت فشار نیستم ولی درآمدم انقدم نیست که راضیم کنه
حدودا 6 ماهه که برای زبان انگلیسی خیلی وقت گذاشتم چون خیلی دوست دارم به زبان مسلط بشم تقریبا سطحمو از صفر رسوندم به لول متوسط
بعضی وقتا به خودم میگم که یکم دیگه زبانمو قویتر کنم کلا برم زبان تدریس کنم از املاک بکشم بیرون
ولی همونم در حد یه فکر مونده تو سرم و فعلا دارم زبان رو آروم و آروم میرم جلو
از طرفی جدیدا با هوش مصنوعی آشنا شدم دارم می بینم که چقد هوش مصنوعی میخواد فضای مجازی رو دست بگیره با خودم میگم با استفاده از هوش مصنوعی وارد فضای آنلاین املاک شم
از طرفی هم توی این دو سه ساله یه خواسته ای در من ایجاد شده اونم اینکه اگر میخوام زندگی راحتی داشته باشم باید وارد یه مسیری بشم که بتونم به دلار درآمد کنم وگرنه زندگی توی ایران هر روز داره گرون تر میشه یکی از دلایلی که چسبیدم به زبان هم همین بود که بتونم یه قدم خودمو به درآمد دلاری داشتن نزدیک کنم
یکی از دلایلشم این بود که استاد میگفت که شما باید یه تخصصی یادبگیرید منم خیلی گشتم ببینم به چی علاقه دارم دیدم از همه بیشتر زبان منو جذب خودش کرد
همه اینا تو سرم هست نمیدونم کدومو بچسبم
برای همین پروژه تغییر رو در آغوش بگیر رو شروع کردم ایشالله بتونم درست تغییر کنم
قطعا خداوند یار و یاور من خواهد بود قطعا خدا منو به مسیر درست هدایت میکنه
خداراشکر بهم ایمانی داد استاد که قدم های محکمتری را بردارم برای تغییر. مداوم
خدا را شکر که بهم فرصتی داد تا بتونم درک بهتری از تغییرات را دریافت کنم
این روند تغییر. که در پروژه قبلی سایت که شرکت کردم کلی منو متعهد تر کرد .یعنی اهرم رنج و لذتی درست کرد که اگر تغییر نکنم نمیتونم تجربیات نعمات الهی.را بدست آورم
چون خداوند. من را آفریده تا همه نعماتش را تجربه کنم
چون من در این جهان اومدم تا جهان خودم را زیباتر کنم
نه این که با حرکت نکردن جهنمی درست کنم که دنبال تغییر نباشم.و این جلسه هم باز منو متعهد تر کرد تا بیشتر بتونم روی باورهای و تغییراتم کار کنم
خداوند منو وارد بهترین مومنتوم مثبتی کرده تا تغییر را بیشتر ادامه بدهم و بهترین نتیجه ها رو وارد زندگی ام کنم
چقدر من تاثیر میگیرم از صحبت دوستان راجب موفقیت هاشون و عملکرشون به قوانین ، واقعا تحسینشون میکنم و دمشون گرم
من خیلی سعی کردم که جزو دسته های بالاتر باشم ، البته توی یه سری از حوزه ها خوب عمل کردم توی یه سری ها جزوه دسته ی یکی مونده به آخر بودم…
توی بحث سلامتی بدنم من دیدم که قند خونم رفته بالا ، دیدم که اضافه وزن پیدا کردم ، دیدم که یه سری از سیستم های بدنم درست کار نمیکنه و قبل از اینکه اوضاع بد بشه ، کارم کشیده بشه به انسولین تزریق کردن یا جراحی کردن یا خدا میدونه چه مشکلات دیگه ای تصمیم گرفتم که روی سلامتیم کار بکنم و الان به لطف خدا قند خونم پایین اومده وزنم کمتر شده و خیلی خوشحالم و دارم آروم آروم حرکت های دیگه ای هم میزنم…. خدایا شکرت…
درمورد بحث رابطه عاطفی من جزوه دسته ی یکی مونده به آخر بودم… رابطه ما همش جدایی ، دعوا، وابستگی زیاد ، ترس و نگرانی بود و من واقعا تمام عزت نفسم رو از دست داده بودم و اصلا تغییر نکردم و کار به جایی کشید که از هم جدا شدیم و من بشدت ضربه خوردم…. خیلی زیاد ضربه خوردم شدیداااا
درمورد خرید محصولات استاد
مثال دارم که اتفاق برام افتاد قبل از اینکه دوره ها قیمتشون بره بالا من کار کردم روی خودم تصمیم گرفتم برم سرکار و دوره بخرم و الان که میبینم میگم که چقدر خوب شد که سریع عمل کردم و دوره رو تهیه کردم…..
خدایا تشنه ی هدایت های تو ام ، کمکم کن هر روز خودم رو بهبود ببخشم ، هر روز هر بار با کمک تو، عاشقتم
سلام به استاد عزیز، خانم شایسته محترم، دوستان محترم، بابت آگاهی های بخش اول پروژه تغییر را در آغوش بگیر بسیار سپاسگدارم، من مجدد این دوره رو شروع کردم و جواب سوالات رو براتون مینویسم. در چه حوزهای (مالی، رابطه، شغلی یا سلامتی) شما منتظر ماندید تا جهان “چکش” را بردارد و یک تضاد دردناک (مثلاً ورشکستگی، بیماری، یا جدایی) شما را وادار به تغییر مسیر کند؟ من در آستانه 25 سالگی هنوز شغل و درآمدی ندارم، من با مادرم زندگی میکنم و با حقوق بازنشستگی پدر خدا بیامرزم که به مادرم رسیده زندگی میکنیم،اجاره خونه بالایی داریم، قسط بانک داریم و غیره، ما سیصد و خورده میلیون بدهی داریم، من مدتی بود روی خودم کار میکردم به دوره آموزش ادمین پیج اینستاگرام هدایت شدم، آموزش ها گوش کردم که بتونم پیج بزنم اما بعدش من از مسیر یواش یواش خارج شدم علتش کم کاری من بود معتهدانه روی خودم کار نکردم حس و حال قبلی داشت برمیگشت دیشب از خدا خواستم قبل اینکه سقوط کنم و دوباره از صفر شروع کنم بهم کمک کنه دوباره به مسیر برگردم به بخش نشانه من هدایت شدم به فایلی که استاد گفتن باید همه دوره ها و تمرینات از اول شروع کنی گوش کنی بنویسی و روی خودت کار کنی، من در قسمت 17 فایل خانه تکانی ذهن بودم که مجدد به پروژه قبلی برگشتم و الان دوباره تمرینات شروع کردم امیدوارم اینسری با کمک خدا بتونم در این مسیر ثابت قدم باشم و بتونم زندگیم در تمام ابعاد تغییر و بهبود ایجاد کنم. امروز، در حالی که اوضاع شما “خوب” است، چه یک حرکت کوچک یا بزرگِ پیشگیرانهای انجام دادهاید تا جلوی بروز یک تضاد احتمالی در آینده را بگیرید (مصداق گروه چهارم) خداروشکر تا به امروز مشکل جدی سلامتی نداشتم و دارویی مصرف نمیکنم اما من قند و شکر مصنوعی بسیار زیاد مصرف میکردم که باعث یکسری علائم، تاری دید، کمبود انرژی، گیجی و بیحالی،عدم تمرکز، ترش کردن معده، گرسنگی بیشتر در من شده بود من یک ماه و خورده پیش قند و شکر مصنوعی بسیار محدود کردم فقط جمعه ها اگر مهمان بیاید و یا اگر مهمانی دعوت شوم و بروم به مقدار کمی مصرف میکنم، من روزانه نیم ساعت پیاده روی میکنم،نتیجه این شد که من سرحالتر شدم، تمرکزم بهتر شده، انرژیم بیشتر شده، ترش کردن معده ام رفع شد،پوست من بهتر شده چهره ام بیشتر میپسندم، هوشیار تر شدم، گرسنگی و ولع خوردن در من کم شد من انجام این کارها خداروشکر در زمینه سلامتی قدم برداشتم و باید به صورت تکاملی کارهایی که میتونم برای هدف سلامتی ام انجام بدهم را گسترش بدهم، اگر من این تغییرات انجام نمیدادم نمیتونستم روی فایل های استاد بهتر تمرکز کنم و روی خودم کار کنم و خداروشکر تا به حال جلوی تضادهای بیشتر مثل علائم بیشتر و بیماری را گرفتم، آرزو من این است که روزی بتوانم در هر چهار حوزه، سلامتی، مسائل کاری، روابط و مسائل مالی جزو گروه 4 باشم.
در مورد تمرین این جلسه: من در خصوص سلامتی جسمانی ام جزو گروه پیشرو بوده ام چرا که با هدایت های پروردگارم بدون اینکه مشکل جسمی خاصی داشته باشم ورزش میکنم و وزن ایده آل دارم. اطرافیان خیلی تحسین ام میکنند بابت این موضوع و اونها آرزو میکنند که وزن شان مثل من باشد.
در مورد کارم من با عنایت پروردگار جزو گروه هوشیاران بودم و بعد از دیدن یکسری نشانه ها و هدایت های قلبم از شغل کارمندی استعفا دادم و کسب و کار خودم رو راه انداختم و در نتیجه من آزادی زمانی و مکانی ام خیلی بیشتر شد و درآمدم 3 برابر شد.
در مورد رابطه من متاسفانه جزو گروه دوم بودم و در مرحله سخت و نزدیک به جدایی قرار دارم ولی تلاش میکنم با تمرکز صرف روی خودم و انجام دادن قدمهای الهامی و تسلیم بودن و سپردن به رب العالمین منتظر نتیجه باشم.
من امروز در مورد تغییراتم در جنبه هایمختلف می خواهم صحبت کنم
در مورد رابطه با همسرم خودم احساس می کنم که روابطم خیلی عای هست وهر روز هم بهتر می شود چون هر روز روی خودم کار می کنم(فیلهای استاد)
در رابطه با شغلم هم پیشرفتهای خوبی داشتم که اگه خلاصه واربخوام بگم در طی چند سال از یک شغل ساده ی شرکتی به سرپرستی یک بخش بزرگ شرکت رسیدم با وجود اینکه مدرک خاصی هم ندارم وتعدادی از مهندسین وغیره زیر نظر بنده کار می کنند
ولی از نظر مالی پیشرفت کرده ام اما خیلی جزیی بوده وبه همین روال هم جلوه میره دوست دارم در این رابطه نظرات خوتون رو بنویسید وه بهم کمک کنید خودم هم تعجب می کنم چون از هر نظر پیشرفتم عالی بوده چون اگه به گذشته فکرمی کنم بسیار بسیار پیشرفت کرده ام ولی دراین مورد نسبت به موارد ذکر شده خیلی کمتر هستش
دسته اول، وقتی تغییر نمیکنیم جهان اینقدر بهمون فشار میاره تا نابودمون کنه
دسته دوم ، وقتی همه چیزمون رو باختیم و به ناچاری مطلق رسیدیم مجبور میشیم و شروع میکنیم به تغییر که کار بسیار سخت و زمان بریست
دسته سوم ، در طی مسیر نشانه هایی میببنن از بد شدن اوضاع و سریع دست به کار میشن و نمیزارن کار از کار بگذره و تغییر رو شروع میکنن
دسته چهارم ، همیشه دنبال بهبود خودشون هستن یعنی قبل اینکه جهان شروع کنه به چکش زدن خودشون همیشه به فکر بهتر کردن شرایط خوب هستن، به دنبال بهتر شدن هستن
اغلب ما کتک رو از جهان میخوریم بعد بیدار میشیم و تغییر میکنیم ، و با درک این آگاهی ها تمام تلاش خودمون رو بکنیم که جزء دسته چهارم بشیم و زودتر تغییر کنیم.
اگر خدا رو به شکل سیستم ببینیم خیلی بهتر میتونیم زندکی رو مدیریت کنیم ، رحم و مروتی در کار جهان و خداوند وجود نداره که دلش برا ما بسوزه و چون زیاد سختی کشیدیم دیگه بهمون پاداش بده ، اصلا جهان این مدلی کار نمیکنه ، شرایط ما زمانی بهتر میشه که ما شروع کنیم به تغییر خودمون، تغییر افکار و باورها و بهتر عمل کنیم ، اونوقت جهان هم شرایط و اتفاقات بهتری رو برای ما رقم میزنه وگرنه اگه صد سال هم مثل غکر کنیم و باورهای محدود کننده رو ادامه بدیم همچنان در کمبود و فقر و بیماری و مشکلات ریز و درشت زندگی دست و پا میزنیم ، اما اگر شروع کنیم ابتدا به تغییر ورودی ها از منفی به مثبت و تغییر کانون توجه از نازیبایی به زیبایی ها از چرخیدن در اینستاگرام به گوش دادن به فایل های سایت از غیبت کردن در مورد دیگران به تمرکز روی نقاط قوت خودمون و ….. ادامه دادن این اعمال برای مدت زمان طولانی ، افکار ما شروع میکنه به تغییر و سپس باورها شروع میکنه به تغییر و سپس فرکانس های ارسالی ما تغییر میکنن و با ادامه دادن این افکار مثبت فرکانس ها قدرت بیشتری میگیرن و در پاسخ به فرکانس های ارسالی مثبت ، جهان شرایط و اتفاقات زندگی رو به شکل های بهتری برای ما رقم میزنه و ما پاسخ اون فرکانس هارو به شکل ثروت و سلامتی و شادی و روابط دلخواه در زندگیمون دریافت میکنیم. این روند تغییر ماست و مشخصه که زمان بره و یکشبه اتفاق نمیفته و مادامی که در این چرخه بمونیم و همیشه باورهامون رو بهبود بدیم و هر روز و هر ماهو هر سال بهتر و بهترش کنیم این اتفاقات و شرایط عالی هم همیشه با ما هستن و هر روز زندگی ما روان تر و پر برکت تر از روز قبل خواهد بود و هر وقت این چرخه رو یعنی کنترل ورودی و سپس افکار و باورهای مناسب و ارسال فرکانس مثبت رو قطع کنیم ، خروجی کار هم که شرایط خوب و عالی بود قطع میشه و به مرور ما شروع میکنیم به تنزل کردن از جایگاه مالی و خوشحالی و سلامتی و … که داشتیم ، این روش کار جهان هستی و سیستم خداوند بزرگ است ، چه ما دوست داشته باشیم چه نه، چه باور کنیم چه نکنیم ، جهان طبق این قوانین به وجود امده و اداره میشود ، حال انتخاب با ماست که کدام راه را انتخاب کنیم راهی که به ثروت و برکت ختم میشود یا به تباهی و نابودی خودمان.
استاد جان من بعد از اینکه اولین فایل پروژه تغییر را گوش دادم و بارها و بارها سرکار گذاشتم تو گوشم و حین کار گوش دادم .تا اینکه به این نتیجه رسیدم که کارم رها کنم . چون رئیسم داشت بداخلاقی میکرد ولی از لحاظ درآمدی برام خیلی خوب بود ولی همش احساس میکردم باید رها کنم و اولین نشونه ها رو دیدم دیگه منتظر چکش الهی نموندم و شغلم رها کردم و الان با وجود اینکه شاید از لحاظ درآمدی تغیر کردم ولی خیلی احساس خوبی دارم و دارم تمرکزم میزارم روی مغازم که فروش بهتری داشته باشم .ممنونم استاد از اینکه بهمون آگاهی میدی تو خدای روی زمینی برای من .
سلام استاد عباسمنش عزیز و مریم جان شایسته
من یه تجربه دارم تو ازدواجم که از اولین روز نشانهها رو میدیدم که اشتباه کردم ولی به دلیل اینکه آگاه نبودم و عزت نفس نداشتم فکر میکردم اگر صبر کنم خدا دلش میسوزه و بهم آرامش میده و اوضاع درست میشه استاد خیلی سختی کشیدم و همش احساس گناه داشتم .از اینکه رها کنم طرف مقابلو . از حرف مردم ترس داشتم و همش فکر میکردم مورد قضاوت هستم و 8 سال به این راه نادرست ادامه دادم تا اینکه جهان با چکش با اجبار و اینکه حتی به بیماری رسیدم که دکتر بهم تاکید کرد اوضاع به این منوال بگذره دوسال دیگه فلج میشی و مجبور شدم که جدا بشم با سختی و خیلی دردناک ولی بعد از جدایی همه چی عالی شد و نشانه ها و نتیجه های بزرگ پدیدار شد .و با فایل های رایگان شما تغیر کردم و تو یه گروه شکرگزاری عضو بودم که فایل های شما رو میفرستادن من انقد گوش دادم و نوشتم تا اینکه دوتا شغل داشتم و کلی نتیجه شگفت انگیز. واقعا جهان خیلی درای زیبا برام باز کرد.
پروژه تغییر را در آغوش بگیر
من تجربه ای که داشتم در مورد اینکه در زمانی که خودم زندگی خوبی رو داشتم در کنار برادرم می تونستم زندگی بکنم و رفاه کاملی رو داشتم و تجربیات خیلی زیادی هم در مورد کار نداشتم اگر کار بود انجام می دادم و اگر کار نبود انجام نمی دادم شغلم خیاطی هستش خیاط هستم و همه چیز اوکی بود حالا یه زمزمه هایی بود از اینکه برادرم می خواد زن بگیره و اینا قضیه همون نشانه ها حالا خب من با برادرم زندگی می کردم و خب تصورم بالاخره این بود که خب من نمی تونم قطعا با اون و همسرش زندگی بکنم
ازش جدا شدم و اومدم اصفهان زندگی کردم (قبلش یزد بودم) به صورت مستقل و با هیچی اومدم اصفهان یعنی هیچ چیزی نداشتم و من بودم و سه تا دونه چرخ خیاطی که داشتم و نه وسیله ی خونه داشتم نه پولی داشتم نه کسی قولی به من داده بود نه اصلا فقط اومدم کار پیدا کردم حالا یه خونه ای به لطف خدا پیدا شد که من یک سال اول زندگیم در اصفهان هزینه ای بابت خونه پرداخت نکردم
اما الان در بحث کارم که نگاه می کنم می بینم که یه سری نشانه ها در مورد کارم می آد خب من در مورد کارم به یک نقطه امن و به یک جایگاه امنی رسیدم که توی اون ثابت و راکد شدم اصطلاحا
و حس می کنم که باید تغییر بکنم به خاطر اینکه خب حالا هم درآمده داره کم می شه هم تقاضا داره کم می شه حالا این نمی دونم بستگی به باورهای مخرب خودم هم داره یا نه
اما این نشانه ی تغییر کردن داره می آد و یه کوچولو داره رو من فشار رو می آره حالا من خیلی زودتر از این ها باید تغییر می کردم اما الان فهمیدم که باید کارم رو گسترش بدم به فضای آنلاین منتقلش بکنم و اون تغییر رو انجام بدم حتما در زمینه کارم
خییلی بابت این شرایط استرس دارم ولی می دونم که اگر تغییر انجام بشه قطعا به پیشرفت من کمک می کنه قطعا به پیشرفت جهان کمک می کنه و قطعا رفاه بهتری رو قراره تجربه بکنم
و این ترسی که الان دارم بابت تغییر کردن ترسی هستش که در گذشته هم داشتم تغییر رو انجام دادم به پیشرفت من منتهی شده و تونستم که خوشحالی و لذت بیشتری رو تجربه بکنم پس اگر الان هم این ترس رو کنار بذارم و تغییر رو انجام بدم من در آینده لذت بیشتری می تونم ببرم و رفاه بیشتری رو می تونم تجربه بکنم و پیشرفت بکنم
شاد و سالم و ثروتمند باشید️
یادمه که چند سال پیش توی یه رابطه ای بودم از یه جایی به بعد دیگه شروع شد به خراب شدن البته نمیدونم از کجا شد ولی چیزی که مهمه اینکه اثراتش باعث شد من حدودا 6 ماه درآمدی نداشتم ( چون کارم املاک هست خیلی متاثر شده بود از نتیجه اون رابطه ام ) تا اینکه بعد از حدودا 6 ماه به خودم اومدم با یه روحیه نمیدونم منفی چند
خداروشکر اثراتش فقط در حد این بود که درآمدی نداشتم و روحیه ام به شدت افت کرده بود و به جنبه های دیگه زندگیم کشیده نشد مثلا سلامتیم یا …
اون موقعه ها اصلا درکی از اینکه مثلا این رابطه داره خراب میشه نداشتم برای همین یهو چشممو باز کردم دیدم وسط یه ویرانی ام
الان ولی یکم متوجه میشم که مثلاً یه مسیری داره چجوری پیش میره داره به سمت آبادانی پیش میره یا به سمت خرابی
تو این چند ساله که دارم املاک کار میکنم هر موقع درآمدم کم شده شروع کردم به تغییر ، مثلا ورودی هام رو کنترل میکنم کارای روزانه ام رو بیشتر و بهتر انجام میدم و دوباره درآمده میاد
خیلی وقته میخوام تغییر کنم شغلمو عوض کنم یا نحوه کار کردن املاک رو عوض کنم ، مثلا پارسال یه پیج آپارات زدم و داخلش حدودا 10 ,15 تایی ویدیو آموزشی املاک گذاشتم
بعدش یک سال تمام نرفتم سراغ پیجم طوری که رمز عبور پیج خودم رو هم نمیدونستم با استفاده از پیامک فراموشی رمز دوباره واردش شدم
حدودا یه ماه پیش بود که خیلی این در و اون در زده بودم و هیچ پولی نمی اومد خیلی تلاش کرده بودم و نتیجه ای نمی اومد کلافه شده بودم و خیلی دعا میکردم که خدایا خودت بگو چیکار کنم من هر چقدر می توانم دارم تلاش میکنم ولی نتیجه ای نمیاد
تا اینکه یه روز واتس اپ رو باز کردم دیدم یکی بهم پیام داده
ازم پی دی اف یه قرار داد آماده رو که من وقت گذاشته بودم و تهیه اش کرده بودم رو خواسته بود و گفته بود که هزینه اش رو پرداخت میکنه من به خودم گفتم این یه نشونه از طرف خداست بذار بهش به مبلغی بگم چون منم برای تهیه اون پی دی اف کلی وقت گذاشته بودم
گفتم هزینه اش 2 میلیون تومنه ، خانمم گفت کاش میگفتی 900 تومن ، کاش کمتر میگفتی
گفتم ارزشش رو داره بذار کمتر نگم
در کمال ناباوری هزینه رو پرداخت کرد و من پی دی اف رو براش ارسال کردم
بعد از اون دو سه تا قرار داد دیگه هم نوشتم
ولی احساس میکنم که باید برم تو فضای مجازی و به شیوه قدیمی املاک کار کردن رو بذارم کنار
راستش یکم میترسم ، هزینه های زندگی خیلی رفته بالا ، الان که دارم این متن رو مینویسم 142 میلیون تو حسابم پول دارم (، هر چی توی این یکی دو سال درآورده بودم دادم یه مسکن ملی خریدم )
فعلا فقط همین قد پول دارم
احساس میکنم زمان تغییری که همیشه دنبالش بودم فرا رسیده ، نشونه هاشو دارم میبینم ، توی چند ماه گذشته 6 تا املاکی توی خیابون ما باز شده بنظرم این نشون میده که من باید روشمو عوض کنم
یکم میترسم
نمیدونم وقت بذارم برای فضای آنلاین کی ورودی مالی میتونم داشته باشم
هزینه های زندگی ، قسط های وام های ازدواجمون و کرایه خونه اینا هستن
تحت فشار نیستم ولی درآمدم انقدم نیست که راضیم کنه
حدودا 6 ماهه که برای زبان انگلیسی خیلی وقت گذاشتم چون خیلی دوست دارم به زبان مسلط بشم تقریبا سطحمو از صفر رسوندم به لول متوسط
بعضی وقتا به خودم میگم که یکم دیگه زبانمو قویتر کنم کلا برم زبان تدریس کنم از املاک بکشم بیرون
ولی همونم در حد یه فکر مونده تو سرم و فعلا دارم زبان رو آروم و آروم میرم جلو
از طرفی جدیدا با هوش مصنوعی آشنا شدم دارم می بینم که چقد هوش مصنوعی میخواد فضای مجازی رو دست بگیره با خودم میگم با استفاده از هوش مصنوعی وارد فضای آنلاین املاک شم
از طرفی هم توی این دو سه ساله یه خواسته ای در من ایجاد شده اونم اینکه اگر میخوام زندگی راحتی داشته باشم باید وارد یه مسیری بشم که بتونم به دلار درآمد کنم وگرنه زندگی توی ایران هر روز داره گرون تر میشه یکی از دلایلی که چسبیدم به زبان هم همین بود که بتونم یه قدم خودمو به درآمد دلاری داشتن نزدیک کنم
یکی از دلایلشم این بود که استاد میگفت که شما باید یه تخصصی یادبگیرید منم خیلی گشتم ببینم به چی علاقه دارم دیدم از همه بیشتر زبان منو جذب خودش کرد
همه اینا تو سرم هست نمیدونم کدومو بچسبم
برای همین پروژه تغییر رو در آغوش بگیر رو شروع کردم ایشالله بتونم درست تغییر کنم
قطعا خداوند یار و یاور من خواهد بود قطعا خدا منو به مسیر درست هدایت میکنه
خدایا کمکم که مسیر درست رو برم
سلام
خداراشکر بهم ایمانی داد استاد که قدم های محکمتری را بردارم برای تغییر. مداوم
خدا را شکر که بهم فرصتی داد تا بتونم درک بهتری از تغییرات را دریافت کنم
این روند تغییر. که در پروژه قبلی سایت که شرکت کردم کلی منو متعهد تر کرد .یعنی اهرم رنج و لذتی درست کرد که اگر تغییر نکنم نمیتونم تجربیات نعمات الهی.را بدست آورم
چون خداوند. من را آفریده تا همه نعماتش را تجربه کنم
چون من در این جهان اومدم تا جهان خودم را زیباتر کنم
نه این که با حرکت نکردن جهنمی درست کنم که دنبال تغییر نباشم.و این جلسه هم باز منو متعهد تر کرد تا بیشتر بتونم روی باورهای و تغییراتم کار کنم
خداوند منو وارد بهترین مومنتوم مثبتی کرده تا تغییر را بیشتر ادامه بدهم و بهترین نتیجه ها رو وارد زندگی ام کنم
خدایا شکرت
به نام خدای مهربونم
سلام استاد جان ، سلام دوستان عزیزم
خدایا سپاسگزارم بابت هدایت نابت ، عاشقتم
چقدر من تاثیر میگیرم از صحبت دوستان راجب موفقیت هاشون و عملکرشون به قوانین ، واقعا تحسینشون میکنم و دمشون گرم
من خیلی سعی کردم که جزو دسته های بالاتر باشم ، البته توی یه سری از حوزه ها خوب عمل کردم توی یه سری ها جزوه دسته ی یکی مونده به آخر بودم…
توی بحث سلامتی بدنم من دیدم که قند خونم رفته بالا ، دیدم که اضافه وزن پیدا کردم ، دیدم که یه سری از سیستم های بدنم درست کار نمیکنه و قبل از اینکه اوضاع بد بشه ، کارم کشیده بشه به انسولین تزریق کردن یا جراحی کردن یا خدا میدونه چه مشکلات دیگه ای تصمیم گرفتم که روی سلامتیم کار بکنم و الان به لطف خدا قند خونم پایین اومده وزنم کمتر شده و خیلی خوشحالم و دارم آروم آروم حرکت های دیگه ای هم میزنم…. خدایا شکرت…
درمورد بحث رابطه عاطفی من جزوه دسته ی یکی مونده به آخر بودم… رابطه ما همش جدایی ، دعوا، وابستگی زیاد ، ترس و نگرانی بود و من واقعا تمام عزت نفسم رو از دست داده بودم و اصلا تغییر نکردم و کار به جایی کشید که از هم جدا شدیم و من بشدت ضربه خوردم…. خیلی زیاد ضربه خوردم شدیداااا
درمورد خرید محصولات استاد
مثال دارم که اتفاق برام افتاد قبل از اینکه دوره ها قیمتشون بره بالا من کار کردم روی خودم تصمیم گرفتم برم سرکار و دوره بخرم و الان که میبینم میگم که چقدر خوب شد که سریع عمل کردم و دوره رو تهیه کردم…..
خدایا تشنه ی هدایت های تو ام ، کمکم کن هر روز خودم رو بهبود ببخشم ، هر روز هر بار با کمک تو، عاشقتم
سلام به استاد عزیز، خانم شایسته محترم، دوستان محترم، بابت آگاهی های بخش اول پروژه تغییر را در آغوش بگیر بسیار سپاسگدارم، من مجدد این دوره رو شروع کردم و جواب سوالات رو براتون مینویسم. در چه حوزهای (مالی، رابطه، شغلی یا سلامتی) شما منتظر ماندید تا جهان “چکش” را بردارد و یک تضاد دردناک (مثلاً ورشکستگی، بیماری، یا جدایی) شما را وادار به تغییر مسیر کند؟ من در آستانه 25 سالگی هنوز شغل و درآمدی ندارم، من با مادرم زندگی میکنم و با حقوق بازنشستگی پدر خدا بیامرزم که به مادرم رسیده زندگی میکنیم،اجاره خونه بالایی داریم، قسط بانک داریم و غیره، ما سیصد و خورده میلیون بدهی داریم، من مدتی بود روی خودم کار میکردم به دوره آموزش ادمین پیج اینستاگرام هدایت شدم، آموزش ها گوش کردم که بتونم پیج بزنم اما بعدش من از مسیر یواش یواش خارج شدم علتش کم کاری من بود معتهدانه روی خودم کار نکردم حس و حال قبلی داشت برمیگشت دیشب از خدا خواستم قبل اینکه سقوط کنم و دوباره از صفر شروع کنم بهم کمک کنه دوباره به مسیر برگردم به بخش نشانه من هدایت شدم به فایلی که استاد گفتن باید همه دوره ها و تمرینات از اول شروع کنی گوش کنی بنویسی و روی خودت کار کنی، من در قسمت 17 فایل خانه تکانی ذهن بودم که مجدد به پروژه قبلی برگشتم و الان دوباره تمرینات شروع کردم امیدوارم اینسری با کمک خدا بتونم در این مسیر ثابت قدم باشم و بتونم زندگیم در تمام ابعاد تغییر و بهبود ایجاد کنم. امروز، در حالی که اوضاع شما “خوب” است، چه یک حرکت کوچک یا بزرگِ پیشگیرانهای انجام دادهاید تا جلوی بروز یک تضاد احتمالی در آینده را بگیرید (مصداق گروه چهارم) خداروشکر تا به امروز مشکل جدی سلامتی نداشتم و دارویی مصرف نمیکنم اما من قند و شکر مصنوعی بسیار زیاد مصرف میکردم که باعث یکسری علائم، تاری دید، کمبود انرژی، گیجی و بیحالی،عدم تمرکز، ترش کردن معده، گرسنگی بیشتر در من شده بود من یک ماه و خورده پیش قند و شکر مصنوعی بسیار محدود کردم فقط جمعه ها اگر مهمان بیاید و یا اگر مهمانی دعوت شوم و بروم به مقدار کمی مصرف میکنم، من روزانه نیم ساعت پیاده روی میکنم،نتیجه این شد که من سرحالتر شدم، تمرکزم بهتر شده، انرژیم بیشتر شده، ترش کردن معده ام رفع شد،پوست من بهتر شده چهره ام بیشتر میپسندم، هوشیار تر شدم، گرسنگی و ولع خوردن در من کم شد من انجام این کارها خداروشکر در زمینه سلامتی قدم برداشتم و باید به صورت تکاملی کارهایی که میتونم برای هدف سلامتی ام انجام بدهم را گسترش بدهم، اگر من این تغییرات انجام نمیدادم نمیتونستم روی فایل های استاد بهتر تمرکز کنم و روی خودم کار کنم و خداروشکر تا به حال جلوی تضادهای بیشتر مثل علائم بیشتر و بیماری را گرفتم، آرزو من این است که روزی بتوانم در هر چهار حوزه، سلامتی، مسائل کاری، روابط و مسائل مالی جزو گروه 4 باشم.
به نام الله مهربان و هدایتگرم
سلام خدمت دوستان عزیزم
در مورد تمرین این جلسه: من در خصوص سلامتی جسمانی ام جزو گروه پیشرو بوده ام چرا که با هدایت های پروردگارم بدون اینکه مشکل جسمی خاصی داشته باشم ورزش میکنم و وزن ایده آل دارم. اطرافیان خیلی تحسین ام میکنند بابت این موضوع و اونها آرزو میکنند که وزن شان مثل من باشد.
در مورد کارم من با عنایت پروردگار جزو گروه هوشیاران بودم و بعد از دیدن یکسری نشانه ها و هدایت های قلبم از شغل کارمندی استعفا دادم و کسب و کار خودم رو راه انداختم و در نتیجه من آزادی زمانی و مکانی ام خیلی بیشتر شد و درآمدم 3 برابر شد.
در مورد رابطه من متاسفانه جزو گروه دوم بودم و در مرحله سخت و نزدیک به جدایی قرار دارم ولی تلاش میکنم با تمرکز صرف روی خودم و انجام دادن قدمهای الهامی و تسلیم بودن و سپردن به رب العالمین منتظر نتیجه باشم.
دوستتون دارم
در پناه الله یکتا باشیم همگی
باسلام خدمت استاد عزیز وهمراهان گرامی
من امروز در مورد تغییراتم در جنبه هایمختلف می خواهم صحبت کنم
در مورد رابطه با همسرم خودم احساس می کنم که روابطم خیلی عای هست وهر روز هم بهتر می شود چون هر روز روی خودم کار می کنم(فیلهای استاد)
در رابطه با شغلم هم پیشرفتهای خوبی داشتم که اگه خلاصه واربخوام بگم در طی چند سال از یک شغل ساده ی شرکتی به سرپرستی یک بخش بزرگ شرکت رسیدم با وجود اینکه مدرک خاصی هم ندارم وتعدادی از مهندسین وغیره زیر نظر بنده کار می کنند
ولی از نظر مالی پیشرفت کرده ام اما خیلی جزیی بوده وبه همین روال هم جلوه میره دوست دارم در این رابطه نظرات خوتون رو بنویسید وه بهم کمک کنید خودم هم تعجب می کنم چون از هر نظر پیشرفتم عالی بوده چون اگه به گذشته فکرمی کنم بسیار بسیار پیشرفت کرده ام ولی دراین مورد نسبت به موارد ذکر شده خیلی کمتر هستش
باتشکر
به نام خداوند مهربان
سلام و درود به همه عزیزان
ذات جهان بر تغییر پذیری است ،
ما انسانها در برابر تغییر چهار دسته هستیم
دسته اول، وقتی تغییر نمیکنیم جهان اینقدر بهمون فشار میاره تا نابودمون کنه
دسته دوم ، وقتی همه چیزمون رو باختیم و به ناچاری مطلق رسیدیم مجبور میشیم و شروع میکنیم به تغییر که کار بسیار سخت و زمان بریست
دسته سوم ، در طی مسیر نشانه هایی میببنن از بد شدن اوضاع و سریع دست به کار میشن و نمیزارن کار از کار بگذره و تغییر رو شروع میکنن
دسته چهارم ، همیشه دنبال بهبود خودشون هستن یعنی قبل اینکه جهان شروع کنه به چکش زدن خودشون همیشه به فکر بهتر کردن شرایط خوب هستن، به دنبال بهتر شدن هستن
اغلب ما کتک رو از جهان میخوریم بعد بیدار میشیم و تغییر میکنیم ، و با درک این آگاهی ها تمام تلاش خودمون رو بکنیم که جزء دسته چهارم بشیم و زودتر تغییر کنیم.
اگر خدا رو به شکل سیستم ببینیم خیلی بهتر میتونیم زندکی رو مدیریت کنیم ، رحم و مروتی در کار جهان و خداوند وجود نداره که دلش برا ما بسوزه و چون زیاد سختی کشیدیم دیگه بهمون پاداش بده ، اصلا جهان این مدلی کار نمیکنه ، شرایط ما زمانی بهتر میشه که ما شروع کنیم به تغییر خودمون، تغییر افکار و باورها و بهتر عمل کنیم ، اونوقت جهان هم شرایط و اتفاقات بهتری رو برای ما رقم میزنه وگرنه اگه صد سال هم مثل غکر کنیم و باورهای محدود کننده رو ادامه بدیم همچنان در کمبود و فقر و بیماری و مشکلات ریز و درشت زندگی دست و پا میزنیم ، اما اگر شروع کنیم ابتدا به تغییر ورودی ها از منفی به مثبت و تغییر کانون توجه از نازیبایی به زیبایی ها از چرخیدن در اینستاگرام به گوش دادن به فایل های سایت از غیبت کردن در مورد دیگران به تمرکز روی نقاط قوت خودمون و ….. ادامه دادن این اعمال برای مدت زمان طولانی ، افکار ما شروع میکنه به تغییر و سپس باورها شروع میکنه به تغییر و سپس فرکانس های ارسالی ما تغییر میکنن و با ادامه دادن این افکار مثبت فرکانس ها قدرت بیشتری میگیرن و در پاسخ به فرکانس های ارسالی مثبت ، جهان شرایط و اتفاقات زندگی رو به شکل های بهتری برای ما رقم میزنه و ما پاسخ اون فرکانس هارو به شکل ثروت و سلامتی و شادی و روابط دلخواه در زندگیمون دریافت میکنیم. این روند تغییر ماست و مشخصه که زمان بره و یکشبه اتفاق نمیفته و مادامی که در این چرخه بمونیم و همیشه باورهامون رو بهبود بدیم و هر روز و هر ماهو هر سال بهتر و بهترش کنیم این اتفاقات و شرایط عالی هم همیشه با ما هستن و هر روز زندگی ما روان تر و پر برکت تر از روز قبل خواهد بود و هر وقت این چرخه رو یعنی کنترل ورودی و سپس افکار و باورهای مناسب و ارسال فرکانس مثبت رو قطع کنیم ، خروجی کار هم که شرایط خوب و عالی بود قطع میشه و به مرور ما شروع میکنیم به تنزل کردن از جایگاه مالی و خوشحالی و سلامتی و … که داشتیم ، این روش کار جهان هستی و سیستم خداوند بزرگ است ، چه ما دوست داشته باشیم چه نه، چه باور کنیم چه نکنیم ، جهان طبق این قوانین به وجود امده و اداره میشود ، حال انتخاب با ماست که کدام راه را انتخاب کنیم راهی که به ثروت و برکت ختم میشود یا به تباهی و نابودی خودمان.
یا حق