تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۴
موضوع این قسمت: رابطه “امیدواری” با “قانون فرکانس”
در این گفتوگو، دو نفر از کاربران سایت داستانهای واقعی خود از «رهایی از ناامیدی» را روایت میکنند؛ از روزهایی که به تهِ درهی زندگی رسیده بودند (در بحران مالی یا عاطفی) و با ایمان، سپاسگزاری و تغییر نگرش، توانستند از دل تاریکی به روشنایی برسند.
درس اول استاد (قدرت لحظهی حال):
استاد در این گفتگو یادآوری میکند که هیچوقت اوضاع آنقدر بد نیست که نتوانی کاری بکنی، زیرا در هر لحظه با افکار و احساساتمان، آیندهمان را میسازیم.
او توضیح میدهد که وقتی همچنان مثل گذشته فکر میکنیم، همان نتایج گذشته را تجربه میکنیم، اما به محض اینکه تصمیم بگیریم متفاوت بیندیشیم و احساس بهتری را انتخاب کنیم، جهان نیز فوراً پاسخ میدهد و مسیر جدیدی برایمان باز میشود.
استاد توضیح میدهد که حتی اگر به ته دره سقوط کنید، همیشه یک راه بازگشت وجود دارد. بسیاری از مردم وقتی به ته دره میرسند تسلیم میشوند، اما حقیقت این است که تا زمانی که زنده هستید، میتوانید وضعیت خود را تغییر دهید.
مهمترین ایده این است: ما «گذشتهی» خود نیستیم. ما آیندهی خود را در «لحظهی حال» میسازیم. ما این کار را با «فرکانس» و «کانون توجه» خود انجام میدهیم. جهان، افراد، ایدهها و موقعیتهایی را برای ما میفرستد که با فرکانس ما در همین لحظه هماهنگ باشند.
اگر در همین لحظه تصمیم بگیرید که افکارتان را تغییر دهید، کانون توجه خود را کنترل کنید و باورهای مثبت بسازید، زندگی شما بلافاصله شروع به بهتر شدن میکند. این تغییر میتواند بسیار سریع باشد. شما واقعاً میتوانید از «دره» به «قله» بروید.
درس دوم استاد (نشانههای هشداردهنده):
استاد در مورد داستان سعید و رابطهی بد او توضیح میدهد. او میگوید این یک مشکل رایج است. جهان همیشه در حال فرستادن «نشانهها» (نشانهها) برای ماست، زمانی که مسیر ما اشتباه است. انگار جهان سر ما فریاد میزند: «این مسیر اشتباه است! تغییر کن!»
اما اگر ما این نشانهها را نادیده بگیریم (مانند ماندن در یک رابطهی بد)، مشکلات همانطور باقی نمیمانند. مشکلات بدتر میشوند. «ضربهها» (ضربهها) از طرف زندگی سختتر، قویتر و مخربتر میشوند.
استاد میگوید شما باید از «اهرم رنج و لذت» (اهرم رنج و لذت) برای ایجاد انگیزه در خود استفاده کنید. شما باید به خودتان بگویید: «اگر من تغییر «نکنم»، رنج در آیندهی من بسیار بزرگتر خواهد بود.» این آگاهی در نهایت به شما کمک میکند تا تصمیم دشوار برای تغییر زندگیتان را بگیرید.
این جلسه دربارهی قدرت لحظهی حال، امید، تصمیم به تغییر، و نشانههای خداوند برای بیداری و تحول درونی است.
پیامی که در عمق این گفتگو نهفته است این است که:
حتی اگر در پایینترین نقطه زندگی باشی، خداوند از طریق نشانهها، الهامات و آگاهیها به تو میگوید:
«بلند شو، هنوز میشود همهچیز را تغییر داد.»
تمرین این قسمت:
آیا تا به حال در زندگیات به «تهِ دره» رسیدهای؟
جایی که احساس کردی دیگر امیدی نیست، اما در نهایت با تغییر نگاهت، با ایمان، با سپاسگزاری یا با نشانهای از خداوند دوباره برخاستی و مسیرت را عوض کردی؟
لطفاً تجربهات را بنویس:
چطور توانستی از آن موقعیت سخت بیرون بیایی؟
چه نشانه یا آگاهی باعث شد دوباره بلند شوی و باور کنی میشود اوضاع را تغییر داد؟
لطفاً داستان خود را در قسمت نظرات به اشتراک بگذارید. تجربهی شما از بیرون آمدن از «دره»، میتواند همان «جرقهی» امیدی باشد که شخص دیگری امروز به خواندن آن نیاز دارد.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل صوتی تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۴14MB13 دقیقه














ااالللههه اااکککبببررر الله اکبر . «لا اله»،«الا الله»
پاک و منزه است خدایی که جز او خدایی وجود ندارد
تنها و تنها و تنها تو رو می پرستم ارباب همه اربابان و فقط و فقط و فقط از تو یاری می جویم……… بیزارم بیزارم آری به شدت بیزارم از شرک و کفر
بیزارم از هر دیدگاه شرک آلودی، از هر که شرک بورزه از هرکه بت بسازه از هر کسی که از خودش بت بسازه و دیگران رو به خودش وابسته کنه…. بیزارم از هر کسی که غیر خدا رو بُلد و مقصد خودش قرار بده…. بیزارم از جماعتی که به ظن باطل خودشون و فریب های تودرتوی شیطان خیال میکنن که با خدا خدا کردن و حرف های توحیدی زدن، دارن انسان توحیدی و قویتری از خودشون میسازن ولی همین جماعت گدای لایک و امتیاز و تایید و تحسین دیگرانن همین جماعت با صبح تا شب استاد استاد کردن !!چاپلوسی و تملق افراطی از یه نفر بت میسازن قدیسش میکنن!!! اوج آمال و آرزوشون شده همکلامی با “استادشان” در هوس کلاب یا دیدار از نزدیک در پرادایس…… به قدری محتاط و ترسو هستن و از عدم تایید دیگران دلهره دارن که جرات کوچیکترین حرفی مغایر با استاد و مریم جانشان ندارن و به همین خاطر ترجیح میدن که هم رنگ جماعت بشن و به توصیف جلال و شکوه بیکران استادانشان بپردازند تا اندکی احساس مهم بودن و اعتبار کنن
پاک و منزه است خدایی که جز او خدایی وجود ندارد فرمانروای جهانیان است و تنها اوست که شایسته تعریف و تمجید بی نهایت است و تنها اوست که کامل و بی نقص و سلطان بلا منازع جهانیان است
«هیچ وقت چیزی رو از کسی گدایی نکن، که به گدا هیچ وقت چیز خوبی نمیدن»
عزت و احترام میخوای؟ آگاهی ناب الهی میخوای؟پول و ثروت میخوای؟ دوست خوب میخوای؟ عشق و محبت و تحسین میخوای؟ شهرت و محبوبیت میخوای؟ آرامش و صلح درونی میخوای؟ رویا و هدف و خواسته ای داری؟
چرا از خود خودش نمیخوای؟! چرا به غیر خدا متوسل میشی و به غیر خدا میچسبی و وابسته میشی؟
چرا اونقدر احساس پوچی و ضعیفی میکنی که یه نفر دیگه رو به خدا نزدیک تر میبینی و خودت رو نالایق؟! چرا اونقدررر خودتو معتاد و وابسته چیزی میکنی که دیگه نمیتونی ازش دل بکنی؟! چرا اونقدر مصرف گرا شدین که اگه روزی فایل و کامنت یا هر چیزی مصرف نکنین احساس خفگی و کمبود بهتون دست میده؟!
دارم به محمد رسول خدا فکر میکنم که با خلوت و مراقبه و غارنشینی و درستکاری و دل صافی و «اخلاص» و دنبال کردن ندای قلبش به بلندپروازانه ترین پژوه و رسالت تاریخ لبیک گفت و دِین خودش رو به رب جهانیان ادا کرد
دارم به ابراهیم خلیل الله فکر میکنم که از عالم و آدم دل برید و اونقدر با خدا رفیق شد که به حدی از جسارت میرسه که خدا و قوانینش رو به چالش میکشه
دارم به ایلان ماسکی فکر میکنم که اونقدر به خودش باور داره که اگه تمام کسانی که روزی الگو و قهرمان زندگیش بودن ناامیدش کنن و دست رد به سینه اش بزنن تا دلسرد بشه ولی همچنان دیوانه وار رویاشو دنبال میکنه رویای ساختن تمدن بشری در مریخی که شرایط حیات رو نداره…. اون باور داره که هیچ غیر ممکنی وجود نداره
دارم به جماعتی فکر میکنم که حتی شهامت رویا پردازی رو ندارن چه برسه اقدام!! دارم به جماعتی فکر میکنم که تنها دلخوشی زندگیشون شده لایک گرفتن از یک نفر، انگیزه حرکتشون دیده شدن در سایت و بازگو کردن نتایجشون برای استادشون…… تا کی؟! تا زمانی که زنده اند و نفس میکشن…
پس خدا کو؟! پس خدا چی؟! پس خودت چی؟! میخوای تا آخر عمرت ملا شاگردی و مرید و مرادی کنی؟!
خودت از حسین و مریم چی کم داری؟ چرا خودتون رو دست کم میگیرید؟! چرا نمیخواید بزرگ فکر کنید؟! چیکار کنم حد رشدشون همینه و نمیخوان ازین بزرگتر شن
این متن بالا اندکی از انذار و هشدارهای تکان دهنده قلبمه خطاب به همه…. از حسین و مریم بگیر تا خودم و خودت و همه اعضای سایت همه کسانی که سهمی در شرک آشکار و نهان دارن؛
سلام و درود خداوند بلند مرتبه بر شما مهدیه خانم عزیزم سلامی از جنس توحید و یکتا پرستی به شما بانوی عزتمند و دوست داشتنی؛ سلامی که عشق و محبت میاره سلامی که سلامتی و حال خوب میاره
بی مقدمه میگم بدون رودرواسی بدون کش و قوس و توصیفات شاعرانه؛ جانانه بهت تبریک میگم این حد از جسارت و توحیدی بودن رو و دلم میخواد الان پیشت بودم صاف و مستقیم بهت بگم که چقدددررر دوستت دارم و خالصانه از ته دلم بهت عشق میورزم
ای قربون آدم چیز فهم ای قربون آدم با شعور و فهمیده
درک و فهم سنجیده و شعور بسیار بالاتون منو به وجدهااااا آورده!! مهدیه جانم باورررر کن اونقدددددرررر باهات حرف دارم که دلم میخواد تا فردا تایپ کنم ولی همونطور که به زیبا جانم گفتم اصلا توی شرایط نوشتن نیستم ، به زمان و خلوت کردن با خودم و خدای خودم نیاز دارم تا اصلاحات لازم رو کم کم روی خودم اعمال کنم و به اوج انرژی فرکانسی و هماهنگی با خودم برسم؛
خط به خط و تک تک جملاتت حرفای دلم بود بسیار بسیار بسیار بسسسسیییااااررر لذت بردم از دیدگاه توحیدی و نابت…. تو واسم پیغام و نشونه واضح خداوندی، که میلاد هستند افرادی اینچنین فکر کنن….داشتم دیوانه میشدم از دست این جماعت که خدایا یعنی غیر من کس دیگه ای توی این سایت متوجه عمق قضیه نشده چرا اینا همه اینجورین….
اون کامنتی که اخیراً توی قسمت ۱۱۰ برام عاشقانه گذاشتی، اشکمو دراورد و منو غرق خدا کرد.. زیباترین و دلنشین ترین پیغامی بود که تا بحال از طرف یکی از مهربان ترین دستانش دریافت کردم؛ گفت و گویی که اونجا باهات خواهم داشت احتمالا یه چیزایی تو مایه های گفت و گوهایی که با زیبا فتح الهی داشتم، بسیار طولانی و مفصل خواهد شد
از همون شب اولی که شروع کردی همه کامنتای منو بخونی من متوجهش شدم، از فایو استار هات متوجه شدم که داری یکی یکی کامنتام رو میخونی، کاش میشد واکنش و حیرت منو میدیدی …..
کامنتای بینظیرت رو مشتاقانه دنبال میکردم و به خیلی چیزا پی بردم یکی اینکه کامنتای من روی نگرش و رفتار شما خیلی تاثیر گذاشته اینو از چند کامنت اخیرت و قدرت کلام توحیدی و شجاعانه ات به وضوح متوجه شدم….
مهدیه یه چیزی بهت بگم؟! من از دیوار رفتم بالا و چیزایی رو دیدم که منو وحشت زده کرد منو دیوانه کرد،روی دیوار نشستم و زار زار گریه کردم از لمس حقیقت
نمیدونم چرا حس میکنم که تو داری شهامت به خرج میدی و از دیوار میای بالا
بذار این رو بهت بگم….آره همین الان قلبم داره بهم میگه که بهت این نوید و مژده رو بدم؛ به خداوندی خدا قسم داری راه رو درست میری و دقیقا زدی به هدف، داری مسیر درستی رو میری در این شک نکن، آره درک میکنم تو هم مثل من خیلی بهت فشار میاد زور میاد نگرانی و ناراحتی لحظه ای میاد که از که دلسرد و بیخیال بالا رفتن از دیوار بشی ولی من روی دیوار نشستم الان و دارم نظاره میکنم جماعت این ور دیوار رو و گنج های اون ور دیوار رو…. بیا بالا با چشم های خودت ببین که خدا داره فریادت میزنه
این استعاره و تمثیل رمزی – زیر پوستی “دیوار” رو همین الان حین نوشتن بهم الهام شد که بتونم کد های تقلب رو بهت مخابره کنم، اگه خیلی باهوش باشی میتونی بفهمیش
یه نفر داره کامنتا رو منتشر میکنه و شاید اون فرد کارش نگهبانی از دیوار باشه و نذاره برات طناب بفرستم…
کامنتای اخیرم خودش گویای همچیه،همونا رو هم به لطف و کرم خدا و توکل به خودش ارسال کردم که خدا رو شکر تونست از سوراخ و فیلتر محکم سایت و منیجرش عبور کنه
میدونی چیه من دیگه هیچ چشم امیدی به مریم شایسته و حسین عباس منش ندارم، ازشون بریدم و دل کندم….آره یه اتفاقاتی افتاده . تنها چشم امیدم به خداست و فقط روی خودش حساب میکنم
خودت اگه آخرین کامنتام رو با دقت خونده باشی متوجه قضیه میشی
یه جاهاییش سرنخ که چه عرض کنم، رسماً طناب دادم
نترس!!! به ندای قلبت اعتماد کن
برای همه حرفات یه دنیا حرف دارم، آهان بذار اینو هم بگم دقیقا درست فهمیدی راجبه مریم، من همون دو سه ماه اولم فهمیدم که این زن حتی توی بیان و نحوه حرف زدنش« کمال گرایی »داره موج میزنه
اون ایده مزخرف ستاره های طلایی و جام دستاوردها و نمیدونم همین نفرات برتر ماه و سال و این جور چرت پرتا همش فرع مطلقه، جواب سوالاتت همه توی قلب منه، ارباب اربابا جوابشون قبلاً رو بهم گفته…میدونم توی ذهن حسین و مریم و مدیر فنی چی میگذره…. از پشت دیوار خبر دارم
فقط از خود حسین درخواست میکنم که اونقدر جنبشو ببره بالا اونقدر کنترل ذهن و عزت نفس والایی به خرج بده که وقتی من کامنت میذارم بدون قضاوت و سانسور کامل منتشر کنه
همه ما اینجاییم که به رشد و توسعه هم کمک کنیم و عشق و آگاهی هامون رو به همدیگه منتقل کنیم
اگه بدونید که میلاد جلیلی چقدر عاشقانه دوستتون داره و خیر خواه استاد و دوستاشه و خواهان رشد و ارتقاء همه افراد و کیفیت سایته
با به به چه چه کردن بی رویه چیزی رشد نمیکنه پیشنهادات تشویقات و نظرات آزادانه باید توسط افراد رها و جسوری مثل من و شما داده بشه تا هم ما خودمون رو بهتر بشناسیم و رشد بدیم هم اونچه که بهمون گفته میشه رو جاری کنیم تا ایده هامون بهینه و اصلاح بشه
مهدیه دوست داشتنی ام مطمئنم خودت خوب درکم میکنی منم انسانم مثل بقیه فارغ از تمام وجه تمایز ها و تفاوت های منحصربفردم نسبت به بقیه، شاید بپرسید که چرا اینقدر دیر به دیر کامنت میذارم یا با تاخییر زیاد کامنتا رو جواب میدم شاید فکر کنید به خاطر اینکه اتصال ضعیفی دارم و هر لحظه حاضر و آماده جاری کردن ندای درون نیستم….
شاید بگید زیادی مغرور و متکبر شدم شاید بگید بیخیال و بی تفاوت شدم نسبت به دیگران شاید بگید خیلی از خودراضی و نامرد شدم
ولی اصلاً اینطور نیست و اینا همه نجواهای ذهن منفی بافه، آخه کی میدونه که در چه اوضاع و احوالی ام کی از ذات و نیت و افکار و باورهای من خبر داره
واقعاً شرمنده دوستانی ام که هنوز نشد باهاشون درست حسابی حرف بزنم با وجود اینکه کلی اشتیاق دارم که تعامل و ارتباط قوی و سازنده ای باهاشون داشته باشم؛ ولی کسی که فرار نمیکنه به موقعش که بهم الهام بشه میام یه دل سیر حرف میزنیم
لینا سبتاوی عزیزم(اون سوالت زیر اولین کامنتم در سایت برانگیزاننده ترین سوالیه که یه نفر توی زندگی ازم پرسید، به وقتش غافگیرت میکنم)
فوزیه عزیزم ازت مهلت میخام واقعا منو ببخش باور کن اقدام کردم برای پاسخ ولی نشد که نشد، حتما برات پیغام خواهم گذاشت
فرزانه فدایی عزیزم باهات حرف دارم
زهرا حسینی عزیزم من کلی در مورد خودم و خودت حرف دارم،درمورد مورینیو باهام حرف بزنی و من چیزی نگم مگه میشه
الهام طالبی عزیزم، خانمی که خودش رو پرنسس عشق میدونه،توی تلگرام حتی اجازه صحبت کردن بهم ندادی و اون پیغام های آخری رو نخوندی از ترس به خطر افتادن ایمانت، آره چاره ای جز اعراض از حقیقت نداری…. حرفای دلم اونچه که ندای درونم بهم میگه رو برات کامنت خواهم کرد البته اگه کامنتم برات منتشر بشه
مهدیه جانم
زیبا جانم
از ته دلم قدردانتون هستم و عاشقانه دوستتون دارم، به موقعش اونچه که بهم گفته میشه رو باهاتون در جریان میذارم
زیبا جانم کامنتای اخیر مهدیه رو با دقت بخون، برای اهل خرد و هدایت درس های روشنی بخشی داره
راستی مهدیه جان نمیدونم چرا عکس پروفایل گذاشتی ولی بعدش دوباره برداشتی، حواسم بهت هستاااا!!
راستی ازینکه زیر کامنتای جدیدت حتی فایو استار گروه تحقیقاتی عباس منش رو ندیدی چه چیزی فهمیدی؟! مطمئنم به خیلی چیزا پی بردی و متوجه یسری چیزا شدی
همون چیزی که من هم با تجربه بهش رسیدم، حال میکنی جان جانان ارباب اربابا چطور پرده از حقیقت برمیداره وقتی جسورانه و خاشعانه به ندای قلبت گوش میدی و حرف “حق” رو میزنی
(اینو توی پرانتز بگم، احتمالا کامنتای این پست رو تا الان یکی غیر از حسین منتشر کرده، چون حدس میزنم حسین مثل خودم توی این دو روز اخیر پیوسته پیگیر اخبار و نظرات مربوط به سونامی خبر «تشکیل سوپر لیگ اروپا» س … بی نهایت درس توشه این جریان اونایی که پیشرو هستن دارن از لابلای این اتفاقات درس های عملی و کوبنده جهان هستی رو میگیرن و مرور میکنن، خود من تا الان بیش صد خبر و مقاله رو و بیش از دو هزار کامنت رو توی سایت و رسانه مستقل “طرفداری” مطالعه کردم یه چیزایی دست گیرم شد یه چیزایی بهم اضافه شد که تا بحال اینقدر قوی و هوشمندانه از منظر کلان به صنعت فوتبال و بطن و پشت پردش نگاه نکرده بودم، عزت نفس و خودباوری و قاطعیت فلورنتینو پرز و دارو دستش بسیار بسیار تحسین برانگیز و منو به حیرت واداشته
حال و حوصله اینو ندارم که یک کامنت فراتر از کشش مغزی جو حاکم بر سایت بذارم که مثلا بگم خیلی حالیمه، ولی بعدها خود عباسمنش در این موضوع و درس هایی که گرفته اظهار نظر میکنه….
هیچ وقت جهان به دوران قبل از این بیماری برنخواهند گشت…وارد دره های زمانی شدیم ، روز به روز اختلاف فقیر و غنی ، ضعیف و قوی بیشتر میشه، جهان، جهانِ شایسته ها و قویتر هاست… ضعیف ها حذف میشن… انتخاب با شماست که قوی،باهوش، و ثروت مند باشی یا توی طبقه ضعفا حبس و له بشی
هیشکی نمیتونه جلوی رشد و پیشرفت نامحدود اقتصاد آزاد و پول پارو کردن کسی رو بگیره، حکومت های کمونیستی و سوسیالیستی به گمان خودشون دارن عدالت و برابری رو بر اقشار جامعه اعمال میکند ولی جهان هستی اینجوری عمل نمیکنه، یه نگاه به آمریکا و سیستم سیاسی و اقتصادیش بنداز تا پی ببری چی میشه که قدرت اول جهانه و ثروت توش موج میزنه، آره میگن نظام سرمایه داری و ازین حرفا…تا بوده همین بوده اونایی که زرنگ باهوش قوی ترن میرن بالا اونایی هم که ضعیف و ناتوانن میمونن پایین…. ایلان ماسک،بیل گیتس،جف بروس، حقشونه … اگه اینا روز به روز ثروتمند تر نشن پس کی بشه، اینا پیش رو و نوک پیکانن چون لیاقتش رو دارن….. چی میشه که لیگ های معتبر آمریکایی با وجود اینکه مخاطب کمتری نسبت به فوتبال دارن ولی چندین و چند برابر فوتبال درآمد زایی دارن، فلورنتینو و رفیق رفقاش از دست فساد و محدودیت های غلط فیفا – یوفا خسته شدن و میخام مثل فوتبال آمریکایی ، فوتبال اروپا رو به اوج قله تغییرات مثبت برسونن و با تشکیل سوپر لیگ مستقل دنیای جدیدی رو به روی اقتصادی فوتبال و هیجان و رقابتش باز کنن…. من به شدت با این ایده جدید موافقم و همیشه از حرکت های انقلابی سازنده و چالش های مثبت استقبال میکنم
تقابل تاکسیرانی سنتی و اسنپ و اوبر
سینما و تلویزیون در برابر امثال نتفلیکس
مغازه و فروشگاه زنجیره ای در برابر امثال آمازون و دیجی کالا
شکست غولی مثل نوکیا در برابر سامسونگ و اپل
اینا همه داره فریاد میزنه که
بقای اصلح
یا خودت بروز و سازگار میکنی با شرایط یا کنار میری و جا میمونی
میلاد جلیلی هم در حد توانش هم داره همین کارو میکنه، میتونم آینده رو ببینم و قلبم بهم گفت یه سری کارا رو انجام بده تا خودت از بقیه جدا کنی و سبقت بگیری تا آمادگی هر پیشامدی رو داشته باشی)
ضمناً بیخیال این افراد مدار پرتی که برای کامنتت امتیاز منفی میدن، وقتی دست بذاری روی چیزی که نقطه ضعفشونه اون موقعس که خیلیا میسوزن و تحمل شنیدن حرف حق و سخن سدید و سنجیده رو ندارن
رفیق جان بیخیال بیرون،اون بیرون خبری نیست
بچسب به درون، جان جانان الهامات مخصوص بازی زندگی خودت رو بهت میگه
عااااااااشقتم و هیچ وقت سیر نمیشم ازین عشق ورزیدن
جای دوری نمیرم،همین نزدیکی هام بغل دستت دارم قدم میزنم
مریم جان، حسین جان
عزیزانم من تحت هیچ شرایطی قوانین سایت رو نقض نکردم و نخواهم کرد
نمیدونم چه دلیلی داره که با کامنتای من جور دیگه ای برخورد میشه و سخت میگیرید،
لب کلامم این بود که بت نسازیم
موحد و یکتا پرست باشیم
به عیار و گرون بودن خودمون پی ببریم و قایم به ذات باشیم نه قایم به غیر
همونطور به همه الهام میشه و کامنت میذارن منم قلبم بهم امر میکنه و اونچه که بهم الهام میشه رو میگم
حفظ حرمت نفس و احترام هم همیشه سرلوحه زندگیمه
نمیدونم شاید بهتون برخورده و دست گذاشتم روی نقطه حساسی
من که نمیتونم هربار کامنت میذارم نگران این باشم که شما منو تایید کنید و کامنتم منتشر بشه یا نه… بخدا منم از شمام نه بیگانه فقط نگاه و عملکرد مخصوص خودمو دارم…. حق آزادی بیان دارم و نظرم رو محترمانه و مودبانه میگم
این هم کامنت بلندی بود که عاشقانه انرژی و زمان گذاشتم در پاسخ به دوست عزیزم بنویسم و این گپ و گفتی دوستانه و خصوصی بین خودمون بود نه کامنتی مستقل و علنی برای دیده شدن
باز هم بی نهایت بی نهایت سپاسگزارم از همکاری شما عزیزانم و از ته دلم قدردان زحمات ارزشمندتون هستم
شاید سو برداشت بشه که خدایی نکرده من آدم طلبکاری ام و دنبال بحث حاشیه ای و تفرقه افکنی
نه به قرآن اینطور نیست،شاید به خاطر شخصیت قوی و جسوری که دارم با این لحن حرف میزنم وگرنه از ته دلم عاشقانه وجودم سراسر عشق و لطافت و مهربانیه
به هر حال شما هم انسانید و دارای احساسات و افکار انسانی، ممکنه بنابه هر دلیلی نسبت بهم خوشبین نباشید ولی باور کنید من اگه خود خدا بهم الهام نکنه امکان نداره خودسر و از روی هوا و هوس حرفی بزنم
و ما ینطق عن الهوی
عاشق و دوستدار شما میلاد جلیلی
حسین جانم مریم جانم، همه ما اینجا دور هم جمع شدیم که پیغام ها و آگاهی هایی که خدا بهمون الهام میکنه رو به همدیگه منتقل کنیم و توحید رو گسترش بدیم،
یادمون نره که اصل و هدف چیه
خدایا شکرت الهی شکرت که خودت مدیر و مدبر جهانی
الهی شکرت بین قلب هامون انس و الفت قرار دادی تا بتونیم عاشقانه و در کمال صلح و آرامش زندگی کنیم و در راستای کمک به خودمون و دوستانمون قدمی برداریم