تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۷


موضوع گفتگو: راز رسیدن به نتایج بزرگ: قانون «صبر» و «ادامه دادن» مسیر


مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:

  • قدرت “سپاسگزاری به خاطر نتایج کوچک”؛
  • “تغییر”، یک روند است و “صبر”، شریان حیاتی این روند است؛
  • صبر به معنای طی کردن تکامل است؛
  • خداوند بیشترین پاداش ها را به صابرین اختصاص داده است؛
  • صبر یعنی: ادامه دادن به “ارسال فرکانس هماهنگ با خواسته”؛
  • هر خواسته ای امکان پذیر می شود اگر در مسیر هماهنگ با آن خواسته قرار بگیری و با “صبر”، آن مسیر را ادامه دهی؛

در این گفتگوی شنیدنی، استاد عباس‌منش به یکی از اساسی‌ترین قوانین موفقیت می‌پردازد: تفاوت حیاتی بین «صبر» و «عجله».

بسیاری از ما کار را شروع می‌کنیم، روی خودمان کار می‌کنیم، اما چون نتایج بزرگ را بلافاصله نمی‌بینیم، نا امید شده و مسیر را رها می‌کنیم. استاد توضیح می‌دهد که مشکل، «عجول» بودن ماست. ما فراموش می‌کنیم که هر دستاورد بزرگی، نیازمند طی کردن یک «پروسه» و «تکامل» است.

نکات کلیدی که در این فایل می‌شنوید:

معنای واقعی «صبر»: صبر به معنای تحمل کردن و زجر کشیدن نیست؛ بلکه به معنای ادامه دادن مسیر درست، با ایمان و پشتکار، حتی زمانی که هنوز نتایج فیزیکی بزرگی را نمی‌بینیم.

قانون کاشت، داشت، برداشت: استاد با مثال کشاورزی توضیح می‌دهد که وقتی دانه‌ای کاشته می‌شود، شاید تا مدتی هیچ جوانه‌ای روی خاک نبینید، اما در زیر خاک، ریشه‌ها در حال قوی شدن هستند. اگر آب و نور مناسب (کار کردن روی باورها) را ادامه دهید، جوانه‌ها (نشانه‌های کوچک) ظاهر می‌شوند و در نهایت به درختی تنومند (نتیجه بزرگ) تبدیل خواهند شد.

خطر «ناسپاسی» نسبت به نتایج کوچک: ما خیلی زود موفقیت‌هایی که زمانی آرزویمان بودند (مانند راه‌اندازی یک سایت که مژگان عزیز تجربه کرد) را فراموش می‌کنیم و آن‌ها را کوچک می‌شماریم. در حالی که دیدن و «بزرگ کردن» همین نتایج کوچک، انگیزه و سوخت ما برای ادامه دادن مسیر است.

داستان شگفت‌انگیز «تخم‌مرغ‌ها در پارادایس»: استاد برای اولین بار، داستان کامل تجربه‌ی شخصی خود در پرادایس را تعریف می‌کند. او توضیح می‌دهد که چگونه آرزوی داشتن تخم‌مرغ‌های زیاد در دلش متولد شد، اما برای رسیدن به آن، چه مسیر طولانی و پرچالشی را طی کرد؛ از سفارش دادن تخم‌مرغ از آمازون، عبور از چالش‌های بیماری و طوفان برای جوجه‌ها، ساختن لانه‌های متعدد، تا رسیدن به روزی که صدها تخم‌مرغ را جمع‌آوری کرد.

پیام اصلی این گفتگو این است: شما می‌توانید به هر خواسته‌ای برسید، به شرطی که پروسه‌ی آن را بپذیرید، مسیر درست را با ایمان ادامه دهید و به جای عجله برای رسیدن به «میوه»، از «نشانه‌های کوچک» و نتایج درونی (مانند آرامش) که از همان روز اول ظاهر می‌شوند، سپاسگزار باشید.


تمرین این قسمت:

برای اینکه این آگاهی‌ها عمیقاً در وجود شما بنشیند، از شما می‌خواهم به این سؤال فکر کنید و تجربه‌ی ارزشمند خود را با ما در میان بگذارید:

هدف یا خواسته‌ی بزرگی که برایش تلاش می‌کنید چیست؟

و مهم‌تر از آن، برای اینکه در میانه راه «عجول» نشوید و مسیر را رها نکنید، چگونه «جوانه‌های کوچک» و نشانه‌های اولیه‌ای که در مسیرتان می‌بینید را شناسایی می‌کنید؟

برای ما بنویسید که چگونه با «بزرگ کردن» و سپاسگزاری بابت همین نتایج به‌ظاهر کوچک (مانند احساس آرامش بیشتر، ایده‌های جدید، یا یک موفقیت مالی اندک)، ایمان و انگیزه‌ی خود را برای ادامه دادن مسیر تا رسیدن به «درخت تنومند» و نتایج بزرگ، حفظ می‌کنید؟

در پایان، از تجربه‌ی گذشته بگویید: جایی که صبرِ شما نتیجه را چند برابر کرد یا عجله شما را عقب انداخت. چه آموختید؟

(اشتراک‌گذاری این تجربیات به همه‌ی ما کمک می‌کند تا قانون تکامل و صبر را بهتر درک کنیم و در مسیر خود ثابت‌قدم بمانیم.)


پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشه‌ی راه شود و هم الهام‌بخش دیگران.


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

451 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «بهاره» در این صفحه: 1
  1. -
    بهاره گفته:
    مدت عضویت: 1111 روز

    بنام خدای مهربون

    سلام به استاد عزیز و همه دوستان همراه

    هدف یا خواسته‌ی بزرگی که برایش تلاش می‌کنید چیست؟

    و مهم‌تر از آن، برای اینکه در میانه راه «عجول» نشوید و مسیر را رها نکنید، چگونه «جوانه‌های کوچک» و نشانه‌های اولیه‌ای که در مسیرتان می‌بینید را شناسایی می‌کنید؟

    برای ما بنویسید که چگونه با «بزرگ کردن» و سپاسگزاری بابت همین نتایج به‌ظاهر کوچک (مانند احساس آرامش بیشتر، ایده‌های جدید، یا یک موفقیت مالی اندک)، ایمان و انگیزه‌ی خود را برای ادامه دادن مسیر تا رسیدن به «درخت تنومند» و نتایج بزرگ، حفظ می‌کنید؟

    در پایان، از تجربه‌ی گذشته بگویید: جایی که صبرِ شما نتیجه را چند برابر کرد یا عجله شما را عقب انداخت. چه آموختید؟

    هدف یا خواسته بزرگی که دارم براش تلاش می کنم!

    راستش من وقتی وارد این سایت شدم حالم بد بود و دچار افسردگی بودم، جوری که منفعل شده بودم و هیچ کاری نمی تونستم انجام بدم، به شدت ناامید بودم. هر روز صبح که از خواب بیدار می شدم با افکار منفی و گفتگوهای ذهنی منفی بیدار می شدم و هیچ شور و شوقی برای زندگی نداشتم. به شدت احساس بی ارزشی می کردم.

    تا اینکه به سایت هدایت شدم و راستش اولش فقط بخاطر رهایی از اون احساس بد و منفی شدید بود که من رو افسرده کرده بود.

    با دوره لیاقت شروع کردم چون می دونستم پاشنه آشیل من احساس لیاقت درونیه.

    وقتی شروع کردم به کار کردن روی دوره و حل کردن تمارین، رفته رفته حس می کردم دارم بهتر میشم.

    هر جلسه دوره لیاقت و تمارینش باعث میشد من بیشتر خودم رو بشناسم و منشا احساس بی لیاقتی خودم رو کشف می کردم و هر بار یک لایه از درون خودم رو ورق می زدم و هر چی رو به جلو می رفتم به لایه های عمیق تری می رسیدم.

    وقتی تمارین رو می نوشتم، ساعتها می نشستم و به گذشته فکر می کردم، به گذشته بر می گشتم، شخم می زدم، کنکاش می کردم، فکر می کردم و به جاهایی می رسیدم و به مسائلی می رسیدم که هیچ وقت قبلا بهش نرسیده بودم ( حتی بش فکر نکرده بودم) و کلی متاثر می شدم و اشک می ریختم ولی می دونستم این درد، درد خوبیه، درد آگاه شدنه، درد شفا یافتنه.

    چون بعدش احساس سبکی می کردم.

    وقتی این تغییرات رو می دیدم و احساس می کردم یه چیزهایی در من داره تغییر می کنه، دیگه رهاش نکردم. و این باعث شده بود که خیلی متعهدانه دوره رو کار می کردم و هر جلسه کامنت میذاشتم و کامنت می خوندم و هر چی جلوتر می رفتم حس می کردم حالم داره بهتر میشه .

    الانم که یاد اون روزها می افتم که تقریبا دو ماه پیش بود منقلب میشم.

    واقعا حس می کردم داره تغییراتی در من داره صورت می گیره. آگاهی های دوره لیاقت، مخصوصا جلسه اول و دومش خیلی خیلی به من کمک کرد.

    مقایسه و گفتگوهای درونی

    در یک برهه ای بخاطر یسری اتفاقات، من آدمی شده بودم که چشم دیدن پیشرفت آدمها رو نداشتم حتی دوستهای نزدیکم، حتی خانوادم

    به شدت حسود بودم. همیشه داشتم خودم رو با بقیه مقایسه می کردم و احساس ضعف می کردم.

    توانایی ها و استعدادهای خودم رو نمی دیدم و تمرکزم رو گذاشته بودم روی ناکامی ها و نداشته هام.

    و این احساس بد و منفی مثل یه باتلاق هر روز داشت من رو بیشتر به سمت خودش می کشید.

    من رو فلج کرده بود و توان حرکت رو ازم گرفته بود.

    روز و شب کارم شده بود گله و شکایت به خدا و زمین و زمان.

    از همه چیز و همه کس شاکی بودم.

    و ناکامی های خودم رو می انداختم گردن بخت و شانس و ….

    من روزانه ساعتها وقت میذاشتم و روی دوره کار می کردم.

    بارها و بارها فایلها رو گوش می کردم و یادداشت می کردم.

    توی یکماه، یک دور دوره رو کار کردم بی وقفه.

    و ماه بعد دوباره برگشتم و مجدد شروع کردم و بهاره الان رو با بهاره یکماه پیش مقایسه می کردم و می دیدم چقدر تغییر کرده.

    خودم باورم نمیشد.

    چقدر احساسم بهتر شده بود.

    و این به من انگیزه می داد برای بودن در سایت و کار کردن روی خودم.

    رفته رفته استعدادها و تواناییهام رو کشف می کردم و می فهمیدم که من تو چه زمینه هایی توانایی دارم و می تونم روش کار کنم و خودم رو ارتقا بدم.

    آروم آروم خواسته ها شکل گرفت و تمرکزم از روی ناخواسته ها داشت متمایل میشد روی خواسته ها.

    اونی که تا همین یکماه قبلش، درگیر افسردگی شدید بود و فکر می کرد که به هیچ دردی نمی خوره و دیگه زندگی همینه و کاریش نمیشه کرد، حالا تازه داشت با خود واقعیش آشنا میشد و میدید که نه مثل اینکه اونقدرام آدم به درد نخوری نیست.

    استاد میگن توی این مسیر صبور باشید تا نتایج رو ببینید ولی من خیلی زود نتایج رو دیدم.

    البته که من یکماه متعهدانه و تقریبا تمام وقت داشتم روی دوره کار می کردم و می نوشتم و می خوندم.

    ولی به جدیت می تونم بگم هیچ چیز دیگه ای نمی تونست توی اون برهه غیر از آگاهی های این دوره، من رو از اون وضعیت فلاکت بار خارج کنه.

    خدا رو هزاران بار شاکرم.

    در حال حاضر دو خواسته ی بزرگ دارم

    اول: تغییر شخصیت و ساختن یک من قوی تر، آرام تر و آگاه تر

    دوم: شروع دوباره کارم و رسیدن به استقلال مالی

    برای من این دو مسیر به هم پیوسته ان چون باور دارم تا زمانی که درونم رشد نکنه، نتایج بیرونی هم پایدار نمی مونه.

    در این مدت تغییرات کوچیکی در خودم حس کردم:

    در موقعیتهایی که قبلا سریع واکنش نشون می دادم، حالا بیشتر سکوت می کنم و از درون بررسی می کنم.

    نسبت به خودم مهربون تر شدم و کمتر خودمو سرزنش می کنم.

    حس می کنم انرژی کارکردن و رفتن به سمت اقدام دوباره در من زنده شده.

    اینها نشونه هایی هستن که به من میگن مسیر درسته، حتی اگه هنوز نتایج بزرگ مالی یا شغلی به دست نیومده.

    چطور ایمان و انگیزه م رو حفظ می کنم؟

    با دیدن و سپاسگزاری بابت همین تغییرات کوچک.

    هر روز دارم به خودم میگم:

    بهاره تو داری رشد می کنی. شاید هنوز به مقصد نرسیدی، ولی دیگه اون آدم قبلی نیستی.

    نوشتن موفقیتهای کوچیک و احساسات خوبم باعث میشه ذهنم بجای عجله، روی پیشرفت تمرکز کنه.

    و جالبه که من قبلا بسیار آدم عجولی بودم.

    از تجربه های گذشته ام آموختم که هر وقت عجله کردم، مثلا خواستم یکباره همه چیز رو تغییر بدم یا در رابطه ای احساساتی تصمیم گرفتم، نتیجه یا عقب افتاد یا باعث رنج شد.

    اما زمانی که صبر کردم، سکوت کردم و اجازه دادم چیزها به طور طبیعی رشد کنن، نتیجه چند برابر زیباتر شد.

    مثل وقتی که از فضای مسموم کلاسم خارج شدم و با صبر و سکوت، عزت نفسم رو بازپس گرفتم، اونجا فهمیدم قدرت واقعی در صبر اگاهانه ست نه در واکنش سریع.

    صبر یعنی ((اعتماد))

    یعنی بدونی که خدا، زندگی و مسیر رشد تو، همه دارن کار خودشونو می کنن.

    فقط چون هنوز نتیجه رو نمی بینی، معنیش این نیست که اتفاقی نمی افته.

    صبر یعنی ایمان به آنچه در ناپیدا در حال شکل گیریه.

    وقتی صبر می کنی، در واقع داری میگی، من مطمئنم بذرها در خاک دارن ریشه می زنن، حتی اگه هنوز سبز نشدن.

    بهاره:

    هر وقت حس کردی داری عجله می کنی یا ذهنت میگه باید زودتر نتیجه بگیرم، با خودت تکرار کن: همه چیز داره شکل می گیره، حتی اگر من هنوز نبینمش.

    من امنم. زمان در خدمت منه نه علیه من.

    من حالا یاد گرفتم مسیر رشد مثل کاشتن درخته: اگر هر روز با عشق و ایمان آبیاریش کنی، حتی قبل ازینکه میوه بده، از دیدن برگها و سایه ش لذت می بری.

    من حالا در مسیر هستم… آرام ولی پیوسته.

    خدایا ممنونم برای بودن در این مسیر

    خدایا ممنونم بابت آگاهی هایی که هر روز در روح و ذهن من متجلی میشن

    خدایا ممنونم برای وجود استاد عباسمنش و خانم شایسته مهربان و فهمیم و همه دوستان عزیز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: