تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۷ - صفحه 34 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

451 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    محمد توکلی گفته:
    مدت عضویت: 1026 روز

    درود به استاد عزیزم و مریم خانم محترم

    سوال جلسه

    هدف یا خواسته بزرگی که برای ان تلاش میکنید چیست؟

    استاد هدف و خواسته من از زندگی ام رسیدن به زندگی عالی در بهترین شرایط در بهترین کشور دنیا(امریکا) در ثروت و نعمت فراوان با ارتباط های زیبا و عاشقانه و درست و مملکتی که برای انسانها ارزش و احترام قائل و… هست خواسته هایی که خیلی وقته در من شکل گرفته و مشتاقانه دارم به سمتشون حرکت میکنم و جلوی افکارم رو خیلی میگیرم که نجواها به سراغم نیاد ولی هنوز یکم جون دارن اما دیگه اخرای کارشون هست استاد چند روزی هست که یکسری صحبت هارو میشنوم یه سری جمله هارو همش میبینم مثل همین که شما گفتید اگه خواسته ای درونت شکل گرفته حتما خدا به تو میبخشه یا صحبت ها که مدام دارن میگن که وقتتو چرا داری تلف میکنی میخوای چیکار کنی و… اما من بخاطر اینکه اول دوره فرمودید هیچ تصمیم جدی نگیرید تا اخر دوره دارم ارام ارام حرکت میکنم تا تصمیم نهایی رو در اخرین جلسه بگیرم و در کل روز و شبم دارم از خدای بخشنده ام هدایت میخوام که راهو نشونم بده و عاشقانه هدایتم میکنه و دستامو مثل همیشه محکم میگیره و باعششق هدایتم میکنه در اون مسیری که همیشه ازش خواستم یه مسیر زیبا با چشم انداز زیبا یه جاده صاف قشنگ که از کنار یه دریای زیبا با هوای ابری و بارون فراوون این نعمتی که از بچگی عاشقشم و یه نسیم خنک که میوزه باد به صورتم و دستام میخوره و اونبر جاده یه جنگل انبوه پراز درختای تنومند بزرگ سرسبز که انرژی مثبت به من میده و بزرگی خدامو بهم نشون میده که چقدر عاشقانه چقدر با لطفش به من، هدایتم میکنه به سمت خواستهام به ثروت و نعمت و فراوانی توی این مسیر زیبا با ارامش و احساس خوب که به من میبخشه در هر لحظه هر زمان و هرمکان شکرت خدای پاک من شکرت ای عشق مطلق ای اول و ای اخر برای من

    اگاهی های جلسه

    اصل و معنی #صبر#

    صبر به معنای (زجر کشیدن و تحمل سختی نیست) بلکه به معنای#ادامه دادن مسیر درست#با ایمان و پشتکار#حتی زمانیکه هنوز نتایج‌فیزیکی بزرگی را نمیبینم

    قانون#فراموش نکردن مسیر موفقیت حتی کوچک#

    وقتی که یک مسیر درست را ادامه میدهم و نتیجه میگیرم باید این #داستان هارو یادم باشه#و برای خودم #هی تکرار کنم#و احساس خوب داشته باشم و ذوق کنم و سپاسگزاری کنم و نگزارم که فراموشم بشه چون همین موفقیت و رسیدن بهش یه زمانی شدیدا خواسته من بوده این راهه موفقیت به خواسته بعدی هست

    باید این خواستهامو همیشه روشن نگهدارم و بخواهمشون و مسیری رو برم که تهش به اون خواسته هام برسم اون اسایش اون ثروت فراوان اون شغل خوب و راحت و با درامد بالا اون ارتباطات خوب و زیبا اون خونه بزرگ و زیبا توی محله بالای شهر و جای ساکتش اون ماشینای زیبا و پرقدرت و همشو ببینم و براش حرکت کنم #با ایمان به خدا و احساس خوب و قلب باز# و مسیرمو حرکت کنم و #صابر باشم# صبر داشته باشم و خداوند و جهان جواب منو میدهند

    هیچ جنگلی یک شبه بوجود نیومده

    قانون

    صحنه خواستها

    من همیشه باید یادم باشه که یک صحنه ای رو دیدم (خوشم اومد)#و یک ارزویی رو کردم#که این صحنه و داشته ها رو در زندگی ام خلق کنم و تجربه کنم و بعد حرکت کنم به سمتش و خداوند به من لطف میکند و هدایتم میکنه و مسیرو برام باز میکنه و اااساانم میکنه به خواستهام و من با ایمان و صبوری راهمو ادامه میدم مسیرمو ادامه میدم تا برسم به خواسته ام و در نهایت من اون صحنه رو میبینم

    قانون#لوبیا#

    اگر من یک لوبیارو امروز بکارم و بهش اب بدم فردا یک لوبیای خیس دارم و هیچ اتفاقی نیوفتاده و این روند باید ادامه پیدا کنه که اون نگهداری اون اب دادن اون خاک خوب اون نور خوب اون کود خوب رو بهش بدم تا بتونه اون پوسته سفتو بشکنه و خونه بزنه و ریشه بزنه وبعد از چند وقت یک بوته پر از لوبیا به من بده و من صبر داشته باشم

    شاید اولش هیچ اتفاقی نیوفته ولی اون داره اون زیر کارشو انجام میده و جونه میزنه#(نشانها داره میاد)# و من باید اینو درک کنم

    استاد عزیزم سپاس ازتون و ممنون که این دوره زیبارو شروع کردین و من الان متوجه میشم که دوستان چقدر لذت میبرن و پیشرفت دارن توی شروع دورها هرجا هستی شادو تندرست باشی و خدای بخشنده باهات دوست دارم و میبینمت به زودی

    1404/8/13

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    سید محمد بنی سعید لنگرودی گفته:
    مدت عضویت: 1175 روز

    به نام خدا

    سلام خدمت استاد عزیز و مریم بانوی گرامی و همه دوستان نازنین

    هدف بزرگ من در زندگی رسیدن به آزادی مالی، آزادی زمانی و مکانی هستش. شغل من وکالته و ایمان دارم که این شغل همه اینها رو می‌تونه برام بسازه.

    من دوست دارم ثروت رو تجربه کنم.

    حالا برای اینکه در میانه راه عجول نشم چندتا کار رو انجام میدم:

    1ـ خودمو با دیگران مقایسه نمیکنم، چون مقایسه باعث دلسردی من میشه، من از شرایط اون شخص خبر ندارم، نمی‌دونم چه مسیری رو طی کرده و به اون ثروت رسیده.

    2ـ نتایج کوچیک رو مدام برای خودم یادآوری میکنم، بابت موفقیت هام توی پرونده ها خدا رو شکر میکنم.

    3ـ اوایل کارم پرونده ها کوچیک بودن، مبالغ حق الوکاله کوچیک بودن ولی هرچه رفتیم جلوتر مبالغ بیشتر شد. مرور همین موضوع باعث میشه قانون تکامل رو به خودم یادآوری کنم و با قدرت ادامه بدم.

    4ـ دقت به نشانه ها برام مهمه، مثلاً وقتی پرونده تقریبا سنگینی بهم معرفی میشه پیش خودم حساب میکنم میبینم حق الوکالش قابل توجهه، فارغ از اینکه به قرارداد منتج بشه یا نه مهم اینه که دارم با ارقام بزرگتری سر و کله میزنم، دارم به حق الوکاله های درشت تر فکر میکنم، این یعنی مدار من در حال تغییرها.

    و از همه مهمتر آرامشیه که هرگز تجریش نکرده بودم، نسبت به قبل آروم ترم، صبورترم، شادترم، توجهم به زیبایی های اطرافم بیشتر شده، رابطم با همسر و پسرم بهتر شده، امیدم به زندگی بیشتر شده.

    میدونم باید صبور باشم تا پاداش الهی نصیبم بشه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    مهدی باخدای اشتیوانی گفته:
    مدت عضویت: 273 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیم

    سوره الأنفال – آیات 65 و 66

    > یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَى الْقِتَالِ ۚ إِن یَکُن مِّنکُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ ۚ وَإِن یَکُن مِّنکُم مِّائَهٌ یَغْلِبُوا أَلْفًا مِّنَ الَّذِینَ کَفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَّا یَفْقَهُونَ

    (الأنفال: 65)

    ترجمه:

    ای پیامبر! مؤمنان را به جنگ تشویق کن. اگر از شما بیست نفر صابر باشند، بر دویست نفر غلبه می‌کنند؛ و اگر از شما صد نفر باشند، بر هزار نفر از کافران پیروز می‌شوند

    زیرا آنان مردمی هستند که نمی‌فهمند.

    و در آیه بعد (آیه 66) خداوند تخفیف می‌دهد:

    الآنَ خَفَّفَ اللَّهُ عَنکُمْ وَعَلِمَ أَنَّ فِیکُمْ ضَعْفًا ۚ فَإِن یَکُن مِّنکُم مِّائَهٌ صَابِرَهٌ یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ ۗ وَإِن یَکُن مِّنکُمْ أَلْفٌ یَغْلِبُوا أَلْفَیْنِ بِإِذْنِ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِینَ

    (الأنفال: 66)

    ترجمه:

    اکنون خداوند بار شما را سبک کرد، زیرا دانست در شما ضعف وجود دارد. پس اگر از شما صد نفر شکیبا باشند، بر دویست نفر پیروز می‌شوند، و اگر هزار نفر باشند، بر دو هزار نفر، به اذن خدا غلبه خواهند کرد، و خدا با صابران است.

    نتیجه:

    این دو آیه نشان می‌دهند که صبر و استقامت مؤمنان نیرویی الهی است که حتی با تعداد کمتر، سبب پیروزی بر چند برابر دشمن می‌شود.

    پروردگارا من هرآنچه دارم ازتودارم

    پروژه در آغوش گرفتن تغییر

    گام 6 را رسیدن به نتایج بزرگه

    قانون صبر و ادامه دادن مسیر

    سلام خدمت اساتید عزیز

    سلام خدمت هم فرکانسی های عزیز

    مسیر موفقیت دوستان عزیز

    نتایج مژگان خانم و زهره خانم در عمل به آگاهی هاست

    اگردرمسیر درست حرکت کنیم قبل برخورد به تضاد به مسیر خوب هدایت میشویم

    تضادهای زندگی بهترین انگیزانندهایی برای حرکت در مسیر آرزوها و اهداف به صورت تکاملی طی میشود

    هرچقدرروی خودم کارکنم ادامه دادن مسیر راحت ترمیشود

    تحسین می‌کنم دوست عزیزمان که باباورسازی و کارکردن روی باورهاشون و عمل به ایدها و حرکت در مسیر شغل مورد علاقه چقدر پیشرفت کردن

    منم موفقیت‌های گذشته خودم را برای خودم یادآور میشوم که توحوزه ساخت وساز قبلا باتوجه که اصلا از قانون خبرنداشتم چقدر موفق بودم والان که قطعا بهتر خواهم ساخت

    چه اعتماد بنفس که دوستمون دارم واز خودشون تعریف میکنن و هدایت هارودنبال میکنن وبه میزانی که احساس لیاقت کنیم

    اتفاقات عالی برامون رقم میخوره

    واستمراردر مسیر باعث موفقیت می‌شود

    وطبق مثال استاد تکامل کاشت گیاه یه الگوی برای مسیر تکاملی انسان است

    واگر مسیر را ادامه بدم ازهمون اول که من تجربه کردم استادواقعا نتایج شروع میشود واقعا

    در پناه الله یکتا شاد پیروزوثروتمند وسعادتمند دردنیاواخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    Moonlight گفته:
    مدت عضویت: 494 روز

    سلام به استاد عزیزم

    هدف یا خواسته‌ی بزرگی که برایش تلاش می‌کنید چیست؟

    گیتاریست حرفه ای شدن(گیتار الکتریک)

    همیشه ارزو شو داشتم که توی پیانو و گیتار و ویولن حرفه ای بشم و خب ویولن رو حرفه ای شدم و الانم هدفم گیتاره…چون گیتار رو خیلی وقت بود عاشقش بودم و الان حدود یک هفته ست خریدمش

    ولی واییییی اونقدر توی این یک هفته پیشرفت کردم که

    حس میکنم سال هاست گیتار دستمه و دارم می نوازم

    اونقدر پیشرفت م زیاد شده که توی همین هفته ی اول یک آهنگ در سطح intermediate رو یاد گرفتم- هیچوقت هیچکس توی پنج شیش روز اول ساز زدنش نمیتونه همچین آهنگی بزنه. اینو من میگم که از بچگی ویولن میزدم.

    ولی پیشرفت م واقعا توی این ساز برای خودمم حیرت انگیزه. جدی.

    و مهم‌تر از آن، برای اینکه در میانه راه «عجول» نشوید و مسیر را رها نکنید، چگونه «جوانه‌های کوچک» و نشانه‌های اولیه‌ای که در مسیرتان می‌بینید را شناسایی می‌کنید؟

    جوانه های کوچک؟ راستش حس‌میکنم همین الان نهال کوچیک من داره شکوفه میزنه. از جوانه رد شده.

    اول اینکه اینترو ی آهنگ مورد علاقم رو یاد گرفتم و اینقدر قشنگ مینوازمش که باورم نمیشه. بعدش اینکه این آهنگ واقعا سطح ش بالاست و یک گیتاریستی که یک سال داره تمرین میکنه میتونه این آهنگ رو راحت و خوب بزنه ولی من توی پنج شیش روز یاد گرفتم. ترکیب عشق و علاقه، تمرین، باور های درست و همچنین اینکه ویولن و بیس بلذم باعث شده اینقدر سریع یاد بگیرم

    (بیس یه سازی هست مشابه گیتار ولی چهارتا سیم داره. ولی راستش رو بخوابد اصلا شبیه گیتار نیست چون خیلیییییی آسون تره فقط قیافه ش مثل گیتاره.)

    من قبلا هم توی مدرسه گیتار میزدم ولی خیلی خیلی خیلی افتضاح. حتی بلد نبودم پیک گیتار رو نگه دارم(پیک یچیز کوچولویی مثل مضراب تار هستش که باهاش گیتار الکتریک و بعضی وقت ها آکوستیک رو میزنن.)

    حتی نمیتونستم گیتار رو توی دستم نگه دارم

    چیزی هم بلد نبودم بزنم. توی مدرسه واقعا صفر صفر بودم. چون خب نهایتا هفته ای یک بار گیتار دستم میومد اونم در حد یکی دو ساعت، خیلی کم بود، ولی من از همون زمان استفاده میکردم.

    خلاصه از وقتی ساز خریدم پیشرفت م واقعا خیلی زیاد بوده. من هم فینگرپیکینگ رو تونستم یاد بگیرم(نواختن با انگشت با دست راست بدون پیک)و هم الان اکورد زدن رو یاد گرفتم(اکورد های یک آهنگ رو میتونم بزنم) و هم نحوه نگه داشتن درست گیتار و پیک(این خیلی مهمه چون بیس و پایه درست زدن همینه)

    و مهمتر از همه یک آهنگ رو یاد گرفتم!

    یک آهنگ واقعی نه ازین آهنگ هایی که برای مبتدی ها مینویسن. یک آهنگی که منتشر شده و خیلی هم خفنه رو یاد گرفتم و خودمم واقعا تعجب کردم چون سطح آهنگ اصلا به مبتدی ها نمیخوره

    یعنی پیشرفت واقعا بزرگیه.

    ولی من معمولا ذهنم همین جاها اشتباه میکنه. یک پیشرفت عظیم میکنه و بعدش از کمال گرایی ضربه میخوره. مثلا من توی یک سال یک زبان کاملا جدید رو یاد گرفتم(بعلت مهاجرت)ولی مغزم از بس منو با نیتیو ها مقایسه می‌کرد و بهم استرس میداد که لال میشدم. میفهمیدم ولی از ترس نمیتونستم حرف بزنم چون فک میکردم اشتباه میکنم. مغزم هر دفعه با کمال گرایی منو آزار میداد.

    منی که یک سال بود زبان یاد میگرفتم و همه چی رو میفهمیدم رو با نیتیو ها مقایسه می‌کرد.

    و خب نتیجه شم این بود که میفهمیدم ولی حرف نمیزدم چون می ترسیدم اشتباه کنم و قبل حرف زدن استرس میگرفتم.

    در حالی که واقعا کار بزرگی کرده بودم بزرگی کار خودمو نمی دیدم.

    واسه ی همین همین جا برای خودم مینویسم، تو که آهنگ مورد علاقه ت رو از بند مورد علاقه ت توی شیش روز یاد گرفتی و الان اینقدر خفن می‌زنی، یاد گرفتن واقعی ها، یعنی واقعا قشنگ میزنم نه اینکه الکی بگم یاد گرفتم! تو که واقعا یاد گرفتیش و اینقدررررر سریع پیشرفت کردی

    یادت نره که هرروز دو سه ساعت تمرین کردی تا بهش برسی

    بعدا نیای خودتو مقایسه کنی با کسایی که دو سه ساله دارن گیتار میزنن

    اگه خودتو مقایسه کنی داری تک تک موفقیت هایی که با تلاش خودت بدست آوردی رو مسخره میکنی و خورد شون میکنی و به خودت حس بی ارزشی میدی! میگی من با اینکه تازه شروع کردم پ این همه چیز یاد گرفتم موفقیت هام ارزش نداشتن!

    همینجا برای خودم مینویسم که هیچوقت خودم رو مقایسه نکنم با کسی که از من خیلی جلو تره و چندساله داره نوازندگی میکنه چون من هنوز یک هفته هم نشده دارم گیتار میزنم و اگه خودمو مقایسه کنم انگار دارم به خودم خنجر میزنم و به خودم میگم تو بی ارزش بودی. تو و تلاش هات بی ارزش بودن. چه ظلمی بزرگ‌تر از مقایسه کردن خودم با بقیه؟

    برای ما بنویسید که چگونه با «بزرگ کردن» و سپاسگزاری بابت همین نتایج به‌ظاهر کوچک (مانند احساس آرامش بیشتر، ایده‌های جدید، یا یک موفقیت مالی اندک)، ایمان و انگیزه‌ی خود را برای ادامه دادن مسیر تا رسیدن به «درخت تنومند» و نتایج بزرگ، حفظ می‌کنید؟

    آقا…

    کمه آدم توی همین پنج شیش روز اول یک آهنگ سه چهار دقیقه ای رو یاد بگیره؟ کمه؟ بخدا کم نیست. بخداااا خیلی زیاده. این مشکل منه که خودم خودمو دست کم میگیرم ولی واقعا موفقیت هام بزرگن.

    من خودم سال ها ویولن زدم و میدونم یک آهنگ سه چهار دقیقه ای اونم با اکورد های مختلف و سولو های مختلف چیزی نیست که یک نوازنده یک هفته ای بتونه بزنه. این حداقللللل شیش ماه کار می‌خواد تا طرف از صفر بتونه شروع کنه جای نت هارو روی ساز یاد بگیره

    نحوه نگه داشتن ساز رو یاد بگیره

    مخصوصا ساز های زهی!

    نحوه انگشت گذاری

    هزارتا چیز داره

    این پیشرفتی که من کردم واقعا الکی نیست. من نباید این پیشرفت رو دست کم بگیرم. این یه نشونه ی خیلی خیلی بزرگه. واقعا بزرگه.

    من توی زمینه مورد علاقم توی یک هفته اینقدرررر پیشرفت کردم…فقط اگه ادامه بدم…اگه ادامه بدم نتایج م هزاران هزار برابر بزرگ تر میشه و بزرگ‌تر…

    هروقت خواستم کم بیارم به خودم یاد آوری میکنم من آهنگ مورد علاقه مو توی کمتر از یک هفته یاد گرفتم… وقتی که از صفر شروع کرده بودم…

    و به خودم یاد آوری میکنم حتی نواختن اون آهنگ بدون تلاش نبوده و من هرروز بالای دو سه ساعت براش تمرین کردم و وقت گذاشتم و از کوچیکتربن زمانم استفاده کردم..

    در پایان، از تجربه‌ی گذشته بگویید: جایی که صبرِ شما نتیجه را چند برابر کرد یا عجله شما را عقب انداخت. چه آموختید؟

    جایی که صبر من نتیجه را چند برابر کرد..

    میدونید من وقتی ویولن رو توی هشت سالگی شروع کردم حس میکردم خیلی خفن میزنم چون همه تحسین م میکردن و این باور توی من شکل گرفت که من عالی می نوازم

    همین باعث شد ادامه بدم

    اونقدر ادامه بدم که چند سال بعذ همه ی مسابقات موسیقی استانی رو برنده بشم(چون سنم کم بود نمیذاشتن به کشوری برسم و حداقل باید دهم می بودی که من کلاس دهم مهاجرت کردم)

    اونقدرررر ادامه بدم

    تا واقعا خفن و حرفه ای بشم توی ویولن.

    من تک تک نتایج مو ارزشمند میدونستم و هر چیز جدیدی یاد میگرفتم به خودم افتخار میکردم و میدونستم که خیلی خفن میزنم. همین باعث شد اونقدررررر ادامه بدم که سال ها بعذ واقعا خفن بشم و واقعا حرفه ای بشنو در سطح یک نوازنده حرفه ای باشم…

    همون تشویق ها همون تحسین ها و همون ادامه دادن ها

    شیش هفت سال بعذ منو به جایگاهی رسوند که در حد یک نوازنده حرفه ای باشم.

    اگه من موفقیت های دو سه سال اولم رو حساب نمیکردم هیچوقت انگیزه کافی نداشتم تا ادامه بدم. هیچوقت.

    ولی چون موفقیت هام رو ارزشمند دونستم و یاد آوری میکردم شون به خودم و همچنان تلاش میکردم و پیشرفت میکردم و هر سال چندین و چند جای مختلف اجرا میکردم

    توی مدرسه توی آموزشگاه

    همین باعث شد من ادامه بدم و انگیزه بگیرم

    ادامه بدم تا به جایی برسم که بعذ از شیش هفت سال حرفه ای باشم…

    همین دیگه:)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    مصطفی شاه محمدی گفته:
    مدت عضویت: 1474 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    راز رسیدن به نتایج بزرگ: قانون «صبر» و «ادامه دادن» مسیر

    مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:

    قدرت “سپاسگزاری به خاطر نتایج کوچک”؛

    “تغییر”، یک روند است و “صبر”، شریان حیاتی این روند است؛

    صبر به معنای طی کردن تکامل است؛

    خداوند بیشترین پاداش ها را به صابرین اختصاص داده است؛

    صبر یعنی: ادامه دادن به “ارسال فرکانس هماهنگ با خواسته”؛

    هر خواسته ای امکان پذیر می شود اگر در مسیر هماهنگ با آن خواسته قرار بگیری و با “صبر”، آن مسیر را ادامه دهی؛

    در این گفتگوی شنیدنی، استاد عباس‌منش به یکی از اساسی‌ترین قوانین موفقیت می‌پردازد: تفاوت حیاتی بین «صبر» و «عجله».

    بسیاری از ما کار را شروع می‌کنیم، روی خودمان کار می‌کنیم، اما چون نتایج بزرگ را بلافاصله نمی‌بینیم، نا امید شده و مسیر را رها می‌کنیم. استاد توضیح می‌دهد که مشکل، «عجول» بودن ماست. ما فراموش می‌کنیم که هر دستاورد بزرگی، نیازمند طی کردن یک «پروسه» و «تکامل» است.

    نکات کلیدی که در این فایل می‌شنوید:

    معنای واقعی «صبر»: صبر به معنای تحمل کردن و زجر کشیدن نیست؛ بلکه به معنای ادامه دادن مسیر درست، با ایمان و پشتکار، حتی زمانی که هنوز نتایج فیزیکی بزرگی را نمی‌بینیم.

    قانون کاشت، داشت، برداشت: استاد با مثال کشاورزی توضیح می‌دهد که وقتی دانه‌ای کاشته می‌شود، شاید تا مدتی هیچ جوانه‌ای روی خاک نبینید، اما در زیر خاک، ریشه‌ها در حال قوی شدن هستند. اگر آب و نور مناسب (کار کردن روی باورها) را ادامه دهید، جوانه‌ها (نشانه‌های کوچک) ظاهر می‌شوند و در نهایت به درختی تنومند (نتیجه بزرگ) تبدیل خواهند شد.

    خطر «ناسپاسی» نسبت به نتایج کوچک: ما خیلی زود موفقیت‌هایی که زمانی آرزویمان بودند (مانند راه‌اندازی یک سایت که مژگان عزیز تجربه کرد) را فراموش می‌کنیم و آن‌ها را کوچک می‌شماریم. در حالی که دیدن و «بزرگ کردن» همین نتایج کوچک، انگیزه و سوخت ما برای ادامه دادن مسیر است.

    داستان شگفت‌انگیز «تخم‌مرغ‌ها در پارادایس»: استاد برای اولین بار، داستان کامل تجربه‌ی شخصی خود در پرادایس را تعریف می‌کند. او توضیح می‌دهد که چگونه آرزوی داشتن تخم‌مرغ‌های زیاد در دلش متولد شد، اما برای رسیدن به آن، چه مسیر طولانی و پرچالشی را طی کرد؛ از سفارش دادن تخم‌مرغ از آمازون، عبور از چالش‌های بیماری و طوفان برای جوجه‌ها، ساختن لانه‌های متعدد، تا رسیدن به روزی که صدها تخم‌مرغ را جمع‌آوری کرد.

    پیام اصلی این گفتگو این است: شما می‌توانید به هر خواسته‌ای برسید، به شرطی که پروسه‌ی آن را بپذیرید، مسیر درست را با ایمان ادامه دهید و به جای عجله برای رسیدن به «میوه»، از «نشانه‌های کوچک» و نتایج درونی (مانند آرامش) که از همان روز اول ظاهر می‌شوند، سپاسگزار باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    عاطفه گفته:
    مدت عضویت: 214 روز

    به نام خدای نور

    سلام  به روی ماهتون استاد عزیزم و مریم جانممم.

    این چند وقت که تمرکزی تر کارکردم خداروشکر نتیجه عالی بود ولی انقدر درگیر نتایج کوچیک و لحظه ای شدم که استمرارنداشتم توی کارکردن روی خودم و باز کم کم شروع شد نجواها و پسرفت کردن ها ازنظز ذهنی و این درسی شد برام که کار کردن و کنترل ذهن و اولویت قرار بدم.

    این چندوقت خیلی درگیر پیج کاریم بودم و چون نتایج لحظه ای میخواستم و چون ویو میخواستم و بدستش نیوردم و خیلی حالم رو بد کرد و ناامیدم کرد و الان قصد دارم روی خودم کارکنم و بدون توجه به نتایج فقطو فقط عمل کنم و نخوام درگیر نتیجه بشم نتیجه هرچی شد به منچه من وظیفم فقط و فقط عمل به الهاماتمه.

    هدف یا خواسته‌ی بزرگی که برایش تلاش می‌کنید چیست؟

    من الان مژه کارم و با اینکه کارم عالی و کلی رضایت دارن مشتریام ولی اونقدر که باید مشتری ندارم و پول نمیسازم و الان دارم تلاش میکنم باورهای مخرب و شناسایی کنم و روی باورهای ثروت سازمم کارکنم.

    من میخوام یه مژه کاری بشم که هرروز مشتری داشته باشم و فراوانی مشتری تجربه کنم چون این تضادبزرگ زندگی منه و من واقعا اونقدر مشتری ندارم بااینکه کارمم خوبه…دقیق نمیدونم باگ کجاست ولی میخوام روش کارکنم تمرکزی تر خدایا هدایتم کنم.

    من میخوام هنرجو داشته باشم و آموزش بدم و توی پیجای کاریم ویدیو های آموزشی پرکردم برای جذب هنرجو ولی هنوز نتیجه ای که میخوام دریافت نکردم و اولش خیلی ناامید شدم ولی باز خودم و جمع و جور کردم که ادامه بدم.

    آرزوی من اینه که یه روزی آکادمی خودم رو بزنم دربهترین منطقه ی شهرم با کلی هنرجو،مشتری و پرسنل.من به امید تجربه این آرزو دارم به ایده های الهامی عمل میکنم و پیش میرم و استاد چه خوب از صبر حرف زدید و بشدت به این جمله ها نیاز داشتم که صبرداشته باشم ادامه بدم.

    نتایج کوچیک و بزرگ کنم و سپاسگذاری کنم بابت تک به تکشون چونکه واقعا یروزی این نتایج ارزوم بودن ولی الان دارم تجربشون میکنم و باید بیشتر توجه کنم بشون چون من اینکارد زیادانجام نمیدادم چون استاندارد هام رفته بالا و به اینا توجه نمیکنم و این اشتباهه با توجه به اینا باید انگیزه پیدا کنم برای ادامه دادن.

    در پایان، از تجربه‌ی گذشته بگویید: جایی که صبرِ شما نتیجه را چند برابر کرد یا عجله شما را عقب انداخت. چه آموختید؟

    هروقت صبر داشتم و ارامشم رو اولویت قرار دادم واقعا به اون خواسته رسیدم ولی هروقت درگیر عجله کردن بودم که سریع تر به اون خواسته برسم هعی ازاوم خواسته دورترشدم…

    خدایاشکرت که باز برگشتم به این مسیرکنترل ذهن خداجونم ازت میخوام استمرار بیشتری داشته باشم.

    ردپا ازتغییر رادرآغوش بگیر قدم هفتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    مهسا سالاروند گفته:
    مدت عضویت: 1353 روز

    هدف یا خواسته‌ی بزرگی که برایش تلاش می‌کنید چیست؟

    هدفی که دارم قدم های اولیه رو برمیدارم

    داشتن یه گالری برای کارای سفالگری و سرامیک

    و مهم‌تر از آن، برای اینکه در میانه راه «عجول» نشوید و مسیر را رها نکنید، چگونه «جوانه‌های کوچک» و نشانه‌های اولیه‌ای که در مسیرتان می بینید شناسایی کنید….

    تجربه خودم از جوونه هایی که تو این مسیر رشد کردن این بود ک ….

    با اینکه یه تضاد داشتم و به لطف خدا بدون اینکه بخوام بشکنم و از پا دربیام به لطف خداوند و این سایت با برکت ،،،،بازم دارم ادامه میدم …

    من با اینکه در اون تضاد بودم تصمیم گرفتم قدم اولو بردارم برای خواسته ام ،،،،تصمیم گرفتم برم کلاس و هزینه کلاسو نداشتم و منتظر حقوقم بودم ،،،،

    از خدا خواستم قلب مربی نرم کنه و اجازه بده قبل اینکه پولو بدم برم کلاس،،،،،پس ازش درخواست کردم و خداروشکر قبول کرد و گفت اشکال نداره عزیزم بیا….

    اینم یه جوونه امید بود…..

    پول خرید وسایل مورد نیاز برای کلاسمم با توکل بخدا جور شد ……

    اینم جوونه بعدی

    تو این مسیر کلی ایده بهم گفته شده و قراره قدم های اولیه رو براش بردارم خدایاشکرت…

    مهم‌تر از آن، برای اینکه در میانه راه «عجول» نشوید و مسیر را رها نکنید، چگونه «جوانه‌های کوچک» و نشانه‌های اولیه‌ای که در مسیرتان می‌بینید را شناسایی می‌کنید؟

    صبر جدا از تحمل کردنه ……

    اینو اول باید به خودم یاداوری کنم ….

    صبر با ایمان همراهه

    اما تحمل با شرک

    صبر نشان از ایمانه …..

    صبری که تهش امید داری…..

    خدایاشکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    انیس دیده بان گفته:
    مدت عضویت: 1646 روز

    خداوند همیشه و همواره اجابت میکند آنچه ک تو میخواهی

    من دیروز از شما استاد عزیزم سوالی پرسیدم

    دقیقا بعد از اینکه کامنت رو گذاشتم کاملا اتفاقی و بدون برنامه قبلی هدایت شدم به اینکه بیام فایلهای قانون آفرینش رو از ابتدا گوش کنم و ادیت کنم برای خودم ( کاری ک روی همه فایلها انجام میدم ) چشمم خورد به فایل قانون آفرینش 3 دیدم تصویری دارم کنجکاو شدم ببینم چرا اینو تصویری دانلود کردم ( معمولا صوتی دانلود میکنم برای حجم کمتر و اینکه بتونم ادیت کنم )

    خلاصه بگم استاد ب طرز معجزه واری دقیقا جواب سوالم رو در جلسه اول قانون آفرینش 3 گرفتم در همون لحظه

    و ممنونم از شما که همون لحظه پاسخ منو دادین به لطف و هدایت خداوند

    خداوند را سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    احمد خدادادیان سردابی گفته:
    مدت عضویت: 957 روز

    به نام الله که بخشاینده و با رحمت وبی نهایت وهاب است

    سلام به لقمان حکیم سایت ویار غارشما استاد شایسته بزرگوار وهمه شما دوستان وخانواده عزیزم در این مسیر زیبا وتوحیدی امیدوارم حال دلتون کوک کوک باشه مثل خودم

    سپاسگزار خداوند هستم که منو هدایت کرد تا باشما خانواده عزیزم تجربیات خودم رو شر کنم

    هدف یا خواسته بزرگی که برایش تلاش میکنید چیست؟

    استاد عزیز از زمانی که در این مسیر زیبا و توحیدی وارد شدم به لطف خداوند و با قوانین دقیق وغیر قابل تغییر خداوند آشنا شدم تمام سعی و تلاشم این بوده که باورها رو درک کنم اصلا باور چیست و چه معجزاتی در زندگی من آورده و بهترین باورها فقط وفقط باورهای توحیدی بوده که منو از ایران به کشور زیبا و مردمان مهربان و سپاسگزار وثروتمند هدایت کرده است

    استاد از زمانی که اون خدای خشمگین را دور انداختم و خدای مهربان و وهاب و بخشنده رو جایگزین کردم باورت نمیشه من چه ایران وچه هر جای این دنیا باشم زندگی هر روز من بهشت از دیروز هست و می‌شود خدارو شکر این همون فضل خداوند است که بارها از همه سوال میکردم و خداوند خودش به گفت خدایا شکرت

    استاد عزیز وقتی فهمیدم یعنی قوانین خداوند رو درک کردم که من هستم که زندگی هر لحظه خودمو می‌سازم آمدم به خداوند گفتم که من یه کاری میخوام که سفر کنم و زیبایهارو ببینم وثروتمند شوم و از بی نهایت طریق کار تجارت رابه من الهام کرد من در جنگ ایران اسرائیل من مشهد بودم که اولین الهام این بود که از همین ایران شروع کن گفتم چه کاری صادر کردن زعفران به اصفهان خدارو شکر قدم خوبی بود و پیشرفت داشتم ولی من زیاد میخواستم و به قول استاد بزرگ فکر میکردم وروی باورهای خودم کار کردم و گفتم همون خدایی که مارکو پلو رو تاجرو بازرگان موفقی کرد من را هم بزرگ خواهد کرد به من هم کمک خواهد کرد چون او در وجود من است چون او با من است من باید سمت خودمو درست کنم باید تسلیم باشم در برابر او باید توکل خودمو بهش نشون بدم باید صبر داشته باشم و باید تکامل خودمو طی کنم و این شد که با عمل کردن به همون الهام خداوند که زعفرون بگیرم و بیارم اصفهان و بفروشم نتیجه آمد نشانه ها کم کم ظاهر شد و خداوند دستان بی نهایت خودشو فرستاد سمت من و من الان دارم از کشور زیبای چین اولین صادرات خودمو وارد ایران میکنم و

    با خودم گفتم چرا آقای عسگر اولادی نباشم بیام زعفرون با خودم بیارم چین و هم صادر کردم و هم صادر کردم خدارو شکر

    استاد خیلی سعی میکنم تا راه درست رو پیش برم و منحرف نشم از راه ولی به لطف خدا وبه لطف شما و دوره‌دورهای شما دوباره سکان کشتی رو به کمک الله مهربان به صراط مستقیم هدایت کردم و این لطف خداوند و فضل خداوند من است خدایا هرآنچه در زندگی من است تو به من دادی خدایا هرآنچه در زندگی دارم از آن توست

    خدایا من بدونه تو در این سفرها هیچم تو منو هدایت کن به مسیر توحید به مسیر راستی چون تو فرمانروای کل دنیا هستی الخیر فی ماوقع

    خدایا سپاسگزارم بابت استاد عباسمنش وهمه هم خانواده ای های خوبم در این مسیر توحیدی

    سپاسگزارم از خداوند وهابم که به من اجازه داد تا یو روز دیگر یک زندگی جدید برای خودم خلق کنم خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    جواد صنمی گفته:
    مدت عضویت: 2256 روز

    به نام خدا

    تمرین گام هفتم

    _هدف یا خواسته‌ی بزرگی که برایش تلاش می‌کنید چیست؟

    هدف و خواسته ای که در حال حاضر دارم و دلم میخواد درش بهتر بشم این هست که بتونم کسبوکار خودم رو گسترش بدم و بتونم به یک. درآمد خوبی برسم و بیزینسم رو رشد بدم و به مرحله مناسبی از درآمد برسم

    _و مهم‌تر از آن، برای اینکه در میانه راه «عجول» نشوید و مسیر را رها نکنید، چگونه «جوانه‌های کوچک» و نشانه‌های اولیه‌ای که در مسیرتان می‌بینید را شناسایی می‌کنید؟

    متاسفانه خیلی عجول هستم و نعمت‌هایی که همین الان دارم رو نمی‌بینم و سپاسگزار نیستم ، مثلا چند ماهی میشه که کارم رو شروع کردم و این کاری هست که هم قبلاً بهش علاقه داشتم و هم بلدش هستم و واقعا از هیچی شروع کردم به ساختنش با دست خالی و لطف خدا شامل حالم شد و تونستم با هیچی ی سری لوازم بخرم و کسب و کار خودم رو استارت بزنم و مشتری داشته باشم قدم به قدم میرم به جلو اما هنوز اون نتیجه ملموس نیومده ولی باید ادامه بدم و شکرگذار باشم

    این جوانه ها اینطوری هستند که بصورت مشتری های پراکنده میان و سفارش میدهند میبینم که واحدهای ساختمانی که بهم داده میشه و اجرا میکنم و خداروصدهزار مرتبه شکر رازی هم هستند زمان تحویل . این که همین ها 3 ماه پیش نبودند و اما حالا هستند درسته یکم بعضی وقتها زمان بر میشن که اون هم به خودم بر میگرده اما خداروشکر هست و من باید بهتر بشم تا زمانش کمتر بشه و به سود دهی بیشتر برسم

    _برای ما بنویسید که چگونه با «بزرگ کردن» و سپاسگزاری بابت همین نتایج به‌ظاهر کوچک (مانند احساس آرامش بیشتر، ایده‌های جدید، یا یک موفقیت مالی اندک)، ایمان و انگیزه‌ی خود را برای ادامه دادن مسیر تا رسیدن به «درخت تنومند» و نتایج بزرگ، حفظ می‌کنید؟

    مثلا من با شخصی کار میکنم که بگفته بقیه خیلی بد حساب هست. و خیلی ها نالان هستند ازش اما به لطف خدا با من طور دیگه ای حساب می‌کنه و حداقل بهتر از بقیه بهم پول میده و برخورد بهتری رو هم با من داره من همین مشتری رو هم نداشتم اما حرکت کردم با کمک خدا و الان این مشتری من شده دست خدا

    یا مثلاً من در شروع کارم هیچ سفارشی برای تولید تخت کودک نداشتم اما خدا برام مشتری آورد و سفارش ها شروع شد اول مبلغی کمتر و الان مبالغ بیشتر با حاشیه سود بیشتر برای من الهی شکر

    _در پایان، از تجربه‌ی گذشته بگویید: جایی که صبرِ شما نتیجه را چند برابر کرد یا عجله شما را عقب انداخت. چه آموختید؟

    من بارها و بارها کارهایی رو که بهم گفته شد بود انجام بدم و رو انجام دادم اما چون استمرار نداشتم و دنبال نتیجه بودم خیلی زود اون هم نتایج بزرگ اون کارها رو رها کردم و چسبیدم به کارهایی جدید اما متاسفانه کار جدید هم مثل قبلی ها نتیجه نداشت و من باز هم رها کردم . اما بوده وقت‌هایی هم که صبر کردم و نتیجه گرفتم مثل مهاجرت خودم که چقدر عجول بودم و خیلی هم زود میخواستم برگردم اما ی حسی همش بهم میگفت صبر من که این برای تو بهتره و موندم و خیلی تجربه ی خوبی هم بدست آوردم

    الان هم در مرحله ای از زندگی هستم که باز هم باید صبر کنم تا نتیجه ها بیاد البته صبری که با حال خوب در جریان هست تا مشتری ها بیان. همین کارهم بارها شده ذهنم گفته بدرد نمیخوره و بیا یک کار دیگه رو شروع کن که این بهتر بیا توی کار جدید موفق میشی و به اون درآمد خوب هم می‌رسی اما وقتی شروع کردم و مدتی ادامه دادم دیدم نتایج نمیاد ولش کردم اما حالا این بیزینس منه این کار منه این اعتبار من هست و باید ادامه بدم با حال خوب و نتیجه های کوچک رو بیادم بیارم

    مثل وقتی که هیچ‌کس توی این شهر من رو نمیشناخت و من حرکت کردم و ادامه دادم الان بهتر شده و کارم رو نشون دادم الان به لطف خدا به یک درآمدی هم رسیدم درسته هنوز زیاد نشده اما باز هم به خودم برمی‌گرده و باید صبر کنم با حال خوب ، آره مشتری رو هم خدا برام میاره همون طوری که تا الان رسانده پس بازهم باید ادامه بدم تازه این شروع کار من هست و من هنوز اول کار هستم و خدا از فضل خودش برام میاره باید ببینم نتایج کوچک رو و ازشون انرژی بگیرم مثل همین دوستان عزیز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: