تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۹


موضوع این قسمت: پیروی از الهامات قلبی


مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:

  • خداوند همواره و به هزاران طریق، ما را به “چگونگی تحقق خواسته هایمان”هدایت می کند؛
  • سمت من در تحقق خواسته ام، عمل به الهامات و جدّی گرفتن هدایت هاست؛

برای درک کامل این آموزش، حتماً خودتان فایل صوتی را با دقت گوش دهید. توضیحاتی که در ادامه آمده، خلاصه‌ای ساختاریافته از مفاهیم و پیام‌هایی است که استاد عباس‌منش در این گفتگو به آن‌ها پرداخته‌اند.


۱. زبان قلب و هدایت الهی

یکی از مهم‌ترین محورهای این گفتگو، قدرت هدایت‌های درونی یا همان زبان قلب است. استاد عباس‌منش تأکید می‌کند که وقتی انسان به ندای درونش گوش می‌دهد، در واقع به صدای خداوند پاسخ می‌دهد. این ندای درونی گاهی بی‌دلیل و بدون منطق ظاهری، انسان را به انجام کاری سوق می‌دهد. اما وقتی فرد تسلیم آن احساس می‌شود و عمل می‌کند، بعدها متوجه می‌شود که همه چیز با دقت و نظم طراحی شده بود تا او را به خواسته‌اش برساند.

او با مثالی از زندگی‌اش نشان می‌دهد که چگونه یک تصمیم غیرمنطقی در ظاهر، اما همراه با الهام قلبی قوی، مسیر زندگی‌اش را تغییر داد. درسی که باید از این بخش گرفت این است که:

هرگاه ندایی درونی احساس می‌کنید که شما را به سمت کاری می‌کشاند، به آن اعتماد کنید، حتی اگر در حال حاضر منطقی نباشد.


۲. باورسازی در برابر شرایط ظاهری زندگی

در بخشی از فایل، یک نفر از دانشجویان از خانواده‌ای با درآمد متوسط به پایین صحبت می‌کند که در آن باورهایی مانند «ما از خیلی‌ها بهتر هستیم» برای توجیه فقر رایج بوده است. اما نکته‌ای که استاد عباس‌منش با ظرافت نشان می‌دهد این است که:

باورها، نه شرایط، واقعیت زندگی ما را می‌سازند.
همین دانشجو وقتی به فایل‌های استاد گوش داده و باورهایش را تغییر داده، نه‌تنها توانسته مسیر شغلی‌اش را بسازد بلکه درآمدش هم در حال رشد است.

یاد می‌گیریم که نباید شرایط فعلی را به‌عنوان حقیقت زندگی پذیرفت، بلکه باید آن را به‌عنوان بازتاب باورهای فعلی در نظر گرفت که همیشه قابل تغییرند.


۳. نقش ایمان در عبور از موانع

دوست عزیزمان که وارد دوازدهمین قدم تحول شده، از چالشی به نام سربازی صحبت می‌کند. او حس می‌کند که برای عبور از این مانع، باید ایمانش را به خدا نشان دهد ولی نمی‌داند چطور.

در پاسخ، استاد عباس‌منش این پیام عمیق را منتقل می‌کند که نشان دادن ایمان یعنی عمل کردن به الهام حتی وقتی شرایط منطقی نیست. او با داستان خرید خدمت سربازی‌اش نشان می‌دهد که وقتی بدون دلیل ظاهری اما با ایمان عمل کرده، خداوند تمام شرایط را تغییر داده تا خواسته‌اش محقق شود.

این بخش یکی از مهم‌ترین آموزه‌های فایل است:

ایمان، یعنی تسلیم بودن در برابر ندای الهام و عمل بدون وابستگی به نتیجه یا تحلیل‌های ذهنی.


۴. قانون انعطاف‌پذیری جهان در برابر باورهای فرد

استاد عباس‌منش تأکید می‌کند که:

هیچ قانونی در جهان تغییرناپذیر نیست. قوانین کشورها، شرایط، حتی آدم‌ها قابل تغییرند، اگر شما تغییر کنید.

جهان ثابت نیست. بلکه سیال است و با باورتان خودش را تغییر می‌دهد. حتی قانون سربازی هم، که به نظر می‌رسد غیرقابل تغییر است، با باوری که فرد داشت و به آن ایمان آورد، مسیر متفاوتی را برایش باز کرد.

این باور، یکی از قدرتمندترین آموزه‌های معنوی است:

جهان انعکاس ذهن شماست، نه یک واقعیت مطلق.


۵. فهم بهتر زبان هدایت با تکرار اطاعت از الهام

هر بار که انسان از الهام قلبی اطاعت می‌کند، قدرت تشخیص او افزایش می‌یابد. انگار «زبان هدایت» را بهتر و بهتر می‌فهمد. استاد می‌گوید:

وقتی عمل می‌کنی به الهامی که داری – حتی اگر منطقی نباشد – شما در واقع تمرین می‌کنی که حرف خداوند را بشنوی.

این موضوع برای کسانی که در مسیر رشد معنوی‌اند حیاتی است. چون نشان می‌دهد که ارتباط با خداوند، یک فرایند تمرینی و تجربی است.


۶. مسیر خواسته‌ها از جاده‌ای می‌گذرد که عمل به الهام نام دارد

اگر می‌خواهی به خواسته‌هایت برسی، نباید فقط درباره‌شان فکر کنی یا دعا کنی. باید به الهامی که در مسیرت ظاهر می‌شود عمل کنی. گاهی این عمل غیرمنطقی است. اما استاد نشان می‌دهد که:

هر گام کوچک در مسیر الهام، می‌تواند در را به‌روی معجزه‌ای بزرگ باز کند.


۷. مهاجرت و چیده‌شدن مسیر توسط خداوند

یکی از نقاط اوج احساسی این فایل، داستان مهاجرت استاد عباس‌منش به آمریکا است. نکته شگفت‌انگیز اینجاست که بدون هیچ برنامه‌ریزی پیچیده، تنها با هدایت خداوند، مسیر به گونه‌ای طراحی شد که همه چیز در کمال سادگی انجام شد.

پیام اصلی این بخش این است که:

اگر با جریان خدا همراه شوی، او تمام مسیر را برایت می‌چیند. حتی مواردی که به نظر غیرممکن می‌رسد، تبدیل به ساده‌ترین راه‌ها می‌شوند.


تمرین این قسمت: 

اگر می‌خواهی توانایی شنیدن و فهمیدن هدایت الهی را در زندگی‌ات تقویت کنی، تمرین زیر را انجام بده:

۱. به آخرین باری فکر کن که یک الهام یا ندای درونی داشتی.
۲. آیا به آن عمل کردی؟ اگر نه، چرا؟ اگر بله، چه نتیجه‌ای گرفتید؟
۳. در قسمت نظرات بنویس:

  • چه تجربه‌ای از گوش دادن یا گوش نکردن به هدایت درون داری؟

  • وقتی به آن عمل کردی، چه نتیجه‌ای گرفتی؟

  • الان چه الهامی در ذهن یا قلبت هست که شاید وقتش رسیده به آن گوش بدهی؟

با نوشتن پاسخ در بخش نظرات، هم خودت آگاه‌تر می‌شوی و هم به دیگران کمک می‌کنی که یاد بگیرند به ندای قلبشان اعتماد کنند.


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

410 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «رویا مهاجرسلطانی» در این صفحه: 6
  1. -
    رویا مهاجرسلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2499 روز

    الهی شکررر… هر چی آرزو کرده بودم دارم لمسش می‌کنم الان.

    دومین کامنت

    خدایااا شکرت 1404/08/26 دوشنبه

    بنام خداوند بخشنده و مهربانم که من را هم خالق آفرید

    سلام بر خدایی که خدایی کردن کار او است و بندگی کار من

    سلام بر خداوندی که بلطف و فضل و کرم الهی هر آنچه که داشته ام و دارم و خواهم داشت از آن توست

    امروز صبح همینکه چشمامو باز کردم . از پنجره ی روبروی تختخوابم به آسمون زیبا نگاه انداختم فهمیدم هنوز سپیده نزده ..فوری بالشت کوچولوی زیر سرمو بوسیدم و ازش تشکر کردم و گفتم :

    خدایا شکرت برای خوابیدن و بیدار شدنم

    خدایا شکرت خواب خوب و شیرین و عمیق و با کیفیتی داشتم

    خدایااا شکرت برای سقف بالای سرم که با امنیت الهی و رزق و روزی نعمت فراوان و خیر و برکت الهی بالای سرم دارم خدایااآاا صد هزار مرتبه شکرت

    همینطوری که داشتم برای تختخواب و رختخواب و بالشت لحافم شکرگذاری میکردم یهویی یادم اومد که شب گذشته من خیلی دیر خوابیدم

    یعنی همینطوری که داشتم کامنت دوستان رو می‌خواندم و آماده ی خوابیدن میشدم چشمام غرق خواب شده بود و همینطوری هم داشتم ساعت مبایلمو نگاه میکردم ساعت 23:35 رو نشون میداد..

    امروز صبح همینکه بیدار شدم داشتم روز و شب قبلمو به یاد میآوردم !!!

    همینطوری داشتم به یاد میآورم…

    به یاد آورم که!!! من خیلی دیر خوابیدم پس چی شد من قبل از سپیده دم صبح گاهی اینقدر سر حال بیدار شدم !!!؟؟؟؟

    چی شد من اینقدر سرحال بودم

    آخه روز قبل خواهرم از کرج آمده بود پیشم با یک عالمه سوغاتی که مسافرت رفته بودند شمال برام آورده بود . حالا داستان این سوغاتی های رو توی یک کامنت دیگه می‌نویسم چون الان خیلی طولانی میشه !! ..مفصله!!!

    در واقع خواهرم شنبه شب از کرج اومده بود پیشم و یکشنبه غروب با دخترم رفتند …خیلی خوشحال بودم که شب خواهرم کنار من روی تختخوابم خوابیده بود.. خیلی خوشحال بودم !!؛

    چقدر از طراحی لحاف و ملحفه ها و روبالشتی های جدیدم که مارک ،TOTO بود تعریف کرد .. فکر کرد جدیدا خریدم ولی داستان خریدش مال سالها پیشه که توی کامنت هام نوشته بودم!!! داستانشو براش تعریف کردم ..‌

    بگذریم که از داستان امروزم نمی‌خوام دور بشم !!

    چقدر صبح امروزمو با خاطرات قشنگ شروع کردم

    و.. بعدش فوری مبایل نازنینم و از بالای سرم کنار بالشتم برداشتم ساعت مبایل 05:30 صبح رو نشان می‌داد!!!

    پیش خودم گفتم .. خداروشکر با اینکه میهمان داشتم و مشغول کارها بودم و شب گذشته هم خیلی دیر وقت خوابیده بودم ولی خدا رو شکر کردم که ساعت 05:30 صبح همچنان سرحال بیدارم کردی خدایااا شکرت

    چقدر خدارو شکر کردم خدایااا شکرت

    طبق عادت همیشگی میخواستم برم ایمیل هامو چک کنم و با خواندن کامنت دوستان روزمو شروع کنم !!!

    تا گوشیمو باز کردم یهویی دیدم آن قسمت از جملات زیبایی رو که بعد از خواندن کامنت های زیبای دوست عزیزم خانم نجمیه امینی نازنینم خوانده بودم در کیپ بوک گوشیم سیو و نوشته بودم آمد روی صفحه!!!!

    آخه چند وقته بخودم یک تعهدی دادم ..

    اینکه شبها موقع خوابیدن وقتی دارم کامنت های دوستان رو میخونم هر وقت متوجه شدم چشمانم غرق خواب شدند فوری برم توی قسمت کیپ بوک گوشیم جملات تاکیدی زیبا و دلبخواهم رو بخونم تا آخرین جمله ای که وارد ضمیر ناخودآگاهم میشه در ذهنم حک و ثبت و ضبط بشه

    این از آون ایده ها و کارهایی بود که جدیدا بعد از خواند کامنت تجسمی زیبای دوست عزیزم به قلبم الهام شد که یکی از تعهدات شبانگاهی ام باشه..

    اول از همه میخوام از دوست عزیزم خانم نجمیه امینی گرامی خیلی خیلی تشکر و قدردانی کنم که قوانین رو کاملا درک کردند و عمل می‌کنند و با ما به اشتراک میذارن خدایااا شکرت با خواندن کامنت کوتاه و زیبا و پرمحتوایش چنین ایده ای رو بر قلبم تاباند که چنین حرکتی بزنم !!!!!

    میدونید آن نوشته ی ساده ولی زیبا ی داخل کامنت شون چی بود؟

    آن نوشته چی بود!!؟؟؟ اینکه..

    الهی شکررر… هر چی آرزو کرده بودم دارم لمسش می‌کنم الان.

    فکرشو بکن صبح همینکه چشماتو باز کنی گوشیتو باز کنی اولین جمله ی زیبایی رو که میبینی چنین جمله ی زیبایی رو ببینی ..

    چقدر ذوق کردم

    چقدر خوش حال تر شدن

    چقدر مومنتوم مثبت ام رو قشنگ کوک کردم

    چقدر کنترل ذهنمو از اول صبح تنظیم کردم

    یعنی سر صبحی داشتم از خوشحالی پَر در میاوردم .. وؤوااای خدای مهربونم چقدر بیشتر آگاه تر شدم .

    خدایاا عاشقم !!!!

    خدایااآاا شکرت که لحظه به لحظه من رو در جهت مومنتوم مثبت هدایتم می‌کنی و به وقت و زمان و فرصت هام خیر و برکت بخشیدی

    خدایااا شکرت برای اینکه امروز هم من رو بسمت الهام قلبم هدایتی کردی تا شنوا و بینا باشم

    هدایت ها و نشانه هایم رو بشنوم و ببینم خدایاااا هزاران هزار بار ممنون و سپاسگذارم

    چقدر بیشتر فهمیدم که چطوری مومنتوم مثبت بسازم.. اصلا چی بسازم

    هدفمندتر شدم !!!

    چقدر قشنگتر فهمیدم که صبح زیبامو چطوری شروع کنم

    همیشه صبحها تا بیدار میشدم با اون یکی گوشیم!! که پر از موسیقی ها و ریتم های مدیتیشن ها ی سپاسگذاری هست روزمو شروع میکردم و کلی نرمش و سپاسگذاری ها رو انجام میدادم و ذهنمو با صحبت ها و سپاسگذاری ها و سازهای مدیتیشن می ساختم و شروع میکردم بعدش به آسمون نگاه میکردم و کلی از زیبایی های صبحگاهی تشکر میکردم ..و منتظر سپیده دم و طلوع زیبای خورشید بودم

    البته الان هم همین کارها رو انجام میدم خیلی هم با عشق ولی یک کوچولو تغییرات در این روشم انجام دادم

    البته در واقع یک کاری به تعهدات شروع روزم اضافه کردم

    یعنی به خودم تعهد دادم که شبها قبل از اینکه غرق خواب بشم یک جمله ی زیبا رو از کیپ بوک گوشیم انتخاب کنم و چندین بار بخونم و با همون جملات وارد خواب آلفا بشم!!

    یک مومنتوم مثبت و کار جدیدی که باید آنها را تمرین و تمرین و تکرار کنم تا بشه ملکه ی ذهنم !!! و می‌خوام بیام از نتایجم اینجا بنویسم

    پس تغییرات رو می‌خوام با این عمل کردم در آغوش بگیرم و بطور مداوم خودمو با این تغییر زیبا آشنا کنم

    خدایاااااا هزاران هزار بار شکرت هدایتیم کردی که امروز بطور واقعی این تعهدم رو اینجا نوشتم و می‌خوام توی دفتر تقویمم و دفتر ستاره ی قطبی ام بنویسم که یادم بمونه که یکی از وظایفم اینه که شبها موقع خوابیدن بعد از خواندن کامنت های دوستان عزیزم یک جمله ی زیبا رو بطور مداوم بخونم و بخونم و بخونم تکرار کنم تا ضمیمه ی ضمیر ناخودآگاهم بشه ..

    آخه کار ضمیر ناخودآگاه بعد از خوابیدن انجام میشه .. یعنی ضمیر خودآگاه باید کارها و اعمال و افکار ما رو از در بچه ی خواب بدست ضمیر ناخودآگاه برسونه

    ضمیر خودآگاه فقط یک دوربین ضبط هست

    یعنی یک ناظری ساکت و خاموش است که هر چی رو میبینیم و می‌شنویم و عمل میکنیم رو فقط ضبط و ثبت می‌کنه .. در واقع برامون پرونده سازی می‌کنه با اسناد و مدارک!!!

    منتظره !!! منتظره که ما خوابمون ببره !!!

    وقتی تا آخرین لحظات چشمامون رو می‌بندیم و خوابمون می‌بره باید از دریچه ی خواب آن اسناد رو برسونه به ضمیر ناخودآگاه ..

    جایی که خواسته های ما رو بررسی می‌کنه و تبدیل به واقعیت و تجربیات زندگی مون می‌کنه !!!

    دوباره آن جمله ی طلایی رو تکرار میکنم خیلی خوشم اومده..

    ساده . کوتاه . عمیق . با کیفیت . پُر محتوا… الهی شکررر… هر چی آرزو کرده بودم دارم لمسش می‌کنم الان

    پس کار جدید و تغییرات جدیدمو از همین حالا در آغوش کشیدم .. فقط باید بطور مداوم تکرار کنم و بنویسم تا کاملا مثل خوابیدن و بیدار شدنم بدیهی بشه .. البته بدیهی بعنوان یک عادت همیشگی بشه که این عمل رو بطور آگاهانه انجام بدم

    خدایاااا شکرت می‌دونم خداوند با معجزه هایش سوپرایزم میکند

    خدایاااا شکرت که امروز در مدار سلامتی و تندرستی کامل جسم و جان و روح و ذهن مقدس الهیم هستم

    خدایاااا شکرت که امروز قلب منو بسمت خواسته ی جدیدی باز کردی تا در مدار دریافت دیگر آرزوها و خواسته هام باشم

    خدایااا شکرت که امروز یک باور جدیدی در وجودم جریان پیدا کرده که من باید در همه چیز و در همه ی کارهایم آگاهانه عمل کنم

    الهی شکررر… هر چی آرزو کرده بودم دارم لمسش می‌کنم الان

    وقتی آسمون رو نگاه کردم انتظار داشتم یک هوای ابری که میخواد بارون بیاره رو ببینم . بعدش رفتم صفحه ی هواشناسی پردیس رو نگاه کردم .. دیدم هوااا 7° درجه و نیمه ابری رو نشون میده

    خدا رو شکر کردم و برای بارش باران های رحمت و نعمت های الهی دعا کردم خدایااآاا شکرت

    همینکه کامنتم رو میخواستم به اتمام برسونم سرمو بلند کردم به پنجره ی روبروی تختخوابم نگاه کردم !!!

    یهویی یک توپ درشت و بزرگ قرمز قرمز قرمز رنگ خورشید رو دیدم !!!!

    وووواااای خدای من .. قرار بود هوا نیمه ابری باشه که !!؟؟؟

    یعنی چی؟؟؟

    این حد از دیدن طلوع خورشید قرمز رنگ پاییزی

    یعنی دیدن بی نهایت خداوند !!!

    البته وقتی من کاملا از دیدن این توپ قرمز رنگ سیر شدم و خوشحال شدم و با عشق براتون این کامنت رو نوشتم ابرهای طوسی رنگ آمدن و خودنمایی کردند !!!

    و این ابرهای سفید و طوسی مانند لباسی پوششی شدند برای خورشید درخشان و تابان مون !!!

    وؤوااای ای خدایااآاا !!!

    الان هم دوست قطرات درشت سیل آسای باران رو لمس کنم !!

    هر چند هواشناسی چیز دیگه ای میگه .. ولی خواسته من خیلی مهمتر از اداره ی هواشناسیع !!

    الهی شکررر… هر چی آرزو کرده بودم دارم لمسش می‌کنم الان!!!!!!!!

    خدایااآاا هزاران هزار بار برای این طلوع و این شروع صبحگاهی ام شکرت

    خدایاااا شکرت که به قلبم الهام کردی که بیام این تعهدم رو اول در این سایت و برای استاد عزیزم و دوستان نازنین ام بنویسم

    خدایااا شکرت که امروز صبح توانستم به تعهد یهویی آم عمل کنم

    البته این تعهد همچین هم یهویی نبودهااا!!!!

    چون چند روزه بطور تکاملی این جمله رو دارم تمرین میکنم و میخونم و می‌نویسم فقط در این زمینه یکجورایی تکامل سرعت پیدا کرده و از دیشب به قلبم الهام شد که باید این کار جدیدمو تکرار کنم . مثل سحر خیزی و نوشتن دفتر سپاسگذاری و دیدن سریال های زندگی در بهشت و سفر به دور آمریکا و دیدن فایل های تغییر را در آغوش بگیر و تمرین و تمرکز دوباره ی تمرینات بر دوره هم جهت با جریان خداوند و مدیتیشن های سپاسگذاری هام و غیره و غیره…. باید این مومنتوم جدیدی رو که ساختم رو بطور مداوم انجام بدم تا بشه جزو باورهای همیشگی ام ..

    پس هر روز می‌خوام این جمله ی زیبا رو در کامنت هام بنویسم و امید دارم شما دوستان نازنینم هم با خواندن کامنت های من به خواسته تون برسید و نشانه ای باشه برای رسیدن تمام خواسته های دلبخواه و قلبی تون الهی آمین

    پس شما هم تکرار کنید

    الهی شکررر… هر چی آرزو کرده بودم دارم لمسش می‌کنم الان

    الهی شکررر… هر چی آرزو کرده بودم دارم لمسش می‌کنم الان

    .

    الهی شکررر… هر چی آرزو کرده بودم دارم لمسش می‌کنم الان.

    خدایااا شکرت توفیق و فرصت و نعمت سپاسگذار بودن رو به من عطا بخشیدی

    خدایااا شکرت تنها فقط و فقط ترا میپرستم و فقط و فقط از تو یاری می‌خوام برای هدایت بسمت باز شدن کلیدی که فقط مخصوص من و همانند اثر انگشتم که امضای خاص و ویژه ی من است

    پس مسیر رسیدن به راه حلهای آسان و مومنتوم مثبت خواسته ها و آرزوهای خاص و. ویژه من را آسانتر و لذت بخش تر و زیباتر کن

    IN GOD WE TRUST

    ما به خداوند اعتماد داریم

    IN GOD WE TRUST

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    رویا مهاجرسلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2499 روز

    تغییر را در آغوش بگیر | قسمت 9

    بنام خداوند هدایت گرم که لحظه به لحظه من را در جهت رشد و پیشرفت در کارها و برنامه ها و امورات زندگیم هدایتی می‌کند.

    درود و وقت بخیر خدمت استادان نازنینم و دوستان عزیزی که با خواندن کامنت های زیبا و پر محتواتون به درک و آگاهی بیشتری هدایت می شوم و یاد میگیرم ممنون و سپاسگذارم

    من همیشه و همیشه برای هر کاری از خداوند هدایت می‌طلبم و زیاد سوال میپرسم و سعی میکنم سکوت کنم و با صدای سکوتم صدای سکوت نرم و لطیف خداوند رو بشنوم

    از وقتی با این آگاهی ها آشنا شدم سعی و تلاش میکنم گوش و چشمم را بسمت این هدایت ها باز کنم که البته سعی میکنم ..این هشیاری برای درک این هدایت ها هم بلطف خداوند انجام میشه .. مثلا از خواندن کامنت های دوستان عزیز و نازنینم و یا همچنین از نوشته های متن توضیحات فایل ها توسط خانم شایسته ی عزیز و نازنینم هزاران بار به خواسته ام برای نوشتن هدایت شدم

    در مورد کارها و برنامه هام و یا حتی خرید کردن و آشپزی و خوابیدن و بیدار شدنم و حتی یک چیزهایی که گم میکنم فوری هدایت میشم .. همیشه هم میگم خودش پیداش میشه و خودش با پای خودش میاد پیشم . واقعا هم همینطوری میشه

    و یا مثلا همیشه از خداوند خواستم که همیشه در زمان و مکان و همزمانی های درست و مناسبی هدایت بشم تا بهترین اتفاقات قشنگ و همزمانی ها رو تجربه کنم ..

    یکی از اون داستان های همزمانی ها و زمان و مکان درست و مناسب جادویی و هدایت ها و یا الهام قلبی که همیشه به یاد می‌آورم این بود که…

    خرداد سال 99 با یکی از دوستام که قبلنا توی آموزشگاه رانندگی همکار بودیم و بعدها مربی یوگا شده بود خیلی هم مدار و هم فرکانس بودیم یک روزی تصمیم گرفتیم بریم شمال و کنار دریا مدیتیشن و حرکات یوگا رو انجام بدیم . به یکی از دوستام که توی شمال ویلا داره و اغلب هم آنجا زندگی میکنند تماس گرفتم .. به نسرین زنگ زدم و گفتم با مصی داریم میایم رویان کار داریم به تو هم یک سری می‌زنیم .. نسرین خیلی خوشحال شد و گفت برای ناهار منتظرتون هستم …

    بهش گفتم نسرین جان ما می‌خوایم تفریح کنان بیایم و می‌خوایم از دیدنی های مسیرمون لذت ببریم و دقیقا نمی‌دونم چه ساعتی میرسیم خلاصه ما صبح زود از پردیس حرکت کردیم از جاده هراز رفتیم اینقدر توی مسیر بهمون خوش گذشت که حد نداشت توی مسیر فایل های استاد رو با هم گوش کردیم . کلی آهنگ های زیبا گوش کردیم بخصوص اینکه ماشین دوستم یک سیستم صوتی فوق العاده عالی داشت که لذت شنیدن موسیقی رو صد چندان میکرد . مدیتیشن های سپاسگذاری یوگا رو گوش میکردیم خلاصه همینطوری که توی مسیر بودیم در یک جایی بخاطر تعمیرات جاده یک ترافیکی پیش آمده بود که شاید یکی دو ساعتی طول کشید تا از آن ترافیک عبور کنیم .. دیگه خسته شده بودیم . دوستم گفت ی جایی پیاده بشیم و یک چیزی بخوریم استراحت کنیم ..

    البته دیگه نزدیکی شهر نور و

    شهر رویان بودیم ..

    منم بهش گفتم باشه ولی بذار هدایت بشیم ببینیم کجا توقف کنیم که برامون خوب باشه

    همینطوری که میرفتیم جلو مصی میگفت چطوره همینجا وایستیم ..

    یک نگاهی کردم و بهش گفتم .. نه

    اینجا جایی نیست که به دلم بشینه .

    بازم یکمی رفتیم جلوتر ..

    بازم مصی گفت اینجا خوبه ؟؟؟؟

    بهش گفتم .. مصی جان !!! بقول عباسمنش بذار هدایت بشیم . عجله نکن . آنجایی که باید استراحت کنیم می‌دونم یک جای خیلی عالیه ..

    مصی با شوخی و خنده گفت .. دیگه داریم میرسیم رویان..

    در نزدیکی شهر نور

    همینطوری که داشتم سمت راستم و نگاه میکردم و آن درختان سرسبز زیبا رو می‌دیدم یهویی چشمم افتاد به یک دریاچه !!

    گفتم مصی جان همینجا ها پارک کن ..

    گفت اینجا !! ؟؟؟ اینجا چی داره !!!

    گفتم اینجا . ی چیزی داره که اگه ببینی آنوقت میفهمی که خداوند چطوری هدایت مون کرد ..

    پیاده شدیم و وسایل زیر انداز و مقداری هم نان و تخم مرغ پخته و کتلت و گوجه فرنگی و میوه و فلاکس چای رو برداشتیم در واقع می‌خواستیم صبحانه بخوریم .. اون درختان و چمن سرسبز کمی از سطح خیابان با ارتفاع کمی بالا بود . یعنی چند تا پله بود .. وقتی رفتیم بالا .. مصی گفت وووواااای خدایاااااا اینجا دیگه کجاست !! اصلا از توی خیابان معلوم نبود ..

    بهش گفتم دیدی هدایت شدیم ..

    بچه ها اگه بگم چه جایی بود باورتون نمیشه !!!!

    دقیقا انگار رفته بودیم پرادایس

    دریاچه ی زیبا که رنگ آسمان. آبی روی سطح دریاچه افتاده بود .. آن تهههه دریاچه دقیقا مثل درختان سرسبز روبروی کلبه بود .. فقط کلبه ی روی آب نداشت !! بخدا دقیقا دیدن چنین منظره ای رو فقط توی سریال زندگی در بهشت دیده بودم .. نمی‌دونم پارک دریاچه ای بود . چی بود متوجه نشدم ولی در اطرافش چند تا خانه ی فوق العاده زیبای سقف شیب دار داشت چند نفری اون دورتر با ماشین آمده بودند

    تعدادی هم اردک و غاز های گردن بلند آواز میخواند . بخدا یک لحظات رویای و جادویی بود که نگم براتون ..

    برای این زیباییی ها و نعمت های بیکران الهی مدام سپاسگذاری می کردیم بعدش چند لحظه ای که اونجا نشستیم یهو دیدیم که او ن غازهای سفید و قشنگ با سر و صدای زیادی اومدن پیش ما و ما همینطور با لذت براشون نون مینداختیم تا بخورن

    خدایااا شکرت همین الان به اون قسمتی که داستانشو نوشتم هدایت شدم .. چقدر خوبه ردپاهامو رو میتونیم توی کامنت هامون پیدا کنیم.. همش داشتم فکر میکردم که چه سالی این سفر رو داشتم !!؟؟ واقعا خدا رو شکر میکنم که اینجا حضور دارم و ردپاهامو پیدا میکنم ..

    داستانشو توی سفر نامه خرداد سال 99نوشته بودم

    سی و نهمین روز از سفر نامه 39

    مصاحبه استاد عباسمنش قسمت 6

    یکی دو ساعتی آنجا نشستیم از مناظر رویایی آنجا لذت بردیم

    گفتم مصی جان !!! آنقدر این سریال زندگی در بهشت رو دیدم که جذبش کردم

    خلاصه یکی از هدایت ها و الهاماتی که به نرمی در قلبم الهام شده بود این سفر دو روزه با دوستم بود . خدا رو شکر خیلی بهمون خوش گذشت

    خلاصه رفتیم خونه ی دوستم ( روبروی پارک سیسنگام صلاح الدین کلاه ).نسرین دوست عزیزم آنجا هم برامون مرغ سوخاری توی فر درست کرده بود .. عصری هم رفتیم کنار دریا دیدن دل انگیز غروب خورشید ..

    واقعا لذت بخش ترین سفر یهویی بود که در کنار دوست قدیمی ام داشتم خدایااا شکرت که امروز هم به یادم آوردی که با به یاد آوردن خاطرات خوب گذشته باز هم میتونم هدایت های خداوند رو ببینم و بشنوم و عمل کنم خدایاا شکرت

    شبش هم رفتیم کنار دریا وای چه صدای موجی

    مردم انگار نه انگار که در آن شرایط حساس کنونی بودن … ( بقول استاد ) زمان پندمیک

    بزن و برقص و آهنگ های شاد گذاشته بودن و می رقصیدن

    فردا صبح زود هم دوباره برای دیدن طلوع خورشید رفتیم دریا..

    دریا آبی صاف ولی جلوی ساحل صدای موج ملایم و زیبا که واقعا گوشو نوازش می کرد و آهنگ مینواخت و باد اون صدارو زیباتر جلوه میداد …..

    بعد از اون روز که کلا آفتابی و گرم وسوزان بود..

    شبش یک طوفان عالی زیبا رو دیدم

    یعنی آنقدر تغییرات آب و هوایی زیاد بود که فرداش باران و مه و ابری بود

    خدایا اصلا نمیشد چشم از این زیبایی ها برداشت

    دقیقا مثل سریال زندگی در بهشت .. آن قسمتی که استاد از آن صحنه هایی که مه روی دریاچه بود برامون فیلم گرفته بودند رو دیدم!!!!

    خدایااا شکرت امروز هم به خاطرات و الهامات گذشته ام هدایت شدم و و هم اینکه به کامنتی که نوشته بودم هدایت شدم خدایاا شکرت

    IN GOD WE TRUST

    ما به خداوند اعتماد داریم

    IN GOD WE TRUST

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  3. -
    رویا مهاجرسلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2499 روز

    قسمت دوازهم

    گفتگوی استاد عباسمنش با دوستان

    با درود و سلام خدمت دو استادان عزیزم جناب عباسمنش عزیز و خانم شایستهع جانانم

    و سلام به دوستان عزیزی که در این سایت حضور دارند

    وقتی دوازده قسمت از این قسمت ها رو مرور کردم و دوباره بازبینی کردم مثل اون بچه هایی که کتابشونو دوره میکنند برای امتحاناتشون پیش خودم گفتم چه خوبع دوباره این کتاب نفیس دوازده قسمتی رو امروز دوره کنم وببینم با خودم چند چندم ؟؟؟ و چه نتایجی بدست آوردم

    قسمت دوازده ۱۲

    تاپیک امروز 👈🏻کجاها تغییر نکردی و چک و لقد خوردی

    و کجاها بدون چک و لقد تغییرات صورت گرفته و نتایج خوبی گرفتی ؟؟

    نگاه پدر این دوست عزیزمون علی عزیز نسبت به فقر و ثروت..

    پدر ایشون الگوها و دیدگاهشون به شرایط افراد پایین ودارای ذهن فقیری بودند.. در صورتی این دوست عزیزمون برعکس تصوری که داشتن و میگفتن چرا به اونهایی نگاه میکنی که ندارند و فقیر هستن و به اونهایی که دارا و ثروتمند هستن نگاه نمیکنی ؟؟؟

    نتیجه.. 👈🏻 باورهای ما ربطی به خانواده و شرایط زندگی اطرافیانمون نداره.. بلکه این ذهن خوده ماست که باورها رو میسازه و همچنین ربطی به سن و سال نداره ( با توجه به اینکه سن ایشون بیست سال هست )🙄 واقعا جای تحسین داره که در چنین سنی به سایت استاد عباسمنش هدایت شدند

    با توجه به اینکه ایشون از سن سیزده سالگی در کارهایی چون خشکشویی و کارهای متفاوت فعالیت داشتند در این مدت زمانها به علاقه ی واقعی و درونی خودشون که خرازی و کارهای چوبی بود پی بردند

    نتیجه.. 👈🏻 ایشون مراحل تکاملی خودشونو رو با تجربه های مختلفی طی کردند و در نتیجه به مسیر درست هدایت شدند و با اون تجربیات بالقوه به عشق و خواسته درونیشون پی بردند و بالفعل در اومدند هدف و خواسته کاری و شغلیشون چشم اندازی که به عشق و پتانسیل واقعی فعالیتشون انجامید

    مدرک تحصیلی هنرستان حرفه چوب

    کابینت سازی . صنایع دستی خراطی ..نجاری.. بمدت دوسال با استاد عباسمنش آشنا شده و روی محصول دوازده قدم فعالیت میکنند.. از درآمد زیر صفر به بالای تر و رو به بهبود بهتری هدایت شده.. خداروشکر

    فقط یک ترمزی در مورد سربازی رفتن دارند که با توضیحات استاد از معجزه های دوران معافیت سربازی شون مهر تایید بر اجابت شدن درخواست ها و اهدافشون زدند

    نکته ی بسیار جالب این قسمت برام خیلی هیجان انگیز بود .. که با اینکه پدرشون در مورد دارایی و پول و ثروت تصور دیگه ای داشتن ولی با پسرشون همراه شدن و هدایت شدند به مسیر عباسمنشی و از اینکه با هم در یک مدار و فرکانس هدایت شدند واقعا جای تبریک و تحسین داره و اینقدر ذوق کردم که اشک شوق ریختم .. چون وقتی افراد خانواده با هم در این مدار و مسیر و حتی پیرو یک خط مش مشخص یک استاد حرکت کنند تضادها کمتر شده و باعث ارتعاش بالاتری در محیط اطرافشون بوجود میاد و در ننتیجه رشد و درک آگاهی بیشتری رو در همه موارد کسب میکنند

    جواب استاد در مورد تجربه و هدایت به مسیر خواسته اشون در مورد سربازی..

    استاد تک پسر بودند و خواسته اشون هم بر خلاف پدرشون بود که دوست نداشتن به سربازی بروند.. و بر خلاف تصور جامعه برای رفتن به سربازی بود و

    میگفتن من به سربازی نمیروم

    ✔️✔️🤺حال ممکنه برای بعضی ها رفتن به سربازی درست و منطقی باشع و در مسیر هدایت هایی برای رسیدن رشد و تجربه هایی برای رسیدن به خواسته اشون باشه و ممکن هم هست که با نرفتن این اتفاق بیفته..

    👈🏻👀 نگاه و دیدگاه استاد برای باورهایی که به حقیقت میپیونده

    نکته کلیدی هست

    ممکنه که قانون جامعه بر خلاف خواسته مون باشع .. وووووولی ممکنه همون قانون جامعه تغییر کنه برای اینکه اون باورها و خواسته ها تحقق پیدا کنه👏👏👏👏

    واقعا استاد جان گل گفتی.. من قبلانا این حرف رو از شما شنیده بودم که جهان سالیت نیست و هر آن ممکنه برای رسیدن به خواسته هامون تغییر وتحولی ایجاد بشع ولی سطحی درک کرده بودم ولی الان یک درک عمیق دیگری پیدا کردم و شاید الان به مدار بالاتری هدایت شدم که این موضوع برای رسیدن به خواسته ها برام یک باور شده..

    بخصوص وقتی داستان های تکاملی معجزه ای شما رو در هر مرحله ای از زندگیتونو شنیدم و بعذا در فایل هاتون دیدم برای من یک الگوی واضح و روشنی شده و این فراوانی این معجزات نشان از این دارد که بله … بله که میشود.. اگر ایمان داشته باشیم .. اگر باور داشته باشیم ..

    قانون خرید سربازی در اون زمان

    با کار کردن در کسب و کارشون یک مقدار پولی پس انداز کرده بودند که این سربازی رو خریداری کنند ولی بخاطر اینکه این قانون وضع شده بود استاد عجله ای برای این کار نداشتند .. ولی از اونجایی که شهود الهام و نشانه ها ی الهی هدایتگر ایشون بود در آخرین لحظات پایانی سال بیست و هشت اسفند ماه به این احساس و تصمیم هدایت شدند که برای خریدن سربازی اقدام کنند..

    مدارک به نظام وظیفه قم در جاده قدیم قم تهران مراجعه میکنن ولی افسر نظام وظیفه ایرادی برای استعلام محل تولد ایشون که در تهران بود میگیرند و استاد باز با همون احساس شهودی که بهشون الهام شده بود یک پژو دربست کرایه میکنند و با سرعت و آژیرکشان به تهران اومده و مدارک استعلام خودشونو دریافت میکنند و همانطوری با سرعت برق و باد به قم بر میگردند.. واقعا استاد جان شما اگر🏄‍♂️🚴‍♀️✈️🚀 سوار قالیچه حضرت سلیمان هم میشدید و از خط ویژه پلیس هم استفاده میکردید به این سرعت نمیتونستید رفت و برگشت و کارهای اداری رو انجام بدید 🤔🤔🙄🙄🤗 خب اون افسر نظام وظیفه حق داشت به کار شما شک کنع😂😂🤩

    ولی از اونجایی که جهان آدمو بخواسته اش برسونه از هر تدبیر منطقی و غیر منطقی استفاده میکنه برای هدایت شدن به هدف..

    و اون الهام و شهود قلبی که از یک جنس و قدرت فوق العاده بالایی است که اگر توانایی تشخیصش رو داشته باشیم.. اگر

    این پیام و پیغام و ندای قلبی مونو بشنویم و دریافت کنیم ..

    و از همه مهمتر عمل کنیم .. وای استاد جان این عمل کردن چقدررررررررر مهم هستش..

    یعنی اینقدر این پیام قوی بوده که به نجواهای ذهنی توجه نکینم و اون هدایت قلبی قالب بشه به تمام اون تضادها و نجواها.. واقعا نمیدنم چطوری بیان کنم این هدایت و الهام های درونی که اینقدر محکم

    و غنی هستن و🤔🙄

    در مورد رفتن به آمریکا با ویزای توریستی استاد..

    اونروز خاص.. یعنی زمان درست و مناسب

    یک خانمی در سفارت آمریکا در فرانسه .. که هم اولین روزی بود که به اون سفارت اومده بود و هم جالبترش که به زبان فارسی هم تسلط داشت. ✔️✔️👏 یعنی در مکان درست و مناسب و در شرایط روابط افراد درست و مناسب 👏🤔

    خدایا ااااااا

    وقتی این معجزه ها رو میبینم باورهام هر روز قوی تر و قویتر و قشنگتر میشع..

    ✔️✔️بقول آقای ابراهیم مدیر فنی سایت عزیزمون… من به معجزه های خداوند عادت دارم.. 😪😪

    و در اون سفارت بعد از دریافت مدارک و پاسپورت از استاد سوال میکنع و میگه… من خیلی دوست دارم شما رو بفرستم آمریکا ولی فقط یک سوال دارم 🤔 خدمت سربازی کجا رفتی ؟؟؟؟

    و استاد گفتن .. من خدمتو خریدم

    و قرار بود که یک هفته دیگه جواب رو ایمیل کنند ولی باز هم معجزه اتفاق افتاد و همون شب جواب رو ایمیل کردند..

    نتیجه شگفت انگیز..

    در اون شرایطی که معلوم هم نیست که چرا برای افسر سفارت آمریکا در فرانسه اینقدر خدمت سربازی مهم بوده که ایشون کجا خدمت کردند.. یعنی نرفتن سربازی استاد با دادن دیزا ی آمریکا یک تطببیق شگفت انگیزی بوده که باید به این شیوه انجام میشد تا در چنین روزی مهر تایید سفارت آمریکا برای ویزای توریستی استاد با هدایت های بینظیر الهی در پاسپورت استاد جای خوش بنشینه

    خدایا ااااا هر چقدر شکرگذاری کنم نمی تونم جای شکر رو بجا بیارم

    خدایا اااا هر چقدر این معجزه ها رو میبینم ایمانم قوی تر به کار این جهان هستی میشود

    خداااااایااااااا شکرت که قوانین جامعه ممکنع هر آن تغییر کنه ولی قوانین جهان هستی بدون تغییر هست و تمام قوانین جهان دست بدست هم میدن تا هر یک از ما انسان ها و تمام جهان در مدار و فرکانس خودشون هدایت شوند

    خدایا شکرت برای تمام این آگاهی هایی که از سایت عزیزمون و استاد عزیز ترین ها دریافت کردم و خدارو شکر که در این سایت حضور دارم و برای تمام اون تضادهای گذشته ام مممنون و سپاسگذارم که خواستند هدایتم کنند به مسیر عباسمنشی و خدارو بینهایت شاکرم که به مدار درست و مناسب هدایت شدم

    و خدارو شاکرم که با دوستانی در این سایت هستم که همه از هدایت شدگانیم .

    خدارو شکر ممنون و سپاسگذارم

    خدایا شکرت

    در انتها از خانم شایسته عزیزم هم تشکر و قدردانی میکنم که تمام این فایل ها رو با بهترین شیوه تدوین میکنند که ما بروبچه های سایت از بهترین امکانات به درک آگاهی بیشتری هدایت شویم

    بهتریتع بهترینها رو برای پایداری این سایت عزیزمون و استاد گرانقدر و همه دوستان آرزومندم ..

    من به معجزه های خداوند عادت دارم

    خدایا شکرت

    👏👏👏😪😪🌷🌱🌱🌲🌴🌺🥀🥀🌹🍀💐💐💐💐❤❤❤💚❤💚❤🙏🙏🙏🙏🙏

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 30 رای:
  4. -
    رویا مهاجرسلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2499 روز

    با درود و سلام خدمت دوست عزیز و هم خانواده نسرین عزیز

    چقدر نکات مناسبی رو توضیح دادی عزیزم

    اینکه واقعا برو بچه هایی که در سن کم شروع کردند برای رشد و پیشرفت و از همه مهمتر که در مدار استاد عباسمنش هدایت شدند . واقعا چه لطف بزرگی خداوند شامل حال این دوستان عزیز بوده که خیلی زود شروع کردند

    اینکع..

    اینکه اتفاقات به خودی خود نه خوبن نه بد اون دیدگاهی که ما نسبت به اون اتفاقات داریم نتیجه رو برای ما رقم میزنه

    واقعا دقیق گقتی عزیزم

    خواستم تشکر و قدردانی کنم برای این کامنت زیبا و درک و آگاهی از این فایل و توضیحات کاملی که دریافت کردم

    ممنون و سپاسگذارم و برات بهترینع بهترین ها آرزومندم

    💙💚❤

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    رویا مهاجرسلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2499 روز

    با سلام و درود خدمت دوست عزیزم آسو عزیزم

    چقدر کلمات و توضیحات بینظیری رو از درک آگاهی ها و معجزات زندگی رو قشنگ و ساده بیان کردی عزیزم

    آسو جان .. معجزات زندگی و خودت و همچنین از معجزات روزمره همه افرادی که در این سایت هست منو برانگیخته میکنه و به ذوق و شوق ارتعاش بالاتری میبره واقعا چقدر لذت بخشترین قسمت های این کامنت آنجاهایی هست که بچه از تجربیات رشد در تمام مراحل زندگی شونو اینقدر زیبا توصیف میکنند

    خواستم تشکر و قدردانی کنم برای این کامنت زیبا و پرمحتوای معجزه آسایی که از درک و آگاهی بالا برخوردار هستش و برات بهترینع بهترینها رو در همه مراحل زندگیت با معجزه های الهی آرزومندم

    🙏🙏💙💙💚❤🙏🙏🙏

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    رویا مهاجرسلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2499 روز

    با درود و سلام خدمت دوست عزیزم زهرا حسینی نازنین

    ❤❤💚

    همونطور که در قرآن هم خداوند فرموده : آیا خوش قول تر از ما به عده وجود داره؟؟؟ و قطعا همینطوره

    چقدر این قسمت از کامنتت برام آگاهی داشت ممنونم ازت که اینقدر در مسیر رشد و آگاهی های بیشتری هدایت شدم عزیزم

    اینکه آرزوی بچگی جالبی داشتی و نوشتی

    وخداوند اون آرزوی کودکی رو در وجود من نگه داشت و من حالا به اون آرزوی زیبا جامه عمل پوشوندم و حتی خیلی بهتر و در سطح بالاتری دارم انجامش میدم

    واقعا زهرا جان بهت از صمیم قلبم تحسینت میکنم که به خواسته ات با کمکهای الهی رسیدی

    عزیزم واقعا برام چقدر لذتبخش بود این کامنت زیبا و بینظیرت که از درک آگاهی های زیادی برخوردار بود و برای تمام موفقیعت ها و آگاهی های که داری تحسینت میکنم و از اینکه با خوندن کامنت فوق العاده زیبات به درک آگاهی بیشتری هدایت شدم مممنون و سپاسگذارم عزیزم و برات بهترینع بهترین ها رو آرزومندم

    💙❤💚🙏🙏🙏🙏

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: