تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۹


موضوع این قسمت: پیروی از الهامات قلبی


مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:

  • خداوند همواره و به هزاران طریق، ما را به “چگونگی تحقق خواسته هایمان”هدایت می کند؛
  • سمت من در تحقق خواسته ام، عمل به الهامات و جدّی گرفتن هدایت هاست؛

برای درک کامل این آموزش، حتماً خودتان فایل صوتی را با دقت گوش دهید. توضیحاتی که در ادامه آمده، خلاصه‌ای ساختاریافته از مفاهیم و پیام‌هایی است که استاد عباس‌منش در این گفتگو به آن‌ها پرداخته‌اند.


۱. زبان قلب و هدایت الهی

یکی از مهم‌ترین محورهای این گفتگو، قدرت هدایت‌های درونی یا همان زبان قلب است. استاد عباس‌منش تأکید می‌کند که وقتی انسان به ندای درونش گوش می‌دهد، در واقع به صدای خداوند پاسخ می‌دهد. این ندای درونی گاهی بی‌دلیل و بدون منطق ظاهری، انسان را به انجام کاری سوق می‌دهد. اما وقتی فرد تسلیم آن احساس می‌شود و عمل می‌کند، بعدها متوجه می‌شود که همه چیز با دقت و نظم طراحی شده بود تا او را به خواسته‌اش برساند.

او با مثالی از زندگی‌اش نشان می‌دهد که چگونه یک تصمیم غیرمنطقی در ظاهر، اما همراه با الهام قلبی قوی، مسیر زندگی‌اش را تغییر داد. درسی که باید از این بخش گرفت این است که:

هرگاه ندایی درونی احساس می‌کنید که شما را به سمت کاری می‌کشاند، به آن اعتماد کنید، حتی اگر در حال حاضر منطقی نباشد.


۲. باورسازی در برابر شرایط ظاهری زندگی

در بخشی از فایل، یک نفر از دانشجویان از خانواده‌ای با درآمد متوسط به پایین صحبت می‌کند که در آن باورهایی مانند «ما از خیلی‌ها بهتر هستیم» برای توجیه فقر رایج بوده است. اما نکته‌ای که استاد عباس‌منش با ظرافت نشان می‌دهد این است که:

باورها، نه شرایط، واقعیت زندگی ما را می‌سازند.
همین دانشجو وقتی به فایل‌های استاد گوش داده و باورهایش را تغییر داده، نه‌تنها توانسته مسیر شغلی‌اش را بسازد بلکه درآمدش هم در حال رشد است.

یاد می‌گیریم که نباید شرایط فعلی را به‌عنوان حقیقت زندگی پذیرفت، بلکه باید آن را به‌عنوان بازتاب باورهای فعلی در نظر گرفت که همیشه قابل تغییرند.


۳. نقش ایمان در عبور از موانع

دوست عزیزمان که وارد دوازدهمین قدم تحول شده، از چالشی به نام سربازی صحبت می‌کند. او حس می‌کند که برای عبور از این مانع، باید ایمانش را به خدا نشان دهد ولی نمی‌داند چطور.

در پاسخ، استاد عباس‌منش این پیام عمیق را منتقل می‌کند که نشان دادن ایمان یعنی عمل کردن به الهام حتی وقتی شرایط منطقی نیست. او با داستان خرید خدمت سربازی‌اش نشان می‌دهد که وقتی بدون دلیل ظاهری اما با ایمان عمل کرده، خداوند تمام شرایط را تغییر داده تا خواسته‌اش محقق شود.

این بخش یکی از مهم‌ترین آموزه‌های فایل است:

ایمان، یعنی تسلیم بودن در برابر ندای الهام و عمل بدون وابستگی به نتیجه یا تحلیل‌های ذهنی.


۴. قانون انعطاف‌پذیری جهان در برابر باورهای فرد

استاد عباس‌منش تأکید می‌کند که:

هیچ قانونی در جهان تغییرناپذیر نیست. قوانین کشورها، شرایط، حتی آدم‌ها قابل تغییرند، اگر شما تغییر کنید.

جهان ثابت نیست. بلکه سیال است و با باورتان خودش را تغییر می‌دهد. حتی قانون سربازی هم، که به نظر می‌رسد غیرقابل تغییر است، با باوری که فرد داشت و به آن ایمان آورد، مسیر متفاوتی را برایش باز کرد.

این باور، یکی از قدرتمندترین آموزه‌های معنوی است:

جهان انعکاس ذهن شماست، نه یک واقعیت مطلق.


۵. فهم بهتر زبان هدایت با تکرار اطاعت از الهام

هر بار که انسان از الهام قلبی اطاعت می‌کند، قدرت تشخیص او افزایش می‌یابد. انگار «زبان هدایت» را بهتر و بهتر می‌فهمد. استاد می‌گوید:

وقتی عمل می‌کنی به الهامی که داری – حتی اگر منطقی نباشد – شما در واقع تمرین می‌کنی که حرف خداوند را بشنوی.

این موضوع برای کسانی که در مسیر رشد معنوی‌اند حیاتی است. چون نشان می‌دهد که ارتباط با خداوند، یک فرایند تمرینی و تجربی است.


۶. مسیر خواسته‌ها از جاده‌ای می‌گذرد که عمل به الهام نام دارد

اگر می‌خواهی به خواسته‌هایت برسی، نباید فقط درباره‌شان فکر کنی یا دعا کنی. باید به الهامی که در مسیرت ظاهر می‌شود عمل کنی. گاهی این عمل غیرمنطقی است. اما استاد نشان می‌دهد که:

هر گام کوچک در مسیر الهام، می‌تواند در را به‌روی معجزه‌ای بزرگ باز کند.


۷. مهاجرت و چیده‌شدن مسیر توسط خداوند

یکی از نقاط اوج احساسی این فایل، داستان مهاجرت استاد عباس‌منش به آمریکا است. نکته شگفت‌انگیز اینجاست که بدون هیچ برنامه‌ریزی پیچیده، تنها با هدایت خداوند، مسیر به گونه‌ای طراحی شد که همه چیز در کمال سادگی انجام شد.

پیام اصلی این بخش این است که:

اگر با جریان خدا همراه شوی، او تمام مسیر را برایت می‌چیند. حتی مواردی که به نظر غیرممکن می‌رسد، تبدیل به ساده‌ترین راه‌ها می‌شوند.


تمرین این قسمت: 

اگر می‌خواهی توانایی شنیدن و فهمیدن هدایت الهی را در زندگی‌ات تقویت کنی، تمرین زیر را انجام بده:

۱. به آخرین باری فکر کن که یک الهام یا ندای درونی داشتی.
۲. آیا به آن عمل کردی؟ اگر نه، چرا؟ اگر بله، چه نتیجه‌ای گرفتید؟
۳. در قسمت نظرات بنویس:

  • چه تجربه‌ای از گوش دادن یا گوش نکردن به هدایت درون داری؟

  • وقتی به آن عمل کردی، چه نتیجه‌ای گرفتی؟

  • الان چه الهامی در ذهن یا قلبت هست که شاید وقتش رسیده به آن گوش بدهی؟

با نوشتن پاسخ در بخش نظرات، هم خودت آگاه‌تر می‌شوی و هم به دیگران کمک می‌کنی که یاد بگیرند به ندای قلبشان اعتماد کنند.


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

410 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «احمد فرهنگیان» در این صفحه: 1
  1. -
    احمد فرهنگیان گفته:
    مدت عضویت: 2157 روز

    به نام خدای مهربان سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان خوبم و خانم شایسته نازنین

    خداروشکر بابت این پروژه پر برکت فقط خدا می‌دونه چه نتایج درخشانی در انتظار تک تک بچه های این پروژه هست چون خودم هم دارم از نتایج این پروژه عظیم بهره میبرم‌ و هدایت های زیبایی شدم که انشالله بعد از گرفتن نتیجه میام و نتایج رو با خانواده صمیمی ام به اشتراک میزارم…

    اما برای تمرین این قسمت من می‌خوام از هردو جنبه تجربه خودم رو بنویسم

    اول زمانی که هدایت اومد و من گوش ندادم و چه نتیجه ای برام رخ‌ داد؟

    چند ماه پیش ساعت 9 شب یه مورد اورژانسی برای یکی از مریض هام پیش اومد و من رفتم و کار اون بنده خدا رو انجام دادم و وقتی توی مسیر برگشت به خونه بودم ساعت 11 شب بود و من گفتم دلم میخواد تا قبل ساعت 12 خونه باشم چون فردا یه کار مهم داشتم و حتما هم باید زود می‌خوابیدم هم زود بیدار میشدم که به اون کار مهم برسم…

    خواستم از برنامه مسیریاب استفاده کنم که راه سریع تر رو بهم نشون بده یهو با خودم گفتم بیا هدایت رو تمرین کنیم و مثل استاد منم از خدا بپرسم که از کدوم مسیر برم زودتر به خونه میرسم و از اپ مسیریاب استفاده نکنیم …

    توی ذهن خودم این بود که از اتوبان زین الدین به باقری برم چون منطق می‌گفت که همیشه اونجا خلوته و معمولا اتوبان امام علی شلوغه…

    از خدا پرسیدم که خدایا از اتوبان امام علی برم زودتر میرسم یا اتوبان باقری؟

    و یه حسی خیلی واضح از درون بهم گفت امشب از اتوبان امام علی برو…

    اینجا منطقم اومد وسط که نه اتوبان باقری بهتره و‌نکنه برم اتوبان امام علی و ترافیک باشه …

    خلاصه اینکه من اون ندای واضح رو نادیده گرفتم و اتوبان باقری رو رفتم و یک کیلومتر جلوتر دیدم اتوبان کاملا قفل شد من تا حالا ندیده بودم اتوبان تهران اونطوری قفل شده باشه و اونشب شهرداری داشت اتوبان‌رو آسفالت میکرد و ترافیک عجیب و غریبی ایجاد شده بود همون لحظه نقشه رو باز کردم و دیدم اتوبان امام علی حتی یک‌متر هم ترافیک نداره‌ و مسیر کاملا سبز بود…

    من اون شب نه تنها ساعت 12 نرسیدم خونه بلکه تا ساعت 2 نصفه شب توی ترافیک گیر کردم و هی میگفتم چرا من هدایت به اون واضحی رو نادیده گرفتم !!!!

    اما تجربه ام از وقتی که هدایت رو دریافت و بهش عمل کردم:

    دو سال پیش بود که میخواستم بیزنس خودم در حوزه درمان در منزل رو راه‌اندازی کنم و کلی نقشه کشیده بودم که چطور شروع کنم از کجا شروع کنم کارت‌ ویزیت چاپ کنم وکلی برنامه داشتم…

    اون موقع کارمند بودم و توی بیمارستان کار میکردم و یه روزی یه خانم مسنی نیاز به پرستار داشت که بیاد خونه و کار همسرش رو انجام بده همون لحظه یه ندایی از درونم گفت شماره ات رو بنویس روی کاغذ و به اون خانم بده و بگو که تو تیم‌ مراقبت در منزل داری و آماده همکاری هستی…

    با خودم گفتم برو بابا چی میگی اولا که خیلی زشته من شماره روی کاغذ بنویسم حتما باید کارت ویزیت داشته باشم اینطور نمیشه

    دوما من هنوز نیرو ندارم‌ چطور کار این خانم رو انجام بدم ؟

    اما اون فقط گفت همینی که گفتم رو انجام بده…

    من هم اون لحظه به طرز عجیبی تسلیم شدم و شماره ام رو نوشتم روی کاغذ و به اون خانم گفتم من شرکت پرستاری دارم تیم‌ دارم و هرکاری داشته باشین در خدمتتون هستم…

    ایشون هم خیلی استقبال کردن و گفتن حتما با شما تماس میگیرم…

    من گفتم این خانم هیچوقت تماس نمیگیره و بره بیرون شماره رو میندازه سطل آشغال و تازه کلی هم بهم می‌خنده

    اما حسم‌ خوب بود و گفتم فارغ از اینکه زنگ بزنه یا نزنه من خوشحالم چون به الهامم عمل کردم…

    فردای اون روز در کمال ناباوری اون خانم زنگ زد و گفت می‌خوام برای کارهای همسرم از شما کمک بگیرم …

    منم زنگ زدم به یکی از دوستام که خیلی هم اهل همکاری کردن برای درمان در منزل نبود و گفتم من یه مریض دارم و با من همکاری می‌کنی ؟

    گفت آره چرا که نه …بعد ایشون یکی دیگه از دوستان خودش رو آورد اون یکی دونفر دیگه آورد و ظرف دو روز من شدم صاحب کسب و کار خودم و کمتر از یک ماه بعد من 20 تا پرسنل داشتم و چندتا مریض توی خونه که کارهاشون رو مدیریت میکردم و اون موقع من ماهانه درآمد 50 میلیون رو زدم یعنی 10 برابر حقوق کارمندی ام اونم بدون اینکه کار سخت انجام بدم یا حتی کار انجام بدم من فقط کارم مدیریت بود از راه‌دور با تلفن همین …

    همه ی این نتایج از جایی شروع شد که من دوتا کار انجام دادم

    اول به الهامم گوش کردم

    دوم کاری که گفته بود قدم اولی که گفته شده بود رو برداشتم همین

    بقیه اش رو دیگه خود خدا انجام داد

    برام پرسنل آورد

    مشتری آورد

    تبلیغ کرد

    و کلی رشد و پیشرفت و مسافرت های عالی که روزی رویام بود وارد زندگیم شد فقط با جدی گرفتن یک الهام .

    خدایا شکرت.

    الان چه الهامی در ذهن یا قلبت هست که شاید وقتش رسیده به آن گوش بدهی؟

    چند وقتی میشه شاید دوهفته که خواب های عجیب و مرتبط به هم میبینم نشونه های مختلف و مرتبط به هم میبینم که حسابی ذهنم رو مشغول کرده بود و هرروز از خدا درخواست هدایت میکردم تا اینکه دیروز به جواب همه ی این داستان ها رسیدم و خدا بهم گفت که باید به طور اساسی و از بیخ و بن باور های توحیدی ات رو درست کنی این الهام اونقدر توی خواب و بیداری بهم گفته شده که دیگه امروز دستام رو آوردم بالا و گفتم خدایا من تسلیمم و حتما انجامش میدم…

    از هر طرفی نگاه میکنم و بررسی میکنم میبینم مو لا درز این الهام نمیره و احساسم خیلی خوبه…

    واقعاً دیگه وقتشه به این الهام عمل کنم.

    امیدوارم همه ی دوستان و هم خانواده ای های عزیزم در مسیر دریافت و عمل به الهامات قلبی مون بیش از پیش فعال باشیم.

    ممنونم از استاد عزیزم بابت این فایل زیبا

    ممنون از بچه های سایت بابت کامنت های عالی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 28 رای: