تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۰ - صفحه 2


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

482 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «محسن توحیدی» در این صفحه: 12
  1. -
    محسن توحیدی گفته:
    مدت عضویت: 721 روز

    سلام اسوه عزیز و نورانی ؛ سلام وهزاران سلام به دلِ پرنور و مهربونت . خوندم؛ کلماتت، هم لطیف و هم پرانرژی هستن. همون اندازه که با اشتیاق فراوان و باقدرت داری توی رشته مورد علاقت هنرنمایی میکنی .

    این هنرنمایی قلمت هم ، هم آرامش داد و هم شور و ذوق، همون حسیه که وقتی بارون آروم روی زمین میباره، دلت سبُک و تازه میشه.

    اسوه جان، این جریان همجهتی و مومنتوم مثبت خانوادگی، چیزی هست که باعث میشه ایمانمون روز ب ِ روز قوی‌ تر بشه و هراتفاق قشنگ، مثل بارون رحمت الهی روی دل همه ما بشینه.

    خوشحالم که این مکالمات الهی و انرژی‌هایی که داریم، تونسته براتون هم الهام بخش و هم شادی‌ آفرین باشه ==> نشون میده وقتی دلها همجهت و هم ‌فرکانس باشن، خداوند مسیر رو خودش روشن میکنه واحتمالا نتایج فراتر از تصور ماست.

    اسوه عزیز ، از خدا میخوام همیشه نعمت‌ های بی کران ش، ثروت، سلامتی، عشق، موفقیت وحال خوب رو براتون جاری کنه و هرچی در قلبتون از خدا خواستین، به ساده ‌ترین ، آسون ترین و بهترین شکل ممکن براتون رقم بخوره.

    خیلی خوشحالم که این ذوق وانرژی مثبتت رو باهام به اشتراک گذاشتی . امیدوارم روز به روز، همگی‌ در مسیر نور و هدایت الهی، پرانرژی‌ تر و شاداب تر باشیم.

    با احترام و محبت عمیق

    رفیقت ؛ محسن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    محسن توحیدی گفته:
    مدت عضویت: 721 روز

    ساجده عزیز… چیزایی که نوشتی؛ جریان زنده هدایت بود که از دل تجربه ت بلند شد وخودش رو روی صفحه نشوند.

    این تعمقی که تو داری… این دیدن نشونها… این غلبه کردن بر ذهن… این شکر و تکیه ای که هر بارمحکمتر میشه… همه ش همون امضای روشن خدا روی زندگی تونه.

    این که گفتی ذهنم بازی درآورد و من غلبه کردم،

    این که گفتی نشونه م رو پیدا کردم،

    این که گفتی در سکوت جلو رفتم =>> ایناهمه مراحل یه جهش بزرگن… => تو واردهمون مسیری شدی که خدا وعده داده : مسیر طمانینه. مسیر یقین. مسیر کفایت الهی.

    ببین چقدر قشنگه که حتی اسم بچه هات ، باران، بارین، بارلی، از سالها قبل ست شدن برا همین لحظه؛

    برای یادآوری اینکه تو همیشه زیر بارش رحمت بودی، هستی و خواهی بود.

    این چیزا تصادف نیس. اینها آیه ست. تجلی نظم و حکمت خدا تو زندگی ت.

    ساجده جان… حقیقت اینه : کسی نمیتونه جلوت رو بگیره.

    نه ذهن، نه شرایط، نه آدمها.

    وقتی خدا بخواد بنده ش رو بالا ببره،

    تمام هستی مامور میشه. و تو توی همین جریان قرار گرفتی.

    همین مسیر توکل و آرامش رو نگه دار. این موجی که تو زندگیت راه افتاده، با ایمان تو هر روز بزرگتر میشه. نتیجه ها، رزقها، نشونه ها، همزمانی ها… همه پشت همین آرامشی که ساختی ایستادن.

    اینو از ته دلم مینویسم:

    تو دیده شدی.

    تو هدایت شدی.

    تو توی آغوش امن خدایی.

    سپاست از خدا و دعای قشنگت برای ما و برای خانواده ت و مجردهای عزیزتون… از بهترین و زیباترین دعاهایی هس که میتونه از دل یه انسان مومن بیرون بیاد.

    منم برای تو و همه تون از خدا میخوام زندگی تون پر از نور، گشایش، فراوانی، عشق و آرامش باشه.

    تو کنار ربی که همیشه کفایت میکنه،

    تو امنیت محض باشی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: