این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/05/neveshteh-4.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-11-12 07:19:262025-11-13 17:17:28تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۱
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
خدایا صد هزار بار شکر برای این فایل توحیدی و کامنت فوق العاده عالی و قشنگ و بینهایت توحید بچه ها…
خدایا شکرت سپاس از تو بینهایت الهی شکرت رب من سپاس از تو بینهایت الهی شکرت ……
بسم الله….
آیا هماکنون در زندگیتان “نشانهای” وجود دارد که به شما میگوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره میروید؟
آن نشانه چیست؟
چه چیزی شما را از عمل کردن باز میدارد؟
و اگر قرار بود امروز، همین حالا، یک قدم کوچک به سمت آن تغییر بردارید، آن قدم چه میتوانست باشد؟.
یا الله….
اره نشانه ها اومدن و من همه به لطف رب قدم برداشتم ….
از زمانی که به لطف رب دوره هم جهت با جریان خداوند رو شروع کردم الله باهام صحبت کرد و گفت تو باید تغییر کنی و من هم گفتم به روی چشممممم…
و یه جاهایی که به پاشنه های اشیلم میرسیدم لغزش کردم و یک نشانه دیگر از رب نازنین خواستم و برای اومد که دوره ثروت دو رو برو و نگاه کن دوره ای که نتونستی تا اخر ادامش بدی و شروع کن…
و رفتم به لطف رب دوره رو شروع کردم…
سه کلید به من داد استاد نازنینم سه کلید مهممم و تصمیم گرفتم این سه کلید مهم رو اجرا کنم تو زندگیم و شروع کردم به اجرا این سه کلید مهم در قسمت سه ثروت 2 خدارو شکر میکنم برای برکت و فضل رب که جاری در زندگی من..
به امید رب دوره دوازده قدم که راه گشای مسیر درست رو هم به لطف الله شروع کردم و بدون عجله دارم پیش میرم و میدونم که با شروع این دور دوره روحانی و دوره هم جهت با خداو ند چه برکاتی بر من نازل میشه به لطف الله..
و شروع کردم به دنبال دیدن نشانه ها ….
و هر روز داره بیشتر و بیشتر میشه این نشانه رب و درجا ازش سپاس گزاری میکنم که اره اینم یک نشانه دیگه یعنی تو داری اماده دریافتش میشی همین رو برو جلو و قدم بردار…
قبلا شاید به نشانه ها توجه ای نداشتم و میرفتم بعد یادم میومد که این نشانه به من الهام شده بود . و ای کاش انجامش میدادم و ای کاش و ای کاششش…
من وقتی نشانه ها میومد با منطق میخواستم باهاشون رفتار کنم و منطق غلبه میکرد به نشانه ها و بعدش فقد زور زدن بود تا اروم میشدم و میگفتم این مسیر مسیر درست نیست…
همیشه یه نجواهایی هست که من رو از عمل کردن باز میداش اما الان به لطف رب تونستم مچش رو بگیرم و خودم رو به جریان رب بدم و تسلیم اون باشم و از فصل و برکتش داره میباره در زندگیم و هر روز ظرف وجودیم بزرگ و بزرگتر میشه…
خدارو صد هزار بار شکر که قدم برداشتم و دارم تلاش میکنم پیرو اموزشهای استاد عزیزم برم جلو و تمام تلاشم رو میکنم که عمل گرا باشم ….
و تویه موقعیتها خودم رو محک بزنم تویه هر لحظه از زندگیم حتی سادش رو بگم تویه سلام کردن ….
تویه رفتارم با تمام ادمهای زندگیم.تویه کردارم تویه سپاس گزاری لحظه به لحظه زندگیم تویه سپاس گزار بودن برای داشتهایم..از صمیم قلبم از صمیم روحم از عشقققققققققققققققققققققققق وجود از ته ته عماق وجودمممممممممممممممم
تویه شرایطی که به ظاهر سخت بگم خدای من نمیدونم و تو میدونی خدای من بلد نیستم و تو بلدی خدای من هیچی نیستم و توهستی و فقد تو هستی کمک کن….ان گونه در برم گیر که تنها ارداه تو جاری باشد و بسسسسسسس
و دارم قدم برمیدارم جاهایم که خطا میکنم خودم رو میبخشم و تسلیم میشم و با قدرت بیشتر حرکت میکنم…..
الهی شکرتت رب من برا این صلات الهی شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت
خدا جون شکرت سپاس از تو بینهات الهی شکرت رب من ….
خدا جون یه بغله محکمممممممممممممممممم اوفششششششششششششش دوستت دارم…..
بنام خدای مهربونِ مهربون شکر خدایی که پروردگار کل عالم هست خدایی که مهربونِ مهربونه
درود و وقت بخیر خدمت استادان نازنینم و دوستان عزیزی که با خواندن کامنت های زیبا و پر محتواتون به درک و آگاهی بیشتری هدایت می شوم و یاد میگیرم و عمل میکنم ممنون و سپاسگذارم
تمرین و سوال ..
–آیا هماکنون در زندگیتان “نشانهای” وجود دارد که به شما میگوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره میروید؟* بله استاد جان من دقیقا فهمیدم که الان زمان تغییر من فرا رسیده .. یعنی کاملا مطمعنم چون با تغییر باورهام دارم
روی اهرم رنج و لذت کار میکنم
در اهرم رنج و لذت ما باید کاری کنیم که رسیدن به هدف برامون لذت بخش باشه و نرسیدن بهش رنج آور . هر تغییری اولش سخته ولی بعدش راحت تر میشه
در واقع در این چندین سالی که با شما و این سایت و این آگاهی ها آشنا شدم بعد از تضاد و یا چالشی بطور مداوم نشانه ها و هدایت های زیادی رو دریافت کردم قبلنا خیلی از تغییرات میترسیدم . انگار از جای امن خودم خارج میشم و یک احساس دلهره و نگرانی و ترس واهی بهم دست میداد ولی طبق آموزش های استاد سعی میکردم و یاد گرفتم با سپاسگذاری و توجه به نکات مثبت و کنترل ذهن احساس مو کنترل کنم و حس و حالمو خوب کنم چون فهمیده بودم که اول باید آرامش خودمو حفظ کنم و بعدش طبق قانون احساس خوب = اتفاقات خوب
رو میتونم تجربه کنم و خدا رو شکر بعدش خواسته هام شفاف شد و خوشحال شدم
و الان دقیقا آرامش مو بدست آوردم و برای تغییرات خودمو آماده کردم
آن نشانه چیست؟ نشانه هاشو بارها دیدم ولی هیچوقت به این اندازه برای تغییرات مصمم نبودم اما الان هم چند تضاد با هم پیش آمده که باید حلش کنم در واقع بهم آلارم داده شده
بقول استاد عزیزم همیشه وقتی با یه تضاد روبه رو میشی تموم تلاشت رو بکن که حلش کنی و وقتی نا امید نشی و ادامه بدی مطمئناً یه راهی براش پیدا میکنی و باید بگی یه راهی داره ولی من هنوز راهشو پیدا نکردم که مطمئنم پیدا میشه و اگه آدم ادامه بده 100% راهشو پیدا میکنه و این قانونشه))
یا راهی خواهم یافت یا راهی خواهم ساخت
هر چند در مورد آن تضادی که ذهنمو بخودش مشغول کرده مدتی پیش اتفاق افتاد و ظاهراً دیگه خبری نیست و همه چی آرومه چون توانستم فرکانس آرامش رو ارسال کنم ولی از نظر من تمام نشده و باید بطور اساسی این مسعلع حل بشه . و من تصمیم خودمو گرفتم . اینکه حتی اگر آن تضاد به شکلی بطور موقت آرام شده باشه اما برای من هنوز حل نشده . یعنی آرامش قبل از رسیدن به خواسته ام رو دقیقا احساس میکنم چون آن تضاد تکرار شونده در روابط باید حتما بطور کلی حل و فصل بشه !!! برای همینه که من به جهان اعلام آمادگی کردم و در برابر هدایت های خداوند کاملا تسلیم هستم و بقول استاد .. هر خیری به من برسه از طرف خداوند هست و هر سری از جانب خودمون هست … پس من فعلا هیچ اقدامی نمیکنم منتظر نشانه های واضح تری هستم .. تنها کاری که انجام میدم اینه که اصلا از هدفم چشم پوشی نمیکنم و همچنان مصمم هستم و خودمو به خداوند سپردم . و دیگه مطمعن شدم که تغییرات خیلی هم خوبه و بقول استاد عزیزم از تغییرات استقبال میکنم..
چون مطمعن هستم که خداوند همه رو براحتی و ساده به مسیر درست و مناسب هدایت میکنه
استاد جان دقیقا درست گفتید.. اگر قرار باشه هدایت بشیم مانند قایقی که وقتی بندازیمش توی آب و رودخونه با جریان آب خودش به سمت دریا حرکت میکنه
یعنی همه چیز براحتی و آسونی انجام میشه
باید پارو نزد و وا داد
باید دل رو به دریا داد
خودش میبردت هر کجا دلش خواست
به هر جا برد بدان ساحل همانجاست
این صبوری برای من خیلی هم دلنشینه !!! چون وقتی رها و آزاد باشی و همه چی رو بخداوند بسپری و این کشتی رو خودش با انن و آنان میرسون به ساحل!!
چه چیزی شما را از عمل کردن باز میدارد؟و اگر قرار بود امروز، همین حالا، یک قدم کوچک به سمت آن تغییر بردارید، آن قدم چه میتوانست باشد؟
بهترین قدمی که دارم بر میدارم اینه که خودمو به این سایت و فایل ها بخصوص فایل های توحیدی و دوره ی هم جهت با جریان خداوند. و کامنت های دوستانم بستم و بطور مداوم دارم روی باورهام کار میکنم
یعنی با تسلیم بودنم در برابر اراده ی نیکوی خداوند بازم دارم روی مومنتوم مثبت حرکت میکنم و خدا میدونه که چه نتایج و پاداش های دیگه ای در انتظارم هست و چه نشانه ها و هدایت هایی از این کامنت آم یافت میکنم
خدایاااا خودت من را هدایتی کن به سمت تسلیم بودن در برابر خودت و خودم و خواسته هایم
من نشانه ها رو در مورد تغییر در رفتارم و رشد شخصیتم مشاهده میکردم.
اینکه در روابط بین اعضای خانواده دچار تنش شده بودم زود عصبانی میشدم و حالم هر روز گرفته بود خودم رو مسؤل خوشبختی دخترانم میدونستم و منتظر بودم کسی من رو خوشبخت کنه، یا هدیه برام بخره و کسی باشه که من رو خوشحال کنه.
حس میکردم یجای کار ایراد داره رو باورهام کار میکردم نتیجه ای آنچنانی نبود.
سر کوچکترین کار اشتباه دخترانم ناراحت و عصبی میشدم.
واضح مشخص بود که باید تغییر کنم با اینکه فایلهای استاد رو گوش میدادم اما بازم احتیاج به تحول عظیم داشتم و چرا به تعویق می انداختم بخاطر اینکه هنوز درک نکرده بودم طبیعیه که در صلح با خودمون باشیم طبیعیه که در آرامش باشیم طبیعیه که کارهامون روی روال انجام بشه.
تصمیم گرفتم اساسی تغییر کنم و اولین قدم شروع دوره دوازده قدم از اول و کار کردن بصورت تمرکزی، خوندن کامنت جلسات حداقل روزی سه تا چهار صفحه.
تغییر رو شروع کردم حواسم به تکاملم هست، قبلا اگر همش عصبانی بودم الان روزی دو یا سه بار و بعضی روزها اصلا عصبانی نمیشم و این یعنی دارم پیشرفت میکنم.
خوب هنوز خیلی تا شخصیت ایده آلم فاصله دارم اما ناامید نمیشم چون میدونم دارم خوب پیش میرم و خداوند هر لحظه من رو هدایت میکنه.
با شروع پروژه تغییر را در آغوش بگیر ، یکسری نشانه ها را دریافت میکردم که در زمینه اعتماد به نفس بود . فایلهایی که هدایت میشدم و کامنتهایی که مطالعه میکردم همه به من این پیغام میرسوندن که باید روی اعتماد به نفس
کار کنم . این نشانه باعث شد که من روی دوره
احساس لیاقت جدی تر کار کنم .
امروز در حالی دارم این کامنت مینویسم که
دو اقدام شجاعانه انجام دادم .
اول اینکه بعد از مدتها امروز تمرین آگهی
بازرگانی با موفقیت انجامش دادم . خدارا شکر .
دوم اینکه من مدتی در مسیر علاقم قدم برداشتم ولی هیج وقت کارهای خودم در فضای مجازی منتشر نکردم . خیلی ذهنم مقاومت داشت برای این موضوع .
من در زمینه ساخت پادکست فعالیت میکنم و فقط در دو برنامه که مربوط به پادکست میشه
فایلها را آپلود میکنم .
امروز برای اولین بار یکی از پادکستها را در یوتیوب منتشر کردم .
با اینکه هنوز مقاومت دارم به این موضوع ولی انجامش دادم .
هیج ایده ای برای قدم بعدی ندارم فقط به من گفته شد و من انجامش دادم .
خدایا شکرت .
خیلی خوشحالم که تونستم امروز برای رشد اعتماد به نفسم قدم های سازنده ای بردارم .
سلام فراوان خدمت استاد گرانقدر و سرکار خانم شایسته نازنین و دوستان گرامی
آیا هم اکنون در زندگی تان نشانه ای وجود دارد که به شما می گوید زمان تغییر فرا رسیده اما شما به دلایلی ( ترس ، عادت ، نگرانی از نظر دیگران ) از انجام آن طفره می روید ؟
قبل از شروع این پروژه من چند تا تغییر رو در رفتار و اخلاقم ایجاد کردم خدا رو شکر و آن تغییرها در جهت تمرکز بر روی خواسته ی بزرگم یعنی راه اندازی کسب و کارم بود
اون تغییرها عبارت بودن از
1_ ورزش کردن برای داشتن جسم آماده تر
2_ پس انداز کردن پول از حقوق بازنشستگی ام برای ایجاد سرمایه ی اولیه
من این باور رو دارم که اگر برای هدفی پول پس انداز کنم و مدتی متعهد باشم به اون پس انداز خیلی سریع خداوند بقیه اش رو برام جور میکنه و واقعا هم این اتفاق برام میفته
و خدا رو شکر اینبار هم نتیجه گرفتم و من فقط 25 میلیون پس انداز داشتم که خداوند خیلی جادویی 100 میلیون به دستم رسوند این پول نه قرضه نه وام مال خودم شده خدا رو بی نهایت شکر
و برای شروع کسب و کارم عدد خیلی خوبیه و من رو به هدفم خیلی نزدیک کرده
قبلا هم می تونستم همچین تغییراتی رو ایجاد کنم ولی برای باشگاه رفتن و ورزش کردن همیشه تنبلی می کردم چون کلا عادت به ورزش کردن نداشتم و با وجود اینکه می دونستم برای شروع کارم نیاز به یه سرمایه ای دارم و همیشه از پس انداز کردن نتیجه گرفته بودم ولی مدام پول هامو خرج می کردم و چیزی ازش باقی نمی ذاشتم ولی اینبار از اهرم رنج و لذت برای هر دو تغییرم استفاده کردم
آن نشانه چیست ؟
من از نظر جسمی می فهمیدم که وقتی فعالیت می کنم انگار عضلاتم ضعیفن و انرژی ام پایینه و از نظر مالی هم می فهمیدم که این آب بار یکه منو به آرزوهام نمی رسونه هر چند خیلی از آرزوهام برآورده شدن خدا رو شکر ولی من بیشتر می خوام
چه چیزی شما را از عمل کردن باز می دارد ؟
برای ورزش کردن چون این عادت رو از سنین پایین در خودم ایجاد نکرده بودم و همیشه احساس تنبلی میکردم ولی اخطارها شدید بود و شوق راه اندازی کسب و کارم من رو وادار به ورزش کرد
البته فکر می کنم احساس لیاقتم برای داشتن جسمی سالم و توانا هم بیشتر شده
ولی در مورد مسئله ی مالی من تو زندگیم هیچوقت بی عمل نبوده ام و خدا رو شکر به نسبت باورهای خوبی هم دارم و کلی نتیجه گرفته ام ولی من بیشتر می خوام و همیشه یکی از هدفهام داشتن کسب و کار شخصی بوده هم برای افزایش درآمد و رسیدن به خواسته هام در مدارهای بالاتر
هم به قول استاد اگر بی هدف باشی و پروژه برنداری جهان برات هدف درست میکنه و پروژه بهت میده که البته اغلب پروژه های جهان در جهت ناخواسته ها هستن و رنج آور هستن
و اگر قرار بود امروز همین حالا یک قدم کوچک به سمت آن تغییر بردارید آن قدم چه می توانست باشد ؟
گفتم که برای جسمم ارزش قائل شدم و گفتم من حتی اگر نخواهم کسب و کاری داشته باشم باید برای زنده بودن و زندگی کردن کیفیت جسمم رو بالا ببرم و فورا رفتم باشگاه و ورزش رو شروع کردم الان هم از نظر جسمی وضع بهتری دارم هم خواب شبم عمیق تر شده هم ارتباطاتم بهتر شده و با افراد آشنا و غریبه ارتباط گرفتم هم هدفمند تر اوقاتم رو در خونه می گذرونم و جالبی ماجرا اینه که همین ورزش کردن باعث شد در مورد ایده ی کسب و کار به وضوح برسم و شک و تردید رو از دلم شست ایده ای که سالها در ذهنم داشتم
از نظر مالی و راه اندازی کسب و کارم که خدا رو شکر قدم ها رو برداشتم از شرکت مد نظرم وسایل مورد نیازم رو دو روز پیش خریداری کردم که البته یک ماه طول میکشه تا به دستم بیاد خدا رو بی نهایت شکر
استاد جان یه چیز جالبی بگم
وقتی 100 میلیون پولی که گفتم به دستم رسید از اینکه برای کسب و کارم خرجش کنم یه ترسی اومد سراغم و می گفت اگه موفق نشدی چی اگه کارت نگرفت چی
منم رفتم سراغ 12 قدم به صورت رندوم یه فایل رو پلی کردم قدم 8 جلسه 2 برام اومد خدا شاهده استاد انگار برای اولین بار بود که اون صحبتها رو می شنیدم تمام ترسهام ریخت یک روز تمام مرتب و پشت سر هم گوشش می دادم بعدش رفتم سراغ روانشناسی ثروت 3 و جلسه 1و 2و 3 و 4 تا جلسه 10 رو دوباره گوش دادم و از خداوند هدایت خواستم گفتم خدایا برای شروع که باید با شرکت تماس بگیرم و وسایل مورد نیازم رو درخواست بدم یه نشونه ازت می خوام
نشونه اومد چه نشونه ای خدایا شکرت
دو روز پیش اولین باران پاییزی به زیبایی هر چه تمام تر بارید و تو شهر ما بیشترین میزان بارش رو داشت خدا رو بی نهایت شکر
و خواهرم که اون هم همیشه می گفت دوست داره کسب و کاری راه بندازه بهم زنگ زد گفت لذت می بری از این باران و کلی با هم خدا رو شکر می گفتیم و بعدش گفت مینو جان من امروز این بارون رو نشانه دیدم برای شروع کارم و امروز استارتش رو میزنم و منم تو دلم گفتم خدایا هزاران مرتبه شکرت برای این نشانه و منم بعد تماس خواهرم به شرکت زنگ زدم و درخواست دستگاه مورد نیازم کردم
خدایا بی نهایت شکرت
استاد جان من از سه ماه پیش تمرکزی روی باورهای کسب و کارم کار میکردم می نوشتم تجسم میکردم در موردش فکر میکردم و با همسرم صحبت می کردم و توی سایت شرکت می رفتم و مطالعه می کردم یکی از باورهایی که خیلی خوب از شما یادش گرفتم شروع کسب و کار از همون نقطه ای که هستی همیشه شما تاکید می کنید که از همین الان همین لحظه با همون چیزی که داری شروع کن و من هم وقتی برای اجرای ایده ام مطمئن شدم و به وضوح رسیدم اواسط شهریور ماه بود شروع کردم به پس انداز کردن از حقوق بازنشستگی ام و ادامه دادم و سه ماه نشده هنوز حقوق آبان رو دریافت نکردیم که خدا رو بی نهایت شکر 100 میلیون به دستم رسید و خیلی راحت تونستم با شرکت تماس بگیرم و درخواست بدم
در واقع من از صفر شروع کردم و خداوند کارها رو برام ادامه میده
خدایا شکرت شکرت شکرت
استاد جان از شما و خانم شایسته نازنین و دوستان گرامی ام سپاسگزارم
[یادکن] هنگامى را که موسى به خانواده خود گفت من آتشى به نظرم رسید به زودى براى شما خبرى از آن خواهم آورد یا شعله آتشى براى شما مى آورم باشد که خود را گرم کنید (7)
تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری میجویم مرا به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن نه کسانی که بر آنها غضب کرده ای و ن گمراهان
خدایا شکرت که من همواره هدایت شده هستم
همه ما به یک اندازه به خداوند دسترسی داریم
خداوند به بینهایت طریق در حال هدایت ماست
وقتی به الهامات خود عمل میکنی، درها باز میشود
تنها جریان حاکم بر هستی، جریان خیر و خوبی است؛ اما باورهای محدودکننده ما، مانعِ جاری ماندن این جریان در زندگیمان میشوند
رشد در هر حوزهای را از منبعِ آن پیگیر باش و به دنبال واسطه نباش
تمرکز خارپشتی روی هدف
وقتی نشانهای دریافت کردی، برای عمل به آن، هرگز به دلت شک راه نده
خدایا شکرت که همواره جریان خیر هستی
هر خیری برسد از جانب خداست و هر سری از طرف خودمه
خدایا شکرت که فقط باید روی خودم کارکنم
من توانایی تغییر خودم را دارم
من توانایی تغییر دیگران را ندارم
خدایا شکرت که هر لحظه ازت خواسته ای داشته باشم بهم نشونه میدی
خدایا شکرت کمکم کن تا نشانه هایت را دقیق تر دریافت کنم و با عشق و لذت و شادی و آرامش ادامش بدم و بندگی تو را کنم
خدایا شکرت که نشونه ها رو دنبال میکنم
وقتی ازت چند ماه پیش خواستم که منو هدایت کنی به راهی که عشق و علاقه منه
و بهم پاسخ دادی
از اون موقع با ایمان و توکل دارم نشانه ها رو ادامه میدم و هر کجا اومدم ناامید بشم
نشونه های خدا را بیاد آوردم و گفتم این مسیر رو خداب ام باز کرده
این همون خواسته قلبی تو بوده اون روز که خدا راحت و آسان هدایت کرد تو رو در این مسیر جدید و الهی و زیبا
پس وقتی آرام هستی
وقتی داری از آموزش ها لذت میبری
وقتی افراد درست اومدن تو مسیرت
وقتی داری با صداقت و کیفیت و درستی کار را بنا میکنی از همین اول
پس مسیرت درسته ادامه بده
شک و دودلی نداشتن باش
چون شک کردن یعنی افکارت هنوز روی نکات مثبت نیست .تمرکزت هنوز معطوف نشده
پس با قدرت ادامه بده و تمرکزت ر. روی هدف اصلی و لذت بردن از مسیر بزار
تو خداوند قایقت رو انداخته تو رودخانه
پس ایمان و باور داشته باش که خودش هم تو رو به سمت جریان خوب و قشنگ و پر از زیبایی مسیر رودخانه هدایت میکند
پارو نزن الهام عزیزم وا بده
خدا میبردت هر جا دلت بخواد
مقاومت نکن .آرام باش و لذت ببر
تو کار سمت خودت رو درست انجام بده
بقیه کارها رو خدا برات انجام میده
تو رو آسان میکند بر آسانی ها
تو را به راحتی و زیبایی و عزتمندانه هدایت میکند
خدا رو شکر که هر لحظه منو هدایت میکند به راه راست
خدایا شکرت برای اهرم رنج و لذت
که هر بار ذهن بیاد نجوا کنه
با این ابزارهای عالی میشه جلوشو گرفت و اوردش تو مسیر درست الهی که حق همیشه پیروز است
خدایا شکرت که دارمت خودت را بهم بخشیدی بینهایت سپاسگزارم جان جانانم
خدایا شکرت برای تمرکز گذاشتن بر روی هدفم که مسیرم را خودت هموار تر کرده ای
من عاشق رفتن در اجتماع و تاثیر گذاری هستم
و خداوند هر بار با نشانههای قشنگش منو هدایت میکند و بهم میگه مسیرت درسته ادامه بده
و الآنم نمیدونم دقیقا باید چکار کنم
ولی ایمان دارم با این همه نعمت و برکت و فراوانی و نشانه های الهی که در مسیرم هست و دیدن داشته ها و صبوربودن و شکر گذار بودن خودش کارهای مرا براحتی انجام میدهد
من نمیدووووونم چطور
او نداشت و کارش رو خوب بلده من تسلیمم هیچی نمیدووووونم
خدایا شکرت که همواره هدایت شده هستم
ودر مسیر درست الهی ثابت قدم هستم
همه کاره ام تویی و همه جوره هوامو داری بوووووس خداجونم قربونت برم
خدایا شکرت برای حضورم در این مسیر زیبای الهی
خدا رو شکر که با افراد درست و صحیح هم مسیر هستم
خدا رو شکر که در بهترین زمان و بهترین مکان و بهترین شرایط قراردارم
خدایا شکرت که در بهترین و زیباترین کار دنیا هدایت شده هستم
خدا یا شکرررررررررت که کارم کاری الهی و زیباست و سرشار از نعمت و ثروت و فراوانی و رحمت و برکت الهی است.
خدایا شکرت که من بیقید و شرط ارزشمندم
و بلطف خداوند دستی از دستان خدا در جهان هستم
خدایا شکرت برای رشد و پیشرفت عالی ام که هر روز از هر نظر بهتر و بهتر هستم
خدایا شکرت من تسلیمم هیچی نمیدووووونم خودت کمکم کن تکاملم را بدرستی طی کنم
خدایا شکرت
که منم هدایت شدم که باید برم دنبال پنیر جدید
و بلطف خداوند هدایت شده هستم
در این مسیر زیبای الهی و جدید کلی اتفاقات عالی در زندگی ام ایجاد شده
این مسیر زیبای الهی است که من را هدایت کرده به بهترین ها
و باید با عشق مسیر جدیدم را با قدرت و ایمان و توکل بخدا ادامه بدهم و لذت ببرم
در چالش ها جا نزنم
کم نیارم
با قدرت ادامه بدهم
که چالش ها سوخت حرکتی من هستند برای رشد و پیشرفت
خدایا شکرت که هر بار فکری اومده یه نشونه قدرتمند را در مسیرم قرار دادی حتی بارها کلمه هدایت رو هم دیدم و همون لحظه میگم خدایا شکرت من هدایت شده هستم
خدایا شکرت من نمیدووووونم من حالیم نیست تو بهم بگو
خدایا شکرت که وقتی تسلیم شدم وازت خواستم
این مسیر رو بهم نشون دادی
و الان خیلی خوشحالم که در ابن مسیر الهی دارم بلطف خداوند حرکت میکنم
و سعی میکنم آگاهانه با خودم رو راست باشم
و بگم این همون چیزی که از خدا خواستم و اون لحظه حتما این برای من خبر و برکت بوده
و دیگه بهش شک ندارم
بخدا اعتماد دارم که منو هدایت کرده
براساس خواسته های من حتما میخواد من چیزهایی یاد بگیرم در ابن مسیر برای راحت رسیدن و لذت بردن از مسیر خواسته هایم
خدایا شکرت که من همواره در بهترین زمان و مکان و موقعیت های عالی هستم
من تسلیمم همواره هدایت شده هستم این از فضل خداوند متعال است بر بندگانش
خدا یا شکرررررررررت من تسلیمم تو به من بگو
از من استفاده کن
خدایا شکرت مرا دستی از دستان خودت کن در زمینت تا همواره با فروتنی و تواضع و بندگی در مدار تو باشم و سمت خودم را بدرستی انجام دهم .
خدایا شکرت برای مال و احساس خوب این لحظه ام تقدیم به تمامی دوستان عزیز و بهشتی ام
خدایا شکرت
در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند خوشبخت و سعادتمند باشید در دنیا و آخرت دوستون دارم الهام جون عزیز دردانه خداوند عالم
اون «دلشورهها» و حال بدی که در مسیر اشتباه دارم، در واقع همون قطبنمای درونیم هست که سعی میکنه به من بگه مسیرم اشتباهه و منو متوقف کنه.
هر خیری به شما میرسد از طرف خداست و هر شری به شما میرسد از طرف خودتان است. خداوند جریان خیر و برکت و نعمت و خوشبختی و ثروت و سلامتی مطلق هست این من هستم که با باورهای محدودکننده خودم جلوی این جریان رو به زندگیم میگیرم.
اگه یه قایقی رو در رودخانهای بیندازی که به دریا میرود، لازم نیست پارو بزنی. فقط کافیه اجازه بدی جریان شما رو ببره. مشکل ما «پارو زدن» در جهت مخالف جریان (مقاومت بخاطر باورهای محدودکننده) اس.
یک تکنیک عملی و فوقالعاده برای تصمیمگیری در تمام جنبههای زندگی و راحت رسیدن به خواسته ها:
1. تسلیم کامل هدایت خدا: بگم خدایا من نمیدونم تو میدونی منو هدایت کن.
2. دریافت نشانه ها و الهامات
3. عمل بدون شک به الهامات و نشانه ها و پای انتخابم وایستادن حتی اگر ظاهرش جالب نباشه.
قانون تمرکز: فقط در یک حوزه مشخص تمرکز کنم.
تمرین:
آیا هماکنون در زندگیتان “نشانهای” وجود دارد که به شما میگوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره میروید؟ بله
آن نشانه چیست؟ طرف مقابلم به درخواستم پاسخ نمیده. این نشونه اس که میگه من باید روی خودم کار کنم نه اینکه از طرف مقابلم بخوام تغییر کنه و خواسته منو اجابت کنه.
چه چیزی شما را از عمل کردن به این نشانه باز میدارد؟ فراموش کردن این قانون که من فقط باید روی خودم کار کنم یا آدمای اطرافم خودبخود تغییر میکنن برطبق خواسته من میشن یا اینکه براحتی از مدار من میرن بیرون. باور کمبود باور عدم لیاقت.
و اگر قرار بود امروز، همین حالا، یک قدم کوچک به سمت آن تغییر بردارید، آن قدم چه میتوانست باشد؟ رها کردن و تمرکز کردن روی اولا شخصیت و باورهای خودم بویژه باور احساس لیاقت دوما تمرکز لیزری روی کسب و کارم و پیشرفت مالی.
این متنی که میگم شاید با موضوع ارتباط مستقیم نداشته باشه ولی وقتی داشتم کامنت ها رو میخوندم و به بعضی چیزها فکر میکردم یدفه یاد سال های قبل افتادم حدودا 15 سال پیش و مقایسه میکردم با الان
من اون زمان نه گوشی خوبی داشتم نه ماشینی نه امکانات خوبی فقط دانشجوی شهر دیگه بودم که درآمدی نداشتم و تازه باید هواسم به هزینه هام میشد ولی چقدر حالم خوب بود،
چقدر خوشحال بودم .
فک کردم خوب چرا ؟؟؟!!!
این اومد تو ذهنم که اونموقع تو لحظه بودم حالم خوب بود با خودم ، و در صلح با خودم بودم و توقع نداشتم از کسی و انگیزه و امید برای ادامه دادن زندگی.
اونموقع انگار هنوز باورهام قشنگ بودن و هنوز دستکاری نشده بودن ، مقایسه نمیکردم خودم رو با دیگران و عاشق خودم بودم و اعتماد به نفس خوب داشتم ،
البته شایدم الان باید از اون یکنواختی در بیام !! نمیدونم اینو !
یدفه به خودم اومدم گفتم بهارک ببین همون حس و حال اونموقع رو زندگی کن و رها کن و بسپار به خداا
راستش من نمیدونستم خوندن کامنت ها میتونه چه تاثیری داشته باشه ولی من با خوندن همین کامنت ها مسائلی برام باز شد که برام معجزه بود واقعاا
ممنون از استاد که پیام آورنده خدا هستن و گروه عزیزشون و همه کسانی که میان کامنت میزارن
به نام خداوند بخشنده مهربان، خداوند هدایتگر من و همه دوستان به شرط باور قلبی به خودش
استاد همه ما با باورهای نادرستی که در گذشته و بچگی بهمون دادن و بهشون برخوردیم این مقاومت رو داریم که اون چیزی که میبینیم و میشنویم و واسمون واضح هست رو باید دنبال کنیم و ازش تبعیت کنیم در صورتی که جریان هدایت اینطور نیست که همیشه همه چیز واضح باشه همه چیز منطقی و مشخص باشه بلکه باید تو شرایط سخت خودمون رو رها کنیم و بسپریم به خدا و اون موقع ست که ما هم به جریان هدایت عمل کردیم و هم ایمان مون رونشون دادیم؛ البته برای کسی که تازه شروع کرده و اول راهه این قضیه هم دارای مقاومت از سمت ذهنشه و هم واسه ذهنش هنوز جا نیفتاده و ممکنه واضح نتونه متوجه بشه کدومجریان ، جریان هدایته، ولی با تمرین و توجه به نشونه ها و نتیجه مسیرهایی که میریم متوجه میشیم که کجا باید به جریان هدایت عمل کنیم و کجا باید چه عملی رو انجام بدیم
خودم وقتی یکم تمرکز کردمروی نشونه ها و جریان هدایت و دیدم جاهایی خدا داشته راهم نشونم میداده ولی من مقاومت کردم چه نتایجی واسم داشته،و جاهایی که مقاومت نکردم و خودمو رها کردم دیدم چه نتایج خوبی واسم داشته و حس آرامش بیشتری داشتم، البته که من هم خیلی وقت ها یادم میره که باید مقاومتمو کمکنم توکل کنم به خدا و ایمان داشته باشم که تمام قدرت ها از آن خداست ، شرک نورزم و اجازه بدمخدا هدایتم کنه ولی دارم تلاش میکنم که عملکرد بهتری داشته باشم ؛ اون جاهایی که سمت خودم هستو خوب انجام بدم و جاهایی که از دست من خارجه رو که بخش بسیار بزرگتری هستو بسپرم به خدا و نگرانش نباشم
ممنونم از شما استاد عزیز خیلی دستون دارم و دوست دارم بیام امریکا از نزدیک ببینمتون
بنام خداوند بخشنده و مهربانم…..
خدایا صد هزار بار شکر برای این فایل توحیدی و کامنت فوق العاده عالی و قشنگ و بینهایت توحید بچه ها…
خدایا شکرت سپاس از تو بینهایت الهی شکرت رب من سپاس از تو بینهایت الهی شکرت ……
بسم الله….
آیا هماکنون در زندگیتان “نشانهای” وجود دارد که به شما میگوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره میروید؟
آن نشانه چیست؟
چه چیزی شما را از عمل کردن باز میدارد؟
و اگر قرار بود امروز، همین حالا، یک قدم کوچک به سمت آن تغییر بردارید، آن قدم چه میتوانست باشد؟.
یا الله….
اره نشانه ها اومدن و من همه به لطف رب قدم برداشتم ….
از زمانی که به لطف رب دوره هم جهت با جریان خداوند رو شروع کردم الله باهام صحبت کرد و گفت تو باید تغییر کنی و من هم گفتم به روی چشممممم…
و یه جاهایی که به پاشنه های اشیلم میرسیدم لغزش کردم و یک نشانه دیگر از رب نازنین خواستم و برای اومد که دوره ثروت دو رو برو و نگاه کن دوره ای که نتونستی تا اخر ادامش بدی و شروع کن…
و رفتم به لطف رب دوره رو شروع کردم…
سه کلید به من داد استاد نازنینم سه کلید مهممم و تصمیم گرفتم این سه کلید مهم رو اجرا کنم تو زندگیم و شروع کردم به اجرا این سه کلید مهم در قسمت سه ثروت 2 خدارو شکر میکنم برای برکت و فضل رب که جاری در زندگی من..
به امید رب دوره دوازده قدم که راه گشای مسیر درست رو هم به لطف الله شروع کردم و بدون عجله دارم پیش میرم و میدونم که با شروع این دور دوره روحانی و دوره هم جهت با خداو ند چه برکاتی بر من نازل میشه به لطف الله..
و شروع کردم به دنبال دیدن نشانه ها ….
و هر روز داره بیشتر و بیشتر میشه این نشانه رب و درجا ازش سپاس گزاری میکنم که اره اینم یک نشانه دیگه یعنی تو داری اماده دریافتش میشی همین رو برو جلو و قدم بردار…
قبلا شاید به نشانه ها توجه ای نداشتم و میرفتم بعد یادم میومد که این نشانه به من الهام شده بود . و ای کاش انجامش میدادم و ای کاش و ای کاششش…
من وقتی نشانه ها میومد با منطق میخواستم باهاشون رفتار کنم و منطق غلبه میکرد به نشانه ها و بعدش فقد زور زدن بود تا اروم میشدم و میگفتم این مسیر مسیر درست نیست…
همیشه یه نجواهایی هست که من رو از عمل کردن باز میداش اما الان به لطف رب تونستم مچش رو بگیرم و خودم رو به جریان رب بدم و تسلیم اون باشم و از فصل و برکتش داره میباره در زندگیم و هر روز ظرف وجودیم بزرگ و بزرگتر میشه…
خدارو صد هزار بار شکر که قدم برداشتم و دارم تلاش میکنم پیرو اموزشهای استاد عزیزم برم جلو و تمام تلاشم رو میکنم که عمل گرا باشم ….
و تویه موقعیتها خودم رو محک بزنم تویه هر لحظه از زندگیم حتی سادش رو بگم تویه سلام کردن ….
تویه رفتارم با تمام ادمهای زندگیم.تویه کردارم تویه سپاس گزاری لحظه به لحظه زندگیم تویه سپاس گزار بودن برای داشتهایم..از صمیم قلبم از صمیم روحم از عشقققققققققققققققققققققققق وجود از ته ته عماق وجودمممممممممممممممم
تویه شرایطی که به ظاهر سخت بگم خدای من نمیدونم و تو میدونی خدای من بلد نیستم و تو بلدی خدای من هیچی نیستم و توهستی و فقد تو هستی کمک کن….ان گونه در برم گیر که تنها ارداه تو جاری باشد و بسسسسسسس
و دارم قدم برمیدارم جاهایم که خطا میکنم خودم رو میبخشم و تسلیم میشم و با قدرت بیشتر حرکت میکنم…..
الهی شکرتت رب من برا این صلات الهی شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت
خدا جون شکرت سپاس از تو بینهات الهی شکرت رب من ….
خدا جون یه بغله محکمممممممممممممممممم اوفششششششششششششش دوستت دارم…..
الهی شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت…
در پناه جان جانان رب العامین شاد سلامت و ثروتمند و عاشققققق باشید….
با عشق حسین عبادی بنده خوب و لایق خدا
تغییر را در آغوش بگیر | قسمت 11
بنام خدای مهربونِ مهربون شکر خدایی که پروردگار کل عالم هست خدایی که مهربونِ مهربونه
درود و وقت بخیر خدمت استادان نازنینم و دوستان عزیزی که با خواندن کامنت های زیبا و پر محتواتون به درک و آگاهی بیشتری هدایت می شوم و یاد میگیرم و عمل میکنم ممنون و سپاسگذارم
تمرین و سوال ..
–آیا هماکنون در زندگیتان “نشانهای” وجود دارد که به شما میگوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره میروید؟* بله استاد جان من دقیقا فهمیدم که الان زمان تغییر من فرا رسیده .. یعنی کاملا مطمعنم چون با تغییر باورهام دارم
روی اهرم رنج و لذت کار میکنم
در اهرم رنج و لذت ما باید کاری کنیم که رسیدن به هدف برامون لذت بخش باشه و نرسیدن بهش رنج آور . هر تغییری اولش سخته ولی بعدش راحت تر میشه
در واقع در این چندین سالی که با شما و این سایت و این آگاهی ها آشنا شدم بعد از تضاد و یا چالشی بطور مداوم نشانه ها و هدایت های زیادی رو دریافت کردم قبلنا خیلی از تغییرات میترسیدم . انگار از جای امن خودم خارج میشم و یک احساس دلهره و نگرانی و ترس واهی بهم دست میداد ولی طبق آموزش های استاد سعی میکردم و یاد گرفتم با سپاسگذاری و توجه به نکات مثبت و کنترل ذهن احساس مو کنترل کنم و حس و حالمو خوب کنم چون فهمیده بودم که اول باید آرامش خودمو حفظ کنم و بعدش طبق قانون احساس خوب = اتفاقات خوب
رو میتونم تجربه کنم و خدا رو شکر بعدش خواسته هام شفاف شد و خوشحال شدم
و الان دقیقا آرامش مو بدست آوردم و برای تغییرات خودمو آماده کردم
آن نشانه چیست؟ نشانه هاشو بارها دیدم ولی هیچوقت به این اندازه برای تغییرات مصمم نبودم اما الان هم چند تضاد با هم پیش آمده که باید حلش کنم در واقع بهم آلارم داده شده
بقول استاد عزیزم همیشه وقتی با یه تضاد روبه رو میشی تموم تلاشت رو بکن که حلش کنی و وقتی نا امید نشی و ادامه بدی مطمئناً یه راهی براش پیدا میکنی و باید بگی یه راهی داره ولی من هنوز راهشو پیدا نکردم که مطمئنم پیدا میشه و اگه آدم ادامه بده 100% راهشو پیدا میکنه و این قانونشه))
یا راهی خواهم یافت یا راهی خواهم ساخت
هر چند در مورد آن تضادی که ذهنمو بخودش مشغول کرده مدتی پیش اتفاق افتاد و ظاهراً دیگه خبری نیست و همه چی آرومه چون توانستم فرکانس آرامش رو ارسال کنم ولی از نظر من تمام نشده و باید بطور اساسی این مسعلع حل بشه . و من تصمیم خودمو گرفتم . اینکه حتی اگر آن تضاد به شکلی بطور موقت آرام شده باشه اما برای من هنوز حل نشده . یعنی آرامش قبل از رسیدن به خواسته ام رو دقیقا احساس میکنم چون آن تضاد تکرار شونده در روابط باید حتما بطور کلی حل و فصل بشه !!! برای همینه که من به جهان اعلام آمادگی کردم و در برابر هدایت های خداوند کاملا تسلیم هستم و بقول استاد .. هر خیری به من برسه از طرف خداوند هست و هر سری از جانب خودمون هست … پس من فعلا هیچ اقدامی نمیکنم منتظر نشانه های واضح تری هستم .. تنها کاری که انجام میدم اینه که اصلا از هدفم چشم پوشی نمیکنم و همچنان مصمم هستم و خودمو به خداوند سپردم . و دیگه مطمعن شدم که تغییرات خیلی هم خوبه و بقول استاد عزیزم از تغییرات استقبال میکنم..
چون مطمعن هستم که خداوند همه رو براحتی و ساده به مسیر درست و مناسب هدایت میکنه
استاد جان دقیقا درست گفتید.. اگر قرار باشه هدایت بشیم مانند قایقی که وقتی بندازیمش توی آب و رودخونه با جریان آب خودش به سمت دریا حرکت میکنه
یعنی همه چیز براحتی و آسونی انجام میشه
باید پارو نزد و وا داد
باید دل رو به دریا داد
خودش میبردت هر کجا دلش خواست
به هر جا برد بدان ساحل همانجاست
این صبوری برای من خیلی هم دلنشینه !!! چون وقتی رها و آزاد باشی و همه چی رو بخداوند بسپری و این کشتی رو خودش با انن و آنان میرسون به ساحل!!
چه چیزی شما را از عمل کردن باز میدارد؟و اگر قرار بود امروز، همین حالا، یک قدم کوچک به سمت آن تغییر بردارید، آن قدم چه میتوانست باشد؟
بهترین قدمی که دارم بر میدارم اینه که خودمو به این سایت و فایل ها بخصوص فایل های توحیدی و دوره ی هم جهت با جریان خداوند. و کامنت های دوستانم بستم و بطور مداوم دارم روی باورهام کار میکنم
یعنی با تسلیم بودنم در برابر اراده ی نیکوی خداوند بازم دارم روی مومنتوم مثبت حرکت میکنم و خدا میدونه که چه نتایج و پاداش های دیگه ای در انتظارم هست و چه نشانه ها و هدایت هایی از این کامنت آم یافت میکنم
خدایاااا خودت من را هدایتی کن به سمت تسلیم بودن در برابر خودت و خودم و خواسته هایم
IN GOD WE TRUST
ما به خداوند اعتماد داریم
IN GOD WE TRUST
به نام آفریدگار مهربانم
سلام به دوستان و استاد عزیزم
من نشانه ها رو در مورد تغییر در رفتارم و رشد شخصیتم مشاهده میکردم.
اینکه در روابط بین اعضای خانواده دچار تنش شده بودم زود عصبانی میشدم و حالم هر روز گرفته بود خودم رو مسؤل خوشبختی دخترانم میدونستم و منتظر بودم کسی من رو خوشبخت کنه، یا هدیه برام بخره و کسی باشه که من رو خوشحال کنه.
حس میکردم یجای کار ایراد داره رو باورهام کار میکردم نتیجه ای آنچنانی نبود.
سر کوچکترین کار اشتباه دخترانم ناراحت و عصبی میشدم.
واضح مشخص بود که باید تغییر کنم با اینکه فایلهای استاد رو گوش میدادم اما بازم احتیاج به تحول عظیم داشتم و چرا به تعویق می انداختم بخاطر اینکه هنوز درک نکرده بودم طبیعیه که در صلح با خودمون باشیم طبیعیه که در آرامش باشیم طبیعیه که کارهامون روی روال انجام بشه.
تصمیم گرفتم اساسی تغییر کنم و اولین قدم شروع دوره دوازده قدم از اول و کار کردن بصورت تمرکزی، خوندن کامنت جلسات حداقل روزی سه تا چهار صفحه.
تغییر رو شروع کردم حواسم به تکاملم هست، قبلا اگر همش عصبانی بودم الان روزی دو یا سه بار و بعضی روزها اصلا عصبانی نمیشم و این یعنی دارم پیشرفت میکنم.
خوب هنوز خیلی تا شخصیت ایده آلم فاصله دارم اما ناامید نمیشم چون میدونم دارم خوب پیش میرم و خداوند هر لحظه من رو هدایت میکنه.
خدایا شکرت
«اللَّهُ وَلِیُّ الَّذینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُم مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ»
خداوند سرپرست و راهبر کسانیست که ایمان آوردند؛ آنها را از تاریکیها به سوی نور میبرد. (بقره/257)
«وَمَن یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ»
هر کس بر خدا توکل کند، خدا برای او کافیست. (طلاق/3)
«وَما تَشاءُونَ إِلَّا أَن یَشاءَ اللَّهُ»
و شما هیچ نمیخواهید مگر آنکه خدا بخواهد… (تکویر/29)
سلام به استاد عزیز، خانم شایستهی نازنین و همهی دوستان هممسیرم
امروز فایل «باید پارو نزد» رو با دقت گوش دادم.
و راستش… انگار از دلِ این درس، یک حقیقت بزرگ بیرون کشیده شد که مستقیم نشست وسط قلبم
انگار یکی داشت یکبهیک اتفاقات چند سال گذشتهی زندگیام را مرور میکرد و میگفت:
«دیدی لازم نیست خودت کار خاصی انجام بدی؟ دیدی جریان خودش تو را تا اینجا آورده؟»
1) آدمهایی که خودبهخود کمرنگ میشن… یعنی داری درست میری
استاد گفت وقتی روی خودت کار میکنی، آدمهایی که فرکانسشون با تو هماهنگ نیست،
آرومآروم محو میشن.
و چقدر این جمله عین تجربهی واقعی زندگی منه.
در گذشته، من برای نگه داشتن آدمها، رابطهها، همکاریها و هر چیزی که فکر میکردم «ضرورته» تلاش میکردم…
ولی از وقتی وارد مسیر آگاهی شدم،
خیلیها بدون دعوا، بدون دلیل، بدون اتفاق خاص…
خودبهخود کمرنگ شدن و رفتن.
و جالب اینه:
هر بار که یکی میرفت، انقدر جای بهتری برام باز میشد که تازه میفهمیدم “رفتنش خیر بوده”.
گاهی اون لحظه نمیفهمی…
اما اگر چند ماه بعد نگاه کنی میبینی:
«واااای! من به چیزی چسبیده بودم که اصلاً حق من نبود!»
این یعنی هدایت خدا.
این یعنی جریان.
2) آن دلشورههای عجیب… صدای خداست که میگوید: “بلند شو”
گاهی یک ترس هوایی، یک دلشورهی بیدلیل، یک بیقراری خاص داریم…
نه از جنس درد
نه از جنس مشکل
از جنس “میدانی باید یک کاری کنی ولی عقب میاندازی.”
بارها شده یک کاری را ماهها عقب انداختهام
ولی همان روزی که بالاخره انجامش دادم…
انگار یک کوه از رو قلبم برداشته شده.
این همان لحظهایست که تو بالاخره «دست از پارو زدن میکشی»
و میگذاری جریان کارش را بکند.
گاهی رنج آنقدر بزرگ نمیشود که مجبورت کند حرکت کنی…
اما الهامات خداوند از همان روز اول با توست.
3) «ما فقط یک جریان داریم و آن جریان خیر است.»
این جمله برای من مثل یک آیهی زندگی است.
همیشه فکر میکردم گاهی جریان خیر است،
گاهی شر.
گاهی خوب پیش میرود،
گاهی نه.
ولی وقتی با این آگاهی ها آشنا شدم
اصلاً انگار جهانم عوض شد.
جهان فقط جریانِ خیر دارد.
شرّ، اختراع ذهن ماست.
مقاومت ماست.
باورها و پارو زدنهای بیجاست.
هروقت من در زندگیام گیر کردم،
هروقت سخت شد،
هروقت اتفاقها کند شد…
همیشه یک چیز مشترک بوده:
من داشتم پارو میزدم.
و هروقت همهچیز روان شد،
اتفاقها پشت سر هم افتاد،
درها باز شد،
معجزهها ردیف ردیف چیده شد…
یک چیز مشترک داشت:
من خودم را سپردم.
من مقاومت نکردم.
من رها کردم.
4) «اگر قرار است به دریا برسی، لازم نیست کاری کنی… قایق را فقط در آب بگذار»
این بخش عجیب بود.
چون سالهاست دارم سعی میکنم “به دریا برسم”.
با تلاش، زحمت، جنگیدن، کنترل کردن، زور زدن، تحلیل کردن…
اما امروز فهمیدم:
اگر مسیرت «درست» باشد
و اگر «رها» باشی
و اگر «به هدایت گوش بدهی»
دیگر لازم نیست کاری بکنی.
خودِ رودخانه تو را میبرد.
خودِ خدا تو را میرساند.
ما فقط باید قایقمان را بندازیم توی آب.
همین.
5) رشد را از منبع پیگیری کن؛ نه از واسطهها
این جمله دقیقاً یکی از نقطههای ضعف قبلی من بود.
من همیشه دنبال آدمها، دنبال تایید، دنبال اینوآن بودم.
اما وقتی نور رو از منبع بگیری، هیچ قدرتی در جهان وجود نداره که جلوی تو بایستد.
وقتی از غیرمنبع بخوای روشنایی بگیری، هیچ قدرتی نداری که بخوای خودت رو حفظ کنی
و این درس چقدر آرامشبخشه.
چون به جای اینکه دنبال درهای بسته باشی،
دنبال دربانها باشی،
دنبال آدمها باشی…
میفهمی تنها کسی که باید با او هماهنگ شوی
خداست.
همین.
6) نشانه را که دریافت کردی، شک نکن
این جمله من را برد به دهها موقعیتی که الهامی به من رسیده بود
اما من با شک خرابش کردم.
چقدر مسیرها میتوانست زودتر هموار شود اگر شک نمیکردم…
اگر حرف دل را جدی میگرفتم…
اگر همان لحظهی الهام، حرکت میکردم.
اما خدا را شکر…
هر بار که عقب افتادم،
جهان دوباره نشانه فرستاد.
دوباره یادآوری کرد.
دوباره راه را باز کرد.
چون:
«اللَّهُ لَطیفٌ بِعِبادِه»
خدا با بندگانش لطیف است.
حس پایانی من از این درس؟
یک حس خیلی آشنا در دلم نشست:
حسی شبیه آرامشِ کسی که بعد از سالها زور زدن
میفهمد قرار نیست همهچیز را خودش درست کند.
فقط باید برود در رودخانه…
و بگذارد خدا بقیه کار را بکند.
خدایا شکرت…
برای این درس که مثل یک نسخه شفا بود.
برای سالهایی که بدون اینکه بدانم، تو مرا هدایت کردی.
برای روزهایی که آدمهایی را از زندگیم بردی، برای اینکه بهترها بیایند.
برای الهاماتت
برای نشانههایت
برای اینهمه خیر که همیشه جریان دارد
و فقط من باید «پارو زدن را متوقف کنم»
خدایا شکرت که میدانم
تو راه را بلد هستی
تو رود را آفریدی
تو مرا میرسانی
و من… فقط باید رها شوم
بنام خداوند بخشنده و مهربان
خدایا هر چه دارم از آن توست و تو به من
دادی .
سلام به استاد عباس منش و خانم شایسته
سلام به دوستان
با شروع پروژه تغییر را در آغوش بگیر ، یکسری نشانه ها را دریافت میکردم که در زمینه اعتماد به نفس بود . فایلهایی که هدایت میشدم و کامنتهایی که مطالعه میکردم همه به من این پیغام میرسوندن که باید روی اعتماد به نفس
کار کنم . این نشانه باعث شد که من روی دوره
احساس لیاقت جدی تر کار کنم .
امروز در حالی دارم این کامنت مینویسم که
دو اقدام شجاعانه انجام دادم .
اول اینکه بعد از مدتها امروز تمرین آگهی
بازرگانی با موفقیت انجامش دادم . خدارا شکر .
دوم اینکه من مدتی در مسیر علاقم قدم برداشتم ولی هیج وقت کارهای خودم در فضای مجازی منتشر نکردم . خیلی ذهنم مقاومت داشت برای این موضوع .
من در زمینه ساخت پادکست فعالیت میکنم و فقط در دو برنامه که مربوط به پادکست میشه
فایلها را آپلود میکنم .
امروز برای اولین بار یکی از پادکستها را در یوتیوب منتشر کردم .
با اینکه هنوز مقاومت دارم به این موضوع ولی انجامش دادم .
هیج ایده ای برای قدم بعدی ندارم فقط به من گفته شد و من انجامش دادم .
خدایا شکرت .
خیلی خوشحالم که تونستم امروز برای رشد اعتماد به نفسم قدم های سازنده ای بردارم .
خدایا شکرت
در پناه الله یکتا
به نام پروردگار رب العالمینم
سلام فراوان خدمت استاد گرانقدر و سرکار خانم شایسته نازنین و دوستان گرامی
آیا هم اکنون در زندگی تان نشانه ای وجود دارد که به شما می گوید زمان تغییر فرا رسیده اما شما به دلایلی ( ترس ، عادت ، نگرانی از نظر دیگران ) از انجام آن طفره می روید ؟
قبل از شروع این پروژه من چند تا تغییر رو در رفتار و اخلاقم ایجاد کردم خدا رو شکر و آن تغییرها در جهت تمرکز بر روی خواسته ی بزرگم یعنی راه اندازی کسب و کارم بود
اون تغییرها عبارت بودن از
1_ ورزش کردن برای داشتن جسم آماده تر
2_ پس انداز کردن پول از حقوق بازنشستگی ام برای ایجاد سرمایه ی اولیه
من این باور رو دارم که اگر برای هدفی پول پس انداز کنم و مدتی متعهد باشم به اون پس انداز خیلی سریع خداوند بقیه اش رو برام جور میکنه و واقعا هم این اتفاق برام میفته
و خدا رو شکر اینبار هم نتیجه گرفتم و من فقط 25 میلیون پس انداز داشتم که خداوند خیلی جادویی 100 میلیون به دستم رسوند این پول نه قرضه نه وام مال خودم شده خدا رو بی نهایت شکر
و برای شروع کسب و کارم عدد خیلی خوبیه و من رو به هدفم خیلی نزدیک کرده
قبلا هم می تونستم همچین تغییراتی رو ایجاد کنم ولی برای باشگاه رفتن و ورزش کردن همیشه تنبلی می کردم چون کلا عادت به ورزش کردن نداشتم و با وجود اینکه می دونستم برای شروع کارم نیاز به یه سرمایه ای دارم و همیشه از پس انداز کردن نتیجه گرفته بودم ولی مدام پول هامو خرج می کردم و چیزی ازش باقی نمی ذاشتم ولی اینبار از اهرم رنج و لذت برای هر دو تغییرم استفاده کردم
آن نشانه چیست ؟
من از نظر جسمی می فهمیدم که وقتی فعالیت می کنم انگار عضلاتم ضعیفن و انرژی ام پایینه و از نظر مالی هم می فهمیدم که این آب بار یکه منو به آرزوهام نمی رسونه هر چند خیلی از آرزوهام برآورده شدن خدا رو شکر ولی من بیشتر می خوام
چه چیزی شما را از عمل کردن باز می دارد ؟
برای ورزش کردن چون این عادت رو از سنین پایین در خودم ایجاد نکرده بودم و همیشه احساس تنبلی میکردم ولی اخطارها شدید بود و شوق راه اندازی کسب و کارم من رو وادار به ورزش کرد
البته فکر می کنم احساس لیاقتم برای داشتن جسمی سالم و توانا هم بیشتر شده
ولی در مورد مسئله ی مالی من تو زندگیم هیچوقت بی عمل نبوده ام و خدا رو شکر به نسبت باورهای خوبی هم دارم و کلی نتیجه گرفته ام ولی من بیشتر می خوام و همیشه یکی از هدفهام داشتن کسب و کار شخصی بوده هم برای افزایش درآمد و رسیدن به خواسته هام در مدارهای بالاتر
هم به قول استاد اگر بی هدف باشی و پروژه برنداری جهان برات هدف درست میکنه و پروژه بهت میده که البته اغلب پروژه های جهان در جهت ناخواسته ها هستن و رنج آور هستن
و اگر قرار بود امروز همین حالا یک قدم کوچک به سمت آن تغییر بردارید آن قدم چه می توانست باشد ؟
گفتم که برای جسمم ارزش قائل شدم و گفتم من حتی اگر نخواهم کسب و کاری داشته باشم باید برای زنده بودن و زندگی کردن کیفیت جسمم رو بالا ببرم و فورا رفتم باشگاه و ورزش رو شروع کردم الان هم از نظر جسمی وضع بهتری دارم هم خواب شبم عمیق تر شده هم ارتباطاتم بهتر شده و با افراد آشنا و غریبه ارتباط گرفتم هم هدفمند تر اوقاتم رو در خونه می گذرونم و جالبی ماجرا اینه که همین ورزش کردن باعث شد در مورد ایده ی کسب و کار به وضوح برسم و شک و تردید رو از دلم شست ایده ای که سالها در ذهنم داشتم
از نظر مالی و راه اندازی کسب و کارم که خدا رو شکر قدم ها رو برداشتم از شرکت مد نظرم وسایل مورد نیازم رو دو روز پیش خریداری کردم که البته یک ماه طول میکشه تا به دستم بیاد خدا رو بی نهایت شکر
استاد جان یه چیز جالبی بگم
وقتی 100 میلیون پولی که گفتم به دستم رسید از اینکه برای کسب و کارم خرجش کنم یه ترسی اومد سراغم و می گفت اگه موفق نشدی چی اگه کارت نگرفت چی
منم رفتم سراغ 12 قدم به صورت رندوم یه فایل رو پلی کردم قدم 8 جلسه 2 برام اومد خدا شاهده استاد انگار برای اولین بار بود که اون صحبتها رو می شنیدم تمام ترسهام ریخت یک روز تمام مرتب و پشت سر هم گوشش می دادم بعدش رفتم سراغ روانشناسی ثروت 3 و جلسه 1و 2و 3 و 4 تا جلسه 10 رو دوباره گوش دادم و از خداوند هدایت خواستم گفتم خدایا برای شروع که باید با شرکت تماس بگیرم و وسایل مورد نیازم رو درخواست بدم یه نشونه ازت می خوام
نشونه اومد چه نشونه ای خدایا شکرت
دو روز پیش اولین باران پاییزی به زیبایی هر چه تمام تر بارید و تو شهر ما بیشترین میزان بارش رو داشت خدا رو بی نهایت شکر
و خواهرم که اون هم همیشه می گفت دوست داره کسب و کاری راه بندازه بهم زنگ زد گفت لذت می بری از این باران و کلی با هم خدا رو شکر می گفتیم و بعدش گفت مینو جان من امروز این بارون رو نشانه دیدم برای شروع کارم و امروز استارتش رو میزنم و منم تو دلم گفتم خدایا هزاران مرتبه شکرت برای این نشانه و منم بعد تماس خواهرم به شرکت زنگ زدم و درخواست دستگاه مورد نیازم کردم
خدایا بی نهایت شکرت
استاد جان من از سه ماه پیش تمرکزی روی باورهای کسب و کارم کار میکردم می نوشتم تجسم میکردم در موردش فکر میکردم و با همسرم صحبت می کردم و توی سایت شرکت می رفتم و مطالعه می کردم یکی از باورهایی که خیلی خوب از شما یادش گرفتم شروع کسب و کار از همون نقطه ای که هستی همیشه شما تاکید می کنید که از همین الان همین لحظه با همون چیزی که داری شروع کن و من هم وقتی برای اجرای ایده ام مطمئن شدم و به وضوح رسیدم اواسط شهریور ماه بود شروع کردم به پس انداز کردن از حقوق بازنشستگی ام و ادامه دادم و سه ماه نشده هنوز حقوق آبان رو دریافت نکردیم که خدا رو بی نهایت شکر 100 میلیون به دستم رسید و خیلی راحت تونستم با شرکت تماس بگیرم و درخواست بدم
در واقع من از صفر شروع کردم و خداوند کارها رو برام ادامه میده
خدایا شکرت شکرت شکرت
استاد جان از شما و خانم شایسته نازنین و دوستان گرامی ام سپاسگزارم
همواره در پناه خداوند ایمن و سلامت باشید
به نام تنها فرمانروای کل کیهان خدای مهربانم خدای وهابم خدای رزاقم سپاسگزارم
سلام عزیزان جان
قسمت 11
إِذْ قَالَ مُوسَى لِأَهْلِهِ إِنِّی آنَسْتُ نَارًا سَآتِیکُمْ مِنْهَا بِخَبَرٍ أَوْ آتِیکُمْ بِشِهَابٍ قَبَسٍ لَعَلَّکُمْ تَصْطَلُونَ ﴿7﴾
[یادکن] هنگامى را که موسى به خانواده خود گفت من آتشى به نظرم رسید به زودى براى شما خبرى از آن خواهم آورد یا شعله آتشى براى شما مى آورم باشد که خود را گرم کنید (7)
فَلَمَّا جَاءَهَا نُودِیَ أَنْ بُورِکَ مَنْ فِی النَّارِ وَمَنْ حَوْلَهَا وَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ ﴿8﴾
چون نزد آن آمد آوا رسید که خجسته [و مبارک گردید] آنکه در کنار این آتش و آنکه پیرامون آن است و منزه است خدا پروردگار جهانیان (8)
یَا مُوسَى إِنَّهُ أَنَا اللَّهُ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ ﴿9﴾
اى موسى این منم خداى عزیز حکیم (9)
خدایا شکرت هر آنچه دارم از آن توست
تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری میجویم مرا به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن نه کسانی که بر آنها غضب کرده ای و ن گمراهان
خدایا شکرت که من همواره هدایت شده هستم
همه ما به یک اندازه به خداوند دسترسی داریم
خداوند به بینهایت طریق در حال هدایت ماست
وقتی به الهامات خود عمل میکنی، درها باز میشود
تنها جریان حاکم بر هستی، جریان خیر و خوبی است؛ اما باورهای محدودکننده ما، مانعِ جاری ماندن این جریان در زندگیمان میشوند
رشد در هر حوزهای را از منبعِ آن پیگیر باش و به دنبال واسطه نباش
تمرکز خارپشتی روی هدف
وقتی نشانهای دریافت کردی، برای عمل به آن، هرگز به دلت شک راه نده
خدایا شکرت که همواره جریان خیر هستی
هر خیری برسد از جانب خداست و هر سری از طرف خودمه
خدایا شکرت که فقط باید روی خودم کارکنم
من توانایی تغییر خودم را دارم
من توانایی تغییر دیگران را ندارم
خدایا شکرت که هر لحظه ازت خواسته ای داشته باشم بهم نشونه میدی
خدایا شکرت کمکم کن تا نشانه هایت را دقیق تر دریافت کنم و با عشق و لذت و شادی و آرامش ادامش بدم و بندگی تو را کنم
خدایا شکرت که نشونه ها رو دنبال میکنم
وقتی ازت چند ماه پیش خواستم که منو هدایت کنی به راهی که عشق و علاقه منه
و بهم پاسخ دادی
از اون موقع با ایمان و توکل دارم نشانه ها رو ادامه میدم و هر کجا اومدم ناامید بشم
نشونه های خدا را بیاد آوردم و گفتم این مسیر رو خداب ام باز کرده
این همون خواسته قلبی تو بوده اون روز که خدا راحت و آسان هدایت کرد تو رو در این مسیر جدید و الهی و زیبا
پس وقتی آرام هستی
وقتی داری از آموزش ها لذت میبری
وقتی افراد درست اومدن تو مسیرت
وقتی داری با صداقت و کیفیت و درستی کار را بنا میکنی از همین اول
پس مسیرت درسته ادامه بده
شک و دودلی نداشتن باش
چون شک کردن یعنی افکارت هنوز روی نکات مثبت نیست .تمرکزت هنوز معطوف نشده
پس با قدرت ادامه بده و تمرکزت ر. روی هدف اصلی و لذت بردن از مسیر بزار
تو خداوند قایقت رو انداخته تو رودخانه
پس ایمان و باور داشته باش که خودش هم تو رو به سمت جریان خوب و قشنگ و پر از زیبایی مسیر رودخانه هدایت میکند
پارو نزن الهام عزیزم وا بده
خدا میبردت هر جا دلت بخواد
مقاومت نکن .آرام باش و لذت ببر
تو کار سمت خودت رو درست انجام بده
بقیه کارها رو خدا برات انجام میده
تو رو آسان میکند بر آسانی ها
تو را به راحتی و زیبایی و عزتمندانه هدایت میکند
خدا رو شکر که هر لحظه منو هدایت میکند به راه راست
خدایا شکرت برای اهرم رنج و لذت
که هر بار ذهن بیاد نجوا کنه
با این ابزارهای عالی میشه جلوشو گرفت و اوردش تو مسیر درست الهی که حق همیشه پیروز است
خدایا شکرت که دارمت خودت را بهم بخشیدی بینهایت سپاسگزارم جان جانانم
خدایا شکرت برای تمرکز گذاشتن بر روی هدفم که مسیرم را خودت هموار تر کرده ای
من عاشق رفتن در اجتماع و تاثیر گذاری هستم
و خداوند هر بار با نشانههای قشنگش منو هدایت میکند و بهم میگه مسیرت درسته ادامه بده
و الآنم نمیدونم دقیقا باید چکار کنم
ولی ایمان دارم با این همه نعمت و برکت و فراوانی و نشانه های الهی که در مسیرم هست و دیدن داشته ها و صبوربودن و شکر گذار بودن خودش کارهای مرا براحتی انجام میدهد
من نمیدووووونم چطور
او نداشت و کارش رو خوب بلده من تسلیمم هیچی نمیدووووونم
خدایا شکرت که همواره هدایت شده هستم
ودر مسیر درست الهی ثابت قدم هستم
همه کاره ام تویی و همه جوره هوامو داری بوووووس خداجونم قربونت برم
خدایا شکرت برای حضورم در این مسیر زیبای الهی
خدا رو شکر که با افراد درست و صحیح هم مسیر هستم
خدا رو شکر که در بهترین زمان و بهترین مکان و بهترین شرایط قراردارم
خدایا شکرت که در بهترین و زیباترین کار دنیا هدایت شده هستم
خدا یا شکرررررررررت که کارم کاری الهی و زیباست و سرشار از نعمت و ثروت و فراوانی و رحمت و برکت الهی است.
خدایا شکرت که من بیقید و شرط ارزشمندم
و بلطف خداوند دستی از دستان خدا در جهان هستم
خدایا شکرت برای رشد و پیشرفت عالی ام که هر روز از هر نظر بهتر و بهتر هستم
خدایا شکرت من تسلیمم هیچی نمیدووووونم خودت کمکم کن تکاملم را بدرستی طی کنم
خدایا شکرت
که منم هدایت شدم که باید برم دنبال پنیر جدید
و بلطف خداوند هدایت شده هستم
در این مسیر زیبای الهی و جدید کلی اتفاقات عالی در زندگی ام ایجاد شده
این مسیر زیبای الهی است که من را هدایت کرده به بهترین ها
و باید با عشق مسیر جدیدم را با قدرت و ایمان و توکل بخدا ادامه بدهم و لذت ببرم
در چالش ها جا نزنم
کم نیارم
با قدرت ادامه بدهم
که چالش ها سوخت حرکتی من هستند برای رشد و پیشرفت
خدایا شکرت که هر بار فکری اومده یه نشونه قدرتمند را در مسیرم قرار دادی حتی بارها کلمه هدایت رو هم دیدم و همون لحظه میگم خدایا شکرت من هدایت شده هستم
خدایا شکرت من نمیدووووونم من حالیم نیست تو بهم بگو
خدایا شکرت که وقتی تسلیم شدم وازت خواستم
این مسیر رو بهم نشون دادی
و الان خیلی خوشحالم که در ابن مسیر الهی دارم بلطف خداوند حرکت میکنم
و سعی میکنم آگاهانه با خودم رو راست باشم
و بگم این همون چیزی که از خدا خواستم و اون لحظه حتما این برای من خبر و برکت بوده
و دیگه بهش شک ندارم
بخدا اعتماد دارم که منو هدایت کرده
براساس خواسته های من حتما میخواد من چیزهایی یاد بگیرم در ابن مسیر برای راحت رسیدن و لذت بردن از مسیر خواسته هایم
خدایا شکرت که من همواره در بهترین زمان و مکان و موقعیت های عالی هستم
من تسلیمم همواره هدایت شده هستم این از فضل خداوند متعال است بر بندگانش
خدا یا شکرررررررررت من تسلیمم تو به من بگو
از من استفاده کن
خدایا شکرت مرا دستی از دستان خودت کن در زمینت تا همواره با فروتنی و تواضع و بندگی در مدار تو باشم و سمت خودم را بدرستی انجام دهم .
خدایا شکرت برای مال و احساس خوب این لحظه ام تقدیم به تمامی دوستان عزیز و بهشتی ام
خدایا شکرت
در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند خوشبخت و سعادتمند باشید در دنیا و آخرت دوستون دارم الهام جون عزیز دردانه خداوند عالم
سلام و درود به استاد عزیزم و همه دوستان عزیز
نکات کلیدی فایل برای من:
اون «دلشورهها» و حال بدی که در مسیر اشتباه دارم، در واقع همون قطبنمای درونیم هست که سعی میکنه به من بگه مسیرم اشتباهه و منو متوقف کنه.
هر خیری به شما میرسد از طرف خداست و هر شری به شما میرسد از طرف خودتان است. خداوند جریان خیر و برکت و نعمت و خوشبختی و ثروت و سلامتی مطلق هست این من هستم که با باورهای محدودکننده خودم جلوی این جریان رو به زندگیم میگیرم.
اگه یه قایقی رو در رودخانهای بیندازی که به دریا میرود، لازم نیست پارو بزنی. فقط کافیه اجازه بدی جریان شما رو ببره. مشکل ما «پارو زدن» در جهت مخالف جریان (مقاومت بخاطر باورهای محدودکننده) اس.
یک تکنیک عملی و فوقالعاده برای تصمیمگیری در تمام جنبههای زندگی و راحت رسیدن به خواسته ها:
1. تسلیم کامل هدایت خدا: بگم خدایا من نمیدونم تو میدونی منو هدایت کن.
2. دریافت نشانه ها و الهامات
3. عمل بدون شک به الهامات و نشانه ها و پای انتخابم وایستادن حتی اگر ظاهرش جالب نباشه.
قانون تمرکز: فقط در یک حوزه مشخص تمرکز کنم.
تمرین:
آیا هماکنون در زندگیتان “نشانهای” وجود دارد که به شما میگوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره میروید؟ بله
آن نشانه چیست؟ طرف مقابلم به درخواستم پاسخ نمیده. این نشونه اس که میگه من باید روی خودم کار کنم نه اینکه از طرف مقابلم بخوام تغییر کنه و خواسته منو اجابت کنه.
چه چیزی شما را از عمل کردن به این نشانه باز میدارد؟ فراموش کردن این قانون که من فقط باید روی خودم کار کنم یا آدمای اطرافم خودبخود تغییر میکنن برطبق خواسته من میشن یا اینکه براحتی از مدار من میرن بیرون. باور کمبود باور عدم لیاقت.
و اگر قرار بود امروز، همین حالا، یک قدم کوچک به سمت آن تغییر بردارید، آن قدم چه میتوانست باشد؟ رها کردن و تمرکز کردن روی اولا شخصیت و باورهای خودم بویژه باور احساس لیاقت دوما تمرکز لیزری روی کسب و کارم و پیشرفت مالی.
سلام خدمت همگی
این متنی که میگم شاید با موضوع ارتباط مستقیم نداشته باشه ولی وقتی داشتم کامنت ها رو میخوندم و به بعضی چیزها فکر میکردم یدفه یاد سال های قبل افتادم حدودا 15 سال پیش و مقایسه میکردم با الان
من اون زمان نه گوشی خوبی داشتم نه ماشینی نه امکانات خوبی فقط دانشجوی شهر دیگه بودم که درآمدی نداشتم و تازه باید هواسم به هزینه هام میشد ولی چقدر حالم خوب بود،
چقدر خوشحال بودم .
فک کردم خوب چرا ؟؟؟!!!
این اومد تو ذهنم که اونموقع تو لحظه بودم حالم خوب بود با خودم ، و در صلح با خودم بودم و توقع نداشتم از کسی و انگیزه و امید برای ادامه دادن زندگی.
اونموقع انگار هنوز باورهام قشنگ بودن و هنوز دستکاری نشده بودن ، مقایسه نمیکردم خودم رو با دیگران و عاشق خودم بودم و اعتماد به نفس خوب داشتم ،
البته شایدم الان باید از اون یکنواختی در بیام !! نمیدونم اینو !
یدفه به خودم اومدم گفتم بهارک ببین همون حس و حال اونموقع رو زندگی کن و رها کن و بسپار به خداا
راستش من نمیدونستم خوندن کامنت ها میتونه چه تاثیری داشته باشه ولی من با خوندن همین کامنت ها مسائلی برام باز شد که برام معجزه بود واقعاا
ممنون از استاد که پیام آورنده خدا هستن و گروه عزیزشون و همه کسانی که میان کامنت میزارن
به نام خداوند بخشنده مهربان، خداوند هدایتگر من و همه دوستان به شرط باور قلبی به خودش
استاد همه ما با باورهای نادرستی که در گذشته و بچگی بهمون دادن و بهشون برخوردیم این مقاومت رو داریم که اون چیزی که میبینیم و میشنویم و واسمون واضح هست رو باید دنبال کنیم و ازش تبعیت کنیم در صورتی که جریان هدایت اینطور نیست که همیشه همه چیز واضح باشه همه چیز منطقی و مشخص باشه بلکه باید تو شرایط سخت خودمون رو رها کنیم و بسپریم به خدا و اون موقع ست که ما هم به جریان هدایت عمل کردیم و هم ایمان مون رونشون دادیم؛ البته برای کسی که تازه شروع کرده و اول راهه این قضیه هم دارای مقاومت از سمت ذهنشه و هم واسه ذهنش هنوز جا نیفتاده و ممکنه واضح نتونه متوجه بشه کدومجریان ، جریان هدایته، ولی با تمرین و توجه به نشونه ها و نتیجه مسیرهایی که میریم متوجه میشیم که کجا باید به جریان هدایت عمل کنیم و کجا باید چه عملی رو انجام بدیم
خودم وقتی یکم تمرکز کردمروی نشونه ها و جریان هدایت و دیدم جاهایی خدا داشته راهم نشونم میداده ولی من مقاومت کردم چه نتایجی واسم داشته،و جاهایی که مقاومت نکردم و خودمو رها کردم دیدم چه نتایج خوبی واسم داشته و حس آرامش بیشتری داشتم، البته که من هم خیلی وقت ها یادم میره که باید مقاومتمو کمکنم توکل کنم به خدا و ایمان داشته باشم که تمام قدرت ها از آن خداست ، شرک نورزم و اجازه بدمخدا هدایتم کنه ولی دارم تلاش میکنم که عملکرد بهتری داشته باشم ؛ اون جاهایی که سمت خودم هستو خوب انجام بدم و جاهایی که از دست من خارجه رو که بخش بسیار بزرگتری هستو بسپرم به خدا و نگرانش نباشم
ممنونم از شما استاد عزیز خیلی دستون دارم و دوست دارم بیام امریکا از نزدیک ببینمتون