تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۲


موضوع این قسمت: چطور گذشته‌ی تلخ، بزرگترین انگیزه شما برای رسیدن به اوج است؟

مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:

  • 12 قدم، مسیر تکاملی خلق زندگی دلخواه از دل همان شرایطی است که الان داری؛
  • جهان طبق قانون، امکانات دنیای اطراف شما را بر اساس باورها و اهداف جدیدتان از نو بروزرسانی می‌کند؛
  • همه ما به یک اندازه به خداوند به عنوان منبع خوشبختی، دسترسی داریم؛
  • بهود در کدام قسمت از زندگی‌ات را همین حالا می‌توانی شروع کنی؟

این فایل صوتی، یک نقشه راه عملی برای کسانی است که معتقدند گذشته سخت یا شرایط خانوادگی نابسامان، مانع موفقیت آن‌هاست. استاد و دانشجویانشان نشان می‌دهند که تغییر، تنها راه نجات از نابودی و رسیدن به نتایج مالی و روحی حیرت‌انگیز است.

۱. پایان دادن به توهم: گذشته شما بهانه‌ای برای عدم پیشرفت نیست!

بهانه‌جویی را متوقف کنید: بسیاری از افراد، مشکلات خانوادگی (مانند دعواها، وضعیت مالی، کتک‌ها، یا روابط بد والدین) را دلیل عدم موفقیت و بدبختی امروزشان می‌دانند. استاد تأکید می‌کنند که تقریباً هیچ‌کس در یک خانواده بی‌نقص بزرگ نشده است.

مسئولیت تغییر با شماست: اگرچه والدین سعی می‌کنند بهترین زندگی را فراهم کنند، اما موفقیت یا عدم موفقیت آن‌ها دلیل نمی‌شود که ما شرایط بدمان را گردن آن‌ها بیندازیم و تغییر نکنیم. ما به یک اندازه دسترسی به خداوند داریم و توانایی تغییر داریم.

تضاد، سوخت موتور شماست: در واقع، کسانی که در شرایط سخت‌تری (مانند فقر) بزرگ شده‌اند، انگیزه بیشتری برای ثروتمند شدن و پیشرفت دارند. به جای استفاده از تضادها برای بهانه، باید از آن‌ها برای پیشرفت کمک گرفت.

۲. قانونمندی جهان: یا پیشرفت کن، یا نابود شو!

جهان هستی، جایی برای سکون نیست. “یا باید پیشرفت کنی یا اینکه بیای پایین؛ نمی‌توانی یک جا ثابت بمانی”. اگر در مسیر اشتباه مقاومت کنید، دنیا شما را مجبور به تغییر خواهد کرد.

این مفهوم، هسته اصلی درسی است که استاد می‌خواهند القا کنند:

باتلاق فرکانسی: وقتی فرکانس زندگی پایین می‌آید، زندگی تبدیل به یک باتلاق می‌شود که هرچه دست و پا بزنید، بیشتر فرو می‌روید. تنها راه نجات، تغییر است.

نجات از زیر چرخ‌های جهان: استاد با قاطعیت هشدار می‌دهند که اگر ما به دنبال پیشرفت همیشگی و بهبود مستمر نباشیم، “نابود می‌شویم زیر چرخ‌های جهان”.

تغییر اجباری (تنبیهی) یا تغییر آگاهانه (پاداش): دلیل اصلی پیشرفت‌هایی که استاد و دانشجویانشان تجربه کرده‌اند، این بوده که قبل از اینکه اوضاع سخت‌تر شود و فشارها زیاد گردد، به دنبال بهتر کردن اوضاع بودند.

این یعنی:همین الان، قسمتی از زندگی‌تان را که می‌دانید باید بهبود یابد، تغییر دهید. مثلاً یک مهارت سخت‌افزاری یا نرم‌افزاری را یاد بگیرید، حتی اگر سخت باشد. اگر این مهارت را الآن با انتخاب خودتان کسب نکنید، جهان شما را مجبور خواهد کرد تا در شرایط بحرانی (و با تحمل مسئولیت و سختی بیشتر) آن را یاد بگیرید.


تمرین این قسمت: 

این فایل بر دوگانه‌ی «تغییر آگاهانه» یا «نابود شدن زیر چرخ‌های جهان» تمرکز دارد. این سوال، کاربران را به سمت خودشناسی و عمل فوری سوق می‌دهد:«استاد در این گفتگو بر یک چالش حیاتی تأکید کردند: “قبل از اینکه جهان ما را مجبور کند، خودمان تغییر کنیم.”در کار یا زندگی شخصی شما، آن “مهارت سختی”، “تغییر رفتاری دشواری” یا “اقدام مالی چالش‌برانگیزی” که به وضوح می‌دانید اگر آن را انجام دهید، جهشی بزرگ در زندگی‌تان رخ می‌دهد، اما به دلیل سختی آن را عقب می‌اندازید، کدام است؟

لطفاً دقیقاً بنویسید:

۱. آن مهارت یا تغییر ضروری که از آن می‌ترسید یا تعلل می‌کنید، چیست؟

۲. اگر امروز آن را انجام ندهید، پیش‌بینی می‌کنید جهان در آینده چطور شما را “مجبور” به یادگیری آن خواهد کرد (مثلاً چه بحرانی پیش می‌آید)؟

۳. برای شروع یادگیری یا انجام آن تغییر حیاتی، چه “تصمیم جدی” را همین الآن می‌گیرید؟»

با به اشتراک گذاشتن تجربه‌تان، نه تنها به خودشناسی بیشتری می‌رسید، بلکه ممکن است داستان شما الهام‌بخش تحولی بزرگ در زندگی فرد دیگری شود که در همین لحظه، در همان موقعیت شماست!

پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشه‌ی راه شود و هم الهام‌بخش دیگران.


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

597 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «سودا مختاری» در این صفحه: 2
  1. -
    سودا مختاری گفته:
    مدت عضویت: 2243 روز

    به نام خدای هدایتگرم به سمت خواسته هایم به سادگی و زیبایی و عزتمندانه و به صورت کاملا طبیعی و بدیهی هذا من فضل ربی

    سلام به استاد جان مریم عزیزم و دوستان هم مسیرم

    تغییرات در ذهن من اینجوریه که باید از مسیر اسون ،ساده و راحت و طبیعی پیش بره من قبلا دوچار سوء برداشت شده بودم که برای مثلا خارج شدن از مدار افراد ناهماهنگ باید یه اقدام فیزیکی کنم و از محل زندگیم خارج بشم نه پولی داشتم نه شرایط مناسبی داشتم و این تغییر رو میخواستم با احساس بد با رنج وسختی کشیدن ایجاد کنم ولی چیزی از درون من میگفت نباید این تغییر اینقدر با ترس و نگرانی و سختی ایجاد بشه و وقتی این شیوه سخت رو نپذیرفتم جهان تمام کارها رو خیلی راحت و ساده و طبیعی برام انجام داد و البته که خیلی هم عزتمندانه اتفاق افتاد و الان من و خواهرم که با هم هم فرکانس هستیم راحت مستقل و ازاد و اروم تو خونه خودمون هستیم و واقعا از فضل بی نهایت خداوند همه چی عالیه و همیشه شکر گزاریم

    میخوام یه داستان تعریف کنم به قول رزا جان قول میدم اگر صبوری کنید حتما از این آگاهی و درک و عملش لذت میبرید

    داستان احساس گناه و باورهای توحیدی

    بازیگران این قوانین خواهرم زهرایی و من

    نتیجه تغییر شخصیت به شکل توحیدی بعلاوه ورودی مالی به مبلغ 600 هزار تومان بعلاوه رهایی از قضاوت ها و تائید گرفتن و موذب بودن

    تغییری که اخیرا با کار کردن روی باروهای توحیدی و این پروژه تغییر رو در اغوش بگیر ایجاد شد برخورد ما با همسایه روبروی خونه ما هست که خیلی مذهبی هستند و البته محترم هستند ولی این خانواده بعد از فوت والدین ما به شدت به من و خواهرم احترام میذاشتند و خیلی از من و خواهرم از متنانت و حیا و عفت ما تعریف میکردند و ما رو به نحوی تائید میکردند که ناخوداگاه ما تحت تاثیر این تعریف ها و تائیدها بودیم و از اونجایی که جلوی خونه ما یه سکو برای نشستن سالها پیش پدرم درست کرده بود این زوج همیشه میشستند روش و با زبون ریختن هر زن و مرد ی که میخواست از کوچه فقط رد بشه نگه میداشتند و جلوی خونه ما دور خودشون جمع میکردند و هر وقت منو خواهرم میخواستیم بریم بیرون یا بیاییم خونه تمام رفت و امدها خرید و فروشها و افرادی که برای کاری به منزل ما میومدند ساعت بیرون رفتن ما برای پیاده روی و برگشتنمون رو و لباسهای تن ما رو همه رو تحت نظر داشتند و ما هم ناخوداگاه دیگه جلوی در خونه اکه این همسایه ها بودند مجبور بودیم لباس خودمون رو کمی پوشیده تر کنیم کاملا موذب شده بودیم نگران بودیم الان میگن چرا انقدر دیر میرن بیرون شب میان خونه و کلی مسائل دیگه ایجاد شده بود که کاملا در ناخوداگاه ما تاثیر گذاشته بود و حتی مجبور بودیم با تک تک افراد کلی احوال پرسی کنیم به خصوص این همسایه روبرویی که منشا این گرد همایی جلوی خونه ما بود کلی وقت ما رو میگرفتند و از هر دری صحبت میکردند تا اینکه سه روز پیش این همسایه روبرویی یه مبلی که خیلی بزرگ بود رو گذاشت تو یکی از مغازه ای کنار خونه ما به عنوان انبار تا چند روز بمونه بعد تو دیوار فروش بره و ما تو رودربایستی این همه زبون ریختن و تائید شدن قبول کردیم و این زوج با روی گشاده تری با ما برخورد میکردند

    بارها همین همسایه برای ما غذای ندزی میاورد و من و خواهرم که تو دروه سلامتی هستیم نمیتونستیم بخوریم ولی بینهایت اصرار میکرد حتی بغض میکردند که نه دست ما رو رد نکنید و کلی باور میدادند که نه این نذریه گناهه رد کنید احساس گناه و شرمندگی به ما میدادند طوری که من اصلا مجبور میشدم بگیرم و میزاشتم گوشه حیاط نیم ساعت بعد میبردم قایمکی به افراد دیگه ای میدادم این در حالی بود که در مورد دیگر افراد همسایه ها خیلی راحت پشت ایفون تصویری وقتی غذای نذری میاوردند میگفتم ما نمیخوریم قبول باشه بدید به کس دیگه ای و راحت رد میکردم یا اصلا وقتی پشت ایفون میدیدم نذری اوردند اصلا در رو باز نمیکردم ولی در مورد همسایه روبرویی کاملا موذب و خجالتی شده بودیم

    حالا تغییری که تو این چهار روز داشتیم با الهامی که به خواهرم شد درک کردیم داره از ما سو استفاده میشه با احساس گناه دادن و شرمندگی و موذب کردن ما که استاد جان در دوره لیاقت گفتند که افراد مذهبی با احساس گناه دادن دارند به مقاصد خودشون میرسند و ما با کار کردن روی این دوره و دوره ثروت 3 جلسه 2 هدایت شدیم اولا با خواهرم رفتیم جلو در خونشون گفتیم انباری شبی صد هزار تومن کرایه اش میشه شما 6 شب گذاشتید میشه 600 هزار تومن اگر فروش نرفته وسیلتون هر چقدر میخواید بمونه کرایش رو حساب کنید تا اینو گفتیم با تعجب زیاد و کمی مقاومت یک ساعت بعد اومد هم وسیله اش رو که یه مبل بزرگ بود رو برداشت 600 هزار تومن هم کرایه داد و یک ساعت بعد همون مبل رو به کسی که نیاز داشت بخشیدن کاملا خیر و درست بود این کار و ما هم به راحتی پول ساختیم

    تغییر بعدی تبر توحید رو تیز کردیم فرداش همون سکویی که این همسایه میشست و همه همسایه های دیگه رو جمع میکرد دورش زدیم شکوندیم و من رفتم یه تیکه اهن تهیه کردم شکل مانع تو زمین گذاشتیم و کف زمین رو که کنده شده بود سیمان کردیم و اون اهن هم جوش دادیم تا ماشین جلوی مغازه و خونه پارک نکنند و جای نشستن هم نباشه و تمام مراحل تهیه اهن جوش دادن اهن تهیه ماسه و سیمان رایگان و راحت اماده شد و کار تمااااام شد و همسایه های دیگه به جز همسایه روبرویی از ما تعریف کردند که کار خوبی کردید افررررین انگار همه از اینکه مجبور بودند به خاطر این همسایه از جلوی خونه خودشون جمع شده بودند جلوی خونه ما ناراحت بودند و همگی قایمکی از ما تشکر میکردند خخخخخ

    و حالا این همسایه روبرویی ما به شدت به ما اخم میکنند آیا مهمه ؟ جواب خیر چون تاثیری تو زندگی ما ندارند تنها رابطه ما با خداونده که مهمه چرا که اونه که رزق میده و حواسش به ما هست حتی قفل مغازه رو من بعد از اینکه اینها مبل رو برده بودند یادم رفته بود محکم ببندم و قفل باز بود ولی فرداش که اومذم دیدم قفل بازه و کسی قفل رو نبرده پس خدا همون خداییه که حواسش به ما هست و نیاز نیست همسایه بخواد مراقب ما باشه چون اونها میخوابن ولی خداوند رو خواب نمیگیره

    خلاصه کلام که این خانواده مذهبی با احساس گناه دادن موذب کردن و شرمنده کردن با دعای خیر برای ما و والدین مرحوممون با تعریف کردن از حیا و نجابتمون کاملا روی ناخوداگاه ذهن ما تاثیر گذاشتن بنابراین تصمیم گرفتیم ارتباطمون رو با این همسایه محدودتر کنیم راحت نذری ایشون رو رد کنیم و اجازه کنجکاوی تو زندگیمون رو ندیم جالب اینه که این خانواده مذهبی در مورد فرزندان و عروس و داماد و نوه هاشون کاملا رها هستند و اونها خیلی ازاد و راحت میچرخند و اصلا نمیتونند اونها رو تغییر بدند

    این تغییر مثبت هم وردی مالی هم ارامش و راحتی و هم توحیدی تر شدن و هم مهم نبودن نظر و قضاوت و فکر دیگران رو در ما ایجاد کرد ولی من تا همین چند روز پیش اصلا متوجه این نشتی انرژی و این احساس گناه و موذب بودن در ناخوداگاه ذهنم که داشت کار میکرد نشده بودم ولی با کار کردن روی خودم متوجه شدم در واقع هداااایت شدم و این تغییر رو ایجاد کردیم خدایا صد هزار مرتبه شکرت

    خدایا شکرت که در این تغییرات مثبت تو با قدرت هدایت و حمایتم میکنی و هرگز تنها نیستم

    خدایا عاشقتم که عاشقمی بی قید و شرط و تا ابد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای:
  2. -
    سودا مختاری گفته:
    مدت عضویت: 2243 روز

    به نام خدای هدایتگرم به سمت خواسته هایم به سادگی وزیبایی و عزتمندانه

    سلام به استاد عزیزم و مریم عزیزم و دوستان هم فرکانسی ام عاشقتونم 😍😍😍❤❤❤

    عادله و شکیبا کیانی فر و سید علی خوشدل من عاشقتونم که انقدر زیبا وبا آگاهی حرف زدید واقعا لذت بردم واموختم .خدایا سپاسگزارم که این گفتگو رو شنیدم این گفتگو پر از عشق و عزت نفس و اعتماد به نفس و نتایج عالی تو مسائل مالی و روابط عاطفی بود خیلی لذت بردم چقدر شکیبای عزیزم پر از عشق و شور وشوق با استاد حرف زدی و چقدر با عشق از استاد عزیز سپاسگزاری کردی چقدر نتایج عالی رو گرفتی. درآمد تو سن ۲۰ سالگی ساختی ۲ تا کتاب ترجمه کردی و کتاب سوم رو هم در حال ترجمه کردنی وزنت رو ۳۰ کیلوپایین آوردی و چقدر عزت نفس و اعتماد به نفس بالایی روساختی، مهاجرت کردی و همچنان در مسیر بهبود دائمی و مستمر هستی و الان هم در زمان مناسب در بهترین زمان هدایت شدی که با استاد صحبت کنی با اینکه تو مهمونی بودید اومدید تو خونه رویایی خودتون و در زمان مناسب با استاد هم صحبت شدید تحسین برانگیزی شکیبا جانم خیلی الگو شدی برای من که از تضادها نترسم و میوه تضاد رو بچینم قوی باشم خودم رو باور کنم وبا توکل به خدا حرکت کنم و نتایج هم صددرصد تو این مسیر خیلی عالی و زیبا میاد هدایت میشی و این روند هر روز میتونه ادامه داشته باشه تا ابد نتایج پایدار به دست میاد اون فرکانس عشق و شادی و سپاسگزاری از استاد وبودن تو این مسیر رو کامل دریافت کردم واقعا بهت افتخار میکنم 👏👏👏👏👏😘😘😘😘

    استاد جانم عاشقتونم که خیلی زیبا بچه ها رو از رو کامنتهاشون شناختی و گفتی از اشعار مولانا و آیه های قرآن تو کامنتهاشون استفاده میکنند استاد جانم من چند روزی هست که تجسم میکردم که با شما تو کلاب هاوس و یا تماس تصویری صحبت میکنم و از نتایج عالی که تو این مسیر گرفتم صحبت میکنم و شما منو از رو کامنتهام میشناسی و تو تجسمم احساس شادی ولذت وصف ناپذیری میکردم و واقعا خوشحال بودم که امروز که شما این دوستان رو از کامنتهاشون شناختید خیلی لذت بردم و اینو نشونه دیدم که حتما این تجسمم به واقعیت تبدیل میشه و اون روز زیبا به زودی زود میاد به امید خدا الهی امین یا رب العالمین

    شکیبا جانم گفتی با این که پدر وضع اقتصادی خوبی داشتند شما هیچ وقت نمیتونستید استفاده کنید وبه همین دلیل تصمیم گرفتی که مستقل باشی و از همین سن درامد دارید و الان هم دانشجوی ادبیات انگلیسی هستی و تدریس زبان انگلیسی هم انجام میدی و همون جور که استاد گفتند هم زیبایی چهره داری هم زیبایی باطن 😍😍😍💪💪💪💪👏👏👏

    سید علی خوشدل که کامنتهای عالی می نویسی و همیشه می نویسید که ایمانی که به عمل نیانجامد حرف مفت هست میگید که حرکت کنیم نتایج میاد ادامه بدیم و کلی انگیزه میدید و الانم که صحبتهای خیلی زیبایی داشتید با اینکه در اوج باورهای مذهبی و تفکر مذهبی بودید و باورها و اعتقادات عجیب و غریب و محدود کننده ای داشتید هدایت شدید و نتایج عالی گرفتید و از درامد ماهی ۵۰۰ هزار تومان با رعایت قانون تکامل و باورهای درست در کمتر از دو سال ونیم درامدتون بالای ۱۵۰ برابر شده و با فایل چگونه درامد خود را در یکسال ۳ برابر کنیم و تعهدی که دادی این روند رو شروع کردی و نتایج عالی گرفتی و ماهی بالای ۱۰۰ میلیون درامد دارید که همچنان رو به افزایش هست حتی تو یکی از کامنتهاتون نوشته بودید که انقدر این جریان ثروت در زندگیتون جاری هست که نمیشه دیگه جلوش رو گرفت و گفتید که چند سال کار کردید و ادامه دادید تا نتایج خیلی تکاملی و بعد تصاعدی رشد کرد و همیشه تو کامنتهاتون میگید که بچه ها فقط ادامه بدید با ایمان و باورهای خوب ادامه بدید نتایج حتما میاد و میشه با یک ایده ساده و از مسائلی که کسی فکر نمیکنه بشه ثروت ساخت میشه با باورهای درست تو مسیر درست ثروت ساخت👏👏👏👏👏💪💪💪💪💪💪

    نکته مهمی گفتیدکه از محدودیتها میشه ثروت ساخت با همون امکانات همون لحظه خداوند به تو ایده ای رو میگه که با توانایی و فرکانس این لحظه تو هماهنگ هست فقط باید انجامش بدی و نتایج میاد

    نکته مهم دیگه اینه که فرصتها تو دل فرصتها به وجود میاد هر روز فرصتها و موقعیتها برای کسب ثروت بیشتر و بیشتر میشه مثل همین اپلیکیشن کلاب هاوس که یک ایرانی داره با یه سیستم و برنامه جدیدی که اضافه میکنه امکان نصبش روی گوشی اندروید هم میده و فرصتها نا محدود هست چیزی که استاد شما تو ثروت یک کامل توضیح دادید وتو همین شرایط پندمیک عده ای تونستند با کسب وکار آنلاین خیلی راحت وساده تر ثروت بسازند فقط کافیه هدایت خداوند رو بپذیریم و انجام بدیم خداوند هر لحظه داره هدایتمون میکنه به قول شما با حرف یه بچه ۳ ساله با مورچه ووووو ( الینا للهدی) بر ماست هدایت بندگان فقط کافیه ادامه بدیم مقاومتهامون رو برداریم و تسلیم باشیم نتایج میاد

    و چقدر زیبا تو مراسم خواستگاریتون با اعتماد به نفس صحبت کردید و گفتید درامدتون را از ماهی ۵ میلیون تومان تا تابستان سال دیگه به ۵۰ میلیون تومان در ماه میرسونید چقدر با ایمان و قدرتمند این حرف رو زدید چقدر خودتون وتوانایتون رو باور داشتید که با این که دیگران مخالف گفتن این حرف بودند شما با ایمان و اعتماد به خداوند گفتید و الان هم خودتون برای خودتون تضاد ایجاد میکنید وبا هزینه هایی که ایجاد میکنید هر ماه از خداوند میخواید که که شما رو به درامد بیشتر هدایت کنه و گفتید که از تضادها و تمسخر دیگران انگیزه می گیرید برای رشد بیشتر این خیلی عالیهههههه تحسین میکنم این روحیه و نتایج بزرگی رو که کسب کردید و این رابطه عاطفی رو که با عادله جان دارید که در این مسیر الهی با یک همراه هم فرکانسی هم ازدواج کردید وبا الگویی که از استاد و مریم جانم می گیرید می تونید هرروز روابط عالیتری رو داشته باشید این قانون خداوند که تو رو خودت کار کن و خداوند فرد هم فرکانس تو رو به راحتی و زیبایی و عزتمندانه به سمت تو هدایت میکنه اینم یه الگوی دیگه خدایا شکرت شکرت شکرت براتون آرزوی خوشبختی و سعادت و ثروت و سلامتی بیشتر هم تو این دنیا هم در آخرت میکنم

    میخوام این نکته رو هم بگم که شکیبای عزیزم گفتی که با خواهرت ارتباط زیادی نداشتی ولی از وقتی که اومدی تو این مسیر با هم همفرکانس شدید و الانم رابطتون عالیه عالیه چون خود من هم با خواهرم تو این مسیر الهی هستیم و واقعا لذت میبریم با هم در مورد قوانین صحبت میکنیم و باورهای خوب ودرست هم رو میگیم و ترمزهامون رو می شناسیم و خیلی به هم تو این مسیر کمک میکنیم و البته از ابتدا ما رابطه خوبی با هم داشتیم و الان رابطمون عالیتر شده و واقعا از خداوند برای وجود ارزشمند خواهرم سپاسگزارم که تو این مسیر خیلی به هم کمک میکنیم و این یکی از سپاسگزاری های هرروزه من از خداوند واز خواهرم هست خدایا شکرت شکرت شکرت

    عادله عزیزم عاشقتم که اینقدر زیبا حرف زدی واحساسات رو کنترل کردی با اعتماد به نفس صحبت کردی و دو دوره از دوازده قدم رو تهیه کرده بودید تو خونه پدری ورو خودتون کار کرده بودید و در مسیر درست بودید و وقتی نشونه ها رو دیدید که باید تو اون تضاد نمونید با ایمان با ایمان با توکل به خدا با ۵۰ هزار تومان پول از خونه پدری اومدید بیرون و گفتید که تو یه اتاق ۹ متری دو سه ماه موندیم و خداوند هدایتتون کرد و تونستید با تدریس زبان پول بسازید و مهاجرت کردید به شهر بزرگتر و محیط و همسایه های جدید رو تجربه کردید و ادامه دادید ودر مدت کوتاهی با اینکه پیشنهاد های کاری خوبی داشتید شما مهاجرت کردید مشهد و نشونه هایی هم از درست بودن مسیرتون دریافت میکردید مثل بلیط با ۵۰درصد تخفیف ویا پیدا کردن خوابگاه خیلی راحت و پیدا کردن شغل خیلی زود رو دریافت کردید و شکیبا جان هم رشت مهاجرت کردندوشما تو مشهد طراحی سایت و برنامه نویسی کار کردید همه چی خیلی راحت و طبیعی پیش رفت و الان هم شکیبا جان مهاجرت کرد و اومده پیش شما خداوند راهها رو براتون هموار کرد واسان کرد شما رو برای آسانی ها این پاداش ایمان و حرکت کردنتون بود خدایااااا شکرت شکرت شکرت

    عادله جان گفتید که تو این مسیر افرادی که با شما هم فرکانس نبودند خیلی راحت و طبیعی حذف شدند و شما با دوستان هم فرکانس و عباس منشی آشنا شدید و چه مسافرتهای خوبی به تبریز و اصفهان و تهران داشتید و کلی لذت بردید و با سید علی عزیز هم همکار شدید که با هم فرکانسی که بین شما بود وبررسی دقیق از هم دیگه هدایت شدید به ازدواج و این رابطه عاطفی زیبا این قوانین بدون تغییر خداوند هست که فقط باید باورش کنی و در عمل نه در کلام اجراش کنی و این نتایج عالی رو به زیبایی به وجود میاره، خدایا برای این قوانین بدون تغییرت فقط میگم شکرت شکرت شکرت

    الانم که عادله جانم در مسیر مورد علاقتون یعنی ورزش دارید ادامه مسیر میدید واقعا تحسین برانگیز و بی نظیریدو الگوی برای من هستید 👏👏👏👏👏💪💪💪💪

    استاد جان عاشقتم که انقدر از نتایج بچه ها خوشحال شدید و گفتید که مشکلات اقتصادی و روابط عاطفی و شخصیتی خودمون رو گردن وضعیت خانوادگی مشکلات پدر و مادر و وضعیت فقر مالیشون و … نندازیم و اونها رو دست آویزی برای حرکت نکردن و تغییر ندادن وضعیت اقتصادی و شخصیتی خودمون قرار ندیدم اگر ما با این تضادها برخورد کردیم بیایم انگیزه بگیریم برای رشد بیشتر خودمون در زمینه های مختلف مالی یا روابط یا شخصیت درست خودمون چقدر افرادی که تونستند تو شرایط بد خانوادگی تو تضادها خودشون رو رشد بدند مثل همین الگوهایی که امروز داشتیم و خانواده رو بهونه ای برای حرکت نکردن و نتایج بدمون قرار ندیدیم چه بسا که میشه این تضادها خواسته های ما رو واضح کنه و ما با توکل به خدا حرکت کنیم و نتایج بزرگی هم بگیریم

    استاد شما می خواستید که موضع دیدار حضوری دوستان تو پارادایس رو کامل باز کنید که با خوردن زنگ گوشیتون وسط این صحبت گفتید که شاید نشونه باشه که الان نباید این موضوع رو بیشتر توضیح بدم اینم یه درس عملی از شما توجه کردن به نشونه ها خدایا شکرت شکرت شکرت

    و پیشنهاد شما استاد که بشینیم با خودمون فکر کنیم که الان چه تغییراتی رو باید تو مسائل مالی و روابط عاطفی و سلامتی و … ایجاد کنیم نزاریم که جهان ما رو تو فشار بزاره چک و لگد بخوریم بعد مجبور به حرکت بشیم الان تو این شرایطی که اوضاع سخت تر نشده چه کاری باید بکنیم تغییرات رو ایجاد کنیم اگر قرار مثلا تو کار مهارتی رو یاد بگیریم تحقیقاتی رو انجام بدیم زبان خاصی رو یاد بگیریم همین الان انجام بدیم تا درامدمون بالاتر بره کار با کیفیت تری رو ارائه بدیم نزاریم تو شرایطی قرار بگیریم که جهان ما رو مجبور به تغییر کنه انجامش بدیم هر کاری که لازمه و نگیم سخته بزار باشه بعدا الان انجام بدیم و تغییر ایجاد کنیم

    استاد جانم چقدر این گفتگو عالی بود چقدر الگو به ذهن ما دادید چقدر باورهای خوبی بچه ها داشتند و چقدر مقاومتها و ترسها رو از ذهن من پاک کردندو ایمان و توکل و حرکت کردن رو با توحید داشتن در عمل نه در کلام رو یاد گرفتم خدایا برای این همه آگاهی و الگوهای بی نظیر فقط میگم شکرت و با تمام وجودم از شما استاد عزیزم و مریم جانم سپاسگزارم و میگم عاشقتونممممم❤❤❤❤

    خدایا عاشقتم که عاشقمی ❤❤❤❤سِودا❤❤

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 76 رای: