تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۲


موضوع این قسمت: چطور گذشته‌ی تلخ، بزرگترین انگیزه شما برای رسیدن به اوج است؟

مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:

  • 12 قدم، مسیر تکاملی خلق زندگی دلخواه از دل همان شرایطی است که الان داری؛
  • جهان طبق قانون، امکانات دنیای اطراف شما را بر اساس باورها و اهداف جدیدتان از نو بروزرسانی می‌کند؛
  • همه ما به یک اندازه به خداوند به عنوان منبع خوشبختی، دسترسی داریم؛
  • بهود در کدام قسمت از زندگی‌ات را همین حالا می‌توانی شروع کنی؟

این فایل صوتی، یک نقشه راه عملی برای کسانی است که معتقدند گذشته سخت یا شرایط خانوادگی نابسامان، مانع موفقیت آن‌هاست. استاد و دانشجویانشان نشان می‌دهند که تغییر، تنها راه نجات از نابودی و رسیدن به نتایج مالی و روحی حیرت‌انگیز است.

۱. پایان دادن به توهم: گذشته شما بهانه‌ای برای عدم پیشرفت نیست!

بهانه‌جویی را متوقف کنید: بسیاری از افراد، مشکلات خانوادگی (مانند دعواها، وضعیت مالی، کتک‌ها، یا روابط بد والدین) را دلیل عدم موفقیت و بدبختی امروزشان می‌دانند. استاد تأکید می‌کنند که تقریباً هیچ‌کس در یک خانواده بی‌نقص بزرگ نشده است.

مسئولیت تغییر با شماست: اگرچه والدین سعی می‌کنند بهترین زندگی را فراهم کنند، اما موفقیت یا عدم موفقیت آن‌ها دلیل نمی‌شود که ما شرایط بدمان را گردن آن‌ها بیندازیم و تغییر نکنیم. ما به یک اندازه دسترسی به خداوند داریم و توانایی تغییر داریم.

تضاد، سوخت موتور شماست: در واقع، کسانی که در شرایط سخت‌تری (مانند فقر) بزرگ شده‌اند، انگیزه بیشتری برای ثروتمند شدن و پیشرفت دارند. به جای استفاده از تضادها برای بهانه، باید از آن‌ها برای پیشرفت کمک گرفت.

۲. قانونمندی جهان: یا پیشرفت کن، یا نابود شو!

جهان هستی، جایی برای سکون نیست. “یا باید پیشرفت کنی یا اینکه بیای پایین؛ نمی‌توانی یک جا ثابت بمانی”. اگر در مسیر اشتباه مقاومت کنید، دنیا شما را مجبور به تغییر خواهد کرد.

این مفهوم، هسته اصلی درسی است که استاد می‌خواهند القا کنند:

باتلاق فرکانسی: وقتی فرکانس زندگی پایین می‌آید، زندگی تبدیل به یک باتلاق می‌شود که هرچه دست و پا بزنید، بیشتر فرو می‌روید. تنها راه نجات، تغییر است.

نجات از زیر چرخ‌های جهان: استاد با قاطعیت هشدار می‌دهند که اگر ما به دنبال پیشرفت همیشگی و بهبود مستمر نباشیم، “نابود می‌شویم زیر چرخ‌های جهان”.

تغییر اجباری (تنبیهی) یا تغییر آگاهانه (پاداش): دلیل اصلی پیشرفت‌هایی که استاد و دانشجویانشان تجربه کرده‌اند، این بوده که قبل از اینکه اوضاع سخت‌تر شود و فشارها زیاد گردد، به دنبال بهتر کردن اوضاع بودند.

این یعنی:همین الان، قسمتی از زندگی‌تان را که می‌دانید باید بهبود یابد، تغییر دهید. مثلاً یک مهارت سخت‌افزاری یا نرم‌افزاری را یاد بگیرید، حتی اگر سخت باشد. اگر این مهارت را الآن با انتخاب خودتان کسب نکنید، جهان شما را مجبور خواهد کرد تا در شرایط بحرانی (و با تحمل مسئولیت و سختی بیشتر) آن را یاد بگیرید.


تمرین این قسمت: 

این فایل بر دوگانه‌ی «تغییر آگاهانه» یا «نابود شدن زیر چرخ‌های جهان» تمرکز دارد. این سوال، کاربران را به سمت خودشناسی و عمل فوری سوق می‌دهد:«استاد در این گفتگو بر یک چالش حیاتی تأکید کردند: “قبل از اینکه جهان ما را مجبور کند، خودمان تغییر کنیم.”در کار یا زندگی شخصی شما، آن “مهارت سختی”، “تغییر رفتاری دشواری” یا “اقدام مالی چالش‌برانگیزی” که به وضوح می‌دانید اگر آن را انجام دهید، جهشی بزرگ در زندگی‌تان رخ می‌دهد، اما به دلیل سختی آن را عقب می‌اندازید، کدام است؟

لطفاً دقیقاً بنویسید:

۱. آن مهارت یا تغییر ضروری که از آن می‌ترسید یا تعلل می‌کنید، چیست؟

۲. اگر امروز آن را انجام ندهید، پیش‌بینی می‌کنید جهان در آینده چطور شما را “مجبور” به یادگیری آن خواهد کرد (مثلاً چه بحرانی پیش می‌آید)؟

۳. برای شروع یادگیری یا انجام آن تغییر حیاتی، چه “تصمیم جدی” را همین الآن می‌گیرید؟»

با به اشتراک گذاشتن تجربه‌تان، نه تنها به خودشناسی بیشتری می‌رسید، بلکه ممکن است داستان شما الهام‌بخش تحولی بزرگ در زندگی فرد دیگری شود که در همین لحظه، در همان موقعیت شماست!

پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشه‌ی راه شود و هم الهام‌بخش دیگران.


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

597 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «بیتا کریمی» در این صفحه: 1
  1. -
    بیتا کریمی گفته:
    مدت عضویت: 795 روز

    به نام خداوند بخشنده ی مهربان

    خدایا شکرت خدایا شکرت به خاطر اینکه روزهاست در اوج سکوت و تنهایی هستم ولی لحظه ای احساس تنهایی نکردم

    خدایا شکرت که منو رها کردی از وابستگی هام که به خاطر نبودن یا توجه نکردن خانواده م یا هرکس دیگه ای مثل قبل به فروپاشی نرسم

    خدایا شکرت که باور کردم باارزشم و لایق عشق و ثروت چون حضور پیدا کردم و روح تو در من هست

    خدایا شکرت که منو از شرطی شدگی جلب محبت و عشق دیگران با فداکاری و پیگیری و به اصطلاح معرفت یک طرفه رهاندی این بزرگترین نعمت منه که من خودمو ارزشمند میدونم ارزشمندم به خاطر هزاران دلیل و فارغ از هر دلیلی الهی شکرت

    با سلام و احترام خدمت استاد عزیزم، خانم شایسته ی عزیزدلم و تمام دوستان خوبم

    خداروشکر برای دریافت این اگاهی ها، برای اشک شوقی که دوستانم ریختند، برای رابطه ی عاطفی قشنگی که شکل گرفته و برای ثروتی که خلق شده الهی هزاران بار شکرت . در طول این دوره من یادگرفتم که هدایت رو هرچه بیشتر جدی بگیرم برای هرچیز ساده وپیچیده ای اینکه فلان کفش رو بخرم یا نه اینکه فلان چیزو بخورم یا نه و احساس میکنم هرروز بیشتر دارم عادت میکنم که برای هررررر چیزی از خداوند هدایت بخوام و حواسم رو جمع کنم که درکش کنم . منم دوره ی 12 قدم رو شروع کردم و الان قدم دومم و هرروز ستاره ی قطبی روانجام میدم و خیلی خوشحالم که منم از این دوره دارم بهره مند میشم . من نمیخام برگردم به تضادهای گذشته م فقط در این حد اشاره میکنم که از حدود 11 سالگی تا همین چند سال پیش به خاطر خاطرات تلخ بچگیم و اتفاقاتی که برام افتاد که هیچکس جز من و خدا نمیدونه و حتی فکر کنم خود اون فرد هم یادش رفته باشه روزی چندبار گریه میکردم، همیشه از خودم بدم میومد به خاطر اون مسائل، همیشه مینه ونفرت داشتم همیشه خودمو نالایق میدونستم چون کسی که اون همه تحقیر شده بود و آزار دیده بود و نتونسته بود اعتراض کنه یا به کسی بگه حتی به پدر و مادرش و میگفتم هم فکر نمیکنم اقدامی رخ میداد خلاصه ش کنم که نتونسته بودم بگذرم و ببخشم ورها کنم و کمرم از کوله بار نفرت وکینه و خشم و خاطرات بد ویادآوریشون هرروز داشت خم وخم تر میشد و البته که فهمیدم علت تضادهای مالی و عاطفیم هم همینه . من یه جایی تصمیم گرفتم تمام اعضای خانواده م رو ببخشم و رها کنم قرار نیست چون گذشته ی بدی داشتم آینده م رو هم خراب کنم گذشته ای دیگ وجود نداره من با همون حال داغون بهترین رشته توو بهترین دانشگاه قبول شدم و درآمدم هم بهتر شده و کلی رابطه ی خوب دارم امروز دوباره تصمیم گرفتم از گذشتم مهاجرت کنم البته خیلی خیلی بهتر شدم اینکه تا ذهنم میخاد بازیم بده اعراض میکنم، اینکه احساس ارزشمندیم خیلی بیشتر شده اینا همه پیشرفته الان هرروز از خدا میخام هرچیزی که باید فراموش کنم رو از یادم ببره الهی شکرت

    نکات فایل :

    گفت و گو با شکیبا : من از 16 سالگی با شما آشنا شدم و روی فایل‌های رایگان و دوره 12 قدم کار کردم من خیلی زندگی سختی رو پشت سر گذاشتم و درسته که 20 سالمه ولی فشارهای زندگیم به اندازه یه آدم 30 _40 ساله بوده می‌تونم بگم که تا سن 18 سالگی هیچ وقت خونه رو ترک نکردم چون عزت نفس خیلی پایینی داشتم و هر وقت بیرون می‌رفتم سرمو پایین مینداختم که کسی منو نبینه و سریع برمی‌گشتم خونه و یه دختر کاملاً افسرده و داغون بودم و خداناباور شده بودم، خواب آرومی نداشتم، خیلی استرس داشتم و دو بار اقدام به خودکشی کردم یه مدت با خودم فکر کردم واقعاً میخوای به زندگی این شکلی ادامه بدی؟؟ چون یه روتینی شده بود توو زندگیم که به علت فرکانس بدی که دائماً از خودم میفرستادم، مدام اتفاقات بد و بدتری وارد زندگیم میشد . در اون زمان دنیا منو توو منگنه گذاشت و مجبورم کرد که تغییر کنم من و خواهرم خیلی با هم رابطه خوبی نداشتیم و اصلاً احساس نمی‌کردم که یه خواهر دارم اواخر سال 95 بود که عادله با شما آشنا شد و ما شروع کردیم به گوش دادن فایل‌های شما . اولش فقط ازشون آرامش میگرفتیم و به نظرمون قشنگ بود بعد سال 98 دوره 12 قدم رو شروع کردیم و پول دوره‌ها معجزه آسا جور میشد . قدم اول شما گفتین که میخواین وزن کم کنین منم وزنم زیاد بود ولی بهش بی‌توجه بودم در حالی که یه سری مشکلات داشتم مثلاً انرژیم پایین بود و نمیتونستم برم دوچرخه سواری یا کوهنوردی بر خلاف همسن‌هام و داشتم زانو درد میگرفتم منم با شما شروع کردم به کاهش وزن و الان در حال حاضر 30 کیلو کم کردم من اصلاً اون آدم قبلی نیستم و خدا رو پیدا کردم و چقدر آرامش درونم بیشتر شده . خانواده من وضع مالی خوبی داشتند ولی ما هیچ وقت نمی‌تونستیم از اون پول و امکانات استفاده کنیم و یه جوری بود که باید از اول روی پای خودت می‌ایستادی و من و شکیلا همیشه دوست داشتیم مستقل باشیم . دوران 12 قدم من دانشگاهی که میخواستم رشته ی مورد علاقم قبول شدم و الان دیگه معلم شدم و دستم تو جیب خودمه و دوتا کتاب چاپ کردم و الان دارم سومین کتابم رو ترجمه میکنم و خیلی موفقیت‌هام بزرگه . وقتی آدم خودشو عوض نکنه و پیشرفت نکنه چک و لگدهای جهان شروع میشه چون تو نمی‌تونی یه جا ثابت بمونی یا باید پیشرفت کنی یا به عقب برگردی . الان اون آدم‌هایی که من برای خودم بت کرده بودم از زندگی من خارج شدن و من مهاجرت کردم به مشهد و پیش خواهرم هستم

    گفت و گو با علی : من در یک خانواده خیلی مذهبی با

    عقاید عجیب و غریب درباره ی خداوند بزرگ شدم . اولین بار فایل چگونه درآمد خود را سه برابر کنید رو گوش دادم و با شما آشنا شدم در مهر سال 97 این تعهد رو نوشتم و اون موقع درآمدم 500 هزار تومان بود الان به جایی رسیدم که در عرض 2 و نیم سال مداوم کار کردن و منطقی کردن باورها به عدد 100 میلیون در ماه رسیدم و خیلی سریع داره رشد میکنه طوری که نمیتونم کنترلش کنم و حتی موقع خواب یا وقتی سر کار نباشم این پول میاد چون روی جریان هدایت الهی قرار گرفته . من همیشه اعتقاد دارم که باید از محدودیت‌ها ثروت بسازم و اگر نسازم کمبود تفکر منه در حالی که خداوند داره دائماً به ما ایده الهام میکنه مثل همین اپ کلاب هاوس که یه ایرانی سریعا برای اندروید اون رو راه‌اندازی کرد و الان کلی نصب گرفته یعنی در عین اینکه یه محدودیت‌های خیلی ساده‌ای وجود داره و همه تمرکزشون رو روی اون گذاشتن، یه نفر از همین محدودیت به صورت کاملاً طبیعی ثروت خلق میکنه مثل همین پاندمی که من خدا رو شکر میکنم براش چون فرهنگ‌های غلط ما رو تغییر داد و ما رو به شکلی با تکنولوژی آشنا کرد که مجبوریم ثروت سازی آسان را انجام بدیم و به نظرم این هدایت اجباری خداوند برای ما بود که ما به سمت خلق ثروت بریم . من همیشه میگم از صبح تا شب باید هدایت‌های الهی رو حتی از راه رفتن یک بچه حتی از یک مورچه دریافت کنم اگر ما سرتاپا پذیرای هدایت الهی باشیم دیگه مگه میشه عاشق کارمون نباشیم مگه میشه تضاد بیاد و ازش درس نگیریم برای پیشرفت . الان خداوند اونقدر به ما عقل و آگاهی بخشیده که از هر اتفاقی باید درس بگیریم میلیون‌ها مثال وجود داره که از حداقل‌ها شروع کردند من همیشه به خودم میگم اگه ایده‌ای که میخوای اجرا کنی حتی باید هزار تومن براش قرض بگیری و با توانایی فعلی تو 1 درصد هم فاصله داره اون ایده مال تو نیست . باید با حداقل‌هایی که داریم شروع کنیم و بعد خداوند ما رو به یه جایی میرسونه که حتی میتونیم از کج بودن یه درخت هم پول بسازیم فقط باید ادامه داد مثل دانلود کردن یه اپلیکیشنه که اگه 99 درصدش دانلود شده باشه و ما توقف رو بزنیم به نتیجه نمیرسیم زندگی هم همینه باید با تعهد ادامه بدیم، خود من بعد از 13 ماه و سه روز تلاش مداوم درآمدم 150 برابر شد

    گفت و گو با عادله : من و خواهرم در خانواده‌ای بودیم که پر از تضاد عاطفی بود و همه تنش‌ها به ما برمیگشت زمانی که به یه بحران روحی رسیده بودیم گفتیم دیگه باید از اینجا بریم و اون زمان روی قدم دوم کار میکردیم، ما با 50 هزار تومان از اون خونه اومدیم بیرون بدون اینکه به کسی چیزی بگیم شاید از نظر خیلی‌ها اون کار اشتباه بوده ولی احساس ما این بود که باید بریم بیرون بعد از اون به مدت سه ماه در یک اتاق 9 متری زندگی میکردیم و من مشغول به تدریس زبان بودم و خرجمون رو میدادم و قدم‌ها رو هم تهیه میکردم . بعد از اون با بچه‌های سایت آشنا شدیم و تمام افراد منفی به کل از زندگی ما حذف شدند و با بچه‌های سایت کلی سفر رفتیم و گشتیم و تجربه‌های عالی داشتیم و بعد مهاجرت کردیم به یک شهرستان بزرگتر در گیلان در حالی که هیچ جاشو نمیشناختیم ولی تکاملمون رو طی کردیم و با شرایط یه شهر بزرگتر آشنا شدیم . بعد از اون خیلی زود من به مشهد مهاجرت کردم و شکیبا به رشت بعد اینکه درس شکیبا تموم شد به مشهد مهاجرت کرد من در مشهد با علی کار میکردم و بعد از اینکه خیلی خوب همو شناختیم، فهمیدیم که همراه خوبی برای هم هستیم و با هم ازدواج کردیم و داریم با هم زندگی می‌کنیم و خیلی خوشحالیم . زمانی که میخواستم از گیلان مهاجرت کنم کلی بهم پیشنهاد کار شد و من همه رو رد کردم و همه پل‌های پشت سرم رو خراب کردم چون احساسم به من می‌گفت که باید حرکت کنم البته تمام مسیر برام مشخص شده بود مثل اینکه توو همون روزی که میخواستم مهاجرت کنم بلیط هواپیما آف خورده بود و کار و خوابگاه خیلی راحت برای من پیدا شد و اومدم مشهد و کاری رو شروع کردم که هیچی ازش نمی‌دونستم یعنی برنامه نویسی و طراحی سایت بعد 2 سال فهمیدم این، اون کاری نیست که من بدون پول هم انجامش بدم و عاشقش باشم فقط به خاطر اینکه ورودی داشته باشم انجام میدم . الان دارم مسیر علاقم رو یعنی ورزش از صفر و با شجاعت و با ایمان دنبال میکنم و نمیگم که سال‌ها زبان خوندم و کار سایت کردم چون فکر میکنم این تنها چیزیه که اگه بابتش بهم پول هم ندن من انجامش میدم . من الان 4 ساله که هیچ قرصی نخوردم و دکتر هم نرفتم .

    یکی از مواردی که خیلی از بچه‌ها ممکنه درگیرش باشند اینه که ما به خاطر خانواده‌مون به خاطر شرایطی که داشتیم نتونستیم موفق بشیم، اگر پدر و مادر من رابطه‌شون خوب بود اگه فلان مسئله پیش نمیومد ما هم موفق میشدیم اینو من زیاد شنیدم که دلیل موفق نشدن و وضعیت بدی که داریم، خانواده س، اون شرایطیه که تو خونه داشتیم، اون کتک‌هایی که خوردیم، اون مسائل مالی، اون دعواها و بی‌آبرویی‌ها به ما ضربه زد و برای ما مشکل ایجاد کرد و الان دیگه ما یه آدم عادی نیستیم و ضربه خوردیم و این معمولاً دستاویز خوبیه برای اینکه آدم‌ها توجیه کنند چرا نتایج بهتری نگرفتند و همینم خیلی زیاده درحالیکه عادله و شکیبا هم میتونستن همین بهانه رو بیارن ولی در دنیا شاید هیچ کسی نباشه که بگیم در یک خانواده بی‌نقص بزرگ شده و هیچ وقت عزت نفسش زیر سوال نرفته و پدر و مادرش بهترین تربیت ممکن رو در موردش اجرا کردند یا زندگی خیلی بی‌نقصی داشته و هم به لحاظ روابط هم به لحاظ مالی همه چی عالی بوده، شاید در دنیا یک نفر هم نباشه . همه ما ممکنه توو زندگیمون به یه سری تضادها برخورده باشیم و بزرگ شده باشیم اما این دلیل نمیشه که ما اون روندی رو بریم که خانوادمون رفته اگه روند درستی نبوده . مثلاً میگیم تو چرا انقدر عصبی هستی و با همه درگیری؟؟ میگه من توو خونه‌ای بزرگ شدم که همش درگیری بوده یا ما خانوادگی آدم‌های عصبی هستیم و ما اینجوری بزرگ شدیم و چقدر نقص‌های شخصیتی در افراد هست که میگن ما چون اینجوری بزرگ شدیم همینیم که هستیم ولی وقتی آدم میاد خودشو درست میکنه و فارغ از اینکه توو چه شرایطی بزرگ شده تصمیم میگیره که تغییر کنه، اون وقت جهان پاداش‌های بزرگی بهش میده . هیچ بهونه‌ای پذیرفته نیست در مورد پدر و مادرمون اون‌ها سعی کردند که برای ما زندگی خوبی فراهم کنند حالا یا درست یا غلط یا تونستند یا نتونستند دلیل نمیشه که ما شرایط بدمون رو بندازیم گردن پدر و مادرمون و تغییر نکنیم همه ما به یک اندازه دسترسی داریم به خداوند، همه ما به یک اندازه توانایی تغییر داریم حتی اون‌هایی که در شرایط سخت‌تری بزرگ شدند به خاطر انگیزه‌های بیشتر احتمال پیشرفتشون خیلی هم بیشتره اتفاقاً کسی که در فقر بزرگ شده انگیزه ی خیلی بیشتری داره برای ثروتمند شدن تا کسی که در ثروت بزرگ شده یعنی احتمال اینکه آدم‌ها از تضادهاشون کمک بگیرند برای پیشرفت، خیلی زیاده اما خیلی از افراد متاسفانه همون تضادها رو بهونه می‌کنند برای اینکه پیشرفت نکنند . این مسیر نتایجش میتونه بی‌نهایت بزرگتر باشه در هر زمینه‌ای مثل درآمد بهتر، رابطه عاطفی بهتر، سفرهای بیشتر و انتهایی نداره برای خوشبختی و پیشرفت . به این صحبت‌ها فکر کنید به قسمت‌هایی از زندگیتون که باید تغییر کنه فکر کنید به این فکر کنید که من کجاها در زندگیم بهبود ببخشم قبل از اینکه اوضاع بدتر بشه و الان که شرایط اونقدر بد نیست خودم بیام شرایط بهتری رو برای خودم رقم بزنم . دلیل پیشرفت من همین بوده که قبل از سخت‌تر شدن اوضاع و شدیدتر شدن فشارها دنبال این بودم که اوضاع رو بهتر کنم . مثلاً هر کسی در شغلش یه مهارتی هست که میدونه اگه اون رو بلد باشه خیلی درآمدش میره بالاتر و کارش خیلی با کیفیت‌تر و سریع‌تر پیش میره ولی چون سختشه و مسئولیت پذیری میخواد، نمیره سراغش پس باید بگردیم و ببینیم من کجای زندگیم باید بیشتر یاد بگیرم و بهتر بشم و پیشرفت کنم و خودم رو بندازم در اون چالش و همین الان برای همون قسمت از زندگیمون تصمیم بگیریم این‌ها قسمتی از اون روندیه که قبل از اجبار جهان ما خودمون تغییر می‌کنیم .

    از پیشرفت دیگران انگیزه بگیریم که اگر تغییر نکنیم زیر چرخ‌های جهان نابود میشیم و اگر خودمون رو بهبود بدیم و دنبال پیشرفت همیشگی باشیم، پاداش‌های جهان بی‌نهایته .

    اون مهارتی که میترسم شروعش کنم و همش مقاومت دارم مهارت فروشه درحالیکه خانوادت ی من همشون توو این کار بودن و مهارت بالایی داشتن و میدونم که من هم توانشو دارم ولی دائما ازش فرار میکنم . امروز درکامنت اقای توحیدی عزیز خوندم که این ترس به خاطر ورود به یه دوره ی دیگه ای از زندگیمونه و ترس از سختی نیست و چقدر این جمله عالی بود میدونم که اگر به این الهامم عمل نکنم مجبور میشم کاری که دوست ندارم رو انجام بدم و قطعا درآمد خوبی هم نخواهم داشت و قراره بعد از اینهمه تلاش شرمنده بشم هم شرمنده ی خدا هم شرمنده ی خودم هم شرمنده ی تمام ادمایی که دوستم دارن میدونم که همه ی این تضادها منو آماده کرده بودن برای دریافت این الهامات وعمل به اونا از همه مهم تر نمیخام آدم بی ایمانی باشم نمیخام باور کمبود داشته باشم میخام اونقدر ثروتمند بشم که هرروز بیشتر به خدا نزدیک شم و درون من فعلا اینو به من گفته . تصمیم جدیم ذو گرفته ام و شروعش کردم و دوره ی اموزشی ای که تهیه کردم دارم میگذرونم و به امید خدا همین روزا خودم کارم روشروع میکنم

    خیلی سپاسگزارم از همگی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: