تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۲ - صفحه 35


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

597 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سیاوش گفته:
    مدت عضویت: 1762 روز

    به نام خداوند وهاب و هدایتگر

    سلام به استاد عزیزم و همه دوستان

    هروقت این فایل رو گوش میدم حالم دگرگون میشه و چقدر خوشحال میشم صدای دوستانی رو میشنوم که با عشق کامنت هاشون رو میخونم و لذت میبرم و تحسینتون میکنم بخاطر توکل در عملتون،بخاطر شجاعتتون و به خاطر ایمانی که به مسیر دارید و سپاسگزارتونم که با نتایجتون ایمان رو درون من هم بالا میبرید.

    1. آن مهارت یا تغییر ضروری که از آن می‌ترسید یا تعلل می‌کنید، چیست؟

    خوشحالم که تا الان هرچیزی در مورد بیزنس شخصی خودم هست رو یاد گرفتم و یک تنه تمام قسمتهاش رو کاملا بلدم و تسلط دارم و هیچ وابستگی به هیچ شخصی ندارم.البته که کلی آموزش دیدم و خیلی بدنبال یادگیری هستم و دائما هر آموزشی که لازم باشه میبینم و خودم رو آپدیت میکنم.اما یه دوره آموزشی هست که چند جلسه هم بیشتر نیست.اما چون استادش خیلی ورودی های محدود کننده وسط آموزش میگن،دست و دلم نمیره که گوش بدم.اما میدونم که خیلی بهم کمک میکنه.

    2. اگر امروز آن را انجام ندهید، پیش‌بینی می‌کنید جهان در آینده چطور شما را “مجبور” به یادگیری آن خواهد کرد (مثلاً چه بحرانی پیش می‌آید)؟

    اگر این آموزش رو نبینم سرعت کارم خیلی میاد پایین و توی مراحل بعدی احتمال داره به چالش بخورم.

    3. برای شروع یادگیری یا انجام آن تغییر حیاتی، چه “تصمیم جدی” را همین الآن می‌گیرید؟»

    همین الان تصمیم میگیرم که فردا اولین کاری که میکنم شروع اون دوره هست و میشینم پاش.

    چند روز یک منبع درآمد خیلی عالی بهم پیشنهاد شد.دو روز هم انجامش دادم اما بوضوح دیدم که تمرکزم روی کسب و کار خودم خیلی کم شد و طبق آموزش های ثروت3 تصمیم گرفتم که تمرکزم رو فقط یجا بذارم .

    خدایا شکرت

    سپاس از استاد گرانقدرم

    شاد و خوشبخت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    حمزه سوری گفته:
    مدت عضویت: 1713 روز

    سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیزم و خانوم شایسته مهربان و دوستان همفرکانسیم

    1. آن مهارت یا تغییر ضروری که از آن می‌ترسید یا تعلل می‌کنید، چیست؟

    2. اگر امروز آن را انجام ندهید، پیش‌بینی می‌کنید جهان در آینده چطور شما را “مجبور” به یادگیری آن خواهد کرد (مثلاً چه بحرانی پیش می‌آید)؟

    3. برای شروع یادگیری یا انجام آن تغییر حیاتی، چه “تصمیم جدی” را همین الآن میگیرید؟

    یکی از کارهای که مدتهاست میخوام انجام بدم و دارم تعلل میکنم و همش

    پشت گوش میندازم یاد گرفتن زبان انگلیسیه و میدونم که اگه یاد نگیرم

    بعدها که بخوام مهاجرت کنم قطعا در ابتدای کار برای ارتباط برقرار کردن

    به مشکل میخورم و وقتی به سختی بیوفتم جهان هستی با فشار منو مجبور

    میکنه که یاد بگیرم پس بهتر اینه که قبل ازینکه به سختی بیوفتم و جهان بخواد

    مجبورم کنه به یادگیری خودم حرکت رو شروع کنم و حداقل برای شروع کار

    روزی یک ساعت براش وقت بزارم و به مرور زمان بیشترش کنم

    از استاد عزیزم سپاسگزارم برای این فایل تأثیرگذار همه شما رو به خدای

    بزرگ میسپارم. یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    زینب برهانیان گفته:
    مدت عضویت: 1266 روز

    درود و عشق به استادجان و دوستان عزیز

    1_آن مهارت یا تغییر ضروری که از آن می‌ترسید یا تعلل می‌کنید، چیست؟

    میدونم باید برای خودم مستقل کار کنم و کارمندی نه به لحاظ شخصیتی نه درآمدی ،اصلا با من همخوانی نداره،وبی اگر مستقل کار کنم هم درآمدم خیلی بیشتر میشه، هم حالم بهتره، هم آزادی زمانی مکانی خواهم داشت،

    و اینکه میدونم باید باید یک حساب فارکس باز کنموو عصرها روی اون کارکنم برای درامد دومم.

    2. اگر امروز آن را انجام ندهید، پیش‌بینی می‌کنید جهان در آینده چطور شما را “مجبور” به یادگیری آن خواهد کرد (مثلاً چه بحرانی پیش می‌آید)؟

    میدونم که اگر تغییر نکنم، روز به روز به تضادهای مالی و رفتاری بیشتری در محیط کار برمیخورم،فاصله بین نیازها و خواسته هام و میران درآمدم خیلی زیادتر میشه ، افسرده خواهم شد و احساس شکست میخورم باتوجه به انتظاراتی که از خودم دارم ،وقتی احساسم خراب باشه، دیگه خودباوری واعتماد بنفسی نخواهم داشت و نمیتونم قدمهای بهتری بردارم.

    3. برای شروع یادگیری یا انجام آن تغییر حیاتی، چه “تصمیم جدی” را همین الآن می‌گیرید؟»

    باید کارهای مربوط به پروژه ای که در حال حاضر دارم نهایت ظرف یک ماه تموم کنم، و بدین منظور باید 3 روز درهفته براش زمان بزارم بعدازظهرها(روزای فرد)،

    باید 5 روز در هفته، عصرا 2 ساعت برای فارکس زمان بزارم و تمرین کنم .

    تمرین گام دوازدهم من ،خدایا شکرت برای اینکه امروز هم تمرینمو انجام دادم و متعهد بودم .

    خدایا شکرت برای حضورم تو این سایت و فضای بهشتی و مهم تر از همه وجود استاد عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    مصطفی سیار گفته:
    مدت عضویت: 973 روز

    به نام خداوند بخشنده و بخشایشگر که تنها قدرت حاکم بر جهان هستی است .

    درود بر استاد عباسمنش عزیز و بزرگوار و خانوم شایسته.

    درود بر همه دوستان عزیز.

    1.آن مهارت یا تغییر ضروری که از آن می‌ترسید یا تعلل می‌کنید، چیست؟

    من توی کار خودم که ویلا سازی هستش و کنار اون کار جوجه کشی بود از ووقتی که این پروژه رو شروع کردم و سعی کردم با دقت گوش کنم و با دید بازتر ببینم به طور واضح دیدم که پنیر ها نابجا شدن و دیگه باید کار جوجه کشی رو کنار بزارم چون هم خروجی مالی داشت هم خروجی انرژی و هم خروجی زمان و توی این چند سری آخر دیدم هر چی سرمایه میزارم به صورت صددرصد از بین میره و اصلا دیگه تایمز واسه کار ویلا سازی ندارم .

    و توی کامنتهای قبلی گفتم که تعداد زیادی مولد داشتم .

    یه اهرم رنج و لذت ساختم دیدم که اگه این کارو ادامه بدم با چالش های بزرگتری روبرو میشم

    فهمیدم که باید یه تغیری ایجاد کنم همه مولدهای رو فروختم و کلا جوجه کشیو کنار گذاشتم و صد درصد خودمو گذاشتم توی کار ویلا سازی و سرعت کارم چند برابر شد تمرکزم روی کار چند برابر شد خطا توی کارم بشدت پایین اومد و هدایت رو بهتر دریافت میکنم که خدایا من بلو نیستم تو بگو تو راهنمای من باش و خدا سریع راه حل نشون میده کار بهتر و سریع تر و روان‌تر رو نشون میده و خیلی راحت هدایت شدم که خودم در و پنجره های ویلا رو بسازم با هزینه خیلی کم بهترین کار رو بسازم و توانایی هام رو ببینم .

    2. اگر امروز آن را انجام ندهید، پیش‌بینی می‌کنید جهان در آینده چطور شما را “مجبور” به یادگیری آن خواهد کرد (مثلاً چه بحرانی پیش می‌آید)؟

    همین که گفتم که دیدم پنیر ها جابجا شدن دیدم که باید کار جوجه کشی رو کنار بزارم بخاطر کارهایی که روی درون خودم انجام دادم و خواسته هایی که دارم جهان میگه از این کار بیا بیرون با سه ماه کار بدون نتیجه و 50 میلیون پول میگه بیا بیرون اگه نیام این سری با 400 میلیون پول و زمان بیشتر با درد بیشتر و شکست بزرگتر مجبورم میکنه بیام بیرون با توجه به خواسته هام و مسیری که توش هستم اگه خواسته های بزرگ نداشتم جهان هم تضادی پیش نمی‌آورد که بهبود بدم و توی همون حالت نگهم می‌داشت

    3. برای شروع یادگیری یا انجام آن تغییر حیاتی، چه “تصمیم جدی” را همین الآن می‌گیرید؟.

    تصمیم گرفتم ازش بیام بیرون و فقط روی کار مورد علاقه م که ویلا سازیه کار کنم که این کارو انجام دادم و الان فقط روی ویلا سازی تمرکز دارم جالبه دیشب حساب کردم که توی این دوره ای که همه چیز گرون شده تا الان که در حال ساخت در و پنجره هستم چقدر هزینه واسه ساخت کردم دیدم تازه 290 میلیون هزینه شده و بیشتر از 150 تومن تا اتمام کار سرمایه نیاز نداره . چقدر سپاسگذاری کردم که این توانایی که خداوند بهم داده که کل کارو خودم انجام میدم چقدر توی هزینه ها تاثیر داره . اگه من بلد نبودم و به توانایی خودم ارزش قائل نبودم و مهارتم رو بهش بها نمیدادم و کارو بلد نبودم همین کار بیش از دو میلیارد تا الان هزینه داشت اما واسه من با 400 تومن جمع میشه تازه چقدر ایده ها رو میتونم عملی کنم چقدر توانایی و مهارت و ارزشمندی کارم بالا میره .

    خدایا شکرت و سپاس فراوان که هدایتم میکنی همراهیم میکنی و حواست بهم هست .

    شکر ای خدای عزیز و حکیم

    شکر ای رب عالم شکر بخاطر کل نعمتهای زندگیم که واقعا بی نهایت هستند .

    شکر شکر شکر .

    سپاسگذار استاد عزیز و همه دوستان هستم .

    در پناه الله یکتا باشید .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    عاطفه گفته:
    مدت عضویت: 128 روز

    به نام خدای نور

    استادعزیزم و خانم شایسته عزیزدلم سلام به روی ماهتون.

    خداروشکر به یه اپی هدایت شدم برای کارای پیج کاریم که چقدررر کارمو آسونترکردو واقعا فوق العادست.

    من حتی فکرشم نمیکردم خداوند بخواد به این زودی پاسخ بده و مشکلی که برای محتواهای پیجم باش درمورد خواهرم حرف زده بودم رو درعرض چندساعت هدایتم کنه به یه اپی و اون کامل و حرفه ای حل کنه:))))

    خدایی که انقدر حواسش به حزئیات زندگی منه مگه میشه عاشقش نشد؟

    خدا همراه منه و توی هرحال و شرایطی حواسش بهم هست و هدایت هارو به سمتم میفرسته.

    ویکی ازدلایلی که فکر میکنم انقدر خوب راجب این موضوع هدایت شدم اینه که تقلایی نکردم یعنی اصلا برام مهم نبود و فکر میکردم درحالت عادی کلا اینشکلی و خنثی خنثی بودم و بدون مقاومت و بخاطر این انقدر خوب هدایت شدم.

    خدایاااا شکرت که این مسئله رو برام حل کردی و بشدت کارمو راحترکردیییی.

    در کار یا زندگی شخصی شما، آن “مهارت سختی”، “تغییر رفتاری دشواری” یا “اقدام مالی چالش‌برانگیزی” که به وضوح می‌دانید اگر آن را انجام دهید، جهشی بزرگ در زندگی‌تان رخ می‌دهد، اما به دلیل سختی آن را عقب می‌اندازید، کدام است؟

    توی حرفه کاریم مدلای ژورنالی کارکنم خییلی توی حرفه ای شدنم تاثیر داره وبخاطر اینم یه دوره انلاین شرکت کردم ولی متاسفانه شل کردم و جدیش نگرفتم ولی میخوام انجامشون بدم و چون توی ذهنم خیلی گندست میخوام تبدیلش کنم به قدم های ریزریز و اروم اروم اون دوره آپدیت انلاین تموم کنم.

    1. آن مهارت یا تغییر ضروری که از آن می‌ترسید یا تعلل می‌کنید، چیست؟

    یمقدار خیلی بی برنامه ریزی کارای روزانم برای همین واقعا نمیرسم اون دوره اپدیتم کارکنم ولی یجوری باید بچینم که اوناروهم گوش بدم و واقعا من آدمیم که استاد ازشما درواقع یادگرفتم وقتی یه چیزی رو ببینم و حس کنم ازش میترسم حتما حتما باید انجامش بدم چون واقعا میره رومخم اگرانجامش ندم و واقعا هرچی الان بدست اوردم بخاطراین بوده که رفتم تودل ترس هام.

    رفتن تودل ترس ها واقعا جواب میده و خداوند و جهان پاداش های فوق العاده ای بمون میدن حتی بیشتر ازاون چیزی که توذهنمون بوده.

    2. اگر امروز آن را انجام ندهید، پیش‌بینی می‌کنید جهان در آینده چطور شما را “مجبور” به یادگیری آن خواهد کرد (مثلاً چه بحرانی پیش می‌آید)؟

    احتمالا تضادبدی میبینم و باز کلی باید انرژی بذارم برای گذر ازاون ولی چه خوب میشه اگر خودم به دنبال بهبود دائمی باشم و نه فقط به حرف و واقعا سعی کنم عملیش کنم توی زندگیم ذره ذره بدون کمالگرایی و اروم اروم عملیش کنم.

    3. برای شروع یادگیری یا انجام آن تغییر حیاتی، چه “تصمیم جدی” را همین الآن می‌گیرید؟»

    همینطور که روزانه کارکردن یا گوش دادن به فایل های استاد دیگه تقریبا جزو روتینم شده باید دوره اپدیتم جزو روتینم قرار بودم و هرروز یمقدارشو ببینم و نکته برداری کنم.

    خدایاشکرت بابت این دریافتی ها و هدایت های فوق العاده شکرت زیاااد عاشقتم نورمننن.

    تغییر را درآغوش بگیرگام دوازدهم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    محمد عظیمی گفته:
    مدت عضویت: 797 روز

    سلام به استاد عزیز،خانم شایسته محترم، دوستان محترم، بابت آگاهی های بخش دوازدهم پروژه تغییر را در آغوش بگیر بسیار سپاسگذارم. آن مهارت یا تغییر ضروری که از آن می‌ترسید یا تعلل می‌کنید، چیست؟ مهارتی که باید یاد بگیرم زبان انگلیسی است.

    2. اگر امروز آن را انجام ندهید، پیش‌بینی می‌کنید جهان در آینده چطور شما را “مجبور” به یادگیری آن خواهد کرد (مثلاً چه بحرانی پیش می‌آید)؟ اگر امروز من شروع به یادگیری زبان انگلیسی نکنم در آینده باید در شرایط سخت تر، زمان کمتر و محتوای فشرده تر یاد بگیرم و باعث فشار اومدن بهم خواهد شد.

    3. برای شروع یادگیری یا انجام آن تغییر حیاتی، چه “تصمیم جدی” را همین الآن می‌گیرید؟» از خداوند میخواهم منو به بهترین شیوه آموزشی هدایت کند و من تعهد میدهم که شروع به یادگیری کنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    پریناز مرادی گفته:
    مدت عضویت: 2176 روز

    سلام استاد عزیزم خانم شایسته عزیز و دوستان بهشتی ام

    اولش بگم که خیلی زیاد لذت بردم از این فایل و برای هر سه تا دوست عزیزمون آرزوی سلامتی و موفقیت بیشتر رو دارم. و برام جالب بود که من تمام فایل های کلاب هاوس رو قبلا گوش داده بودم ولی این فایل رو نشنیده بودم حتما اون موقع در مدارش نبودم.

    تمرین این قسمت:

    1. آن مهارت یا تغییر ضروری که از آن می‌ترسید یا تعلل می‌کنید، چیست؟

    تغییر ضروری ای که من باید در خودم ایجاد کنم کار روی باور احساس لیاقت توانمندی هام هست. چون کاملا احساس می کنم که خیلی طولش دادم و اگر این کار رو نکنم ضربه اش رو حتما میخورم از جهان.

    البته تعلل من در مورد شروع کسب و کارم بوده. فکر که می کنم من الآن دو سالی هست الهام رو دریافت کردم و درست هست که هر روز روی خودم کار میکنم ولی هیچ وقت از خودم نپرسیده بودم که چرا نمیشه.؟

    یه مدت پارسال با دوره کشف قوانین رووی باورهام کار کردم و دوباره ولش کردم. و تازگی ها متوجه شدم که چرا نمیشه و دارم درستش می کنم.

    زندگی ما رو باورهامون می سازند. چند روزی هست که با خودم در مورد توانمندی هام صحبت می کنم، البته مهارت های کلی ای که دارم و تازه امروز مهارت هایی که در زمینه تدریس دارم رو نوشتم. صبح یک خانمی با من تماس گرفتند و گفتند شماره تون رو از خانم فلانی گرفتم، در صورتی که من اصلا خانم فلانی رو نمیشناسم و چند جلسه برای دخترشون وقت میخواستند که شیمی درس بدم بهشون. الله اکبر خانم فلانی کیه؟ همش کار خداست. من تا یه ذره به خودم تکونی دادم ببین خدا چه جوری برام مشتری جور میکنه.

    و یک نشانه هم امروز دریافت کردم که یکی از فامیل هامون که خیلی خیلی کم به من پیام میده امروز یه ویدئوی کوتاه از یه گروه موسیقی فرستادند که شباهت یکی از اعضای گروه به من توجه ایشون رو جلب کرده بود.

    خدای قشنگ من تو چقدر بزرگ و بی نهایتی. من می خوام تدریسم رو شروع کنم و یه کوچولو رو باورهام دارم کار میکنم این همه نشانه و نتیجه امروز برام فرستادی. پس من اگر همین مسیر رو پرقدرت تر ادامه بدم حتما حتما به خواسته ای که دارم میبرسم.

    استاد جون خیلی سپاسگزارتون هستم به خاطر دوره های فوق العاده و پروژه های عالی. خدا همیشه راه تون رو پر از نور و رونایی کنه که راه ما رو روشن میکنید.

    خیلی دوست تون دارم…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    سارا درویشی گفته:
    مدت عضویت: 108 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام به همگی دوستانم

    راستش تقریبا من سعی کردم تو دل ترسام بزنم

    اما من لکنت دارم خب و با همین لکنت هزاران بار تو جمع قرار گرفتم

    ولی هربار چون بد شده خاطرات بد بیشتر شده و این ترسه هی بیشتر شده ولی باز اقدام میکنم با این حال

    ولی الان بیانم بهتره تحت درمانم

    و ی قسط دارم کوچیکه خیلی نسبت ب خیلیا

    و از کارم اومدم بیرون و قصد دارم کار آنلاین موقت انجام بدم و کاراشم انجام دادم

    منتها از نظر باور های مالی ایراد دارم

    هر موقع شروع میکنم این باور هست ک چ قیمتی بزاریم

    اگه کم باشه چی

    اگر زیاد بگیم چی اگر حروم بشه چی

    و هزاران باور اینطوری

    ک یکم ترس میندازه

    یا اینکه این باور که اگر برای ماه بعد پول نباشه چی

    چرا از اون کار بیرون اومدی بیرون

    ولی من دارم باور میکنم که راه زیاده

    و این خودش ی ریسکه ک من ب گردن گرفتم

    و می‌خوام بشدت روی باور های مالیم کار کنم

    و دیدم افرادی رو که مهارتشون تو این کار نصف منم نیست ولی خیلی خوب پول در میارن با عزت قیمت میدن و فکر نمیکنن ک لایق این پول نیستن

    و سعی دارم تمرکزم رو از بدهی بردارم و بر ساخت ثروت بزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    پارمیدا ۰ گفته:
    مدت عضویت: 579 روز

    به نام خدایی که هر چه دارم از ان اوست

    عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست

    سلاممممممممممممم استاد جونممممممممممم حالتون چطوره ؟ امیداروارم عالی باشید

    سلااااااااااااااااااام و صد تا سلام به استاد شایسته ی عزیزممممم

    عزیزای دلم

    سلاممممممممم به دوستان قشنگ و خوشگلم تو این سایت

    به به به این قصر رویایی ما که جشن این روزامون تغییره

    امروز چه دوستان عالی و ملاقات کردیم تو این جشن

    چقدررررررررررر لذت بردم از صحبتتاتون دوستانم خیلی خیلی خوشحال میشدم حتی وقتی که صداتون و میشنیدم

    استاد نگم از این هدایتتتتت های معجزه وار خدا

    برای من یک اتفاق عالی که چه عرض کنم یک معجزه ای اتفاق افتاده بود

    یک پیشنهاد کاری عالیییییییییییییییییی گرفتم

    و میدونید با خودم گفته بودم که به هیچ کس نمیگم

    گفتم بزار نتایجم نشون بدن نه حرفام !

    و تا امروز که چند هفته گذشته به هیچ کس نگفتم

    و این که من این و به کسی نگم خودش یک مسئله بزرگی بود (هههههه )

    این حس که دلم میخاست افتخار به دست بیارم

    خلاصه که من هیچی نگفتم و هی چند بار بهم گفته میشد که بیا تو سایت و این اتفاق خب و بگو ولی من مقاوت کردم و به تعویض انداختم

    تا رسیدم به این فایل

    یعنی هر جمله ای که گفته میشد تو این فایل .اون حس به من میگفت که باید این اتفاق و بگی باید راجبش بنویسی باید تمرکز کنی روی نکات خوبش

    حالا بریم سراغ این اتفاق عالی

    چند هفته پیش معلم تخصصیمون من و صدا کرد گفت باهات حرف دارم

    رفتم پیشش گفت تو رو میخام بیارم تو تیم خودم

    گفتم جان ؟ من؟

    گفت میخام بیای به دانشجو های ارشد انیمیشن بیای نرم افزار های انیمیشن و اموزش بدی

    گفت تو بیا اموزش بد من خودم بهت حقوقوم میدم

    من از شدت شوک و خوشحالی بی حس شده بودم

    گفت تا بهمن یعنی 1 ماه نیم دیگه وقت داری دوتا نرم افزار دیگم یاد بگیری بیای اموزش بدی

    گفتم چشم

    استاددددددددددد من خیلیییییییییی خوشحال شدم

    به خودم افتخار کردم عزت نفسم چقدر رفت بالا

    از اینکه من یک دانش اموز 16 ساله برم به دانشجو های ارشد درس بدم

    هیچ چیز توی این جهان توی این کاخ تغییر غیر ممکن نیست

    استاد چقدر من به این جمله خدا دل ها رو نرم میکنهههههههههه ایمان اوردم

    چقدر به این که راز دار باش خدا راز های بیشتری برات میاره ایمان اوردم

    چقدر به اینکه تو تلاش کن خدا تلاش هات و میبینه ایمان اوردم

    و با خودم گفتم چه من برم سر این کار چه نرم بازم باعث پیشرفت من میشه چون من و خدا تو یک موقعیتی قرار داد که من باید مهارت های خودم و افزایش بدم و اخرش به هر حال برای من سوده

    پس سعی کردم این پیشنهاد و برای خودم بت نکنم این پیشنهاد و تنها راه حل ندونم

    و ادامه دادم همون راه تکاملی ای که داشتم میرفتم و با خودم تعهد بستم که تا قبل اون زمان باید به درامد برسمممم و حداقل کار روی پروژه ها رو شروع کنم (همون چیزی خدا ایده شو داده بود تا ازش به درامد برسم )

    فقط باید با عشق ادامه داد

    ادامه

    ادامه

    ادامه

    چون این عشق منه

    این زندگی منه

    چقدر خدا میخاد که ما به خاسته هامون برسیم حتی بیشتر از خودمون

    و خدا از راهی به من خیر رو روزی رسوند که من حتی میلیون ها سال هم فکر شو نمیکردم

    استاد ممنونم برای این قصر ی که سراسرش نور

    صدای شادی

    صدای تغییره

    صدای نتایج خوب دوستانه

    بوی شیرینی

    بوی عصر

    و از همه مهم تر سخن از رب

    سخن از عشق و معجزه های اون پروردگاره

    استاد عاشقتونمممممممممم مرسی مرسی که هستین مرسی که دستی از دستان خدا شدین

    مرسی که کامنت هامون و میخونین

    استاد شایسته ی عزیزم عاشقتونمممممم خیلی دوست دارمممممم مرسی که انقدر زحمت میکشین و با عشق و علاقه و صبر پیش میرین و الگوی ما هستین

    از همه دوستانم که تا اینجا کامنتم و خوندن ممنونم

    خدایا همه ی ما رو هدایت کن تا سعادتمند بشیم هم در دنیا و هم در اخرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      علیرضا یکتای مقدم گفته:
      مدت عضویت: 1558 روز

      به نام خدا

      سلام

      وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ وَمَن یَتَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْراً (3) طلاق

      و او را از جایى که گمان ندارد روزى مى دهد و هر کس بر خدا توکل کند، او برایش کافى است. همانا خداوند کار خود را محقق مى سازد. همانا خداوند براى هر چیز اندازه اى قرار داده است.

      چند دقیقه پیش از خداوند بزرگ و مهربان نشانه خواستم و این لحظه هدایت شدم به کامنت زیبای شما و لذت بردم از محتوای آن، و مخصوصآ از این جمله [ و خدا از راهی به من خیر رو روزی رسوند که من حتی میلیون ها سال هم فکر شو نمیکردم. ]

      خدایا شکرت

      علیرضا یکتای مقدم

      مشهد مقدس

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    M گفته:
    مدت عضویت: 535 روز

    بنام خالق زیبایی ها سلام دوستان عزیزم

    کاری که باید برای پیشرفتم انجام بدم تا چند وقت دیگه حسرت نکشم ،ساختن باورهای درست برای کار مورد علاقمه که پا تو مسیرش گزاشتم.

    با وجود اینکه چند روزه به ندای قلبم گوش کردم و همون موقع انجامش دادم اما نتیجه ی خاصی هنوز نگرفتم .اما اشکال نداره بقول استاد اون موقع با اون شرایطم ،همچین چیزی بهم الهام شد و من هم انجامش دادم ،بقبش باید بسپرم بخدا .من چه میدونم اون لایه های زیرین چخبره، شاید نتایج در حال جوانه زدنه .من باید صبر کنم و ثابت قدم بمونم تو این راه. و ارام باشم و کوچکترین هدایت رو بهش عمل کنم .بلاخره نتیجه میده.

    اگه الان که نتیجه ی خاصی حاصل نشده جا بزنم و کم بیارم و از ادامه ی مسیر منصرف بشم ، پیش خدا و وجدانم شرمنده میشم و خودمو نمیبخشم ،

    و باز مجبورم چند وقت دیگه از اول شروع کنم.چون هر چه فکر میکنم نمیتونم بیخیال این خواستم بشم. خدایا ازت میخوام اخرای تابستون سال 405 در شرایط عالی در رابطه با کارم باشم خدای خوبم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: