این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/05/neveshteh-12.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-11-15 06:48:282025-11-16 18:06:33تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۲
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که هدایتم کرد به سمت این آگاهی ها
سپاسگزارم از شما استاد عباس منش عزیزم و مریم جون عزیز که این آگاهی ها رو دراختیارمون قرارمیدین
وسپاسگزارم از خودم که دراین مسیرزیبای توحیدی ثابت قدم هستم تا خوب زندگی کنم و بااین گسترش ،جهان رو جای بهتری برای زیستن کنم
«« جهان طبق قانون، امکانات دنیای اطراف ما را بر اساس باورها و اهداف جدیدمان از نو بروزرسانی میکند»»
««قانونمندی جهان: یا پیشرفت کن، یا نابود شو!»»
تمرین این قسمت:
آن تغییر ضروری که از آن میترسید یا تعلل میکنید، چیست؟
خوب من میدونستم و نشانه هایی از تغییر در رابطه ی عاطفیم حس میکردم که ترس هام و محدودیت های ذهنی بهم اجازه ی جدا شدن نمیداد که به کمک آگاهی های عشق و مودت در روابط و به کمک آگاهی های تغییر را درآغوش بگیر و همچنین آگاهی های دوره احساس لیاقت و هم جهت با جریان خداوند که دارم رو شون کار میکنم ، باورهام نسبت به این موضوع بسیار بسیار قوی تر شد که اگر من رو خودم کار کنم و خودمو ارزشمند بدونم و از زندگی خودم همینجوری که هست لذت ببرم اونوقت طبق قانون ،جهان انسان مناسبو وارد زندگیم میکنه چون من در حال کار کردن رو خودم و قوی کردن خودم و لذت بردن از شرایط موجود خودم هستم ، درست مصادق جمله ی زیبایی که استاد فرمودند و من درابتدای دیدگاهم از زبان ایشون نوشتم «««« جهان طبق قانون، امکانات دنیای اطراف ما را بر اساس باورها و اهداف جدیدمان از نو بروزرسانی میکند»»»»
پس چه کاری مهم تر از کار کردن روی خودم ، چه کاری مهم تر از اینکه از تضاد های رابطه ی عاطفیم ،به وضوح برای خواسته ی جدیدم برسم و از طریق آگاهی های این سایت باورهای مناسب دراین رابطه بسازم و با تکرار هرروزه و پیدا کردن الگوهای مناسب، قوی ترش کنم و نتایج قبلی رو بیاد بیارم که طبق عمل به قانون بدست اومد و تحسین کنم اونارو و همچنین نشانه هارو ببینم و تحسین کنم و از مسیری که برای بهبود خودم تعیین کردم لذت ببرم و تمرکزم روی زیبایی ها باشه تا جهان زیبایی بیشتری رو بهم هدیه بده
من سرحرفم هستم و مدتهاست این الگو هایی که اینجا الان نوشتمو ازشون پیروی میکنم و واقعا شادم و واقعا بسیار آسان ازاین مرحله جدایی عبور کردم و درحال لذت بردن از مسیر جدید رشدم هستم
خدایا سپاسگزارم که هدایتم کردی به این مسیر توحیدی
سپاسگزارم که گذشته ی تلخ ، انگیزه ی بسیار بزرگی برای رسیدن به اوج شده برام ، چون من شاگرد عباس منش هستم و یادگرفتم خالق شرایطم باشم نه برده ی تقدیر .
دوستتون دارم و یک دنیاعشق برای خانواده بزرگم در سرزمین توحیدی عباس منش….
خدایا هرانچه دارم از توست و بی تو هییییچِ هییییچ ام
سلااااام و درود به همه دوستان ام
لطفاً دقیقاً بنویسید:
1. آن مهارت یا تغییر ضروری که از آن میترسید یا تعلل میکنید، چیست؟
خب، مهارتی که من تعلل کردم البته که توقف کردم مهارت یادگیری زبان انگلیسی هستش
2. اگر امروز آن را انجام ندهید، پیشبینی میکنید جهان در آینده چطور شما را “مجبور” به یادگیری آن خواهد کرد (مثلاً چه بحرانی پیش میآید)؟
اگر امروز انجامش ندم ، پیش بینی ام اینکه با گسترش جهان هم سو نمیشم منی که دنبال پیشرفت هستم در سطح جهانی ابزارم کافی نیست در واقع ندارم چون راه ارتباطی که زبان هست و ندارم حتی اگر کلی مهارت داشته باشم جون نمیتونم ارائه اش بدم. پس همیشه در اون سطح با گسترش جهان به پایینتر از اون سطح میرسم و در نهایت زیر چرخ دنده های جهان له و درنتیجه حذف میشم نه تنها به خواسته ام نمیرسم بلکه امید و ایمانم رو برای ادامه راه و زندگیم از دست میدم الگوی نامناسب برای فرزندان و خانواده ام میشم وفقط باید به موفقیتهای دیگران نگاه کنم و غبطه و حسرت بخورم
3. برای شروع یادگیری یا انجام آن تغییر حیاتی، چه “تصمیم جدی” را همین الآن میگیرید؟»
برای یادگیریش اقدامی جدی کنم به الهامتی که جلسه قبل گفتم گوش بدم تو دلش برم قدم بردارم و منتظر نشانه ها و الهامات قدم بعدی باشم چون اینان دارم همجهت با جریان خداوند باشم پیروزی بی شک از آنِ من است
مثل عادله جان و شکیبا جان و سید علی جان و بی نهایت انسانهای موفق دیگه که خواستند و عمل کردند و شدددد
این بشه ردپایی برای اینده و موفقیتهام که قطعا با عمل بهشون میرسم و میام تعریفش میکنم
در پناه الله شاد و ثروتمند و خوشبخت و راضی و پر روزی باشید عزیزانم️
سلام به همه ی عزیزان قبل از هرچیز باید تشکر کنم از سه دوست عزیزمون عالی بود عالی
این مصاحبه بینظیر بود
بیشتر از ده بار تا الان دارم گوش میدم
این مصاحبه رو
من این دوسه ماه اخیر خیلی با خودم درگیر بودم
دقیقا باهمین فکر که اینجور پیش بری
جهان چک ولگد میزنه
من تا یازده دوازده خواب بودم بعد کل روز بی انرژی
به درسام نمیرسیدم
وبار سنگین روحی رو برام به ارمغان داشت
درواقع فقط زنده بودم همیشه برای سحر خیز شدن اقدام میکردم ولی قدم اول و سنگین برمیداشتم برای منی که دوازده بیدار میشدم یکدفعه میومدم پنج صبح رو تارگت میزدم
وبعد چند روز دوباره نا امید وسرخورده بدتر از قبل برمیگشتم به حالت قبل
ایندفعه هر چند روز یکبار یک نیم ساعت تا یک ساعت زودتر بیدار میشدم تا الان که رسیدم به ساعت 6:30
واین مثل معجزست برام توصیفش سخته که برای منی که به زور قهوه دوساعت انرژی داشتم در روز الان تا لحظه ای که میخوام بخوابم هم انرژی دارم وهم کلی فعالیت
ودوباره رسیدم به این اصل که هر چیزی باید زمان وتکامل خودشو طی کنه
اقدام بعدی در ضمینه تغذیه بود من جدیدا با خوردن نون سفید اذیت میشدم با اینکه میدونستم ولی اقدامی انجام نمیدادم
ووزنم هم روز به روز بیشتر میشد
هر سه وعده من نون ویکوعده برنج بود همیشه
اقدام بعدی که انجام دادم حذف نان سفید بود که اونم تا الان عالی پیش رفته
همین قدم های کوچیک کلی روی انرژی امید واعتماد بنفس من تاثیر گذار بوده
وکوچکترین تغییر مثبتی نتایج بزرگ به همراه خواهد داشت
به نام خداوندی که به من اراده انجام دادن و تغییر کردن را میدهد …
آن مهارت یا تغییر ضروری که از آن میترسید یا تعلل میکنید، چیست؟
یک تغییر ضروری که باید انجامش بدم در راه سلامتی جسمی هست که باید سبک تغذیمو تغییر بدم که الان تا حدودی رفتم جلو اما با اراده قوی تر و محکم تر باید تعهد بدم و محکم تر جلو برم تا نتیجه دلخواهمو بگیرم ، و یکی دیگه در راه کشب و کارم هست که خیلی دلم میخواد موراد جدید یادبگیرم و عملی کنم و محصولات جدید و با کیفیت درست کنم و آماده فروش کنم که همش پشت گوش انداختم و از اصل دور شدم …
اگر امروز آن را انجام ندهید، پیشبینی میکنید جهان در آینده چطور شما را “مجبور” به یادگیری آن خواهد کرد (مثلاً چه بحرانی پیش میآید)؟
خوب همین جوری که دارم پیش میرم وضعیت سلامتیم که کامل نیست و اینکه وضعیت مالی به شدت رو به پایینی دارم و دارم افت میکنم در آینده هم به همین صورت خواهد بود اگر تغییر نکنم .
برای شروع یادگیری یا انجام آن تغییر حیاتی، چه “تصمیم جدی” را همین الآن میگیرید
برای انجام اقدام عملی انجام دادم و الان حدود دو ماهه که تعهدی رفتم جلو و دارم نتایج عمل کردنمو میبینم و همین جوری دارم یادمیگیرم و اقدام میکنم و جلو میرم ، یکی اینکه من توی هیچ جایی که برای کار آموزی رفته بودم تاحالا بیش از یک ماه نمونده بودم ولی الان موندم و دارم یادمیگیرم ، هروز صبح قبل از رفتن تولید محتوا میکنم و بعد از برگشت هم همین جور با اینکه 4ساعت خونه نیستم اما وقتی بر میگردم دارم از وقتم استفاده میکنم به امید خدا میرم جلو هر ایده ای به ذهنم میرسه دارم اجراش میکنم ، میدونم که میشود به امید خدای بزرگ …
چقدر شنیدن این فایل انرژِی منو بالا برد قبل اینکه این فایل رو گوش بدم خیلی خواب الود بودم و سعی میکردم که نخوابم وقتی این فایل رو شنیدم از همون ثانیه اولش اون شور و شوق اصلا انگار خواب رو از سر من پروند همونی که بزور چشماشو باز نگه داشته بود به محض شنیدن این همه شور و شوقی که تو صدای عزیزان بود یهو چشام تا جای ممکن باز شد و از اول تا اخر این فایل خنده رو لبام بود
چقدر این فایل پر از درس بود برای من اون شور و شوقی که توی صدای دوستان بود انگار یه شور و شوقی رو درون من زنده کرد ایمانم رو قوی تر کرد اصلا یه چراغی توی ذهنم روشن شد واقعا خیلی سپاسگذارم استاد عزیزم
حدودا یکی دوماهی میشه که با یه اتفاق به ظاهر بد کل مسیر زندگی من عوض شد اون اتفاق ظاهرش برای من بد بود اما الان که دارم نتایجش رو میبینم از خوشحالی بغض میکنم وقتی میبینم من چقدر توی این مسیر پیشرفت کردم توی کنترل ذهنم من الان به جایی رسیدم که یکم که حالم یجوری میشه یه مقداری ذهنم بهم میریزه خدای من یچیزی رو سر راه من قرار میده که همون لحظه حالم خوب میشه
بقول قران خدا مارو امتحان میکنه با تضادهایی که باهاشون رو به رو میشیم اما وقتی ایمانمون رو نشون بدیم قوی ترش کنیم مسیر هموار و هموار تر میشه تضادی که من باهاش رو به رو شدم یه امتحان بود از طرف خدای من و من چقدر خوشحالم که از این اتفاق سربلند بیرون اومدم و امتحانم رو پاس کردم با اعتماد کردن به خدا با نشون دادن ایمانم
بقول استاد هیچکسی نیست که خانواده بی نقصی داشته باشه دقیقا همینه منم توی یه خانواده ای بزرگ شدم که مشکلاتش خیلی خیلی زیاده اما من کاملا از خانواده خودم مجزا هستم و اجازه ندادم این شرایط برای من تصمیم بگیره و اینو قبول کردم که من خالق زندگی خودمم نه پدرم نه مادرم نه خواهر و برادرم فقط منم توی این زندگی منم و خدای خودم و من عاشق این رابطه ایم که با خدا دارم هرکی منو میبینه خیلی مستقیم برمیگرده به من میگه تو چجوری توی این شرایط دووم میاری چجوری انقد حالت خوبه و کنترل میکنی خودت رو کسایی که اینو میگن شاید به منظور ترحم بگن یا هرچیزی ولی این جمله یجوری به من امید میده که هرچی بگم کم گفتم این جمله رو که میشنوم به خودم میگم افرین محدثه خیلی بیشتر به خودم افتخار میکنم که تسلیم شرایط خانوادگی نشدم و دست بکار شدم و خودم شرایط زندگیم رو رقم زدم
” شرایط سخت باید بهت انگیزه بده برای رشد نه بهونت بشه برای راکد موندن و تغییر نکردن ”
اگر رابطه عاطفیت تموم شده باید برات انگیزه بشه که یه شخصیت قوی تر،با عزت نفس تر و توحیدی تر بسازی یه شخصیتی که باید یاد بگیره وابسته نباشه باید یاد بگیره تنهایی با خودش عشق کنه باید باور بسازه که حتما قراره با یه ادم بهتر یه رابطه بهتر و تجربه کنم حتما قراره یاد بگیرم که زندگی محل گذره و قرار نیست یکی که میاد تا اخرش باشه…نه اینکه تبدیل بشی به یک ادم غمگین و افسرده که احتیاج داره به یک توجه کوچیک از اون شخص.یک انسان حقیر و ذلیل که هیچ نشانه ای از خدا در اون دیده نمیشه اینقدر که شرک ورزیده و دور شده از منبع
و کاملا برای خودش منطقی باشه این حالش چون باور داره “من عشقم و از دست دادم برای همین اینطوریم”چون باور داره که میتونه تغییر کنه و دیگه تا اخر عمر قرار نیست رابطه خوبی رو تجربه کنه.
اگر از لحاظ مالی شرایطت سخته باید انگیزه بگیری و تلاش و استمرار به خرج بدی در مسیر پول ساختن نه اینکه تغییر نکنی،حرکت نکنی و بهونت بشه وضعیت کشور.بشه شرایط سخت زندگیت……..چیزی که بسیار در حال حاضر در ایران حاکمه(نمیدونم قبلا هم بوده یا نه) اینه که گرونی زیاده توان خرید کم شده و وضعیت کشور خیلی خیلی بده و هی مدام اخبار گوش میدن راجع بهش حرف میزنن و نتیجه طبیعیش چیه؟ شخص چون باور داره شرایط سخت زندگیش بخاطر کشور هست اصلا تلاشی نمیکنه برای تغییر چون اصلا فکر نمیکنه اون باید تغییر کنه و چهار تا دور و وری هاشم که میبینه همینه اوضاع مالیشون.
در نتیجه وضعیت مالی تغییری که نمیکنه هیچ چه بسا بدتر میشه و بخاطر حرص و طمع در مسیرهایی قرار میگیره که همونی که داشته هم از بین میره.
اوکی قبول دارم شرایط کشور خیلی درس حسابی نیست اما باور دارم که وقتی ایمانت به خدا باشه و باور داشته باشی اون روزی رسانه و من باید حرکت کنم من باید تغییر کنم خداوند یک راه هایی رو جلوی پات میذاره که در همون شرایطی که خیلی ها مینالن پول ساختن برای تو ساده ترین کار دنیاست و بقول علی جان اصلا کنترلش از دستت میره…
و در سلامتی اگر بیماری باید انگیزت برای ساختن لایف استایل سالم خیلی بیشتر باشه نه اینکه دل بدی به بیماری و بیفتی یه گوشه خونه
پرسیدید که الان باید چه تغییری کنی؟
استاد میدونی بیش از هر چیزی این روزا دلم تنهایی میخواد دلم میخواد در دنیای خودم گم شم.غرق شم.
دنیای خودم چیه؟ دنیای توحید و توکل و تسلیم بودن.میخوام غرق در خداوند بشم..میخوام سرم کامل تو زندگی خودم باشه و تمرکز شدید روی درس خوندن و روی هر روز یک قدم برداشتن در راستای معلم شدن…دوست دارم ذهنم تنها و تنها درگیر اهدافم باشه درگیر ایده ها درگیر الهامات.میخوام با خدا عشق بازی کنم میخوام دستش و بگیرم دوتایی زیر بارون قدم بزنیم.دوتایی بریم کافه و پاستا بخوریم و بگیم و بخندیم…دوست دارم چنان روحم لطیف بشه که وقتی آبی آسمون و میبینم غرق بشم در اشتیاق و یه جیغی از ذوق بکشم….میخوام اینقدری لطیف بشم که هر روز تنها نعمتای زندگیم و ببینم و دیوانه بشم از اینکه چقدر ثروتمندم..
میخوام همه رو محترم و ارزشمند بدونم به همه احترام بذارم اما سرم تو زندگی خودم باشه. میخوام از بودن کنار آدما لذت ببرم و خدارو بابت بودنشون شکر کنم اما وابسته به بودنشون نباشم و باز هم سرم تو زندگی خودم باشه.
میخوام خودم و خدا کافی باشیم..نمیخوام هیچ احساس نیازی بر حضور یه شخص دیگه داشته باشم..
این چیزیه که الان بیش از همه میخوامش و میدونم باید براش خیلی رو خودم کار کنم باید زیبایی ها رو تحسین کنم مثل شما که زیبایی ظاهر و باطن شکیبا رو تحسین کردید..
شاید این همون تغییریه که براش تعلل میکنم یه روز انجا میدم یه روز نه..همون تغییریه که ممارست ندارم در ایجادش
باید قدم بردارم براش…باید قران بخونم باید به جای کارای بیهوده اینجا وقت بذارم..خدایا هدایتم کن :)
2. اگر امروز آن را انجام ندهید، پیشبینی میکنید جهان در آینده چطور شما را “مجبور” به یادگیری آن خواهد کرد (مثلاً چه بحرانی پیش میآید)؟
حالم خیلی بد میشه،احساس غمگین بودن احساس بی عرضه بودن میکنم. هدف خاصی ندارم و حس میکنم به هیچ دردی نمیتونم بخورم چون هیچکدوم از تصمیمام به نتیجه نرسیده.
یه آدم وابسته در روابط که پر از توقعم و همش حس میکنم ادما دوسم ندارن و بدترین برداشت و از رفتاراشون میکنم.
شرک وجودم و در بر میگیره..
3. برای شروع یادگیری یا انجام آن تغییر حیاتی، چه “تصمیم جدی” را همین الآن میگیرید؟»
1) هر روز یه وقتی رو میذارم برای سایت..دقیقا سایت چون هیچ چیزی مثل اینجا نمیتونه مفهوم توحید و تسلیم بودن و یادم بده..البته بجز قرآن اما حس میکنم الان بیشتر تو مدار سایتم..
2)هر شب زیبایی هایی که دیدم و مینویسم برا خودم
3)هر شب شکرگزاری
——
یه موضوعی که تو کامنت خیلی از بچه ها میبینم و الانم عادله جان گفتن اینه که بچه های سایت با هم دوست میشن..من واقعا خیلی دوست دارم این اتفاق برام بیفته چون تا حالا هیچکس جز برادرم نبوده که بقول خودمون عباسمنشی باشه.شده شما رو بشناسه ولی اینکه مثل من ایتقدر پیگیر و علاقه مند باشه ندیدم
و نمیدونم این ارتباطات چطور شکل میگیره.هدایت میشید یا اینکه گروهی چیزی هست که بهش اد میشین…
خلاصه که خیلی خیلی دوست دارم این اتفاق برا منم بیفته و ار خداوند هدایت میخوام.
مثل همیشه:)
دوستون دارم
از خدا میخوام کمکم کنه جلسه اخر تغییر را در آغوش بگیر بیام و از نتایجم بگم. از نتایج حاصل از تصمیماتی که تو این جلسه گرفتم.
چقدر این فایل درس داشت برام چقدر ذهنمو باز کرد حالمو خوب کرد انرژیم رو برد بالا و چقدر انرژی این عزیزان برام لذت بخش بود اون عشق و بغض و ذوق شوق چقدر زیبا بود برام و حرفایی که گفته شد ذهنمو باز کرد و برام درس داشت و همینطوره واقعا کنترل احساسات کنترل ذهن سخته و تقریباً منم تو خانوادهای هستم که تنش و بحث زیاد هست و خب من با این فضا بزرگ شدم ولی میدونید استاد بر خلاف اعضای خانوادم که همیشه میگن که ما همینیم همینجور بزرگ شدیم عوض نمیشیم همینیم ک هستیم من یکم که با این فضا آشنا شدم همیشه ته دلم میگفتم نه نه این درست نیست ما انسانیم مغز داریم آگاهیم نمیشه اینجوری باشه و نمیدونسم و هنوزم نمیدونم و هنوزم درگیرم برای اینکه بتونم حتی توی این فضا که یه وقتا واقعا سخت میشه ولی میخوام اون آرامش رو درونم ایجاد کنم چون باور به این دارم که وقتی آرامش درونم ایجاد بشه یا فضایی که هستم تغییر میکنه بهتر میشه یا من از این فضا دور میشم و خب گاهی که خیلی ناراحت میشم میگم چرا من؟ چرا نباید خانوادم مثل خانواده فلانی فلان باشه و یکم بعدش میبینم یه چیزی انگار میگه ببین این تضاده تو زندگیت و باید درسشو بگیری و این موضوع که ما قبل اینکه وارد این دنیا بشیم انتخاب کردیم این بدن رو این خانواده رو این زندگی رو انتخاب خودمون هست و این تضاد باعث میشه که بیشتر قدر آرامشی که قراره بسازم درونم بدونم و بیشتر شکرگذار باشم بزرگترین و مهم ترین و اولویت من این روزا فقط کنترل احساساتم آرامش درونی هست اوایل فکر میکردم فقط پول و خرید میتونه حالمو خوب کنه اما تجربش کردم و دیدم نه هیچکدوم فایده نداره اگرم داشته باشه گذراست و ارزشی نداره
1_ آن مهارت یا تغییر ضروری که از آن میترسید یا تعلل میکنید، چیست؟
2. اگر امروز آن را انجام ندهید، پیشبینی میکنید جهان در آینده چطور شما را “مجبور” به یادگیری آن خواهد کرد (مثلاً چه بحرانی پیش میآید)؟
3. برای شروع یادگیری یا انجام آن تغییر حیاتی، چه “تصمیم جدی” را همین الآن میگیرید؟
راستش من بزرگترین و مهم ترین تغییری که فکر میکنم سازنده باشه برام،تغییر در بهبود شخصیتم میتونه باشه.
در واقع همونطور که شما بارها و بارها گفتید و تکرار کردید، وقتی خودمون رو، شخصیتمون رو ،باورهامون رو، نگاهمون رو، رفتارمون رو، گفتارمون رو تغییر بدیم و در جهت درست در تمامی اینها قدم برداریم،، صد درصد بالاترین و بینظیرترین نتایج رو میگیریم.
من هر روز و هر روز تمام سعیم رو میکنم که آگاه باشم به رفتارم،به کلماتم، به ورودی های ذهنم و مطالعه ی کتاب هایی که بتونه کمک کنه شخصیتیم رو بهبود ببخشم و میدونم این مسیر خیلی کار داره چون باید بیشتر و بیشتر تمرکز کنم و مطمئنم که نتایج عاالی خواهد داشت.
در مورد سوال دوم که اگر امروز انجامش ندم چه میشود، باید بگم که برای من اینطور پیش میره که آدمهای سمی بیشتر وارد زندگیم میکنم و تاثیرمیگیرم از رفتار و افکار و باورهای مخرب اونها که البته اینرو نمیخوام هرگز، امروز باید قوی تر و مصمم تر از قبل، برای تغییر روابطم روی خودم به شدت کار کنم و بپذیرم که تا الان هر چیزی که برام بوجود آمده فقط و فقط کار ذهنم بوده و خواسته ی خودم بوده..
من در واقع برای سوال سوم که چه تصمیمی برای شروع باید بگیرم،
به لطف خداوند تصمیمم رو گرفتم و مدتی ست شروع کردم به خواندن کتاب، به دیدن چیزهای مفید و تمرین کردن تغییر شخصیتم در ابتدا توی خونه ی خودم و خانواده ام..
ایمان دارم که خدا داره هدایتم میکنه، چون نشونه ی بارزش حال خیلی خوبمه،،
من تلوزیون به ندرت میبینم، خیلی کم
از فیلمهایی که بینهایت دوسشون داشتم تا حدود خیلی زیادی، دست کشیدم و بیشتر با خودم و ذهنم در حال تمرین هستم و اینها همه لطف خداست و بس.
ممنونم که میتونم اینجا بنویسم که تمرین اعتماد به نفس هم هست برام.
سپاس از اینکه نتایج شیرین شما واقعا انرژی بخشه برای من و گاها اشکم رو در میاره
من از کودکی عاشق نقاشی بودم اما هیچ وقت حرفهای اون رو دنبال نکردم الان هم سالهاست در حوزه وکالت فعالیت دارم و انگار یه جور مقاومت دارم و نمیخوام این همه سال رو ندیده بگیرم
من فکر میکنم اگه نرم سمت نقاشی در کار وکالت فرسوده خواهم شد و عدم پیشرفت تو این شغل من رو خیلی اذیت میکنه
الان تصمیم میگیرم تو دفتر برنامه ریزیم و یاداور گوشیم شرکت در کلاس نقاشی رو بنویسم و دنبال یک اموزش خوب باشم
چند روزه که دارم به این فکر میکنم حاضرم کدوم کار رو انجام بدم که به خاطرش حتی اگهپولی دریافت نکنم ادامه میدم
به این نتیجه رسیدم که من کلا از ساختن و خلق کردن و زیبا سازی خوشم میاد
از آشپزی لذت میبرم از دیزاین کردن همچنین و همچنین ساختن کاردستی و خلق اثار
اما خب همیشه یه ترمزی تو ذهنمه اونم اینکه باید کارت مهم باشه باید تو جامعه مهم باشی و خب فکر میکنم موندنم تو شغل حاضرم به این دلیل
اما باید به خودم یاداوری کنم که همهی کارها مهم و باعث پیشرفت جهان میشن
به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که هدایتم کرد به سمت این آگاهی ها
سپاسگزارم از شما استاد عباس منش عزیزم و مریم جون عزیز که این آگاهی ها رو دراختیارمون قرارمیدین
وسپاسگزارم از خودم که دراین مسیرزیبای توحیدی ثابت قدم هستم تا خوب زندگی کنم و بااین گسترش ،جهان رو جای بهتری برای زیستن کنم
«« جهان طبق قانون، امکانات دنیای اطراف ما را بر اساس باورها و اهداف جدیدمان از نو بروزرسانی میکند»»
««قانونمندی جهان: یا پیشرفت کن، یا نابود شو!»»
تمرین این قسمت:
آن تغییر ضروری که از آن میترسید یا تعلل میکنید، چیست؟
خوب من میدونستم و نشانه هایی از تغییر در رابطه ی عاطفیم حس میکردم که ترس هام و محدودیت های ذهنی بهم اجازه ی جدا شدن نمیداد که به کمک آگاهی های عشق و مودت در روابط و به کمک آگاهی های تغییر را درآغوش بگیر و همچنین آگاهی های دوره احساس لیاقت و هم جهت با جریان خداوند که دارم رو شون کار میکنم ، باورهام نسبت به این موضوع بسیار بسیار قوی تر شد که اگر من رو خودم کار کنم و خودمو ارزشمند بدونم و از زندگی خودم همینجوری که هست لذت ببرم اونوقت طبق قانون ،جهان انسان مناسبو وارد زندگیم میکنه چون من در حال کار کردن رو خودم و قوی کردن خودم و لذت بردن از شرایط موجود خودم هستم ، درست مصادق جمله ی زیبایی که استاد فرمودند و من درابتدای دیدگاهم از زبان ایشون نوشتم «««« جهان طبق قانون، امکانات دنیای اطراف ما را بر اساس باورها و اهداف جدیدمان از نو بروزرسانی میکند»»»»
پس چه کاری مهم تر از کار کردن روی خودم ، چه کاری مهم تر از اینکه از تضاد های رابطه ی عاطفیم ،به وضوح برای خواسته ی جدیدم برسم و از طریق آگاهی های این سایت باورهای مناسب دراین رابطه بسازم و با تکرار هرروزه و پیدا کردن الگوهای مناسب، قوی ترش کنم و نتایج قبلی رو بیاد بیارم که طبق عمل به قانون بدست اومد و تحسین کنم اونارو و همچنین نشانه هارو ببینم و تحسین کنم و از مسیری که برای بهبود خودم تعیین کردم لذت ببرم و تمرکزم روی زیبایی ها باشه تا جهان زیبایی بیشتری رو بهم هدیه بده
من سرحرفم هستم و مدتهاست این الگو هایی که اینجا الان نوشتمو ازشون پیروی میکنم و واقعا شادم و واقعا بسیار آسان ازاین مرحله جدایی عبور کردم و درحال لذت بردن از مسیر جدید رشدم هستم
خدایا سپاسگزارم که هدایتم کردی به این مسیر توحیدی
سپاسگزارم که گذشته ی تلخ ، انگیزه ی بسیار بزرگی برای رسیدن به اوج شده برام ، چون من شاگرد عباس منش هستم و یادگرفتم خالق شرایطم باشم نه برده ی تقدیر .
دوستتون دارم و یک دنیاعشق برای خانواده بزرگم در سرزمین توحیدی عباس منش….
خدایا هرانچه دارم از توست و بی تو هییییچِ هییییچ ام
سلااااام و درود به همه دوستان ام
لطفاً دقیقاً بنویسید:
1. آن مهارت یا تغییر ضروری که از آن میترسید یا تعلل میکنید، چیست؟
خب، مهارتی که من تعلل کردم البته که توقف کردم مهارت یادگیری زبان انگلیسی هستش
2. اگر امروز آن را انجام ندهید، پیشبینی میکنید جهان در آینده چطور شما را “مجبور” به یادگیری آن خواهد کرد (مثلاً چه بحرانی پیش میآید)؟
اگر امروز انجامش ندم ، پیش بینی ام اینکه با گسترش جهان هم سو نمیشم منی که دنبال پیشرفت هستم در سطح جهانی ابزارم کافی نیست در واقع ندارم چون راه ارتباطی که زبان هست و ندارم حتی اگر کلی مهارت داشته باشم جون نمیتونم ارائه اش بدم. پس همیشه در اون سطح با گسترش جهان به پایینتر از اون سطح میرسم و در نهایت زیر چرخ دنده های جهان له و درنتیجه حذف میشم نه تنها به خواسته ام نمیرسم بلکه امید و ایمانم رو برای ادامه راه و زندگیم از دست میدم الگوی نامناسب برای فرزندان و خانواده ام میشم وفقط باید به موفقیتهای دیگران نگاه کنم و غبطه و حسرت بخورم
3. برای شروع یادگیری یا انجام آن تغییر حیاتی، چه “تصمیم جدی” را همین الآن میگیرید؟»
برای یادگیریش اقدامی جدی کنم به الهامتی که جلسه قبل گفتم گوش بدم تو دلش برم قدم بردارم و منتظر نشانه ها و الهامات قدم بعدی باشم چون اینان دارم همجهت با جریان خداوند باشم پیروزی بی شک از آنِ من است
مثل عادله جان و شکیبا جان و سید علی جان و بی نهایت انسانهای موفق دیگه که خواستند و عمل کردند و شدددد
این بشه ردپایی برای اینده و موفقیتهام که قطعا با عمل بهشون میرسم و میام تعریفش میکنم
در پناه الله شاد و ثروتمند و خوشبخت و راضی و پر روزی باشید عزیزانم️
بسم الله رحمن رحیم
سلام استاد عزیزم و مریم بانوی مهربانم
خدایا به رسم ادب وسپاسگزاری مینویسم قرب الی الله
چه تغییر ضروری باید انجام دهم
یکی از مهمترین تغییراتی که باید انجام دهم توان عمل به هدایتهای خداوند است که واقعا برای ساختن شخصیت توحیدی ضروری است
اگر انجام ندهم چه میشود
کاملا مشخص است در بدبختی و گمراهی محض گیر میکنم تمام نعمات اللهی در زندگی من به نقمت تبدیل میشود و جهان با بدترین حالت ممکن من را عذاب میکند
واما تصمیم جدی من برای ایجاد این تغییر
همین الان یک هدایت دریافت کردم وتعهد میدهم با تمام توان آن هدایت را پیگیری کنم و عقب نکشم ودیگر نترسم
توکل الی الله ان الله بصیر بالعباد
استاد عزیزم واقعا ازشما برای این پروژه بینظیر سپاسگزارم
خدایا شکرت برای این همه تغییر و درک
سلام سلام
سلام به همه ی عزیزان قبل از هرچیز باید تشکر کنم از سه دوست عزیزمون عالی بود عالی
این مصاحبه بینظیر بود
بیشتر از ده بار تا الان دارم گوش میدم
این مصاحبه رو
من این دوسه ماه اخیر خیلی با خودم درگیر بودم
دقیقا باهمین فکر که اینجور پیش بری
جهان چک ولگد میزنه
من تا یازده دوازده خواب بودم بعد کل روز بی انرژی
به درسام نمیرسیدم
وبار سنگین روحی رو برام به ارمغان داشت
درواقع فقط زنده بودم همیشه برای سحر خیز شدن اقدام میکردم ولی قدم اول و سنگین برمیداشتم برای منی که دوازده بیدار میشدم یکدفعه میومدم پنج صبح رو تارگت میزدم
وبعد چند روز دوباره نا امید وسرخورده بدتر از قبل برمیگشتم به حالت قبل
ایندفعه هر چند روز یکبار یک نیم ساعت تا یک ساعت زودتر بیدار میشدم تا الان که رسیدم به ساعت 6:30
واین مثل معجزست برام توصیفش سخته که برای منی که به زور قهوه دوساعت انرژی داشتم در روز الان تا لحظه ای که میخوام بخوابم هم انرژی دارم وهم کلی فعالیت
ودوباره رسیدم به این اصل که هر چیزی باید زمان وتکامل خودشو طی کنه
اقدام بعدی در ضمینه تغذیه بود من جدیدا با خوردن نون سفید اذیت میشدم با اینکه میدونستم ولی اقدامی انجام نمیدادم
ووزنم هم روز به روز بیشتر میشد
هر سه وعده من نون ویکوعده برنج بود همیشه
اقدام بعدی که انجام دادم حذف نان سفید بود که اونم تا الان عالی پیش رفته
همین قدم های کوچیک کلی روی انرژی امید واعتماد بنفس من تاثیر گذار بوده
وکوچکترین تغییر مثبتی نتایج بزرگ به همراه خواهد داشت
خیلی زیاد دوستتون دارم
بسم الله الرحمن الرحیم
به نام خداوندی که به من اراده انجام دادن و تغییر کردن را میدهد …
آن مهارت یا تغییر ضروری که از آن میترسید یا تعلل میکنید، چیست؟
یک تغییر ضروری که باید انجامش بدم در راه سلامتی جسمی هست که باید سبک تغذیمو تغییر بدم که الان تا حدودی رفتم جلو اما با اراده قوی تر و محکم تر باید تعهد بدم و محکم تر جلو برم تا نتیجه دلخواهمو بگیرم ، و یکی دیگه در راه کشب و کارم هست که خیلی دلم میخواد موراد جدید یادبگیرم و عملی کنم و محصولات جدید و با کیفیت درست کنم و آماده فروش کنم که همش پشت گوش انداختم و از اصل دور شدم …
اگر امروز آن را انجام ندهید، پیشبینی میکنید جهان در آینده چطور شما را “مجبور” به یادگیری آن خواهد کرد (مثلاً چه بحرانی پیش میآید)؟
خوب همین جوری که دارم پیش میرم وضعیت سلامتیم که کامل نیست و اینکه وضعیت مالی به شدت رو به پایینی دارم و دارم افت میکنم در آینده هم به همین صورت خواهد بود اگر تغییر نکنم .
برای شروع یادگیری یا انجام آن تغییر حیاتی، چه “تصمیم جدی” را همین الآن میگیرید
برای انجام اقدام عملی انجام دادم و الان حدود دو ماهه که تعهدی رفتم جلو و دارم نتایج عمل کردنمو میبینم و همین جوری دارم یادمیگیرم و اقدام میکنم و جلو میرم ، یکی اینکه من توی هیچ جایی که برای کار آموزی رفته بودم تاحالا بیش از یک ماه نمونده بودم ولی الان موندم و دارم یادمیگیرم ، هروز صبح قبل از رفتن تولید محتوا میکنم و بعد از برگشت هم همین جور با اینکه 4ساعت خونه نیستم اما وقتی بر میگردم دارم از وقتم استفاده میکنم به امید خدا میرم جلو هر ایده ای به ذهنم میرسه دارم اجراش میکنم ، میدونم که میشود به امید خدای بزرگ …
سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته عزیزم
چقدر شنیدن این فایل انرژِی منو بالا برد قبل اینکه این فایل رو گوش بدم خیلی خواب الود بودم و سعی میکردم که نخوابم وقتی این فایل رو شنیدم از همون ثانیه اولش اون شور و شوق اصلا انگار خواب رو از سر من پروند همونی که بزور چشماشو باز نگه داشته بود به محض شنیدن این همه شور و شوقی که تو صدای عزیزان بود یهو چشام تا جای ممکن باز شد و از اول تا اخر این فایل خنده رو لبام بود
چقدر این فایل پر از درس بود برای من اون شور و شوقی که توی صدای دوستان بود انگار یه شور و شوقی رو درون من زنده کرد ایمانم رو قوی تر کرد اصلا یه چراغی توی ذهنم روشن شد واقعا خیلی سپاسگذارم استاد عزیزم
حدودا یکی دوماهی میشه که با یه اتفاق به ظاهر بد کل مسیر زندگی من عوض شد اون اتفاق ظاهرش برای من بد بود اما الان که دارم نتایجش رو میبینم از خوشحالی بغض میکنم وقتی میبینم من چقدر توی این مسیر پیشرفت کردم توی کنترل ذهنم من الان به جایی رسیدم که یکم که حالم یجوری میشه یه مقداری ذهنم بهم میریزه خدای من یچیزی رو سر راه من قرار میده که همون لحظه حالم خوب میشه
بقول قران خدا مارو امتحان میکنه با تضادهایی که باهاشون رو به رو میشیم اما وقتی ایمانمون رو نشون بدیم قوی ترش کنیم مسیر هموار و هموار تر میشه تضادی که من باهاش رو به رو شدم یه امتحان بود از طرف خدای من و من چقدر خوشحالم که از این اتفاق سربلند بیرون اومدم و امتحانم رو پاس کردم با اعتماد کردن به خدا با نشون دادن ایمانم
بقول استاد هیچکسی نیست که خانواده بی نقصی داشته باشه دقیقا همینه منم توی یه خانواده ای بزرگ شدم که مشکلاتش خیلی خیلی زیاده اما من کاملا از خانواده خودم مجزا هستم و اجازه ندادم این شرایط برای من تصمیم بگیره و اینو قبول کردم که من خالق زندگی خودمم نه پدرم نه مادرم نه خواهر و برادرم فقط منم توی این زندگی منم و خدای خودم و من عاشق این رابطه ایم که با خدا دارم هرکی منو میبینه خیلی مستقیم برمیگرده به من میگه تو چجوری توی این شرایط دووم میاری چجوری انقد حالت خوبه و کنترل میکنی خودت رو کسایی که اینو میگن شاید به منظور ترحم بگن یا هرچیزی ولی این جمله یجوری به من امید میده که هرچی بگم کم گفتم این جمله رو که میشنوم به خودم میگم افرین محدثه خیلی بیشتر به خودم افتخار میکنم که تسلیم شرایط خانوادگی نشدم و دست بکار شدم و خودم شرایط زندگیم رو رقم زدم
سلام به بندگان عزیز و هدایت شده خداوند
” شرایط سخت باید بهت انگیزه بده برای رشد نه بهونت بشه برای راکد موندن و تغییر نکردن ”
اگر رابطه عاطفیت تموم شده باید برات انگیزه بشه که یه شخصیت قوی تر،با عزت نفس تر و توحیدی تر بسازی یه شخصیتی که باید یاد بگیره وابسته نباشه باید یاد بگیره تنهایی با خودش عشق کنه باید باور بسازه که حتما قراره با یه ادم بهتر یه رابطه بهتر و تجربه کنم حتما قراره یاد بگیرم که زندگی محل گذره و قرار نیست یکی که میاد تا اخرش باشه…نه اینکه تبدیل بشی به یک ادم غمگین و افسرده که احتیاج داره به یک توجه کوچیک از اون شخص.یک انسان حقیر و ذلیل که هیچ نشانه ای از خدا در اون دیده نمیشه اینقدر که شرک ورزیده و دور شده از منبع
و کاملا برای خودش منطقی باشه این حالش چون باور داره “من عشقم و از دست دادم برای همین اینطوریم”چون باور داره که میتونه تغییر کنه و دیگه تا اخر عمر قرار نیست رابطه خوبی رو تجربه کنه.
اگر از لحاظ مالی شرایطت سخته باید انگیزه بگیری و تلاش و استمرار به خرج بدی در مسیر پول ساختن نه اینکه تغییر نکنی،حرکت نکنی و بهونت بشه وضعیت کشور.بشه شرایط سخت زندگیت……..چیزی که بسیار در حال حاضر در ایران حاکمه(نمیدونم قبلا هم بوده یا نه) اینه که گرونی زیاده توان خرید کم شده و وضعیت کشور خیلی خیلی بده و هی مدام اخبار گوش میدن راجع بهش حرف میزنن و نتیجه طبیعیش چیه؟ شخص چون باور داره شرایط سخت زندگیش بخاطر کشور هست اصلا تلاشی نمیکنه برای تغییر چون اصلا فکر نمیکنه اون باید تغییر کنه و چهار تا دور و وری هاشم که میبینه همینه اوضاع مالیشون.
در نتیجه وضعیت مالی تغییری که نمیکنه هیچ چه بسا بدتر میشه و بخاطر حرص و طمع در مسیرهایی قرار میگیره که همونی که داشته هم از بین میره.
اوکی قبول دارم شرایط کشور خیلی درس حسابی نیست اما باور دارم که وقتی ایمانت به خدا باشه و باور داشته باشی اون روزی رسانه و من باید حرکت کنم من باید تغییر کنم خداوند یک راه هایی رو جلوی پات میذاره که در همون شرایطی که خیلی ها مینالن پول ساختن برای تو ساده ترین کار دنیاست و بقول علی جان اصلا کنترلش از دستت میره…
و در سلامتی اگر بیماری باید انگیزت برای ساختن لایف استایل سالم خیلی بیشتر باشه نه اینکه دل بدی به بیماری و بیفتی یه گوشه خونه
پرسیدید که الان باید چه تغییری کنی؟
استاد میدونی بیش از هر چیزی این روزا دلم تنهایی میخواد دلم میخواد در دنیای خودم گم شم.غرق شم.
دنیای خودم چیه؟ دنیای توحید و توکل و تسلیم بودن.میخوام غرق در خداوند بشم..میخوام سرم کامل تو زندگی خودم باشه و تمرکز شدید روی درس خوندن و روی هر روز یک قدم برداشتن در راستای معلم شدن…دوست دارم ذهنم تنها و تنها درگیر اهدافم باشه درگیر ایده ها درگیر الهامات.میخوام با خدا عشق بازی کنم میخوام دستش و بگیرم دوتایی زیر بارون قدم بزنیم.دوتایی بریم کافه و پاستا بخوریم و بگیم و بخندیم…دوست دارم چنان روحم لطیف بشه که وقتی آبی آسمون و میبینم غرق بشم در اشتیاق و یه جیغی از ذوق بکشم….میخوام اینقدری لطیف بشم که هر روز تنها نعمتای زندگیم و ببینم و دیوانه بشم از اینکه چقدر ثروتمندم..
میخوام همه رو محترم و ارزشمند بدونم به همه احترام بذارم اما سرم تو زندگی خودم باشه. میخوام از بودن کنار آدما لذت ببرم و خدارو بابت بودنشون شکر کنم اما وابسته به بودنشون نباشم و باز هم سرم تو زندگی خودم باشه.
میخوام خودم و خدا کافی باشیم..نمیخوام هیچ احساس نیازی بر حضور یه شخص دیگه داشته باشم..
این چیزیه که الان بیش از همه میخوامش و میدونم باید براش خیلی رو خودم کار کنم باید زیبایی ها رو تحسین کنم مثل شما که زیبایی ظاهر و باطن شکیبا رو تحسین کردید..
شاید این همون تغییریه که براش تعلل میکنم یه روز انجا میدم یه روز نه..همون تغییریه که ممارست ندارم در ایجادش
باید قدم بردارم براش…باید قران بخونم باید به جای کارای بیهوده اینجا وقت بذارم..خدایا هدایتم کن :)
2. اگر امروز آن را انجام ندهید، پیشبینی میکنید جهان در آینده چطور شما را “مجبور” به یادگیری آن خواهد کرد (مثلاً چه بحرانی پیش میآید)؟
حالم خیلی بد میشه،احساس غمگین بودن احساس بی عرضه بودن میکنم. هدف خاصی ندارم و حس میکنم به هیچ دردی نمیتونم بخورم چون هیچکدوم از تصمیمام به نتیجه نرسیده.
یه آدم وابسته در روابط که پر از توقعم و همش حس میکنم ادما دوسم ندارن و بدترین برداشت و از رفتاراشون میکنم.
شرک وجودم و در بر میگیره..
3. برای شروع یادگیری یا انجام آن تغییر حیاتی، چه “تصمیم جدی” را همین الآن میگیرید؟»
1) هر روز یه وقتی رو میذارم برای سایت..دقیقا سایت چون هیچ چیزی مثل اینجا نمیتونه مفهوم توحید و تسلیم بودن و یادم بده..البته بجز قرآن اما حس میکنم الان بیشتر تو مدار سایتم..
2)هر شب زیبایی هایی که دیدم و مینویسم برا خودم
3)هر شب شکرگزاری
——
یه موضوعی که تو کامنت خیلی از بچه ها میبینم و الانم عادله جان گفتن اینه که بچه های سایت با هم دوست میشن..من واقعا خیلی دوست دارم این اتفاق برام بیفته چون تا حالا هیچکس جز برادرم نبوده که بقول خودمون عباسمنشی باشه.شده شما رو بشناسه ولی اینکه مثل من ایتقدر پیگیر و علاقه مند باشه ندیدم
و نمیدونم این ارتباطات چطور شکل میگیره.هدایت میشید یا اینکه گروهی چیزی هست که بهش اد میشین…
خلاصه که خیلی خیلی دوست دارم این اتفاق برا منم بیفته و ار خداوند هدایت میخوام.
مثل همیشه:)
دوستون دارم
از خدا میخوام کمکم کنه جلسه اخر تغییر را در آغوش بگیر بیام و از نتایجم بگم. از نتایج حاصل از تصمیماتی که تو این جلسه گرفتم.
یا حق
چقدر این فایل درس داشت برام چقدر ذهنمو باز کرد حالمو خوب کرد انرژیم رو برد بالا و چقدر انرژی این عزیزان برام لذت بخش بود اون عشق و بغض و ذوق شوق چقدر زیبا بود برام و حرفایی که گفته شد ذهنمو باز کرد و برام درس داشت و همینطوره واقعا کنترل احساسات کنترل ذهن سخته و تقریباً منم تو خانوادهای هستم که تنش و بحث زیاد هست و خب من با این فضا بزرگ شدم ولی میدونید استاد بر خلاف اعضای خانوادم که همیشه میگن که ما همینیم همینجور بزرگ شدیم عوض نمیشیم همینیم ک هستیم من یکم که با این فضا آشنا شدم همیشه ته دلم میگفتم نه نه این درست نیست ما انسانیم مغز داریم آگاهیم نمیشه اینجوری باشه و نمیدونسم و هنوزم نمیدونم و هنوزم درگیرم برای اینکه بتونم حتی توی این فضا که یه وقتا واقعا سخت میشه ولی میخوام اون آرامش رو درونم ایجاد کنم چون باور به این دارم که وقتی آرامش درونم ایجاد بشه یا فضایی که هستم تغییر میکنه بهتر میشه یا من از این فضا دور میشم و خب گاهی که خیلی ناراحت میشم میگم چرا من؟ چرا نباید خانوادم مثل خانواده فلانی فلان باشه و یکم بعدش میبینم یه چیزی انگار میگه ببین این تضاده تو زندگیت و باید درسشو بگیری و این موضوع که ما قبل اینکه وارد این دنیا بشیم انتخاب کردیم این بدن رو این خانواده رو این زندگی رو انتخاب خودمون هست و این تضاد باعث میشه که بیشتر قدر آرامشی که قراره بسازم درونم بدونم و بیشتر شکرگذار باشم بزرگترین و مهم ترین و اولویت من این روزا فقط کنترل احساساتم آرامش درونی هست اوایل فکر میکردم فقط پول و خرید میتونه حالمو خوب کنه اما تجربش کردم و دیدم نه هیچکدوم فایده نداره اگرم داشته باشه گذراست و ارزشی نداره
به نام خداوند همیشه مهربان و بخشنده
درود بر استاد عزیزم و همه همراهان هم فرکانس
1_ آن مهارت یا تغییر ضروری که از آن میترسید یا تعلل میکنید، چیست؟
2. اگر امروز آن را انجام ندهید، پیشبینی میکنید جهان در آینده چطور شما را “مجبور” به یادگیری آن خواهد کرد (مثلاً چه بحرانی پیش میآید)؟
3. برای شروع یادگیری یا انجام آن تغییر حیاتی، چه “تصمیم جدی” را همین الآن میگیرید؟
راستش من بزرگترین و مهم ترین تغییری که فکر میکنم سازنده باشه برام،تغییر در بهبود شخصیتم میتونه باشه.
در واقع همونطور که شما بارها و بارها گفتید و تکرار کردید، وقتی خودمون رو، شخصیتمون رو ،باورهامون رو، نگاهمون رو، رفتارمون رو، گفتارمون رو تغییر بدیم و در جهت درست در تمامی اینها قدم برداریم،، صد درصد بالاترین و بینظیرترین نتایج رو میگیریم.
من هر روز و هر روز تمام سعیم رو میکنم که آگاه باشم به رفتارم،به کلماتم، به ورودی های ذهنم و مطالعه ی کتاب هایی که بتونه کمک کنه شخصیتیم رو بهبود ببخشم و میدونم این مسیر خیلی کار داره چون باید بیشتر و بیشتر تمرکز کنم و مطمئنم که نتایج عاالی خواهد داشت.
در مورد سوال دوم که اگر امروز انجامش ندم چه میشود، باید بگم که برای من اینطور پیش میره که آدمهای سمی بیشتر وارد زندگیم میکنم و تاثیرمیگیرم از رفتار و افکار و باورهای مخرب اونها که البته اینرو نمیخوام هرگز، امروز باید قوی تر و مصمم تر از قبل، برای تغییر روابطم روی خودم به شدت کار کنم و بپذیرم که تا الان هر چیزی که برام بوجود آمده فقط و فقط کار ذهنم بوده و خواسته ی خودم بوده..
من در واقع برای سوال سوم که چه تصمیمی برای شروع باید بگیرم،
به لطف خداوند تصمیمم رو گرفتم و مدتی ست شروع کردم به خواندن کتاب، به دیدن چیزهای مفید و تمرین کردن تغییر شخصیتم در ابتدا توی خونه ی خودم و خانواده ام..
ایمان دارم که خدا داره هدایتم میکنه، چون نشونه ی بارزش حال خیلی خوبمه،،
من تلوزیون به ندرت میبینم، خیلی کم
از فیلمهایی که بینهایت دوسشون داشتم تا حدود خیلی زیادی، دست کشیدم و بیشتر با خودم و ذهنم در حال تمرین هستم و اینها همه لطف خداست و بس.
ممنونم که میتونم اینجا بنویسم که تمرین اعتماد به نفس هم هست برام.
سپاس از اینکه نتایج شیرین شما واقعا انرژی بخشه برای من و گاها اشکم رو در میاره
خداوند یار و نگهدار همگیمون باشه.
سلام وقتتون بخیر
من از کودکی عاشق نقاشی بودم اما هیچ وقت حرفهای اون رو دنبال نکردم الان هم سالهاست در حوزه وکالت فعالیت دارم و انگار یه جور مقاومت دارم و نمیخوام این همه سال رو ندیده بگیرم
من فکر میکنم اگه نرم سمت نقاشی در کار وکالت فرسوده خواهم شد و عدم پیشرفت تو این شغل من رو خیلی اذیت میکنه
الان تصمیم میگیرم تو دفتر برنامه ریزیم و یاداور گوشیم شرکت در کلاس نقاشی رو بنویسم و دنبال یک اموزش خوب باشم
چند روزه که دارم به این فکر میکنم حاضرم کدوم کار رو انجام بدم که به خاطرش حتی اگهپولی دریافت نکنم ادامه میدم
به این نتیجه رسیدم که من کلا از ساختن و خلق کردن و زیبا سازی خوشم میاد
از آشپزی لذت میبرم از دیزاین کردن همچنین و همچنین ساختن کاردستی و خلق اثار
اما خب همیشه یه ترمزی تو ذهنمه اونم اینکه باید کارت مهم باشه باید تو جامعه مهم باشی و خب فکر میکنم موندنم تو شغل حاضرم به این دلیل
اما باید به خودم یاداوری کنم که همهی کارها مهم و باعث پیشرفت جهان میشن
موفق باشید