تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۳ - صفحه 41 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

626 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سپیده حیدری گفته:
    مدت عضویت: 518 روز

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته ی مهربان

    تمرین گام 13:

    آیا تا به حال تجربه‌ای داشته‌اید که به جای تقلا و تلاش فیزیکیِ زیاد برای رسیدن به یک خواسته (پیدا کردن مشتری، حل یک مشکل، خریدن چیزی)، تصمیم گرفته‌اید رهایش کنید و فقط روی باورهایتان، احساس خوبتان و «هم‌راستا شدن» با آن خواسته کار کنید؟

    و بعد از آن، چطور دیدید که جهان به شکلی معجزه‌آسا، آدم‌ها، شرایط یا فرصت‌هایی را سر راه شما قرار داد که آن خواسته به راحتی برآورده شود؟

    بله چند باری برای من این موضوع پیش اومده، پررنگ ترینش در ذهنم زمان زایمانم در سال 93 بود که اون زمان سخت گیری ها راجع به زایمان سزارین رو تازه شروع کرده بودند و اجازه نمیدادن که هر کس نوع زایمان خودش رو انتخاب کنه و من هم چون اولین بارم بود و ترس زیادی از زایمان طبیعی داشتم، به چند تا پزشک مراجعه کردم که به شرط زایمان در بیمارستان خصوصی من رو سزارین کنن ولی هیچ کدوم قبول نمیکردن، بعد از اینکه از سومین دکتر هم ناامید شدم به همسرم گفتم من دیگه پیش پزشک دیگه ای نمیام، خلاصه یه چیز میشه دیگه این همه آدم رفتن زایمان طبیعی کردن منم یکیشون، هر چی خدا بخواد…

    از اون زمان تا تایم زایمانم فکر میکنم 4 ماه طول کشید و من اصلاً به این موضوع دیگه فکر نکردم و فقط ذوق فرزندم رو داشتم، تا اینکه برای معاینه آخر که پیش دکتر خودم رفتم دکتر یه جورایی بین حرفاش بهم فهموند که میتونم با پول دادن در بیمارستان خصوصی عمل سزارین رو انجام بدم و من نمیدونم چرا ولی توجه نکردم به حرفش و باز هم احساسم رو بد نکردم و همچنان حالم خوب بود( من اصلاً از قوانین خبر نداشتم و فقط شادی به دنیا اومدن پسرمون نمیذاشت حالم بد باشه)

    یه هفته گذشت تا رسید به روز زایمانم، شاید باورتون نشه من از در خونه تا خود بیمارستان که یه شهر دیگه بود تو ماشین با آهنگ های شادی که همسرم پلی کرده بود همخوانی کردم و گفتم و خندیدم (بدون ذره ای استرس)

    تو بیمارستان وقتی منو بردن برای معاینه یه کوچولو نگرانی میومد تو دلم ولی سریع با نگاه کردن به اطرافم حواس خودم رو پرت میکردم، و نمیذاشتم که نگرانی منو تحت سلطه خودش بگیره

    خلاصه بعد از معاینه ماما تشخیص داد که من نمیتونم زایمان طبیعی داشته باشم و خیلی راحت در بیمارستان دولتی، زیر دست یک پزشک ماهر که اصلاً پزشک منم نبود و فقط شیفتش بود با هدایت خدایی که من رو آسان کرد برای آسانی ها عمل سزارین شدم و با پسرمون به سلامت به خونه برگشتم…

    و همیشه این خاطره برام شیرین بوده و هست تا امروز که دلیلش رو فهمیدم و ای کاش در زمینه های دیگه هم این موضوع رو میدونستم و رعایت میکردم و اینقدر زندگی رو برای خودم سخت نمیکردم…

    ولی میدونم هنوز هم دیر نیست و حالا که هدایت شدم به این مسیر زیبا تمام تلاشم این هست که راه رو برای هدایت ربّم باز کنم و کارها رو بهش بسپارم…

    اَلحَمدالله کَما هُو اَهلُهُ

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    آرش ممی زاده گفته:
    مدت عضویت: 2174 روز

    با سلام و خدا قوت خدمت استاد عزیز و همه دوستان عزیزی که لطف میکنن میان نتیجه هاشون رو میگن و کمک میکنن که باورپذیری ما بیشتر بشه .

    استاد اینکه اومدین این سریال رو شروع کردین واقعا بی نظیر تاثیر گزار هست و خیلی کمک میکنه که با قدرت بیشتر روی خودمون کار کنیم

    به امید الله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    مریم رضوی گفته:
    مدت عضویت: 3814 روز

    سلام استاد عزیزم

    استاد تو این فایل گفتید که ما فقط باید روی خودمون کار کنیم و آدمهای مناسب در زمان مناسب سراغ ما میان.

    نیاز نیست که تبلیغات و بازار یابی کنیم.

    باورهای ماست که داره عمل میکنه.

    من همه اینهارو قبول دارم استاد..

    ولی سوالی که برام پیش اومده اینه که..

    من یه پیج اینستا مرتبط با کارم راه اندازی کردم.

    شما همیشه میگید ایمان و عمل صالح.

    یعنی باید اقدام و عمل هم باشه.

    من چطور باید تو پیج فعالیت کنم که اقدام و عملم رو هم انجام داده باشم؟

    فقط داشتن فعالیت در پیج بدون در نظر گرفتن اون چارچوبهایی که بقیه ازش پیروی میکنن برای جذب مخاطب؟

    اقدام من میشه پست گذاشتن؟یا استوری گذاشتن؟

    خیلی از افرادی که دارن تو اینستا فعالیت میکنن دوره های جذب مخاطب رو گذروندن و همه از هشتگ استوری روزانه‌..و خیلی قوانین دیگه دارن پیروی میکنن.

    من سوالم اینه‌.

    من رو باورهام کار میکنم درسته…ولی اقدام و عمل من دقیقا باید تو چه چارچوبی باشه که شرک نشه و در عین حال ایمان بی عمل نشه؟

    استاد عزیزم شما فقط گاهی دلی روی اینستا کار میکنید وخب هیچکدوم از اصولی که اینستا گفته رو رعایت نکردید.

    فقط گذاشتن پستِ مربوط به تخصصمون در کنار ِکار روی خودمون برای عمل به قانون کافیه‌؟

    استاد خیلی در مورد این موضوع سوال تو ذهنمه..

    شما برای جذب مخاطب به این شکل تکامل طی کردید من هم برای اینکه به این حد از باور برسم تکامله تبلیغ نکردن و بدون بازار یابی موفق شدن رو چطور باید طی کنم..

    من میخوام ساخت باورهام همراه با عمل باشه و پیج رشد کنه و مهم تر اینکه بدون شرک..میدونم اگه رو خودم کار کنم و باورهام درست بشه آدمهای مناسب جذب تخصص من و پیج‌من میشن ولی اقدام کجا قرار میگیره و اقدام باید تا چه حدی باشه؟منظورم اینه که چطور تقلا نشه …

    لطفا راهنمایی کنید استاد

    سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت
  4. -
    حمید مرادپور گفته:
    مدت عضویت: 2038 روز

    سلام به استاد عزیزم ❤️🎊

    خدا میدونه چققققددرررر من امید میگیرم چقدررر من جون میگیرم

    و چقدررر سره این فایل من تونستم بفهمم که مشکل کند شدن پیش رفت من چیه و دارم ازش اذیت میشم و واقعا این فایل هارولطفا لطفا ادامه بدید استاد نازنین استادم ممنونم ازتون ❤️❤️❤️❤️❤️❤️🎊🎊🎊🎊🎊🎊

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    متین گفته:
    مدت عضویت: 2153 روز

    سلام به استاد عزیییییز و خانم شایسته عزیزدل و همه دوستان

    من فقط میخوام بگم نمیدونم کجاى کارم من دارم اشتباه میکنم،نمیدونم چرا براى من اتفاق نمی افته،جلو نمیره، نیاز دارم به کمک و راهنمایى بیشتر،چرا براى من نمیشه این قفل نمیشکنه ،لطفا راهنماییم کنید ،کمکم کنید😢

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: