تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۴ - صفحه 8 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

444 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    لیلا درگاهی گفته:
    مدت عضویت: 1764 روز

    سلام سلام سلام

    بازم مثل همیشه یه فایل عالی، پر از آگاهی، بهترین زمان و بهترین مکان…

    با فایل های گفت و گو با استاد داره تمام مسیر بیادم میاد. خیلی وقت بود که سال‌های اول شروع مسیرم رو فقط سطحی مرور کرده بودم، طبق عادت نه با توجه بیشتر…

    من حدود 4، 5سال هست که با استاد آشنا شدم و مسیر رویایی رشد و پیشرفت و بهبود و بهتر و بهتر شدن…

    الان هروزم شده پر از لذت و حیرت و پیش رفت و آگاهی ها و ایده های جدید… و این زندگی مدتهاست برام بدیهی شده!

    و ذهنم داشت این همه روزهای روئیایی رو نادیده میگرفت!

    یادمه روزهای اولی که جسلات اول دوره قانون آفرینش رو داشتم و گوش میکردم، تو کارتم 500 تا تک تومنی بود اما خیلی خیلی حالم عالی بود و حتی کلی به این موضوع میخندیدم! با ایمانی که نمیدونم اون موقع ها چطور بهش رسیده بودم، باور داشتم این موضوع 500 تا تک تونی ته کارتم میشه یک داستان بسیار ارزشمند از شروع مسیرم که هزاران بار تکرار میشه و ایمان میسازه برای خودم و دیگران….

    الان؟ اون لیلای پر از وابستگی و شرک و کفر و کینه، اون لیلای بدون ذره ای اعتماد و عزت به نفس! اون لیلا زنجیر شده به باور های محدود توی تاریکی!!!!!

    بیشتر از یکساله مهاجرت کردم، یک بیزنس موفق و رو به رشد رو تنهایی اداره میکنم که تمام مخاطبانم عاشقم هستن و من رو یک فرد پر از نور و آگاهی، امید و انرژی میدونید، همینطور موفق و قوی و مستقل!!! اولین جوابی که به سوال تمرین دادم همین بود!

    در زندگی‌تان، بزرگ‌ترین ‘دیوار’ ذهنی که خودتان ساخته‌اید چه بوده؟

    چطور با پذیرش مسئولیت و یک قدم کوچک تعهد آمیز، آن را شکستید و چه معجزه‌ای در روابط، کار یا درآمدتان اتفاق افتاد؟

    -برای من بزرگ ترین دیوار این بود که فکر میکردم نمیتونم، از عهدش برنمیام، کافی نیستم، لایقش نیستم…

    تمام این 4سال آنچه که اصلی ترین و اثرگذارترین تمرین و باور سازی برای من بوده، باور کردن خودم بوده!

    چهار سال صبح تا شب دفتر به دفتر پر کردم و میکنم که من میتونم، من از عهدش برمیام، من هدایت میشم، دستان خدا به کمک من میان، و هی مثال آوردم برای خودم و هی با عمل کردن و حرکت کردن و به دل ترس هام رفتن مثال های بیشتر ساختم! و دباره تکرار تکرار تکرار…

    همیشه یکی از اصلی ترین خواسته های من استقلال و آزادی بوده، به عنوان لیلایی که مسیرم رو از جایی شروع کردم که به زمین و زمان، به شی و انسان وابسته بودم… الان یکساله به راحتی، تاکید میکنم به راحتی و لذت، نرم و روان، دارم تنها در یک کشور زندگی میکنم… بسیار موفق در آزادی و عزت و احترام…

    یادمه با تکرار من میتونم من میتونم ها قدم های اولم این بود که تنها برم سوپر مارکت یا بانک! بعد شد تنها کافه رفتن، بعد رستوران، بعد اولین سفر تنهایی، بعد شب تنها موندن توی کوه، بعد یه مدت کوتاه خارج از کشور بودن تنها و حالا یکسال بیشتر هست که خودم هستم و خدای من که همهی جهانیان شده برام…

    اون لیلای 4سال پیش به همه وصل میشد برای احساس امنیت اما هیچ وقت پیداش نمیکرد، از وقتی از همه رها شدم و وصل شدم به خدا…. اصلا این احساس امنیت و توانمندی که هیچ مانعی جلوش نیست….

    آخ… حسبی الله و نعم الوکیل…

    چه سعادتمندم که خدا امروز بیادم آورد این همه فضل و رحمتی که من داده… چطور راحتم کرد برای راحتی ها و برکات روز افزون و چه بدیهی شده بود برام این زندگی روییایی!

    همه به من میگن Leila in wonderland ینی لیلا در سرزمین عجایب، اینقدر که همهی زندگیم روییایی و عجیبه!

    اینقدر که همه آدم ها به طرز عجیبی کنارم میان و اتفاقات عجیبی تجربه میکنن و یه جورایی مسیر زندگیشون تغییر میکنه…

    خدایا شکرت… هر آنچه دارم از سوی تو و آن توست…

    و این مانترا تا ابد راهگشای من هست…

    من میتونم

    من از پسش برمیام

    من هدایت میشم

    من حمایت میشم

    من حفاظت میشم

    ایده ها میان، افراد میان، دستان خدا از بی نهایت طریق میان!

    من میتونم، به راحتی هم میتونم!

    من میتونم، من هدایت میشم به راه حل، و راه حل بسیار ساده و قابل اجراست…

    خدا فکر میشه در سر من و دیگران، خدا تصمیم میشه ایمان میشه اراده میشه… در من و در همه!

    لا حول و لا قوه الا بالله

    پس من دست خدا میدم و حرکت میکنم و آسوده و آرام هستم که هیچ مانعی برای خدا نیست…

    آخ خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
    • -
      سمیرا صنعت کار گفته:
      مدت عضویت: 1863 روز

      سلام لیلای زیبا

      عاشقتم که ایتقدر زیبایی و اینقدر زیبا نوشتی ، دقیق نوشتی ، کامل نوشتی ، درست نوشتی

      احساس کردم قلبمممم باز شد

      یه حس سپاسگزاری از خدا بابت تمام گشایش هایی که برات انجام داده تو دلم اومد یهوو

      اشکم در اومد

      مرسی ازت مرسی ازت عزیزم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      ابراهیم گفته:
      مدت عضویت: 1717 روز

      سلام لیلا عزیز

      خواندن کامنتت بهم شور و شوق داد،احساس خوب داد،حس آزادی و استقلال داد و لذت بردم حض کردم.

      سپاسگزارم از بودنت و نوشتنت

      حس آزادی نعمتیه که خدا از ابتدا به ما داده و خودمون از خودمون میگیریم .در واقع توحید که نور و آزادی مطلق است رو میدیم و شرک رو میگیریم .

      داستان شما داستان من و ما هست زمانی که با آگاهی هایی که استاد میدن و تمرینات ما دوباره اون توحید رو وارد زندگیمون میکنیم و تاریکی میره.در واقع تاریکی وجود نداشته فقط دلیلش ندیدن منبع بوده.خدا رو شکر میکنم که آنقدر رشد کردید که به آزادی رسیدید و امیدوارم به آزادی های بیشتری برسید.

      من میتونم

      من از پسش برمیام

      من هدایت میشم

      من حمایت میشم

      من حفاظت میشم

      سپاسگزارم،خدانگهدارتون باشه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    اعظم پورهدایتی گفته:
    مدت عضویت: 1810 روز

    خدایا عاشقتم

    خدایا هرآنچه دارم از تو هست که به من رسیده

    خدایا قادرنیستم عاجزم آخه چی بگم چجوری سپاسگزارت باشم

    قبل از این مسیر الهی هدایت شده باشم

    خوب سیلی می‌خوردم خوب قشنگ

    من هیچی بلد نبودم

    من نه علمی نه آگاهی نه هدایتی نه نشونه ای نه خدای درونم نه از خودمو شناختی داشتم

    نه رسالتی

    کلا مرده متحرک یه دیواری بین منو خدای درونم همش تقلا زجر دست پا زدن

    در کل

    آسان شدم برای سختی‌ها

    پارو میزدم رها نبود

    الان من اصله واقعئیم

    من بی‌نظیر

    خداجونم تو بهم ارزش دادی عزت احترام دادی

    چی بگم قادر نیستم عاجزم عاجز

    الان بعد از سالها بهم ماشین دادی

    حساب بانکی دادی آسانم کردی برای اسانیها

    از درون چقدر عوض شدم

    آزادی مکانی

    آزادی زمانی

    آزادی مالی که الان راضیم

    ولی از این قشنگتر از این زیباتر از این عالیتر هم به دست میارم

    هرچی خواستم درخواست کردم خدا بهم داده

    این باور من خالق زندگیم هستم خدادرمن قوی کرده

    باور اینکه الخیرفی ماوقع

    هراتفاق به ظاهر بد این یه خیر بزرگی هست برای من درمن قوی شده

    اینکه تنهام با روح مقدسی فقط عشق بازی شده فقط درلحضه حال لذت بردن هست حرف زدن هست

    وهرلحضه داره بامن حرف میزنه

    از طریق یه حس نرم لطیف آرام

    ازطریق نشانهاهدایتم می‌کنه

    هر موقع توهاشیه رفتم منو آوردی تو مسیر تو اصل واقعیم

    اینکه الان آلارمها رو خوب متوجه میشم

    وقتی کنار آدمها یا مسیر یا خیابون ها میرم خوب متوجه فرکانسهاشون میشم اون انرژیشونو

    متوجه میشم فرکانس پایین متوجه میشه

    فقط بابت همین آگاهی هرقدر سپاسگزارت باشم خداجونم لازم نمیتونم جبران کنم

    بابت قانون سلامتی ولی خداجونم آخه چجوری بگم چجوری سپاسگزارت باشم

    چقدر به سلامتیه کمک کرده به عضلانی به اندام به پوستم به عزت نفسم

    آدم‌هایی میبینم هیچ آگاهی در مورد قانون بدنشان ندارندوبا زجربا تقلا با اذیت شدن فقط وزنشونو میخام کم کنم ولی این نعمت خدا به من داده اصل به من گفت

    من خیلی تغییر کردم از هر لحاظ

    الان این کامنت تو جاده دارم می‌نویسم سوار ماشینم هست از این آفتاب زیبا ایمان جذاب هوای تازه تمیز پاک رویایی می‌نویسم

    خداجونم سپاسگزارم

    ازتون وار دست نازنینت استاد بی‌نظیری که شده پیام اورت به سمت من

    خیلی خوشحالم خیلی

    از اینکه اینجا هستم

    در کنار این خانواده گرم صمیمی الهی

    اینجا فقط خدارو حس میکنم

    اینجا فقط از چشم خدا که واقعیت هم همینه ما دانشجویان بی‌نظیری هستیم فوق دکترا هستیم اصل دانش آگاهی همینه

    نه تحصیلاتی که 99درصد مردم قبولش دارند

    نه اصل تحصیلات همینجاست

    استاد شما پیام آورد این زمان هستید

    استاد شما تمامی که در این زمان هدایت شدم به سمتش ومدارش والان بروز در فرکانس شما هستم

    پس من ارزشمندم که هستم وقراردارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  3. -
    زهرا گفته:
    مدت عضویت: 455 روز

    سلام دوستان وقت بخیر

    من این متن رو می‌نویسم برای خودم تا رد پایی باشه از گذشته من

    من تا اینجا که این فایل های مصاحبه استاد رو با دوستان گوش دادم به این نتیجه رسیدم که خود من خالق شرایط زندگیم هستم

    این من بودم که رفتار بد و نامناسب همسرم رو ایجاد کردم ، این من بودم که توهین ها و تحقیر ها رو برای خودم ایجاد کردم ، این من بودم که این دعوا ها رو ایجاد کردم

    خود من بودم که فشار های جامعه و خانواده و مشکلاتی که خانم ها در جامعه دارند رو بهانه کردم تا سعی نکنم که درآمد داشته باشم چرا فکر نکردم که از محدودیت هایی که دارم استفاده کنم و اونها رو پله ای برای پیشرفتم کنم و در مسیر علایقم به درآمد برسم

    من چون نمی تونستم بیرون از خونه کار کنم چندین و چند شغل آنلاین رو امتحان کردم کار هایی مثل بازاریابی شبکه ای و طراحی سایت و تبلیغات مجازی برای شرکت های مختلف و … واقعا چقدر تلاش میکردم برای دوزار پول

    من حتی در مسیر علاقه خودم هم حرکت کردم و آموزش بافتنی گذاشتم و درآمد هم کسب کردم ولی چون باور های مناسبی نسبت به خودم نداشتم و کارم رو قبول نداشتم نتونستم اون کار رو ادامه بدم و درآمد بیشتری کسب کنم

    من الان در تاریخ 31 تیر ماه به خودم تعهد میدم که برای پیشرفت کانال بافتنی هر روز فیلم بگیرم و ویدئو آموزشی درست کنم خدایا من نمیدونم چطوری ؟؟ولی میسپارمش به خودت خدایا من نمیدونم چطوری باید کانال من مخاطب جذب کنه

    خدایا من نمیدونم چطوری ویدئو بگذارم خوبه

    خدایا من نمیدونم ، خدایا من نمیدونم ، تو میدونی من به هر خیری که از جانب تو برسه فقیرم

    خدایا من این کامنت رو برای خودم می‌نویسم تا بعدا که تکاملم طی شد و به مدار درآمد داشتن رسیدم بیام و زیر این کامنت از نتایجم بنویسم تا قلبم آرام بشه و یقین پیدا کنم که واقعا قانون عمل میکنه و من موفق میشم

    خدایا اگه برای بقیه شده پس برای من هم میشه

    درآمدی که الان میتونم با ذهنم قبولش کنم ماهی 30 میلیون تومان هست و میدونم اگه در مدار درست قرار بگیرم تو خیلی بیشتر از اینها بهم روزی میرسونی

    خدایا من تسلیم تو هستم و خودم رو به جریان هدایت تو میسپارم

    خودت من رو هدایت کن در بعد سلامتی ، عاطفی ، مالی و بچه داری و…. خدایا سپردم به خودت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  4. -
    fatemeh saeeidi گفته:
    مدت عضویت: 2077 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام استاد عزیزم

    سلام خانم شایسته عزیزم

    سلام به تمام دوستانم در سایت عباس منش

    بزرگترین دیوار ذهنی که من سالهای سال داشتم احساس عدم لیاقت و عدم خود ارزشمندی بود که سالها از این دیوار ذهنی ضربه خوردم نمیدونم چرا ولی اونقدر این در وجودم عمیق بود با دوره عزت نفس هم درست نشد با وجود اینکه من بارها این دوره را تکرار کردم تمریناتش را انجام دادم ولی تغییر در وجود من از زمانی شروع شد که دوره احساس لیاقت را با تعهد انجام دادم و در این دوره جمله ای که استاد گفت ( من ارزشمندم بی قید و شرط ) انگار که برای اولین بار شنیدم و خیلی برام تاثیر گذار بود

    من نتایج کوچک از این دوره برام آغاز شد تا این اواخر با دوره بینظیر هم جهت با جریان خداوند واقعا استاد دوره هم جهت با جریان خداوند خیلی خوبه الان من در انجام تمریناتم در تکرار دور دوم دوره هستم به نظرم این دوره میتونه در تمام ابعاد آدم و رشد بده احساس لیاقت ثروت روابط آزادی ایمان

    از همه مهمترش ایمان به تنها منبع نعمتها رب العالمین است

    جالبش اینه که من از جلسه اول شروع کردم دوره هم جهت با جریان خداوند رو در عرض دوهفته رسیدم به جلسه سوم و کامنت هم گذاشتم و دیدم که انگار من در تکرار دوره انگار که عجله دارم و هواسم نیست که اصلا برای چی دوباره با تعهد دارم این دوره را انجام میدهم استاد عزیزم دوباره رفتم جلسه اول و از آخرین کامنتم تا الان هنوز جلسه اول هستم و خیلی حالم خوبه چون دارم خیلی عمیق و اونجوری که راضیم کنه می یام جلو

    تازه دیروز جلسه اول را تمام کردم و خدا میدونه چه احساس خوبی را تجربه کردم و چه آگاهی هایی را از همین جلسه به دست آوردم دوباره کلمه به کلمه باورهایی که استاد گفتند را برای خودم در دفتر جدید نوشتم و دارم روش کار میکنم من در همین جلسه اول خییییییلی بهتر کانون توجه و مومنتوم را درک. کردم خیلی بهتر حواسم به ذهنم هست و در زندگی واقعی ام دارم انجامش میدم و چقدر تو همین جلسه اول دوباره نتیجه ها هست که داره می یاد به سمتم

    من احساس ارزشمندیم با این دوره خیلی بهتر شده خیلی

    همین دیروز دوتا تجربه داشتم با یکی از نزدیکانم که از کودکی ترس عمیقی از او در وجودم احساس میکردم و نمیتونستم در برخورد با او حرفم و بزنم یا احساسم را بگم بعد از این همه سال برای اولین بار بدون ترس با احترام نظرم را به او دادم احساسی را گفتم که سالها آرزوشو داشتم به این مرحله برسم

    خیلی خوشحالم

    واقعا من برای اولین بار در عمرم با دوره هم جهت با جریان خداوند دارم نتیجه میگیرم که برای من تو هیچ دوره ای اتفاق نیوفتاده بود

    خدایا بینهایت سپاسگزارم

    در پناه الله یکتا شاد و سلامت و موفق باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  5. -
    فاطمه تقی زاده گفته:
    مدت عضویت: 2634 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربانم هرآنچه دارم ازآن تودارم

    سلام استاد عزیزم ،استاد مریم جانم سلام انشاالله شاد وسالم باشین

    سلام به دوستان هم مسیرم

    در زندگی‌تان، بزرگ‌ترین ‘دیوار’ ذهنی که خودتان ساخته‌اید چه بوده (مثل ترس از شکست، سرزنش دیگران، یا باورهای محدودکننده)؟

    چطور با پذیرش مسئولیت و یک قدم کوچک تعهد آمیز، آن را شکستید و چه معجزه‌ای در روابط، کار یا درآمدتان اتفاق افتاد؟

    استاد، بزرگترین سرمایه ی زندگیم اینه که فهمیدم ودرک کردم که این منه فاطمه هستم که زندگیم رو خلق میکنم واز زمانی که تکاملی درک کردم وبهش عمل کردم شرایط زندگیم تغییر کرد.

    از وقتی که شنیدم ویادگرفتم ودرک کردم وبهش عمل کردم نتیجه ها در زندگیم رخ داد

    وقتی پذیرفتم من مسئول تمام اتفاقات زندگیم هستم وهمسرم رو مسئول تامین مخارج زندگیم ندانستم ومسئول هزینه های شخصیم ندانستم وانتظارم رو ازش کم کردم همه چیز تغییر کرد وجهان منو بی نیاز کرد وبطور معجزه آسایی نعمتهاوارد زندگیم شدن وبه راحتی خودم نیازهای شخصیم رو برطرف میکنم بدون هیچ توقعی از همسرم برعکس قبل که از همسرم توقع داشتم وهیچ وقت هم شرایطشو نداشت ومن فکر می‌کرد وظیفه همسرم که نیازهای منو برطرف کنه واحساس قربانی شدن میکردم واین احساس، ترحم اطرافیان هم نسبت بهم به همراه داشت.

    از نظر رابطه و عاطفی نسبت به همسرم وفرزندانم از وقتی که قانون رو درک کردم وتوقعم رو کم کردم وتمرکز گذاشتم روی خودم وبدون هیچ توقعی از اعماق وجودم عشق ورزیدم وسعی کرم قلبی احساساتم رو بروز بدم نتیجه ها هم رخ داد وتکاملی هربار ارتباطم با همسرم وفرزندانم بهتر از قبل شد دوستانه تر،صمیمی تر، عاشقانه تر ولذت بخش تر شدوهر بار شکرگزارخداوندم میشم از کانون گرم خانواده ام.

    از نظر سلامتی خداروهزاران مرتبه شکر سلامتم واگه هم موردی پیش بیاد نشانه میبینم از طرف خداوندم مثل همین دیروز دندون درد شدم نشانه دیدم از طرف خداوندم که اولویت رو بزارم برای ترمیم دندان هام و وقتم رو آزاد کنم و برای خودم ارزش قائل باشم.

    یکی دیگه از دستاوردهام اینه که در زندگیم هدف داشته باشم واز وقت وزمانم به بهترین شکل ممکن استفاده کنم وبرای رسیدن به اهدافم برنامه ریزی کنم وقت بزارم وقدم بردارم وعمل کنم.

    از نظر قدرت تصمیم گیری 180 درجه تغییر کردم واعتماد بنفسم رفته بالا وبه راحتی تصمیم میگرم بدون نیاز به دیگران وتنها تکیه گاهم خداوندم هستش واصلا نظر وحرف اطرافیانم برام مهم نیست وباتمام وجودم وبا ایمان قلبی وبا توکل به خداوندم برای تک تک اتفاقات زندگیم تصمیم میگیرم وخودم رو محدو نمیکنم به نظر دیگران.

    به اندازه ای که در زندگیم ایمانم رو نشان دادم نتیجه هم گرفتم به اندازه ای که تسلیم خداوندم شدم ومتوکل شدم به خودش،درها باز شد راه ها بهم گفته شد.همین دستاوردها همین نتیجه ها منو مصمم تر میکنه برای حرکت کردن در همین مسیر ومتوکل تر وبا قدرت بیشتر قوی‌تر تعهد میدم مسیرمو ادامه بدم وهربار بهتر از قبلم بشم.

    استاد عزیزم استاد مریم جانم بی نهایت ازتون سپاسگزارم بخاطر قلب پاک ومهربانتون.

    برای تک تک دوستانم در این سایت الهی آرزوی رشد وپیشرفت دارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  6. -
    رویا مهاجرسلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2519 روز

    تغییر را در آغوش بگیر | قسمت 14 

    بنام خداوند رحمان و غفور و بخشنده مهربانم

    سلام بر خدایی که خدایی کردن کار او است و بندگی کار من

    خدایااا شکرت که برای تو هیچ غیرممکنی غیرممکن نیست و هر غیر ممکنی را برایم ممکن می سازی

    موضوع این قسمت: مسئولیت مسائل زندگی‌ات را بپذیر

    چطور با پذیرش مسئولیت و یک قدم کوچک تعهد آمیز، آن را شکستید و چه معجزه‌ای در روابط، کار یا درآمدتان اتفاق افتاد؟

    طبق قانون

    ما در جهانی فرکانسی زندگی می‌کنیم؛ هر نتیجه‌ای بازتاب فرکانس‌های ماست. وقتی بپذیریم که جهان پاسخِ ارتعاشات ماست، همان‌جا کلید تغییر را در دست گرفته‌ایم.»

    من مسعولیت تمام اشتباهات گذشته ام رو پذیرفتم و درس هاشو گرفتم و .. این کار خیلی سختیه .. خیلی باید روی ذهن مون کار کرده باشیم که تمام مسعولیت های خطاهای گذشته مون رو بپذیریم . برای همین نیاز به تلاش و کوشش ذهنی زیادی دارد و لازم هست که بتونم خودمون رو ببخشیم و بخشیدن خودمون سختر از بخشیدن دیگران هست

    چون چیزی در ذهن و وجودمان وجود دارد بنام عذاب وجدان و بدنبال این عذاب وجدان ترس و نگرانی هاست که از احساس عدم لیاقت و خود کم بینی و عدم ارزشمندی است و یکی از آن مومنتوم های بسیار منفی است که در ذهن مون حسابی جا خوش کرده

    با اینکه قانون را خوب میدانم و همیشه این قانون رو در اکثر کامنت هام نوشتم تا باور کنم که من خودم مسعول تمام کارها و اعمال و رفتارهایم بودم. ولی چون در گذشته مسیرم درست نبوده و سبب اشتباهات و خطاهای زیادی شدم اصلاح آن اشتباهات و با بعبارتی تغییر آن باورها خیلی برام سخت بوده .. با اینکه می‌دونم و باور دارم که هیچکس مقصر نیست و پذیرفتم مسعول تمام آن خطاها و اشتباهات و اعمال و رفتارم خودم بودم…و درس هاشو گرفتم ولی باید بطور مداوم و مستمر روی این احساس لیاقت کار کنم

    هر چند سرزنش دیگران بخصوص فرزندانم در مورد تضادهای مالی و پولی سبب شده که روابط هامون هم دچار تضادهای دیگر شود و بدنبال آن تضادها سبب اختلال در سلامتی و تندرستی و مومنتوم منفی بشه و این دیوارهای ذهنی همچنان تا ثریا پیش رفته ولی من باور دارم که با کنترل ورودی های ذهنم میتونم به بی نهایت راه حل های آسان الهی هدایت شوم … وقتی چنین مسعولیتی را پذیرفتم بیشتر عذاب وجدان داشتم و بار این گناهان بر قلب و روحم سنگینی می‌کرده و هم اکنون هم چنین هست … اما تنها راه حل و و چاره اش اینه که بتونم خودمو ببخشم و رها کنم و بخداوند بسپارم و این نیاز به یک تغییر باور عمیق و زمان بر و گسترده ای دارد

    پس فقط باید بلطف و فضل و کرم خداوند امیدوار باشم .. فقط کمک خداوند شامل حالم باید باشه …

    چند روزه نسبت به نوشتن قسمت 14 تغییر را در آغوش بگیر سخت مقاومت داشتم و احساس کردم با به یاد آوردن درد و رنج های گذشته یک آتش زیر خاکستره که با بیاد آوردنشون .. مومنتوم منفی ساخته میشه ولی دل به دریا زدم و گفتم اشکالی نداره من در گذشته آگاهی نداشتم . توی مسیر درستی نبودم و باورهای نامناسب و نادرستی داشتم و تمام این گذشته ام مثل یک صحنه ی فیلم تمام خاطرات گذشته از جلوی چشمم رژه می‌رفتند . اصلا دوست نداشتم گذشته ی تلخخخمو به یاد بیارم چون احساس میکنم قلبم به درد میاد و این نشان میده که من هنوز در این مورد باورهام تغییر نکرده و برای همین همیشه و همیشه از خداوند خواستم که کمکم کنه و برای تمام اشتباهات و خطاهای گذشته ام طلب مغفرت کردم

    ای ابتدای هر آغاز و ای سرانجام هر پایان

    بیامرز من را که آن گناهانم امید را قطع می‌کند

    خدایااا بیامرز مرا هر کاری که کرده ام و هر خطایی که از من سر زده

    لطفاً منو ببخش متاسفم..

    خدایااا در گذشته این اشتباهات و خطاهای زندگیم که دیوار بلندی در ذهنم ایجاد شده را با بهای سنگینی پرداخت کرده ام و مسعولیت آنها رو پذیرفتم و این دیوارهای قطور و بلندی که برای خودم ساخته بودم بدلیل آگاه نبودن من بوده و بیدار نبودم و مُهر بر قلبم زده شده بود .. هم اکنون مسعولیت تمام اشتباهات و خطاهای خودم را میپذیرم و درس هاشو دریافت کردم و هرگز حاضر نیستم به گذشته ام برگردم لطفا منو ببخش متاسفم..

    ای خدای غفور. و رحمان رحیم کمکم کن که تمام اشتباهات و خطاهای گذشته ام بنفع من پیش بره و تغییر کند

    ای نور و عشق بخشنده ی الهی لطفاً کمکم کن که مرا از اشتباهات گذشته ام در مورد عزیزانم و اطرافیانم و هر آنکسی که به یاد دارم و یا به یاد ندارم رهانیده

    خدایاا خودت دستمو محکمتر از همیشه در دستان پُر مهر خودت بگیر و گره بزن..

    خدایااا ممنون و سپاسگذارم برای تمام موانع و تمام تضادهای زندگیم که مواظب من بودند تا بیشتر به مسیر اشتباهم ادامه ندهم ممنون و سپاسگذارم

    خدایااا شکرت از اینکه تمام فرشتگان و ناجیان الهی خودت را توسط همین موانع و تضادها برایم فرستادی تا من بیشتر به اشتباهاتم پی ببرم و مسیر را بنفع خودم تغییر بدم

    ای خدایی که برای تو هیچ غیرممکنی غیرممکن نیست و هر غیر ممکنی را برایم ممکن می سازی

    دیوارهای ذهنی من خیلی زیاد بودند در همه چی و در تمام جنبه های زندگیم دیوارها و محدودیت های ذهنی ام رو خوب میفهمیدم و هم اکنون هم میفهمم فقط تفاوت در میزان ارتفاع بلندی و کوتاهی این دیؤارها هست.. در بعضی جنبه ها و مباحث مثل روابط و یا درآمد و کسب و کار و یا پول و ثروت و یا ترس ها و نگرانی هایی که باورهای محدود کننده رو مانند سدی و با دیواری در ذهن من ساخته شده بودند و باید یاد بگیرم که رها کنم و بخداوند بسپارم

    خدا رو شکر بلطف همکاری خداوند و دریافت آموزه ها و گاهی های استاد عزیزم توانستم تمام افراد نامناسب را از خودم دور کنم و آنهایی را که نمی توانستم جهان هستی این لطف را در حق من کرد و خدا رو شکر بجایش افرادی را وارد زندگیم کرد که ماموریتی داشتند تا به قسمت هایی از زندگیم کمکم کنند و بعدش دوباره از زندگیم رفتند و بلطف و فصل و کرم خداوند توانستم در این مسیر الهی ادامه ی مسیر بدم و تکاملم را طی کنم ممنون و سپاسگذارم خدایاااا شکرت

    جمله ی طلایی نتایج بزرگ به دلیل اتفاقات بزرگ رخ نمی‌دهند؛ آن‌ها نتیجه تعهد مستمر به بهبود دائمی و کنترل ورودی‌ها هستند.

    و من هم اکنون در مسیر تکاملم هستم

    ای نور و عشق الهی با رهنمود های واضح و مشخص هدایتی کن تا بفهمم چه باید بکنم و من را در برابر خیر و صلاحم همیشه هشیار و بیدار نگه دار تا هرگز هیچ فرصتی را از دست ندهم و لحظه به لحظه و قدم به قدم در جهت جریان مسیر الهی تو باشم

    بار الاها!!!!

    منو واسطه ی عشق خودت در میان عزیزان و اطرافیان و افراد و شرایط و موقعیت هایی قرار ده تا بتونم مثل خودت بخشنده و یاری دهنده ی بی منت باشم

    ای خدای رحمان و رحیم .. ای خدای مهربونه مهربونم من را وسیله ای از بی نهایت دستان خودت قرار بده که حامل شادی و شادمانی عشق تو باشم که اگر خدمتی به کسی کردم یادم باشد که این دستان قدرتمند و توانگر توست و من فقط واسطه ای بیش نبودم!!

    خدایااا شکرت تنها فقط و فقط ترا میپرستم و فقط و فقط از تو یاری می‌خوام برای هدایت بسمت باز شدن کلیدی که فقط مخصوص من و همانند اثر انگشتم که امضای خاص و ویژه ی من است

    پس مسیر رسیدن به راه حلهای آسان و مومنتوم مثبت خواسته ها و آرزوهای خاص و. ویژه من را آسانتر و لذت بخش تر و زیباتر کن

    استاد این نشونه رو در تابلوی تبلیغاتی توی اتوبان دیده بودن در جلسه ی چهارم هم جهت با جریان خداوند و می‌خوام این جمله رو همیشه بنویسم تا نشانه و هدایتی برایم باشد

    Consider it done انجام شده بدان

    IN GOD WE TRUST

    ما به خداوند اعتماد داریم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  7. -
    زهرا حسینی گفته:
    مدت عضویت: 1809 روز

    به نام خدایی که هر چه دارم از ان اوست

    سلام و مهر به همه شما خوبان

    بزرگترین دیوار ذهنی که من در ذهنم ساخته بودم

    همین عدم پذیرش مسئولیت اتفاق های زندگیم بود

    مدت زمان زیادی بود (بیشتر از چند سال)که من همسرم رو مسئول تمام اتفاقات میدونستم

    چون ایشون به دلیل یه سری تصمیمات عجولانه

    ضرر و زیان های مالی بسیاری بوجود آوردن

    که در ادامه ی همون احساسات بد تصمیمات بدتری گرفتن که هر روز در مشکلات بیشتری غرق میشدن

    و من تمام سعی مو میکردم اما طبق قانون ما نمیتونیم هیچ کسی رو تغییر بدیم

    از یک جایی به بعد من ایشون رو مسبب اصلی مشکلات زندگی میدونستم و اوضاع هر روز بدتر و بدتر میشد

    در تمام جنبه های زندگی

    چون واقعا رفتارهای اشتباه هم کم نداشتن و من میخاستم ایشون رو به قول خودم بیدار کنم و بیارم به مسیر درست

    که مسیر بسیار سخت و پر از رنج و ناراحتی بود

    شاید در ظاهر یکمی خوب میشد اما در باطن نه

    مثل فرستادن آشغالا زیر مبل بود

    حتی همین پذیرش مسئولیت اتفاقات زندگی هم به صورت تکاملی و آرام آرام در من شکل گرفت

    تا جایی که دیدم

    من چندین ساله خودم رو نابود کردم فقط به این دلیل که انگشت اتهام به سمت یکی دیگه ست

    اقدامات اشتباه زیادی هم داشتم اما خوشبختانه اگاهی های استاد به کمکم امد

    که میگفتن اگر شما از یک آدم به خاطر یک سری رفتار و مشکلاتش فرار کنید

    شما در واقع اون آدم رو نمیتونید حذف کنید توی زندگی بعی روابط بعدی هم یک آدم دیگه اما با همون خصوصیات سر راه شما قرار میگیره

    این صحبت استاد واقعا تلنگر بزرگی به من زد

    وقتی که به تجربیات اطرافیان هم نگاه می کردم

    میدیدم دقیقا صحبت های استاد صادقه

    آدم ها از روابط خودشون خارج میشن به راحتی

    چون اخلاقش بده جون دروغگوعه

    چون توجه نمیکنه

    چون فلانه

    چون بهانه

    بعد دوباره وارد یه رابطه ی دیگه میشن و باز هم همون مسائل رو دارن

    بدون این که فکر کنند مخرج مشترک تمامی اون رابطه های ناپایدار خودشون بودن

    خودشون

    مگر میشود شما توی رابطه های متفاوت باشی با ادمهای متفاوت اما در همه موارد مشکل از شخص مقابل باشد و البته با دلایل تقریبا تکراری

    با نگاه به زندگی گذشته ی خودم دیدم من هم همین چرخه رو هی تکرار میکردم و همیشه ناراضی بودم

    تصمیم گرفتم که تغییر از همین جا شروع کنم

    با آموزه های استاد سفت و سخت تر پیش رفتم نمیگم راحت بود نه

    اما به اندازه ای که من قدم بر میداشتم نتیجه ها چندین برابر حاصل میشد و همین شور و شوقی فراوان در من بوجود می‌آورد

    و الان خداروشکر در مسیری هستم که هر اتفاقی میافته برمیگردم به درون خودم

    و میبینم من در چه مداری بودم

    همین که پذیرفتم من مسئول اتفاقات زندگیم هستم به واسطه فرکانس ها و کانون توجهم

    خیال من رو مطمئن میکنه تا بیشتر به این مسیر اعتماد کنم

    به قول استاد کل بازی همینه بچه ها وقتی یک بار مسیر یاد میگیرید فقط باید استمرار و مداومت داشته باشید

    استمرار

    استمرار این یه کلیده

    خدایا شکرت برای حضور استادم

    خدایا شکرت برای خانواده ی صمیمی عباس منش

    خدایا شکرت برای نعمت سلامتی

    خدایا شکرت برای اینکه نفس میکشم و هنوز هم فرصت رشد و پیشرفت دارم

    در پناه حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  8. -
    اکرم زمانی گفته:
    مدت عضویت: 2235 روز

    سلام استاد و مریم جون ،عاشقانه دوستتون دارم و سپاسگزارم و سپاسگزارم از خداوند بابت هدایت امروز و حال خوبی که در یافت کردم و ممنونم از مهیار و آرام و تمام دوستان عزیزم ،دقیقا این جلسه و جلسه قبل خیلی با حال این روزهای من همخوانی داشت .یادم چند روز پیش خیلی راحت فردی را که قرار بود توی کار جدیدم کمکم بده را گذاشتم کنار فقط بخاطر اینکه می خواست با باورهای خودش پیش بره در حالیکه من ایمان دارم وقتی خدا گفته این کار را بکن خودش برای من همه کار می کنه و من دغدغه تبلیغات و اینا ندارم ،هیچ وقت یادم نمیره که همیشه در مسیر درست حرکت کرده ام و مامانم وقتی کار من را میدم می گفت بچه های من تبلیغ کن ندارند تبلیغ کن بچه های من خداست و دقیقا من این را با تمام وجودم دریافته بودم که توی کارام و زندگیم خیلی جاها آدم هایی را می دیدم که فقط کار خدا بوده و دیگر هیچ

    استاد جون چند روز پیش نشستم و به خودم گفتم اکرم تا حالا هزار تا کار و ایده به ذهنت اومده و آدمی بودی که مثل آچار فرانسه تا تونستی به ایده ها عمل کردی ،حالا که داری رو خودت کار می کنی چی شده ،چرا نشستی خدا بهت گفته برو این کار را بکن از اینجا شروع کن بلند شو شروع کن مثل تمام اون شروع کردن هایی که چندین سال قبل در اوج مشکلات مالی شروع کردی و بدون فروش چیزی ساختی و همه را درست کردی ،الان خدا بهت میگه می خوام بی نهایت بهت روزی بدم خان الهی من پهنه تو چقدر بهره می بری اون دست توئه

    گر گدا کاهل بود ،تقصیر صاحب خانه چیست

    تو نمی خوای بهره ببری نگو نیست نترس پاشو مثل هزار بار دیگه ای پا شدی و تونستی

    تو همون اکرم هستی که با یه سال تمرین کردن تونستی نفر دوم کشور بشی ،تو همون اکرم هستی که چند تا مدرک را توی چند ماه گرفتی و کلی پول در آوردی ،تو همون اکرم هستی که هم کار می کردی هم خانه داری هم همسرداری و هم کار دوم داشتی ،چی شده بلند شو حرکت کن تو باور داری که با همین چیزایی که داری می تونی شروع کنی

    یادت هست تو کاسبی شوهرت وقتی اون اصرار داشت که باید پارچه به روز تو مغازه باشه تا مشتری جذب کنی تو مقاومت نشون دادی و گفتی من ایمان دارم با همینا شروع می کنیم دوباره و خدا کسانی که همین ها را بخواهند هدایت می کنه و دقیقا۴ سال بدون خرید چکی و اضافه کردن تمام اونها رو فروختی

    تو همون اکرم هستی که می گفتی جایی که پرنده پر نمی زنه رزق می رسه و فقط و فقط با زدن یه شماره روی شیشه مغازه مشتری های نقد و عالی و درست داشتی و هر کسی که می گفت مواظب باش تو این محل آدم های فریبکار زیادند تو به خودت می گفتی من آدم درستی ام و آدم های درست تو کارم می افته ،آقا مهیار بله فقط نشستن و فکر کردن و به قولی رو خودت کار کردن روزمرگی میاره، و منم دقیقا به اینجا رسیدم آخه من از زمانی که خودم را شناختم در حال حرکت کردن بودم و واقعا نیازمه حرکت کنم جلو برم و پرواز کنم

    گاهی آدم با یه جمله با یه سخن با یه کلام به قدری متحول میشه که خدا می دونه و دقیقا امروز روز تحول منه روزی که دوباره با خودم متعهد شدم آگاهی ها را به عمل تبدیل کنم و جلو برم و طوری زندگی کنم که خداوند به بنده بودن من به خودش بباله،و افتخار کنه

    به امید روزی که منم بیام بگم با افتخار کار دولتی ام را بوسیدم و گذاشتم کنار و الان آزادانه دارم سفر می کنم و جهان را می گردم و لذت می برم

    به امید اون روز که دور نیست اگر قدرت خلق زندگی مون را باور کنیم.هدایت را باور کنیم .عاشق بودن خداوند نسبت به خودمون را باور کنیم .

    از همه ی شما سپاسگزارم که کلام شما هدایت پروردگار بود برای ما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  9. -
    آینا راداکبری گفته:
    مدت عضویت: 3669 روز

    سلام

    موارد مهم

    آگاهانه زندگی کنیم بدانیم که الان داریم به چی فکرمیکنیم و ازتجربیات گذشته خود میتوانیم استفاده کنیم و راه میان بر را برویم و تشخیصمان راحتتر خواهد بود که الان باید چه کارکنم و چطور عمل کنم.

    اینکه به خودمان متعهد باشیم تعهدی که با قدرت همراه است بسیارمهم است؛ اصلا اساس مهم کارهایمان که موفق شویم همین است که ما متعهد باشیم که به این مسیر و موفقیت خودمان

    یکی از ابزارهای مهم خوب زندگی کردنمان همین است که ما درهر شرایطی متعهد به خود باشیم و باقی بمانیم.

    به تغییرات زندگی که با افکار و آگاهیهای ما بدست می آید آگاه باشیم

    موفقیتهای خودمان را برای خودمان تکرار کنیم و همیشه این را به عنوان ابزاری قوی برای خود داشته باشیم که امیدوارانه و مطمئن حرکت کنیم و خودمان را امیدوار نگه داریم و ادامه دهیم یعنی وقتی که ناامید می شویم وقتی فوری به موفقیتهای گذشته خود فکر می کنی که من همانی هستم که فلان کار را توانستم انجام بدهم با شور و شوقی که خودمان در خودمان ایجاد می کنیم می توانیم با روحیه خوب ادامه دهیم با به یادآوردن مسیری که برای رسیدن به موفقیتهای قبلی خود داشتیم روحیه ادامه مسیر را هم خواهیم داشت.

    موارد کمک کننده

    تو در راه بنه و هیچ مپرس که خود راه بگویدت که چون باید کرد

    در مورد اهمیت جمع کردن تلویزیون؛ من شاید 25 سال باشه که تلویزیون نگاه نمی کنم تمام پیشرفتم را مدیون همه قضیه می دانم. اولش با شرایطی که داشتم بالاجبار این کار را کردم ولی سالهای بعدش خودم می خواستم که این طور باشد و خیلی هم راضیم خیلی زیاد. خدایا شکرت

    همیشه این را روی خودم کارمی کنم که باور کن که معجزه ها برای تو هم هست و تو بخواهی و باورهایت را درست کنی، معجزه هم خواهد شد و این باور خیلی به من در خیلی موارد کمک کرده است

    خیلی شده است که فوری یاد گذشته میکنم و راه و تصمیم درست را می توانم بگیرم و با جدیت قدم بر میدارم.

    برای یکی از اهدافی که دارم خیلیها اگر بفهمند مسخره ام می کنند که نمیشه ولی من هدفی شبیه به این داشتم و در سن 14 15 سالگی موفق شدم خودم درستش کنم همیشه به خود میگویم که برای این هدف هم می توانی

    یکی دیگر از کارهایی که برایم خوب بوده است از خوب هم خوبتر؛ اینکه مسیری را که دارم میروم اشتباه است فوری فوری بر میگردم و رهایش می کنم بدون هیچ صبری

    همیشه اینکه خودم بخواهم و بتوانم قائم به ذات باشیم بسیارمهم است و خودم با خودم از پس همه کارهایم بر بیایم.

    اقدامات و برنامه هایم

    به یاد آوردن موفقیتهای قبلیم و اتفاقا چیزی است که امروز در ستاره قطبی ام هم نوشتم.

    JUST DO IT NOW

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  10. -
    انیس دیده بان گفته:
    مدت عضویت: 1655 روز

    الهی شکرت برای این سرزمین پر از خیر و برکت

    برای این انرژی بالا

    که هروقت ذهنم میخواد بیراهه بره خودم رو میبندم به این سایت به این سرزمین

    شکرت خدای من برای این آموزه ها این دوستان خوبم این همه افراد موفق که نمیشه روش قیمت گذاشت

    عاشقانه همتون رو دوست دارم بهتون افتخار میکنم دوستان خوبم که اینقدر متعهد و قوی و مومن هستید با تقوا هستید

    گوارای وجودتون هرلحظه شادی و لذت و شور و عشق و آرامش

    استادِ جان فقط میتونم بگم دارم هرروز روی خودم کار میکنم دوتا مساله و پاشنه آشیلی که اخیرا در خودم پیدا کردم بحث کمال گرایی و حل مساله هس که چسبیدم بهشون و رفتم توی دلش و با ابزار افتادم به جونشون خیلی خوشحالم ک پیداشون کردم . هرچی جلوتر میرم بیشتر متوجه دلیل نتایج و ناخواسته ها در گذشته ام میشم

    بقول شما استاد عزیزم وقتی متوجه مشکل و مساله میشی نصف راه رو رفتی

    من پبداش کردم دوتا از شاخه های عظیم و اصلی باورهای غلط و قدیمی رو

    اتفاقات خوب داره برام پشت سرهم رقم میخوره

    هرروز دارم آسان میشم برای آسانی های بیشتر

    خیر و برکت برام میباره از آسمون و زمین از در و دیوار

    دستهای خداوند میان و همه کارهام داره به راحتی انجام میشه

    هرروز به خودم میگم انیس نکنه اینها برات عادی بشه ،هرروز برو به دانشگاه استادد عباسمنش و سرکلاسها حضور پیدا کن تا بهت یادآوری بشه چرا این نعمتها توی زندگیت هستند و چی شد ک وارد زندگیت شدن مبادا فراموش کنی از کجا به این نقطه رسیدی تو باید هرروز از شکرگزاران باشی و روی تقوا تمرکز و تمرین کنی

    خدا رو هزاران بار شاکرم برای قوانین ثابتی که در جهان قرار داده و هرروز با فکر کردن به این قوانین ایمانم رو تثبیت میکنم و قدم برمیدارم و مطمین هستم که نتایج هرروز و هرلحظه داره بهتر و بهتر میشه و دارم لذت میبرم از زندگی

    در سایه سار قوانین ثابت الهی زندگی را زندگی باید کرد..

    عاشقتونم استاد عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای: