تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۶


موضوع این قسمت: خاموش کردن نوار خودسرزنشی: چگونه با رها کردن حس گناه، زندگی‌مان را متحول کنیم؟

مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:

  • الگوهای مناسب نه تنها خواسته‌های مناسب را شکل می‌دهند بلکه باور به امکان پذیر‌‌بودن را در ذهن ما می‌سازد؛
  • هدف از الگوبرداری؛
  • عمل به فرمول “چطور از این بهتر؟!”
  • مخرب‌ترین فرکانس، فرکانس احساس گناه است؛
  • طبق قانون، چیزی به نام ” فرصت فقط یک بار در خانه‌ات را می‌زند” وجود ندارد. همیشه فرصت‌های بهتر هست؛
  • چرا خداوند کلمه حزن را در قرآن با لای نفی آورده است؟!

این فایل یک گفتگوی ساده نیست؛ یک «بیداری» است. بسیاری از ما در محدوده‌ی دید خود زندگی می‌کنیم و نمی‌دانیم که چه سبک زندگی، چه سطحی از آزادی مالی و زمانی، و چه کیفیت روابطی برای ما «ممکن» است. اینجاست که نقش «الگوها» در زندگی ما پدیدار می‌شود.

استاد در این گفتگو، یک اصل حیاتی را فاش می‌کنند: تا چیزی را نبینید، نمی‌توانید آن را بخواهید و تا آن را نخواهید، به آن نمی‌رسید!

این فایل صوتی، دو موضوع کلیدی و یک راهکار قدرتمند را برای تحول دائمی در خود جای داده است:

۱. شکستن سقف آرزوها با دیدن الگوها

استاد تأکید می‌کنند که دلیل اصلی تولید سریال‌هایی مانند «زندگی در بهشت» یا «سفر به دور آمریکا»، فقط به اشتراک گذاشتن روزمرگی‌ها نیست، بلکه «الگو دادن» است.

  • «ندیدن» برابر است با «نخواستن»: تا زمانی که یک زندگی خاص (مثلاً آزادی زمانی و مکانی، روابط باکیفیت، سلامتی دائم یا زندگی در دل طبیعت) را نبینید، برای ذهن شما «وجود ندارد».
  • باورپذیر شدن خواسته‌ها: دیدن این الگوها، باورپذیری شما را افزایش می‌دهد. خلق کردن خواسته‌ها برای شما «ممکن» می‌شود.
  • گسترش جهان توسط شما: وقتی خواسته‌های بزرگ‌تری برای شما شکل می‌گیرد و به آن‌ها می‌رسید، شما هم به همان نسبت، در گسترش جهان (جهانِ امکانات و آرزوهای انسان‌ها) سهم ایفا می‌کنید.

۲. درس تغییر: اجازه ندهید جهان با چک و لَگَد شما را بیدار کند!

دوست عزیزی که در این فایل صحبت می‌کند، به وضوح اعتراف می‌کند که «فقط وقتی فشار مالی یا فکری زیاد می‌شود و کارد به استخوان می‌رسد» به فکر تغییر می‌افتد. این همان «پس گردنی» جهان است که به ما می‌گوید: «مسیرت غلط است، تغییر کن!»

  • هدف عالی زندگی: هدف ما این است که قبل از اینکه جهان فشار زیادی بیاورد، خودمان با آگاهی تغییر کنیم.
  • بهبود دائمی: حالت عالی زندگی، «جستجوی بهبود دائمی» است. هر روز باید از خود بپرسیم: «چطور می‌توانم بهتر شوم؟»؛ در کار، در سلامتی، در روابط.
  • کاهش مسائل ناراحت‌کننده: وقتی شما همیشه در حال بهتر شدن هستید، زندگی شما سرشار از شادی شده و مسائل ناراحت‌کننده به شدت کم می‌شوند، زیرا شما همواره یک گام از مشکلات احتمالی جلوتر هستید.

۳. چگونه خود سرزنشی فرصت‌ها را می‌کشد؟

استاد در این بخش، یک قانون طلایی و ریشه‌ای را مطرح می‌کنند:

احساس بد (غم، ترس، گناه، خود سرزنشی) = اتفاقات بد. احساس خوب (شادی، آرامش، امید) = اتفاقات خوب.

  • وقتی ما به خاطر تصمیمات گذشته یا فرصت‌های از دست رفته، مدام یک «نوار صوتی خود سرزنشی» را در ذهنمان تکرار می‌کنیم، در واقع داریم فرکانس خود را خراب می‌کنیم. این فرکانس منفی باعث می‌شود درهای فرصت‌های جدید را نبینیم یا آن‌ها را به روی خود ببندیم.
  • شیطان و غم: استاد با استناد به ریشه‌ی کلمه‌ی «حُزن» (غم و اندوه) در قرآن، توضیح می‌دهند که این تنها شیطان است که می‌خواهد ما را غمگین کند.
  • رهایی از تنبیه: راه درست این است: اگر اشتباهی کردید، سریعاً از آن درس بگیرید و دیگر خود را تنبیه نکنید. قضاوت کردن تصمیمی که نتیجه‌اش هنوز معلوم نشده، غیرمنطقی است و فقط به شما احساس بد می‌دهد. ما باید ذهنمان را جوری کنترل کنیم که همیشه به ما احساس بهتری بدهد.

نتیجه: برای یک زندگی عالی، الگوهای جدید را ببینید، هر روز به دنبال بهبود باشید و مهم‌تر از همه، نوار خود سرزنشی ذهن‌تان را خاموش کنید تا شایسته‌ی دریافت نعمت‌های جدید شوید.

در این مسیر، استفاده از آموزه‌های دوره احساس لیاقت به شما کمک شایانی می‌کند تا نوار خود سرزنشی ذهن‌تان را خاموش کنید تا شایسته‌ی دریافت نعمت‌های جدید شوید.


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

411 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «فهیمه پژوهنده» در این صفحه: 7
  1. -
    فهیمه پژوهنده گفته:
    مدت عضویت: 2447 روز

    بنام تنها فرمانروای آسمان ها و زمین

    سلام به استاد عزیز و ارزشمندم. استاد واقعا از صمیم قلبم میگم استاد عزیز من هستید، استاد بزگوار و بزرگ منش هستید. استادی که هربار بیشتر متوجه میشم که چقدر ارزشمند هستید و چقدر روی ارزشمندی و عزت نفس خودتون کار کردید و از درون چه شالوده قوی و مستحکمی ساختید. و وقتی هربار من شما رو بیشتر کشف میکنم انگار درکم و ایمانم به قانون بیشتر میشه. وقتی من هربار فوکوس میکنم به مسیری که شما رفتید و جملات و کارها و فعالیت هایی که انجام دادید و من به عنوان شاگرد یا عضویی از این خانواده و سایت بخش کوچیکی از اونا رو خبردارم یا دیدم و متوجه میشم و توی تمام ذهنم یک مرور کلی میشه،اصلا وقت میتونم بهتون احسنت بگم، فقط میتونم ازتون تشکر کنم و فقط میتونم شکرگذار خداوند باشم که شما رو در مسیر زندگی من قرار داد تا با شما هم مسیر بشم و از زبان و قلب و کلام و رفتارهای شما به قانونمندی خدا بیشتر و بیشتر پی ببرم تا بیشتر و بیشتر سپاسگزارش باشم. و همه ی اینا یعنی من بیشتر سپاسگزارتر از خداوند میشم و این سپاسگزاری های عمیق و درک من ظرف منو هر بار بزرگتر میکنه و منو آماده تر برای دریافت نعمت های بیشتر، روانی بیشتر زندگی ام، اتفاقات و همزمانی های بیشتری که منو هربار شگفت زده میکنه و هر بار مشتاق تر برای درک بیشتر و این اشتیاق من هر بار منو آسان تر میکنه و ذهنم رو رام ر ومنطقی تر میکنه تا جوری عمل کنه و جوری فکر کنه و حتی جوری بنویسه و حضور داشته باشه که تا حالا نبوده و ندیده. استاد نمیدونم چطور احساس اکنونم رو بنویسم و چطور تشکر کنم و تنهاایده ام این بود بیام بنویسم و اثری از خودم به جا بذارم و شده حتی بدخط شده حتی خط خطی کنم اما انجامش بدم. چون این چیزی که به وضوح بهم میگه و بارها هم گفته ولی الان واضح تر میشنوم و مصمم تر میخوام انجامش بدم.

    خدایا شکرت که بهم سپاسگزار بودن رو نشان میدی

    خدایا شکرت برای اینکه با من جوری حرف میزنی که کاملا حس میکنم از رگ گردن به من نزدیکی و حس میکنم که چقدر جهانت قشنگ و با نظم و قانونی کار میکنه که هیچ خطایی در اون نیست. میلی متری با دقتی تصورنکردنی بادقتی بدون خطا…خدای من همین دنیای قانون مندی که خلق کردی و وقتی همه چی طبق قانون تو و نظام تو در حرکت و در مسیر هدایت های تو هستند هیچ چیزی اشتباه نیست، هیچ چیزی خطا نداره و همه چیز خیر مطلقه. و من باور دارم که اگر دارم روی خودم کار میکنم و سعی میکنم جهت با جربان هدایت های تو پیش برم و هماهنگ بشم با قانون مندی هات هیچ اتقاقی برای من بد نیست، هیچ اتفاقی اشتباهی برای من نمی افته و همه چیز برای من خیره. همه چیز در جهت رشد منه، همه چیز و همه کس و همه اتفاق ها در جهت خدمت من هستند. و اصلا همه آدم ها دارند میان توی زندگی من تا منو رشد بدهند تا منو به سمت خواسته هام همراهی کنند و کمکم کنند حتی حتی افراد یا اتفاق هایی که از نظر من خوب نیستند یا برچسب بد بودن بهشون میزنم. همه درس هایی برای من دارند، همگی اومدن تا منو خودمو بیشتر بشناسم، تا خواسته هامو بیشتر بشناسم. تا نقاط ضعف رو تقویت کنم و قوی تر بشم. تا بیشتر ظرفیت و توانایی هامو ببینم و درک کنم که بعد از عبور از چالش ها و اون چیزایی که فکر میکردم خوب نیستند متوجه بشم و به خودم بگم ببین فهیمه چقدر این اتفاق، این موضوع برات خیریتی داشته. این برنامه خداست، این زمان بندی خداست، این یعنی در مسیر هدایت و هم جهت با اون شدن، پــس اعتماد کن. به جریان هدایت های خدا ااعتماد کن. پس ادامه بده و فقط تنها کار تو اعتماد کردن به خودت و خدای درونت هست. تنها کار تو بندگی کردن و تسلیم تر شدن هست. تنها کار تو یادگرفتن اینه که چطور ارامش خودتو در حتی طوفانی ترین شرایط حفظ کنی. تنها کار تو ایمان آوردن هست. تنها کار تو اینه حواست به قطب نمای درونت باشه و همیشه چکش کنی احساست بهت دروغ نمی گه. این قطب نما رو یادش بگیر. احساست رو بشنو بفهم درکش کن و احساست رو سعی کن هربار واضح تر به سمت احساس های خوب و عالی و متعالی قرار بدی. چون تمام قانون در یک جمله خلاصه شده و چقدر این جمله عمق داره و درسته واون جمله و فرمولی که همیشه باید خودمو باهاش تطبیق بدم چیزی نیست جز این فرمول موازانه شده ساده: احساس خوب= اتفاقات خوب و احساس بد= اتفاقات بد.

    این جنس احساس تو هست که نشان میده جنس فرکانس های ارسالی ات به این جهان فرکانسی و دقیق چیه. من به عنوان فرستنده این فرکانس از کجا میفهمم دارم چی میفرستم که بعد بازتابش رو جهان قراره بهم چی بده.از روی احساسم جنس فرکانس های ارسالی ام رو متوجه بشم و از روی جنس اتفاقات و تکرار اونا و پیدا کردن جنس الگوهای تکرار شونده بفهمم که اغلب فرکانس های غالب من چی هستند که اصلا ناخودآگاه داره ارسال میشه و من خیلی نمیدونم جنس فرکانسش چیه و اصلا احساسش رو متوجه نمیشم. خب همین موازنه و درک همینا برام کافیه تا خودمو بهتر بشناسم، باورهامو بهتر آنالیز کنم و رفتارهامو رصد کنم و همینطور متوجه جنس فرکانس های غالب خودم بشم.

    من یکی از کشف هام در این چندین ماه اخیر یا شاید این یکسال اخیر این بوده متوجه شدم که خیلی به خودم سخت میگیرم. خیلی در درون خودمو برای اشتباه هام سرزنش میکنم و همین “نوار خاموش خودسرزنشی” در من خیلی فعال هست. (چقدر تیتر این گام16 کوتاه و پرمغز بود.واقعا دمتون گرم عزیزانم)

    و بعد تکاملی بعد این کشف یاد گرفتم چیکار کنم تا این نوار ناخودآگاه در ذهنم پلی نشه یا اصلا پلی میشه و من متوجه ارسال این جنس از فرکانس ها نیستم اما منم این طرف پادزهرش رو بسازم و تولید کنم. یعنی یک نواری از تحسین کردن خودمو در خودم فعال کنم. خودمو ببینم خودمو دوست داشته باشم. با خودم مهربون تر بشم و کمتر به خودم سخت بگیرم. با خودم با ملایمت حرف بزنم و به خودم هربار یادآوری کم که من در مسیر رشد هستم و میوه های این اشتباه، درس های این اشتباه چیه و اونو دربیارم و خودمو مشغول پیدا کردن درس ها کنم نه مشغول پیدا کردن غلط هام بگردم و حال خودمو از درون بیشتر بگیرم و انگار مثل یک معلم سخت گیر همش در حال مچ گیری و غلط گرفتن از خودم باشم. به جاش بیام همون چهار تا عملکرد درستم رو هم ببینم و تشویق کنم خودمو. اینجوری شد اون نوار خودسرزنشی در حا پخش بود در ناخودآکاه من. نوار جدیدی هم من داشتم تولید میکردم با محتوای تشویق و دیدن خوبی هام داشت شکل میگرفت. هر دو نوار در حال پخش بودن و نوار جدید جان زیادی نداشت، کیفیت نداشت و زورش به نوار قدیمی ذهنم نمیرسید. اون هنوز در حال اجرا بود و نوار جدید تازه ساخته شده ام تموم میشد. بعد کم کم به اون نوار جدید با دیدن نکات مثبت اطرافم و دیدن زیبایی ها و تحسین و تشویق کردن ها جان دوباره دادم. چنان این نوار رو قوی کردم که اصلا خوراک های عالی و الگوهای عالی مثل سریال های زندگی در بهشت و سفر به دورآمریکا داشت نوار منو پربارتر میکرد. خلاصه این کشف من و ادامه دادن هام باعث تغییراتی از درون برای من شد. باعث شد تصمیم ها و افکار جدید به ذهنم بزنه و شجاعت هایی در من جمع شد که منجر به حرکت جهادی در زندگی من شد. که هربار برمیگردم و به اون فکر و تصمیم های اون سالم فکر میکنم (با درک الانم) میدونم بخاط راین ادامه دادن ها و تغییرات درونی من بود و بیداری که منو چنان قوی کرد که حرکتی بزنم جهادی و بعد داستان اون مهاجرت از شهر خودمون به تهران اونم در چه شرایطی…آره استاد منو همسرم یکی از همونایی هستیم که در یکی از همین موج نمیدونم چندم این ویروس نارنین و شرایط پندمیک مهاجرت کردیم به تهران.

    خدایا شکرت برای اون تصمیم

    خدایا شکرت بنظرم بزرگترین و قوی ترین تصمیم زندگی ام همین بوده و اصلا فکر نمیکنم اشتباه بوده. با اینکه هنوز شکل و قیافه خونه و زندگی ما مثل اون موقع نیست و هنوز ظاهر زندگی مون اونجوری که میخوایم نشده. اما من میدونم در درون چیزهایی ساختیم چنان عمق و فونداسیونی رو رفتیم پایین که میتونم هر بار تکیه کنم به این شالوده و هیچ زلزله و هیچ چیز قوی نمیتونه این شخصیتی که داره ساخته میشه، این منِ جدید رو خراب کنه. این منِ ریشه هایی در عمق های کیلومتری داره واسه همین دیده نمیشه هنوز. آره فهیمه سخت گیر باتوام که چند روزه داری باز توی ذهن من جولون میدی و حرف میزنی یادت بیاد عمق این ساختمان منِ جدید کجاست. وچرا چیزی دیده نمیشه. مگر میشه ساختمان ده طبقه با ساختمان 100 طبقه یا 1000 طبقه پِی یکسان و ریشه عمق یکسان داشته باشه. منِ سخت گیر خودت خوب میدونی که در مهندسی و زمان پروژه ها تفاوت زیاده بین پروژه ده طبقه با 1000 طبقه. مثلا توی پروژه ده طبقه شاید کل پروژه و تموم شدنش زمانش حتی نصف زمان و انرژی هست که داره برای پِی یک پروژه 1000 طبقه باشه. پس اگر میخوای مقایسه هم بکنی این چیزها رو هم در نظر بگیر من سخت گیر عزیز. آره جانم تفاوت بسیار است بین این پروژه با اون پروژه. پس الکی حرف نزن بشین یک کنار تماشا کن و خودتو برای دیدن چیزهای خفن در آینده آماده کن…

    خدایا شکرت که بهم صلح رو داری یاد میدی تا ذهن ها و من های مختلفم رو بپذیرم و با صلح تمام ابعاد خودمو رو دوست داشته باشم. خدایا شکرت برای آگاهانه زندگی کردن. خدایا شکرت برای عمقی که به زندگی ام و تمام نگاه ونگرشم میدی هربار بیشتر و بهتر. خداایا شکرت برای این جهان قانون مندت و این قوانین بدون خطا و ثابتت. خدایا شـــکــرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  2. -
    فهیمه پژوهنده گفته:
    مدت عضویت: 2447 روز

    سلام به شما دوست ارزشمند

    سلام به شما عباس حیدری عزیز

    چقدر لذت بردم از خوندن کامنت تون و چقدر تحسین تون کردم که آگاهانه به رفتارهاتون توجه کردید و ایراد کار رو درآوردید و وقتی هم دوباره این ذهن چموش نجواگر اومد حرف های زیادی بزنه بهش چقدر قشنگ گفتید:

    پس ساکت شو عزیز دلم

    ساکت شو بزار حرکت کنم به سمت خدا

    به سمت السابقون السابقون

    واقعا منم عاشق اینم جز مقربان باشم و سبقت بگیرم از سبقت کنندگان و جز دسته والسابقون باشم.

    واقعا ما چقدر زود یادمون میره و الحق که اسم مون بدرستی “انسان” هست “فراموشکار”.

    واقعا چقدر این جملات یاد گرفتم،بلد شدم دیگه فهمیدم،دیگه میدونم،…چقدر این حرف ها رو خوب ذهن چموش بلده تکرا کنه تا ما رو از تواضع در برابر خداوند و تسلیم بودن و ادامه دادن و تکرار خارج کنه و ببره به سمت مَنـیـت و غرور و بعد کم کم ما رو ببره توی جاده خاکی و از اصل و اساس خودمون دور مون کنه…

    واقعا چقدر قشنگ با خودتون صحبت کردید و دلیل آوردید تا یادش بیاد که دلیل اتفاقات بد و ارتباطش رو احساس بد ببینه اونم با الگوها و داستان های قرآنی…خیلی تحسین تون کردم و گفتم اینجا زیر ردپاتون با صدای بلند تحسین خودمو بهتون برسونم و بگم آقا عباس کارت درسته اگر همین فرمون رو ادامه بدی…

    براتونن از الله یکتا بهترین بهبودهای های درونی و بیرونی رو خواهانم

    ارادتمند شما فهیمه پژوهنده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    فهیمه پژوهنده گفته:
    مدت عضویت: 2447 روز

    سلام به شما دوست ارزشمند

    سلام به شما فاطمه کهوند عزیز

    چقدر خوشحالم که تونستم کامنت شما رو بخونم و چقدر لذت بردم و چقدر تحسین تون کردم برای این نوشته زیبایی که از خودتون ثبت کردید.چقدر قشنگ داستان این ذهن خودتون و تخریب هایی که شما رومیکرده، اون صدای سرزنش گر و تخریب چی وجودتون رو توصیف کردین و اون داستان افتادن پلاستیک توی آشپزخونه رو چقدر قشنگ بود که گفتید.

    واقعا منم یکجورایی این مسئله رو در خودم پیدا کردم اینکه من چقدر به خودم سخت میگیرم، چقدر با خودم خشن و سرسخت رفتار میکنم و حرف میزنم جوری که حتی نمیتوستم توانایی ها و موفقیت هامو ببینم.چقدر منم لازم دارم بیشتر یاد بگیرم که خودمو برای تمام اشتباه ها یا هر خطای کوچیکی براحتی ببخشم و خودمو بی قید و شرط دوست داشته باشم و به خودم عشق بورزم. چقدر لازم دارم که از درون صلح به پا کنم در خودم که انگار همیشه در تلاش بوده تا توجه کنه به نقاط ضعفم و همون جاها نمک بپاشم و هی خودمو سرزنش کنم، سرکوب کنم یا نادیده بگیرم.

    واقعا مدتی هست که منم دارم تمرین میکنم از نادیده گرفتن خودم دست بردارم.

    خودمو بیشتر دوست داشته باشم حتی با کم کاری هام و به خودم اینقدر سخت نگیرم و کمال گرایانه همش خودمو قضاوت نکنم.واقعا این که برای یک اشتباه کوچیک مثل افتادن یک لیوان از دست مون خودمون چه در درون چه از بیرون مهربان تر و در صلح تر با خودمون برخورد کنیم و این چقدر قشنگه…واقعا لذت بردم از خوندن کامنت و این ردپای قشنگی که از وجود پر از عشق تون ثبت کردید.واقعا سپاسگزارم ازتون فاطمه جان…

    چقدر قشنگ نوشتید:

    حالا حس می‌کنم از اون چرخهٔ پوسیده قدیمی بیرون اومدم.

    و وارد چرخه‌ای شدم که توش فقط اتفاق خوب تو راهه.

    هر روز بیشتر از دیروز به خودم افتخار می‌کنم.

    و از همه مهم‌تر…

    دارم قانون تکامل رو زندگی می‌کنم.

    واقعا چقدر این چرخه رو منم حس میکنم و چقدر قشنگه. این همون چرخ روون زندگی که استاد همیشه میگن و اون گاری وجودمون رو از زنگارها و زنجیرها رها کردیم و همه چی ریخته پایین و حالا از نو جوانه زدیم با ریشه هایی از جنس عزت نفس و توحید عملی…

    من الآن همون درختچه‌ام.

    هنوز کوچولو، اما زنده، سبز، رو به رشد…

    عزیزم چقدر زیبا نوشتید و چقدر تحسین تون میکنم برای اینکه اینقدر با عشق نور و حس خوب در مسیر رشد و پیشرفت و بهبودهای دائمی هستین. بازم ازت سپاسگزارم که نوشتی و باعث شدی یک جریان قشنگ توی ذهنم راه بیفته و با شما هم آشنا بشم و براتون دست بزنم…دمتون گرم.

    براتون از صمیم قلـبـم از الله یکتا بهترین بهبودهای درونی و بیرونی رو خواهانم.

    ارادتمند شما فهیمه پژوهنده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    فهیمه پژوهنده گفته:
    مدت عضویت: 2447 روز

    سلام ب شما دوست ارزشمندم

    سلام به شما فاطمه سلیمی عزیز

    آخه من چی بگم اینقدر ذوق کردم کامنت شما رو تونستم بخونم و خدا بهم این توفیق رو داد تا در سکوت و آرامش و حضور کامل توی سایت قشنگ مون دقایقی بیشتر وقت بگذرونم.واقعا فاطمه جان تحسینت میکنم. واقعا چقدر شما قشنگی آخه، چقدر شما درخشان و بلوری هستی که وقتی لکه ایی هم روت میفته سریع خودت میبینی و شفاف میشی. آخه من چطوری بگم توی ذهنم ازت با این سپاسگزاری های قشنگ تون چی ساخته بودم و چقدر ساخته ام شکیل تر و پر ابهت تر شد آخه…اصلا فقط میخواستم سپاسگزاری هاتون رو بغل کنم اینقدر باحال نوشتین، اینقدر بی ریا و دلی، اینقدر قشنگین آخه. چطور میتونین اینقدر خوب باشین و پر از عشق آخه…سرشار از لذت و تحسینم.سرشار از عشق …فاطمه جانم سلام منم به آمریکا و کاناداو بچه ها و همه ی زیبایی هایی که منتظرن تا ملاقات تون کنن برسون.

    چقدر جالب بود منم مدتی هست ایده هایی برای یوتیوب ب ذهنم زده اما انجام کارهای مربوط به دانشگاه و خونه و یکسری تغییرات اصلا تمرکز برام نمیذاره و البته از یکطرف هم کمال گرایی احتمالا. مغزم پر از ایده است و بقول یکی از صحبت های استاد که میگفتن بعضی ها اورر تینکیگ هستن دقیقا منم. اصلا اینقدر فکر میکنم یعینی اینقدر مغزم توانایی فکر کردنش ایده دادنش بالاست. که اصلا دست خودم نیست و میبینم دارم یکساعته به یک چیزی فکر میکنم. میگن التماس تفکر، من دیگه التماس دعام برای خودم اینه “التماس تحرک” یعنی فقط از خدا میخوام کمکم کنه یکم موتور فکرم رو کم کنم به گردش نمیرسم و منو آچ مز میکنه.

    خلاصه که خیلی حال کردم و خیلی سپاسگزارم برای وجودت پر از عشق و نور و خیرتون

    سپاسگزارم که ادامه میدین و هستین و مینویسید اینجا و از خودتون با صداقت ردپاهای جانانه ثبت میکنید.واقعا قلبا دوستتون دارم و بارها هرجای سایت اسم تون رو دیدم توی دلم گفتم “ماشالله فاطمه سلیمی” ماشالله بهتون احسنت…دیگه خواستم از این همه احساس سرشارم استفاده کنم منم زیر ردپاتون از خودم ردی بجا بگذارم و حرکت هامو توی فکرم فقط نزنم و اینجا امن ترین جای دنیای من هست که حرکت بزنم حتی اشتباه و غلط…چون میدونم اینجا غلط های من تبدیل میشن به درسی برای آینده. مثل اشک های من که خداوند خوبم بذرهایی کردند برای آینده. چون در جهت با خداوند حرکت کردند یعنی هیچ چیزی اشتباه و غلط نیست. و هر اشتباهی هر کاری هدر نمیره حتی قطره اشک های من…(چقدر این قسمت مراقبه های استاد جان رو که همین مفهوم رو میگن،در دوره هم جهت با جریان خداوند دوست دارم.)

    ——————————–

    سوره الطارق

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سوگند به آسمان و کوبنده شب! (1)

    و تو نمى‏دانى کوبنده شب چیست! (2)

    همان ستاره درخشان و شکافنده تاریکیهاست! (3)

    (به این آیت بزرگ الهى سوگند) که هر کس مراقب و محافظى دارد! (4)

    انسان باید بنگرد که از چه چیز آفریده شده است! (5)

    از یک آب جهنده آفریده شده است، (6)

    آبى که از میان پشت و سینه‏ها خارج مى‏شود! (7)

    مسلما او ( خدائى که انسان را از چنین چیز پستى آفرید) مى‏تواند او را بازگرداند! (8)

    در آن روز که اسرار نهان (انسان) آشکار میشود، (9)

    و براى او هیچ نیرو و یاورى نیست! (10)

    سوگند به آسمان پرباران، (11)

    و سوگند به زمین پرشکاف (که گیاهان از آن سر برمى‏آورند)، (12)

    که این (قرآن) سخنى است که حق را از باطل جدا مى‏کند، (13)

    و هرگز شوخى نیست! (14)

    آنها پیوسته حیله مى‏کنند، (15)

    و من هم در برابر آنها چاره مى‏کنم! (16)

    حال که چنین است کافران را (فقط) اندکى مهلت ده (تا سزاى اعمالشان را ببینند)! (17)

    ———————————–

    دلم خواست این سوره با عشق اینجا تقدیم تون کنم…

    براتون از الله یکتا از صـمیـم قلبم بهترین بهبودهای درونی و بیرونی رو خواهانم.

    ارادتمند شما فهیمه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  5. -
    فهیمه پژوهنده گفته:
    مدت عضویت: 2447 روز

    سلام به شما دوست ارزشمند

    سلام به شما فرنام عزیز

    چقدر خوشحالم تونستم اینجا باشم و کامنت شما رو هم دیدم و خوندم و لذت بردم..چقدر خوشحالم که از وجود زیبا و قشنگ خودتون اینجا ردپا گذاشتید و چهره تون رو هم دیدم دیگه گفتم نمیشه باید براتون کامنت بزارم و تحسین تون کنم و بهتون بگم که شما چـقدر زیبا چهره هم هستید.علاوه بر اینکه زیبایی درون تون رو هم دارین با “تــغییر” هر روز بهتر و بهتر میکنید مثل مـن…چقدر از تغییر و واژه تغییر قشنگ نوشته بودید و لذت بردم.

    اگر ما یادمون باشه که همه ی جهان در حال تغییر هست هیچ وقت فکر نمیکنیم که تغییر نباید بکنیم. ما انسان ها با قدرت انتخاب و اختیار میتونیم تغییر کنیم یا نکنیم. تغییرمون به سمت صعود و خوبی و پیشرفت باشه یا میتونیم انتخاب کنیم به سمت نزول و بدی و پسرفت باشه.این یکی از قدرت هایی که خدا بهمون داده. و همه ماهایی که اینجا هستیم قطعا آگاهانه تغییر کردن اونم به سمت خوبی ها و رشد و پیشرفت رو انتخاب کردیم.

    اگر اینم یادمون بیاریم که این تغییر کردن همه چیز و اینکه اساس جهان با تغییر بنا شده و بقول استاد این قانونه “تنها چیزی که تغییر نمیکنه اینه که همه چیز در این جهان در حال تغییر است.” ما هم جزئی ارزشمند در این جهان هستیم چطور میشه که تغییر نکنیم. پس ما هم در حال تغییر هستیم حالا اگر این تـغییــر آگاهانه باشه و طبق چیزهایی که شما به زیبایی بهش اشاره کردید که واقعا زندگی فقط و بهبود و پیشرفت هست…

    دلم خواست اسن آیه رو هم با عشق با شما شریک شوم:

    «إِنَّ اللّهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ؛ خدا حال قومى را تغییر نمى‏‌دهد تا آنان حال خود را تغییر دهند»، (رعد/11)

    براتون از الله یمتا بهترین بهبودهای درونی و بیرونی رو خواهانم.

    ارادتمند شما فهیمه پژوهنده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    فهیمه پژوهنده گفته:
    مدت عضویت: 2447 روز

    سلام به روی ماهت عزیزم

    سلام به شما فاطمه جان علی پور عزیز

    خیلی سپاسگزارم که برام از وجود پر از مهرت ردپاگذاشتی و منو خوشحال و خوشحال تر کردی.(دقایقی پیش داشتم بخاطر یک عضو جدید به خودم افتخار میکردم.یک کتابخانه.موقع چیدن وسایل و کتاب هام و بعد از دور تماشا کردنش مثل یک فیلم کلی چیز از ذهنم رد شد. حتما میام حسم رو مینویسم از این امکان جدید و زیبایی که به خونمون اضافه شدهمین ساعاتی قبل…خدایا شکرت)

    اصلا یادم نمیاد کدوم کامنت و قضیه چی بوده که گفتین: دوست عزیزم برام نوشتی از احساسات خوب اون نخلها…

    اما باورت میشه الان یک حس عجیبی منو گرفت و یک بغض شیرین از ندانستن (واقعا نه کامنت خودم نه کامنت شما و یادم نمیاد) از ندانستنی که اشک شوق و عشق در چشم هام حلقه زد( بله من هیچی نمیدونم اون خدای منه که همه چی رو میدونه و یادشه و بلده و فراموش نمیکنه و به موقع ترینه) باورت میشه بوی گل به مشامم اومد. و دوباره این جمله تون رو خوندم ک گفتین: خیلی گُلی..مثل گل رز خوش بوی اردیبهشت ماه زیبای شهر میمند و کاشان…

    من امروز سرشارترینم

    سرشار از گُل هایی که اطرافم وجود دارند و با تمام قلبم سپاسگزارشون هستم. گُلی مثل همسرم که برام این کتابخونه سفید زیبا رو خریده، گُلی مثل داداشم سهراب که چندین هفته است که با ما داره زندگی میکنه و امروز یک شعر و آهنگی رو سرود که فقط بارها سرشارتر شدم، گُلی مثل تو،گُلی مثل تمام بچه هایی که اینجا دارند برای هر چه بهتر کردن خودشون و جهان شون تلاش میکنند تا از درون تغییر کنند، گُلی مثل استاد و مریم جان، اصلا ببیـن جهان مون چقدر گُل داره آخه، وسط گلستان داریم زندگی میکنیم خبرنداریم و گاهی نابینا میشویم. امروز برای دقایقی من بینا شدم و دارم میبنیم و سرشــارتــرینم…خیلی زیباست. خیلی قشنگه. خـیـلـی…نمیدونم احساس و حال امروز و اکنونم رو چطور بنویسم. انصافا وقتی سرشار میشم رَد میدم و این فهیمه نیست که اینجاست این یک وجوده عاشقِ و شگفت زده است…

    —————————————————–

    دوست عزیزم سپاسگزارم که باعث شدی خودمم الان برگردم و برم کامنتم رو بخونم، کامنتی که فقط تند تند نوشتم و ارسال کردم، باورت میشه امروز چندبار میخواستم کامنتم رو یکبار بخونم هِی نشد و انگار الان وقتش بود و چقدر ذهن من رام شده و ذهن سخت گیر من منتظر معجزه هاست در آینده…واقعا ممنون و سپاسگزارم بابت تبریکت، واقعا سپاسگزارم که برام از احساسی که این نوشته ام بهت منتقل کرد گفتی و این کامنت شد “دستی برای یادآوری چیزهایی که لازم داشتی…” و حتی شد دستی برای یادآوری خودم اونم توسط شما در بهترین زمان و بهترین مکان. واقعا همینا قشنگه، همینا یعنی کمک من به خودم و کمک کردن من به من، باعث میشه به یکنفر دیگه هم در مسیر “من” بهش کمک بشه و جریان خیر و عشق خدا بین مون موج بزنه و بازهم من شاهد همزمانی هایی باشم که منو سرشار تر از قبل کنه. و همه ی این “من” ها یــکـی هستیم آنجایی که اسم ها معنایی نداره، آنجایی که نقطه اتصال همه ی ماست چه فرقی میکنه چه کسی می گوید و چه کسی میشوند فهیمه یا فاطمه، فاطمه یا فهیمه…

    خدایا شکرت اینگونه با مَـن حرف میزنی و اینقدر به من از رگ گردن نزدیکتری…

    خدایا شکرت برای این جهان بینظیر و قوانین ثابت و بدون خطاش…

    برات از صمیم قلبم از الله یکتا بهترین بهبودهای درونی و بیرونی خواهانم

    ارادتمندت فـهیـمه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    فهیمه پژوهنده گفته:
    مدت عضویت: 2447 روز

    سلام فاطمه جان

    چقدر آخه خودت زیبایی، چقدر تو قشنگی آخه…

    واقعا که چه به موقع…

    “وقتی صبح‌ها با خودمون مهربون باشیم، وقتی با خودمون رفیق باشیم، همون‌جا نقطه‌ی شروع صلح با خداست…”

    الان که مشغول نوشتن هستم صبح زود نزدیک پنج و نیم بیدار شدم و میدونم همین شروع تغییر عادت های فوق موفق شدن من هست.

    این مسیر گاهی باید خودتو فراموش کنی و جملگی خدا بشی تا پیدا بشی،(دارم اینجا قدری بلند بلند فکر میکنم)

    خدایی که در سکوت همیشه ناظره

    خدایی که در سکوت همیشه با منه فهیمه درس هاشو بلندتر میگه.

    خدایی که بی هیچ اجباری، به ما اختیار و آزادی عمل داده تا زندگی خودمون خلق کنیم، تا خودمون طبق قوانین ثابت و بی نقصش سرنوشتی برای خودمون بسازیم(بزرگترین دروغی که بهمون گفتن همینه که خدا سرنوشت ما رو از قبل نوشته، سرنوشت هر کسی از قبل تعیین شده)

    خدای عادلی که من تا الان درکش کردم تنها چیزی که نوشته یا وضع کرده یا بهتره بگم تعیین و مقرر کرده همون قوانین ثابت، همون سنت الهی بدون تغییر و تبدیلی هست که ازل تا ابد برای این جهان نوشته.

    پس ما شدیم اشرف مخلوقاتش و به ما این قدرت اختیار و این آزادی رو داده تا زندگی خودمون رو خلق کنیم….

    و چقدر قشنگ این خلق های زیبا

    هیچ اتفاقی اتفاقی نیست، اینکه شما اون موقع پیام بدی و من این موقع در سکوت و خلوت خودم باخدا پیامی دریافت کنم. وقتی سعی میکنی با هدایت های خدا پیش بری اینجوری سورپرایز میشی، اینجوری آسان میشی برای آسانی ها. اینجوری همه جهان رو و هرآنچه لازم داری در ذهنت داری و چقدر ما خوشبختیم، چقدر ما دارا هستیم.

    چقدر بی نیازتر و آرام تر میشیم وقتی وا می دیم و سوار جریان رود هدایت میشیم. و چقدر نیازمندتر و محتاج به خدایی که همه چیزه و همه چی رو بلده…

    و این منم که محتاجم به هر خیری که از سمت خدا به من می رسه. واقعا سپاسگزارم ازتون دست خدا که اینجوری به من خیر رسوندی و سپاسگزارم از دستان نامرئی پشت این سایت بزرگ که اینجوری حتی دست ها رو بهم میرسونه. سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم….

    ارادتمندت فهیمه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: