تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۸


موضوع این قسمت: بزرگترین اشتباه در مورد قانون: توقع نتایج بزرگ از تغییرات کوچک

مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:

  • نتایج، فقط تا زمانی ادامه پیدا می‌کند که روی بهبود باورها و شخصیت خود کار می‌کنم؛
  • لحظه ی بعدی زندگی من، با فرکانس های اکنون من خلق می‌شود. پس مهم است آگاه باشم در حال توجه به چه چیزی هستم؛
  • به اندازه‌ای که شخصیت من تغییر می‌کند، جهان پیرامونم نیز تغییر می‌کند؛
  • اگر مدتهاست که تجربیات شما تغییر خاصی نکرده است یعنی هنوز تغییرات مشهود در شخصیت شما رخ نداده است و شما همان فرد با همان باورها و رفتارهای قبلی هستی.

خطری که موفق‌ها را تهدید می‌کند

این یک گفتگوی فوق‌العاده حیاتی و هشداردهنده است، مخصوصاً برای کسانی که مدتی در مسیر کار کردن روی باورها بوده‌اند و نتایجی هم گرفته‌اند.

شکیبا توضیح می‌دهد که چگونه از یک فرد فوق‌العاده خجالتی، عصبی و وابسته، با کار کردن روی فایل‌ها و به خصوص «دوره ۱۲ قدم»، به یک تحول شخصیتی شگفت‌انگیز رسید. او در سن ۱۸ سالگی به درآمد بسیار عالی دست یافت، روابط عالی ساخت و عزت نفس خود را بازیافت.

شکیبا با شجاعت اعتراف می‌کند که پس از رسیدن به آن نتایج عالی در سال ۹۸، دچار غرور شد، به ذهن خودش تکیه کرد و «کار کردن روی فایل‌ها را کنار گذاشت». او فکر می‌کرد دیگر راه را بلد است و نیازی به آبیاری روزانه‌ی آن نهال ندارد.

نتیجه‌ی این توقف چه بود؟ سقوط آزاد. درآمد او تقریبا صفر شد! جهان ضربه‌هایی به او زد تا به یاد بیاورد که تغییر و رشد، هرگز متوقف نمی‌شود.


فرق آدم موفق با «فوق موفق» 

استاد در ادامه‌ی این گفتگو، داستان شکیبا را تحلیل می‌کنند و از تله‌ی خطرناکی پرده برمی‌دارند که در «میانه‌ی مسیر» منتظر همه‌ی ماست:

  • تله‌ی روزمرگی: وقتی نتایج اولیه را می‌گیریم (مثلاً از بحران مالی یا رابطه‌ی بد خارج می‌شویم)، آن «تضاد» و «درد» اولیه که انگیزه‌ی اصلی ما برای تغییر بود، از بین می‌رود.
  • توقف انگیزه: در این نقطه، انگیزه کم می‌شود و فرد ناخودآگاه می‌ایستد.
  • نقطه‌ی تمایز: استاد تأکید می‌کنند که فرق بین یک آدم موفق معمولی و یک آدم «فوق موفق» دقیقاً همین‌جاست. آدم‌های فوق موفق می‌دانند که جهان در هر لحظه، در حال خلق لحظه‌ی بعد، بر اساس فرکانسِ همین لحظه است. آن‌ها هرگز متوقف نمی‌شوند.

استاد از زندگی خودشان مثال می‌زنند که چطور با پُر کردن تمام لحظات زندگی با کارهای هدفمند (مانند تولید محتوا، کار روی سایت، و…)، حتی ۳ ماه فرصت روشن کردن تلویزیون را پیدا نکرده‌اند. این «مشغولیت هدفمند» آن‌ها را دائماً در فرکانس درست نگه می‌دارد و نتایج را بزرگ و بزرگ‌تر می‌کند.


بزرگترین درس فایل: قانون «آینه» و سوتفاهم بزرگ «صبر»

مهم‌ترین و کلیدی‌ترین بخش این فایل، جایی است که استاد یک تصور اشتباه رایج در مورد «صبر» را به کلی دگرگون می‌کنند.

بسیاری فکر می‌کنند «صبر» یعنی من امروز روی باورهایم کار می‌کنم و «منتظر» می‌مانم تا جهان در آینده نتایج را به من بدهد.

استاد این دیدگاه را رد می‌کنند و «قانون آینه» را توضیح می‌دهند:

جهان دقیقاً مانند یک آینه عمل می‌کند. اگر شما جلوی آینه دستتان را بالا ببرید، آینه «همان لحظه» دستش را بالا می‌برد، نه دو ساعت بعد!

جهان در برابر تغییرات فرکانسی شما «تأخیر» ندارد. واکنش آن «فوری» است.

پس مشکل کجاست؟ مشکل در «مقیاس» است، نه در «زمان».

مشکل اینجاست که ما (خیلی کم) تغییر می‌کنیم، اما انتظار داریم جهان ما (خیلی زیاد) تغییر کند. و چون آن نتیجه‌ی بزرگ را نمی‌بینیم، فکر می‌کنیم قانون جواب نمی‌دهد!

 

داستان راننده تاکسی: دیدن نتایج فوری اما کوچک

استاد از دوران راننده تاکسی بودن خود مثال می‌زنند. وقتی روی باورهایشان کار می‌کردند، انتظار نداشتند «همان لحظه» یک میلیارد تومان به دست آورند (چون تغییرشان به آن اندازه بزرگ نبود).

اما آن‌ها می‌دیدند که «همان لحظه»، مسافر بعدی که سوار می‌شد، «کمی» خوش‌اخلاق‌تر از مسافر قبلی بود. می‌دیدند که خرج ماشین «کمی» کمتر شده بود.

آن‌ها این نتایج «کوچک اما فوری» را می‌دیدند، تأیید می‌کردند و همین باعث می‌شد ایمانشان قوی‌تر شود و به مسیر ادامه دهند تا نتایج بزرگتر و بزرگتر شدند.

این فایل یک درس حیاتی در مورد «استمرار»، «دیدن نتایج کوچک» و «قانون آینه» است که جلوی سقوط شما از قله‌ی موفقیت‌های اولیه‌تان را می‌گیرد.


تمرین این قسمت: 

استاد در این فایل توضیح دادند که جهان مثل آینه، «همان لحظه» و «متناسب» با تغییرات فرکانسی ما واکنش نشان می‌دهد (مثل داستان راننده تاکسی و مسافرانش). بسیاری از ما چون فقط منتظر نتایج «بسیار بزرگ» هستیم، این تغییرات «کوچک» و «فوری» را که جهان مثل آینه به ما نشان می‌دهد، نادیده می‌گیریم و ناامید می‌شویم.

تجربه‌ی «آینه‌ای» شما چیست؟

لطفاً در کامنت‌ها بنویسید: کجا و در چه موضوعی (مالی، روابط، سلامتی)، به وضوح دیده‌اید که بلافاصله پس از کار کردن روی باورتان یا تغییر احساستان، جهان یک واکنش «کوچک اما فوری» به شما نشان داده است؟

  • مثلاً: بلافاصله بعد از تمرین سپاسگزاری، یک مشتری کمی خوش‌اخلاق‌تر پیدا شد؟
  • یک جای پارک غیرمنتظره و عالی پیدا کردید؟
  • یک تخفیف کوچک اما عجیب گرفتید؟
  • کسی که انتظارش را نداشتید به شما کمک کرد؟
  • یا دردی که داشتید «کمی» آرام‌تر شد؟

به اشتراک گذاشتن این «نشانه‌های فوری» به همه‌ی ما کمک می‌کند تا قانون آینه را باور کنیم و در مسیر بمانیم.

پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشه‌ی راه شود و هم الهام‌بخش دیگران.


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

600 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «فهیمه زارع» در این صفحه: 7
  1. -
    فهیمه زارع گفته:
    مدت عضویت: 3280 روز

    بنام خالق بی همتا ،بنام او که هرچه دارم ازاوست

    رَّسُولاً یَتْلُو عَلَیْکُمْ آیَاتِ اللَّهِ مُبَیِّنَاتٍ لِّیُخْرِجَ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّورِ وَمَن یُؤْمِن بِاللَّهِ وَیَعْمَلْ صَالِحاً یُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَداً قَدْ أَحْسَنَ اللَّهُ لَهُ رِزْقاً

    (آن وسیله تذکر،) پیامبرى است که آیات روشنگر الهى را بر شما تلاوت مى کند تا کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده اند، از تاریکى ها به سوى نور بیرون آورد و کسانى که به خدا ایمان آورده و عمل شایسته انجام دهند، خداوند آنان را به باغ هایى که نهرها از زیر آن ها جارى است وارد مى کند و براى همیشه در آنجا جاودانه هستند. حقّا که خداوند روزى آنان را نیکو ساخته است.

    خدایا

    باز هم برگشتم…

    مثل همیشه، با دلی پر از حرف و چشمی پر از شکر،رفتم، تجربه کردم، دیدم… و فهمیدم که حتی در دوری هم، تو نزدیک بودی.

    سفری بود پر از آموختن ، پر از لحظاتی که ذهنم را تکان داد، تا بفهمم چقدر پیش‌فرض‌هایم کوچک‌تر از واقعیتِ بزرگِ تو هستند.

    هر اتفاق، هر چالش، هر لبخند، مثل تکه‌ای از پازلی بود که آرام آرام تصویری از خودِ واقعی‌ام ساخت.

    و حالا که برگشتم، حس می‌کنم سبک‌ترم…آرام‌ترم…

    انگار همه‌ی آن مسیر، فقط یک راه برای برگشتن به آرامشِ تو بود.

    خدایا

    برای بودنم، برای دیدنم، برای دلِ آرامی که دوباره پیدا کرده‌ام، سپاسگزارم.

    برای هر تجربه‌ای که مرا واداشت بیشتر ببینم، بیشتر بفهمم، و کمتر قضاوت کنم ، ممنونم.

    برای اینکه هنوز می‌توانم اینجا بنشینم، نفس بکشم، بنویسم و احساس کنم…برای همه‌ی این سادگیِ عمیق،سپاسگزارم

    سلام به استاد عزیزم

    سلام به استاد شایسته مهربانم

    سلام به دوستان بهشتی ام

    خدایا شکرت به خاطر یه فرصت دیگه واجازه یه صلاه دیگه

    خدایا شکرت که مرا در مدار شنیدن ودرک وانشاالله عمل این آگاهیها قراردادی

    سپاسگزارم از شکیبا جان واستاد عزیزم

    شنیدن آگاهی‌های این فایل من رو یاد مسیری که خودم طی کردم انداخت ،انگار به درک جدیدی از قانون رسیدم ،که شاید اگر قبلا به این درک میرسیدم هرگز از مسیر خارج نمی‌شدم

    در هر لحظه جهان اطراف من با فرکانس‌های این لحظه من ،در آینده خلق میشه بنابراین خیلی مهمه که من در هرلحظه آگاه باشم که در چه مسیری حرکت میکنم

    استادمن امروز به درک این جمله رسیدم ،شاید شما بارها قبلا این جمله رو در فایلهای مختلف گفته باشید ولی من امروز در مدار شنیدن این قانون کلی جهان ودرک آن بودم

    من تقریباً سال 97 باشما آشنا شدم وبه اصرار یکی ازدوستام عضو سایت شدم تا قبل از آن من هیچ شناختی به این مفاهیم نداشتم با اینکه ذهنم به خیلی از آگاهی‌های فایل های هدیه مقاومت داشت ،شروع کردم به گوش دادن فایلها،مخصوصا فایلهایی که آگاهی‌های آن پاسخ به سوالاتم بود

    من باگوش دادن به فایلهای باورهای توحیدی امام علی در دعای کمیل ونامه 31 به امام حسن ،احساس گناهی که همیشه نسبت به ائمه داشتم رو از خودم دور کردم

    در اوایل اون انگیزه به خاطر وجود تضادها ،خیلی زیاد بود از آنطرف هم من هیچ شناختی نداشتم ،نمیدونستم باید از کجا شروع کنم ولی همین که من شروع کردم به کار کردن روی آگاهی‌های دوره قانون آفرینش وعزت نفس ،تغییرات جهان من هم شروع شد از فهیمه ای که هرکاری میکرد برای تأیید و جلب توجه بقیه بود تبدیل شد به فهیمه ای که شجاعت پیدا کرد قدم برداره ،حرفش رو بدون ترس وقضاوت بقیه بزند واز نقطه امنش بیاد بیرون

    استاد جان اینکه شما می‌گین به اندازه ای که ما تغییر کنیم جهان اطراف ما نیز تغییر میکند کاملاً درسته ،وقتی من تغییر کردم واین تغییرات در رفتار وعملکردم خودش رو نشون داد جهان اطراف من هم تغییر کرد ،رابطه ای که سالها به خاطر ترس از قضاوت مردم ،وابستگی ،نداشتن احساس لیاقت،درگیرش بودم رو رها کردم وبا کار کردن روی احساس ارزشمندیم وباور به اینکه من خالق صددرصد شرایط واتفاقات زندگی ام هستم رابطه جدیدی رو با فردی که ویژگی‌هایی فراتر از ویژگی‌های مد نظر من رو داشت آغاز کردم

    در شغلم پیشرفت کردم ودرخواست افزایش حقوق کردم که مدیریت موافقت کرد وادامه تحصیل دادم ،همه چیز در همه زمینه های زندگی ام تغییر کرد ولی من بخاطر درک نکردن این قانون در هر لحظه جهان اطراف من با فرکانس‌های این لحظه من ،در آینده خلق میشه بنابراین خیلی مهمه که من در هرلحظه آگاه باشم که در چه مسیری حرکت میکنم وهمین نکته که شما فرمودید کم شدن تضادها من دچار روزمرگی‌های زندگی شدم وفکر کردم دیگه همینه من بلدم چیکار کنم واز مسیر خارج شدم ،جالبه هر موقعه شرایط یه ذره سخت میشد که بیشتر در زمینه روابط بود یه حسی من می کشوند به سمت این مسیر ولی وقتی شرایط عادی میشد دوباره رها میکردم ،در نهایت جهان من رو مجبور به تغییر کرد ،وقتی سه سال قبل به این مسیر برگشتم متوجه شدم که بودنم در این مسیر نیاز به تعهد وحضور مستمر دارد ،درک کردم پیشرفت ورشد من محدودیتی نداره وسعی کردم هرروز در این مسیر باشم وبا تعهد بیشتر روی خودم کار کنم ،خداروشکر میکنم اون وقفه سبب شد درکم به خیلی از مسائل وقانون بیشتر بشه ،هیچ وقت به این فکر نکردم که چرا من دارم تغییر میکنم ولی جهان اطرافم تغییر نکرده ،چون هرروز شاهد این بودم به اندازه ای که من تغییر کنم ،وآرامش واحساس خوب داشته باشم جهان اطراف من هم تغییر میکند

    خداروشکر که الان سه ساله ،به صورت مستمر با تعهدبیشتر در این مسیر حضور دارم ونتایج زیادی گرفتم که میتونم بگم بزرگترین نتیجه آن آرامش واحساس رهایی وسبکی هست که هرروز تجربه میکنم

    خدایا شکرت…شکرت….شکرت

    عاشقتونم وازتون سپاسگزارم

    در پناه الله یکتا همواره شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  2. -
    فهیمه زارع گفته:
    مدت عضویت: 3280 روز

    نام آنکه هستی نام ازو یافت

    فلک جنبش، زمین آرام ازو یافت

    خدایی کافرینش در سجودش

    گواهی مطلق آمد بر وجودش

    سلام و درود فراوان به استاد ارجمندم ومریم بانوی نازنین

    سلام ودرود فراوان به دوستان الهی ام

    روز شمار تحول زندگی من :172

    گفتگو با دوستان قسمت 20

    از موانع بزرگی که منع ذهنی در من ایجاد می‌کرد این بودکه من خودم همه چی بلدم خودم میتونم درست کنم یا همین جور که شکیبا جون اشاره کردند این است که دیگران باید تغییر کنند ومنی که بواسطه اصرار یکی از دوستانم وارد سایت و عضو شدم ذهنم نسبت به خیلی از موارد مقاومت داشت آنقدر که بعضی از کامنتهای دوستان که می خواندم خندم می گرفت ولی خیلی از مطالب هم خوب درک کردم با آگاهیهای دوره عزت نفس متوجه شدم بیشتر مشکلات من به خاطر نداشتن احساس ارزشمندی وقدرت نه گفتن وترس از حرف مردم هست با کار کردن دوره قانون آفرینش مقدار خیلی کمی از مقاومت ذهنم کم‌شد کم کم متوجه شدم آره درسته این افکار وفرکانس وکانون توجه من هست که اتفاقات وشرایط زندگی ام را رقم میزندو شروع کردم به کار کردن روی عزت نفسم دیدم جریان زندگی من تغییر کرد هم از لحاظ شخصیتی خودم تغییر کردم هم اتفاقات زندگی ام دیگه متوجه شدم باید به ویژگی‌های مثبت افراد توجه کنم واز هر ناخواسته ای اعراض کنم وبا همین تغییرات من از همسر سابقم جدا شدم وزندگی سراسر عشق وصمیمیت واحترام با شخصی که واقعا معجزه واردر مسیر زندگیم قرار گرفت ازدواج کردم وهمانطور که شما استاد عزیزم اشاره کردید به محض اینکه من تصمیم به تغییر گرفتم واکنش جهان متفاوت شد صبری در اینجا مطرح نیست فقط قانون تکامل هست ومتعهد بودن در این مسیر

    ونکته مهم تر مواظب ورودیهای ذهن وکانون توجهمون باشیم همان مثال میوه که شکیبا جان مطرح کردند

    من وقتی به بعضی از خواسته هام رسیدم فراموش کردم که مسیر رسیدن به خواسته های دیگه نیز همین هست به همین دلیل چون تعهدی نداشتم و درک نکردم که این بهبود هر روز وهر لحظه باید ادامه داشته باشد از مسیر دور شدم بعد از مدتی متوجه شدم من خیلی از رفتارهای اشتباه قبلم را دارم تکرار میکنم مثلا اگر همسرم میخواست برام خرید کنه میگفتم نه لازم ندارم وخیلی مواردی که در ظاهر پیش پا افتاده بود ولی ریشه در باورهای اشتباه من داشت همان حس ناجی بودن و حمایتگری که داشتم ، دوباره میومدم هر از گاهی بعضی فایلها را گوش میدادم آن هم فقط برای اینکه حالم خوب باشد بخصوص فایلهای سفر به دور آمریکا سری اول آنهم اصلا کامنت نمی‌گذاشتم ودر آن بین من نشانه ها را می دیدم که باید تغییر کنم از همه طرف جهان به من یاد آوری می‌کرد ولی من کورتر از این حرفها بودم یه غرور کاذب پیدا کردم که تو دیگه بلدی چکار کنی باهمین گه گاه سر زدن به سایت و فایل گوش دادن میتونی دوباره تغییر کنی وایندفعه توقعم از دیگران بیشتر بود که من تغییر کردم حالا بقیه باید تغییر کنند ولی زهی خیال باطل ،تغییر دیگران فقط در زندگی خودشان کار ساز هست نه من

    خاصیت جهان مادی تغییر است درختان در زمستان می‌میرند وتمام برگهای آنها می ریزه ودر بهار قوی‌تر از سال قبل زنده میشن ،حتی خود انسان از یه نطفه تبدیل میشه به جنین وجنین میشه کودکی که تشکیل شدن تمام اعضای بدنش هم خودش تغییر هست و روند تکاملی را دارد همانطور که شکیبا جان گفتند تضاد وتکامل در کنارهم هستند

    تضادها سبب تغییر روش ورویه زندگی ما می شوندچون وجود تضادها خواسته های مارا واضح تر میکند ووجود تضادها در مسیر رشد زندگی را به مراتب زیباتر از قبل می‌کنند

    ومن وقتی حسابی چک ولگد دنیا را خوردم بیشتر قانون را درک کردم گفتم من هیچی نیستم وهیچی نمیدونم وبهتر درک کردم که باید تغییر کنم تا با روند جریانی جهان همراه باشم وبرگشتم دوباره به مسیر وتمام تمرکزم را گذاشتم رو خودم وتغییر خودم، والان به لطف آموزه‌های استاد هم در فایلهای رایگان وهم دوره های احساس لیاقت ودوازده قدم بقدری شخصیتم تعییر کرده که قابل قیاس با قبل نیست وقتی در موقعیت‌های قبلی قرار میگیرم متوجه میشم واکنشی متفاوت تر از قبل دارم وآن موقعه که متوجه تغییراتم میشم آرامشی که دارم وحال خوبی که دارم همه اینا نتیجه تمرکز ،وتمرین کردن واستمرارم در این مسیر زیبا هست

    خدا را هزاران هزار بار سپاسگزارم بخاطر وجود استاد نازنینم ، مریم بانوی زیبا ودوستان الهی ام

    خداراهزاران هزار بار سپاسگزارم بخاطر قوانین ثابت حاکم بر جهان هستی که من با درک این قوانین وعمل کردن طبق این قوانین میتونم در تمام جنبه های زندگیم روز به روز بهتر عمل کنم وهر قسمت که دوست ندارم تغییر بدهم

    در پناه الله شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت ولیاقتمند باشید در دنیا وآخرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 39 رای:
  3. -
    فهیمه زارع گفته:
    مدت عضویت: 3280 روز

    بنام الله

    سلامی گرم همراه با عشق وانرژی به سعیده نازنین

    احسنت وهزار آفرین وای نمیدونی که چقدر کیف کردم از نتایج عالی که برا خودت رقم زدی انگار که این نتایج مال خودم بود اینقدر با خواندن نتایجت احساسم فوق العاده شد

    سعیده جان از صمیم قلب موفقیت ها را بهت تبریک میگم

    دوست مهربان چقدر خوشبختم که در کنار شما خوبان ودر این سایت الهی هرروز یاد میگیرم با تغییر باورهام زندگی ای به مراتب شادتر وبا آرامش بیشتری را تجربه کنم

    سعیده جانم چقدر خوشحال شدم وخداراشکر کردم که دختر گلت هم رو به بهبود هست و خداوند از خزانه بی کرانش به زندگی وکسب کار خودت وهمسر نازنیت برکت بخشیده

    سعیده عزیزم زندگی ای سرشار از ثروت ونعمت وآرامش روز افزون مزین به عشق ونور الهی را برایت خواستارم

    بی صبرانه منتظرم تا بازم از موفقیتهات بنویسی عزیزم

    دوستت دارم

    یاحق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    فهیمه زارع گفته:
    مدت عضویت: 3280 روز

    بنام الله

    سلام ودرود فراوان به شما دوست عزیز وارزشمندم

    خداراسپاسگزارم که کامنتم تونست به شما کمک کند تا باگی را در ذهنتان پیدا کنید واینها همه از معجزات این سایت الهی هست

    سپاسگزار وجود ارزشمندتم نقطه آبی شما قبل از خواب قلبم را روشن کرد وممنون از دعای خوبتان

    در پناه الله مهربان شاد وموفق وسلامت وثروتمند باشید زندگی ووجود نازنینت مملو از عشق ونور الهی..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    فهیمه زارع گفته:
    مدت عضویت: 3280 روز

    بنام الله

    سلامی با عشق به سعیده عزیز وبی نظیر

    احسنت دختر هزار آفرین بقول همان خانم چه جوری تحسینت کنم

    سعیده جانم نوش جانت این حال خوب ،شغل خوب ،خانه شیک وخوب

    عزیزدلم موفقیتهات را از صمیم قلبم بهت تبریک می گم چقدر خوشبختم ‌که در کنار شما خوبان وبرگزیدگان قرار گرفتم وهر روز از شما یاد میگیرم تا زندگی ای بسازم که باب میل خودم باشد هرروز ازت بیشتر وبیشتر یاد میگیرم که چه جوری با خدا صحبت کنم درخواست کنم وتسلیم امر او باشم

    خدارا هزاران هزار بار سپاسگزارم به خاطر وجود نازنینت

    خیلی دوست دارم زیبای مهربان

    منتظرم تا دوباره از موفقیتهات وعشق بازیت با معبود را بخوانم وتحسینت کنم

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  6. -
    فهیمه زارع گفته:
    مدت عضویت: 3280 روز

    بنام خدای مهربان

    والْعَصْرِ

    إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ

    إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ

    به روزگار سوگند.

    همانا انسان در خسارت است.

    مگر آنان که ایمان آورده و کارهاى نیک انجام داده و یکدیگر را به حق و استقامت سفارش مى کنند.

    سلام محسن جان ،رفیق بهشتی

    با این دلنوشته ات چه کردی با دل عاشق من ،الله اکبر از این هماهنگی ها

    میدونی با خواندن تمام اتفاقاتی که تجربه کردی ،گفتم خدایا در عین حالی که یگانه ای ،ولی در یک لحظه درکنار همه جا حضور داری

    محسن جان وقتی دیروز در مسیر برگشت از سفر چشمم به آسمان افتاد گفتم خدایا توچقدر زیبایی که اینچنین ، آسمان وابرها رو به این زیبایی خلق کرده ای ،همون لحظه که مات زیبایی آن لحظه آسمان بودم ،خداوند جلوه تازه ای از زیبایی اون رو به من نشان داد ،وقتی این شگفتی‌ها رو دیدم ،گفتم خدایا میدونی عاشقتم، میدونی چقدر خوشبختم که تو رو دارم ،محسن باورت میشه هرچی جلوتر می رفتیم آسمان وابرها به طرز جادویی زیباتر میشد ومن حین گفتگو با ربم ،گفتم الحق که فقط تو شایسته ستایشی وبه همسرم گفتم چقدر امروز آسمان وابرها زیبا هستند ،ایشون هم یه نگاهی انداخت گفت آره خیلی ومن شروع کردم به عکس گرفتن از این زیبایی ها ،هم زمان که عکس می گرفتم ذوق میکردم میگفتم خدایِ من چقدر زیباست ،میدونی چی شد ،در یک قسمتی از شهر خورشید پشت ابرها پنهان شد ومن انوار طلایی خورشید رو از پشت ابرها دیدم ،دیگه نمیدونستم چی باید بگم ،فقط میگفتم الحمدالله رب العالمین

    بعد بوی نم بارون رو حس کردم من که عاشق بارون وبوی خاک بارون زده ام گفتم ای جانم، خدایا ممنونم که هرچقدر من عاشق توام ،تو از من عاشق تری ،ممنونم که هرلحظه با این زیبایی ها مرو شگفت زده کردی

    این سفر برام پر بود از اتفاقات قشنگ ،چقدر بهم کمک کرد تا خودم رو بهتر بشناسم ،چقدر بهم کمک کرد پیش فرضهای ذهنی که نتیجه صحبتهای دیگران بود در ذهنم پاک کنم وبه جاش آگاهی‌هایی که خودم بدرستی به آن رسیدم جایگزین کنم

    فهمیدم چقدر آرام آرام تغییر کردم وبه خودم افتخار کردم ودر کنار آن نکته ضعفهام رو پیدا کردم که نیاز به اصلاح دارد

    محسن جان این تیکه از دلنوشته ات نمیدونم کدوم هدیه توی دنیا میتونه اینقدر منو شاد بکنه! هیچ خونه و هیچ ماشین و هیچ حضور آدمی فکر نکنم بتونه انقدر به اندازه این پشتیبانیِ زیبا و عاشقانه ی خدا منو شاد بکنه .دقیقا بیان احساس من بود

    سپاسگزارم ازت رفیق بهشتی

    مرسی که هستی ومینویسی ودلیلی میشی تا من فهیمه هم این حس زیبا رو تجربه کنم

    محسن جان

    «خداوند یار و نگهدارت باشد، در دلت شادی و در زندگیت آسودگی برقرار باد.»

    یاحق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  7. -
    فهیمه زارع گفته:
    مدت عضویت: 3280 روز

    بنام خدای مهربان

    اللّهُ الَّذِی رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ثُمَّ اسْتَوَی عَلَی الْعَرْشِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ کُلٌّ یَجْرِی لأَجَلٍ مُّسَمًّی یُدَبِّرُ الأَمْرَ یُفَصِّلُ الآیَاتِ لَعَلَّکُم بِلِقَاء رَبِّکُمْ تُوقِنُونَ

    خداست آنکه آسمان ها را بدون ستون هایى که آنرا ببینید برافراشت، سپس بر عرش (مقام فرمانروایى) برآمد وخورشید وماه را که هر کدام تا زمان معینى حرکت دارند، تسخیر نمود. او کار (هستى) را تدبیر مى کند، آیات خود را به روشنى بیان مى کند تا شاید به لقاى پروردگارتان یقین حاصل کنید.

    سلام محسن جان ،رفیق بهشتی

    دلنوشته ات به عمق دلم نشست،

    وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا» / یعنی وقتی آدم جای درست می ایسته، راه خروج خودش ظاهر میشه. اونم فقط با هماهنگی درون… نه هیچ چیز دیگه .

    منم این احساس رو تجربه کردم ،گاهی وقتها به خودم میگم فهیمه بدو،دیر شد ،همان آن یه نیرویی درونم میگه هیچ عجله ای در کار نیست،فقط آرام باش ولذت ببر اجازه بده، اتفاقات در زمان خودش رخ بده ،حتی گاهی وقتها خسته میشم میگم پس کِی؟

    میگه یادت رفته وعده من حقه ،آن لحظه دیگه رها میشم وبعد با گوش دادن فایلهایی که قبلا گوش دادم می‌بینم چه درک متفاوتی دارم ،یجاهایی وقتی می‌شنوم اون آگاهیها تو گوشم زنگ میخوره وبعد می‌فهمم چقدر آرام آرام تغییر کردم ،چقدر واکنشم به اتفاقات اطرافم تغییر کرده ونسبت به قبل آرام ترم،

    درسته ،خیلی وقتا رها کردن قوی ترین شکل حرکته

    یه خاطره ای بگم از سفرم ،محسن جان در مسیر برگشتم از سفر قبل از کرمان، چراغ بنزین ماشین روشن شد همسرم گفت میترسم ما رو تا رفسنجان نبره ،ولی ته دل من آرام بود بارها این اتفاق افتاده بود وخداوند مارو شگفت زده کرده بود ،گفتم توکل بخدا ،یه جایی از مسیر دیدم همسرم تغییر مسیر داد به سمت داخل شهر ،گفتم چرا مسیر رو عوض کردی ،گفت روزه شک دار نمیگیرم ،شبه وکنار جاده اگر بنزین تموم کنیم چه؟

    من اون لحظه سکوت کردم ،چیزی نگفتم،هرچند مطمئن بودم طبق مصرف ماشین اون مقدار بنزین مارو به اولین جایگاه میرسونه ،همسرم تمام جایگاهای بنزین‌ کرمان رو رفت ولی همه گفتند کدینگ هست وامکانش نیست ،رو کرد به من گفت استرس نداشته باش درست میشه ،گفتم منکه استرس ندارم مطمئنم درست میشه وتو دلم گفتم هر اتفاقی بیافته خیره ،برگشتیم به جاده کمربندی ،میدونی محسن اینکه خدا میگه هر ظلمی به ما میشه از طرف خودتون هست ،من آنشب بهش رسیدم وسط مسیر همسرم از یک ماشین گشت خواست که بزنه کنار وموضوع رو مطرح کرد ،آنجا به خدا گفتم خدایا چرا ما آدما اینقدر ناسپاسیم ،چرا یادمون میره که همیشه تو بودی

    اون مامورِ به همسرم گفته بود 10 کیلومتر جلوتر جایگاه هست برو من پشت سرتم اگر بنزین بهت ندادند من میگم که بدن،خلاصه بعد از دو سه کیلومتر ما دیگه اون ماشین گشت رو ندیدیم ولی خدا هرلحظه با ما بود کنار یه مغازه که تنها مغازه اون مسیر بود همسرم نگه داشت آب بگیره یدفعه دیدم دو گالن کنار درب مغازه پشت وسایل گذاشته ،به همسرم گفتم به نظرت بنزینِ ،گفت خودشِ وپیاده شد یه گالن بنزین خرید وآنجا وجودم پرشد از سپاسگزاری بخاطر خدایی که همیشه هست فقط کافی است ما اعتماد کنیم وایمان داشته باشیم

    رفیق بهشتی سپاسگزارم ازت ،مرسی که هستی ومینویسی ودر عمق دلنوشته هات ،همیشه تلنگرهایی هست برای ذهن بیدار من

    دوست دارم وبهترین بهترینها رو که فقط خداوند به آن عالِم هست برات آرزو میکنم

    خدا یار ونگهدارت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: