تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۸


موضوع این قسمت: بزرگترین اشتباه در مورد قانون: توقع نتایج بزرگ از تغییرات کوچک

مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:

  • نتایج، فقط تا زمانی ادامه پیدا می‌کند که روی بهبود باورها و شخصیت خود کار می‌کنم؛
  • لحظه ی بعدی زندگی من، با فرکانس های اکنون من خلق می‌شود. پس مهم است آگاه باشم در حال توجه به چه چیزی هستم؛
  • به اندازه‌ای که شخصیت من تغییر می‌کند، جهان پیرامونم نیز تغییر می‌کند؛
  • اگر مدتهاست که تجربیات شما تغییر خاصی نکرده است یعنی هنوز تغییرات مشهود در شخصیت شما رخ نداده است و شما همان فرد با همان باورها و رفتارهای قبلی هستی.

خطری که موفق‌ها را تهدید می‌کند

این یک گفتگوی فوق‌العاده حیاتی و هشداردهنده است، مخصوصاً برای کسانی که مدتی در مسیر کار کردن روی باورها بوده‌اند و نتایجی هم گرفته‌اند.

شکیبا توضیح می‌دهد که چگونه از یک فرد فوق‌العاده خجالتی، عصبی و وابسته، با کار کردن روی فایل‌ها و به خصوص «دوره ۱۲ قدم»، به یک تحول شخصیتی شگفت‌انگیز رسید. او در سن ۱۸ سالگی به درآمد بسیار عالی دست یافت، روابط عالی ساخت و عزت نفس خود را بازیافت.

شکیبا با شجاعت اعتراف می‌کند که پس از رسیدن به آن نتایج عالی در سال ۹۸، دچار غرور شد، به ذهن خودش تکیه کرد و «کار کردن روی فایل‌ها را کنار گذاشت». او فکر می‌کرد دیگر راه را بلد است و نیازی به آبیاری روزانه‌ی آن نهال ندارد.

نتیجه‌ی این توقف چه بود؟ سقوط آزاد. درآمد او تقریبا صفر شد! جهان ضربه‌هایی به او زد تا به یاد بیاورد که تغییر و رشد، هرگز متوقف نمی‌شود.


فرق آدم موفق با «فوق موفق» 

استاد در ادامه‌ی این گفتگو، داستان شکیبا را تحلیل می‌کنند و از تله‌ی خطرناکی پرده برمی‌دارند که در «میانه‌ی مسیر» منتظر همه‌ی ماست:

  • تله‌ی روزمرگی: وقتی نتایج اولیه را می‌گیریم (مثلاً از بحران مالی یا رابطه‌ی بد خارج می‌شویم)، آن «تضاد» و «درد» اولیه که انگیزه‌ی اصلی ما برای تغییر بود، از بین می‌رود.
  • توقف انگیزه: در این نقطه، انگیزه کم می‌شود و فرد ناخودآگاه می‌ایستد.
  • نقطه‌ی تمایز: استاد تأکید می‌کنند که فرق بین یک آدم موفق معمولی و یک آدم «فوق موفق» دقیقاً همین‌جاست. آدم‌های فوق موفق می‌دانند که جهان در هر لحظه، در حال خلق لحظه‌ی بعد، بر اساس فرکانسِ همین لحظه است. آن‌ها هرگز متوقف نمی‌شوند.

استاد از زندگی خودشان مثال می‌زنند که چطور با پُر کردن تمام لحظات زندگی با کارهای هدفمند (مانند تولید محتوا، کار روی سایت، و…)، حتی ۳ ماه فرصت روشن کردن تلویزیون را پیدا نکرده‌اند. این «مشغولیت هدفمند» آن‌ها را دائماً در فرکانس درست نگه می‌دارد و نتایج را بزرگ و بزرگ‌تر می‌کند.


بزرگترین درس فایل: قانون «آینه» و سوتفاهم بزرگ «صبر»

مهم‌ترین و کلیدی‌ترین بخش این فایل، جایی است که استاد یک تصور اشتباه رایج در مورد «صبر» را به کلی دگرگون می‌کنند.

بسیاری فکر می‌کنند «صبر» یعنی من امروز روی باورهایم کار می‌کنم و «منتظر» می‌مانم تا جهان در آینده نتایج را به من بدهد.

استاد این دیدگاه را رد می‌کنند و «قانون آینه» را توضیح می‌دهند:

جهان دقیقاً مانند یک آینه عمل می‌کند. اگر شما جلوی آینه دستتان را بالا ببرید، آینه «همان لحظه» دستش را بالا می‌برد، نه دو ساعت بعد!

جهان در برابر تغییرات فرکانسی شما «تأخیر» ندارد. واکنش آن «فوری» است.

پس مشکل کجاست؟ مشکل در «مقیاس» است، نه در «زمان».

مشکل اینجاست که ما (خیلی کم) تغییر می‌کنیم، اما انتظار داریم جهان ما (خیلی زیاد) تغییر کند. و چون آن نتیجه‌ی بزرگ را نمی‌بینیم، فکر می‌کنیم قانون جواب نمی‌دهد!

 

داستان راننده تاکسی: دیدن نتایج فوری اما کوچک

استاد از دوران راننده تاکسی بودن خود مثال می‌زنند. وقتی روی باورهایشان کار می‌کردند، انتظار نداشتند «همان لحظه» یک میلیارد تومان به دست آورند (چون تغییرشان به آن اندازه بزرگ نبود).

اما آن‌ها می‌دیدند که «همان لحظه»، مسافر بعدی که سوار می‌شد، «کمی» خوش‌اخلاق‌تر از مسافر قبلی بود. می‌دیدند که خرج ماشین «کمی» کمتر شده بود.

آن‌ها این نتایج «کوچک اما فوری» را می‌دیدند، تأیید می‌کردند و همین باعث می‌شد ایمانشان قوی‌تر شود و به مسیر ادامه دهند تا نتایج بزرگتر و بزرگتر شدند.

این فایل یک درس حیاتی در مورد «استمرار»، «دیدن نتایج کوچک» و «قانون آینه» است که جلوی سقوط شما از قله‌ی موفقیت‌های اولیه‌تان را می‌گیرد.


تمرین این قسمت: 

استاد در این فایل توضیح دادند که جهان مثل آینه، «همان لحظه» و «متناسب» با تغییرات فرکانسی ما واکنش نشان می‌دهد (مثل داستان راننده تاکسی و مسافرانش). بسیاری از ما چون فقط منتظر نتایج «بسیار بزرگ» هستیم، این تغییرات «کوچک» و «فوری» را که جهان مثل آینه به ما نشان می‌دهد، نادیده می‌گیریم و ناامید می‌شویم.

تجربه‌ی «آینه‌ای» شما چیست؟

لطفاً در کامنت‌ها بنویسید: کجا و در چه موضوعی (مالی، روابط، سلامتی)، به وضوح دیده‌اید که بلافاصله پس از کار کردن روی باورتان یا تغییر احساستان، جهان یک واکنش «کوچک اما فوری» به شما نشان داده است؟

  • مثلاً: بلافاصله بعد از تمرین سپاسگزاری، یک مشتری کمی خوش‌اخلاق‌تر پیدا شد؟
  • یک جای پارک غیرمنتظره و عالی پیدا کردید؟
  • یک تخفیف کوچک اما عجیب گرفتید؟
  • کسی که انتظارش را نداشتید به شما کمک کرد؟
  • یا دردی که داشتید «کمی» آرام‌تر شد؟

به اشتراک گذاشتن این «نشانه‌های فوری» به همه‌ی ما کمک می‌کند تا قانون آینه را باور کنیم و در مسیر بمانیم.

پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشه‌ی راه شود و هم الهام‌بخش دیگران.


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

600 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «زکیه لرستانی» در این صفحه: 6
  1. -
    زکیه لرستانی گفته:
    مدت عضویت: 2015 روز

    بنام خالق هستی،تنها فرمانروا وتنها قدرت مطلق

    سلام

    آخیشششش

    الهی شکرت ک بهم فرصت ی صلاه دیگه دادی

    عجییییب دلم تنگ شده بود برای این اتصال این حس زیبا

    این حال خوب

    این جاری شدن

    خدایا صدهزار مرتبه شکرت ک این فرصتو بهم دادی ک یکبار دیگه اینجا توی این بهشت توحیدی حضور پیدا کنم

    و با تمام وجودم و تمام تمرکزم شیرجه بزنم توی درون خودم

    خیییلی این سکوت و تنهایی و این فضای فکری و دوست میدارم

    خدایا شکرت بابت تجربه ی دوباره اش

    اصلن نمیدونم میخوام چی بنویسم هیچ ایده ای ندارم

    از خدای قشنگم هدایت میخوام

    ک بیادم بیاره

    بر قلمم جاری بشه چیزی ک ب رشدم ب درکم ب بزرگ شدن ظرفم کمک میکنه

    الهی ب امید تو

    میخوام از عصر امروزم بگم اول

    هوا ب شدت ب شدت رویایی بود

    ب شدت فوق العاده

    ب شدت زیبا

    ب شدت هیولا وحشتناک قشششنگ بود

    خدای من آسمووون اینقدررر آبی بود ک انگار تو عمرم ندیده بودم

    ابرها اینقد سفیییید و پنبه ای

    خیییلی بزرگ خیییلی بزرگ بودن ی کم فیلم گرفتم ازشون از خورشید از درختا از صدای اواز پرنده ها

    راسسستی ی شاهین یا قرقی یا باز دیدم اون بالا بالاها داشت پرواز میکرد

    تو اوج

    با آرامش

    با صلابت

    خیییلی زیبا بود ،اینو ی نشونه دیدم

    امروز دوتا پروانه از جلوی چشمای قشنگ و سالم و زیبام رد شد

    خدا دقیقا خودش آورد تو مسیر نگاهم ک ببینم ک کیییف کنم

    ک لذت ببرم ک حال کنم باهاش

    امروز برای نهار کلی سبزی تازه چیدم ک عجیب با باران رحمت الهی خوشمزه تر درخشان تر و شیرین ترشده بودن

    باورم نمیشد ک پیازچه ها عرض چند روزی ک نبودم این همه رشد کردن

    خیلی عالی شدن

    ب زودی تیلَک میزنیم تو خاک ب امید خدا

    پدر ی قسمت از زمین باغچه رو اماده کرد

    چقد زمین خوب خیس خورده بود با آب بارون

    من عاشق عطر خاکم اصن دیوونه ام میکنه

    لمسش خییلی آرامش بهم میده:))

    قلبم گفت از مراحل اماده کردن زمین و سپردن دونه ب دونه نشا پیاز ب زمین فیلم بگیرم و بزارم کانال یوتیوبم

    ک بهش گفتم چشم

    چقد خوبه ک پا روی ترسهات بزاری چقد بزرگتر میشی

    اینکه دارم از محل زندگیم فیلم میگیرم با طی تکامل،میزارم تو کانال یوتیوبم خییلی من رو بزرگتر کرده

    بهتر درک میکنم ک چقدر سالها خودمو بخاطر افکار بیهوده محدود کردم ،احساس بی ارزشی کردم

    خییلی ها آرزوشونه ک همچین جایی رو ببینن ،زندگی کنن ،لذت ببرن از هرلحظه اش

    خدایا صدهزار مرتبه شکرت بخاطر روستای قشنگمون سیاهگل عزیزم

    کلی ب رشد من کمک کرده

    الان خیییلی دوسشدارم و باهاش ب صلح رسیدم

    دو روز پیش من ایرپادم و گذاشته بودم رو تختم یا شایدم رو میز چرخم

    اصلن حواسم ب خواهر زاده کوچیک دوسال و سه ماهه ام نبود

    رفته بودم تو حیاط بعد ک برگشتم دیدم یکی از گوشی ها ایرپاد تو دست ساراست

    گفت زیییکییه بیییا

    من دلم ریخت ک الان چ بلایی سرش آورده ،چرا این دست ساراست

    الان چیکار کنم

    گفتم سارا اینو از کجا آوردی

    ک فرار کرد رفت خخخخخ

    ب مامانش گفتم ایرپادم دست سارا چیکار میکنه ،الان کجاست؟؟

    گفت تو کمد

    وقتی ک بازش کردم دیدم اون پلاستیک نوکش دراومده و جلدش هم شکسته

    اه از نهادم دراومد

    گفتم سااااااراااا الان چیکارت کنم

    هووووم

    تو چارچوب در وایساده بود داشت با چشای خوشگلش نگام میکرد

    عصبی بودم ولی نمیتونستم چیزی بهش بگم

    دلمم نمیومد تقصیر خودم بود ک برش نداشتم

    اون ک بچه اس و کنجکاو

    طبیعیه ک بخواد ببینه چی داخلشه

    و نگاش کنه

    گفتم سارا الان چیکارت کنم؟؟؟

    میخوام بیام موهاتو بکِشمممم

    ب شوخی گفتم

    ک چشاش درشت شد و فرار کرد رفت پیش مامانش

    صداشو شنیدم گفت مامان زیییکیییه میخاد موهام و بکشه و زد زیر گریه خخخخخخ

    مامانش گفت چیکار کردی مگه

    گفت چراغ قوه زیییکیه رو اِشکستم خخخخخخخخخخخخخخ

    اینقد خندیدم بهش ک نگو،

    ن درصد شارژ جای ایرپاد از بیرون مشخصه.

    خلاصه ب خودم گفتم اشکال نداره بهترشو میخرم ،اتفاقیه ک افتاده

    تقصیر خودم بوده ک بَرش نداشتم

    یاد عید امسال افتادم

    ک عینک آفتابیمم شکوند،البته اونو خودم دادم دستش فک نمیکردم اینقد زور داشته باشه وروجک

    دسته عینکو از ته کَند خخخخخ

    الهی صدهزار مرتبه شکرت ی درس خیلی مهم یاد گرفتم

    دیشب ایرپادم تو شارژ بود ک دستم خورد ب سیمش افتاد پایین و کامل لولای جلدش شکست و کَنده شد

    بلندش کردم نگاهی بهش کردم

    گفتم اشکال نداره فدا سرت پیش اومد

    و اومدم با نوار چسب چسبوندمش ب بدنه اش خداروشکر هنوز اوکی هست و کار میکنه

    خواهرم گفت پولشو میدم بهت ایرپادتو بهم بده چون سارا شکسته اش

    گفتم ن،اصن ی بهترش و خودم میخرم ان شاالله

    اصلا نمیخوام بدون ایرپاد چند روز و بگذرونم تا برسه در خونه

    بعد ک چسب زدم خواستم برم تو حیاط

    ب آجیم گفتم کجا بزارم گوشی و ایرپادم و ک دست سارا بهش نرسه خخخخخ

    تازه دیروز سارا خانم تو بازی فروشندگی ،

    نیم متر پارچه رو 1 میلیون ب من فروخت خخخخخخخ

    الهی صدهزار مرتبه شکرت

    امروز اتفاقات قشنگی افتاد

    کلی عشق دریافت کردم ی عضو جدید اومد تو کانالم

    الان 11 تا عضو داره

    خیلی جالبه دو روز پیش ذهنم درگیر این بود ک پست بیشتر بزار ک بازدید بیشتر بخوره

    لایک و کامنت بیشتر بیاد و..

    دقیقا برعکسش اتفاق افتاد

    اون پستی ک گذاشتم برعکس همه خیلی هم بازدید خورد ک داشت حسم بد میشد

    گفتم زکیه تو مگه بخاطر بازدید ها پست میزاری

    ارزشمندی تو ربطی نداره ب این چیزا

    ب این عوامل بیرونی

    من باعشق ی پست دیگه رو آماده کردم

    و خودم چندین بار نگاش کردم

    و کلی ذوق کردم بابتش

    گفتم اصن هیچکی نبینه مگه مهمه

    مهم این عشق و حال خوبه منه

    مهم باورهای منه

    مهم خداست ک رزق من دست اونه

    ن هیچ کس و هیچ چیز دیگه

    بعد اتفاقی ک امروز افتاد پستی ک امروز صبح گذاشتم کلی بازدید خورد

    گفتم ببین زکیه جان

    ببین عشق من

    ببین خدا داره کارها رو انجام مبده

    وقتی ک ب اون وصل باشی خدا آدم هارو میاره

    خدا همه کارها رو برات انجام میده

    الهی صدهزار مرتبه شکرت

    درمورد تمرین این جلسه

    شده چند بار ک من بدون اینکه بگم طرفم تخفیف داده همین چند روز پیش اتفاق افتاد

    شده ی خواسته ای از ذهنم گذر کرده بلافاصله اتفاق افتاده

    یا امروز ،خواهرم ی کم رِمیلِق شبیه کُنار هست ولی خیییلی تُرشه

    من خییلی دوسدارم و تو منطقه ما هست

    چند روز پیش دوسداشتم بخورم امروز خودش اومد رزقم شد

    یا مثلا ب خدا درخواست پول دادم تو دفترم

    همون روز بهم رزق داد از فضلش

    ی غذایی و خواستم بخورم ک روزیم شد

    دیروز فرکانس یکی از خواسته هام و فرستادم امروز 3بار نشونه اش و دیدم

    این نشون میده ک جهان مث آینه بلافاصله پاسخ میده ب فرکانس ما

    الهی صدهزار مرتبه شکرت سپاسگزار توام رب جهانیانم

    امروز روز اول از 28 روز سپاسگزاریه منه

    پروژه جدید ک شروع کردم

    امروز خیییلی سپاسگزار تر بودم نسبت ب دیروز

    حالم قشنگ تر بود

    تو توضبحات فایل میگه ک اگه نعمتهات رو نشماری

    ذهنت میره رو نذاشته ها و نکات منفی

    ب عبارتی اگر شکر نکنی آنجه داری ازت گرفته میشه

    و اونچه ک تو مسبر رسیدن ب تو بوده برگشت میخوره

    لان شکرتم لازیدنکم

    شکر گزار باشبد تا برشما بیفزایم

    چون ب هرچه توجه کنی از جنس همون بیشتر وارد زندگیت میشه

    ما موجودات فرکانسی هستیم ک در هر لحظه در حال ارسال فرکانس هستیم

    اگه فرکانس سپاسگزاری نفرستیم

    توجه نکنیم ب داشته ها

    توجه ذهن میره رو نداشته ها

    این برنامه ریزی ذهنه مث ی بچه

    مث سارا ک دوسداره همه چی و با باز کردن متوجه بشه با لمس کردن

    احساس بد آتیشه

    توجه ب نداشته ها آتیشه

    مقایسه کردن آتیشه

    احساس گناه آتیشه

    عذاب وجدان و احساس قربانی بودن آتیشه

    اینا ریشه ی احساس خوب و فرکانس خوب رو میسوزونه

    خشک میکنه

    و باعث میشه جریانی از مومنتوم منفی شکل بگیره و مارو غرق کنه در تاریکی

    در غم

    در اندوه

    در فشرده شدن قلب

    الهی صدهزار مرتبه شکرت

    ک هدایتم کردی ب اتاق مهمان برای ثبت این ردپا

    و انجام تعهدم

    سپاس رب العالمینم

    سپاس استادم

    سپاس استاد شایسته

    سپاس دوستان توحیدی قشنگم

    روز 1 از 28 روز

    21 آذر 404

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 31 رای:
  2. -
    زکیه لرستانی گفته:
    مدت عضویت: 2015 روز

    بنام خدای رحمان و رحیم ک صاحب فضل عظیم است

    سلام ب خانواده ی عزیزم

    گام 18 پروژه تغییر

    الهی صدهزار مرتبه شکرت سپاسگزارم

    همین الان ی موفقیت خیییلی بزرگ کسب کردم البته شاید درنظر بقیه خیلی هم کوچیک باشه

    ولی برای من خیلی بزرگه

    دیروز ی پستی گذاشتم تو کانالم تو یوتیوپ

    فیلمی ک از مسیر برگشت ب خونه روستامون گرفته بودم ‌ و با اهنگ فرزاد فرخ

    وقتی ک بارگزاری شد دیدم مسدود شده پستم

    چون اطلاعات زیادی در مورد یوتیوپ ندارم

    دلیلش و نمیدونستم

    سرچ کردم دلیل مسدود شدن پستای یوتیوپ ،یکی از دلایلش نوشته بود بخاطر اینه ک بدون اجازه از آهنگهای معروف استفاده کردی ی نوع دزدی محسوب میشه

    فهمیدم ک نمیتونم دیگه از آهنگهای گوشیم استفاده کنم

    همین تضاد باعث شد ک ی کم جست و جو کنم ک چطور ی کلیپ بهتر بسازم

    واین خواسته برام واضح شد ک کیفیت فیلم هامو بالا ببرم ولی نمیدونستم چطور

    از دیروز تو ذهنم این سوال بود ک چطور عکس ها و فیلم هایی ک دارم و باهم ب راحتی توی ی کلیپ جا بدم و چطور اهنک مناسب بزارم روش

    ک از بعد اظهر دوسه تا برنامه کلیپ ساز دانلود کردم دیدم ک خیلی مراحل دارن

    ک هدایت شدم ب برنامه

    اینشات

    ولی میخواستم گوشه تصویر لوگوی اینشات نباشه

    یاد حرف خواهر زاده ام افتادم ک قبلا بهم گفته بود ک میشه پاکش کرد

    برای همین سرچ کردم ،دیدم چقددد راحت بود خییییلی

    ب راحتی و آسونی ی کلیپ جوری ک دوسداشتم همبن الان درست کردم و ب ی اهنگ زیبا تو یوتیوپ هدایت شدم

    ک نتیجه خیییلی عالی بود

    خودم ک عاشقششش شدم

    کلی ب خودم افتخار کردم تازه بنر هم برای پستم گذاشتم

    همین یک بهبود کوچیک کلی ب اعتماد ب نفس من کمک کرد

    کلییی انرژی گرفتم ک اررره من از پس هرکاری میتونم بربیام

    خدا ی راحتی و آسونی تمام کارها رو داره برام انجام میده

    الهی صدهزار مرتبه سپاسگزارم

    الهی صدهزار مرتبه شکرت بابت باران رحمت الهی امروز خیییییلی فراوان رحمت خداوند بر زمین تشنه ی روحم بارید

    وجودم و پاک کرد

    زمین و سیراب کرد

    هوا ب شدت ب شدت عالی بود

    چقددد دلم برای مرغ و خروس ها و جوجه هامون تنگ شده بود

    توی چند روزی ک نبودم

    بیشتر قدر خونه روستامون،آسمونش

    شبش

    خورشیدش خونه مون

    باغچه مون

    تخم مرغ های قشنگ خوشمزه مون

    امروز 9 تا تخم کردن

    الهی صدهزار مرتبه شکرت سپاسگزار توام

    خدایا صدهزار مرتبه شکرت بابت دوش اب گرم ک گرفتم چقد انرژی گرفتم

    جقد سرحال شدم

    الهی صدهزار مرتبه شکرت بابت وجود خواهر زاده ی عزیزم بهم میگه زِیییکیییه بیا دومبالم بیا بِسین پیسم

    الهی صدهزار مرتبه شکرت

    بخاطر خوشبختی داداشم

    حال خوبش

    همسر زیبا و خوشقلبی ک اومده تو زندگیش

    اینقد خوش خنده اس

    اینقد خوش انرژیه

    ک من کییف میکنم از خنده هاش

    از خاکی بودنش

    تصویر زیبای قشنگش تو ذهنم

    خییلی دوسشدارم

    الهی صدهزار مرتبه شکرت سپاسگزارم

    درجهان هرچیز چیزی جذب کرد

    گرم گرمی را کشید و سرد سرد

    قانون خداوند همیشه ثابته و همیشه داره کار میکنه

    انرژی های مشابه همدیگه رو جذب میکنن

    این قانون خداونده

    الهی صدهزار مرتبه شکرت

    بابت لباس های گرمی ک دارم میتونم بپوشم

    خدایا صدهرار مرتبه شکرت بابت سقف بالای سرم ک من رو از گرما و سرما محافظت میکنه

    الهی صدهزار مرتبه شکرت بابت نعمت گاز،نعمت بخاری

    هوای مطبوع و گرم خونه

    الهی صدهزار مرتبه شکرت بابت نعمت تختم

    الهی صدهرار مرتبه شکرت بابت خواب راحتم

    الهی صدهزار مرتبه شکرت

    بابت پتوی گرم و نرمم

    الهی صدهزار مرتبه شکرت بابت غروب زیبای خورشید

    بعد از ی بارون رگباری

    یکباره خورشید با اشعه های زیباش همه جارو نورانی و روشن کرد

    ابرهای تیره حامل بارون رفتن

    آسمون آبی با ابرهای سفید و قطره های ریز بارون و هوای فوق العاده چقددد زیبا بود

    نور خورشید ب برگهای خیس درختها میتابید و می درخشید

    خیییلی زیبا بود

    الهی صدهزار مرتبه شکرت سپاسگزارم رب جهانیانم عاشقتممم

    الهی صدهزار مرتبه شکرت بابت خانواده ی عزیزم سپاسگزارم بابت سلامتی پدر و مادر عزیزم

    سپاسگزارم بابت دوستان توحیدی عزیزم ک بوی تو رو میدن و قلبم و غرق آرامش میکنن

    الهی صدهزار مرتبه شکرت بابت

    این سایت بهشتی و استاد عزیزم

    خدایا صدهزار مرتبه شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 22 رای:
  3. -
    زکیه لرستانی گفته:
    مدت عضویت: 2015 روز

    بنام الله مهربان خالق شیرین دلبرم

    سلام ب همگی عزیزانم

    روز35

    الهی صدهزار مرتبه شکر یکبار دیگه هدایت شدم ب این صفحه برای کامنت نوشتن و الحق والانصاف چقد خوب هدایت شدم

    چون دارم میبینم شخصیم داره تغییر میکنه و چون شخصیتم داره تغییر میکنه دنیای بیرونم هم داره تغییر میکنه

    چطوووررر؟؟

    الان میگم خیلی هم مفصل تا برام مرور بشه و باورم هم قوی تر ک فرکانس منه ک داره اتفاقات و رقم میزنه

    امروز شادی جان همون ک باهم تو اتاق ماساژ گیر افتادیم

    گفت دیروز یعنی جمعه

    ک قرار بود آسیه جان ادامه کلاس آموزشی وبرگزار کنه، هیچ مطلب جدیدی آموزش نداده

    گفته چون زکیه نیست درس جدید و نمیدم و فقط مشتری ها رو هندل کرده با هنرجوی دیگه

    اونوقت زکیه هیچ بهایی پرداخت نکرده ها، و اینکه اون هنرجو 13میلیون بها پرداخته

    صبحش آسیه عزیز بهم پیام داد زکیه کلاس هست ها ولی اگه نمیتونی بیایی اشکال نداره

    وقتی پیامشو دیدم ذهنم گفت نخواد نری

    اون داره بهت رایگان آموزش میده

    باید بیشتر وقت بزاری

    باید حتما بری اگه نری از درس جا میمونی و مطالب جدید و از دست میدی

    وقت کمه

    اشکال نداره اگه هم اذیت بشی

    اگه نری آسیه ناراحت میشه

    مخصوصا وقتی ب خواهرم گفتم

    اونم بهم گفت حتما برو ضرر میکنی اگه نری

    و این فرصتو ازدست میدی

    منم داشتم باورهای قدرتمند کننده احساس لیاقتو باخودم تکرار میکردم و بعد رفتم ویژگی های مثبت خودمو ک نوشته بودم خوندم

    ک بالاش چنتا سوال خوب نوشته بودم ک خیییلی حس خوب بهم میده

    کی از خودم مهمتره؟؟؟

    کی از خودم واجب تره؟؟؟ *

    کی از خودم ارزشمندتره؟؟

    دیدم احساس خودم و راحتی خودم برام واجب تره من نیاز دارم ب استراحت روز جمعه

    من نیاز دارم امروز و برای خودم باشم

    من نیاز دارم رو خودم کار کنم

    و کارهای شخصیم و انجام بدم

    همیشه فرصت هست

    همیشه میتونم یادبگیرم

    هیچ عجله ای در کار نیست

    هیچی از دست نمیره

    و بعد دوساعت پیام دادم بهش ک

    سلام عزیزم من خونه کار دارم ان شالله فردا میبینمت

    و حس فوق العاده ای گرفتم ازاین تصمیم قشنگم چون من لایق و ارزشمندم

    الهی صدهزاز مرتبه شکرت

    امروز تونستم با موزر موهای شادی رو فلت کنم

    من تو عمرم دوبار انجام دادم

    یکبار سال98 یکبارم تقریبا یکسال پیش بوده

    اول موهاشو سشوار کشیدم بعد اتو کردم

    و بعد موزر و آوردم و همه موهاش و آوردم پشت شونه کردم و چنتا حرکت اول موزرو تا انتها نبرم ک باعث شد ی کم از زیر بمونه

    بعد گفتم خدایا چطور درستش کنم ک براحتی ایده ش بهم گفته شد الهی صدهزار مرتبه شکرت و راحت تونستم صاف دربیام

    الهی صدهزار مرنبه شکرت

    بابت روز عالی ک داشتم

    ساعت 7مامانم زنگ زد گفت زکیه میخوام امشب سفره ی داداشتو بندازم خودتو زود برسون

    خدایا شکرت امروز تونستم اعراض کنم

    ب خودم افتخار میکنم

    الهی شکرت دارم بزرگ میشم

    دارم رشد میکنم از درون

    ذره ذره مرررسی ازت عاشقتمممم

    الهی شکرت ک امروز آسانم کردی برای آسانی ها و بعد کارم وقتی رسبدم خونه دیدم مادرم همه کارها ی سفره رو آماده کرده ب کمک داداش و آجیم

    سپاسگزارم بخاطر حس ارزشمندی ک درمن جوانه زده عاشقتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  4. -
    زکیه لرستانی گفته:
    مدت عضویت: 2015 روز

    بنام خدای بخشنده ی مهربان

    سلام ب همگی عزیزانم

    روز31

    الهی صدهزار مرتبه شکر ک تونستم 31روز ادامه بدم و ب قولم عمل کنم

    فرایند تکاملی تغییر شخصیت

    امروز روز فوق العاده عالی بود برای من خداروشکر خیییلی حس عالی داشتم

    و خیلی قشنگ تغییر مدارم و حس کردم

    ب خودم افتخار کردم لذت بردم از وجود خودم از توانایی هام

    تحسین شدم

    آموزش 13میلیونی برای من رایگان بود

    مشتری داشتم

    عشق دریافت کردم

    بااحترام بامن رفتار شد

    تاکسی ب موقع اومد در بهترین زمان ممکن اصلا خدا خییلی داره بهم حال میده همه ش سوپراییزم میکنه

    موقع برگشت از سرکار

    ساعت 8و 37دقیقه ک هوا تاریک شده بود خودم تنها تو خیابون اصلی رفتم و پا روی ترسم گذاشتم منتظر تاکسی شدم

    و بعد 3،4دقیقه ی تاکسی کولر دار

    اومد و نصف کرایه رو هم ازم گرفت(:

    منی ک نهایت تا 7ک هوا روشن بود ب خودم اجازه میدادم ک بیرون باشم

    و من میدونم داره از کجا آب میخوره این تغییرات زیبا

    امروز خواهرم زنگ زد گفت زکیه این همکارم ک داری پیشش کار میکنی همچین شخصیتی داره

    باهمه دعوا میکنه و دیروز کلی دست گل آب داده تو اتاق عمل و فلان و بهمان

    حواست باشه حق وحقوقت و بهت بده تو نمیشناسیش من میشناسمش و…

    گفتم والا من ب جز خوبی چیزی ازش ندیدم

    تایم کارم و 6،7ساعت کرده 4ساعت

    داره ی آموزش تخصصی ک هزینه ش 13میلیونه رو ب من رایگان آموزش میده

    دیشب ک کارمون طول کشید بنده خدا خودش باشوهرش با احترام منو آوردن در خونه وکلی ازم تشکر کرد

    تازه بهم گفت پول اسنپ تو خودم میدم

    خیلی باحترام باهام رفتار میکنه

    و دیروز با همین آموزشی ک بهم داد دوتا مشتری و کمکش هندل کردم

    گفت با اینکه داری فعلا آموزش میبینی

    ولی من بابت هرکدوم 50تومن بهت میدم

    و آدم ب این خوبی کجاش بده

    آجیم اصلا بهم اجازه نمیداد حرف بزنم

    گفت هرچی ک من بهت میگم فقط گوش بده نمیخوام منو توجیح کنی :|

    باخودم گفتم خدایا شکرت ک هدایتم کردی ب این مسیر زیبا اینکه هرکی فقط نتیجه افکار و باورهای خودشو میگیره

    هیچ کس هیچ قدرتی تو زندگی من نداره

    واینکه هیچ برگی بدون اذن خداوند از درخت نمی افته

    هراتفاقی ب نفع منه

    امروز یکی از بچه ها ک کارش کراتین و صافی موهست

    از 11صبح اومده بود سالن همراه مشتریش و وقتی ک من ساعت 4رفتم اونجا بود تا ساعت 7ونیم هی رو موهای مشتریش کار انجام میداد

    ک صدام زد منم رفتم کنارش گفت زکیه ی کم سرشونه هامو فشار بده قفل شده

    گفتم ی روغنی چیزی داری ک ماساژ بدم

    گفت شاید تو اتاق ماساژ باشه

    خلاصه رفتیم وچیزی پیدا نکردیم ک صاحب سالن برام کرم آورد

    منم در اتاقو بستم چون دستگیره نداشت

    در جفت شد و ما اونجا گیر افتادیم

    شادی گفت زکیه الان چیکار کنیم

    اونسری در بسته شد صاحب ملک اومد در و باز کرد گیر افتادیم

    گفتم فعلا بریم ماساژت بدم بعد فکری میکنیم براش

    و کاملا خونسرد بودم

    چون میدونستم خدا هست و خودش در و باز میکنه برامون

    و منم شروع کردم آروم از کنار گردنش دو طرف و ماساژ دادن بعد سرشونه ها و چن دقیقه سمت راست گردن و چن دقیقه سمت چپش

    و بعد ستون فقراتش و بعد دست ها

    گفت زکیییه چقدد خوب ماساژ میدی تا حالا هیچکی اینجوری ماساژم نداده

    گفتم تاحالا ماساژ گرفتی گفت اره

    ولی مال تو ی چیز دیگه س

    گفت ماساژورمون میخواد بره چرا نمیایی آموزش ببینی ک خودت ماساژو انجام بدی

    خلاصه ماساژ تموم شد

    و گفتیم الان چیکار کنیم

    رفتم سمت در گفتم خدایا خودت درو باز کن برام ک صاحب سالن آسیه جان

    ی موچین بزرگ از زیر در فرستاد

    منم خندیدم گفتم مگه میخوام عمل کنم

    خم شدم و برداشتم و بردم سمت اون زبانه ی در حسم گفت بزن رو گوشه بالایی در و منم زدم

    و دیدم در ب راحتی بازشد ک اصلا خودم حیرت کردم. خدایا عاشقتممممم من

    همه گفتن زکیه چطور درو باز کردی؟؟؟

    و ی اتفاق قشنگ دیگه

    داشتم صورت مشتری و با حوصله وباعشق از تیکه های جامونده ماسک صورتش پاک میکردم

    ک با ی دستم صورت مشتری و ب آرومی گرفته بودم و دست دیگه م با حوله خیس کارمو انجام میدادم

    ک مشتری گفت چ آرامشی داره دستت دوسدارم بخوابم

    گفتم خدایا شکرت بخاطر آرامشی ک در وجودم جاری کردی

    سپاسگزارم بخاطر اتفاق های قشنگ زندگیم

    سپاسگزارم بابت تغییر مدارم

    سپاسگزارم بخاطر محل کار جدیدم.

    آدم های سالم دوسداشتنی

    ثروتمند

    توحیدی

    و شاد

    عاشقتممم بخاطر هدایتم ب این مسبر زیبا

    تنها تورا بندگی میکنم وتنها از تو باری میخوام

    من روب راه راست هدایت کن

    راه کسانی ک ب اونها نعمت دادی

    ن کسانی ک براونها غضب کردی و ن گمراهان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  5. -
    زکیه لرستانی گفته:
    مدت عضویت: 2015 روز

    بنام خدای مهربان

    سلام ب همگی عزیزانم

    روز26

    خداروشکر میکنم بخاطر فرصتی ک بهم داده تا زندگی کنم و لذت ببرم و رشد کنم. و تجربه کنم

    خداروشکر میکنم بابت امروز روز عالی ک داشتم و تغییراتی ک ارام آرام داره اتفاق میفته

    چیزی ک متوجه شدم ازاین فایل اینه ک نتایج آرام آرام شروع میشه و تازمانی ک دارم این مسیر و ادامه میدم

    نتایج هم رخ میده

    امروز خداروشکر خییلی عالی بود و اولین روز کاری من تو سالن جدید

    ی ترسی ک نجواها تو ذهنم ایجاد میکردن این بود ک این سالن چن ماهه شروع ب کار کرده و مشتری نداره

    مث سالن قبل دلتو صابون نزن

    جایی ک سالن هست تو بازار نیست کسی اطلاع نداره از وجودش و غیره

    اومدم گفتم ک برای خدا فرقی نداره من کجا باشم خودش برام مشتری میشه

    و برام میفرسته. خدا داره کارهارو انجام میده

    فقط باید صبور باشم و رو خودم کار کنم بقیه ش با خداست

    و از خدا خواستم و تو تمرین ستاره قطبی نوشتم ک خدایا امروز اولین روز کاری منه

    خودت برام مشتری بفرست

    چن ساعت اول هیچ خبری نبود

    دیدم هرچی هیچ کاری انجام نمیدم ب عبارتی هیچ فایلی گوش نمیدم

    و ذهنم و رها کنم فایده نداره

    شروع کردم فایل گوش دادن جملات تاکیدی جلسه16احساس لیاقت

    احساسم خیلی خوب شد و عرص نیم ساعت یکساعت

    صاحب سالن زنگ زد گفت مشتری نوبت زده گفته یکساعت دیگه میام

    نگران نباش اگه الان ی کم خلوته

    و من سوپراییز شدم

    گفتم خدااای من

    یعنی من عاشقتمممم ک اینقد سریع پاسخ دادی و برام مشتری شدی

    اونم تو روز اول

    الهی صدهزار بارشکرت بابت اینکه داری آسانم میکنی برای آسانی ها

    عصری ک اومدم خونه آجیم اینا اومدن خونه مون

    شوهر خواهرم دید خسته ام دست ب کار شد و شام درست کرد برامون

    اصن اتفاقی ک تا حالا توتاریخ زندگی 32ساله ام نیفتاده خخخخ

    الهی شکرت امروز خیلی عالی برام تاکسی فرستادی برای رفت و برگشتم ب راحتی و زیبایی

    سپاسگزارم بخاطر عشقی ک از طریق ثنا گلی خواهر زاده ام بهم دادی

    یک ساعت ماساژم داد

    از دست وپا و موهای سرم و کلی بهم عشق داد و بغلم کرد و امیرعلی و حافظ خواهر زاده هام با عشق بغلم کردن و منم باعشق بوسیدمشون

    الهی شکرت ک راننده تاکسی نصف کرایه رو ازم گرفت

    مرسی ک امروز تونستم درخواست کنم از راننده اسنپ ک کولر و بزنه و خیلی سریع روشنش کرد برامون

    خدایا شکرت بخاطر وجود خانواده ی عزیزم خواهرهای قشنگم

    ک خییلی بهم محبت دارن و هوام و دارن

    الهی شکرت بخاطر مسیر زیبایی ک هدایتم کردی عاشقتممممم

    عاشقتمممم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  6. -
    زکیه لرستانی گفته:
    مدت عضویت: 2015 روز

    بنام خدای بخشنده ی مهربان

    خدایی ک هرلحظه مراقب منه و حواسش ب من هست

    خدایی ک هیچ وقت فراموشم نمیکنه

    هیچ وقت خوابش نمیگیره

    خدایی ک باعشق داره منو هدایت میکنه

    مرحله ب مرحله داره مسیرو بهم میگه

    خدای نوح

    خدای ابراهیم

    خدای موسی

    خدای عیسی

    خدای محمد

    در درون من حضور داره وهر لحظه داره با من حرف میزنه

    سلام ب دوست عزیزم آقا نویدگل نمیدونی چقددد انرژی گرفتم از نقطه ی آبی شما

    میدونی چی شد!!!

    دو سه دقیقه پیش ذهن نجواگرم بهم گفت زکیه تو ک روزشمار تمرکز بر نکات مثبتت و تو دفترت نوشتی

    دیگه لازم نیست تو سایت کامنت بنویسی برای خودت بگیر بخواب

    چرا این همه خودتو اذیت میکنی

    تواین چن دقیقه چند بار چرت زدی خخخخخخ

    حسم گفت فقط بیا از صفحه ی ک توش هستی بیا بیرون و منم اومدم

    و چشمم ب جمال نقطه ی آبی پراز عشق و نور شما روشن شد

    و دربهترین زمان ممکن ب دستم رسید و فهمیدم ک خدا چقددد دوستم داره ک سریع از طریق شما بهم یادآوری کرد ک دلیل نتابجم همین نوشتن و خوندن و مرور اتفاقات مثبت وآگاهی هاست

    الهی صدهزار مرتبه شکرت عاشقتممم خدای قشنگم

    میخوام کامنت روز33رو اینجا بنویسم

    پس الهی ب امید تو

    خدایا شکرت امروز صبح داداشم ک مرخصی گرفته بود تا بره مامان قشنگم و بیاره عازم خونه روستامون بود

    و از اونجایی ک من سرکار هستم و آجیم امتحان داره همراهش نرفتیم

    و موندیم خونه

    داداشم قرار بود نون بگیره بیاره برای ماو بعد حرکت کنه

    منم مشغول مرور آگاهی هایی بودم ک تو دفترم نوشته بودم

    داداشم یک ساعت دیر کرد ک ما فک کردیم رفته و نون نگرفته برامون منم سختم بود برم بیرون چون دوسداشتم کارمو انجام بدم

    آجیم گفت زکیه فک کنم سعید رفته دیگه پاشو برو نون بگیر

    منم گفتم خدایا میشع من

    نرم بیرون و بمونم رو باورهام کار کنم خودت ی کاریش بکن و رهاش کردم

    گفتم ی کم دیگه میرم

    ک بعد یک ساعت و نیم داداشم 20تا نون گرفته بود برامون

    گفتم خدایااا عاشقتممم من خخخخ چقد خوبه ک مجبور نشدم تواین گرما برم بیرون خییلی خوشحال شدم

    دیشب بعد اینکه کامنتم و نوشتم یاد حرف آسیه جان صاحب کارم افتادم ک باز بهم گفت ی گوشی خوب بگیر ک عکس کارهاتو قبل و بعدش و بزاری استوری و اینستا تو نصب کن تا پیج های آموزشی پوست و برات بفرستم

    گفتم خدایا من از خودت گوشی میخوام چطورش و نمیدونم و شروع کردم یک دقیقه تو خواب ووبیدار تجسم کردم

    ک صبحش پدر عزیزم ک سالی یکبار باهام تماس میگیره زنگ زده بود رو گوشیم ک متوجه نشدم

    بعد یک ساعت دوباره تماس گرفت و اولین حرفش این بود

    ک دماغت چاقه خخخخخخ

    خدایا شکرت بخاطر وجود نازنین پدر قشنگم وقتی ک خیییلی دلش برا کسی تنگ شده باشه و بخواد محبتشو ابراز کنه این سوالو میپرسه

    الهی شکرت از کارم پرسید ک چطوره راضی هستم یا نه ک جریان گوشیو بهش گفتم ک گوشیم چون مدلش پایینه نمیتونم برنامه هارو نصب کنم روش

    گفت گوشی چقده

    و من قند تودلم آب شد گفتم ببین زکیه ببییییین ی دقیقه تجسم کردی چطوررر سریع داره پاسخ میده ببین و باور کن

    گفتم 8تومن تا 12تومن ولی 12تومنی کارمو راه میندازه

    گفت اشکال نداره پیش قسط شو من میدم قسطشو خودت بده خخخخخخ

    گفتم حالا ببینیم چی میشه

    بعد ک فک کردم با خودم گفتم من گوشی قسطی نمیخوام

    و اومدم تو دفترم نوشتم خدایا من ی گوشی میخوام ک نقد نقد بخرمش و حتی 1000تومنی هم هزینه نکنم درست مث چرخم ک 1000تومنی هم هزینه نکردم و راحت مال من شد

    الهی صدهزار مرتبه شکرت و دیگه تو ذهنم رو حرف بابام حساب نکردم گفتم خدایا من از خودت میخوام بقیه ش ب من مربوط نیست

    درست مث کارم ک هدایتم کردی برای گوشی هم هدایتم کن

    الهی صدهزار مرتبه شکرت

    امروز خداروشکر خییبلی سریع تاکسی اومد یعنی من اگه اسنپ میگرفتم اینقد زود نمیرسبدم

    حتی 5دقیقه زودتر ازتاییم سالن بودم خدایا شکرت

    امروز خییلی اصولی و حرفه ای بحث اسیدها رو یاد گرفتم

    PHAوAHAها

    اسید های میوه هستن ک تو درمان پوست خییلی حرفه ای عمل میکنن اصن سوپراییز شدم

    چقد خوبه ی چیزی و اصولی یاد بگیری هم ب مردم خدمت میکنی هم ثروت میسازی وهم لذت میبری

    امروز برای پوست یکی از مشتری ها ژل بابل ماسک زدیم ماسک اکسیژن هم بهش میگن

    بعد چند ثانیه یهو اومد بالا شروع کرد ب واکنش روی پوست

    و بعد با مولتی کیور چن دقیقه ماساژ دادیم

    اصن خییلی حیرت کردم ازاین پیشرفت علم از این دانش آسیه جان خیییلی تحسبنش کردم ب جای اینکه حسادت کنم

    چون دوسال از من کوچیک تره و اصلا خودمو باهاش مقایسه نمیکنم خییلی هم براش احترام قائلم و تحسبنش میکنم و بهشم میگم

    امروز بهم گفت زکیه میخوام خییلی حرفه ای یاد بگیری وقتایی ک نیستم خودت برای مشتری فیشیال انجام بدی

    الهی صدهزار مرتبه شکرت امروز ی مشتری هم خودم داشتم ابرو و اصلاح

    چقددد مشتری راضی بود خداروشکر

    قبل اینکه کارو شروع کنم آسیه جان اومد عکس قبل و با گوشی خودش گرفت گفت میخوام استوری کنم کارتو

    حین کارم مشتری بهم میگفت چقددد ارامش داری تو

    دخترشم ک شاید5سالش بود ی حرف قشنگی زد

    گفت من صدای خدارو میشنوم

    و ی حرف خییلی قشنگ دیگه ک زد:

    گفت مامان اگه درد داری

    ب چیزای خوب فک کن

    گفتم خدایا ببین این دختر کوچولو چ درک و آگاهی داره

    قشنگ داشت میگفت تمرکزتو بزار رو زیبایی ها و احساستو خوب نگهدار

    الهی صدهزار مرتبه شکرت ک کارم و عالی برام انجام دادی

    من ک از خودم توانی ندارم این تو بودی ک تو دست من جاری شدی و کارو انجام دادی

    من هیچی از خودم ندارم

    هیچی نمیدونم

    هیچ قدرتی از خودم ندارم

    تویی ک داری کارها رو برام انحام میدی

    خدایا شکرت چقددد چشمای مشتری دوممون خوشگل و زیبا بود آبی روشن پوست سفید

    موهای فر بور

    لبهای خوشگلش

    چقد زیبا این بنده تو نقاشی کردی فتبارک الله احسن الخالقین

    خدایا شکرت موهای مشتری اولمون چقددد زیبا بود و بلند اصن سوپراییز شدیم ک آسیه جان اومد استوریش کرد وقتی ماسک روی صورت خوشگلش بود

    و خداروشکر تونستم با کلامم هم تحسبنشون کنم و بهشون عشق بدم

    الهی صدهزار مرتبه شکرت

    بخاطر استایل زیبایی ک بهم دادی

    امروز متوجه شدم آسیه جان هم زیبایی هایی رو ک میبینه تحسین میکنه

    و یاد حرف روز اولش افتادم ک گفت من اگه فقط10تومن تو کیفم باشه و برم بازار از ی چیزی خوشم بیاد ک قیمتش 10تومن باشه اونو میخرم

    و فهمیدم ک چقداحساس خوبش براش مهمه

    خییلی تودلم تحسبنش کردم و بهشم گفتم

    خدایا شکرت بخاطر هدایت ب این مسیر زیبا

    انسان های توحیدی دوسداشتنی و استاد توحیدی

    امروز بعد از تماس پدر رفتم قرآنو باز کردم و ازش هدایت خواستم ک دیدم نوشته ما ب نیکوکاران پاداش میدیم و ب نوح پاداش دادیم

    و قلبم باز شد ک بزودی پاداشم و دریافت میکنم

    و تصمیم گرفتم واتساپ و روی همین گوشیم نصب کنم ک در کمال ناباوری دیدم نصب شد

    الهی صدهزار مرتبه شکرت

    خدایا تنها تورا میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم

    مارو ب راه راست هدایت کن راه کسایی ک ب اونها نعمت دادی ن کسایی ک براونها غضب کردی و ن گمراهان

    سپاسگزارم از شما دوست قشنگم نوید جان

    سپاسگزارم ک برام نوشتی و باعث شدی این ردپای زیبارو برای زکیه ی آینده بزارم

    مرررسی ازت

    شاد و موفق باشی

    ب خدای بزرگ میسپارمت:)

    واینکه عاشقتممم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: