تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۸
موضوع این قسمت: بزرگترین اشتباه در مورد قانون: توقع نتایج بزرگ از تغییرات کوچک
مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:
- نتایج، فقط تا زمانی ادامه پیدا میکند که روی بهبود باورها و شخصیت خود کار میکنم؛
- لحظه ی بعدی زندگی من، با فرکانس های اکنون من خلق میشود. پس مهم است آگاه باشم در حال توجه به چه چیزی هستم؛
- به اندازهای که شخصیت من تغییر میکند، جهان پیرامونم نیز تغییر میکند؛
- اگر مدتهاست که تجربیات شما تغییر خاصی نکرده است یعنی هنوز تغییرات مشهود در شخصیت شما رخ نداده است و شما همان فرد با همان باورها و رفتارهای قبلی هستی.
خطری که موفقها را تهدید میکند
این یک گفتگوی فوقالعاده حیاتی و هشداردهنده است، مخصوصاً برای کسانی که مدتی در مسیر کار کردن روی باورها بودهاند و نتایجی هم گرفتهاند.
شکیبا توضیح میدهد که چگونه از یک فرد فوقالعاده خجالتی، عصبی و وابسته، با کار کردن روی فایلها و به خصوص «دوره ۱۲ قدم»، به یک تحول شخصیتی شگفتانگیز رسید. او در سن ۱۸ سالگی به درآمد بسیار عالی دست یافت، روابط عالی ساخت و عزت نفس خود را بازیافت.
شکیبا با شجاعت اعتراف میکند که پس از رسیدن به آن نتایج عالی در سال ۹۸، دچار غرور شد، به ذهن خودش تکیه کرد و «کار کردن روی فایلها را کنار گذاشت». او فکر میکرد دیگر راه را بلد است و نیازی به آبیاری روزانهی آن نهال ندارد.
نتیجهی این توقف چه بود؟ سقوط آزاد. درآمد او تقریبا صفر شد! جهان ضربههایی به او زد تا به یاد بیاورد که تغییر و رشد، هرگز متوقف نمیشود.
فرق آدم موفق با «فوق موفق»
استاد در ادامهی این گفتگو، داستان شکیبا را تحلیل میکنند و از تلهی خطرناکی پرده برمیدارند که در «میانهی مسیر» منتظر همهی ماست:
- تلهی روزمرگی: وقتی نتایج اولیه را میگیریم (مثلاً از بحران مالی یا رابطهی بد خارج میشویم)، آن «تضاد» و «درد» اولیه که انگیزهی اصلی ما برای تغییر بود، از بین میرود.
- توقف انگیزه: در این نقطه، انگیزه کم میشود و فرد ناخودآگاه میایستد.
- نقطهی تمایز: استاد تأکید میکنند که فرق بین یک آدم موفق معمولی و یک آدم «فوق موفق» دقیقاً همینجاست. آدمهای فوق موفق میدانند که جهان در هر لحظه، در حال خلق لحظهی بعد، بر اساس فرکانسِ همین لحظه است. آنها هرگز متوقف نمیشوند.
استاد از زندگی خودشان مثال میزنند که چطور با پُر کردن تمام لحظات زندگی با کارهای هدفمند (مانند تولید محتوا، کار روی سایت، و…)، حتی ۳ ماه فرصت روشن کردن تلویزیون را پیدا نکردهاند. این «مشغولیت هدفمند» آنها را دائماً در فرکانس درست نگه میدارد و نتایج را بزرگ و بزرگتر میکند.
بزرگترین درس فایل: قانون «آینه» و سوتفاهم بزرگ «صبر»
مهمترین و کلیدیترین بخش این فایل، جایی است که استاد یک تصور اشتباه رایج در مورد «صبر» را به کلی دگرگون میکنند.
بسیاری فکر میکنند «صبر» یعنی من امروز روی باورهایم کار میکنم و «منتظر» میمانم تا جهان در آینده نتایج را به من بدهد.
استاد این دیدگاه را رد میکنند و «قانون آینه» را توضیح میدهند:
جهان دقیقاً مانند یک آینه عمل میکند. اگر شما جلوی آینه دستتان را بالا ببرید، آینه «همان لحظه» دستش را بالا میبرد، نه دو ساعت بعد!
جهان در برابر تغییرات فرکانسی شما «تأخیر» ندارد. واکنش آن «فوری» است.
پس مشکل کجاست؟ مشکل در «مقیاس» است، نه در «زمان».
مشکل اینجاست که ما (خیلی کم) تغییر میکنیم، اما انتظار داریم جهان ما (خیلی زیاد) تغییر کند. و چون آن نتیجهی بزرگ را نمیبینیم، فکر میکنیم قانون جواب نمیدهد!
داستان راننده تاکسی: دیدن نتایج فوری اما کوچک
استاد از دوران راننده تاکسی بودن خود مثال میزنند. وقتی روی باورهایشان کار میکردند، انتظار نداشتند «همان لحظه» یک میلیارد تومان به دست آورند (چون تغییرشان به آن اندازه بزرگ نبود).
اما آنها میدیدند که «همان لحظه»، مسافر بعدی که سوار میشد، «کمی» خوشاخلاقتر از مسافر قبلی بود. میدیدند که خرج ماشین «کمی» کمتر شده بود.
آنها این نتایج «کوچک اما فوری» را میدیدند، تأیید میکردند و همین باعث میشد ایمانشان قویتر شود و به مسیر ادامه دهند تا نتایج بزرگتر و بزرگتر شدند.
این فایل یک درس حیاتی در مورد «استمرار»، «دیدن نتایج کوچک» و «قانون آینه» است که جلوی سقوط شما از قلهی موفقیتهای اولیهتان را میگیرد.
تمرین این قسمت:
استاد در این فایل توضیح دادند که جهان مثل آینه، «همان لحظه» و «متناسب» با تغییرات فرکانسی ما واکنش نشان میدهد (مثل داستان راننده تاکسی و مسافرانش). بسیاری از ما چون فقط منتظر نتایج «بسیار بزرگ» هستیم، این تغییرات «کوچک» و «فوری» را که جهان مثل آینه به ما نشان میدهد، نادیده میگیریم و ناامید میشویم.
تجربهی «آینهای» شما چیست؟
لطفاً در کامنتها بنویسید: کجا و در چه موضوعی (مالی، روابط، سلامتی)، به وضوح دیدهاید که بلافاصله پس از کار کردن روی باورتان یا تغییر احساستان، جهان یک واکنش «کوچک اما فوری» به شما نشان داده است؟
- مثلاً: بلافاصله بعد از تمرین سپاسگزاری، یک مشتری کمی خوشاخلاقتر پیدا شد؟
- یک جای پارک غیرمنتظره و عالی پیدا کردید؟
- یک تخفیف کوچک اما عجیب گرفتید؟
- کسی که انتظارش را نداشتید به شما کمک کرد؟
- یا دردی که داشتید «کمی» آرامتر شد؟
به اشتراک گذاشتن این «نشانههای فوری» به همهی ما کمک میکند تا قانون آینه را باور کنیم و در مسیر بمانیم.
پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشهی راه شود و هم الهامبخش دیگران.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل صوتی تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۸18MB20 دقیقه














بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به خدای مهربانی که هر لحظه در حال هدایت ماست
سلام دوستان عزیزم؛
سلام به همراهان پروژه تغییر؛
سلام به استاد عزیزم و همهی اعضای فوقالعادهی این خانوادهی الهی؛
درابتداخواستم به مناسبت گرامیداشت روز و هفتهی مقام زن و مادر، این پیام را تقدیمتان کنم؛
به تمام بانوان عزیز خانوادهی عباسمنش درراس انان خانم شایسته نازنین بزرگ بانوی توحیدی سایت عباسمنش که با عشق، صبوری و بزرگی دلشان، معنای واقعی زن بودن و مادر بودن را زنده نگه داشتهاند.
این روز مبارک یادآور ارزش بیپایان شماهااست؛
شما عزیزانی که ستون عشق، امنیت و روشنایی هر خانهاید.
بودنتان نعمت است و لطافتتان آرامش جهان.
از صمیم قلبم این روز زیبا را به همهی شمانازنینان جمع توحیدی وصمیمی عباسمنش تبریک میگویم.
تمرین این قسمت :
تجربهی «آینهای» شما چیست؟
لطفاً در کامنتها بنویسید: کجا و در چه موضوعی (مالی، روابط، سلامتی)، به وضوح دیدهاید که بلافاصله پس از کار کردن روی باورتان یا تغییر احساستان، جهان یک واکنش «کوچک اما فوری» به شما نشان داده است
■تجربه “آینهای” من- روایت صادقانهی 6 سال تحول:
دوستان عزیزم میخواهم تجربهای را برایتان بنویسم که شاید برای خیلیها الهامبخش باشد؛ تجربهای که من از سال 98 تاکنون در تکتک سلولهای وجودم آن را زیستهام، لمس کردهام و بارها با تمام وجودم به قدرت “آینه” ایمان آوردهام.
این نوشته فقط یک کامنت نیست…
یک روایت از 6 سال مسیر نور و آگاهی است؛
مسیر رهایی، شفای درون، تغییر باور، و دیدن انعکاس آن در بیرون… بلافاصله، واضح، دقیق، و همزمان با تغییر احساس.
● آغاز مسیری که زندگیام را به قبل و بعد تقسیم کرد:
من از سال 98 بااستادو آموزههای استاد عباسمنش آشنا شدم.
در ابتدا فقط کنجکاوبودم والبته ناامید اما خیلی زود فهمیدم این مسیر چیزی بیش از آموزش وصحبتهای انگیزشی و اطلاعات است این مسیر یک تولد دوباره بودبرای من.
امروز که به سابقه وعقبه خودم نگاه میکنم باورم نمیشود که این همه تغییر در همین چند سال ممکن شده باشد. اگر بخواهم تکتک معجزههایی را که تجربه کردهام بنویسم باور کنید باید صفحه ها بنویسم.
اما اینجا به طوراختصاربه مهمترینهاوسرفصلهااشاره میکنم:
● تجربه” آینهای” در سلامتی: پایان 20 سال رنج:
اولین و بزرگترین معجزه زندگیام شفای سلامتیام بود.
من بیش از 20 سال باسردرهای میگرنی شدید و افسردگی دستوپنجه نرم میکردم.
دردهایی که طی سالیان نه دارو، نه درمان، نه دکتر… هیچچیز نتوانسته بود آنها را از من بگیرد.
اما تنها 6 ماه بعد از اینکه دراین مسیرالهی قرارگرفتم وبه طورجدی روی باورهایم کارکردم به فضل خداوندرحمان وبه برکت اموزههای استادعباسمنش وباتمرین شگفت انگیز اهرم رنج ولذت دردوره روانشناسی ثروت1…
به شکل باورنکردنی
سردردهای میگرنی محو شدند.
افسردگیام ریشهکن شد.
و کیفیت زندگیام چندین برابر شد.
این اولین باری بود که فهمیدم
«جهان مثل آینه است.
احساسهای ما را با دقت میلیمتری بازتاب میدهد.»
●آرامشی که از درون میجوشد:
6 سال همراهی با مسیر رشد درونی 6 سال سفر به دنیای باورها6سال تمرین ساختن یک جهان ذهنی تازه…
امروز که به پشت سر نگاه میکنم میبینم مهمترین دستاوردم آرامشی است که از بیرون نیامده از درونم روییده است.
این همان لحظهای است که ذهنم کمکم ساکت شده و میشود
قلبم یادگرفته به جریان زندگی اعتماد کند
و روحم سبکتر از همیشه به سمت خواستههایم حرکت میکند.
“دنیای درونم تغییرکرد و جهان بیرونم آرام شد”
من یاد گرفتم هر احساس، هر فکر و هر تجربهای، تنها بازتابی از باورهای درونیام است.
وقتی باور کردم ارزشمند، عزیز و توانمند هستم…
وقتی پذیرفتم که جهان مهربان است و زندگی در مسیر من است…
وقتی تصمیم گرفتم آرامش را انتخاب کنم…
همهچیز تغییر کرد.
و این آرامش، زیباترین هدیهٔ این مسیر است.
آرامشی که نه با شرایط بیرونی میآید و نه با تغییرات بیرونی از بین میرود.
آرامشی که از اتصال من به خالق، به خودم و به جریان فراوانی سرچشمه میگیرد.
من امروز نسخهای تازه از خودم هستم.
کسی که میداند:
• آرامش حقیقی از انتخابها آغاز میشود نه از اتفاقها.
• زندگی در جهتی حرکت میکند که ذهن من آن را هدایت میکند.
این رشد
این شعور
این تفاوتی است که امروز درمن جریان دارد…
● روابط ؛جایی که خدا زندگیام را کنفیکون کرد:
اما یکی از حیرتانگیزترین بخشهای مسیر من تجربه “آینهای”در روابط بود.
وقتی به برکت اموزههای استاد یاد گرفتم که اول خودم رادوست بدارم باخودم درصلح باشم خودم، راارزشمندبدونم، خودم رالایق احترام بدونم وازهمه مهمتر دیگران راباهمان ویژگیهایی که دارند بدون قضاوت
،بدون مقایسه کردن وبدون قیدشرط دوست داشته باشم برویژگیهای مثبت افرادتمرکزکنم ،زیبایی دیگران را تحسین کنم و از ته دل موفقیت و شادیشان را دوست بدارم…
اتفاقی افتاد که هنوز هم هر وقت یادش میافتم لبخند میزنم:
دنیای من تغییر کرد.
همه جا مورد تحسین قرار گرفته ومیگیرم .
روابطی ساختم که سالها آرزویش را داشتم.
آخرین نمونهاش همین جمعه هفته پیش:
در مراسم عروسی برادر دامادم گلم انگار یک انرژی جدید روی من تابیده بود.
باتوجه به ویژگی مثبتی که دارم درهرمراسمی باهرسن سالی گرم میگیرم واین ویژگی من زبانزد همه فامیل هستش.
فردای آن روز دامادعزیزم با من تماس گرفت وضمن تشکرصمیمانه ازحضورمون درعروسی گفت:
«دیشب همه از شما تعریف میکردند…
میگفتند پدرخانم خیلی باحال، خونگرم، مثبت و دوستداشتنی داری …»
حتی خانم یکی از مهمانها به خودم گفت:
«من آرزوداشتم بابای نازیلا رو ببینم وامشب به ارزوم رسیدم!»
اینها برای من فقط تعریف نبود…
اینها مهر تأییدی بود از آینهی جهان بر تغییرات درونیام.
●اعتماد به نفس واقعی؛ اعتمادی که ازدرون می روید:
یکی دیگر از بزرگترین تحولات من درمسیرتغییر اعتمادبهنفس واقعی وافزایش قدرت عزت نفس بود. اعتمادی که از درون میجوشد ومی روید نه از تأیید دیگران امروز میبینم که چگونه این تغییر زندگی من را متحول کرد.
من پا روی ترسهایم گذاشتم ترسهایی که سالها مرا محدود میکردند آرامآرام یاد گرفتم که جهان بیرون فقط انعکاسی از فضای درونی من است بنابراین هر بار که قدمی خارج از دایره امنم برداشتم جهان با من همراه شد.
من دیگر ان انسان گذشته نیستم.
بزرگتر شدهام، آگاهتر شدهام و تصمیمهایم امروز از جایگاه قدرت، عزتنفس و ایمان به قوانین جهان هستی گرفته میشود.
و به معنای واقعی کلمه میتوانم بگویم:
این مسیر، مسیرخلق دوبارهٔ من بوده است.
● مالی: ورود به مسیری که سالها منتظرش بودم:
اما یکی از زیباترین تجربههای “آینهای” من در حوزه مالی است که درهمین یکماه اخیراتفاق افتاد.
من سالها منتظر بودم واردبیزنسی شوم که عاشقش بودم.
اما همیشه یک چیزی مانع میشد ترس، شک، باورهای محدودکننده…
تا اینکه با کار کردن روی باورهایم،بااستمراردراین مسیرالهی
درهای جدید یکی پس از دیگری باز شدند.
و بالاخره واردشغل موردعلاقه ام شدم که همیشه دوستش داشتم:
ساخت و ساز مسکن
این فقط ورود به یک بیزنس جدید نبود.
این پاسخ روشن و بدون تعارف “آینه” جهان بود به تغییر ارتعاش وفرکانس من.
● پروژه تغییر: رشد صدبرابری من:
ازروزی که وارد پروژه “تغییررادراغوش بگیر” شدم یک اتفاق دیگر هم افتاد:
رشد من صد برابر شده.
هر تمرین، هر جلسه، هر فایل…
انگار یک پردهی جدید از جلوی چشمم کنارمیرود.
وقتی کامنت میگذاشتم ومیگذارم از عزیزان سایت ازرفقای بهشتی ام این همه محبت، تحسین و دعای خیر میگرفتم ومیگیرم…
باور کنید اشک در چشمانم جمع میشود.
این محبتها فقط یک تشکر ساده نبوده ونیست.
انعکاس تغییرات انرژی خودم هست.
انعکاس قلبی که نرمتر، روشنتر و قدرتمندتر شده.
● عملکرد”آینه” وقتی که حالمان بد است:
دوستان راستش را بخواهید…
این آینه صرفا فقط وقتی حالمان خوب است واکنش نشان نمیدهد.
بارها شده در یک روز
به خاطر یک تضاد کوچک یا یک فکر منفی
احساسم خراب شده…
و جهان بلافاصله جواب داده!
اتفاق ناخوشایند، خبر بد، یا چیزی که اصلاً مطابق میلم نبوده راتجربه کردم
و همینجاها بوده که یاد گرفتهام وسریعا به خودم یاداوری کردم:
«احساس بد، نتیجه بد میسازد.
احساس خوب، مسیرهای خوب را باز میکند.»
● درک عمیقتر من از مفهوم “آینه”:
امروز برایم آینه یک مفهوم تئوری نیست.
یک قانون قطعی است.
قانونی که هر روز، بارها و بارها آزمودهام.
آینه قضاوت نمیکند.
من را تنبیه نمیکند.
من را تشویق نمیکند.
فقط…
بازتاب میدهد.
بازتاب باور، بازتاب ارتعاش، بازتاب احساس لحظهای ما.
● مسئولیتپذیری جدید من:
امروز اگر چیزی در بیرون میبینم که دوستش ندارم
اول به درونم نگاه میکنم.
به اینکه الان چه احساسی دارم؟
کجا از مسیرم دور شدهام؟
کدام فکر در من نیاز به اصلاح دارد؟
و همین یک تغییر کوچک در نگرش…
زندگی من را تبدیل کرده به یک میدان بازی زیبا.
● سپاسگزاری عمیق:
در طول این 6 سال،
آنقدر نعمت، معجزه، گشایش، و هدایای الهی دریافت کردهام
که گاهی زبانم از شکر قاصراست.
سپاسگزار خداوند هستم.
سپاسگزار استاد عباسمنش عزیز.
سپاسگزار خانم شایسته نازنین
سپاسگزار تمام عوامل محترم سایت.
سپاسگزار بچههای بهشتی سایت که با محبتهایشان قلبم را روشن میکنند.
و سپاسگزار این مسیر که از من انسانی متفاوت ساخت.
● جمعبندی تجربه “آینهای” من:
اگر بخواهم همهی تجربههایم را در یک جمله خلاصه کنم این است:
آینه دروغ نمیگوید.
آنچه هستیم را بازتاب میدهدنه آنچه وانمود میکنیم.
وقتی درونمان را تغییر دهیم جهان با سرعتی باورنکردنی واکنش مثبت نشان میدهد.
و من شاهد زندهی این حقیقت هستم.
امیدوارم تجربهی من کمکی باشد برای کسی که همین امروز به یک نشانه، یک امید یا یک تلنگر نیاز دارد.
با عشق، احترام و انرژی خوب
از طرف یک همراه قدیمی مسیرزیباوالهی تغییر
اصغرابراهیمی 21اذر1404
سلام به خدای مهربانی که هر لحظه در حال هدایت ماست
سلام دوستان عزیزم.
سلام به همراهان پروژه تغییر.
سلام به استاد عزیزم و همهی اعضای فوقالعادهی این خانوادهی الهی.
کامنت اول گام 18
تمرین:
تجربهی «آینهای» شما چیست؟
لطفاً در کامنتها بنویسید: کجا و در چه موضوعی (مالی، روابط، سلامتی)، به وضوح دیدهاید که بلافاصله پس از کار کردن روی باورتان یا تغییر احساستان، جهان یک واکنش «کوچک اما فوری» به شما نشان داده است
■تجربه “آینهای” من- روایت صادقانهی 6 سال تحول:
دوستان عزیزم میخواهم تجربهای را برایتان بنویسم که شاید برای خیلیها الهامبخش باشد؛ تجربهای که من از سال 98 تاکنون در تکتک سلولهای وجودم آن را زیستهام، لمس کردهام و بارها با تمام وجودم به قدرت “آینه” ایمان آوردهام.
این نوشته فقط یک کامنت نیست…
یک روایت از 6 سال مسیر نور و آگاهی است؛
مسیر رهایی، شفای درون، تغییر باور، و دیدن انعکاس آن در بیرون… بلافاصله، واضح، دقیق، و همزمان با تغییر احساس.
● آغاز مسیری که زندگیام را به قبل و بعد تقسیم کرد:
من از سال 98 بااستادو آموزههای استاد عباسمنش آشنا شدم.
در ابتدا فقط کنجکاوبودم والبته ناامید اما خیلی زود فهمیدم این مسیر چیزی بیش از آموزش وصحبتهای انگیزشی و اطلاعات است این مسیر یک تولد دوباره بودبرای من.
امروز که به سابقه وعقبه خودم نگاه میکنم باورم نمیشود که این همه تغییر در همین چند سال ممکن شده باشد. اگر بخواهم تکتک معجزههایی را که تجربه کردهام بنویسم باور کنید باید دفترهاپرکنم.
اما اینجا به طوراختصاربه مهمترینهاوسرفصلهااشاره میکنم:
● تجربه” آینهای” در سلامتی: پایان 20 سال رنج:
اولین و بزرگترین معجزه زندگیام شفای سلامتیام بود.
من بیش از 20 سال باسردرهای میگرنی شدید و افسردگی دستوپنجه نرم میکردم.
دردهایی که طی سالیان نه دارو، نه درمان، نه دکتر… هیچچیز نتوانسته بود آنها را از من بگیرد.
اما تنها 6 ماه بعد از اینکه دراین مسیرالهی قرارگرفتم وبه طورجدی روی باورهایم کارکردم به فضل خداوندرحمان وبه برکت اموزههای استادعباسمنش وباتمرین شگفت انگیز اهرم رنج ولذت دردوره روانشناسی ثروت1…
به شکل باورنکردنی
سردردهای میگرنی محو شدند.
افسردگیام ریشهکن شد.
و کیفیت زندگیام چندین برابر شد.
این اولین باری بود که فهمیدم
«جهان مثل آینه است.
احساسهای ما را با دقت میلیمتری بازتاب میدهد.»
●آرامشی که از درون میجوشد:
6 سال همراهی با مسیر رشد درونی 6 سال سفر به دنیای باورها6سال تمرین ساختن یک جهان ذهنی تازه…
امروز که به پشت سر نگاه میکنم میبینم مهمترین دستاوردم آرامشی است که از بیرون نیامده از درونم روییده است.
این همان لحظهای است که ذهنم کمکم ساکت شده و میشود
قلبم یادگرفته به جریان زندگی اعتماد کند
و روحم سبکتر از همیشه به سمت خواستههایم حرکت میکند.
“دنیای درونم تغییرکرد و جهان بیرونم آرام شد”
من یاد گرفتم هر احساس، هر فکر و هر تجربهای، تنها بازتابی از باورهای درونیام است.
وقتی باور کردم ارزشمند، عزیز و توانمند هستم…
وقتی پذیرفتم که جهان مهربان است و زندگی در مسیر من است…
وقتی تصمیم گرفتم آرامش را انتخاب کنم…
همهچیز تغییر کرد.
و این آرامش، زیباترین هدیهٔ این مسیر است.
آرامشی که نه با شرایط بیرونی میآید و نه با تغییرات بیرونی از بین میرود.
آرامشی که از اتصال من به خالق، به خودم و به جریان فراوانی سرچشمه میگیرد.
من امروز نسخهای تازه از خودم هستم.
کسی که میداند:
• آرامش حقیقی از انتخابها آغاز میشود نه از اتفاقها.
• شادی یک مقصد نیست حالتی از بودن است.
• زندگی در جهتی حرکت میکند که ذهن من آن را هدایت میکند.
این رشد
این شعور
این تفاوتی است که امروز درمن جریان دارد…
● روابط ؛جایی که خدا زندگیام را کنفیکون کرد:
اما یکی از حیرتانگیزترین بخشهای مسیر من تجربه “آینهای”در روابط بود.
وقتی به برکت اموزههای استاد یاد گرفتم که اول خودم رادوست بدارم باخودم درصلح باشم خودم، راارزشمندبدونم، خودم رالایق احترام بدونم وازهمه مهمتر دیگران راباهمان ویژگیهایی که دارند بدون قضاوت
،بدون مقایسه کردن وبدون قیدشرط دوست داشته باشم برویژگیهای مثبت افرادتمرکزکنم ،زیبایی دیگران را تحسین کنم و از ته دل موفقیت و شادیشان را دوست بدارم…
اتفاقی افتاد که هنوز هم هر وقت یادش میافتم لبخند میزنم:
دنیای من تغییر کرد.
همه جا مورد تحسین قرار گرفته ومیگیرم .
روابطی ساختم که سالها آرزویش را داشتم.
آخرین نمونهاش همین جمعه هفته پیش:
در مراسم عروسی برادر دامادم گلم انگار یک انرژی جدید روی من تابیده بود.
باتوجه به ویژگی مثبتی که دارم درهرمراسمی باهرسن سالی گرم میگیرم واین ویژگی من زبانزد همه فامیل هستش.
فردای آن روز دامادعزیزم با من تماس گرفت وضمن تشکرصمیمانه ازحضورمون درعروسی گفت:
«دیشب همه از شما تعریف میکردند…
میگفتند پدرخانم خیلی باحال، خونگرم، مثبت و دوستداشتنی داری …»
حتی خانم یکی از مهمانها به خودم گفت:
«من آرزوداشتم بابای نازیلا رو ببینم وامشب به ارزوم رسیدم!»
اینها برای من فقط تعریف نبود…
اینها مهر تأییدی بود از آینهی جهان بر تغییرات درونیام.
●اعتماد به نفس واقعی؛ اعتمادی که ازدرون می جوشد:
یکی دیگر از بزرگترین تحولات من درمسیرتغییر اعتمادبهنفس واقعی وافزایش قدرت عزت نفس بود. اعتمادی که از درون میجوشد نه از تأیید دیگران امروز میبینم که چگونه این تغییر زندگی من را متحول کرد.
من پا روی ترسهایم گذاشتم ترسهایی که سالها مرا محدود میکردند آرامآرام یاد گرفتم که جهان بیرون فقط انعکاسی از فضای درونی من است بنابراین هر بار که قدمی خارج از دایره امنم برداشتم جهان با من همراه شد.
من دیگر ان انسان گذشته نیستم.
بزرگتر شدهام، آگاهتر شدهام و تصمیمهایم امروز از جایگاه قدرت، عزتنفس و ایمان به قوانین جهان هستی گرفته میشود.
و به معنای واقعی کلمه میتوانم بگویم:
این مسیر، مسیرخلق دوبارهٔ من بوده است.
● مالی: ورود به مسیری که سالها منتظرش بودم:
اما یکی از زیباترین تجربههای “آینهای” من در حوزه مالی است که درهمین یکماه اخیراتفاق افتاد.
من سالها منتظر بودم واردبیزنسی شوم که عاشقش بودم.
اما همیشه یک چیزی مانع میشد ترس، شک، باورهای محدودکننده…
تا اینکه با کار کردن روی باورهایم،بااستمراردراین مسیرالهی
درهای جدید یکی پس از دیگری باز شدند.
و بالاخره واردشغل موردعلاقه ام شدم که همیشه دوستش داشتم:
ساخت و ساز مسکن
این فقط ورود به یک بیزنس جدید نبود.
این پاسخ روشن و بدون تعارف “آینه” جهان بود به تغییر ارتعاش وفرکانس من.
● پروژه تغییر: رشد صدبرابری من:
ازروزی که وارد پروژه “تغییررادراغوش بگیر” شدم یک اتفاق دیگر هم افتاد:
رشد من صد برابر شده.
هر تمرین، هر جلسه، هر فایل…
انگار یک پردهی جدید از جلوی چشمم کنارمیرود.
وقتی کامنت میگذاشتم ومیگذارم از عزیزان سایت ازرفقای بهشتی ام این همه محبت، تحسین و دعای خیر میگرفتم ومیگیرم…
باور کنید اشک در چشمانم جمع میشود.
این محبتها فقط یک تشکر ساده نبوده ونیست.
انعکاس تغییرات انرژی خودم هست.
انعکاس قلبی که نرمتر، روشنتر و قدرتمندتر شده.
● عملکرد”آینه” وقتی که حالمان بد است:
دوستان راستش را بخواهید…
این آینه صرفا فقط وقتی حالمان خوب است واکنش نشان نمیدهد.
بارها شده در یک روز
به خاطر یک تضاد کوچک یا یک فکر منفی
احساسم خراب شده…
و جهان بلافاصله جواب داده!
اتفاق ناخوشایند، خبر بد، یا چیزی که اصلاً مطابق میلم نبوده راتجربه کردم
و همینجاها بوده که یاد گرفتهام وسریعا به خودم یاداوری کردم:
«احساس بد، نتیجه بد میسازد.
احساس خوب، مسیرهای خوب را باز میکند.»
● درک عمیقتر من از مفهوم “آینه”:
امروز برایم آینه یک مفهوم تئوری نیست.
یک قانون قطعی است.
قانونی که هر روز، بارها و بارها آزمودهام.
آینه قضاوت نمیکند.
من را تنبیه نمیکند.
من را تشویق نمیکند.
فقط…
بازتاب میدهد.
بازتاب باور، بازتاب ارتعاش، بازتاب احساس لحظهای ما.
● مسئولیتپذیری جدید من:
امروز اگر چیزی در بیرون میبینم که دوستش ندارم
اول به درونم نگاه میکنم.
به اینکه الان چه احساسی دارم؟
کجا از مسیرم دور شدهام؟
کدام فکر در من نیاز به اصلاح دارد؟
و همین یک تغییر کوچک در نگرش…
زندگی من را تبدیل کرده به یک میدان بازی زیبا.
● سپاسگزاری عمیق:
در طول این 6 سال،
آنقدر نعمت، معجزه، گشایش، و هدایای الهی دریافت کردهام
که گاهی زبانم از شکر قاصراست.
سپاسگزار خداوند هستم.
سپاسگزار استاد عباسمنش عزیز.
سپاسگزار خانم شایسته نازنین
سپاسگزار تمام عوامل محترم سایت.
سپاسگزار بچههای بهشتی سایت که با محبتهایشان قلبم را روشن میکنند.
و سپاسگزار این مسیر که از من انسانی متفاوت ساخت.
● جمعبندی تجربه “آینهای” من:
اگر بخواهم همهی تجربههایم را در یک جمله خلاصه کنم این است:
آینه دروغ نمیگوید.
آنچه هستیم را بازتاب میدهدنه آنچه وانمود میکنیم.
وقتی درونمان را تغییر دهیم جهان با سرعتی باورنکردنی واکنش مثبت نشان میدهد.
و من شاهد زندهی این حقیقت هستم.
امیدوارم تجربهی من کمکی باشد برای کسی که همین امروز به یک نشانه، یک امید یا یک تلنگر نیاز دارد.
با عشق، احترام و انرژی خوب
از طرف یک همراه قدیمی مسیرزیباوالهی تغییر
اصغرابراهیمی 20اذر1404
بسم الله الرحمن الرحیم
به نام خداوند بخشنده مهربان
باسلام وعرض ارادت خدمت اساتید گرانقدروشمادوستان عزیزم درسایت توحیدی وصمیمی عباسمنش
دوستان عزیز بعداظهرروز گذشته قصدکردم که حوالی عصرباهمسرعزیزم وپسرگلم ارمین بیایم کرمان پیش دیگر پسرگلم امیرمحمد که سرباز میباشد وهمچنین برای بازدید یک ملک
بهشون گفتم که کاراتون راانجام بدین ساعت 8 به بعد بریم کرمان
ارمین گفت میشه من نیام ؟
گفتم براچی؟
گفت تازه ازبندرعباس آمدم وکارعقب افتاده دارم ( ارمین دانشجوی فیزیک دانشگاه امیرکبیر میباشد که فعلا پیش ما هست)
گفتم نه بهتراست که بیایی آنجا هم خونه خودمون هست وتوراحت میتونی بری اطاقت هرکاری داری انجام بدی
مقاومت داشت
همسرم گفت بذارازادباشه اگه دوست داشت بیاد
امامن به طورعجیبی اصرارداشتم بیاد
درنتیجه برای لحظاتی کنترل ذهنم روازدست دادم وبین من وهمسرم بعدازمدتها بگو مگو رخ داد آن هم با باتندی البته بیشترازجانب من
اصلا خودم هم تعجب کرده بودم چرادارم این حرفهای بی ربط رومیرنم
انگارنجواها فرصت پیداکرده بودند تا به نوعی ازمن انتقام بگیرن
اماخوشبختانه خیلی سریع درعرض چنددقیقه افسارذهنم رودردست گرفتم وموقع نهارسعی کردم فضاروتلطیف کنم وبدون اشاره به صحبتهای چنددقیقه پیشم بحث جدیدی روباارمین جان بازکردم
ارمین ساعت 6رفت باشگاه وهمسرعزیم هم بعداز تعطیل شدن موسسه آمدن خونه ومن همان موقع ازخداطلب بخشش کردم بخاطر رفتارناشایستم درچندساعت قبل
گفتم من خودم رومیبخشم چونکه خدامنوبخشید
دلم آرام شد وهمه چیزوسپردم به خدای خوبم
لازم به یادآوری است من اززمانی که دراین مسیرالهی هستم هرزمان که بههردلیل کنترل ذهنم روازدست میدم هرچندکوتاه وحسم بدمیشه خداوند وجهان خیلی سریع به طورعجیبی پس گردنی میزنه که حواست باشه داری ازمسیرخارج میشی ها
خلاصه ارمین هم قرارشد بیادبعدازآماده شدن سه نفری ازخونه باماشین خوشکلم حرکت کردیم هنگام خروج از یکی به اخرین میدان شهر به سمت کرمان درحال حرکت بودیم البته باسرعت تفریبابالا دقیقا در ابتدای دایره میدان یک مرتبه یک موتوری بدون چراغ بادوراکب مثل عجل جلوما سبز شدند
درکسری ازثانیه ترمزکردم وتلاش کردم مسیرم رومنحرف کنم تا باآنها برخوردنکنم
همسرم فریادزد خدایا کمک کن
مواظب باش زدی بهشون !!!!!
خودم هم یک لحظه گفتم تمومه زدم
اماخدای مهربانم حی حاظربود
الله اکبربه بزرگی خدا
همان لحظه یادصحبتهای استادافتادم
که بارها ازایشان شنیده ایم که میگن
هیچ برگی بدون ازن خدا ازدرخت نمی افتد زمین
بازم یادصحبتی ازاستادافتادم که فایلی همین چندروز پیش ازشون گوش کردم که می گفتند
خداهمیشه مواظب مون هست چقدربرامون اتفاق افتاده هنگام رانندگی با اختلاف یک سانت یایک لحظه جلو عقب شدن ازیه اتفاق ناگوار جلوگیری کرده خداست که داره همه چی رو مدیریت میکنه
به شرط اینکه اگربه او توکل کنیم وفقط روخودش حساب کنیم وفقط از اوکمک بخواهیم
خدایابی نهایت شکرت که این حادثه روازمن دورکردی
خدایاشکرت که اینقدرزمانبندی ات دقیق بود که اجازه ندادی تامن باموتورسیکلت وراکبین ان برخوردکنم
خدایاشکرت که بازهم به من یاداوری کردی که حواسم باشه حق ندارم حتی یرای دقایقی کوتاه کنترل ذهنم روازدست بدم وحسمو بدکنم
خدایاشکرت که تورادارم
خدایاشکرت که همیشه حافظ ونگهدارمون هستی.
خدایاشکرت
خدایاشکرت
خدایاشکرت
بانام خداوندرحمان
باسلام وهزاران درود
خدمت خانم مژگان عزیز؛
از اینکه با این همه لطف و مهربانی به کامنتهای من پاسخ میدهید و گفتید نوشتههایم برایتان الهامبخش است واقعاً دلم گرم شد بعضی جملهها فقط چند کلمهاند اما اثرشان عمیقتر از آن است که در قالب واژهها جا بگیرد پیام شما دقیقاً از همانها بوداین حس خوب، این ارتباط صمیمی و انسانی، برای من ارزشمندتر از هر تعریف و تحسینی است.
الهام گرفتن زیباترین اتفاقی است که میتواند بین دو انسان رخ بده یعنی جایی از دل و فکرمان به هم رسیده که حرفهایمان همدیگر را پیدا کردهاند اگر نوشتهای از من توانسته لحظهای حال دلتان را بهتر کند یا لبخندی هرچند کوتاه روی لبانتان بنشاند من خوشحالتر از این نمیتوانم باشم باور کنید گاهی خود من هم از همین بازخوردهای صادقانه جان تازه میگیرم و انگیزه ادامه دادن پیدا میکنم.
در کنار این حس خوب دلم میخواهد از صمیم قلب برای شما و بهویژه برای برادرتان عزیزتان که با بیماری کوچولویی دستوپنجه نرم میکند آرزوی سلامتی دارم امیدوارم هرچه زودتر روزهایی پر از تندرستی، لبخند و خبرهای خوب در انتظارتان باشد و این دغدغه هم به خاطرهای دور تبدیل شود.
خانم مژگان عزیز، امیدوارم همیشه دلتان روشن بماند و مسیر زندگیتان پر از امید، عشق و لحظههای ناب باشد. از آن آدمهایی باشید که حتی در سختیها هم نور خودشان را گم نمیکنند. باز هم ممنون از محبتتان و از اینکه این ارتباط قشنگ را شکل دادید.
با بهترین آرزوها و یک دنیا احترام
ابراهیمی 23اذر1404
بانام خدای مهربان
سلام مجددوهزاران درود
خانم نرگس عزیز؛
از لطف و محبت دوبارهتان بینهایت سپاسگزارم پاسخهای گرم و صمیمی شما برای من فوق العاده ارزشمند و دلگرمکننده است و صادقانه بگویم حال دلم را بهتر میکنه نوشتههای شما بوی صداقت، احترام و مهربانی میدهد؛ و این نعمتی بزرگ است.
اینکه با حوصله و بزرگواری به کامنتهام توجه میکنید و محبت خود را ابراز مینمایید، نشان از شخصیت زیبا و قلب مهربان شما دارد. بیشک چنین روحیهایست که انسانها را در دلها ماندگار میکند نه صرفاً نامها یا جایگاههاحضور شمانازنین حتی در قالب چند جمله کوتاهانرژی مثبتی منتقل میکند که تا مدتها در ذهن و احساس باقی میماند.
برای شماعزیز از صمیم قلب آرزوی موفقیت، آرامش و روزهایی سرشار از لبخند دارم. امیدوارم در تمام مسیر زندگی، چه در کار و چه در لحظههای شخصی، همواره بدرخشید و به آنچه شایستهاش هستید برسید یقین دارم آیندهای روشن در انتظار شماست چرا که انسانهای مهربان دیر یا زود پاداش مهرشان را از زندگی میگیرند.
با بهترین آرزوها
و احترام فراوان
ابراهیمی 23اذر1404