تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۸
موضوع این قسمت: بزرگترین اشتباه در مورد قانون: توقع نتایج بزرگ از تغییرات کوچک
مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:
- نتایج، فقط تا زمانی ادامه پیدا میکند که روی بهبود باورها و شخصیت خود کار میکنم؛
- لحظه ی بعدی زندگی من، با فرکانس های اکنون من خلق میشود. پس مهم است آگاه باشم در حال توجه به چه چیزی هستم؛
- به اندازهای که شخصیت من تغییر میکند، جهان پیرامونم نیز تغییر میکند؛
- اگر مدتهاست که تجربیات شما تغییر خاصی نکرده است یعنی هنوز تغییرات مشهود در شخصیت شما رخ نداده است و شما همان فرد با همان باورها و رفتارهای قبلی هستی.
خطری که موفقها را تهدید میکند
این یک گفتگوی فوقالعاده حیاتی و هشداردهنده است، مخصوصاً برای کسانی که مدتی در مسیر کار کردن روی باورها بودهاند و نتایجی هم گرفتهاند.
شکیبا توضیح میدهد که چگونه از یک فرد فوقالعاده خجالتی، عصبی و وابسته، با کار کردن روی فایلها و به خصوص «دوره ۱۲ قدم»، به یک تحول شخصیتی شگفتانگیز رسید. او در سن ۱۸ سالگی به درآمد بسیار عالی دست یافت، روابط عالی ساخت و عزت نفس خود را بازیافت.
شکیبا با شجاعت اعتراف میکند که پس از رسیدن به آن نتایج عالی در سال ۹۸، دچار غرور شد، به ذهن خودش تکیه کرد و «کار کردن روی فایلها را کنار گذاشت». او فکر میکرد دیگر راه را بلد است و نیازی به آبیاری روزانهی آن نهال ندارد.
نتیجهی این توقف چه بود؟ سقوط آزاد. درآمد او تقریبا صفر شد! جهان ضربههایی به او زد تا به یاد بیاورد که تغییر و رشد، هرگز متوقف نمیشود.
فرق آدم موفق با «فوق موفق»
استاد در ادامهی این گفتگو، داستان شکیبا را تحلیل میکنند و از تلهی خطرناکی پرده برمیدارند که در «میانهی مسیر» منتظر همهی ماست:
- تلهی روزمرگی: وقتی نتایج اولیه را میگیریم (مثلاً از بحران مالی یا رابطهی بد خارج میشویم)، آن «تضاد» و «درد» اولیه که انگیزهی اصلی ما برای تغییر بود، از بین میرود.
- توقف انگیزه: در این نقطه، انگیزه کم میشود و فرد ناخودآگاه میایستد.
- نقطهی تمایز: استاد تأکید میکنند که فرق بین یک آدم موفق معمولی و یک آدم «فوق موفق» دقیقاً همینجاست. آدمهای فوق موفق میدانند که جهان در هر لحظه، در حال خلق لحظهی بعد، بر اساس فرکانسِ همین لحظه است. آنها هرگز متوقف نمیشوند.
استاد از زندگی خودشان مثال میزنند که چطور با پُر کردن تمام لحظات زندگی با کارهای هدفمند (مانند تولید محتوا، کار روی سایت، و…)، حتی ۳ ماه فرصت روشن کردن تلویزیون را پیدا نکردهاند. این «مشغولیت هدفمند» آنها را دائماً در فرکانس درست نگه میدارد و نتایج را بزرگ و بزرگتر میکند.
بزرگترین درس فایل: قانون «آینه» و سوتفاهم بزرگ «صبر»
مهمترین و کلیدیترین بخش این فایل، جایی است که استاد یک تصور اشتباه رایج در مورد «صبر» را به کلی دگرگون میکنند.
بسیاری فکر میکنند «صبر» یعنی من امروز روی باورهایم کار میکنم و «منتظر» میمانم تا جهان در آینده نتایج را به من بدهد.
استاد این دیدگاه را رد میکنند و «قانون آینه» را توضیح میدهند:
جهان دقیقاً مانند یک آینه عمل میکند. اگر شما جلوی آینه دستتان را بالا ببرید، آینه «همان لحظه» دستش را بالا میبرد، نه دو ساعت بعد!
جهان در برابر تغییرات فرکانسی شما «تأخیر» ندارد. واکنش آن «فوری» است.
پس مشکل کجاست؟ مشکل در «مقیاس» است، نه در «زمان».
مشکل اینجاست که ما (خیلی کم) تغییر میکنیم، اما انتظار داریم جهان ما (خیلی زیاد) تغییر کند. و چون آن نتیجهی بزرگ را نمیبینیم، فکر میکنیم قانون جواب نمیدهد!
داستان راننده تاکسی: دیدن نتایج فوری اما کوچک
استاد از دوران راننده تاکسی بودن خود مثال میزنند. وقتی روی باورهایشان کار میکردند، انتظار نداشتند «همان لحظه» یک میلیارد تومان به دست آورند (چون تغییرشان به آن اندازه بزرگ نبود).
اما آنها میدیدند که «همان لحظه»، مسافر بعدی که سوار میشد، «کمی» خوشاخلاقتر از مسافر قبلی بود. میدیدند که خرج ماشین «کمی» کمتر شده بود.
آنها این نتایج «کوچک اما فوری» را میدیدند، تأیید میکردند و همین باعث میشد ایمانشان قویتر شود و به مسیر ادامه دهند تا نتایج بزرگتر و بزرگتر شدند.
این فایل یک درس حیاتی در مورد «استمرار»، «دیدن نتایج کوچک» و «قانون آینه» است که جلوی سقوط شما از قلهی موفقیتهای اولیهتان را میگیرد.
تمرین این قسمت:
استاد در این فایل توضیح دادند که جهان مثل آینه، «همان لحظه» و «متناسب» با تغییرات فرکانسی ما واکنش نشان میدهد (مثل داستان راننده تاکسی و مسافرانش). بسیاری از ما چون فقط منتظر نتایج «بسیار بزرگ» هستیم، این تغییرات «کوچک» و «فوری» را که جهان مثل آینه به ما نشان میدهد، نادیده میگیریم و ناامید میشویم.
تجربهی «آینهای» شما چیست؟
لطفاً در کامنتها بنویسید: کجا و در چه موضوعی (مالی، روابط، سلامتی)، به وضوح دیدهاید که بلافاصله پس از کار کردن روی باورتان یا تغییر احساستان، جهان یک واکنش «کوچک اما فوری» به شما نشان داده است؟
- مثلاً: بلافاصله بعد از تمرین سپاسگزاری، یک مشتری کمی خوشاخلاقتر پیدا شد؟
- یک جای پارک غیرمنتظره و عالی پیدا کردید؟
- یک تخفیف کوچک اما عجیب گرفتید؟
- کسی که انتظارش را نداشتید به شما کمک کرد؟
- یا دردی که داشتید «کمی» آرامتر شد؟
به اشتراک گذاشتن این «نشانههای فوری» به همهی ما کمک میکند تا قانون آینه را باور کنیم و در مسیر بمانیم.
پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشهی راه شود و هم الهامبخش دیگران.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل صوتی تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۸18MB20 دقیقه














به نام خداوند بخشنده و مهربان
سپاسگزارِ اللهی هستم که منو به این راه، به این قوانین، به این سایت و به این استاد هدایت کرد.
خدایی که همیشه راهو بلده…
خدایی که گم نمیکنه بندهشو…
خدایی که لحظهبهلحظه دستمو میگیره، حتی وقتی خودم حواسم نیست.
خدایی که همیشه بهترینها رو برای من میخواد، حتی وقتی من فکر میکنم دیر شده.
خداوند قادر مطلقه، عالم مطلقه، خالقه…
و منو هم خالق زندگی خودم آفریده.
و امروز، نه با حرف، با زندگی دارم این حقیقتو لمس میکنم.
الان تازه میفهمم چرا خونهی قشنگ و توحیدی ما که قرار بود تیرماه تحویل داده بشه، ششهفت ماه تأخیر خورد…
به بهونهی جنگ،
به بهونهی فوت پدر مهندس حسینی…
و امروز با تمام وجود میفهمم اون حرف استاد که همیشه میگه:
وقتی تو فرکانس مثبت باشی، اتفاقات بهظاهر بد هم دقیقاً به نفع تو میچرخن.
اگر همون تیرماه خونه آماده میشد، ما مجبور بودیم همهی پول خونه رو یکجا تسویه کنیم و واحد رو شرکتی تحویل بگیریم،
در حالی که هیچ پولی برای شیرآلات، پکیج و رادیاتور، هود، سینک، گاز صفحهای، کمدها، آینه و روشویی ، کناف و کابینت نداشتیم…
اما این تأخیرِ بهظاهر سخت، در واقع لطف پنهان خدا بود.
خدا خودش گفته:
وَعَسَىٰ أَن تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَّکُمْ
(بقره، 216)
چه بسا چیزی را دوست نداشته باشید، اما خیر شما در آن باشد.
با این چند ماه زمان، بدون استرس و با دلِ آروم، قدمبهقدم جلو رفتیم و تونستیم بهترین متریالها رو برای خونهمون تهیه کنیم.
و اون جملهای که بارها با ایمان تکرار کرده بودم:
جهان سرشار از مردمان نازنینی است که برای رسیدن من به آرزوهایم دارن تلاش میکنن
به قشنگترین شکل ممکن، واقعی شد.
خدای مهربون، معجزهآسا کابینتسازی سر راه ما گذاشت؛
آدمهایی شریف، باوجدان کاری، تمیز و درستحسابی،
که با قیمتی منصفانه، شیکترین و قشنگترین کابینتها رو برای خونهی ما طراحی کردن و الان هم در حال ساختشن.
امروز هم کنافکار به همسرم زنگ زد و گفت متریال رو کامل تهیه کرده و اگه کف سرامیک شده باشه، پنجشنبه میاره و یه گوشه میذاره تا بعد از سفیدکاری، به یاری خدا کار کناف رو شروع کنیم.
خدایاااا…
هزاران هزار بار شکرت
برای این نظم قشنگت،
برای این تأخیرهای پُر خیر،
برای آرامشی که وسط مسیر توی دلم گذاشتی،
و برای آدمهای خوب، نازنین و باوجدان کاری که مثل فرشتههای زمینی، یکییکی سر راه ما قرار دادی.
تو خودت گفتی:
وَمَن یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ
(طلاق، 3)
هر کس به خدا توکل کنه، خدا براش کافیه.
هیچوقت یادم نمیره…
اون روزایی که میرفتم پیادهروی، توی زمین بزرگ کنار چهارشنبهبازار،
سرمو میگرفتم بالا و به آسمون باعظمتت نگاه میکردم…
هیچچی از آینده معلوم نبود…
فقط گفتم:
خدایااا من نمیدونم…
تو میدونی…
من تسلیمم…
خودت برامون درستش کن…
خودت شیرآلات و پکیج شو…
خودت کابینت و کمد شو…
و امروز میبینم که همهی اون آرزوها، یکییکی دارن خلق میشن…
بدون اینکه بدونیم چطوری…
چون تو گفتی:
إِنَّ اللَّهَ لَطِیفٌ لِّمَا یَشَاءُ
(یوسف، 100)
خدا به بندگانش به لطیفترین شکل ممکن عمل میکنه.
شکرت خداااا
شکرت برای دیروز
شکرت برای امروز
و شکرت برای فردایی که میدونم از الان توش معجزه کاشتی