تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۸ - صفحه 33


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

600 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    شیدا میرزایی گفته:
    مدت عضویت: 2595 روز

    به نام خدای زیبایم

    ستایش مخصوص خدایست که رب جهانیان است

    که مهربانترین مهربانان است

    سلام به استاد عزیز و مریم خانم نازنینم

    و سلام به تمام دوستان مهربانم

    منم خیلی زیاد این تجربه رو دارم

    که واقعا به اندازه ای که زمان و انرژی

    گذاشتم و فقط به اندازه ای که تغییر کردم

    جهانم تغییر کرده

    یه موقع که روزمو با انرژی و احساس خوب شروع

    کنم خدایی یه روز خوب خواهم داشت یه روزی

    که با خودم وبا همه در صلح هستم

    اونقدر اون حسم قشنگه که همش به خودم

    میگم چرا چه طوریه که گاهی اوقات

    ازین مسیر دور میشم مگه زیباتر از این

    حس و حال در دنیا وجود داره؟

    اما خبر خوب اینکه که خدا اونقدر مهربانه

    اونقدر عظیمه و ابن قانون زیبا رو گذاشته

    که هر لحظه هر زمان دوباره به مسیر برگردیم

    اون بهمون نه نمیگه و دوباره دستمونو میگیره.

    انحراف از مسیر فقط یه لحظه س

    اگه بتونیم مثل دوستان قدرتمند دیگه مون مثلا فاطمه جان سعیده جان و خیلیای دیگه متعهد باشیم صددرصد موفقیت‌های بزرگتری رو تجربه میکنیم.

    پس همه چی فقط به اعمال و رفتار خودمون برمیگرده و نه هیچ عامل دیگه.

    بله خیلی خوب میشه که بتونیم هر بار انقدر

    رو خودمون کار کنیم که بتونیم هر سری زمانهای بیشتری در حس خوب مون بمونیم گاهی اوقات حتی با یه شوخی کردن با یه حرف خنده دار به

    خاطر همرنگ شدن با جامعه از مسیر دور میشیم

    و همین مورد کوچیک همش ما رو کم کم می‌بره

    و تا جایی که قشنگ احساس می‌کنیم چه قدر افت

    انرژی داریم چرا دیگه اون حس قشنگ رو نداریم

    البته اینا همش تکامل میخواد و من همیشه به

    اندازه ظرفیتم می‌خوام از خودم انتظار داشته باشم .

    امیدوارم که خدای مهربونم همه رو هدایت کنه

    به سمت زیبایی حس خوب و فراوانی .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    زهره گفته:
    مدت عضویت: 1431 روز

    به نام خدا

    خدایاشکرت برای حس خوبی که این لحظه دارم

    این موزیک بی صدایی زیبایی که گوش می‌کنم خداروشکرت برای هندزفری صورتی قشنگم خدایاشکرت برای گوشیم که این اگاهی هارومیبینم میشنوم ازمطالعه.واموزش دیدن کارموردعلاقم

    خدایاشکرت برای جسم سالمم که بزرگ ترین ثروت زندگیم هست

    خدایاشکرت برای ناهارخوشمزه ته چین مرغ که خواهرم درست کرده

    خدایاشکرت برای ورزش کردم برای اندام زیبابرای جوانی وشادابی وزیبایی که بزرگ ترین نعمتی هست که دارم که بایدازش به خوبی مراقبت کنم وقدردان این نعمت باشم دوس ندارم یه روزبه خودم بیام وببینم بخاطرتقلای بیهوده توزندگیم غافل شدم ازاین نعمت ها وازخودم وزیبایی وسلامتیم دورشدم الان که دارم اینومینویسم متوجه دارم میشم من ترس ازبیماری وپیری دارم واینکه اگه پولداربشم دیکه وقت نمیکنم به خودم برسم همش بایدکارکنم اززندگیم لذت نمیبرم ثروت باعث میشه یه سری نعمت هاموازدست بدم یانکی ازعزیزانم ازدست بدم یاسلامتی زیبایی زمانم آبروم و..اصلاباورم نمیشه خدای من ایناباعث شده ثروت توزندگیم نیادچون من این ترس هارودارم

    درصورتی که اصلااینطورنیست استادعباسمنش عزیز همه ی این نعمت هاروباهم داره چیزیوازدست نداده ثروت مندشده سلامتی تناسب اندام حتی جوون ترهم شده آزادی زمانی مکانی مسافرت تفریح وکاررابطه عاشقانه همه چیزباهم داره

    خدایاشکرت که این اگاهی روبهم دادی که توذهنم داره چی میگذره

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    فهیمه زارع گفته:
    مدت عضویت: 3248 روز

    بنام خالق بی همتا ،بنام او که هرچه دارم ازاوست

    رَّسُولاً یَتْلُو عَلَیْکُمْ آیَاتِ اللَّهِ مُبَیِّنَاتٍ لِّیُخْرِجَ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّورِ وَمَن یُؤْمِن بِاللَّهِ وَیَعْمَلْ صَالِحاً یُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَداً قَدْ أَحْسَنَ اللَّهُ لَهُ رِزْقاً

    (آن وسیله تذکر،) پیامبرى است که آیات روشنگر الهى را بر شما تلاوت مى کند تا کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده اند، از تاریکى ها به سوى نور بیرون آورد و کسانى که به خدا ایمان آورده و عمل شایسته انجام دهند، خداوند آنان را به باغ هایى که نهرها از زیر آن ها جارى است وارد مى کند و براى همیشه در آنجا جاودانه هستند. حقّا که خداوند روزى آنان را نیکو ساخته است.

    خدایا

    باز هم برگشتم…

    مثل همیشه، با دلی پر از حرف و چشمی پر از شکر،رفتم، تجربه کردم، دیدم… و فهمیدم که حتی در دوری هم، تو نزدیک بودی.

    سفری بود پر از آموختن ، پر از لحظاتی که ذهنم را تکان داد، تا بفهمم چقدر پیش‌فرض‌هایم کوچک‌تر از واقعیتِ بزرگِ تو هستند.

    هر اتفاق، هر چالش، هر لبخند، مثل تکه‌ای از پازلی بود که آرام آرام تصویری از خودِ واقعی‌ام ساخت.

    و حالا که برگشتم، حس می‌کنم سبک‌ترم…آرام‌ترم…

    انگار همه‌ی آن مسیر، فقط یک راه برای برگشتن به آرامشِ تو بود.

    خدایا

    برای بودنم، برای دیدنم، برای دلِ آرامی که دوباره پیدا کرده‌ام، سپاسگزارم.

    برای هر تجربه‌ای که مرا واداشت بیشتر ببینم، بیشتر بفهمم، و کمتر قضاوت کنم ، ممنونم.

    برای اینکه هنوز می‌توانم اینجا بنشینم، نفس بکشم، بنویسم و احساس کنم…برای همه‌ی این سادگیِ عمیق،سپاسگزارم

    سلام به استاد عزیزم

    سلام به استاد شایسته مهربانم

    سلام به دوستان بهشتی ام

    خدایا شکرت به خاطر یه فرصت دیگه واجازه یه صلاه دیگه

    خدایا شکرت که مرا در مدار شنیدن ودرک وانشاالله عمل این آگاهیها قراردادی

    سپاسگزارم از شکیبا جان واستاد عزیزم

    شنیدن آگاهی‌های این فایل من رو یاد مسیری که خودم طی کردم انداخت ،انگار به درک جدیدی از قانون رسیدم ،که شاید اگر قبلا به این درک میرسیدم هرگز از مسیر خارج نمی‌شدم

    در هر لحظه جهان اطراف من با فرکانس‌های این لحظه من ،در آینده خلق میشه بنابراین خیلی مهمه که من در هرلحظه آگاه باشم که در چه مسیری حرکت میکنم

    استادمن امروز به درک این جمله رسیدم ،شاید شما بارها قبلا این جمله رو در فایلهای مختلف گفته باشید ولی من امروز در مدار شنیدن این قانون کلی جهان ودرک آن بودم

    من تقریباً سال 97 باشما آشنا شدم وبه اصرار یکی ازدوستام عضو سایت شدم تا قبل از آن من هیچ شناختی به این مفاهیم نداشتم با اینکه ذهنم به خیلی از آگاهی‌های فایل های هدیه مقاومت داشت ،شروع کردم به گوش دادن فایلها،مخصوصا فایلهایی که آگاهی‌های آن پاسخ به سوالاتم بود

    من باگوش دادن به فایلهای باورهای توحیدی امام علی در دعای کمیل ونامه 31 به امام حسن ،احساس گناهی که همیشه نسبت به ائمه داشتم رو از خودم دور کردم

    در اوایل اون انگیزه به خاطر وجود تضادها ،خیلی زیاد بود از آنطرف هم من هیچ شناختی نداشتم ،نمیدونستم باید از کجا شروع کنم ولی همین که من شروع کردم به کار کردن روی آگاهی‌های دوره قانون آفرینش وعزت نفس ،تغییرات جهان من هم شروع شد از فهیمه ای که هرکاری میکرد برای تأیید و جلب توجه بقیه بود تبدیل شد به فهیمه ای که شجاعت پیدا کرد قدم برداره ،حرفش رو بدون ترس وقضاوت بقیه بزند واز نقطه امنش بیاد بیرون

    استاد جان اینکه شما می‌گین به اندازه ای که ما تغییر کنیم جهان اطراف ما نیز تغییر میکند کاملاً درسته ،وقتی من تغییر کردم واین تغییرات در رفتار وعملکردم خودش رو نشون داد جهان اطراف من هم تغییر کرد ،رابطه ای که سالها به خاطر ترس از قضاوت مردم ،وابستگی ،نداشتن احساس لیاقت،درگیرش بودم رو رها کردم وبا کار کردن روی احساس ارزشمندیم وباور به اینکه من خالق صددرصد شرایط واتفاقات زندگی ام هستم رابطه جدیدی رو با فردی که ویژگی‌هایی فراتر از ویژگی‌های مد نظر من رو داشت آغاز کردم

    در شغلم پیشرفت کردم ودرخواست افزایش حقوق کردم که مدیریت موافقت کرد وادامه تحصیل دادم ،همه چیز در همه زمینه های زندگی ام تغییر کرد ولی من بخاطر درک نکردن این قانون در هر لحظه جهان اطراف من با فرکانس‌های این لحظه من ،در آینده خلق میشه بنابراین خیلی مهمه که من در هرلحظه آگاه باشم که در چه مسیری حرکت میکنم وهمین نکته که شما فرمودید کم شدن تضادها من دچار روزمرگی‌های زندگی شدم وفکر کردم دیگه همینه من بلدم چیکار کنم واز مسیر خارج شدم ،جالبه هر موقعه شرایط یه ذره سخت میشد که بیشتر در زمینه روابط بود یه حسی من می کشوند به سمت این مسیر ولی وقتی شرایط عادی میشد دوباره رها میکردم ،در نهایت جهان من رو مجبور به تغییر کرد ،وقتی سه سال قبل به این مسیر برگشتم متوجه شدم که بودنم در این مسیر نیاز به تعهد وحضور مستمر دارد ،درک کردم پیشرفت ورشد من محدودیتی نداره وسعی کردم هرروز در این مسیر باشم وبا تعهد بیشتر روی خودم کار کنم ،خداروشکر میکنم اون وقفه سبب شد درکم به خیلی از مسائل وقانون بیشتر بشه ،هیچ وقت به این فکر نکردم که چرا من دارم تغییر میکنم ولی جهان اطرافم تغییر نکرده ،چون هرروز شاهد این بودم به اندازه ای که من تغییر کنم ،وآرامش واحساس خوب داشته باشم جهان اطراف من هم تغییر میکند

    خداروشکر که الان سه ساله ،به صورت مستمر با تعهدبیشتر در این مسیر حضور دارم ونتایج زیادی گرفتم که میتونم بگم بزرگترین نتیجه آن آرامش واحساس رهایی وسبکی هست که هرروز تجربه میکنم

    خدایا شکرت…شکرت….شکرت

    عاشقتونم وازتون سپاسگزارم

    در پناه الله یکتا همواره شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  4. -
    محمد شایان مقصودی گفته:
    مدت عضویت: 1193 روز

    سلام به همه دوستان عزیز در سایت استاد عباسمنش

    الان که در اتوبوس هستم و دارم میرم سمت شیراز، این فایل رو گوش دادم و بسیار لذت بردم.الهی شکرت

    چندین نمونه از نتایج فوری که بعد از تغییر باور ها گرفتم رو مینویسم:

    اولیش که چندین بار برام رخ داده، اینه که وقتی حالم خوبه و با خودم در صلحم، زودتر از حالت معمول اسنپ گیرم میاد و ماشین طرف هم شیک تر و تمیز تره. ولی گاهی اوقات یه تایم زیادی طول میکشه تا ماشین پیدا کنه.

    مورد دیگه در مورد رفتار دیگران با ما اینه که هر موقع حالم بهتره ، تو دانشگاه رفتار های بهتری میبینم و افراد شاد تری میان دورم.

    مورد دیگه این که وقتی حالم بهتره و شاد ترم، تو سلف باهام برخورد بهتری میشه و صمیمیت بیشتری تو روابطم با کارکنان اونجا هست.

    چندین نمونه دیگم هست که الان یادم نیس

    ممنون استاد عزیزم خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  5. -
    مژگان گفته:
    مدت عضویت: 451 روز

    به نام خدایی که ما را خالق زندگی خود خلق کرد.

    سلام به استاد عزیز ومریم جان ودوستان این سایت الهی.

    استادجان چقدر با ذوق می نویسم چون شما کامنتامون رو می خونیدخدایا شکرررت.

    استاد عزیزم من خودم یکی از نمونه های بارز کسانی هستم که درست قانون آیینه رو درک نکردم و عجول بودم و انتظار نتایج بزرگ داشتم(بدون اینکه خودم تغییر چشمگیری داشته باشم).

    من حدودا سال 93.94 که با آموزه های شما آشنا شدم فایلهاتون رو گوش میدادم [ولی تعهد 100درصدی نداشتم که تو زندگیم به کار ببرم قانون رو]با این حال نتایج خیلی کوچکی گرفتم اما متاسفانه توی مسیر نموندم و در واقع اون ایمان واقعی رو نداشتم و قانون تکامل رو درک نکرده بودم.

    چندسال گذشت و من ازدواج کردم و توی رابطم به تضادهای بزرگی برخوردم و بارها از خداوند درخواست کمک کردم تا اینکه حدود یکسال پیش دوباره به سایت بهشتی شما هدایت شدم (از طریق فایل معرفی پروژه خانه تکانی ذهن با صدای مریم گلی جون)

    طی اون سالها که فعالیتی نداشتم توی سایت اکانت قبلیم پاک شده بود،پس از اول عضو شدم و این بار با تعهد بیشتری آموزش ها را دنبال کردم و متوجه اشتباهاتم باورهای تضعیف کننده ام و عدم قائل شدن احساس لیاقت برای خودم شدم.

    الان قشنگ فهمیدم که مثل دادن آب وغذای مناسب ،ذهن و روحمم باید با تغذیه ی مناسب داشته باشه.توی این مدت چقدر رابطم با خداوند بهتر شده ،چقدر از روی عشق و رفاقت با خدا حرف میزنم نه از روی ترس .چقدر از سپاس گذاری ها حس و حال خوب می گیرم و فراوانی بیشتر وارد زندگیم میشه.

    این پروژه پر برکت چقدرررر به خودشناسیه من کمک کرده انصافا فکرشو نمیکردم چقدر با گوش دادن گام ها گریه کردم و تایید و تحسین کردم دوستان رو.

    و هرروز به خودم میگم حواست باشه که همیشه توی مسیر بمونی در همه حال.چقدر خوندن کامنت های دوستان عزیز به من کمک کرد و هربار با خوندنشون و دیدن نتایجشون به خودم گفتم که انقدر ادامه بده تا نتیجه بگیری،اگه اونا تونستن تو هم میتونی.

    تجربه ی آیینه ای که من همین چند وقت اخیر داشتم این بود که من توی سپاس گذاری هام توجه داشتم روی نعمت های غیر منتظره:افراد زیادی به من و ویهان جان محبت داشتن،از اینکه تو خیابون یه خانوم غریبه به ویهان 5تا دونه گردو داد و گفت که یادت باشه هر وقت خواستی به بچت نون و پنیر بدی با گردو و سیاه دونه بدی که پوکی استخوان نگیره.فردای اون روز مامان برای ویهان جوراب و تغذیه آورد.بابام معمولا هر هفته براش شیر ،آبمیوه و کیک میاره؛هفته ای3 .2بار صبح ها نون بربری و سنگک داغ میاره برامون بابای عزیزم.و من متوجه میشم به خاطر شکرگزاری و توجهم به نعمت ها ولطف خداونده.

    نتیجه ی بعدیم از سپاس گذاری و آموزش ها اینه که حالم بهتره و آرومترم و مطمئنم که با این تضادی که فعلا تو رابطه دارم اگر عمل به آموزه ها نبود ،یقینا اوضاع متشنج تر میشد و من داغون میشدم.اصلا هر گام پروژه که میریم جلوتر،من متوجه میشم که تضاد رابطم چک ولگد جهان و کائنات که سرعقل بیام و دقیقا یاد حرف استاد میافتم و به خودم میگم خدا دوستم داره که گوشم میپیچونه،تا فقط رو خودش حساب کنم و فقط حال خوبم به وجود خودش گره بزنم نه به طرف مقابلم.خدا دوستم داره که می خواد بفهمم که فقط خودش بهترین رفیقه برام…

    خدا:

    برادر می شود بی برادران را

    خواهر میشود بی خواهران را

    پدر می شود بی پدران را

    مادر می شود بی مادران را

    همسر میشود بی همسران

    خدا همه کس میشود برایم به شرط ایمان،به شرط یقین.

    خدایا شکرت که امروز هم بهم فرصت زندگی دادی و کمک کردی تا رد پا بزارم و چقدر خوشحال و سپاس گذارتم که مرا با آموزه های استاد جان و مریم گلی آشنا کردی.

    خدایا شکرت به خاطر وجود دوستان نازنینم در سایت که با خوندن کامنت هاشون یقین وایمانم قوی تر میشه.

    استاد گرانقدرم و مریم دوست داشتنی دست بوس شما هستم و از راه دور شما رو در آغوش میگیرم و یک دنیا ممنونتونم بابت زحماتتون برای این پروژه با ارزش.

    یاحق.

    1404/9/22

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  6. -
    محمد امین ایلونی کشکولی گفته:
    مدت عضویت: 401 روز

    به نام خدا

    شکر الله بابت این فایل بی نظیر

    خیلی خوشحالم که تونستم که این جلسه رو دو سه بار گوش کنم

    و وقتی دفعه آخر این جلسه رو گوش میدادم در حال پیاده روی زیر بارون بودم!

    شکر الله که این دو روز بارون بی نظیر بود و کلی لذت بردیم!

    شکر الله در این فایل باز استاد ملموس کردند که به میزانی که تغییر میکنیم شرایط مون تغییر میکنه! استاد شکر الله گفتن که به نسبتی که رو خودمون کار میکنیم شرایط مون هم به اون میزان تغییر میکنه!

    من خودمم به شخصه فکر میکردم مثل مثال درخت بامبو من کلی صبر میکنم و ی شبه همه چی میترکه!

    ولی خب از سمت دیگه هم در اوایل شروع کردن نتیجه انچنان ملموس نیس!

    و نتایج جدی تر بعد از گذشت مدتی پیش میاد!

    ولی خب نتایج کوچیک هم خیلی عالی اتفاق افتاده برام ولی باز به نسبت ذهن من همش دنبال نتایج بزرگ و چیز بزرگ هست!

    شکر الله در هر صورت من باید قوی باشم و قوی ادامه دهم و باید به کوچیک ترین نکات و تغییرات توجه کنم و بابتش شکر گزار باشم! این موردی هست که من باید روش کار کنم

    من باید رو کوچیک ترین موارد تمرکز کنم و روش کار کنم و این موردی هست که میتونه من رو در شکر گزاری پروپلیر کنه!

    شکر گزار الله هستم که میتونم این فایل ها رو از روی سایت گوش کنم و لذت ببرم!

    شکر الله که میتونم قوی عمل کنم!

    شکر الله که میتونم مسیرم رو پیدا کنم

    ی نکته دیگر که استاد گفتن اینکه باید از این مسیر جدا نشیم یا نباید مغرور بشیم! بعضی مواقع سرعت مون بیشتره و بعضی مواقع سرعت و انگیزه مون کمتره ولی خب باید به هر نحوه ی شده خودمون رو در مسیر نگه داریم!

    شکر گزار الله هستم بابت این روند رو به رشد!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    نگین نگین گفته:
    مدت عضویت: 2399 روز

    روز 25 تعهد، 21 آذر

    سلام به همه دوستان بخصوص استاد عزیزم و خانم شایسته نازنین

    استاد تو این مدت که دارم سعی میکنم هر روز توی سایت باشم و کامنت بنویسم، دو میلیون پول، کلـــی خوراکی، گل، شیرینی، آش، نون باگت، صبحانه و کلـــی عشق و لبخند، حتی دو تا تماس تلفنی هدیه گرفتم.

    راستش تا همین امشب این هدیه ها به چشمم نیومده بود، فقط میگفتم همینکه من دارم در رابطه با کارم چیز جدید یاد میگیرم و تغییر میکنم نتیجه ی این تعهد هست، اما انگار باعث شده ظرفم هم کمی بزرگتر بشه.

    استاد امروز برای پسرم کاردستی باید درست میکردم، بجای اینکه غر بزنم همش میگفتم چقدر من هنر دارم چه نقاشی خوبی شد و در نهایت یه چیز جذاااب از آب دراومد که به نظرم خیـــلی هم راحت بود و خودم کلــی کیف کردم از درست کردنش (این یه تغییر بود که در مقابل کار اضافی غر نزنم)

    اگر مدتهاست که تجربیات شما تغییر خاصی نکرده است یعنی هنوز تغییرات مشهود در شخصیت شما رخ نداده است و شما همان فرد با همان باورها و رفتارهای قبلی هستی

    استاد من همیشه منظر یه تغییر بزرگ بودم یا یه تغییری که دقیقا تو ذهن خودم هست، و اتفاق نمیافتاد، اما وقتی دقت میکنم به اتفاقات کوچیک، یعنی من شخصیت من هم داره تغییر میکنه، خدایا شکرت من دقیـــقا دنبال همین بودم، تغییر شخصیت.

    خدایا شکرت بخاطر نعمتهات، خودت ظرف وجودیم رو برای دریافت نعمتهای بی کرانت بزرگتر کن.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 35 رای:
    • -
      محمد امین ایلونی کشکولی گفته:
      مدت عضویت: 401 روز

      سلام به نگین عزیز امیدوارم که حالت عالی عالی باشه

      دیروز عصر هم من دو میلیون پول گیرم اومد!

      خیلی خدا را شکر گزارم که داریم نتیجه میگیریم و با لدت روندمون رو پیش میبرم

      اره نگین جان استاد به نکته ی بی نظیری توجه کردن و این خیلی مهمه هست برای من!

      من باید به نکات ریز توجه کنم و انها رو تو ذهنم بولد کنم!

      من باید فرد شکرگزار باشم تا زندگیم پر از برکت بشه و اینقدر باید حساس کنم توجه ام رو به دیدن نکات مثبت که از کوچیک ترین چیزا لذت ببرم و به کوچک ترین موارد توجه کنم و شکرگزار باشم!

      نباید بگزارم این اتفاقات کوچیک برام عادی بشه و همواره باید خودم رو در روند مثبت نگه دارم! میدونم که بعضی مواقع انگیزه بیشتره و بعضی مواقع انگیزه ای نیس ولی در هر صورت من باید رو خودم کار کنم و پیش برم! اگر دنبال نتایج بزرگ و پایدار هستم این کار مستلزم کار کردن همیشگی رو خودمون هست!

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    حدیثه گفته:
    مدت عضویت: 1432 روز

    سلام ب تمامی هم فرکانسی های عزیزم

    واستادجانم ومریم جون

    باخوندن مطلبی که مریم جان نوشته یادآور پادردشد.

    دقیقا چندشب پیش توخواب چنان پادردشدم

    ازدردشدیدازخواب بیدارشدم روتخت نشستم حسمو خوب کردم باحال خوب گفتم خدایاشکرت حالم خوبه بدنم خودش داروخونه داره داروی لازم بکار میبره بعدباحال خوب خوابیدم.

    خیلی راحت خوابیدم اصلا نفهمیدم کی خوابم برد وصبح باحال خوب بدون پادردبیدارشدم انگار ن انگار که پادرد بودم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
  9. -
    هادی خالق پور گفته:
    مدت عضویت: 1988 روز

    سلام به استاد توحیدی و عزیز خودم ممنون بابت فایلهای زیبایی که میزارین

    اگه یه فایل از زندگی در بهشت هم بزارین خیلی خوب میشه یا یه لایو بزارین

    خیلی وقته که شما رو ندیدیم

    امیدوارم هر کجا هستین سالم و سلامت وشاد و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
  10. -
    زهره گفته:
    مدت عضویت: 511 روز

    سلام استاد عزیزم، استاد جانم

    از سوم آبان تا به امروز 21 آذرماه (48 روز) صدای ملکوتی شما را نشنیده بودم. برای من که برنامه هر روزم شنیدن چندین فایل از شما بوده، این یک وقفه خیلی طولانی حساب میشه.

    امروز اومدم و صدای روحانی شما رو تو این فایل شنیدم و همین جا میخوام از تجربه شگفت انگیز این 48 روز براتون بنویسم. 48 روزی که به لطف رب العالمین و با پیروی از آموزشهای شما، پر از هدایت، پر از نعمت و برکت و “جان دوباره” بوده.

    3 آبان مادر من سکته مغزی کرد، خونریزی در بدترین ناحیه مغز، یعنی مخچه. وقتی به بیمارستان رسیدیم دکترها گفتن خونریزی در این ناحیه پیش آگهی خوبی نداره و عاقبت خوبی هم نداره. ولی من با پیروی از آموزش های شما و دونستن این قانون که حال خوب= اتفاقات خوب، شروع کردم به پیدا کردن نشانه ها، هر چند کوچک برای اینکه حال خودم رو خوب نگه دارم. پیدا کردن همزمانی هایی که رب العالمین چیده بود تا موقع سکته، من کنارش باشم و برای تک تک اون هم زمانی ها شکرگزاری می کردم. برای اینکه سی تی اسکن دوم پیشرفت خونریزی نشون نداد، شکرگزاری می کردم. هر بار دکترها ناامیدانه حرف میزدن، من برای اینکه حال مادرم ثابت مونده و بدتر نشده، سپاسگزاری می کردم. وقتی نیمه شب بردنش اتاق عمل که درین مغزی بذارن، به جای نگرانی از بابت عمل، من خدا رو شکر کردم که در این ساعت به دادش رسیدن تا فشار مغزش بالا نره. برای هر چیز کوچکی شکرگذاری می کردم. وقتی وضعیت مادرم رو برای خواهر و برادرام گزارش می کردم، اصلا به نکات نگران کننده اشاره نمی کردم، فقط رو چیزهای مثبت، هرچند خیلی خیلی جزیی، تاکید می کردم.

    روز اول و دوم علیرغم اینکه سعی می کردم حالم رو خوب نگه دارم، چندان توکلی به خداوند نداشتم تا اینکه من رو از پشت در ICU انداختن بیرون. اون بیرون کردن، هدایتی از جانب خداوند بود تا مریضم رو به او بسپرم و از بیمارستان بیام بیرون. هر بار که نگرانی به سراغم میومد، می گقتم خدایا من مادرم رو به تو سپردم، نمیدونم چگونه، چون چگونگی اش اصلا سمت من نیست، سمت تویه، ولی من عمر دوباره مادرم رو از تو می خوام و در سلامتی کامل اونو ازت می خوام.

    تو یکی از روزهایی که مادر من بیهوش و زیر دستگاه بود، یکی از مریض های ICU رو دیدم که مرخص شده بود. بهش تبریک گفتم و با حالتی ناآرام تند تند زیر لب تکرار می کردم” خدایا شادی ترخیص مادرم رو به من عطا بفرما”. یهو چشمم به یه تابلو تو حیاط بیمارستان افتاد که نوشته بود “دل آرام گیرد به یاد خدا”.

    استاد….. نمی دونید چطور صدای شما تو گوش من زنگ زد که در مورد آیه “لاخوف علیهم و لایحزنون” توضیح می دادید….. یکباره انگار تمام وجود من رو آرامش غریبی گرفت. ایمان و توکل همونجا تو وجود من جوونه زد… همونجا خدا رو نزدیک و بسسسسسیار نزدیک، بسسسسیار آسان و بسیار اجابت کننده درک کردم…. نور ایمان و توکل وجودم رو روشن کرد.

    خداوند لطف و هدایت های بی شماری در این حادثه برای من داشته، ولی یکی از بازرترین اونها اینه که برای انتقال مریضم به بیمارستان خصوصی شک داشتم و نمی دونستم اینکار رو بکنم یا نه. گفتم خدایا من که عقلم نمی رسه، تو خودت هدایتم کن. به الله قسم، 5 دقیقه نشد و یکی از بستگان زنگ زد و در مورد تجربه ناموفق انتفال یه مریض صحبت کرد!!!! به همین راحتی رب العالمین هدایتم کرد که مریضت رو منتقل نکن.

    با گذشت روزها، حال مادرم به سرعت بهبود پیداکرد. روندی که برای اون خونریزی، طبق علم پزشکی فقط یه معجزه به حساب میومد. مادر من نه تنها عمر دوباره یافت، بلکه در سلامت کامل و بدون هیچ ضایعه عصبی، عضلانی، گفتاری، بلعی و غیره بعد از 20 روز از بیمارستان ترخیص شد.

    بدون شک عمر دوباره مادرم و سلامتی کامل اون بعد از چنین سکته ای، اجابت درخواست من از رب العالمین هست که اینقدر نزدیک و اینقدر آسان و اینقدر اجابت کننده هست. نتیجه تمرکز من بر نکات مثبت و کنترل کانون توجه من هست. نتیجه دوری از احساسات بد، تشویش و نگرانی و اضطراب و ایجاد احساسات خوب با تمرکز بر نکات مثبت هست.

    در طی این روزها، کار من شکرگزاری از پروردگارم بوده برای

    – آشنا شدن با شما و آموزش های توحیدی شما

    – حضور دوستم که شما رو به من معرفی کرد

    – قدم برداشتن در مسیر بندگی خداوند

    – هدایت های خداوند در این مسیر

    – همزمانی های شگفت انگیز خداوند در این مدت

    – قوانین بدون تغییر خداوند

    – اربابی او که علی کل شی علیم و علی کل شی قدیر هست

    – عمر دوباره مادرم

    – سلامتی کامل مادرم

    – نعمت های بی شمارش

    مرتب تکرار می کنم که ای پروردگار من، مرا بنده همیشه ستایشگر و همیشه شکرگذار خودت قرار بده و مبادا که با گذر کشتی ام از طوفان به ساحل امن، از یاد تو غافل گردم که بسیار کردار زشت و ناپسندی است.

    از شما تشکر می کنم برای اینکه توحید رو ترویج می کنید، برای اینکه قوانین جهان هستی رو توضیح می دید، برای اینکه یادمون می دید چطور به خواسته هامون برسیم و برای اینکه همیشه می گید “رسیدن به خواسته ها خیلی آسونه”

    در پناه الله یکتا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 44 رای:
    • -
      جواد صنمی گفته:
      مدت عضویت: 2219 روز

      سلام خواهر بزرگوار من

      الهی شکر الهی شکر هزاران بار الهی شکر که حال مادر گرامی شما خوب شده و به لطف و فضل خدای مهربان به سلامتی کامل رسیدند بدون هیچ‌ مشکلی خدایا شکرت

      بسیار تحسین میکنم شما رو که چنین کنترل ذهن قدرتمندی انجام دادید و چنین ایمان و شجاعتی از خودتون نشون دادید

      در چنین شرایطی کنترل ذهن به شدت سخت هست اما شما به خوبی با کمک پروردگار از پسش بر اومدید آفرین به شما

      خداروشکر که بابت چنین سایتی و چنین دوستان با ایمانی الهی شکر

      انشاالله که باز هم خبرهای خوب و خوش از ما بشنویم

      در پناه حق

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: