تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۹


موضوع این قسمت: کلید زنده نگه داشتن انگیزه‌ها


مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:

  • چرا با اینکه می‌دانم بهبود باورها یک فرایند دائمی است اما باز هم در نقطه‌ای از مسیر فکر می‌کنم باورهایم به اندازه کافی قدرتمند کننده شده. در نتیجه ورودی‌های ذهن را کنترل نمی‌کنم و دوباره به عقب بر می‌گردم؟
  • جادوی هدف‌های کوتاه مدت؛
  • تفاوت حسادت سازنده با حسادت مخرب

چرا متوقف می‌شویم؟

چرا با اینکه می‌دانیم نباید کار کردن روی خودمان را قطع کنیم، بعد از رسیدن به یک سری نتایج (خانه، درآمد خوب، رابطه)، انگار به شرایط عادت می‌کنیم، انگیزه‌مان کم می‌شود و در یک «تله‌ی موفقیت» گرفتار می‌شویم؟

پاسخ استاد به این سوال، یک درس‌ «پیشرفته» برای مدیریت ذهن و حفظ رشد دائمی است. اگر احساس می‌کنید شور و اشتیاق گذشته را ندارید یا به نتایج فعلی خود راضی شده‌اید، شنیدن این فایل می‌تواند همان «ضربه» یا «تلنگر» بیدارکننده‌ای باشد که به آن نیاز دارید.


در این گفتگو، استاد عباس منش به ریشه‌های روان‌شناختی «توقف پس از موفقیت» می‌پردازند و راهکارهای عملی قدرتمندی برای عبور از آن ارائه می‌دهند:

۱. راز «اهرم رنج و لذت» در سکون

استاد توضیح می‌دهند که تمایل طبیعی انسان، «حرکت نکردن» و ماندن در منطقه‌ی امن است. در ابتدا، «رنجِ» نداشتن‌ها (خانه، پول، رابطه) ما را به حرکت وادار می‌کند. اما وقتی به «لذت» رسیدن به آن‌ها دست می‌یابیم، آن اهرم رنج از بین می‌رود و ما متوقف می‌شویم. این یک تله‌ی طبیعی است که اگر آگاهانه مدیریت نشود، منجر به سقوط می‌شود.

۲. ذهنیت «گشنه بمانید» 

چرا برخی افراد بعد از رسیدن به قله، باز هم تشنه‌ی موفقیت هستند؟ استاد با استفاده از الگوی شگفت‌انگیز «زین‌الدین زیدان» – که هم به‌عنوان بازیکن و هم مربی به تمام افتخارات ممکن رسید – توضیح می‌دهند که تفاوت قهرمانان واقعی با افراد موفقِ موقتی، در توانایی «گشنه نگه داشتن» ذهن برای موفقیت‌های بیشتر است.

۳. تکنیک «هدف بعدی»

استاد یک تکنیک عملی را فاش می‌کنند که خودشان برای جلوگیری از توقف استفاده می‌کنند: «قبل از اینکه به هدف فعلی‌تان برسید، هدف بعدی را انتخاب کنید.» ایشان توضیح می‌دهند که دقیقاً چه زمانی باید این کار را انجام دهید تا همواره موتور انگیزه‌ی شما روشن بماند.

۴. خطرات مرگبار «مقایسه» (دو لبه‌ی تیغ)

این بخش بسیار کلیدی است. استاد توضیح می‌دهند که چرا مقایسه‌ی خود با افراد «بدبخت» و راضی بودن به اینکه «حداقل از آن‌ها بهتریم»، یک سم کشنده است که به‌زودی شما را هم‌سطح آن‌ها خواهد کرد. از طرف دیگر، توضیح می‌دهند که چرا مقایسه‌ی خود با افرادی که «فاصله‌ی فرکانسی» بسیار زیادی با ما دارند و حسرت خوردن، به همان اندازه خطرناک است. راه‌حل صحیح، پیدا کردن الگوی الهام‌بخش است.

۵. خودشناسی پیشرفته: چگونه از «غرور» و «حسادت» به نفع خود استفاده کنیم؟

در بخش پایانی، گفتگو به سطح عمیق‌تری از «خودشناسی» می‌رسد. استاد تأکید می‌کنند که احساساتی مانند غرور، حسادت، خشم و ترس، بخشی از انسان بودن ما هستند و انکار آن‌ها توهم است. در عوض، باید یاد بگیریم چگونه این احساسات را به «غرور مولد» یا «حسادت سازنده» تبدیل کنیم؛ یعنی از آن‌ها به‌عنوان سوخت و انگیزه‌ای قدرتمند برای حرکت رو به جلو استفاده کنیم، نه مانعی برای توقف.


تمرین این قسمت: 

استاد از «تله‌ی موفقیت» صحبت کردند؛ یعنی رسیدن به یک سری اهداف (مثل خانه، ماشین، درآمد خوب) و سپس کم شدن انگیزه و متوقف شدن.

نقطه‌ی توقف، سکون یا «رضایت» شما در مسیر موفقیت کجا بوده است؟

لطفاً در کامنت‌ها بنویسید:

چه زمانی احساس کردید که به اندازه‌ی کافی به دست آورده‌اید و انگیزه‌تان کم شد؟

و مهم‌تر از آن، چه «اهرمی» (دیدن یک الگوی بسیار موفق‌تر، یک هشدار از طرف جهان، یا یک تضاد و مشکل جدید) شما را از این خواب بیدار کرد و باعث شد دوباره «تشنه‌ی» رشد و موفقیت شوید؟

تجربه‌ی شما می‌تواند تلنگری برای بیدار شدن فرد دیگری باشد.

پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشه‌ی راه شود و هم الهام‌بخش دیگران.


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

342 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «فاطمه ابراهیمی» در این صفحه: 1
  1. -
    فاطمه ابراهیمی گفته:
    مدت عضویت: 1937 روز

    روز سی و هشتم

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام

    نقطه‌ی توقف، سکون یا «رضایت» شما در مسیر موفقیت کجا بوده است؟

    سلام وقتی با مباحث استاد آشنا شدم به صورت آگاهانه شروع به حرکت کردم. به این دلیل که اشتیاق و انگیزه بالایی داشتم در شروع کار روی خودم نتایج خیلی عالی پیش می رفت در همه جنبه ها با هم رشد پیدا کرده بودم.

    عزت نفس، سلامتی، رابطه به همسر و بچه هام، ثروت، مهاجرت به شهر دلخواهم.

    اوضاع خیلی خوب و عالی پیش رفت. من همیشه سعی کردم که مومنتوم را حفظ کنم و احساسم را خوب نگه دارم اما داشتن هدفهای بزرگ و واضح خیلی بیشتر به به انسان انگیزه و اشتیاق می دهد.

    من فکر می کنم به سکون یا توقف نرسیدم اما سرعتم رو به کاهش است این را حس کردم. من مومنتوم مثبت را با کنترل ذهنم و احساس خوب نگه داشتم اما اشتیاقی که یک هدف به انسان می دهد و میل به تغییر بسیار متفاوت است.

    اکنون احساس می کنم هدفهایم آن اشتیاق لازم را ایجاد نمی کند. مثلا زمانی که من دوچرخه سواری را یاد می گرفتم اشتیاق عجیب و غریبی داشتم و وقتی یاد گرفتم چون آن زمان به دلیل پندمیک در روستا بودم. هر روز در روستا و باغهای اطراف دوچرخه سواری می کردم و لذت می برد. البته آن موقع تازه با استاد آشنا شده بودم و انگیزه ام مثل موشک بود.

    الان کلاس پینگ پنگ می روم خیلی هم لذت می برم ولی چون این یادگیری یک روند دارد که به سرعت ایجاد نمی شود گاهی ذهنم نجوا می کند.

    دوچرخه سواری بعد از مدتی که تعادلم را حفظ کردم خیلی سریع در جاده های خاکی باریک در باغها و سنگ و کلوخ و آسفالت حرکت می کردم و لذت می بردم چون نتیجه واضح بود.

    در کلاس پینگ پنگ روند رشدم را می بینم ولی چون در کلاس که بازی می کنم می بینم خیلی جای کار دارم وقتی بچه هایی را می بینم که چقدر حرفه ای هستند متوجه می شوم این کار خیلی متفاوت از دوچرخه سواری است و باید صبر کنم و این بهبودهای دائمی را ببینم.

    الان در مرحله ای هستم که فکر می کنم باید تغییرات درونی بیشتری ایجاد کنم درون خودم. خودم را بهتر بشناسم. صفات خوب یا بدم را تشخیص بدهم. به قول استاد مسلط باشم بر خودم که ببینم رفتارهایم از کجا نشات می گیرد. ترسهایم را بشناسم و ریشه هایش را دریابم. این تغییرات چون درونی است و خیلی نامحسوس است گاهی فکر می کنم که دچار توقف شدم.

    در حقیقت می خواهم شخصیت بهتری ایجاد کنم انشالله اما می گویم که این روند خیلی آهسته پیش می رود به قول استاد تا برخی از باورها و رفتارهای جدید جز عادت یا شخصیت ما بشود یک پروسه طولانی است و نیاز به هوشیاری و صبر همیشگی دارد.

    اهداف مادی دارم مثل ماشین جدید یا وسایل جدید و… اما فکر می کنم اینجا هم باید یک سری اولویت ها را برای خودم مشخص کنم. اولویت تغییر شخصیت است اگر من همان ادم قبلی باشم تغییری در بیرون رخ نمی دهد. باید این قسمت را بیشتر بشناسم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای: