تعقّل در آنچه پذیرفته‌ای | قسمت 1 - صفحه 6 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

163 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    زهرا الف گفته:
    مدت عضویت: 1981 روز

    سلام به استاد عزیزم و شایسته جان ودوستان هم فرکانسی

    از دیدن این قسمت واقعا به وجد اومدم و به خودم قول دادم که نجوای درونم اگر شنیدم خاموشش کنم و بتونم به نکات مثبت و اتفاق های زیبا توجه کنم

    من بخاطر اتفاقی که برام افتاده بود موقع استفاده از بی حسی دندان پزشکی حالم بد میشد ویه صداهایی بلند بلند میگفت که کارت تموم اینحا میمیری و…. ولی با این حال کار دندون پیش میبردم و تونستم بهش غلبه کنم هرچند هنوز هم از رفتن به دندانپزشکی مقاومت دارم اما فهمیدم که کلا این احساسات و این نحواها از جایی که خودم بهش فرصت میدم بوحود میاد و با دیدن این قسمت از صحبتهای استاد فهمیدم که همه چیز کنترل کردن ذهن

    دوستتون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      علیرضا یکتای مقدم گفته:
      مدت عضویت: 1584 روز

      سلام خانم اخزری

      خداقوت نکته بسیار ساده ولی عمیق را توصیف کردی ، و موفق شدی در جای حساس مچ نجوای شیطانی را بگیری و تجربه کردی که قانون‌ درست عمل میکنه، و تمام نجوای شیطان هیج ضرری به ما نمی رساند مطابق آیه ذیل:

      إِنَّمَا النَّجْوَی مِنَ الشَّیْطَانِ لِیَحْزُنَ الَّذِینَ آمَنُوا وَلَیْسَ بِضَارِّهِمْ شَیْئاً إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَعَلَی اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ (10)

      همانا نجوا از سوى شیطان است تا کسانى را که ایمان آورده اند اندوهگین کند، در حالى که جز به اذن خداوند، هیچ (نجوایى) ضرر رسان نیست، پس باید مؤمنان تنها بر خداوند توکّل کنند.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        زهرا الف گفته:
        مدت عضویت: 1981 روز

        سلام آقای یکتا

        ممنون از شما

        امیدوارم که بتونم تو این مسیر ثابت قدم بمونم ودر صورت شنیدن نجوای شیطان به نکات مثبت و زیبای اطرافم توجه کنم و بتونم این نجوا خاموش کنم

        مثل همین امروز که تو مزایده برنده نشدم و یه صدایی داره میگه خب امسال بیکاری و… اما من مطمینم قراره خداوند من به یه مسیر لذتبخش هدایت کنه

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1423 روز

    سلام به استاد مهربان

    سلام به دوستان خودم

    این موضوع که استاد در مورد آن در این جلسه در حال صحبت کردن هستند برای من خیلی حرف ها را دارد

    وقتی که بدون هیچ ذهنیتی نسبت به یک قضیه قضاوت می کنم این سبب می شود که من نتوانم از آن موضوع لذت ببرم

    این برای من این درس را دارد که حرف های دیگران را توجه نکنم و خودم آنرا عمل کنم و آنرا لمس کنم

    این مهمترین درس برای من بود

    هرکسی یک نظر در مورد یک قضیه دارد

    همین دیدگاه سبب می شود که قضاوت های گوناگون در مورد یک موضوع وجود داشته باشد

    آنوقت من بدون هیچ پیش فرضی و بدون هیچ شناختی در ذهن خودم یک تصویر ندیده ساخته بشود و این خیلی خیلی بد است چرا که نسبت به آن و خوب و بد آن گارد می گیرم

    آنوقت نمی توانم من از آن لذت ببرم

    حال در این فایل یاد گرفتم که باید خودم آنرا لمس و تجربه کنم

    نکته زیبای دیگر این است که باید در مورد اتفاقات خوب زندگی خودم همیشه صحبت کنم

    آنها را ببینم

    از آنها درس بگیرم

    آنها را الگو کنم برای دیگر موفقیت های زندگی خودم و از آنها استفاده کنم

    واقعا درس های مهمی از این فایل برای من داشت

    ممنونم استاد عزیز

    سپاس از خدای هدایتگر خودم

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    فاطمه کیاستی گفته:
    مدت عضویت: 2264 روز

    به نام خدا

    سلام به استاد عزیزم و مریم جانم

    یه سپاس گزاری ازتون داشته باشم ک برای ما سریال هایی ساختین ک هیچ کارگردانی نمیتونه بسازه و انقد قشنگ آدم رو در مدار و فرکانسی بالا قرار بده.

    تمام قسمت های زندگی در بهشت و سفر به دورامریکا رو دیدم و حتی بعضی قسمت هاشو چندین دفعه نگاه کردم

    چقد خوبه چقد شما خوب بلدین حالتون رو با چیزای کوچیک خوب کنین و همیشه احساستون رو خوب نگه دارین

    درختی ک تو امریکا هست تو ایرانم هست ولی فرق میکنه واسه کسی ک نگاه قشنگ داشته باشه از همونم لذت میبره اما کسی ک حال نکنه با خودش نه از همونم لذت نمیبره میگه اگه امریکا بودم بهتر بود

    قبلا همچین شخصیتی داشتم مدام دنبال یک چیزی بودم ک لذت ببرم مکانمو عوض کنم حالا از اینجا برم اونجا حالا اینکارو بکنم حالا اون کارو بکنم و خوب چون اینا همه عوامل بیرونیه هیچ تاثیری نداره دیگه همش دو روز حالت خوبه باز برمیگردی تنظیمات کارخانه و حتی بعدها دیگه دو روزم حالت خوب نیست همون یک روزه یا حتی میشه چند ساعت چون تو داری به احساس خوب و حال خوب داشتن بد نگاه میکنی

    استاد میبینم ک فرکانس های شما و ترکیبش با هدایت های خدایی ک خودتو سپردی بهش برات چه زیبایی هایی رو رقم میزنه شما حتی از دیدن یه گل کوچیک ذوق میکنی

    از دیدن یه درختی ک هرروز پا میشی تو پرادایس ذوق میکنی از غذا دادن به مرغا هرروز ذوق میکنی داری جوری تو لحظه زندگی میکنی ک خدا میگه ایول بزا هی براش زیبایی بیارم بندم ببینه حال کنه ذوق کنه منم کیف کنم. برای همینه ک وقتی ماه ها از عزیزدلتون جدا زندگی میکنین رابطه تون دقیقا عین روز اول .

    من تصل درست رابطه رو با شما فهمیدم اصلا اینکه اشتباهه تو رابطه وابسته باشی رو با شما تکاملی یاد گرفتم اوایل ذهنم مقاومت داشت اما هرچی ک گذشت درخواستم این شد:خدایا یه رابطه توحیدی بده بهم ک لذت ببریم بدون هیچ وابستگی به هم از کنار هم بودن لذت ببریم و تورو تجربه کنیم.

    درصورتی ک قبلا فک میکردم اگه طرف وابسته ات نباشه اصلا ولت میکنه میره اما الان با آموزش های شما فهمیدم ک نه یه رابطه درست رابطه ای ک باهم باشی لذت ببری باهم نباشی لذت ببری کلا لذت ببری همیشه یه چیزی پیدا کنی برای لذت بردن و حالت قائم به ذات خودت باشه نه قائم به غیر .

    من مفهوم دست خدارو تو این سریالا فهمیدم که وقتی خودتون نبودین و آدم ها میومدن کارای پرادایس رو انجام میدادن توی سفرتون آدم ها کاراتون رو انجام میدادن عین درست کردن پله آروی. مفهوم هدایت رو با این سریالا درک کردم. حال خوب احساس خوب رو با اینا درک کردم توجه کردن به زیبایی هارو با این سریالا درک کردم. به هرآنچه توجه کنی از جنس همون وارد زندگیت میشه رو با این سریالا فهمیدم اصلا من رو با این سریالا تربیت کردین .

    ایران و امریکا و هرکشوری میتونه برات بهشت باشه اگه قشنگ بهش نگا کنی .زمین خدا یکیه هیچ فرقی نداره واقعا آسمون همه جا یه رنگه ابری ک تو امریکا هست خوب اینجام هست حالا من واستم تا بیام اونجا ابر ببینم لذت ببرم خوب اینجا چرا نبرم

    آدم های همه جا یکی ان هیچ فرقی ندارن اگه تو خودت با خودت در صلح باشی به جاهایی هدایت میشی ک آدم هاش در صلحن

    اگه زیبایی ببینی به جایی هدایت میشی ک زیبایی هست و زیادم هست و حال میکنی

    خدایی ک الان با منه هرجا هم برم با منه واقعا منی ک بتونم لذت ببرم از زندگیم دیگه مهم نیست کجای این کره زمین باشم اصلا بزا منو ببرن مریخ از همون خاک های مریخم میتونم لذت ببرم و حال کنم.

    دارم به خودم زیبا بین بودن و خوش بین بودن رو در هر موقعیتی از زندگیم یاد میدم

    گاهی ذهنم میگه دیگه انقدم خوش خیال بودن درست نیست ها ولی به نظرم این درسته ک توی هر برهه ای از زندگیت ک هستی مسائل هارو اونجوری نگاه کنی ک به تو احساس خوبی بده بقیه اش به نفع تو درمیاد حالا اونجوری ک عالیه. مهم باورپذیر تر کردن الخیر فی ما وقع بودن

    مهم اینه بدونی تو داری خلق میکنی زندگیت رو خوب چی از این بهتر بزا زیبایی هارو ببینم زیبایی ها بیان سمتم

    بزا تو تضادها و مسائل های زندگیم زیبایی هارو ببینم ک به نفع من پیش بره وقتی من دارم خلق میکنم

    صد البته ک همچین ذهنیتی داشتن کار یه کنترل ذهن خیلی قویه اما اینو مطمئنم با تکامل و کار کردن همه چی امکان پذیره و همیشه اوضاع عالی و عالی و عالی میشه

    استاد قشنگم خدا شمارو برای ما حفظ کنه و یه عمر طولانی بهتون بده

    عاشقتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    نازنین خشنود گفته:
    مدت عضویت: 1673 روز

    به نام خدای مهربان سلام استاد عزیزم

    چند روزی هست که به من الهام میشد سفر ب دور امریکا وزندگی در بهشت رو ببینم بااینکه

    از قبل برنامه ریزی کرده بودم که چه روزی چه دوره ای ببینم و سخت برنامه چیده بودم

    ولی تا میرفتم ی قسمت سفر به دور امریکارو میدیدم دلم میخواست بعدی رو بیینم باز بعدی بعدی.

    این وسَط نجواهام میومد که ببین داری وقتتو تلف میکنی

    چون سفر به دور امریکا و زندگی دربهشت برا من قبل ازینا حکم یه فانتزی و تمرکز روی نکات مثبت داره که مثلا درختا و جنگل و… ببینم

    و حالا حسم خوب شه یا بعدا هدایت شم به ی طبیعتی چیزی…

    ولی بطرز عجیبیی کلا بی حس بودم نسبت به همه چی بااینک نتایجم خوب بود ولی زندگی تکراری بود

    یادمه قسمت 169سفر به دور امریکا

    وقتی شما و مریم جون. داشتید صحبت میکردید راجب کامنت ها

    همون فایلی که مریم جون ی لباس صورتی خوشکل پوشیده بودن فکر کنم

    و ی روز قشنگیم بود حسم باهاش خیلی خوب میشد

    و میدیدم که شما گفتید خانوم شایسته برا همممه چی ذوق داره.

    و ادمو تشویق میکنه علاقه مند میکنه که بریم همه چیو تجربه کنیم میگفتید

    اگه ایشون این ذوقو نداشت شاید من اصلا نمیکوبیدم اینهمه برم تو ترافیک که مثلا فلان جا رو ببینیم یکم که فکر کردم

    دیدم من زندگیم داره خیلی تکراری میشه چیزی خوشحالم نمیکنه

    اگرم بکنه خیلی موقتیه

    تازه فقط اتفاقای خیلی بزرگگگ ذوق زدم میکنه.

    و گفتم اینکه نشد زندگی.

    به خودم گفتم. ببین همیشششه تو زندگی در بهشت میبینی خانوم شایسته همشششش با ذوق از یه درخت معمولی (در نظرمن) حرف میزنه.

    یا شما گفتید هرکی مارو میبینه فکر میکنه تازه بدنیا اومدیم

    قلبم گفت ایناها ببین زندگی همییییینه

    قلبم گواهی داد که دلیل نتایج شما اینه.

    اصلا نتایجو ولش کن گفتم اغا جان اگه من اینطوری مثل خانوم شایسته زندگی نکنم که خیلی زود میپوسم میشم ی ادم افسرده.

    زندگی همییین لحظس اصن فکر کن هیچ نتیجه ایم نیاد. مهم نیست

    تهش اینه که من لذت بردم از تک تک لحظاتم

    بعد شروع کردم به با ذوق شستن ظرفا.

    و باخودم صحبت میکردم از قهوه ی خوشمزه ای که واسه خودم درست کردم

    یا از غذایی که واسه خودم پختم

    شروع کردم به دیدن زیبایی های خونه ی که

    خداوند برای من مهیا کرده که با ارامش دراون تنها روی خودم کار کننم

    دیدم خدای من. من چقدررر نعمت دارم چقدر چهره ی من زیبا و دوست داشتنیه کم کم نگرشم تغییر کرد و همه ی اینایی که دارم میگم توی یک هفته اتفاق افتاده ها ولی چون احساسم خیلیییییی متفاوته

    متوجه این تغییر شدم کاملا

    متوجه این ارامش هستم

    این باخود درصلح بودن.

    و به طبع رابطمم زیبا تر شده با خدا

    با پارتنرم با بقیه…

    ذوق داشتن واسه زندگیه که نتایج رو میسازه نه عبارت های تاکییدی که خیلیا ازش حزف میزنن.

    شروع کردم به دیدن سریالا

    این بار دیگه به قصد این بود که شخصیت شما و مریم جون رو ببینم و ازتون یاد بگیرم.

    وقتی دوربین رو میگرفتید سمت یه جاده

    من زودتر از شما ذوق میکردم

    من جلو تر از شما تحسینش میکردم توی ذهنم.

    و توی همین چند روز

    تقریبا روزی 5ساعت یا بیشتر

    نشستم دیتیلی دیدم و تحسین کردم

    دیدم و یاد گرفتم از شما..

    تازه دارم میفهمم چقدر شخصیتم تغییرکرده چقدر حس خوبی دارم به نسبت دوهفته پیشم

    خیلییی بیشتر باخودم در صلحم بیشتر از قبل به ادما احترام میذارم.

    کم کم غروره داره میاد پایین

    کم کم صبره داره میره بالا.

    تعهده داره میره بالا

    حس خوبه داره میره بالا

    بیشتر به هدایتام توجه میکنم

    استاد با تمام وجودم دارم توحیدی تر شدنمو حس میکنم

    چند روز پیش ب ی تضادی برخوردم که اگه دوماه پیش بود از زمین و زمان شکایت میکردم اما این بار فقط از خدا کمک خواستم و سپردم به خودش….

    و مطمئنم به بهترین شکل منو رد میکنه ازش…

    هممممه ی اینا برکات زندگی در بهشت و سفر به دور امریکاست…

    همه ی اینا برکات اینه که من دارم سعیییی میکنم عمل کنم نه بقول شما فقط اطلاعاتمو اضافه کنم.

    قبلا تا به ی تضادی برمیخوردم سریع پس اندازمو برمیداشتم و تموم میکردم اما الان گفتم خدا خودش میده

    پول و برکت جاریه

    چرا من از پس اندازم باید پول بردارم

    اینا همش از ایمان میادا..

    دارم میبینم شخصیته داره عوض میشه.

    و بقول شما تا شخصیت.تغییر نکنه نتایج تغییر نمیکنه

    امممید من بیشتر شده

    به نظرم همش برمیگرده به امید…

    اگه این خدارو شما به من نمیشناسوندید. من خیلی وقت پیش مرده بودم.

    مرسی استاد جان

    مرسی بابت مثالی که درمورد پلیس زدید

    راستش من همیشه فکر میکردم هرگزز. هیچ چیزی نیست که خلاف میل شما باشه و شما در هاله ای از خداوند قرار گرفتید و ازین افکار

    ولی حالا میبینم که نه استاد عباسمنش فرقش بابقیه اینه که ذهنشو کنترل کرده.

    و توجهش رو داده به اتفاق خوبا که اونا بیشتر شده.

    افرین به شما که انقدر خوب قانون رو اجرا میکنید.

    . منم. هروقتتت که ذهنمو کنترل کردم پاداش ها بی نهایتتت عالی بوده…

    ممنون از امید عزیز

    با صحبتای قشنگش که احساس منو بسیارررر عالی کرد

    و ایمانم به خداوند بیشتر…

    خداوند کارشو بی نقص انجام میده این ذهن ماست که معیوبه….

    دوستون دارم استاد جانم

    در پناه الله یکتا شادو سلامت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    سمیراحاجی پور گفته:
    مدت عضویت: 2420 روز

    سلام به استاد عزیزم‌که بینهایت دوسش دارم

    استاد من خواب دیدم،که یه جای هستم با ۲نفر که اونهام با من هم مسیر هستند،و دیدم اون دونفر دارند از یه جای به سختی بالا میرند مثل یه کوه که خیلی سراشیبی داره و من این پایین دارم نگاهشون میکنم،و تو درونم میگم واییی خدای من من چطور از این مسیر سخت بالا برم،و چقدر اون دونفر از من جلوتر هستند من چطور بهشون برسم😬،بد شروع کردم به حرکت،تا شروع کردم به حرکت دیدم مرغ مگس خواار اومد و هی نوک میزد به پیشونیم،بد من با دستم گرفتمش،و اینقدر غرق ،زیبای این پرنده شدم،یهووو دیدم من رسیدم به اون بالا،و اصلا متوجه نشدم،چطور و به اون ۲نفر رسیدم،و گفتم خدایااا چرا من فکر میکردم اینقدر سختتت،(در صورتی که من با توجه به زیبای اصلا متوجه مسیر نشدم)و بد با اون ۲نفر هم مسیر شدم،کمی جلو رفتیم و دیدم یه جاده ای هست که خیلی سراست و اسون،بهشون گفتم بچه ها این مسیر بود اینقدر راحت چرا از این مسیر شما نیومدید😭بد دیدم اصلا توجهی به حرفم نکردند،بد دیدم انتهای اون جاده یه قصری هست که مقصد همه ما اون قصر زیباست،که داشتم میدیدمش😍،بد کمی جلوتر رفتیم به یه ۲راهی رسیدیم،یه جاده زیبا و سرراست بود که یه پیچ کوچیک داشت،که به خودم گفتم از کجا معلوم این مسیر هست منو به اون قصر میرسونه،بد خدا بهم گفت تو برووو من اون پیچرم بهت میگم نگران نباش تو برو،و بد به وضوح میدیم که این مسیر چقدر سرراست و زیباست،و یه مسیر دیگه ام بود که اول باید از رودخونه رد میشدیم، کمی سختر،بد من به این ۲نفر گفتم بچه ها بیاید از این مسیر رد بشیم،دیدم باز اینا به حرفم توجه نکردند،بد خدا بهم گفتتت بابا تو با اینا چیکاررر داریی،تو راه خودتو برو،من بهت میگم این جادرو برو اون پیچرم بهت میگم اصلا نگران نباش،قلبم ارم شد،بد دیدم این ۲نفر هیچ کدوم از این‌۲مسیرو انتخاب نکردند بلکه یه جاده ای رو انتخاب کردند،که اصلا معلوم نبود به کجا میره،😊😊😊

    استاد خدا تو خوابمم هدایتم میکنه،میگه کاریت نباشه،فقط به حرف من گوش کن من خودم میبرمت،نگاهت به دیگران نباشه،مقصد همه ما اون قصر زیباستتت خودم تو کوتاهترین و زیباترین مسیر میبرمتت،تو با من باش،😭

    الهی شکرررر

    خیلی دوستون دارم استاد😘😘😘😘

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      مهتاب کریمی گفته:
      مدت عضویت: 1858 روز

      سلام به دوست هم فرکانسی سمیرای عزیز

      چه خواب زیبایی ،واقعا لذت بردم از خواندنش.آفرین بشما .براتون آرزوی موفقیت درمسیر توحیدی دارم.میتونم حس قشنگتون رو درک کنم.

      قبلا برام سخت بود باور این خوابها ولی از وقتی در مسیر قرار گرفتم و از پروردگار هدایت و آگاهی میطلبم،واقعا خوابهای جالبی میبینم پر از امید ، بشارت ، نشانه و هدایت

      خداروهزاران بار شاکرم .

      در یکی از فایلها استاد گفتند :

      ما در زمان خواب هیچ ارتعاش و فرکانسی به جهان نمیفرستیم انگار مارو از برق میکشن و هنگام بیدارشدن از همونجا دوباره به برق وصل میکنن بنابراین مهمه که ما شب با افکار و احساسات مثبت بخواب بریم تا صبح با افکار مثبت بیداربشیم و گفتند که قبل از خواب به موارد مثبت روزتون فکر کنید (حتی به نرمی بالش و رختخوابتون)و بعد از خداوند بخواین در خواب هدایتتون کنه و فردا رو بهترین روز زندگیتون قرار بده.

      حالا من هرشب همینکارو میکنم.

      و بطرز شگفت آوری خوابهایی پر از نشانه و امید میبینم و هر روزم زیبا و با یاد خدا میگذره .

      و مطمئنم شما هم بایاد خدا و افکارمثبت و فرکانسهای عالی خوابیدید که خوابی به این زیبایی دیدید.

      بهترینهارو براتون آرزو میکنم

      موفق باشید👍👌👏🙏🤲🌹

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        سمیراحاجی پور گفته:
        مدت عضویت: 2420 روز

        سلام دوست عزیزم ،عاشقتم و خیلی سپاس گزارم،چقدر از کامنتت لذت بردم،و چقدر قانون رو زیبا‌ بیان کردید و درک کردید و عمل میکنید،احسنت به شما،دقیقا،از وقتی خدارو پیدا کردم،خدا تو خوابمم هدایتم میکنه،به همون جاده زیبا که پراز نعمت،پر از ارامش،پر از عشق،پر از توحید،الهیی شکررر،براتون از خداوند،بهشت رو میخوام روی زمین،😘😘😘😘

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1495 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    پیش فرض های ذهنی ما:

    در مورد موضوعات مختلف توسط رسانه ها خانواده دوستان مدرسه معلمان دانشگاه و… شکل گرفته است و این ذهنیت از پیش شکل گرفته باعث:

    به وجود آمدن تجربیات ما خواهد شد

    وقتی نگاه ما در مورد موضوعی مثبت یا منفی باشد: از همان جنس نگاه را بیشتر در زندگی خود تجربه خواهیم کرد

    سریال های بی نظیر زندگی در بهشت و سفر به دور آمریکا: می تواند پیش فرض های ذهنی ما را در مورد کشور آمریکا تغییر دهد:

    ذهن ما در مورد موضوعات مختلف شستشوی مغزی داده شده که باعث:

    رخ دادن تجارب نامناسبی شده است

    مثبت اندیشی به این معناست که: ما نگاه درستی به مردم کشورها و موضوعات مختلف داشته باشیم به نکات مثبت و زیبایی ها تمرکز کنیم تا:

    به مکان و افراد بهتر هدایت شویم

    ممکن است با تضادها یا چالش هایی مواجه شویم: اما باید آگاهانه تمرکز خود را بر زیبایی ها و نکات مثبت قرار و ادامه دهیم تا اتفاقات مثبت را برای خود رقم بزنیم

    ما به دلیل داشتن عزت نفس پایین : همیشه افراد خارج از کشور را بهتر باکلاس تر و حرفه ای تر می دانیم

    بنابراین زمانی که به کشورهای خارجی مهاجرت و مسافرت می کنیم: دائما نگران حرف و قضاوت افراد هستیم

    البته برخی از ایرانیان نیز: خودشان را برتر از افراد خارجی می دانند: که غرور کاذب و طبل تو خالی بودن است

    داشتن هر دو نوع نگاه و نگرش : مخرب و نامناسب است.

    همه ی افراد: با هم برابرند و تفاوت ها دلیل بر برتر بودن یا نبودن نیست

    اگر بتوانیم با خودمان در صلح باشیم و آرامش داشته باشیم باعث می شود به سمت افراد در صلح با خود هدایت شویم

    خاصیت ذهن ما اینگونه است که:

    همواره بر نکات منفی و نازیبایی های افراد و شرایط و موقعیت ها تمرکز دارد

    باید این خاصیت را تغییر داده و آگاهانه آن را به سمت مثبت و زیبایی ها جهت دهی و زیبایی ها و نکات مثبت را در ذهن خود برجسته کنیم

    کنترل ذهن: مهارت بسیار سختی خصوصا هنگام مواجه با تضادها است که تنها 1 درصد از افراد جامعه می توانند به آن دست یابند به همین دلیل تنها 1 درصد افراد موفق هستند

    زمانی که بتوانیم ذهن خود را کنترل کنیم: اتفاقات به ظاهر بد به نفع ما تمام خواهد شد

    اگر بتوانیم : در ذهن خود نکات مثبت را پر رنگ و نکات منفی را کمرنگ کنیم: تمام شرایط و موقعیت ها به نفع ما تمام می شود

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    مهتاب کریمی گفته:
    مدت عضویت: 1858 روز

    بنام خدا

    سلام

    میخوام یک نگاه و جنبه ی متفاوت 👌درباره ی

    ✈️«سفر به آمریکا»✈️

    رو یاد آور بشم که شاید زاویه ی دید خیلی از ما باشه ولی متوجه نیستیم،

    و این نگاه بخاطر فیلترهای مختلف و بسیار بر سر راه ورودی های ذهن ما ایجاد شده و متعاقبا تجربیات مارو رقم زده ،داده هایی که برمبنای جبر جغرافیایی و فرهنگ ما ایرانی ها وارد شده:

    توّهمِ “مگه میشه؟”

    “امکان نداره”

    “مگه به این راحتیه؟!”

    “ما کجا آمریکا کجا ؟”

    درعصر رسانه ای امروز، ما با ظاهر خیلی از نقاط دنیا و محاسن زندگی در اون مکانها آشنا هستیم،

    ولی متأسفانه متاسفانه برای «خودمون» امکانپذیر نمیدونیم و بنظر من این مهمترین باورمحدود کننده و ترمزی هست که باید برطرف بشه.

    و نه تنها در مورد سفر به امریکا که در مورد بسیاری از آرزوهای دست نیافته ما وجود داره

    و چه بسا، حتی آرزوهای نکرده ی ما👌 ،چون شهامت آرزو کردن رو از ما میگیره،همیشه فکر میکنیم:

    «ما کجا اونها کجا!»

    و در ریشه ی این باور چند نکته نهفته که با آموزش های استاد عباس منش عزیز کاملا قابل شناخت و اصلاح هست

    و خداروشکر من در این مسیر دارم پیش میرم و نتیجه میگیرم

    ⚜️دو نکته ی قابل تأمل:⚜️

    ✅یکی مفهوم “فاصله”

    فاصله مکانی،اقتصادی،توانایی و قابلیت….

    که فقط ساخته و توهّم ذهن ماست ،زندگی ما رو استپ میکنه

    وقتی فکر کنیم مقصد دور و دست نیافتنی ست اصلا حرکت نمی کنیم

    پس قدم اول باید یواش یواش و بطور تکاملی این فاصله رو کم کنیم و به عبارتی نزدیک بشیم…

    واستاد عزیز در این باب بسیار گفتند

    که برای دستیابی به ارزوهای ما هیچ محدودیت مکانی و زمانی در بیرون از ما وجود نداره و فقط باید ترمزهای درونی رو حذف کرد و باورها رو اصلاح کرد…

    ✅نکته مهم دیگر:

    « جدایی»

    ما با مردم کشورهای پیشرفته و آزاد مثل آمریکا ،حس یگانگی نداریم،فراموش کردیم که همه ی ما انسان هستیم

    این جدایی بصورت تفکیک های دینی،مذهبی،فرهنگی،اعتقادی،نژادی،زبانی…

    وجود داره و درناخودآگاه ما ترمزی قوی ایجاد کرده و ترسی در پس زمینه ی ذهن ما ،که اگر من برم آمریکا تنها میمونم و نمیتونم با مردم کنار بیام.در حالی که سریالهای زندگی در بهشت بخوبی در این زمینه کمک کننده و حتی معجزه کننده ست.بقدری زیبایی ،صفا ،صمیمیت ،یکرنگی عشق ،آرامش و امنیت👌… را بسادگی به تصویر کشیده و چنان انسان رو غرق میکنه که متوجه گذشت زمان نمیشی و فقط در انتها میبینی لبخندی پر نشاط روی لبت نقش بسته و امیدی عمیق توی قلبت ایجاد شده و سراسر ذوق و شوق و شور زندگی هستی😊🤩

    سریال زندگی در بهشت و سفر بدور آمریکا جایگزین هر فیلم و سریالی شده که قبلا میدیدم چون این سریال واقعی ست ،هیچ گونه طراحی صحنه نداره ،قهرمان های آن مثل من ایرانی هستند و بخوبی می تونم خودم رو بجای اونها فرض کنم و همون مسیر رو الگو برداری کنم،از طرفی این سریال تماما توجه به زیبایی و نکات مثبت هست و انعکاس این زیبایی در زندگی ست ،بنابر این فقط به من امید ،انگیزه،نشاط، و قدرت می ده و هرگز غم و ترسی در اون نیست.تنها اشک شوق و تحسین و شکرگزاری منو برمی انگیزه و بشدت حالمو خوب می کنه

    ⭐️حالا میخوام یک روش کاربردی ساده و عملی رو بهتون یادآوری کنم دوستای گلم☺️😍🌹

    که در سیر تکاملی من موثر بود:

    چون ترمزهای من برای کلیّت «رفتن به آمریکا»بزرگ بود در ابتدا نمیتونستم این تصور و تجسم رو داشته باشم و هیچ حسی و ایده ای برای تجربه امریکا نداشتم درنتیجه شروع کردم به خورد کردن اون ترمز بزرگ ِ«امکان نداره»به قطعات کوچکِ «این که ممکنه» وبا دیدن قسمتهای مختلف سریال زندگی بینظیر استاد عزیز و مریم نازنین ،جزئیات این بهشت رو در ذهن و احساسم تجربه کنم و اینجوری تحلیل های ذهنم آروم میشد و استدلالِ «نمیشه» کم میشد و حس خوب ِ«چرا که نه ،منم میتونم »پیدا می کردم😃وهمچنان دارم ادامه می دم و به عبارتی دارم ؛

    ⚡️از جزء به کل می رسم .⚡️

    ✨درهرقسمت سریال ،

    یک روز و یک تجربه ی زندگی عاشقانه و در صلح کامل با هستی رو با تمام وجود

    💫حس می کنم

    💫و لذت می برم

    💫و شکرگزاری می کنم

    💫و یقین دارم

    که روزی تک تک این تجربه ها رو در آمریکا خواهم داشت.

    بینهایت سپاسگزار خدای هدایتگر،هماهنگ و بیکران هستم .🙏

    از مجموعه عوامل و دست اندرکاران سایت “عباس منش دات کام “بسیار سپاسگزارم که این امکان رو فراهم کردند که ما

    💥بشنویم ،ببینیم،بیندیشیم ،بگوییم ،

    و البته عمل کنیم و نتیجه بگیریم👌…

    بسیار قدردان استاد عزیزو مهربانم،مریم نازنینم و دوستان همفرکانسی ام هستم.💜💙💚💛🧡❤️

    سخن بسیار است ولی سعی کردم موضوعی و مختصر و نکته ای بنویسم .این مسیر دشت پهناور و زیبای شناخت پروردگار قادر و یگانه است که هر چه بیشتر قدم میگذاریم زیبایی ها و شگفتیهای بیشتری جلوه گر میشه و درس های استاد عباس منش عزیز آنقدر گسترده و همه جانبه ست که موقع نوشتن مرتب در ذهنم مرور میشه و تعمیم داده میشه …فقط در انتها میخوام درس اصلی رو یادآور بشم ؛❤️«عشق»❤️که همه چیز است ،ما از عشق و درون عشق خلق شدیم:

    عاشقتونم😍🤩

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    حسین هارونی گفته:
    مدت عضویت: 1938 روز

    سلام

    تا حالا ۱۰۰ ها فایل از استاد عباس منش دیدم و تقریبا داخل ۹۵ درصد از اونها گفتند که کامت بزارین و کامت های بچه ها رو بخونین حقیقتش تا حالا دل به انجام این کار نداده بودم…… چندوقتی بود که خیلی حس حالم بد بود ولی من خودم رو گول میزدم که دارم زهنم رو کنترول میکنم ….ولی اصلا اینطوری نبود من به احساس خوب نمیرسیدم اروم نبودم و دیگه اون صدای که میگفت برو جلو انجامش بده حرکت کن و اینکه تو میتونی انجامش بدی ….رو دیگه نمیشنیدم

    و من خودم رو اینجوری توجیح میکردم که احساسی که الان داری طبیعیه حس بد برای ادم هایی که میخوان به موفقیت های بزرگی برسند یه مورد بدیهی ولی قافل از اینکه نجوا های شیطانی جوری من رو احاطه کرده بودند

    که به ترز فجیهی خودم رو توجیح میکرد‌م(بلد نبودم توجیح چجوریه …درسته؟)

    این رو هم بگم اینطوری فکر میکردم که دیگه تمام قوانین رو بلدم و دیگه لازم نیست که فایل های اوستاد رو دنبال کنم واین باعث شده بود که من از سایت و فایل ها دور بشم و دیگه ورودی های ذهنی که برای باور قدرتمند کنند ام داشتم قطع بشه

    تا اینکه امروز اومدم وخدا رو سپاسگزارم یه نیم پله پیشرفت کردم وتا وارد سایت شدم رفتم بخش کنترول ذهن و هی یه صدایی تو سرم می کوبید که برو و کامت ها رو بخون و من تسلیمش شدم و خوندم و باورتون نمیشه سیلی از اگاهی جدید وارد ذهنم شد و پرده که تا به حال من را محدود کرده بود از جلوی چشمان برداشته شد

    و حالا فهمیدم که چرا باید کامنت هارا بخونم و چرا استاد صبح به صبح ۳ تا ۴ ساعت زمان برای خوندن کامت های سایت میزاره و انقدر اسرار برخوندنشون داره

    از دوستانم میخوام که این کار رو انجام بدن

    تا اگاهی هاشون چند برابر بشه خیلی حس خوب و پاکی دارم و قصد دارم که این مسیرو ادامه بدم

    یاحق

    ب امید کامنت بعدی😙😎

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1423 روز

    سلام به استاد عزیز

    سلام به دوستان خوب خودم

    فایل های مصاحبه استاد با دوستان واقعا برای من عالی است چرا که هر کدام از دوستان با دیدگاههای عالی که دارند و نتیجه های خوبی گرفته اند باعث می شود که بر آگاهی من افزوده بشود

    در این میان صحبت های تکاملی استاد بر روی صحبت های استاد واقعا جایی دیگر برای هیچ حرفی را نخواهد گذاشت

    نکته این صحبت ها برای من این بود که تا هیچ چیز ندیدم قضاوت نکنم

    اول ببینم و تجربه کنم و تحقیق کنم و بعد آنرا بپذیرم

    در ضمن هرگز دیگران را قضاوت نکنم چرا که من در جایگاه قضاوت نیستم

    این بزرگترین درس و بزرگترین نکته ای بود که من در ابتدای این فایل از صحبت های استاد و دوستان یاد گرفتم

    یک نکته زیبای دیگر این است که همه جا هم خوبی وجود دارد و هم بدی اینجا این نکته وجود دارد که فکر و دیدگاه من چگونه است

    اگر به زیبایی ها توجه کنم بی شک زیبایی ها را می بینم

    اگر دنبال کم و کاستی و نگرانی ها و خرابی ها باشم پس طبق قانون همان را هم دریافت خواهم کرد

    پس بجای اینکه دنبال نواقص باشم خودم را آموزش بدهم که خوبی ها و زیبایی ها و تمیزی ها و حال خوبی ها را ببینم

    همه صحبت های دوستان در مورد آمریکا نشان از این است که همیشه از اخبار و رسانه ها دوری کنم

    دل به حرف های انها ندهم

    اخبار برای من همانند ورودی های منفی است که باعث می شود من توانایی کنترل کردن ذهن خودم را از دست بدهم

    این بار نکته عالی بود که می توانم روی خودم سرمایه گذاری کنم و همیشه دنبال بهتر شدن خودم باشم

    این قانون را در نظر بگیرم

    هر جور توجه کنم از همان جنس در زندگی من رخ می دهد

    خوب = خوب

    بد = بد

    خوب راه حل ساده است پس بجای این همه دردسر و سختی می توانم به آرامش و راحتی دست پیدا کنم

    این را همیشه باید در نظر بگیرم به آن توجه داشته باشم

    این فایل واقعا برای من پر از نکته

    توانایی کنترل ذهن کردن در نتیجه می شود گرفتن یک پاداش که حالت را خوب می کند و آرامش و لبخند را وارد زندگی خودت می کند

    ممنونم از خدای مهربان که من را به این فایل عالی هدایت کرد

    سپاس از خدای هدایتگر خودم

    سپاس از خدای مهربانی ها

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    صفورا کوشککی گفته:
    مدت عضویت: 1429 روز

    بنام یکتای هستی بخش…

    سلام…

    تقریبا 3،4ساله که با استاد اشنا شدم و تو این مدت اینقدر دیدگاهم نسبت به امریکا تغییر کرده و یکی از رویاهام مهاجرت به امریکا شده که کلا فراموش کرده بودم قبل از ورودم به سایت چه دیدگاهی در مورد امریکا و به قول استاد کلا خارجیا داشتم…و با گوش دادن این فایل کمی فکر کردم که به یاد بیارم من قبلا چه نگاهی به امریکا و کلا کشورهای خارجی داشتم…

    کل چیزهایی که از امریکا و کشوهای خارجی میدونستم خلاصه شده بود تو اخبارهایی که از بچگی از کشورهای خارجی دیده بودم و شعارهای مرگ بر فلانی که تو مدرسه میدادیم…

    اولا که من هرگز اطلاعات خاصی راجب کشورهای خارجی نداشتم…..یعنی اصلا تصوری نداشتم هرکشوری جداست و فکر میکردم هرجایی به غیر از ایران خارج حساب میشه…

    و چیزی که از بچگی شنیده بودم این بود که تمام خارجیا میرن جهنم..چون حجاب ندارن…حتی یادمه یه بار برام سوال پیش اومد و از روحانی محلمون پرسیدم اگر خدا مارو به خاطر چندتا تار مو بخواد ببره جهنم پس تکلیف خارجیایی که کلا حجاب ندارن چی میشه…جوابی که بهم داد این بود که حداقل از ما سوال میپرسن سر پل سراط ولی خارجیا سوال جواب ندارن.بی برو برگرد میرن به جهنم…

    من با اینکه یک زنم اینو گناه میدونستم که یه زنی که لباس لختی میپوشه رو نگاه کنم و باورم این بود که خیلی گناهه…اهنگ گوش دادن رو گناه میدونستم…با اینکه ظاهرا اصلا مذهبی نبودم ولی چون تو خونواده ی مذهبی و تو اجتماع مذبی بزرگ شده بودم همیشه این احساس گناه هارو تو ناخودآگاهم داشتم…یعنی اهنگ گوش میدادم ولی همیشه با احساس گناه..میرقصیدم همیشه با احساس گناه…اینارو که الان به یاد میارم تازه دارم متوجه میشم که من چقدررر وجودم لب ریز بود از احساس گناه…و اینکه باورم این بود که منکه میدونم جهنمی ام حالا چه فایده این کارارم نکنم…

    یادمه اولین باری که یه فایل سفر به دور امریکا نگاه کردم که استاد با خانوم شایسته رفته بودن دریا جتسکی سواری…و اونجا کلی خانوم رو نشون میدادن که لباس شنا تنشون بود اصلا داشتم شاخ درمیاوردم…هیچجوری نمیتونستم بپذیرم که الان چرا باید استاد از اینا فیلم بگیره بزاره تو سایت…اصلا تا مدتی دیدگاهمم نست به استاد خراب شده بود که من همچین توقعی نداشتم از استاد و فکر نمیکردم استاد همچین ادمی باشه …چقدررررررررر ببینید من اوضاعم داغون بود….

    اما حالا رویای مهاجرت به امریکارو دارم….به قدری که تو این کشور زیبایی میبینم…

    خدا میدونه که استاد فایلهای شما چقدررر زندگی من رو از این رو به اون رو کردم اونم فقط درمورد دیدگاهم به جهان…به کشورها…به ادمها به دیدگاه های مختلف…

    چون من فکر میکردم فقط انسانهای مسلمان ان که ارزش دارن…و دیگه به غیر از اون همه کافرن چه مسیحی چه یهودی و…

    چقدرررر دیدگاهم محدود بود…البته هنوزم خیلی محدوده ولی نسبت به قبل از اشنایی با سایت اصلا قابل مقایسه نیست…

    و یه موردی که من هنوزم توش مشکل دارم اینه که باورم اینکه که خارجیا کلا از ما برترن…یعنی فرقی نمیکنه کدوم کشور…باورم اینه هرادمی غیر از ایرانیا از ما برترن…از ما با کلاس ترن..از ما باهوش ترن…

    کلا یه دیدگاه ماورایی دارم نسبت به خارجیا که اونا خیلی عجیب و غریبن…

    مثالی که شما در مورد قاضی زدید باعث شد یه تلنگری بهم بخوره..چون من ناخودآگاه همیشه از سیستم قضایی وحشت دارم…از پلیس و دولت و حکومت وحشت دارم…اینقدر که شبانه روزی شنیدیم دولت فلان و بهمان…

    این حرف شما باعث شد تا من هم بگردم دنبال الگوهای مناسب و دیدگاهم رو نسبت به سیستم قضایی و حکومتی کشورم و بعد کل جهان تغییر بدم…

    عاشقتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: