تعقّل در آنچه پذیرفته‌ای | قسمت 2


موضوع این قسمت: هم مداری با وجه خوشایند آدمها

مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:

  • ورودی ها، پیش فرض های ذهنی ما را شکل می دهند؛
  • اگر در معرض ورودی های محدود کننده باشی، پیش فرض های محدود کننده ذهنیت شما را شکل می دهد؛
  • پیش فرض های محدودکننده، شما را با وجه نا دلخواه اتفاقات، هم مدار می کند؛

منابع بیشتر:

سریال زندگی در بهشت

سریال سفر به دور آمریکا

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری تعقّل در آنچه پذیرفته‌ای | قسمت 2
    415MB
    43 دقیقه
  • فایل صوتی تعقّل در آنچه پذیرفته‌ای | قسمت 2
    42MB
    43 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

114 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «پریا» در این صفحه: 2
  1. -
    پریا گفته:
    مدت عضویت: 3375 روز

    ی نکته ای ک هست اینه ک خیلی از ادما هرجای جهان ک هستن،چون درونی جهت ندارن و هدف ندارن،خب ناخوداگاه میلشون میکشه ک کاش زندگیشون جوری باشه ک صب تا شب لَش کنن و هیچ کار نکنن و این حالتا…..و وقتی توی این مدار باشیم ناخوداگاه اصن همه چی برامون سنگین میاد،اینکه چ کسی مملکتو اداره کنه و قوانین چطوری باشن خیلی برامون متفاوته با وقتی ک درونی هدف داریم و جهت داریم و اتفاقا دنبال ی جای با قانونیم ک قوانینش ما رو هل بده ک پایبند بمونیم ب اهدافمون…….

    ب نظر من ادمای جهت دار بیشتر در معرض افسردگی هستن بخاطر اینکه ادمای بی جهت و طرفدار خر توو خری انقد زیاده ک حتی مثلا اگر همین سیستم امریکا بخواد توی ایران اجرا شه،ملت فوش نمیمونه ب سیستم و قوانین میدن چرا؟ چون قراره مجبور شن هدفمند باشن و اکتیو باشن و تنبلی نکنن! و این چیزیه ک سالهاس ملت منتظرن توسط رئیس جمهوری،امام زمانی،چیزی،شرایط لش کردن براشون رخ بده!!!!!

    وقتی ندونی هدف از افرینشت چی بوده،طبیعیه میلت بکشه ب تنبلی کردن و رکود و انتظارم داشته باشی همه چی عالی باشه

    چون اصن نمیدونی چی هستی و چرا خلق شدی،ناخوداگاه غر زدن داری و بلاتکلیفی

    ولی اونایی ک از کودکی ب هردلیلی یا در بزرگسالی باز ب هردلیلی،فهمیدن این افرینش بهر چ بوده،چنان شوقی برای استفاده از هرلحظه زندگی بهشون میاد ک اتفاقا طرفدار درجه یک قوانینی هستن ک مجبورشون میکنه ب سمت پیشرفت برن و نتونن تنبلی کنن یا نتونن خطا کنن……

    بیشتر کسایی ک میان سراغ جذب،میخوان استفاده کنن واسه اکتیو نبودن! بجای اینکه واسه اکتیو بودن استفاده اش کنن

    فقط جذبو ی راه میبینن ک باهاش بتونن ب شخصیت خسته ی خودشون حق بدن

    اینو توی تمام تجربه های زندگیم دیدم وقتایی ک چقد طرفدار چیزی بودم ک اجرا میشده ولی ی تعدادی برعکس من چقد عصبانی بودن از اون قوانین ،و علتش این بود ک میگفتن اینجوی نمیتونیم اون فاز تنبلی ای ک داریم رو پیش ببریم….و وقتی ام با جذب اشنا شدن هدفشون این بوده ب قول یکی از فایلای اقای عباسمنش،فقط بشینن یجا هیچ کار نکنن و زندگی رشد کنه…..اصن لذتی در اکتیو بودن نمیبینن….ولی وقتی بدونی و برات جا بیافته عظمت این خلقت،بشدت میلت میکشه حتی اگه زندگیت خفنه،بازم اکتیو باشی و جاری باشی و حرکت کنی و نشینی یجا….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      پریا گفته:
      مدت عضویت: 3375 روز

      ب قول ی شخصی،ب اندازه ای ک تنبلی میکنی،ب همون اندازه توی مملکتی زندگی خواهی کرد ک دولت بر تو حاکم باشه تا کارایی ک خودت انجام نمیدی رو انجام بده ب روش خودش….مث کسی ک میگه میخوام لاغر شم ولی پول باشگاه ندارم و وقتی پولو بهش میدی ام میبینی همچنان پرخوری میکنه و ی روز میره باشگاه دو روز نمیره….و فقط بهونه میاورده ک پول نداره….خواسته اش رو عملی نمیکنه…..و برعکس کسایی ک خیلی عملگرا هستن ب جاهایی برای زندگی هدایت میشن ک بخش خصوصی بیشتر جامعه رو بدست گرفته تا دولت

      وقتی ام توی جامعه ای باشی ک هلت میده از تنبلی دربیایی،اخرش ب خودت میخوای از فشاری ک بهت میاد ک تنبلی نکنی و خودتو شکوفا میکنی اخرش

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: