تعقّل در آنچه پذیرفتهای | قسمت 2
موضوع این قسمت: هم مداری با وجه خوشایند آدمها
مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:
- ورودی ها، پیش فرض های ذهنی ما را شکل می دهند؛
- اگر در معرض ورودی های محدود کننده باشی، پیش فرض های محدود کننده ذهنیت شما را شکل می دهد؛
- پیش فرض های محدودکننده، شما را با وجه نا دلخواه اتفاقات، هم مدار می کند؛
منابع بیشتر:
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری تعقّل در آنچه پذیرفتهای | قسمت 2415MB43 دقیقه
- فایل صوتی تعقّل در آنچه پذیرفتهای | قسمت 242MB43 دقیقه













بنام خدا
استاد عزیزم در مورد طرز فکر و دیدگاهم نسبت ب امریکا قبل و بعد از اشنایی با شما میتونم اینا رو بنویسم:
کلا از بچگی و بودن در خانواده مذهبی
درس خوندن در مدرسه شاهد
ی دیدگاه قوی در مورد اینکه ما کلا گناهکار هستیم
خدا میخواد مارو عذاب کنه دایم التوبه باید باشیم
و بت کردن ائمه و روحانیون در من وجود داشت
نمیتونم بگم الان نیس ولی از خیلی جهت ها بهتر شدم
و بزرگترینش درک مفهوم خدا ب عنوان یک انرژی و قدرت هست نه یک انسان عصبانی
بخاطر و ورودی هام
همیشه فکر میکردم ک امریکا کشور نا امنی
بچه ها اسلحه برمیدارن و میبرن مدرسه معلم و همکلاسی میبندن ب گلوله ( ورودی: دنبال کردن اخبار)
دختر پسرهای نوجوان اوضاعشون خراب، رابطه های جنسی در سن پایین دارن، کلاب میرن، مستن و مواد میزنن ( ورودی : فیلم ها)
رابطه های ازدواجی نیس، خیانت بینشون زیاد، تعهد اخلاقی ندارن ( ورودی : اخبار و فیلم)
اونجا ی کشور خشک و برهوت ( ورودیم: کارتون لوک خوش شانس)
اونجا قشر مرفه جنایتکارن و برای رسیدن ب پول فقرا رو قربانی میکنن ( ورودی فیلم و اخبار ، مخصوصا فیلم شماره 13 که صحنه هاش اصلا از یادم نمیره و بشدت ناراحت و متاثرم کرد اون زمان ک تماشا کردم و هنوز یاداوری صحنه هاش ناراحتم میکنه)
اونجا ب بچه ها و دانش اموزای دختر تجاوز میشه ( ورودی : فیلم های هالیوودی)
دیدگاه اینکه کلا توی خیابون ها خانمها با بکینی ولباسهای ناجورن و
چطوری ادم میتونه بچه اش رو اونجا بیرون ببره، کسی که توی کشوری مث ایران بوده
و کلا همیشه یک احساس انزجار داشتم که امریکا پر از جانی و ظالم هست و خون همه دنیا رو میخوان تو شیشه کنن بالاخص ایرانی ها ( ورودی تلویزیون مدرسه )
و بعد از همراه شدن با شما :
دیدم که امریکا چقدرررر زیباس
خدایا این همه قشنگی و سرسبزی
رنگ دریا
رنگ شنهای ساحل
اون مکانهای زیبایی که توی سفر ب دور امریکا دیدم بینظیر بودن
و واقعا دلم خواست که امریکا رو ببینم درحالیکه که قبلا اسمش احساس بد. درونم ایجاد میکرد
در مورد خانواده: دیدم که جقدررر پدر و مادر ها ب روابطشون
و اینکه حریمی جلوی بچه ها داشته باشن مقید هستن
و چقدر با بچه هاشون وقت میگذرونن
توی فایلهای متعددتون استاد دیذم که مهمان هاتون یا مثلا جاهایی که رفته بودین مردم دارن از لحظه لذت میبرن
کسی سرش تو موبایل و سلفی گرفتن نیس
چقدر با ارامش با بچه هاشون صحبت میکنن
خیلی برامدوستداشتنی بود
اونجا بخاطر داشتن رابطه جنسی یا فرار از خونه تن ب ازدواج نمیدن
وقتی وارد رابطه شدن یا ازدواج کردن بخاطر ترس از بی ابرویی، تن ب خفت و خاری و بی احترامی نمیدن و تو اون شرایط نمیمونن
برای همینه که اونجا بعد از شناخت و بودن باهم
اکر دوست داشتن تصمیم ب ازدواج میگیرن و براشون ازدواج ی چیز خاص
با فیلم های شما دیدم که بابا مردم عادی
پوشش عادی دارن
چهره های ساده
بدون ارایش
و البته تمیز
و بسیار مهربان و خندان هستن
خداروشاکرم برای اگاهی های جدیدم
برای درک بهتر مفهوم زندکی
دیدن تنوع ها
درک تفاوت ها