تعقّل در آنچه پذیرفتهای | قسمت 3
موضوع این قسمت: رابطه بین باورها و نحوه عملکرد
مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:
- ورودی های مناسب، فرد را به مکان ها و موقعیت های مناسب هدایت می کند؛
- ورودی های مثبت، باور به امکان پذیر بودن را پرورش می دهد؛
- تغییر نتایج با تغییر پیش فرض ها رخ می دهد؛
- دلیل تفاوت در نتایج، تفاوت در پیش فرض های ذهنی است؛
منابع بیشتر:
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری تعقّل در آنچه پذیرفتهای | قسمت 3300MB35 دقیقه
- فایل صوتی تعقّل در آنچه پذیرفتهای | قسمت 334MB35 دقیقه






به نام خداوند بی نهایت رزاق و وهابم
به نام خدای هدایتگرم
خدایا ثروت و عزتی به من بده که در تصوراتم هم نمی گنجد
ورودی های مناسب، فرد را به مکان ها و موقعیت های مناسب هدایت می کند؛
چقدر این صحبت با ارزش و و درست و قدرتمند کننده توحیدیه!
خدایا شکرت که در مدار دریافت این صحبت ها هستم!
من اگر پول رو خوب بدونم اگر ثروت و پول رو فراوان و نزدیک بدونم
اگر پولدار شدن رو هر لحظه بخوام
نعمت های بی نهایت رو هر لحظه بخوام
و هدف داشته باشم ، خونه های زیبا ماشین ها و تمام امکانات با کیفیت زندگی رو بخوام و این نعمت و فراونی و خوب زندگی کردن رو بدیهی و طبیعی بدونم، مثل غذاهای خوب مثل سلامتی مثل روابط سلام و زیبا
لاجرم برام مهم میشه به سمتش حرکت و تلاش میکنم لاجرم به موقعیت هایی که من رو سرشار میکنه از فراوانی و ثروت هت دایت میشم
اقا این بدیهیه که هر چی بخوای رو داشتع باشی، چراا برای ما انقدر فوق العاده و بزرگش کردن نعمت داشتن و خوب زندگی کردن رو؟!
دقیقا مثال نمرات مدرسه یادم میاد
من همیشهه نفر اول بودم توی نمرات توی درس ها توی سرعت توی مسابقع ها ورزش هنر و هر چیزی که توی مدرسه بود
و این همیشه برام کالا بدیهی بوده و مثل این بود که خب باید 20 بشم ! چرا باید سقفم رو 10 بزارم که 20 شدن برام رویایی که واووو باشه!؟
خب درستو می خونی تمرین حل میکنی اگه نیاز باشه با معلم رفع اشکال می کنی کتاب ها ی کمک درسی میخری و به هر حال مفهوم درس رو هر طور شده یاد می گیری و شده حتی شب امتحان رو بیدار می مونی تا تمومش کنی ولی و باید سرجلسه اماده باشی و بتونی به همه سوال ها جواب بدی!
خب این ذهنیت من بوده و همیشه من رو هل داده رو به حلو بهم انگیزه درس خوندن داده، باعث شده همیشه دوستان نزدیکم از باهوش ترین ها و بهترین های کلاس باشن ، روابطم با معلم ها خوب بوده و همیشه توی کلاس فعال بودم کنفرانس و تصحیح کردن برگه های بچه ها و …….
و خب این ها به اعتماد بنفسم هم اضافه کرده و هم باعث شده چون در مسیر و هم جهت با خواسته هام حرکت می کردم لحظه های خوبی رو داشته باشم و خاطرات خوبی رو هم بسازم!
خدایا صد هزار مرتبه شکر برای مرور خاطرات خوب همه اش از جلو چشمم رد شد و خیلی احساس خوبی دارم از اینکه نوشتمشون.
خب برای اینکه به موضوع ثروت تعمیمش بدیم میام اینو از زاویه دیگه هم بررسی می کنیم
به فرض اگه من دختری بودم که طالب نمره های خوب بود ولی با باور های نامناسب بمباران شده بود که مثلا با درس خوندن به هیچ جا نمیرسی ، رابطه خوبت با معلم ها بخاطر چاپلوسیه ، سوال زیاد می پرسی یعنی می خوای بگی من زیاد حالیمه و اهمیت میدم، نمرات خوب بخاطر درس خوندن نیست و اگه درس بخونی یعنی باهوش نیستی و با هوش کسیه که بدون درس خوندن 20 بگیره ، الان وقت عیش و نوش و خوشگذرونیه نه درس خوندن، درس خوندن کجای زندگیت به کار میاد و………..خخ همه این باورهای خنده دار و محدود کننده که من این ها رو از بچه هایی میشنیدم که اصلا درسشون خوب نبود و گاهی حتی تجدید میاوردن.. به قول استاد جان مصداق مثل گربه دستش به گوشت نمیرسه میگهه بو میده ، هست
(البته این رو بگم که کسانی که ترک تحصیل می کنند یا قصدش رو دارند به این دلیل که می خوان لیزری روی کارشون تمرکز کنند بحثشون جداست!)
این کسانی که این باور هارو داشتن میدیدم که دوست دارن که نمره ی خوب بگیرن ولی باورها و ورودی ها نادرست و ناهمانگ با خواسته هاشون اون ها رو بدتر به موقعیت ها شرایط و ادم هایی سوق میداد که نمره هاشون بدتر میشد و راهشو پیدا نمی کردن. این مصداقی بود برای این تاپیک جذاب .
ورودی های مثبت، باور به امکان پذیر بودن را پرورش می دهد؛
تغییر نتایج با تغییر پیش فرض ها رخ می دهد؛
دلیل تفاوت در نتایج، تفاوت در پیش فرض های ذهنی است؛
پ ن ( وقتی داشتم کامنت می نوشتم برق رفت و کامنت نصفه موند و چون ارسال شده بود از مدت زمان ویرایشش هم گذشتع بود پس قبلی رو کپی کردم و دوباره ادامش رو نوشتم و ارسال کردم ..خخ این روزام میگذره و من میام امریکا و در مدار فراوانی ها زندگی میکنم خدایا اااشکرتتت)
به نام خداوند بی نهایت رزاق و وهابم
به نام خدای هدایتگرم
خدایا ثروت و عزتی به من بده که در تصوراتم هم نمی گنجد
ورودی های مناسب، فرد را به مکان ها و موقعیت های مناسب هدایت می کند؛
چقدر این صحبت با ارزش و و درست و قدرتمند کننده توحیدیه!
خدایا شکرت که در مدار دریافت این صحبت ها هستم!
من اگر پول رو خوب بدونم اگر ثروت و پول رو فراوان و نزدیک بدونم
اگر پولدار شدن رو هر لحظه بخوام
نعمت های بی نهایت رو هر لحظه بخوام
و هدف داشته باشم ، خونه های زیبا ماشین ها و تمام امکانات با کیفیت زندگی رو بخوام و این نعمت و فراونی و خوب زندگی کردن رو بدیهی و طبیعی بدونم، مثل غذاهای خوب مثل سلامتی مثل روابط سلام و زیبا
لاجرم برام مهم میشه به سمتش حرکت و تلاش میکنم لاجرم به موقعیت هایی که من رو سرشار میکنه از فراوانی و ثروت هت دایت میشم
اقا این بدیهیه که هر چی بخوای رو داشتع باشی، چراا برای ما انقدر فوق العاده و بزرگش کردن نعمت داشتن و خوب زندگی کردن رو؟!
دقیقا مثال نمرات مدرسه یادم میاد
من همیشهه نفر اول بودم توی نمرات توی درس ها توی سرعت توی مسابقع ها ورزش هنر و هر چیزی که توی مدرسه بود
و این همیشه برام کالا بدیهی بوده و مثل این بود که خب باید 20 بشم ! چرا باید سقفم رو 10 بزارم که 20 شدن برام رویایی که واووو باشه!؟
خب درستو می خونی تمرین حل میکنی اگه نیاز باشه با معلم رفع اشکال می کنی کتاب ها ی کمک درسی میخری و به هر حال مفهوم درس رو هر طور شده یاد می گیری و شده حتی شب امتحان رو بیدار می مونی تا تمومش کنی ولی و باید سرجلسه اماده باشی و بتونی به همه سوال ها جواب بدی!
خب این ذهنیت من بوده و همیشه من رو هل داده رو به حلو بهم انگیزه درس خوندن داده، باعث شده همیشه دوستان نزدیکم از باهوش ترین ها و بهترین های کلاس باشن ، روابطم با معلم ها خوب بوده و همیشه توی کلاس فعال بودم کنفرانس و تصحیح کردن برگه های بچه ها و …….
و خب این ها به اعتماد بنفسم هم اضافه کرده و هم باعث شده چون در مسیر و هم جهت با خواسته هام حرکت می کردم لحظه های خوبی رو داشته باشم و خاطرات خوبی رو هم بسازم!
خدایا صد هزار مرتبه شکر برای مرور خاطرات خوب همه اش از جلو چشمم رد شد و خیلی احساس خوبی دارم از اینکه نوشتمشون.
خب برای اینکه به موضوع ثروت تعمیمش بدیم میام اینو از زاویه دیگه هم بررسی می کنیم
به فرض اگه من دختری بودم که طالب نمره های خوب بود ولی با باور های نامناسب بمباران شده بود که مثلا با درس خوندن به هیچ جا نمیرسی ، رابطه خوبت با معلم ها بخاطر چاپلوسیه ، سوال زیاد می پرسی یعنی می خوای بگی من زیاد حالیمه و اهمیت میدم، نمرات خوب بخاطر درس خوندن نیست و اگه درس بخونی یعنی باهوش نیستی و با هوش کسیه که بدون درس خوندن 20 بگیره ، الان وقت عیش و نوش و خوشگذرونیه نه درس خوندن، درس خوندن کجای زندگیت به کار میاد و………..خخ همه این باورهای خنده دار و محدود کننده که من این ها رو از