تعقّل در آنچه پذیرفته‌ای | قسمت 5


موضوع این قسمت: خطر «بی ارزش جلوه دادن نعمتهای دیگران»

مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:

  • پیش فرض های اشتباه را می توان با اطلاعات درست و منطقی تغییر داد؛
  • همانطور که پیش فرضهای مثبت زندگی را سخت می کند، پیش فرض های مثبت، باعث تحول زندگی می شود؛
  • پیش فرض های مثبت، باور به امکان پذیر بودن را در ذهن پرورش می دهد؛
  • پیش فرض های مثبت، بوسیله  تمرکز بر وجه مثبت اتفاقات، آدمها و شرایط، ساخته می شوند؛
  • وقتی خواسته ای برای ذهن ناممکن  به نظر برسد، ذهن شروع به تخریب و بد جلوه دادن آن خواسته می کند؛
  • به جای بی ارزش جلوه دادنِ آنچه دیگران دارند و تو نداری، باورهای محدود کننده ات را درباره آن نعمت ها تغییر بده؛

منابع بیشتر:

سریال زندگی در بهشت

سریال سفر به دور آمریکا

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری تعقّل در آنچه پذیرفته‌ای | قسمت 5
    282MB
    30 دقیقه
  • فایل صوتی تعقّل در آنچه پذیرفته‌ای | قسمت 5
    29MB
    30 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

123 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «سجاد قربانی» در این صفحه: 1
  1. -
    سجاد قربانی گفته:
    مدت عضویت: 3121 روز

    به نام خدا

    سلام خدمت استاد و خانم شایسته و همه‌ی دوستان عزیزم.

    در مورد ذهنم که باور نداشتم به یک سری چیز ها بریم برسم و می گفتم بده میخواستم صحبت کنم.اولیش ترک سیگاره که ی جورایی باور نداشتم بهش برسم و می گفتم حالا مشکلی نداره من به موفقیت میرسم و ورزش هم میکنم گوشش یکی دو نخ سیگار هم میکشم یا در مورد دختر ها که من با دختری زیاد ارتباط بر قرار نکردم و وقتی کسی می پرسید یا با خودم که صحبت میکردم می گفتم که فایده نداره و همش خرجه و چرا باید وقتم رو تلف کنم در صورتی که خودم جرعت نداشتم برم جلو و بدم هم نمیاد که با دختری دوست باشم .برای کارم هم باید ی درخواستی کنم که به پیش رفتم کمک میکنه (البته تا نصفه های راهش رفتم و عمل کردم به الهامی که بهم شد و مقداری از نتیجشو دیدم ) اما می گفتم این موقعیت چندان فرقی ندارد با اون جایی که میخوام باشم و… درصورتی که به خاطر ترسم هست که حرکت نمی کردم و ترس از این که در یک موقعیت جدید وارد بشم.

    ممنون که کامنت من رو خوندید‌ . در پناه الله یکتا دوستون دارم😘😘

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: