تعقّل در آنچه پذیرفتهای | قسمت 5
موضوع این قسمت: خطر «بی ارزش جلوه دادن نعمتهای دیگران»
مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:
- پیش فرض های اشتباه را می توان با اطلاعات درست و منطقی تغییر داد؛
- همانطور که پیش فرضهای مثبت زندگی را سخت می کند، پیش فرض های مثبت، باعث تحول زندگی می شود؛
- پیش فرض های مثبت، باور به امکان پذیر بودن را در ذهن پرورش می دهد؛
- پیش فرض های مثبت، بوسیله تمرکز بر وجه مثبت اتفاقات، آدمها و شرایط، ساخته می شوند؛
- وقتی خواسته ای برای ذهن ناممکن به نظر برسد، ذهن شروع به تخریب و بد جلوه دادن آن خواسته می کند؛
- به جای بی ارزش جلوه دادنِ آنچه دیگران دارند و تو نداری، باورهای محدود کننده ات را درباره آن نعمت ها تغییر بده؛
منابع بیشتر:
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری تعقّل در آنچه پذیرفتهای | قسمت 5282MB30 دقیقه
- فایل صوتی تعقّل در آنچه پذیرفتهای | قسمت 529MB30 دقیقه













سلام به استاد اگاهم …. سلام به بهترین استاد دنیا !
اگاهی هایی که از این فایل گرفتم :
چجوری با ورودی های نامناسب یک سری پیش فرض هایی توی ذهنم به وجود اومده …
از بچگی چه توی فیلما چه توی خانواده چه توی جامعه به وضوح این ورودی رو داشتم که
اگه خدا یک چیزو بده یک چیز دیگه رو میگیره …
نمیشه ادم از همه لحاظ خوشبخت باشه …
خدا اصن یه نعمتو میده بعدش دید این بنده خیلی خوشحال شده میاد اون نعمتو ازش میگیره …
این دیدگاه ها هنوزم باهام هست !
خدا اصن چشم نداره خوشبختی ببینه …
یکی پول داره سلامتی نداره سرطان داره…
یکی پول داره بچه نداره …
یکی بچه داره پول نداره …
یکی روابط عاطفی زیبا نداره سلامته . ..
یکی سلامته روابط نداره …
و …
با دیدن شما این باورو دارم ایجاد میکنم که میشه همه چیزو داشت هم خدا هم خرما …
و این مستندای شما از زندگیتون اینو گواهی میده …
از وقتی شما از امریکا اینقدر تعریف کردین این خواسته عمیقا در من شکل گرفته که میخوام بیام امریکا …
و یادمه به خانوادم اینا میگفتم …
هیچکس دوست نداشت امریکارو اصن انگار یک پیش فرض منفی نسبت به امریکا وجود داره …
میگن امریکاییا نژادپرستن
میگن امریکا ترامپ توشه جنگ توشه مردم مهربونی نداره …
این سریالا این دیدگاه ها رو شست برد :)
این روزا بیشتر دارم درک میکنم که ورودی ها چقدر مهم هستن !
اگاهی بعد :
یکی از ترفندای ذهنم اینه که وقتی باور میکنه که نمیتونم به یه چیزی برسم سعی میکنه اونو پیشم بد جلوه بده :/
گربه دستش به گوشت نمیرسه میگه بو میده …
من یادمه با وجود اینک درسم عالی بود باورم نمیشد کنکور قبول بشم بعدش اخرش میگفتم ک کنکور چه بدردی میخوره …
باید باورمو بزرگ کنم نه اینکه خواسته مو محدود کنم
خداوند میتونه خواسته هامو براورده کنه …
من یک دختر 20 ساله هستم تا پارسال من ارزوم بود یک درامدی داشته باشم و یادمه توی دفترم نوشتم …
یک کار سبک و خوبی بهم پیشنهاد شد و من الان معلم زبانم و به یه درامدی رسیدم …. درامدم زیاد نیست اما خداروصدهزار مرتبه شکر به این خواستم رسیدم بدون اینکه من واقعا کار خاصی کرده باشم
این کار اومد دنبالم …
خداوند بهم جواب داد
الان خواستم اینه که دوره عشق و مودتو بخرم …
و دارم براش قدم برمیدارم …
اصلی ترین مسئله اینه که باورمو بزرگ کنم باورمو بسازم و بدونم میتونم بهش برسم و مابقیش و اجابتش به عهده خداونده ….
استاد تحسینتون میکنم این ایمانو که بدون اینکه الگویی داشته باشین حرکت کردین و به هر چی خواستین رسیدین …