تعقّل در آنچه پذیرفته‌ای | قسمت 6 - صفحه 3 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری تعقّل در آنچه پذیرفته‌ای | قسمت 6
    138MB
    17 دقیقه
  • فایل صوتی تعقّل در آنچه پذیرفته‌ای | قسمت 6
    16MB
    17 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

77 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    پریا بیگدلی گفته:
    مدت عضویت: 1497 روز

    سلام به هم فرکانسی های عزیزم

    مژگان ازت ممنونم بابت گفتن این جملات که منو یاد این انداختی که عزت نفسم رو تقویت کنم من برای بیردن رفتن گاهی آرایش خیلی کم ولی انجام میدادم و با خودم میگفتم اگه آرایش نباشه کسی از من خوشش نمیاد البته 60 درصد مواقع بدون آرایش هستم ولی همون 40 درصدی هم که ارایش خیلی مختصر میکنم عزت نفسم رو گرو اون یه رژی که میزدم میدونستم با این حرفهای استاد و مژگان عزیز به یاد اوردم که عزت نفس من در گرو ارایش و یه دونه رژی که میزنم نیست پس به خودم قول میدم تا جایی که میتونم اون رژ رو هم نزنم و بدون هیچ درگیری ذهنی از اینکه مردم چطور در موردم فکر میکنن بیرون برم هرچند که به قول استاد تکامل لازم داره و من حتما این تکامل رو طی خواهم کرد یه روزی میام و تو همین صفحه از تکاملم حرف میزنم

    ممنون از تک تک عزیزان من هر روز دارم از همه ی شما بزرگواران چیزهای زیادی یاد میگیرم

    تشکر از استادم و تشکر از خدای خودم بابت وجود این پیامبر

    یه چیزی رو هم در انتها میگم من وقتی نوجون بودم با خودم همیشه این فکر رو میکردم کاش من زمان محمد بودم و اون موقع زندگی میکردم چون اون موقع یه راهنما بود که ماهارو هدایت کنه وبا خودم میگفتم اگه اون زمان ها بودم آیا راه و روش گفته شده توسط پیامبرو گوش میکردم یا نه

    اون آرزوهای نوجوانی من تحقق پیدا کرده الان من به زمان محمد نرفتم بلکه خدا در همین زمانی که من نفس میکشم پیامبرو اورده و به ساده ترین شکل ممکن در اختیار من قرار داده

    خدایا شکرت بابت قوانین بی اندازه ثابتت خدااایا ازت ممنونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت
    • -
      Serveh گفته:
      مدت عضویت: 1193 روز

      سلام دوست عزیزم

      با خوندن پیامت یادم افتاد منم یه روزی آرزوی داشتن یه راهنمای واقعی داشتم برای کل زندگیم یادمه وقتی فیلمای کره ای و چینی رو که میدیدم از بچگی بچه هاشون رو میفرستن تا هم فنون کنگفو و… رو یاد بگیرن و هم آداب زندگی کردن رو و استاد هم کاری میکرد که اون بچه واقعی رشد کنه از لوس بودن و توقع داشتن و غرور و… رها بشه . بهش کلی سختگیری میکرد و با جدیت باهاش رفتار میکرد …یا وقتی بزرگان ورزشی رو میدیدم که تو کشور خودمون خیلی بهش بها داده میشه که یکی از خصلتهای بارز همه اونا بزرگی منش و عزت نفسشون بود که باعث هم رشدشون شده و هم محبوب بودنشون …

      همیشه از خدا میخواستم قوانین رو ساده از طریق استادی که بتونم باورش کنم بهم یاد بده

      یادمه وقتی قرآن رو میخوندم خیلی جاها نمیتونستم درک کنم و باعث شده بود سالها دست به قرآن نزنم چون شک کرده بودم ولی حتی جرات بیان شکم رو نداشتم و حتی ته دلم به خودمم نمیگفتم و خودمو گول میزدم که وقت ندارم حالا بعدا میخونم … میدونستم یه چیزی تو وجودمه که خیلی تو هر کاری داره اذیتم میکنه ولی نمیدونستم چیه و بعدها فهمیدم عزت نفسه

      حالا هر وقت نعمتهامو میشمارم استاد جزو نعمتهایی هست که خدا بهم داده که من زندگیمو تغییر بدم شما باعث شدی اینو باز یادم بیاد و یادم بیاد که با این مطالب دلخوش نباشم و بشینم و زندگیمو بسازم

      اگه عزت نفسم کمه خیلی خلا دارم اوکییی پس ی

      باید درستش کنم و اعتراف میکنم سخت ترین کار برای من کار کردن روی عزت نفسه

      ولی از طرفی هم شیرینه وقتی حتی یه ساعت با عزت نفس زندگی کنی به یک عمر بدون عزت نفس برتری داره…. باید سختیشم به جون بخرم اصلا کی گفته ما همه مسیر رو ددست داشته باشیم اونی که آرزوی قهرمانی توی فلان المپیک رو داره مگه ورزش سخت کردن بهش لذت داده؟ اصلا… اگه اون المپیک و لذتش نبود کی حاضر بود اون مسیر سختو تحمل کنه تهش به اندازه سلامتیش و نیازش ورزش میکرد

      منم اگه خوشبختی میخوام بااااید بدونم درون خودمه… و درون من یعنی عزت نفس این چیزیه که من باید بهش افتخار کنم

      دیشب که دلشتم به یکی از فامیلا فکر میکردم که عزت نفس خیلی بالایی داره و همیشه شاد و خوشحاله همیشه از راحتی کارهاش از اینکه خدا چجوری داره کارشو راه میندازه ازینکه چطور داره بدست میاره خیلی ساده و نعمتهاش همیشه جلو چشمشه و هی بولد میکنه هی شکرگذاری میکنه … فکر میکردم دیدم من همیشه اونو تحسین میکنم و تفاوتشو با بقیه آدمها میدونم ولی اون تو خانواده ای بزرگ شده که این ویژگی شخصیتی براشون عادیه و اکثرا اینطوریه ن و خیلی به بچه هاشون بها میدن اونا هم اعتماد بنفسهای بالایی دارن بعد فکر کردم اینکه از بچگی یه چیزو داشته باشی خیلی خوبه ولی خدایی کار شاخی نکردی دیگه اگه اون عزت نفس رو نداری و بسازیش کار مهمیه و چقدر بعدش به خودت افتخار میکنی و لذت میبری

      مثل آدمی که تو خانواده فقیری بوده بعد خودش کار آفرینی میکنه و ثروتمند میشه چقدر جذابتره چقدر لذتبخشتره از اونی که چشم باز کرده تو ثروت پدرش بوده

      خود استاد هم همینطوره اون تو بدترین شرایط بوده که الان میدونه این جایگاهش چقدر لذتبخشه و ارزشمنده و قدرشو میدونه و بیشتر لذت میبره …

      بر دل نشیند آنچه از دل برآید …در پناه خدا باشی دوست ارزشمندم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        پریا بیگدلی گفته:
        مدت عضویت: 1497 روز

        سلام به شما دوست بزرگوار ممنون از اینکه کامنت منو خوندید و حتنا این کامنت من دقیقا همونوچیزی بوده که تو فرکانسش بودی

        یه جا نوشتید اونی که میخواد قهرمان المپیک بشه از سختی کشیدن لذت نبرده و به اون قهرمانی فکر کرده و جلو رفته

        اجازه میخوام این تفکر رو براش یه ایراد کوچولو بگیرم به قول استاد این دنیا مسیرش برامون باید لذت بخش باشه نه رسیدن به تهش که بهشته همیشه ما باید از مسیر هم لذت ببریم

        کسی که میخواد قهرمان المپیک بشه اون سختی هایی که در چشم ما سختین برای اون طرف چیزی جز لذت نیست

        یادمه یه ورزشکار المپیکی وقتی ازش پرسیدن اونهمه کتک خوردن تو رینگ برات چه حسی داره و اون گفت انقدر مدال های زیادی دارم که مدال گرفتن برام دیگه لذت بخش نیست اون ورزش کردن و کتک خوردن که برام لذت بخشه یعنی اون شخص چون کتک خوردن تو رینگ رو دوست داره اون ورزش رو انجام میده

        منظور حرف من اینکه وقتی توکلمون به خدا باشه حتی کارهایی که به ظاهر سخت و طاقت فرسان در نظر ما لذت بخشن

        ادم میتونه شغلی داشته باشته 24 ساعت روز رو با عشق انجامش بده و متوجه گذر زمان نشه و اون شغلش لذت ببره پس از خدا آسایش و ارامش و لذت بردن از مسیرو خواستار بشیم به قول لستاد هر کاری که سخت پیش بره کار درستی نیست

        ممنونم ازت در پناه الله یکتا باشی دوست عزیزم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    مبینا سربلند گفته:
    مدت عضویت: 975 روز

    به نام خداییی که هر انچه دارم از اوست

    سلام استاد عزیز و دوست داشتنی و همه بچه های گل سایت

    به اندازه ای که روی عزت نفس کار کردم خودم رو بیشتر دوست دارم ،خودم رو شناختم و برای وجودم ، ورودی هام ، زمانم و… بسیار ارزش قائلم و پی برده ام به وجود گرانبهای عزیزم و خودم رو لایق بهترین ها می دونم ، به هیچکس باج نمیدم، می دونم قدرت فقط خدای منه و هرچی بخوام از او می خوام ،

    به اندازه ای که کار کردم ادم هارو راحت تر می پذریم کمتر قضاوت می کنم و دوستشون دارم و روابطم عالی شده

    می گم به اندازه ای که درک کردم وسعی کردم عمل کنم ! و می دونم یک سال بعد میگم بابا من اصلا اون موقع درک خیلی کمی داشتم …

    الان به یک کشف جدید رسیدم

    استاد از شما یاد گرفتم که باید کارم رو عالی انجام بدم و اون فرکانس و ایمانی و کیفیتی که توی کارم هست مشتری هارو برای من میاره ، ولی امروز فهمیدم توی این موضوع باید خیلی دیپ تر بشم مثل همیشه

    امروز که داشتم ناخن می زدم ، در واقع طرف مدل من شده بود و من رفته بودم که توی یکی از سالن زیبایی های همدان که خیلی هم معروفه تست بدم برای ناخنکاری، اولش که شروع کردم یکم میز و صندلیم راحت نبود و سعی هم میکردم کار با کیفیتی انجام بدم و سریع هم باشم ، یهو کسی که داشتم براش ناخن میزدم گفت چقدر استرس داری!

    و من اون لحظه به خودم اومدم دیدم راست میگه چرا انقدر هول شدم و استرس دارم! حرف اون خانم من رو در لحظه به احساسم و حالتم اگاه کرد، من احساس کردم چون می خوام کارم رو عالی انجام بدم و پذیرفته شدن توی سالن هم ته ذهنم بود این موضوعِ باکیفیت بودن کار با بحث شرک یا یجورایی شک و تردید قاطی شده بود

    الان که فایل شما رو دیدم خودمو گذاشتم جای شما وقتی مژگان جان داشت حرف میزد ، توی ذهنم بود که وقتی صحبت هاش تموم شد من چطوری راجب صحبت هاش توضیح میدم

    تاپیک های صحبت هاشو توی ذهنم ثبت کردم به ترتیب که اول راجب عزت نفس بود بعد شهروند درجه 2 بعد ازادی پوشش و ظاهر و پذیرش مردم و..

    ولی وقتی شما شروع به صحبت کردین دیدم چقدر ریلکس و اروم قشنگ راجب تاپیک ها صحبت کردین و اینطوری نبود توی ذهنتون که استرس داشته باشین که راجب هممه تاپیک ها صحبت کنید و یه موقع یکیشو از قلم بندازید ، یا اینکه خودتون رو مجبور کنید که با کلمات قلبمه راجبشون صحبت کنید که تاثیر گذار و جامع و کامل باشه و…

    قشنگ هر کدوم رو در لحظه یادتون میومد صحبت میکردین حتی انقدر راحت که برای یک تاپیک صرفا با یک خاطره ای که به موضوع ربط داشت شرح میدادین و می دونید این فرکانس رو احساس می کنیم که شما فقط می خواید اصل مطلب رو برسونید با ساده ترین صحبت ها و واضح بدون توضیح اضافه ، شما فکر نمی کنید که توضیح اضافه تر یعنی بیشتر مسلط تر و خفن تر ، شما رک و راست ، اصل رو می گید و به فکر بُت کردن خودتون برای دیگران نیستید، به قول خودتون اصلا دیگرانی وجود ندارند …

    شما در هماهنگ ترین ورژن خودتون هستید، شما تنها خودتون هستید نه استاد برای دیگران، برای من الگوی بی نظیری هستید خداروشکر بخاطر وجودتون و این سایت بی نظیر

    شب و روز و جلو دوربین و در تنهایی شما ساده هستید خودتون هستید و به هیچکس و هیچ چیز باج نمیدین و کسی رو برای خودتون بت نمی کنید.

    امیدوارم عزت نفس هر روز و هر روز بیشتر ریشه دار تر بشه توی وجود هممون الهی امین

    خدایا شکرتت یوهووووووووووو

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    هاشم داداشی گفته:
    مدت عضویت: 1619 روز

    به نام خداوند جان آفرین

    سلام خدمت استاد عزیز وخانم شایسته مهربون وسلام به دوستان هم فرکانسیم

    اسناد عزیزم من به این فایل به صورت هدایتی اومدم نیت کردم این فایل برام اومد که در رابطه با مردم امریکا صحبت میکردید

    قبلاز اینکه من با شما آشنا شم هوای سفر به امریکا به سرم زد

    یکی از دوستانم تو ایالت تگزاس زندگی میکنه بهش زنگ زدم و گفتم که این تصمیمو گرفتم تا برم اونجا برا پیشرفتم تلاش کنم دوستم گفت با خانوادت صحبت کن اگه اوکی دادن بیا اینجا بهت میگم چی میخواد مدارکاتو آماده کن.

    با خانومم صحبت کردم که من برم بعد شش ماه کارارو درست میکنم تا شما هم بیایید

    خانومم گفت تو اگه اینجا کارتو درست نکنی و به کارت سروسامون ندی هر جاهم بری هیچ فرقی به حالت نمیکنه آسمون یکیه

    من یه فک کردمو گفتم راست میگه اگه من اینجا خودمو سروسامون نتونم بدم هر جاهم برم همینه بعد به دوستم پیغام دادم و جریانو بهش گفتم اون موقع من اصلا هیچ آگاهی از قانون نداشتم و با سایت آشنا نبودم ولی دنبال بهتر کردن اوضاع خودم بودم تا اینکه با شما آشنا شدم اینم برمیگرده به همون چیری که میخواستم من قبلا ههههههیییچچچچچ آگاهیی از مردم امریکا نداشتم هر چی که از تلوزیون دیده وشنیده بودم بود ولی الان خدارو هزاران بار شکر میکنم چون با شما استاد عزیز ودوستان خوب آشنا شدم اینم میزارم بابت سیر تکاملی خودم من باید با شما آشنا میشدم چون دنبال حقیقت میگشتم وچه کسی بهتر از شما حقیقت محض که به من یاد بده چگونه زندگی کردنو

    استاد حالا میفهمم که وقتی کسی چیزیرو با قلبش بخواد حتما بهش میرسه چون با خدا در ارتباطه واین ارتباط باعث وصل شدن انسانها به هم میشه چون در یک فرکانس قرار میگیرند

    خدا رو هزاران بار شکر میکنم که خدا اینقدر هوا منو داره ووقتی میبینه من دنبال حقیقت هستم در و تخترو باهم جور میکنه وبه این میگن در مدار خواستها بودن الان فکر میکنم میگم من جند ماه پیش به دوستم که میخوام تعقیر کنم ورو خودم کار کنم بدون اینکه از چیزی خبری دلشته باشم و خدا دستان خودشو که شما استاد عزیزم باشید رو سر راه من قرار داد

    فقط اینو میتونم بگم خدایا من به هر خیری که از سمت تو به من برسد محتاجم هدایتم کن الله مهربانم.

    دوستتون دارم و صمیمانه میبوسمتون استاد عزیزم امید آن دارم روزی همدیگرو ببینیم به امید اون روز.

    یا حق…..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    آرام گیان گفته:
    مدت عضویت: 1301 روز

    یه دوستی داشتم که همیشه از رابطه ش با پارتنرش مینالید و اذیت بود اما ازون رابطه در نمیومد

    مَرده چهارسال بود جدا از زنش زندگی میکرد و برای زجر دادن زنش طلاقش نمیداد تا زنه نتونه ازدواج مجدد کنه وووو

    یه بچه هم داشت

    دوست من با این آقا توی یک خونه زندگی میکرد

    و از جمله مسائل پیچیده ای که باهاش برخورد میکرد این بود که مثلا میدیدی یه روز طرف خونین و مالین اومده خونه و میگه زنش و پدرش و فامیلاشون تو خیابون گیرش آوردن و با چوب گرفتن زدنش!

    درگیریها، لج و لج بازیها و انتقامجوییهای وحشتناکی این بین وجود داشت

    یه چیز دیگه این بود که دوستم میگفت منتظرم از من خواستگاری کنه

    ولی از یک طرف هم میگفت من دوست دارم با مردی ازدواج کنم که بچه نداشته باشه

    …. (یعنی مثل بسیاری از خانم ها که هم پاشون روی ترمز هست و هم روی گاز، طرف رو هم میخواست و هم نمیخواست)

    …. خلاصه که خسته م کرده بود ازینکه هربار یکی از مسائل رو بازگو میکرد و من مجبور شدم رابطه م رو باهاش قطع کنم.

    ….

    خودم چندسال پیش توی رابطه ای بودم و از رفتارهای طرف مقابلم رنجور،

    به یک رواندرمانگر زنگ زدم گفتم به نظرت چرا پارتنر من این کارا رو میکنه؟ علتش چیه؟

    ….برگشت به من گفت

    هرعلتی که میخواد داشته باشه،

    تو بمن بگو که… تو توی چنین رابطه‌ای چیکار میکنی و چرا موندی تو همچین رابطه‌ای؟

    انقدر احساس خود ارزشمندی و عزت نفس و اعتمادبه نفست پایینه که ترک نمیکنی این رابطه رو؟

    …….

    درمورد دوستم

    اینو بگم که باورتون نمیشه اینا هردوشون افراد تحصیل کرده و بسیار متشخص از نظر اجتماعی و کاری بودند

    ولی به خاطر زخمهای روحی و وابستگی و ترسهای مختلف، دوست من چسبیده بود به چنین رابطه ی بدی!

    بهش میگفتم چرا نمیبینی؟

    آدمیکه چهارساله اون رابطه قبلیش رو تموم نکرده و هنوز در پی انتقامگیری و جنگه! تو چرا موندی تو همچین رابطه‌ای؟

    من اگه بودم،

    اصلا از روز اول با مردی که هنوز تکلیفش با رابطه قبلیش معلوم نیست

    اصلا وارد رابطه نمیشدم!

    من میگم

    من دارم خودمو تمام و کمال تو رابطه میذارم ولی اون فرد داره نصفه و نیمکاره خودشو میذاره تو رابطه

    چون نصفش درگیر بچه و رابطه قبلیشه (تازه اگه بیشتر ازین نباشه!)

    و… حرف من اینه که

    در بسیاری از مواقع

    باید به خودمون بگیم

    من از سر چی توی رابطه یا موقعیتی هستم که داره اذیتم میکنه ولی حاضر نمیشم ولش کنم؟

    …..

    من همیشه کفشهای بسیار بسیار گرون و مارک و راحت و خوبی میگیرم

    اما کم و دیر میخرم

    مثلا یه بار خرج میکنم و اون کفش رو سالها میپوشم

    میدونم که کفش خوب روی کمردرد نگرفتنم تأثیر داره

    روی خوش اخلاق بودنم تأثیر داره

    روی اینکه مانعی نبینم و برای کارام مسیر طولانی رو باهاش طی کنم تأثیر داره

    و خیلی چیزهای دیگه

    و حاضر نیستم برای کفشی که خوشگله ولی راحت نیست و از قضا ارزونه پول بدم

    ازون طرف

    یه عزیزی هست که همیشه از کفشهاش میناله

    هرموقع باهاش میرم بیرون دوقدم نرفته میگه بشینیم…

    یا میگه ماشین بگیریم

    نمیذاره از منظره و طبیعت و پیاده‌روی لذت ببریم

    …. تو دلم بهش میگم خب عزیز من!

    اگه اون فکرتو عوض کنی

    و نترسی ازینکه برای کفش خوب خریدن، پول بذاری کنار و یه بار یه کفش خوب بخری

    تمام مشکلاتت از زانو درد و غیره حل میشه که!

    …. مثلا ممکنه فحش بده به سازنده کفشهای نامرغوب

    و من هی باخودم میگم… اصلا اون سازنده لعنتی، بد…. درسته… ولی تو چرا تن دادی به خرید یک محصول بد؟

    تو میتونستی اون محصول رو نادیده بگیری و بری از مغازه بعدی کفش بخری!

    تو برای پاهات و بدنت و زندگیت ارزش قائل شو!

    …….

    .

    آخ آخ… یادم میاد ازینکه یه روزی تصمیم گرفتم دیگه از وضعیت ایران ننالم

    به خودم گفتم، اوکی اصلاً ایران بد، مدیرانش هم بد

    تو چرا به بد پا میدی؟

    برو آنجا که تو را منتظرند!

    ….

    (شاهین نجفی هم یه آهنگ داشت اون قدیما بنام کجایی دادا، یادتونه؟…

    میگفت: اون بد، تو چرا به بد پا میدی دادا؟)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1424 روز

    سلام به استاد عزیز

    سلام به دوستان خوب خودم

    زندگی من از زمانی تغییر کرد که قدم در راه تغییر باورهای خودم گذاشتم

    از زمانی که خواستم تغییر کنم جهان هم به من کمک کرد و با من همراه شد

    قدم به قدم جلو رفتم و اولین چیزی که در من شکل گرفت این بود که به این درک و منطق برسم که خودم از همه چیز مهمتر هستم

    خودم برای خودم از همه چیز ارزشمند تر هستم

    اول باید خودم را درک کنم

    اول باید خودم را دوست داشته باشم

    اول باید برای خودم بخرم و تهیه کنم

    اول باید به خودم احترام بگذارم

    این اول ها برای من سبب شد که دیگران هم همین حس اول بودن را برای من داشته باشند و به من همین احترام بگذارند

    واقعا لذت بخش است که برعکس قبل که به بخواهم خودم را به دیگران ثابت کنم دیگران من را بخاطر خودم و از درون دوست داشته باشند

    اینها واقعا برای من درس دارد

    درسهایی زندگی ساز است که هر چه بیشتر روی خودم کار کنم جهان هم بیشتر به من کمک می کند تا به خواسته های خودم دست پیدا کنم

    تمام این جلسات و این صحبت های استاد با دوستان خود یک دوره آموزشی است

    به شنیده های خودم با دیگران هرگز دل نسپارم بلکه خودم باید آنها را تجربه و لمس کنم و آنوقت خودم با درک دیده ها و شنیده های خودم قضاوت کنم که این خوب است و یا نه

    این صحبت ها واقعا برای من ارزشمند هستند

    ممنونم از استاد عزیز بخاطر این فایل های فوق العاده

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    یاسمن رضانیا گفته:
    مدت عضویت: 2630 روز

    سلام استاد عباسمنش عزیز

    چقدر این جلسه به دلم نشست ، من چقدر خلع عزت نفس دارم استاد

    و با صحبتای این خانم عزیز من دوباره به خودم اومدم و کاغذ و قلم رو برداشتم و شروع به نوشتن کردم و دیدم چقدرررر من این روزا دنبال عمل جراحی بینی و پرتز لب و … میرم

    چقدر گم شدم من

    خیلیییی وقت از سایت دور بودم و تازه دوباره میخوام شرروع کنم .

    و این تلنگری دوبارع برای حرکت بود

    به زودی با کامنتای خیلی قشنگ تر و موفقیتهام میام و صحبت میکنم براتون عزیزدلم

    دلم براااااااااتون یذره شده بود💓💋

    عاشقتووونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    NK گفته:
    مدت عضویت: 2012 روز

    سلام و عرض ادب

    من با گوش دادن به این سری از برنامه های گفت و گویی یکی از ترمزهای بزرگم بر داشته شد

    وقتی گفتید که انجا از مترجم تلفنی استفاده میشه من دغدغه ام کم شد

    مدام با خودم میگفتم من اصلا انگلیسی بلد نیستم

    اما الان با خودم میگویم نهایتش یک مترجم

    تلفنی استخدام میکنم

    و یک جورایی ترسم از انگلیسی بلد نبودن ریخت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    مریم مهدوی فر گفته:
    مدت عضویت: 1156 روز

    قسم به قطره قطره ی باران

    وَاصْطَنَعْتُکَ لِنَفْسِی (طه41)

    که تو را خاص خودم پروردم .

    لبخند بزن زیر باران مهربانی‌ام …

    سلام استاد جان و مریم بانوی عزیزم

    و همه دوستانم در این‌مسیر بهشتی

    خداروشاکرم بابت لحظه لحظه های زیبای زندگیم بابت باورهایی که هرروز مثبت تر می شوند با کمک این آگاهی های ناب از زبان استاد.

    در گذشته خانواده تا توانستند بدون هیچگونه منطقی ،تفکری،تعقل و تحقیقی گفتند فلان جا اینجور،فلان انسان و ببین و با دید قضاوت به همه چیز انگ بدبینی زدند و ما هم ناآگاهانه می پذیرفتیم انگار یه چندسالی همگی مثلا آمریکا رفته و زندگی کرده اند ،

    بعد کم کم آنهایی که مثلا دم از حرام بودن مشروبات الکلی می زدند و می گفتند نگاه کنید در غرب ، همه مست و زندگی ها روی هوا اما ما مسلمان و پاک و نماز خوان ما بهشتی آنها همه جهنمی ……

    بعد هم می رفتیم مهمانی می دیدیم عه اکثرا می خورند با زیاده روی و افتخار هم می کنند و زندگی ها همه پوکیده در صورتیکه همه جا همه چیز هست ربطی به کشور خاصی هم ندارد ،من چه تصمیمی می خواهم در زندگیم بگیرم که با آرامش زندگی کنم در مسیر صراط المستقیمی که یک عمر در نماز جاری کردیم اما حتی معنی آن را ندانستیم و حرف و عمل مان زمین تا آسمان متفاوت و واقعا الان که فکرش رو می کنم اتفاقا هر چه انسان خیر ،دانشمند،دکتر ،روانشناس،معلم انگیزشی انسان های با خداتر و…..همه در آمریکا زندگی می کنند و تمام ثروتمندان هم در آنجا هستند حتی آب وهوا هم سازگار چون شکرگزاری ها و عملکردُ اکثریت واقعی هست و بعد رشدوپیشرفت هم که دیگه حرفی نمی ماند.

    در ادامه هم دیدن سریال های سفر به دورآمریکا و زندگی در بهشت و مهمان های عزیز استاد و دوستان عزیزشان که چقدر از رفتارشان آموختیم صحه بر تمام باورهای مان….

    واقعا خود من چقدر پوچ و تهی زندگی کردم یعنی بی معنا یه جور فقط بگذرد چقدر ناآگاهی لطمه های شدیدی به زندگی مان زد و چه یاد گرفته بودیم خانواده هم نه بدتر از پدرو مادرهای ناآگاه خود همینطور فقط زندگی را ادامه دادند و من چه می خواستم یاد بگیرم درسته که نماز می خواندم و قرآن آن هم به اجبار پدرم اما فقط انجام آنها بود بدون عملکرد درست .

    خداروشکر با هدایتم به این مسیر و هر روز ادامه دادن و سعی در آگاهانه عملکردن به آنها واقعا که خود را از تمام گذشته خود فرسنگ ها دور کردم و یک تولد دوباره را رقم زدم و چقدر معانی پربار قرآن و درک قواتین الهی از کلام استاد و دیدگاه های تاثیر گذارشان به من کمک کرد و فهمیدم این درک منحصر به فرد بودن مرا از همه قیدوبندها رها می کنداز تمام احساسات پوچ تاجایی که می شود پدر ،مادر و خواهروبرادر و ….داشت اما اگر بودن کنار آنها نه تنها به من از لحاظ روحی کمک نمی کند چه بسا بدترین آسیب های ممکن هم خواهم خورد باید کاملا خود رادجدا کرد ،

    و مورد آن در قرآن هم خداوند فرموده است ووقتی واقعی تصمیم می گیری که دیگر می خواهی آگاهانه و خداپسندانه زندگی کنی و شخصیت خود را بازسازی کنی ، خداوند وارد عمل می شود و به زیبایی به جایی که الان هستی هدایتت می کند و این عین عدالت است چون‌می خواهی درست و راست زندگی کنی ،تمام تمرکزت روی بهبودیت باشد روی سالهایی که پوچ و بی‌معنا زندگی کردی و در واقع جبران خسارت به کودک درونت و آرامش را سهم قلبت کنی و به اصل وجودت که خداوند است برگردی دلت می خواهد فقط آرامش و احساس عالی داشته باشی هرکجا که هستی و در هر شرایطی آن قدر لذت می بری که انگار در گذر لحظه ها گم می شوی ،دیگر سبکبال هستی آنقدر ایمانت به خداوند زیاد شده که دوست داری فقط بگویی

    شکرت که آگاه شدم و سعی کردم آگاهانه زندگی کنم انگار دیگر نگرانی نداری

    از خداوند لبریزی چون وقتی از خودت ،کارهایت ،اعمالت در جهت درست و خدایی مطمئن هستی فقط از زندگی لذّت می بری و خداوند هم پاداش هایش را به عنواین مختلف تقدیمت می کند …..

    خودش هدایتت می کند به جایی که باید،افرادی که باید، حتی مثل امروز من تنهای تنها شوی بدون خانواده اما با شخصی هم فرکانس خودم با رابطه عالی و این چقدر به روند عالیم و نتایج فوق‌العاده ام کمک بسزایی کرد البته با توجه به شرایطی که من داشتم این روش کمکم کرد و

    در ادامه صحبت‌هایم

    حتی خداوند هدایت می کند به روستا،شهر،کشوری که باید چون من دارم تغییر می کنم و دیگر تسلیم خواست و اراده خداوند شده ام بنابراین مهم حال و احساسی است که هرروز تجربه می کنم و شکرگزاری های عمیق و درونی که دارم و

    آخر شب از خداوند بابت روزی که گذشت تشکر و قدردانی کردن و

    به لطف خداوند و تاثیر راهکارهای استاد و سعی در اجرایی کردن آنها باور بفرمایید که در این دوسال کنارتان نود درصد به آنچه که بوده عمل کرده و نتایج پربار آن را در وجود و زندگیم در تمام زمینه ها شاهد بوده ام و هرروز عالی تر ادامه می دهم و

    فقط با ایمان،توکل ،امید و صبر پیش می روم با هدایت های زیبای خداوند که سنگ تمام گذاشته برایم، خدایا بی نهایت شاکروسپاسگزارم.

    در پناه خداوندمهربانم هرنفس شاد، سلامت وعالی باشید و بدرخشید، عاشقتونم.

    خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت

    متشکرم متشکرم متشکرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    پری سیفی گفته:
    مدت عضویت: 2783 روز

    استاد عزیزم اینم خواستم بگم خدمتتون که من سعی میکنم ار خیلی کارهام بزنم و فقط برای کار کردن روی خودم زمان بذارم: با گوش دادن و نوشتن بسته عزت نفس و با خوندن دیدگاههای سایت بخصوص دیدگاههای محصولات. هر بار که دارم دیدگاهها رو می خونم انگار کسی به من میگه حالا خیلی داری وقت تلف میکنی اما به دو دلیل توجه به این نجواهای نمیکنم اول اینکه خود شما در یکی از فایل ها گفتین اگر شده ساعت ها وقت بذارید برای خوندن کامنت دوستانتون چون خیلی با ارزشن و نتیجه ش رو میبینین و با خودم میگم ببین استاد خودشون که داره این قوانین رو آموزش میدن باز همه دیدگاه ها رو میخونن و لذت میبرن درصورتیکه ایشون هم وقتش براش باارزشه اما میدونه که این کار هم بسیار با ارزشه حالا برای من که اول راه هستم خیلی خیلی ضروری تره خوندن این دیدگاهها. دلیل دوم این هست که هر کامنتی که می خونم انگار یه درسه و یه آگاهی و یا یادآوری آگاهی هست که به من کمک میکنه اول احساسم خوب بشه بعد باورهام قوی تر بشه و اینکه راه رو هموارتر میکنه برام این تجربیات با ارزش دوستانم. استاد واقعا از شما ممنونم که این قابلیت رو برای سایت ایجاد کردید و این فرصت رو به ما دادید که بیایم و از قوانین در این فضا در این فضایی که باهاش همفرکانس شدیم بگیم و اگر این فضا نبود ما با هیجانی که داشتیم شاید با کسانی صحبت میکردیم و مورد تمسخر واقع میشدیم. و از شما ممنونم که این فرصت داده شد تا من نظر دوستانم رو بخونم و از تجربیاتشون استفاده کنم. خدا رو بابت وجود شما بزرگوار بی نهایت سپاسگزارم. بی نهایت ممنونم💗💗💗

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  10. -
    جانا نیکفر گفته:
    مدت عضویت: 1078 روز

    سلام استاد عزیزم

    ممنونم از شما تمام زندگیم تغییرکرداز روزی که با فایل های شما پیشرفتم

    کسب و کارم ارتباطاتم و باورهام کلی تغییر کرد

    الان بعد از یکسال شدم ی کار افرین موفق

    و هر روزم رو هم با گوش دادن به فایلها به کارهام رسیدگی میکنم

    هر شب با فایلهای شما میخوابم هر مینویسم تا به نتایج بیشتری برسم

    ممنونم از شما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای: