تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۲
نکته: فایل فقط به صورت صوتی است.
موضوع این قسمت: نقش باورهای توحیدی در تجربه خوشبختی
مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:
- نقش باورهای توحیدی در تجربه خوشبختی؛
- هر فردی، ضربه های ویرانگر شرک را تجربه کرده است؛
- پیرو آیین ابراهیم باش که موحّد بود و مشرک نبود؛
- توحید یعنی قدرت ندادن به هر عاملی بیرون از خودت؛
- تغییر کانون توجه خود را از همان وضعیتی که هستی، شروع کن؛
- اجازه دادن به خداوند برای هدایت به سر راست ترین “جگونگی”
- خداوند وقتی به هدایت تو ادامه می دهد که قدم اول را بر می داری؛
- معجزه نگاه مثبت و سپاسگزارانه، به هر اتفاق و شرایطی؛
این یک فایل صوتی نیست؛ یک دورهی کامل «ایمان در عمل» است.
آماده شوید تا شنوندهی یکی از شفافترین، تکاندهندهترین و شجاعانهترین داستانهای تحولی باشید که تا به حال شنیدهاید. این فایل، گفتگوی استاد عباس منش با «رزا» عزیز، از اعضای خانوادهی عباس منش ساکن انگلستان است؛ اما داستان رزا یک داستان معمولی نیست.
این فایل، روایت زندهی زنی است که به معنای واقعی کلمه، به «صفر» نه، بلکه به «صدها کیلومتر زیر صفر» سقوط کرد و به ما نشان میدهد که چگونه با استفاده از قوانین بدون تغییر خداوند، میتوان از عمق تاریکی، نوری خیرهکننده ساخت.
اگر احساس میکنید در بنبست هستید، اگر تنها، ناامید و شکستخوردهاید، این فایل برای شما آماده شده است.
در این فایل چه خواهید شنید؟
در این گفتگوی صمیمانه، رزا ما را به تاریکترین روزهای زندگیاش میبرد و قدم به قدم، مسیری که برای خلق معجزهاش طی کرده را برایمان روشن میکند:
۱. سقوط به عمق تاریکی
رزا داستانش را از جایی شروع میکند که در کشور انگلیس، به تازگی از همسرش جدا شده، از لحاظ روحی و مالی کاملاً شکسته، بدون هیچ دوست یا خانوادهای، در یک خوابگاه دانشجویی زندگی میکرده و تحت درمان روانپزشک بوده است. او به نقطهای رسیده بود که حتی توان صحبت کردن عادی بدون گریه را هم نداشت.
۲. انفجارِ «میل به تغییر»
نقطهی عطف، زمانی بود که روانپزشک او به تعطیلات رفت. رزا در تنهایی مطلق، به نقطهای رسید که به گفتهی خودش: «با تمام تکتک سلولهای بدنم دلم میخواست زندگیم رو تغییر بدم.» این «میل سوزان»، اولین جرقهی تحول بود.
۳. دو هفته انزوای سازنده: شکرگزاری از «هیچ»
او به یاد آموزههای استاد افتاد و تصمیم گرفت با فایلهای رایگان شروع کند. خودش را دو هفته در اتاق خوابگاه حبس کرد و دو کار اساسی را انجام داد:
- کنترل احساس: هرگاه احساس بد سراغش میآمد، به یاد حرف استاد میافتاد که: «عیب نداره ناراحت بشی، اما عیب داره به ناراحتیت ادامه بدی.» او بلافاصله با دوش گرفتن یا نوشتن، حال خود را خوب میکرد.
- شکرگزاری از صفر: او در ابتدا هیچ دلیلی برای شکرگزاری پیدا نمیکرد. در آن شرایط اسفبار، شروع کرد به شکرگزاری برای «سیب داخل یخچال»، «پتوی روی تخت» و «سقف بالای سرش».
۴. قانون «تکامل»: معمار یا گارسون؟
رزا که یک معمار تحصیلکرده بود، درک کرد که باید قانون «تکامل» را طی کند. او تصمیم گرفت به جای غرور، هر کاری که «میتواند» را شروع کند. بنابراین، با وجود اینکه در ناز و نعمت بزرگ شده بود، به عنوان «گارسون» در یک رستوران مشغول به کار شد.
۵. «گرانبهاترین» درس: خدایا شکرت که گفتی «نه»!
در همان رستوران، مسیری برای یک مصاحبهی شغلی در یک شرکت ساختمانی برایش باز شد. او رزومهاش را فرستاد. شرکت بلافاصله جواب داد: «ما شما را نمیخواهیم!» و اینجا، «شاهکار» رزا رخ میدهد. او به جای ناامیدی، میگوید: «گفتم خدایا شکرت! حداقل یکی به من جواب داد! این یک قدم پیشرفت است!»
۶. معجزهی «نه» شنیدن و قدرت «تسلیم»
تنها ۳ روز بعد، همان شرکت تماس گرفت و گفت یک نیرو به طور اتفاقی انصراف داده و او استخدام شد! اما چالش بعدی بلافاصله ظاهر شد: مسئول خوابگاه به او گفت چون کار تماموقت پیدا کرده، باید خوابگاه را ترک کند! رزا جایی برای رفتن نداشت و میخواست از شغل جدیدش انصراف دهد تا بیخانمان نشود. در اوج گریه، تسلیم شد و گفت: «خدایا! یه بار انجامش دادی، دوباره هم میتونی!» لحظاتی بعد، مدیر خوابگاه بازگشت و گفت صاحبخانه استثنا قائل شده و او یک ماه دیگر فرصت دارد.
۷. کشف پازل تکامل
رزا بعداً فهمید که حقوق همان یک ماه گارسونی، دقیقاً برابر با پول پیش مورد نیاز برای اجارهی خانهی جدید بود. او درک کرد که اگر مستقیماً شغل معماری را به دست میآورد، باز هم شکست میخورد، چون پول پیش نداشت. آن مرحلهی «گارسونی» حیاتی و بخشی از نقشهی دقیق خداوند بود.
۸. از ترس از سخنرانی تا ارائه در آکسفورد
رزا در مسیر کارش، با ترسهایش روبرو شد. او که لهجهی انگلیسی کاملی نداشت، داوطلب شد تا به جای همکارانش، یک ارائهی تخصصی بدهد. این زن ۲۷ ساله، در مقابل ۳۷ کارشناس ارشد انگلیسی با ۳۰ سال سابقه کار، در آکسفورد سخنرانی کرد و همین شجاعت، درهای دورههای آموزشی تخصصی را به رویش باز کرد.
۹. وقتی «نعمت» به دنبال شما میآید
او که حالا با خرید دورههایی مانند «۱۲ قدم» و «عزت نفس»، عمیقتر روی خود کار کرده بود، دیگر به دنبال فرصتها نمیگشت. او اکنون یک «کارشناس رسمی ساختمان» در انگلیس است و پروژههای جانبی و پیشنهادات عالی، بدون هیچ تلاشی، از در و دیوار برایش میبارد.
این فایل، یک مستند واقعی از تسلیم، ایمان، درک قانون تکامل و شجاعت برای «شروع از هر کجا که هستی» است.
تمرین این قسمت:
اگر این جلسه برایت جرقهای زد، لطفاً تجربهی شخصیات از «تغییر» را در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس. بنویس چطور با آموزشهای استاد عباسمنش؛ شرایطت را عوض کردی. نوشتهی تو هم برای خودت یادآوری و تثبیتِ مسیر است، هم الهامبخشِ میلیونها نفر دیگری که همین حالا به یک چراغِ راه نیاز دارند.
- قبل از تغییر: کجا بودی؟ چه احساسی داشتی؟
- جرقه: کدام فایل/جلسه/تمرین از آموزشهای استاد عباس منش باعث شروع تغییرات بود؟
- اولین اقدام کوچک اما عملیات چه بود؟
- فرایند تکامل: 2 تا 5 گامی که برداشتی (مثلاً: شکرگزاری روزانه، دفتر باورها، اهرم رنج و لذت، ستارهی قطبی، اقدام الهامگرفته، و…)، با مثال مشخص.
- چالش و غلبه: کجا گیر کردی و چطور برگشتی به مسیر؟ (یک مانع + راهحل)
- نتایج ملموس: چه تغییرات واقعی رخ داد؟ (احساس؛ روابط؛ سلامت؛ کار؛ مالی)
پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشهی راه شود و هم الهامبخش دیگران.
منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل صوتی تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۲27MB28 دقیقه














سلام سلام سلام
خدایه من اخه من چطوری ازت تشکر کنم که حق مطلب ادا شده باشه .
این فایل جواب دوتا از سوالات من بود که خیلی واضح گفته شد .
قبل از اینکه برسم به اون دوتا سوال وجواباش اول از سحر عزیزم ورزای نازنینم خیلی خیلی سپاسگزارم بخاطر مرور قوانین با احساسات فوق العاده تاثیر گذار که من یکی که خیلی اشک ریختم وخدارو سپاسگزاری کردم اخه مخصوصا توقسمتی که رزا جان حرف زدند چون جنس حرفهاش وتجربه هایی که داشت رو تقریبا همسنگش رو خودم تجربه کرده بودم وکاملا درک میکردمو به جونم مینشست .بچه های کلاپ از تک تک شما سپاسگزارم که در این گفتگو شرکت میکنید واینقدر قشنگ وساده از نتایجتون برامون میگید.
استاد جانم در فایل قبل دانلودی که قسمت ۶ حجاب بود من میخواستم از تجربه ی خودم بنویسم ولی یه نجوایی میگفت نه افراد حوصله ندارن خاطره ی تورو راجع به بحث حجاب گوش کنند ومانع کامنت گذاشتن من شد من از خدا نشانه خواستم تا اینکه وقتی رزای عزیزم انقده به قول خودشون دیتیلی موضوع رو تعریف کرد وچقدر به دل استاد ومریم عزیزم همچنین به دل من نشست گفتم ببین وگوش کن پیام خدارو که بت میگه هرطور که دوست داری کامنت بزار وحتی اکر مثل رزا خاطره وار باشه بگو
ومن این چندروز اخیر انقدر اتفاقات جالب وزیبا وشگفت انگیزی برای من افتاده که فقط با کارکردن روی دوتا قسمت دوره عزت نفس هست والبته که دوره ی دوازده قدم رو کامل کارکردم ودوره ثروت ۱ رو هم خریدم وخلاصه این تجربیات ونتایج من که حاصل بودن با استاد واگاهیهای ایشون بود ومن میخواستم یه جایی اینو توی سایت رد پا بزارم ونمیدونستم که کجای سایت بنویسم وبا دیدن این فایل ارزشمند خداوند به من نشونه داد از نتایجت همین جا ردپا بزار هم برای خودت وهم برای دوستانت.
من از وقتی که قانون رو درک کردم که توجه ومرکز برزیباییها ادم رو به سمت زیباییهای بیشتر هدایت میکنه تواین سه سال به خیلی جاها ی زیبا هدایت شدم وخیلی اتفاقات قشنگی توی زندگیم افتاده وبسیار زندگی زیبایی پراز دیدن وتجربه کردن زیباییها وقشنگیهارو داشتم که خیلی هدایتی وخودبخودی برام اتفاق میافتاد.
واما این اتفاق جدیدی که چندروز پیش تجربه کردم یکم جنسش با قبلی ها فرق میکرد که خیلی قشنگ تغییر مدارم رو دراون حس کردم .
همون طور که گفتم من از وقتی آگاهانه برای دیدن هر نکته ی مثبت به ظاهر ساده وپیش پا افتاده اون زیبایی رو تحسین میکردم وبراش از خدای خودم سپاسگزاری میکردم سپاسگزاری که بیشتر اوقات اشک از چشمانم بی اختیار جاری میشدبه خیلی طبیعت های رویایی وباورنکردنی هدایت شدم وقتی از داشتن به قول رزا حتی یه قالب کره ی کوچک توی یخچالم ، داشتن دوتا گلدون توی آشپزخونه ی خونم، از داشتن سلامتی واز واریز ۵۰ هزار تومن توی حسابم سپاسگزاری کردم وبه اجساس فوقالعاده ای رسیدم دریچه ای از رحمت وفضل وثروت خداوند در زندگی من باز شده که امروز از نتایج چند روز پیشم پیداست .
من توی کامنتهای قبلم از روند تکاملم گفتم که درامد ماهیانه همسرم چهار پنج میلیون در ماه بوده وبسیار بدهکاربودیم وبا زمین وزمان در جنگ ودست به کاری میزدیم خراب از آب درمیآمد ولی از وقتی که با فایلهای رایگان شروع کردم در اردیبهشت ۹۷ جهان روی دیگری از خود به من نشون داد .یادگرفتم که باید بی بهانه به الهاماتم عمل کنم وقتی بهم الهام میشد که با اتوبوس سفر برو نمیگفتم سخته .خوش نمیگذره. میگفتم من دلم سفر وزیبایی میخواد میگه برو با هرچی که میتونی برو ومیرفتم ویا زمانهایی که با سمند مدل ۸۴ همسرم میگفت برو ومیرفتم تو راه ماشین خراب میشد احساسمو اینطوری خوب میکردم که میگفتم ببین لیلا این تضاد یه نشونست که تو بفهمی چی میخوای ؟ میخواد خواسته ی تورو به وضوح برسونه،اخه اینا درسهایی بود که از استاد گرفتم .میگفتم اوکی خداجون شکرت که همین سمند که به خط در میون منو جامیزاره هست خیلی جاها کارمنو راه میندازه ولی من یه ماشین صفر کیلومتر میخوام .میخوام واسه خودم باشه.میخوام شاسی بلند باشه .دنده اتومات باشه وخلاصه باهاش با خیال راحت برم سفر وهر جایی واز اونجا نهایت لذت رو ببرم وخداوند درهایی به روی زندگیم باز کرد که خواسته ام اجابت شد .ما وقتی روی باورها وکانون توجه خودمون کار کردیم جهان مارو به مغازه ی دیگری روبه روی مغازمون هدایت کرد.در آمد ما کم کم در مغازه قبلی رشد کرده بود اول ۳برابر شد سال اول بعد سال ۹۹ ،به ۷برابر رسید وبعد نزدیک سال ۱۴۰۰ در اسفند وقتی به این جای جدید که اونهم طبق قانون رفتار کردنمون. توحیدی بودنمون وتوکلمون وهچنین پاروی ترسهامون گذاشتن وایمان به اینکه خداوند قدم به قدم به مامیگه چیکار کنیم باعث شد بهش هدایت بشیم درامد ما در سال سوم به ۲۵ برابر رسید وکمکم طبق قانون تکامل خواسته هامون داره تیک میخوره وانجام میشه .
چند ماه پیش من اینستا گرام رو نصب کرده بودم وبیشتر پیج هایی که طبیعت های زیبا ویلاهای قشنگ در دل طبیعت وهمچنین پیج استاد وپیج بچه هایی که ریمیکس سخنان استاد رو روی طبیعتهای زیبای جهان میزاشتن رو فالو داشتم وهروز بعداز تمرین ستاره قطبی یه ساعت با تماشای اون مناظر واون ویلاهای قشنگ کلی خدارو بخار اون همه قشنگی ووفور ثروت در جهان سپاسگزاری میکردم واز چندتا از اون ویلاها وقتی قیمت اجاره رو پرسیدم از شبی دوسه ملیون بود به بالا وبه خدای خودم میگفتم که من میخوام حداقل یه شب رو توی دل جنگل تواین ویلای استخردار باشم که استخرش وحمامش وویوی این ویلاها جنگلهای بکر وسرسبزه وگاها یه ویویی هم به دریا یا دریاچه داشتند وبارها وبارها با دیدن سریال زندگی در بهشت این خواسته در وجودم شعله میکشید ووقتی قیمت ویلاها رو دراواردم ذهنم میگفت اخه چه جوری قیمت اجاره ی دوشب این ویلاها به عبارتی تقریبا با درامد یه ماه شوهرت برابری میکنه ومن طبق شناخت قانون تکامل میگفتم به موقع ودر زمان درستش هدایت میشم چه جوریش دست من نیست .خدا خودش هدایت میکنه اگه این خواسته در من بوجود اومده یعنی راه رسیدن بهش هم به من گفته خواهد شد به شرط ایمان واحساس خوب وتوکل واعتماد به الله.
وطبق قانون تکامل وقتی درامد ما به ۲۵ برابر رسید وبا استفاده از دوتا فایل دوره ی عزت نفس باور ارزشمندی واحساس لیاقت رو در خودم محکمتر ساختم خدا اول ماشین صفر کیلومتر شاسی بلند رو بهم عطا کرد وبعد منو به اجاره ی یکی از زیباترین ویلاهای شمال در دل طبیعت بکر روستای اربکله بنام ویلای عاشقی که دقیقا مثل ویلای استاد کلش از چوب ساخته شده وانقدر زیبا وخاصه که نگم براتون از معماری این ویلای بسیار قشنگ که استخر رو بازش روبه جنگل بکر وویوی تراسش به جنگل ودریا بود وکل خونه نمای شیشه ای داشت حتی داخل جکوزی وحمام هم که بودی یه ویوی تمام قد از جنگل رو داشتیم ویا صبح بعداز بیداری چشممون رو به جنگل سرسبز میافتاد ومن چه ساعتهای روحانی اونجا داشتم کلی با خدای خودم عشق بازی کردم که این خدا چه میکنه با ما وقتی طبق قانون زندگی کنیم خدایی که با درامد یه ماه همسرم البته درامد سابقش الان تونستم فقط برای یه شب این هزینه رو کنم وچقدر وقتی توی جاده چالوس با ماشین خودم رانندگی کردم اشک شوق ریختم و حتی از جریمه ی یک ملیون تومنی هم گذشتم ورفتم باهمسرم شمال وچند شب رویایی رو در اون ویلای چوبی عاشقی عشق کردم هم با خدای خودم وهم باخودم وهم با همسر عزیزم که رابطمون فوقالعاده عالی شده به برکت استفاده از دوره های ۱۲ قدم ودیدن فایلهای سفر به دور امریکا وزندگی در بهشت.
من توی این سفر چقدر مثل مریم جون تو دل ترسهام رفتم .
یکیش رانندگی در جاده ی پر پیچ وخم چالوس بود که انجامش دادم وخیلی لذت بردم واعتماد به نفسم بالاتر رفت که ادم هرکاری رو اراده کنه ونترسه میتونه کم کم واردش بشه وانجامش بده ویاد اون قسمتهای سریال سفر به دور امریکا افتادم که استاد برای بار اول با اروی افتادن تو جاده های امریکا کاری که قبلا انجام نداده بودن.
یه ترس دیگرم رفتن تو دل جنگل به تنهایی وشب بود که البته شب که همسرم خوابید من رفتم طبقه پایین ویلا که استخرش وسط جنگل بود اولش یکم ترس داشتم ولی گوشیم رو دستم گرفتم وحواسمو به فیلم گرفتن دادم وگفتم باید انجامش بدم فعلا با رفتن توی استخر وتا بعد که خدا خودش هدایتم میکنه به جنگل تاریک .
یه ترس دیگرم دست زدن به سگ بود که چقدر توی مسیر به سگهای گرسنه غذا دادم واونها رو نوازش کردم وچقدر احساس فوقالعاده ای داشتم غذا دادن به حیوانات ونوازش اونها یکی از قشنگترین احساسات رو به ادم هدیه میکنه که نظیر نداره احساس نزدیکتر شدن به منبع بی نهایت عشق وثروت ورزش برای همه ی مخلوقات.
توی این سفر من پام رو روی یکی از وابستگیها ی خودم گذاشته و پسرم رو که فقط ۸سال داره رو با خودمون نبریدیم و پیش خالش گذاشتم وبا همسرم تنهایی مثل یه عروس وداماد بعداز ده سال انگاری دوباره رفته بودیم ماه عسل .تمام تمرکزمون به خودمون بود و روزهای خوشی سپری کردیم در سکوت ودوراز دغدغه های معمول بچه دار بودن.
اینم مدیون عزت نفسم که من به عنوان مادر باید به خودم هم ارزش قاعل باشم از خواسته های خودم بخاطر فرزندانم نگذرم که فردا روز از اونها هم چنین توقعی داشته باشم واونام بگن خوب میخواستی نکنی ….
خلاصه که این سفر حاصل کارکردن سه ساله ی من روی فایلهای رایگان دانلودی سایت وهم چنین دوره ۱۲ قدم وعزت نفس که فقط دوتا قسمتش رو تونستم فعلا کار کنم ودوره ثروت یک که فقط باخریدنش وگوش کردن یه قسمت خداوند نشانش رو با خرید ماشین دلخواهم بهم داد که خوب مسیری برای ثروت مند شدن انتخاب کردم .
بچه هایی که هنوز نتونستین دوره ای از استاد تهیه کنید ناامید نشید وبه دیدن فایلهای رایگان ادامه بدین ازشون نت برداری کنید یه دفتر کلاس عباس منشی تهیه کنید نکات فایلهای رایگان رو بنویسید توی قسمت کامنتها هرچی که از اون فایل رایگان درک کردین ویا الگو ش رو در زندگی دیدین بنویسید نوشتن معجزه میکنه اینو منی دارم میگم که یه روزی حتی پول یه بسته ی اینترنت رو نداشتم که فایلهای رایگان رو دانلود کنم ولی الان همه رو آنلاین نگاه میکنم نت برداری میکنم وسه تا از دوره های استاد رو براحتی تهیه کردم واز نتایج سلامتی وروابط و ثروت هم که خیلی جاها کامنت گذاشتم اگر دوست داشتین باورتون قویتر بشه برین وتو صفحه ی پروفایل من بخونید .
خیلی سپاسگزارم که کامنت منو خوندید .
درمورد قسمت حجاب هم در فایل ۶ تجربم و دراین سفر رویایی خواهم نوشت .
همتون رو دوست دارم.
استاد جان ومریم جانم بی نهایت براتون احترام قائل هستم .شما مسیر زندگیه من رو با این آگاهیهای ناب تغییر دادین .
میتونم به جرات بگم که من در صراط مستقیم هستم صراطی که در ان پر از نعمته صراطی که هم در این دنیا وهم در سرای اخرت زندگی رو برای ما بهشت کرده.
خدارو شکر میکنم که بیشتر لحظات زندگیم پر از شکرگزاری برای تک تک نعمتهاش شده .
جنس شکر گزاری هم تکاملی بهتر میشه الان با تک تک سلولهای وجودم شکر خداوند رو به جا میارم.
سلام نسرین عزیزم دوست خوبم
خوشحالم از اینکه نوشته ی من تونسته بهت کمک کنه واین نوشته هدایت خداونده برای کسی که در مسیر دریافت این هدایت باشه وقطعا شما یکی از این افرادبودین.
نسرین جان وقتی سه سال پیش از استاد میشنیدم همه چی خودبخود اتفاق میافته قلبم به وجد میومد اشکم جاری میشد با اینکه اصلا درک درستی از این جمله نداشتم وقتی با رعایت قانون که همون توحیدی رفتار کردن ورعایت تکامل وهمچنین مواظبت از کانون توجه واعراض از ناخواسته ها وهمین طور ساختن احساس ارزشمندی واحساس لیاقتم وماندن بیشتر در احساس خوب رو و…ادامه دادم وادامه دادم دیدم عههههه من به خیلی از خواسته هام رسیدم وازش رد شدم انقده نرم ورون این خواسته ها محقق شده که من متوجه نشدم بدون هیچ زور زدنی بدون هیچ تقلایی وحالا حواسم جمع شده قانون رو فهمیدم ومیخوام از این قانون برای تحقق همه ی درخواست هام استفاده کنم .خیلی احساس خوبیه وقتی که میفهمیم اختیار همه چیز در دستان خودمون قرار داده شده
وفقط با اجرای قوانین میتونیم با تسلیم بودنمون وبا عمل به الهاماتمون وهمچنین رعایت تکاملمون به هرآنچه که بخواهیم برسیم .
دوست عزیزم ،سپاسگزارم بخاطر پاسخی که به نوشته ی من دادین.
درپناه خدواند سعادتمند وحوشبخت در دنیا واخرت باشین.
سلام نسرین عزیزم
خوشحالم از اینکه نوشته ی من تونسته بهت کمک کنه واین نوشته هدایت خداونده برای کسی که در مسیر دریافت این هدایت باشه وقطعا شما یکی از این افرادبودین.
نسرین جان وقتی سه سال پیش از استاد میشنیدم همه چی خودبخود اتفاق میافته قلبم به وجد میومد اشکم جاری میشد با اینکه اصلا درک درستی از این جمله نداشتم وقتی با رعایت قانون که همون توحیدی رفتار کردن ورعایت تکامل وهمچنین مواظبت از کانون توجه واعراض از ناخواسته ها وهمین طور ساختن احساس ارزشمندی واحساس لیاقتم وماندن بیشتر در احساس خوب رو و…ادامه دادم وادامه دادم دیدم عههههه من به خیلی از خواسته هام رسیدم وازش رد شدم انقده نرم ورون این خواسته ها محقق شده که من متوجه نشدم بدون هیچ زور زدنی بدون هیچ تقلایی وحالا حواسم جمع شده قانون رو فهمیدم ومیخوام از این قانون برای تحقق همه ی درخواست هام استفاده کنم .خیلی احساس خوبیه وقتی که میفهمیم اختیار همه چیز در دستان خودمون قرار داده شده
وفقط با اجرای قوانین میتونیم با تسلیم بودنمون وبا عمل به الهاماتمون وهمچنین رعایت تکاملمون به هرآنچه که بخواهیم برسیم .
دوست عزیزم ،سپاسگزارم بخاطر پاسخی که به نوشته ی من دادین.
درپناه خدواند سعادتمند وحوشبخت در دنیا واخرت باشین.
سلام نسرینم
نسرین جان چقدر نوشتت تلنگری بود به من !
اره تو راست میگی منم وقتی خودمو جای رزا جان گذاشتم دیدم نمیتونستم انقده توحیدی باشم.
ولی خبر خوب اینه که من وشما وهمه ی بچه هایی که چندساله تو این راه ومسیریم ماهم توی چالش ها وتضاد های زندگیه خودمون خداروشکر سربلند بیرون اومدیم .همینکه هنوزم اینجاییم تو مسیریم ونزدیم جاده خاکی واین همه نتیجه تو دستامونه یعنی ماهم توحیدی بودیم توحیدی بودن یعنی در مسیر دریافت هدایت ها قرار گرفتن واونها رو انجام دادن بی بهانه خوب اگه نسرین جانم تو این سه سال نتیجه گرفتی ،پس هدایت شدی وعمل کردی بهت تبریک میگم عشقم همونطور که به رزای عزیز وسحر عزیز تبریک میگم،
استاد همیشه میگن اگه میگی رو باورهات کار کردی با نتایجت بگو چقدر تونستی باورها تو درست کنی.والبته که نتایج هرشخص بسته به جایی که شروع کرده فرق داره وبسته به شرایطی که توش بوده وهست فرق داره با دیگران.
از کامنت زیبات لذت بردم نازنین نسرینم.
وااااای دخترم تو فوقالعاده هستی
مهسا مهسا مهسا
چقده از خوندن کامنت تأثیر گذار ت لذت بردم.
چه شیرین وخالصانه خداوند رو توی وجود خودت پیدا کردی.
چه قدر متعهدانه خودت رو از بدنه ی جامعه جدا کردی.
چقدر شجاعانه به افکار دیگران در مورد خودت بی توجه شدی.
چه زیبا ودلچسب خودت رو در محیط ایزوله قرار دادی.
تحسینت میکنم عزیزم.
با خوندن نوشتت قوانین عزت نفس برام دوره شد .
موفق تر باشی قشنگم.