درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۱
موضوع این برنامه: مفهوم مشیت و “خواست خداوند” از دیدگاه خداوند در قرآن
مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:
- “مشیت”، قانون کلی و بدون تغییر جهان است؛
- دامی خطرناک به نام “فقط حرفهای قشنگ زدن”؛
- “انشاالله”، به معنی اگر خدا بخواهد نیست بلکه به معنی: اگر با مشیت (قوانین) خداوند هماهنگ باشد؛
- خداوند برای شما هیچ تصمیمی نمیگیرد؛
- ” ابلاغ پیام” مهم است نه فهماندن آن به دیگران. افرادی که آماده شنیدن باشند، پیام را می شنوند و جدّی میگیرند؛
- قدم اول برای هدایت این است که: عجز خود را در برابر خداوند و نیاز به هدایت او، بپذیری؛
- اصل اساسی آموزش: اول از همه خودت به آنچه آموزش میدهی عمل کن؛
منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل صوتی درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۱20MB21 دقیقه














متن روز (۵)
همه جهان ما از انرژیست و چیزی در جهان وجود نداره مگر اینکه از انرژی ساخته شده باشه،در دهه های گذشته کوچکترین ذره ای که قابل مشاهده بود اتم بود ولی با پیشرفت تکنولوژی به داخل اتم وارد شدیم و پروتون ها و نوترون ها را دیدیم ،از اون هم جلوتر رفتیم و به دنیای زیر اتمی وارد شدیم و در اونجا کوارک ها و لپتون ها رو دیدیم و باز هم نزدیکتر شدیم و در دنیای کوانتوم، ذراتی بدون جرم را دیدیم که خواص عجیبی داشتند از خاصیت های عجیب اونها این بود که می تونستن در یک زمان در چند مکان وجود داشته باشند و یا جرم خلق کنند. این ذرات همون شکل انرژی اولیه بودن که به ذره خدا معروف شدند.
واقعا خدا کیه یا چیه؟
خداوند قدرت مطلق و انرژیه سازنده جهانه.
خدا برای هر کس متفاوته ،خدا برای هر کس صفات خاصی داره ،خدا برای همه یک جور عمل نمیکنه ، برای برخی عصبانی و انتقامجو ، برای بعضی مهربان و بخشنده ، برای برخی لجباز و موزی ،برای بعضی وهاب و ثروت ساز ، برای برخی رئوف و نظاره گر ،برای بعضی کمک کننده و یاری دهنده ، برای برخی مچگیر و مواظب و میلیونها تعریف دیگه ، خداوند مثل آبه ، همون انرژی خالص که در ظرف ذهن من نمودهای متفاوتی داره ، منی که اشرف مخلوقاتشم و قدرت خلق دارم ،قدرت خلق هر چیزی در زندگیم و مثالی کوچک از خودش ، ظرف ذهن من همون باورهایی است که من در طول زندگی از اطرافیان و محیط به دست آوردم ، باور یعنی فکری که هزاران بار تکرار شده و به یقین تبدیل شده ، مثل اینکه مثلا من یقین دارم وقتی چیزی رو از ارتفاع پرت کنم به زمین برخورد میکنه پس من باور دارم که جاذبه وجود داره یا مثلا من باور دارم مردم فلان شهر انسانهایی با صفت خصاصت هستن چون بارها از کسانی که اعتماد داشتم شنیدم تا به باور تبدیل شده و بعد به دفعات تجربه کردم و باورم قویتر شده ،ا گر من باور داشته باشم خدا منتظره که من گناهی ازم سر بزنه و مجازاتم کنه پس این انرژی به ظرف باور من در میاد و مکانیسم جهان هم اینطور کار میکنه که حتما باورهای من رو بهم ثابت میکنه و کافیه گناهی از من سر بزنه تا هزار مشکل برام پیش بیاد ، یا اگر باور دارم کارمند یا کارگر خوب و معتمد پیدا نمیشه خداوند که همون انرژی سازنده جهانه به ظرف باور من در میاد و هر کسی که برام کار می کنه آدم ناتویی از کار در میاد ، یا اگر فکر میکنم که زمان کافی برای انجام کار مورد علاقم در دسترس ندارم پس حتما همیشه انقدر کار دارم که به کار دیگه ای نمیرسم ، یا اگر باور دارم که برای شروع کارم باید سرمایه اولیه داشته باشم همیشه کارهایی رو پیدا میکنم یا میبینم که قطعا به سرمایه اولیه نیاز دارن و همیشه از خداوند شاکی میشم که چرا زمان و سرمایه و….ندارم در صورتی که خداوند در نهایت عدل دقیقا کاری رو میکنه که در باور قلبیم هست و ارتعاش اون رو به جهان میفرستم ، نه اون چیزی که به زبون میارم و دلیل داره و دلیلش مشیت خداونده (که همون قوانینی هست که در جهان جاری کرده) و نمیتونه ازش تخطی کنه ، چون در آیه ۲۳ سوره فتح به پیامبر میگه:تو هیچ وقت تغییر و تبدیلی در سنت من نخواهی یافت.
اگر من به دنبال تغییر زندگیم هستم ابتدای راه تغییر باورهایی است که این زندگی نابسامان رو برام رقم زده.