درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۱
موضوع این برنامه: مفهوم مشیت و “خواست خداوند” از دیدگاه خداوند در قرآن
مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:
- “مشیت”، قانون کلی و بدون تغییر جهان است؛
- دامی خطرناک به نام “فقط حرفهای قشنگ زدن”؛
- “انشاالله”، به معنی اگر خدا بخواهد نیست بلکه به معنی: اگر با مشیت (قوانین) خداوند هماهنگ باشد؛
- خداوند برای شما هیچ تصمیمی نمیگیرد؛
- ” ابلاغ پیام” مهم است نه فهماندن آن به دیگران. افرادی که آماده شنیدن باشند، پیام را می شنوند و جدّی میگیرند؛
- قدم اول برای هدایت این است که: عجز خود را در برابر خداوند و نیاز به هدایت او، بپذیری؛
- اصل اساسی آموزش: اول از همه خودت به آنچه آموزش میدهی عمل کن؛
منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل صوتی درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۱20MB21 دقیقه














بنام خداوند یگانه هستی بخش
سپاس از استاد بی نظیر برای درک مهمترین اصول کیهان….برای درک قرآن و شناسایی چنین مفاهیم کلیدی از لابلای آیات کتاب نور…هرگز قبل از شما تفاوت بین مفهوم یشا و یرید رو درک نکرده بودم….
خاطرم هست وقتی با اینکه منطق قرآن برام بسیار قوی بود و هوشمندی عجیبی در این کتاب حتی از سن کم درک میکردم که برام جذاب بود اما وقتی با آیاتی مواجه شدم که مفهوم یشا رو بیان میکردند، ذهنم نمیتونست بپذیره و خدایی رو بپرسته و باور کنه که انقدر زورگو باشه…که در قلب من رویاهای بزرگ بکاره ولی بعد بگه به هر کس هرچی بخوام میدم و هر قدر بخوام میدم…حتی فکر کردم شاید این کتاب دستکاری شده…نمیتونستم بپذیرم همون ذهنیتی که پشت آیاتی مثل إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ هست پشت آیات با مفهوم یشا باشه….پس به نوعی این خدا رو ترک کردم….چه خیال خامی…گفتم من خدای زورگو نمیخوام…مسیر خودم رو رفتم اما همیشه ته دلم میدونستم بدون حمایت او هیچی نیستم….
سالها گذشت در تنهایی وقتی نزدیک مرز کشور در حال سپری کردن طرح اجباری بودم…تنها شده بودم…دسترسی به اینترنت و تلویزیون نبود…خیلی جای دورافتاده ای بودم…اما حالا که فکر میکنم میبینم وقتی از خدا دور شدم دورافتادم…دورافتاده کسی نیست که از امکانات بشری دوره…کسی که از شنیدن الهامات الهی محرومه و گوشش محرم شنیدن اسرار نیست دورافتاده….
لطف خدا شامل حالم شد و بازم با دیدن خوابهایی به مسیر مطالعه دوباره این کتاب هدایت شدم…بازم رویاهام به یادم آورده شدند….معجزات شروع شدند….و در مسیر رسیدن به رویاهام بازم با خدای مهربانم آشتی کردم و بهش قول دادم در مسیر بندگی اش باقی بمونم
تعهد من باعث شد خدا بهترین استاد رو سر راه من قرار بده که در تاریکی تضادهای شیرین اون زمان نور توحید از استاد گرامی و سایت عباسمنش بهم تابید و من به عضویت خانواده صمیمی عباسمنش دراومدم….
خاطرم هست که قبل از استاد با استادعرشیانفر آشنا شدم….چند وویس ازشون شنیدم و خواستم عضو سایتشون بشم….به طرز عجیبی نمیتونستم حساب کاربری بسازم…منی که پژوهشگر و پزشک بودم و هزاران حساب کاربری در مجلات و نشریات و وبسایت های آموزشی خارجی داشتم…نمیتونستم یه حساب کاربری ساده در یک سایت ایرانی بسازم که به سادگی آب خوردن بود…کلافه شدم و سعی کردم رها کنم
مدتی بعد با استاد آشنا شدم…چند ریمیکس از فایلهای توحیدی استاد در کانالی تلگرامی به دستم رسید و انگار نور خدا بهم تابید…هیچ وقت یادم نمیره…استاد انگار از یه جهان دیگه صداتون میرسید….حتی جرات نداشتم صدای شما رو کسی بشنوه
حس ابوذر و سلمان رو داشتم وقتی کلام خدا رو از گلوی رسول الله شنیده بودند…چقدر شیرین بود…چقدر حس خوبی بهم میداد
استاد من الان درک میکنم که کسی در مدار باشه یعنی چی…برای چی شما هیچ تلاشی نمیکنید تا مخاطب رو التماس کنید…میفهمم چرا همیشه تاکید میکنید کسی که تشنه شنیدنه جوابش بهش داده میشه…چرا قرآن به پیامبر فرموده که وقتی تو با کافران حرف میزنی گویی حصاری اونها رو از جلو و پشت و چپ و راست فرا میگیره و اونها فقط صدای تو رو میشنون اما کلام تو رو درک نمیکنن….
من خدا رو شکر میکنم که پرسش سوالات خوب منو هدایت کرد به سمت شما و افتخار داشتم که با اولین استادی که کار میکنم شما باشید…یک تصادف نبود که من چندین تلاش ناموفق داشتم برای عضویت در سایت استاد عرشیانفر…چون من در مدار شنیدن آگاهی های شما بودم…
این اصلا به معنای بدی یا خوبی نیست
به معنای هم فرکانسی هست…به معنای هم مداری هست
چند وقت قبل از روزی که شروع کردم به شکرگزاری کردن عمیق تر و جدی تر از قبل و با کتاب شکرگزاری خانم راندا برن…هر بار دید من به داشته هام وسیع تر شد…هر بار بیناتر شدم…و هر بار پرده ها از جلوی چشمانم کنار رفت تا داشته هام رو ببینم….تا رسیدم به احساس خود ارزشمندی درونی و شکرگزاری برای روح الهی ام
بعد هدایت شدم به مفهوم توحید
تازه فهمیدم ای دل غافل
بزرگترین ناسپاسی من برای هدایت آسان و لذت بخشم به مفهوم توحید و به این سایت و این آموزشهاست
دیدم هنوزم داشته های بیرونی رو ارزشمندتر میدونم
دیدم هنوزم نفهمیدم که این چه عظمتی هست
آخه چطور دانشجویی در محضر پرودگار در این سایت توحیدی از زبان استاد توحیدی رو میشه شکر گفت؟؟؟
گفتم سعیده اگه تو الان خداوند بهت بگه مقام استادی دانشگاه هاروارد رو بهت میده یا بگه تا آخر عمرت اینجا دانشجویی کن…انصافا کدومش لذت بخش تره؟؟؟ ولی تو کدوم رو انتخاب میکنی؟؟؟ برای چی؟؟؟ دیدم هنوز خیلی کار دارم…هنوز خیلی باید اهمیت نگاه مردم یا برچسب های بیرونی برام کمرنگ بشه و عظمت روح الهی ام و عظمت ارتباطم با خداوند رو کمی درک کنم…به قول خداوند در قرآن ارزش و جایگاه او رو به اون اندازه که باید هرگز نمیتونیم درک کنیم
اینا حرفهای قشنگنیست استاد…آموزشهای توحیدی شما در تمام جنبه ها زندگی ما رو از اکثریت جامعه متفاوت کرده…آموزشهای توحیدی شما از ما شخصیتهای رو به رشدی ساخته که ربطی به گذشته مون نداریم…ما داریم شب و روز برای تمام تصمیمات زندگی مون به اساس آموزشهای شما فکر میکنیم و برپایه اونها تصمیم میگیرم و این داره زندگی مون رو میسازه…من خیلی عادت به حرف قشنگ زدن داشتم اما با شما بیشتر از قبل عملگرا شدیم تا این اصول رو در عمل استفاده کنیم ولی فکر کنم تا ابد همیشه جای بهبود داریم
خانم شایسته بی نظیر و ستودنی همه ما داریم در این سایت ازتون یاد میگیریم…از رفتار شما از شیوه اجرای قانون در عمل شما از در صلح بودن شما از زندگی به سبک شخصی تون از عزت نفس شما از توی دل ترس رفتن شما از همراهی دلپذیرتون با استاد از نظم ذهنی بی نظیر شما که با اشتیاق شما برای درک قوانین همراه شده و داره سایت رو هر روز شکوفاتر میکنه شما هم مقام استادی به گردن همه ما بچه های سایت دارید و به وجود شما افتخار میکنم
اصلا استاد گرامی اینکه شما مفهوم هم مداری رو انقدر عالی برای ما جا انداختید، شده برای من اهرم رنج…که میگم اگه روی خودت کار نکنی همون خدایی که اجازه ورودت به این فضا رو داده برگه اخراجت رو تایید میکنه و به راحتی بیرونت میکنه…پس روی خودت کار کن…پس اقدام کن…پس برای خودت و رشد شخصی ات کار کن…تمرینات رو جدی بگیر…فقط وقتی توی این مدار باقی میمونی که واقعا با شیفتگی روی بهبود خودت کار کنی و الهامات رو جدی بگیری
سپاس از تمامی اعضای سایت که با نوشته هاشون بارها نجواهام ساکت شدند و بارها ترمز های ذهنی ام رو درک کردم و کمرنگ ترشون کردم
سپاس بالاتر از پرودگارم برای گسترش این جهان توحیدی برای هدایت ما
خدایا شکرت که نوشتن برای این فایل توحیدی رو روزی امروزم کردی…و چه روزی بالاتر از این…