درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۱
موضوع این برنامه: مفهوم مشیت و “خواست خداوند” از دیدگاه خداوند در قرآن
مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:
- “مشیت”، قانون کلی و بدون تغییر جهان است؛
- دامی خطرناک به نام “فقط حرفهای قشنگ زدن”؛
- “انشاالله”، به معنی اگر خدا بخواهد نیست بلکه به معنی: اگر با مشیت (قوانین) خداوند هماهنگ باشد؛
- خداوند برای شما هیچ تصمیمی نمیگیرد؛
- ” ابلاغ پیام” مهم است نه فهماندن آن به دیگران. افرادی که آماده شنیدن باشند، پیام را می شنوند و جدّی میگیرند؛
- قدم اول برای هدایت این است که: عجز خود را در برابر خداوند و نیاز به هدایت او، بپذیری؛
- اصل اساسی آموزش: اول از همه خودت به آنچه آموزش میدهی عمل کن؛
منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل صوتی درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۱20MB21 دقیقه













به نام خدای هدایتگرم
سلامی گرم خدمت استاد عباس منش عزیزم و خانم شایسته بی نهایت مهربانم و بقیه اعضا عزیز
.
یه برنامه هفتگی برای خودم نوشتم و هر روز رو اختصاص دادم به یکی از دوره ها.
در حال حاضر دارم روی دوره دوازده قدم، احساس لیاقت، ثروت 1، و قانون آفرینش کار می کنم.
هر روز یه فایلی از یکی از این دوره ها…
.
هدایت ها رو خیلی واضح دارم دریافت می کنم …قلبم آروم تر شده…صدای هدایت طوریه که قلبم میپذیردش…میفهمم فرکانسم بالاتر رفته ، چون قبلا هم هدایت ها رو میشنیدم اما نجواها خیلی صداشون بلند تر بود و نمیزاشت شیرینی هدایت به جانم بشینه.
ترس هام دارن کمتر میشن.
یکی از بزرگترین ترس ها به خاطر مادرم و خانواده ام بود…دوری من از اونا مزید بر علت بود ولی به لطف الله دارم به آرامش میرسم…
.
هر روز به خدا میگم امروز چطور میتونم آروم باشم…چطور میتونم بیشتر درکت کنم…چه تغییری بکنم که در مدار ثروت و پیشرفت قرار بگیرم…
و جواب این سوالات یه چیزه…آرامش….ایمان به خدا….یادآوری روزهایی که هدایت شدی…
.
این جواب ها ترس هام رو داره کم میکنه…
قبلا که همه اش فکر میکردم میتونم با نصیحت هام مادرم و خانواده ام رو تغییر بدم ، ترس هام هر روز بزرگتر میشدن…چون هم میدیدم اونا از نصیحت های من خیلی فاصله دارن هم اینکه تلاش خودم رو ناچیز میدیم و نهایتا به خودم میگفتم تو اثر گذار نیستی ببین حرفهاتو نمی پذیرن…و این نجوای شیطان بود که توی دوره احساس لیاقت خیلی خوب دارم میفهممش.
.
کم کم دارم مشیت رو درک می کنم.
اینکه قوانین خداوند خیلی آسون هستن و از شدت آسونی نمیتونستم باورشون کنم رو دارم درک میکنم با قانون آفرینش.
فهمیدم که خدای من انقدر مهربونه که قوانینش رو با توجه به عشقی که به من داشته نوشته.
همونقدر که عاشق من بوده ، همونقدرم آسون گرفته برام.
یکی از آسون ترین قانون هاش اینه که بنده من بدون من هستم و نزدیکم …همین …
دیگه آسون تر از اینم مگه داریم …
من اینطوری تعبیرش کردم که یه نفر عاشق میشه و صب تا شب ، شب تا صب دم در خونه معشوقه اش وایمیسته توی سرما توی گرما توی برف توی بارون…و به معشوقش میگه همین که تو فقط بدونی من هستم و هر وقت به مشکلی برخوردی فقط پنجره باز کن و منو ببین و بقیه اش رو بسپار به من…اصلا لازم نیس کل مشکل رو برام بازگو کنی اصلا مهم نیست که بهم بگی از چه راهی مشکلت رو حل کنم…اصلا لازم نیست حرفی بزنی …همین که در رو باز کنی و منو ببینی من میفهمم که اگر هر چند نفر هم توی خونه بودن تو اونها رو نادیده گرفتی و اومدی در رو باز کردی و خواستی من مشکلت رو حل کنم ….همین برای من کافیه که تو رو آسون کنم برای آسونی ها…
این ساده سازی ،همین قدر ساده مهربونی خداوند رو برام باور پذیر کرد چرا که بارها و بارها با همین فرمت رفتم در خونه اش و بدون اینکه حرفی بزنم مشکلم رو حل کرده…فقط اظهار کردم: خدایا میدونی که من فقط تو رو دارم و تنها از تو یاری میخوام…
این اصلا معنیش این نیس که بشینم بگم خدا هست و مشکلم رو حل میکنه
این معنیش اینه که من قبلش یه عالمه روی خودم و ذهنم کار کردم تا به خودم بفهمونم تنها قدرت این جهان خداست …
نه کسی توانایی داره برای من قدمی برداره نه من توانایی دارم برای کسی قدمی بردارم…
.
حالا من روی خودم دارم مورچه ای کار می کنم که این قدرت رو درک کنم ، هر کسی هم که بخواد این قدرت رو درک کنه شروع میکنه روی خودش کار میکنه و اونوقت دیگه لازم نیست من و امثال من بخوان نصیحتشون کنه و بگه راه چیه چاه چیه …اصلا اون موقع من کی ام اصلا!!!!!!!!…اون شخص خودش به سرچمه وصل میشه …
.
به نام خدای هدایتگرم
سلامی گرم به استاد عباسمنش عزیزم و خانم شایسته بینهایت مهربان
إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَیْئًا أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ ﴿82﴾
چون به چیزى اراده فرماید کارش این بس که مى گوید باش پس [بى درنگ] موجود مى شود (یس 82)
فَسُبْحَانَ الَّذِی بِیَدِهِ مَلَکُوتُ کُلِّ شَیْءٍ وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ ﴿یس 83﴾
پس [شکوهمند و] پاک است آن کسى که ملکوت هر چیزى در دست اوست و به سوى اوست که بازگردانیده مى شوید (83)
وَلَا تَدْعُ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا یَنْفَعُکَ وَلَا یَضُرُّکَ فَإِنْ فَعَلْتَ فَإِنَّکَ إِذًا مِنَ الظَّالِمِینَ
﴿یونس106﴾
و به جاى خدا چیزى را که سود و زیانى به تو نمى رساند مخوان که اگر چنین کنى در آن صورت قطعا از جمله ستمکارانى
وَإِنْ یَمْسَسْکَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلَا کَاشِفَ لَهُ إِلَّا هُوَ وَإِنْ یُرِدْکَ بِخَیْرٍ فَلَا رَادَّ لِفَضْلِهِ یُصِیبُ بِهِ مَنْ یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَهُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ
﴿یونس 107﴾
و اگر خدا به تو زیانى برساند آن را برطرفکننده اى جز او نیست و اگر براى تو خیرى بخواهد بخشش او را ردکننده اى نیست آن را به هر کس از بندگانش که بخواهد مى رساند و او آمرزنده مهربان است
در آیه 107 {یرید} رو داریم که همونطور که استاد گفتن خدا داره خطاب میکنه به ستمگران که در آیه قبل اشاره کرده
قُلْ یَا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَکُمُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکُمْ فَمَنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا یَهْتَدِی لِنَفْسِهِ وَمَنْ ضَلَّ فَإِنَّمَا یَضِلُّ عَلَیْهَا وَمَا أَنَا عَلَیْکُمْ بِوَکِیلٍ
﴿یونس 108﴾
بگو اى مردم حق از جانب پروردگارتان براى شما آمده است پس هر که هدایت یابد به سود خویش هدایت مى یابد و هر که گمراه گردد به زیان خود گمراه مى شود و من بر شما نگهبان نیستم
———————
استاد همون اول فایل نشانه هایی از احساس لیاقت و عزت نفس رو عملی نشون دادن
همون اول که داشتن از آقای پاکزاد تعریف میکردن گفتن ایشون خیلی از خودش میکنه به بقیه میده
و من با این حد از خوب بودن مخالفم،،،
اینجا من دقیقا یاد این درس استاد توی محصولات عزت نفس و احساس لیاقت افتادم
تفاوت استاد عباسمنش عزیز رو با بقیه اساتید کاملا میشه درک کرد
به چیزی که میگه عمل میکنه و شعار نمیده
و یک جمله طلایی دیگه که شاید هزار بار در جای جای مختلف از استاد شنیدم
ملاک حرف قشنگ زدن نیس
ملاک اینه که عمل کنیم و خیلی حائز اهمیت بود برای من
در مبحث “””اگر خدا بخواهد””” استاد توضیح مفصلی دادن که خودش یک محصول با ارزشه
ریشه {شیئ } اونجاهایی که مشیت خداوند هست
کلمه {رود} خواستن خدا رو توضیح میده
ان اراد الله یعنی اگر خدا بخواهد
و در تمام موارد که خدا از {شیئ} استفاده کرده از هیچ گروهی نام نبرده که به عقیده من عدالت خدا رو نشون میده
و اونجایی که از ریشه “”ر و د “” استفاده میکنه گروه خاصی رو مد نظر داره مثل کافران
طبق قانون هر فرکانسی داشته باشی و هر چه از پیش فرستاده باشی ،همون رو دریافت میکنی که میشه “شیئ”””
فرکانس همه رو در بر میگیره ، هر کی
هر تلاشی بکنه برای هر خواسته ای ،
طبق قانون بدون تغییر خداوند به اون خواسته میرسیم
بنا قدمت ایدیهم
بما کامو یعلمون…اعمال هر فرد رو در بر میگیره
قبل از هر عملی ما به اون فکر میکنیم
و از قبل فرکانسش رو ارسال میکنیم
هر خانمی این حرف من رو حتما تایید میکنه
که برای پختن یه غذا ،اگر از روز قبل بهش فکر نکرده باشیم ،دست کم چند ساعت قبل بهش فکر کردیم
و این همون بما کانو یعلمون هست
وقتی یکی در مدار درست باشه امکان نداره غمی اونو در بر بگیره
پس بنابراین ،”””خدا بخواهد”””رنگ میبازه …خدا هیچی واسه ما نمیخواد
چرا؟
چون از قبل یه سری قوانین رو گذاشته و هر کی از اونا پیروی کنه ،هدایت میشه و نعمت ها رو دریافت میکنه
——————————–
هاتفی از گوشه میخانه دوش
گفت ببخشند گنه، می بنوش
لطف الهی بکند کار خویش
مژده رحمت برساند سروش
گر چه وصالش نه به کوشش دهند
هر قدر ای دل که توانی بکوش
لطف خدا بیشتر از جرم ماست
نکته سربسته چه دانی، خموش
رندی حافظ نه گناهیست صعب
با کرم پادشه عیب پوش
حافظ
در آخر حضرت حافظ اشاره به رحمت خداوند داره…
هر چقدرم قوانینی وضع کرده باشه ولی رحمتش برای برخی افراد برتری میگیره بر قوانینش به نظرم بندگانی که دائم شکرگذارند…این روزها دارم کتاب 28 روز شکرگذاری رو میخونم و بیشتر برام منطقی میشه، نتایج استاد عباسمنش عزیز ..
این برداشت من هست
سپاس استادم
سلام و درود مبینا جانم
چقدرررررر کیف کردم کامنتت رو خوندم با هر جمله اش تایید کردم
از دو سال پیش که بعد از چندین سال امدم ایران و یه بارم همین ماه پیش ایران بودم ، با تمام وجودم تمام جملات کامنتت رو دیدم و تحسین کردم. کسی زیاد درک نمی کرد هر چیزی که شبیه کامنت شما بود رو می گفتم همه میگفتن تو دلار آوردی داری خرج می کنی همچین حسی داری ولی واقعیتش این بود که روح من داشت این حس کامنت شما رو درک می کرد…هر جا میرفتم فراوانی میدیدم…تمام ساختمان ها زیبا و سنگ کاری شده از کف تا سقف همه جا بهترین متریال ساختمانی از سنگ بگیر تا درب و پنجره و نمای داخل خونه ها بی نظیر …دیزاین هر خونه ای که رفتم کیف کردم ..هر جا میری یه جور مبلمان قشنگ یه سرویس یخچال و گاز و ماشین و فر و بقیه وسایل آشپزخونه بسیار مجزا و آخرین مدل…ماشین که دیگه انقدر ماشاله زیاد هست همش میگفتم الهی شکر ..صد هزار بار شکر…هر قصابی هر سوپر مارکتی هر رستورانی رفتم صف بود…همین ماه پیش با همسرم میرداماد بودیم و گفتیم بریم یه رستوران همین توی میرداماد غذای ایرانی بخوریم ….شاید شما که تهران هستید باور نکنید تعداد رستوران ها خیلی کم بودن و اونهایی هم که بودن چون ساعت 5 عصر بود بسته بودن و گفتن از 7 شروع می کنن …..ما از میدان مادر تا نزدیک مترو میرداماد دو طرف خیابون رو رفتیم تا دلت بخواد قدم به قدم طلا فروشی بود .من و همسرم تعجب کرده بودیم که اینهمه طلافروشی فقط توی همین چند متر جا…تازه نه کل خیابون …من همش گفتم الهی شکر با اینهمه فراوانی….ما توی همون میرداماد میرفتیم پیش دکتری برای دندانپزشکی، شاید باورتون نشه که 90% مریض هاش مثل ما مسافر بودن از کشوری دیگر و همگی فقط دلار میدادن نه ریال…
مطبشم نه توی ساختمون پزشکان خاصی هست نه تبلیغ خاصی داره توی اینستا…مثل تمام دکترای دیگه فقط یه تابلو دم در آپارتمانی داره که ظاهرا مسکونی هست اون آپارتمان و کل مطب 60 متر هم نیس…
یه وقت فکر نکنید چه مطبی و چه کلینیک دندانپزشکی ای رو دارم میگم …
این دکتر فقط ذهنش رو در کنترل خودش داره که داره اینطوری مریض جذب می کنه اونم توی ایران همین…
ممنونم ازت مبینا جان با این کامنت قشنگت
امیدوارم در بهترین شرایط زندگیت باشی و نوش جونت زیبایی های کشورمون.