درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۱
موضوع این برنامه: مفهوم مشیت و “خواست خداوند” از دیدگاه خداوند در قرآن
مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:
- “مشیت”، قانون کلی و بدون تغییر جهان است؛
- دامی خطرناک به نام “فقط حرفهای قشنگ زدن”؛
- “انشاالله”، به معنی اگر خدا بخواهد نیست بلکه به معنی: اگر با مشیت (قوانین) خداوند هماهنگ باشد؛
- خداوند برای شما هیچ تصمیمی نمیگیرد؛
- ” ابلاغ پیام” مهم است نه فهماندن آن به دیگران. افرادی که آماده شنیدن باشند، پیام را می شنوند و جدّی میگیرند؛
- قدم اول برای هدایت این است که: عجز خود را در برابر خداوند و نیاز به هدایت او، بپذیری؛
- اصل اساسی آموزش: اول از همه خودت به آنچه آموزش میدهی عمل کن؛
منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل صوتی درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۱20MB21 دقیقه












به نام خالق عشق و شادی و زیبایی
درود و خداقوت به استاد عزیز و همه دوستان خوب سایت
یادم میاد وقتی با مفهوم انرژی، قانون جذب و فرکانس آشنا شدم علاقه و انگیزه خیلی زیادی داشتم که این قانون رو بهتر درک کنم و ازش به شکل بهتری بهره ببرم و نتایج بهتری ایجاد کنم، به همین خاطر شروع کردم به مطالعه کردن کتابهای این حوزه و هر کتاب از زاویهای متفاوتی درباره این موضوع صحبت کرده بود.
همین جریان من را به سمت آموزشهای استاد هدایت کرد و اولین باری که صدای ایشون رو شنیدم احساس کردم جنس صحبتها متفاوته و به طرز عجیبی من نسبت به ایشون گرایش پیدا کردم و بعد شکرخدا تا همین لحظه سعی کردم که این آموزشها را درک و پیاده کنم.
هربار که آموزشهای ایشون رو مرور میکنم از خداوند سپاسگزاری میکنم که من رو به سمت کسی هدایت کرده که به بهترین شکل قانون جهان هستی رو درک کرده و مهمتر از اون نتایجی رو در زندگیش گرفته که برای بسیاری از انسانها قابل باور و پذیرش نیست.
من بارها به این موضوع فکر کردم که چرا من به سمت ایشون هدایت شدم و از زمانی که کسبوکار خودم رو شروع کردم از جنبه مالی هم این سوال برام جالب توجه شد که چطور میشه که افراد به سمت آموزشهای ایشون هدایت میشن و به این راحتی خرید میکنند و استاد به این راحتی ثروت میسازن؟
نمیدونم واقعاً به همین خوبی که میتونم این سوال رو بپرسم میتونم جواب هم بهش بدم چون احساس میکنم وقتی آدم قشنگ درک کنه این موضوع رو موفقیت براش در هرجنبهای خیلی راحتتر میشه.
من نمیدونم دوستان دیگه دقیقاً در چه فضای فرکانسی بودن وقتی با استاد آشنا شدن اما خودم رو قشنگ به خاطر دارم، زمانی که در اوج مسائل و فشارهای زندگیم بودم و از خداوند خواستم که کمک کنه و نجاتم بده و بعد من پس از مدتی با این آموزشها آشنا شدم.
در واقع اگر بخوام سیرش رو توضیح بدم باید بگم:
خواسته نجات و حل مسائل سنگین زندگی و تجربه زندگی بهتر–> قرار گرفتن در مدار آموزشهای استاد و درک بهتر قانون
من زمانی که این خواسته رو داشتم درکی از قانون جهان نداشتم، اصلاً نمیدونستم که این من هستم که خالق تک به تک اتفاقات زندگیم هستم یا بهتره بگم نمیخواستم مسئولیت بخشهای نادلخواه زندگیم رو به عهده بگیرم چون وقتی نتیجه خوبی تو زندگی میومد فکر میکردم خودم بودم اما در مورد نتایج نادلخواه فکر میکردم خدا برام اینجوری تصمیم گرفته.
حتی زمانی که از طریق کتابها با مفهوم انرژی، قانون جذب و فرکانس هم آشنا شدم بیشتر تمرکزم روی خلق اتفاقهای مثبت بود تا درک این که جهان یه قانون مشخصی داره و هر اتفاقی که میفته به واسطه فرکانسهای ارسالی ماست و ما هستیم که مسئول تک به تک اتفاقهای زندگیمون هستیم، چه دلخواه و چه نادلخواه.
وقتی که دیدم استاد میان درباره توحید، قرآن و قوانین جهان در قرآن صحبت میکنند نه به این دلیل که مسلمان هستم، بلکه به این دلیل که حس کردم این درک درستتری از قانونه خیلی زیاد با آموزشهاشون ارتباط برقرار کردم.
من در رانندگی میدیدم که فرمان دست منه، نمیتونه وقتی من دارم به سمت راست میچرخونمش به سمت چپ بره، پس زندگی هم دقیقاً یه همچین قانونی داره، اگر من دارم نتایج نادلخواه میگیرم ایراد از منه و من هستم که باید ایراد رو برطرف کنم.
اگر رانندههای دیگه به سمت چپ برن باعث نمیشه که من هم به سمت چپ برم چون فرمان دست منه، برای همین اگر دیگران درکی از قانون ندارند و نتایج خوبی نمیگیرند به من ارتباطی نداره چون فرمان اونها دست من نیست.
من وقتی به سمت راست برم رانندههایی رو میبینم که اونها هم به سمت راست اومدن و من اصلاً دسترسی ندارم به کسانی که سمت چپ رفتند.
این مثال به خوبی نشان میده که اگر ما فقط روی خودمون تمرکز کنیم و سعی کنیم قانون رو خوب درک و در زندگی خودمون اجرا کنیم ما همواره در مسیر درست خواهیم بود و اتفاقات پیامد یکسان برای ما نخواهند داشت، حتی اگر در یک بازه زمانی و جغرافیای یکسان باشیم.
اتفاقاً همین دیشب به مناسب شب یلدا در کنار عزیزان جمع بودیم و فایل حافظ میگرفتیم و برای هر فردی یک فال متفاوت میآمد و هرکسی یک برداشت متفاوت داشت و در نتیجه فالش تعمق میکرد. من همونجا به خودم گفتم چرا من درکی از اون فال ندارم یا چرا من به اندازه اون فرد عمیق نمیشم یا برام جلب توجه نمیکنه یا برعکس؟ به این دلیل که هرکسی بازتاب فرکانسهای خودش رو دریافت میکنه و این موضوع دقیقاً داره قانون فرکانس و مدارهارو نشان میده.
من تا پیش از استاد هیچ بیزینسی رو ندیده بودم که بگه آقا من رو به کسی معرفی نکنید، اگر کسی در مدار این آگاهیها باشه به سمتش هدایت میشه. حتی اگر کسی شبیه به این حرف رو میزد بیشتر جنبه جلب توجه کردن برام داشت تا اینکه یک حرف صادقانه باشه. بعداً که درکم از قانون کاملتر شد متوجه شدم بحث فرکانس چیزی نیست که تو بتونی با پول یا تبلیغ هماهنگی ایجاد کنی، شاید یکبار طرف بیاد اما اگر در مدارش نباشه مسیر رو ادامه نمیده.
واقعاً خوشحال و سپاسگزار خدا هستم که در این مسیرم و برای همه دوستان بهترین لحظات و نابترین تجربیات را آرزومندم