درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۱


موضوع این برنامه: مفهوم مشیت و “خواست خداوند” از دیدگاه خداوند در قرآن


مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:

  • “مشیت”، قانون کلی و بدون تغییر جهان است؛
  • دامی خطرناک به نام “فقط حرفهای قشنگ زدن”؛
  • “انشاالله”، به معنی اگر خدا بخواهد نیست بلکه به معنی: اگر با مشیت (قوانین) خداوند هماهنگ باشد؛
  • خداوند برای شما هیچ تصمیمی نمی‌گیرد؛
  • ” ابلاغ پیام” مهم است نه فهماندن آن به دیگران. افرادی که آماده شنیدن باشند، پیام را می شنوند و جدّی می‌گیرند؛
  • قدم اول برای هدایت این است که: عجز خود را در برابر خداوند و نیاز به هدایت او، بپذیری؛
  • اصل اساسی آموزش: اول از همه خودت به آنچه آموزش می‌دهی عمل کن؛

منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

561 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «حسین و نرگس» در این صفحه: 6
  1. -
    حسین و نرگس گفته:
    مدت عضویت: 2114 روز

    فَأَیْنَ تَذْهَبُونَ

    پس شما به کجا می‌روید؟

    إِنْ هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِلْعَالَمِینَ

    قرآن فقط وسیله یادآوری و پند برای جهانیان است؛

    لِمَنْ شَاءَ مِنْکُمْ أَنْ یَسْتَقِیمَ

    برای هرکس از شما که بخواهد [در همه شؤون زندگی مادی و معنوی] راه مستقیم بپیماید

    وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ یَشَاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ

    و شما [طیِ راهِ مستقیم را] نخواهید خواست مگر آنکه خدا پروردگار جهانیان این قابلیت را به شما ارزانی دارد

    سلام استاد جان و سلام به دوستان بهشتی

    در آیه 29 سوره تکویر و برخی آیات دیگر، ما میبینیم که از افعال دارای ریشه شیء برای انسان هم استفاده شده…

    این به این معنی هست که انسان تلاش میکنه برای تغییر مشیتش، اما در نهایت به توفیق خداوند این اتفاق میفته

    این که درک کنیم ما هیچ قدرتی نداریم در تغییر زندگیمون و بی نهایت قدرتمندیم در تغییر زندگیمون!!

    از این جهت که ما کاملا اختیار داریم که روی خودمون کار کنیم و تغییر کنیم..یعنی تشنگی و فقرمون رو در مقابل ذات الهی درک کنیم ما کاملا مختاریم… و به اندازه ای که ما عطشمون رو درک کنیم، خداوند به ما عنایت میکنه..

    مشیت مثل یه سکه است که دو رو داره..یه روی سکه تلاش ما و روی دیگر که به طور طبیعی متناسب و تلاش و استحقاق ما اتفاق میفته عنایت خداونده

    و این همون مفهوم ربوبیته..خداوند از یک سو تربیت میکنه و رشد میده..و از سوی دیگر به موازات افزایش ظرفیت عنایت میکنه

    اما نکته مهم اینه که این اتفاقات در سمت بنده میفته نه در سمت خدا..یعنی چی؟ یعنی همون داستان باران بی انتهایی که داره میباره..از آسمون باران شکلش تغییر نمیکنه..اون داره بی حساب میباره..این ماییم که تحت ربوبیت و عنایت خداوند ظرفمون رو بزرگ میکنیم و از اون باران بهره مند میشیم

    یه مثال خیلی قشنگ ما تو حوزه کوانتوم کامپیوتینگ داریم..کامپیوتر های کوانتومی به تنهایی قادر به انجام محاسبات پیچیده نیستند..یعنی یه بخش با اونها تلفیق میشه که همون کامپیتوتر های کلاسیک هستن..و در تعامل این دو مدل، کامپیوتر های کوانتومی میتونن قابلیتشون رو به منسه ظهور برسونن..

    خوب ارتباطش چیه؟!

    کامپیتوترهای کلاسیک مثل ذهن منطقی هستن..با دیتا کار میکنن.. الگوریتم های مشخصی دارن..

    کامپیتوتر های کوانتومی تمام امکانات و احتمالات رو در کسری از ثانیه بررسی میکنن و بهترین نتایج ممکن رو برمیگردونن

    کامپیوترهای کوانتومی به خاطر قوانین فیزیک کوانتوم، میتونن بی نهایت پردازش رو در کسری از ثانیه انجام بدن بخاطر این که الکترونها در سطح زیر اتمی قابلیت تانلینگ دارن و حالت موجی دارن و تمام احتمالات رو پوشش میدن، اما محدود کردن اطلاعات قابل قبول یا تکرار پردازش ها یا پذیرفتن و رد کردن برخی نتایج از فیلتر الگوریتم های کامپیوترهای کلاسیک حاصل میشه..یعنی همون منطق خودمون که میپذیره یه ایده شدنیه یا نه..یا این که چیزی امکانپذیره یا نه..

    خیلی جالبه..این که انسان هم مثل یه کامپیوتر کوانتومی، به میزانی که میتونه درست اون کامپیتوتر کلاسیک رو که این جا منظور ذهن منطقی و نیمه هوشیار خودمونه که با مرگ هر دو از بین میرن برنامه ریزی کنه و باورسازی کنه، میتونه از قدرت بی نهایت اون کامپیوتر کوانتومی که اینجا مثل همون قدرت بالقوه و بی نهایت عظیمی هست که جهان رو شکل میده میتونه استفاده کنه..

    خیلی این دو مثال شبیه هم هستن… جالبه که در محاسبات کوانتومی هم ما مبحث مومنتوم رو داریم..یعنی در بررسی احتمالات ممکن، فرض کنید میخوایم نزدیک ترین مسیر رو از شهر ایکس به شهر ایگرگ محاسبه کنیم، کامپیوتر کوانتومی میاد مسیرها رو با احتمالات مختلف بررسی میکنه و نتیجه رو به کامپیوتر کلاسیک میده..کامپیتوتر کلاسیک طبق الگوریتم ها یسری نتایج رو حذف میکنه..نکته جالب اینه که بخاطر قابلیت تونل زنی الکترون، کامپیتوتر کوانتومی توی یه راه و احتمال گیر نمیکنه و این قابلیت تونل زنی باعث میشه حالت مومنتوم شکل بگیره و احتمالات توی نزدیک ترین نتیجه گیر نکنه و فرآیند تا نهایی شدن بهترین راه بررسی بشه..یعنی مثل ذهن منطقی که وقتی فوکوس میکنه روی امکانپذیر بودن یه سری اتفاقات، چه مثبت و چه منفی، از یه جایی به بعد همزمانی اتفاق میفته، نتایج مشابه جذب میشه، ایده های جدید میاد که اون فکر رو تقویت میکنه و این روند تا باالاترین مرحله که خلق اتفاقه ادامه پیدا میکنه، در کامپیوتر های کوانتومی و تلفیقشون با کامپیوتر های کلاسیک هم این اتفاق میفته..خیلی عجیبه

    پرحرفی نکنم..میخواستم بگم تمام امکانات وجود داره..اما همیشه به اندازه ای که الگوریتم های ذهن منطقی و غیر منطقی ما تنظیم بشه، ما قابلیت پیدا میکنیم و به نتایج بزرگتر دسترسی پیدا میکنیم

    یه نکته بگم که الهام شد چند وقت پیش به قلبم..این که وقتی باورها به اندازه کافی اصلاح میشن که انسان میتونه تو موضوعاتی که داره کار میکنه الهامات رو دریافت کنه، اون الهامات کاملا نو هستن..یعنی پیش زمینه ذهنی معمولا ندارن..و بعد هدایت شدم دوباره به این آیه:

    وَمَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا

    وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ ۚ وَمَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ۚ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ ۚ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا

    داره میگه کسی که کنترل ذهن کنه، برنامه ریزی ذهن رو اصلاح کنه، خداوند ایده های نو بهش میده، و از جایی رزقش میاد که گمان نمیکنه..ایده های نو..اکثر کسانی که بیزینس من هستن، میبینیم که بارها کسب و کاری رو راه میندازن، ثروت میسازن و کلا میفروشن میرن دنبال یه ایده دیگه..یعنی این قابلیت در ذهنشون ایجاد شده که به سیستم جهانی خداوند وصل شدن و دیتا دریافت میکنن

    خداوند ما را توفیق روز افزون عنایت فرماید

    درک کنیم..درک کنیم که ما هیچ چیز نیستیم..همه اوست..حتی اون ارزشمندی بی قید و شرط هم نور اوست که در وجود ما تجلی کرده..غره نشیم..منم منم نکنیم تا این دریچه رحمت را بیشتر و بیشتر در وجودمون باز کنیم ان شاالله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  2. -
    حسین و نرگس گفته:
    مدت عضویت: 2114 روز

    إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَیْئًا أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ

    به نام هستی بخش

    عرض سلام و ادب و احترام خدمت استاد عزیزم و دوستان توحیدی

    بحث یشا و یرید بود گفتم چندتا نکته درباره آیه فوق بگم و از خداوند هدایت میخوام تا کلامی از هوای نفس اینجا به نگارش در نیارم و قلمی باشم در دستان رب که

    قُلْ لَوْ کَانَ الْبَحْرُ مِدَادًا لِکَلِمَاتِ رَبِّی لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ کَلِمَاتُ رَبِّی وَلَوْ جِئْنَا بِمِثْلِهِ مَدَدًا

    نکته اول: در آیه فوق اصلا بحثی درباره زمان نشده! هیچ جا گفته نشده ناگهان یا در لحظه و از این صحبتها…بلکه گفته شده فیکون…یعنی پس میشود که خواسته نتیجه یه قانون رو بیان کنه…

    نکته دوم: شیئ اشاره به موجودیتی داره که مرتبه ما فوق وجود مادیه…یعنی اول مشیت تعلق میگیره به بعد متافیزیکی یک موجود که همون شیئ و قابلیت هستش و بعد اراده خداوند پای کار میاد و اون شیئ موجود میشه…اگه به خود آیه نگاه کنید متوجه میشید…هنوز چیزی خلق نشده و خدا به اون شیئ میگه موجود باش.. این یعنی اینکه قبل از موجود شدن یک چیز نفسش و بعد جوهریش (رجوع کنید به نظریه حرکت جوهری) اقتضا و قابلیت پیدا میکنه (یشا) و بعد ازاده خداوند اونو موجود میکنه (اراد یرید)..

    نکته سوم: شیئ دو حالت داره..یا هنوز به ظهور نرسیده و در جهان مادی اقتضاش فراهم میشه و موجودیت پیدا میکنه مثل فرزندی که متولد میشه، حالت دوم شیئه که موجودیت پیدا کرده اما با تغییراتی که میکنه قابلیت تکامل یا اضمحلال پیدا میکنه…در انسان این شیئت ناظر به نفس انسانه..همون ضمیر نیمه هوشیار…یعنی با باورسازی و تغییر در نفس انسان اگر قابلیت پیدا کنه طبق آیه مشمول اراده پروردگار قرار میگیره..چه خیر و چه شر

    سُنَّهَ ٱللَّهِ ٱلَّتِی قَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلُۖ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّهِ ٱللَّهِ تَبۡدِیلࣰا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  3. -
    حسین و نرگس گفته:
    مدت عضویت: 2114 روز

    أَلَمْ یَجِدْکَ یَتِیمًا فَآوَىٰ

    وَوَجَدَکَ ضَالًّا فَهَدَىٰ

    وَوَجَدَکَ عَائِلًا فَأَغْنَىٰ

    ….

    وَمَا کُنْتَ تَرْجُو أَنْ یُلْقَىٰ إِلَیْکَ الْکِتَابُ إِلَّا رَحْمَهً مِنْ رَبِّکَ ۖ فَلَا تَکُونَنَّ ظَهِیرًا لِلْکَافِرِینَ

    …….

    وَکَذَٰلِکَ أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا ۚ مَا کُنْتَ تَدْرِی مَا الْکِتَابُ وَلَا الْإِیمَانُ وَلَٰکِنْ جَعَلْنَاهُ نُورًا نَهْدِی بِهِ مَنْ نَشَاءُ مِنْ عِبَادِنَا ۚ وَإِنَّکَ لَتَهْدِی إِلَىٰ صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ

    با نام و یاد خدای عزیزم و تشکر از استاد نازنینم و مریم بانو و عرض سلام خدمت عزیزانم در این سایت توحیدی

    خواستم امشب اعترافی بکنم از روند تغییر شخصتی ام از بدو ورود به سایت تا الان، هم برای گذاشتن رد پا و هم برای تبیین موضوعی که شاید پاشنه آشیل خیلیا باشه…چون موضوع توحیدیه بنظرم مرتبطه با این موضوع

    و اون بحث توسله…

    اگر آیات بسیاری رو در قرآن مثل آیات بالا در نظر بگیریم متوجه میشیم که خود پیامبر هم محتاج هدایت بوده و حتی درکی از ایمان نداشته و خداوند تکاملی پیامبر عظیم الشان اسلام رو هدایت میکنه و رشد میده…پس این موضوع که ما به شخصی متوسل بشیم که واسطه بشه برای هدایت ما اشتباهه..ولی خداوند افراد یا موضوعات دیگه رو وسیله میکنه برای هدایت…درک این تفاوت نگاه عمیقی رو میطلبه…اینکه پیامبر وسیله هدایته اما هدایتگر نیست…مثل آتش که میسوزونه اما به امر خداوند… اینکه ما برای موضوعات مختلف از خود خداوند درخواست میکنیم و خداوند از طریق اسباب پاسخ میده…

    یادمه توی سرچی که داشتم در مورد لزوم توسل، آقایان دلیلی که میاوردند این بود که خداوند برای هر چیزی وسیله ای قرار داده…بنابراین برای ارتباط با خدا باید کسی رو وسیله کرد…این موضوع خیلیا رو گمراه کرده…ببینید خداوند اتفاقات رو بوسیله اسباب رقم میزنه و این درسته…اما این از سمت خدا به سمت خلقه..یعنی افاضات از طریق موجودات تحقق پیدا میکنه…این سیر از حق به سمت خلقه…اسمشو میزاریم تنزل و کاملا هم درسته…اما از خلق به سمت حق چی؟ آیا تو این موضوع هم اسباب مفهوم داره؟ پاسخ منفیه..این دیگه میشه شرک… خیلی نکته ظریفیه…از یه اصل بدیهی یه موضوع بیربط رو میخوان اثبات کنن!

    مثلا کسی که مریضه از خداوند درخواست شفا میکنه..خوب اصلا کلام بیمار به امر خدا بر زبانش جاری میشه و خداوند همزمان هم شنونده است هم گوینده و برای دریافت دعای بیمار خدا بالای آسمونا و جداب از خلق نیست که چیزی واسطه بشه که دعا رو بشنوه و این با ابتدایی ترین اصول توحید در تضاده…اینجا واسطه ای نیست و خداوند در معیت با هستیه و بین خداوند و هستی هیچ حایلی نیست والا تکثر میشه و با اصل واحدیت و یگانگی خداوند در تضاده…همون که خدا میگه از رگ گردن بهمون نزدیکه یا میگه هو معکم این ما کنتم…خدا همه جا با شماست…منظور حضور فیزیکی نیست که یه خدایی هست پیش ماست ما نمیبینیمش بلکه منظور اینه که ما نوری هستیم از یک منبع که هر لحظه به ما وجود میبخشه و در ما و معیت با ماست…اما خداوند پاسخ دعای بیمار رو در دستان یه پزشک قرار میده که اون بیماری برطرف میشه… خلط این دو موضوع میشه اینکه ما به اون وسیله میچسبیم و شفا رو از اون میبینیم و اونو مستقلا یا به موازات اراده خدا دارای اثر گذاری میبینیم…

    وَإِذَا مَسَّ الْإِنْسَانَ ضُرٌّ دَعَا رَبَّهُ مُنِیبًا إِلَیْهِ ثُمَّ إِذَا خَوَّلَهُ نِعْمَهً مِنْهُ نَسِیَ مَا کَانَ یَدْعُو إِلَیْهِ مِنْ قَبْلُ وَجَعَلَ لِلَّهِ أَنْدَادًا لِیُضِلَّ عَنْ سَبِیلِهِ ۚ قُلْ تَمَتَّعْ بِکُفْرِکَ قَلِیلًا ۖ إِنَّکَ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ

    خلاصه مطلب اینکه تمام هستی به قول استاد به یک میزان به خداوند نزدیک اند و هیچ واسطه و فاصله ای نیست…

    خود پیامبران هم هدایتشونو به واسطه فرشتگانی دریافت میکردند که حامل پیام الهی بودن و خودشون قدرت هدایتگری نداشتن…حالا ما بیایم از فرشتگان درخواست هدایت کنیم؟!

    إِنَّ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ عِبَادٌ أَمْثَالُکُمْ ۖ فَادْعُوهُمْ فَلْیَسْتَجِیبُوا لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ

    همانا کسانی که جز خدا میخوانید بندگانی همچون شما هستند…پس آنانرا بخوانید تا به شما پاسخ دهند اگر راست میگویید

    یا اینکه خداوند میفرماید فرشتگان حامل عرش برای مومنین استغفار میکنن اشاره به سیستمی داره که بسیاری از خطاهای مومنین به شرط قابلیت بی اثر میشه و در زندگیشون تحقق پیدا نمیکنه نه اینکه مثلا خداوند یکسری فرشته خلق کنه که مدام بهش بگن خدایا این تن بمیره اینپ ببخش یا اونو ببخش…انگار خدا یکسیه نشسته روی تخت و یه عده دور و ورشن و میگن خدایا به خاطر ما از گناه فلانی بگذر…درک توحید و یگانگی خداوند پاسخ خیلی از مسائل رو روشن می‌کنه…

    و اما اعتراف بنده اینه که بنده به شدت در این موضوع مقاومت داشتم و هنوز هم دارم و از مشرکان بودم…و از خداوند میخوام قلبمونو از نور هدایتش روشن کنه..و البته که ما وظیفه داریم در مقابل امامان و پیامبران در نهایت تواضع و احترام باشیم اما باید مراقب باورهامون باشیم…

    رَّبَّنَآ إِنَّنَا سَمِعۡنَا مُنَادِیࣰا یُنَادِی لِلۡإِیمَٰنِ أَنۡ ءَامِنُواْ بِرَبِّکُمۡ فَـَٔامَنَّاۚ رَبَّنَا فَٱغۡفِرۡ لَنَا ذُنُوبَنَا وَکَفِّرۡ عَنَّا سَیِّـَٔاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ ٱلۡأَبۡرَارِ

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 22 رای:
  4. -
    حسین و نرگس گفته:
    مدت عضویت: 2114 روز

    با نام و یاد خدا

    سلام و عرض ادب و احترام

    یشا در واقع ریشش شیئ هستش که هر چیزی که بهش علم تعلق پیدا کنه اعم از اینکه در دنیای بیرون وجود داشته باشه یا امکانش وجود داشته باشه میشه شیئ

    حالا میخوایم این شیئ رو ببریم تو ریشه یفعل که سوم شخص غایب مذکر هست میشه یشائ و معنیش میشه قابل چیز شدن یا قابل موجود شدن…و اصلا اشاره ای به اراده پ خواستن نداره… مثل آیه یبسط الرزق لمن یشا معنیش میشه بسط میدهد روزی هر کسی را که قابلیت (قابل موجود شدن در اون زمینه) داشته باشد… پس این فعل اصلا هیچ ربطی به خواستن نداره نه از طرف ما و نه از طرف خداوند…بلکه داره میگه روزی هر کسی رو که قابلیت داشته باشه وسعت میده یا تنگ میگیره..و قابلیت به چی برمیگرده؟ ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم…خداوند امورات قومی را تغییر نمیدهد مگر آنچه در نفس خویش دارند (ذهن نیمه هوشیار که در اون مجموعه ای از باورها ذخیره شده) تغییر دهند…

    باز در این آیه هم داریم:

    وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقَکُمُ اللَّهُ قَالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِلَّذِینَ آمَنُوا أَنُطْعِمُ مَنْ لَوْ یَشَاءُ اللَّهُ أَطْعَمَهُ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا فِی ضَلَالٍ مُبِینٍ

    کافران میگن آیا کسی را اطعام کنیم که اگر قابلیت داشت خداوند اطعامش مینمود..اگر میخواست به اراده اشاره کنه باید میگفت من لو یرید الله…

    در واقع وقتی کلمه سه حرفی رو به قالبی میبریم معنیش عوض نمیشه بلکه شکل قالب رو میگیره…شیئ اصلا اشاره ای به خواستن یا اراده کردن نداره…معادل انگلیسیش object و فارسیش چیز میشه…و یفعل بابی است که انجام دادن کاری رو میرسونه که از جنس ریشه سه حرفیشه…مثلا استفعال یعنی طلب فعل..حالا اگه شهد به معنی شاهد بودن بره تو این قالب میشه درخواست شهادت کردن…واقعا پیدا کردن معادل فارسی برای یشا سخته…اما کلمه ای که من براش انتخاب کردم اینه: قابلیت یافتن..شیئیت یافتن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 28 رای:
  5. -
    حسین و نرگس گفته:
    مدت عضویت: 2114 روز

    با نام و یاد هستی بخش و سلام خدمت علی آقای عزیز…تمام مشکلات ما انسانها در موضوع توحید با درک یک کلمه حل میشه، و اون کلمه وجوده…اگه به ذهن منطقی بگیم میشه وجود رو کد نویسی کرد پاسخش مثبته و دلیلش اینه که ذهن منطقی ظهور وجود رو درک میکنه نه خود وجود رو و اونو به وجود تعمیم میده…مثلا اگه به دانشمندان حوزه هوش مصنوعی و دیپ لرنینگ بگیم میتونید آگاهی یا شعور رو کدنویسی یا تعریف کرد پاسخشون مثبته…بخاطر اینکه اونها رفتار رو که خروجی شعوره میبینن و میگن خوب اینکه کاری نداره در حالی که رفتار انسان تلفیقی است از شعور و هوش… نمیدونم چطوری توضیحش بدم…وجود چیزیه که با ذهن نمیشه درکش کرد و فقط با قلب میشه درکش کرد ، اما همین وجودو بخوای توضیح بدی مجبوری از هوش و زبان ذهن منطقی استفاده کنی و قطعا مخاطب نخواهد فهمید تو چی میگی! و نمیشه دریا رو در یک فنجان عرضه کرد…یا وقتی استاد در مورد خداوند از واژه انرژی استفاده میکنن خیلی از افراد درکشون همون انرژی e=mc2 هستش در حالی که استاد منظورش این نیست…درک تمام مباحث توحید در گرو شناخت قلبی و درک وجوده و رسیدن به این مرتبه از معرفت با رسیدن به مقام صمت محقق میشه…وقتی باورهای مخرب یک به یک شناسایی میشن و نقطه مقابلشون با ممارست در نفس شکل میگیره، این دو مثل دو زوج با هم ازدواج میکنن و در هم فانی میشن و در پس سکوت ناشی از این فنا صدایی هست که حقیقت رو به قلب انسان معرفی میکنه…و نفس و ما سویها …به میزانی که نفس ساکت و تسویه میشه قلب بیدار و آگاه میشه و صدای خداوند رو که در سکوت ذهن شنیده میشه رو ادراک میکنه…فالهمها فجورها و تقویها…از خداوند درخواست میکنم همه ما رو توفیق معرفت قلبی عنایت کنه و از کثرت به وحدت سلوک بده ان شاالله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    حسین و نرگس گفته:
    مدت عضویت: 2114 روز

    بنام خدا و سلام مجدد خدمت علی آقای عزیز…نکته مهمی گفتین، بحث ثروت…ببینید هستی که فوق تصوره…این هستی به قول خداوند تنزل میکنه… در قالب تعینات…تعینات تنزل میکنه در قالب اسما و اسما تنزل میکنه در قالب ماده…نکته مهمی که اینجا درکش باعث متفاوت شدن امثال مولانا از حلاج ها میشه درک این موضوعه که این تنزل در متن هستی مستوره یعنی واقعا چیزی از چیز دیگر منبعث نشده و تمام این تنزلات صرفا یک شهوده در صقع ربوبی و در واقع چیزی از چیز دیگر صادر نشده! و آیه لم یلد و لم یولد اینو بحث میکنه…بحث خلیفت الله بودن اینجاست که انسان نماینده اسمای الهی میشه…در واقع هستی نه غفوره نه رحیمه و تمام این تعابیر مربوط به تنزله…چنانکه امیر المؤمنین علیه السلام مى فرماید و کمال توحیده الاخلاص له و کمال الاخلاص له نفى الصّفات عنه لشهاده کلّ صفه انّها غیر الموصوف و شهاده کل موصوف انّه غیر الصفه. یعنی اگه ما هستی رو پروجکت کنیم و تصویر کنیم در عالم ملکوت میشه اسما و در عالم ملک میشه تمام جهان مادی که مشهود ماست…خوب با این تفسیر بهترین تصویری که ما میتونیم از خداوند درک کنیم اینه که در عالم ملکوت بشیم نماینده اسما…بشیم غفور بشیم رحیم بشیم غنی و در جهان مادی هم تجلی همون اسما باشیم…بصورت ثروت بصورت عشق و مودت و …بشیم ستارالعیوب و چشم بپوشیم از خطای دیگران…بشیم غنی و ثروتسازی کنیم و … ان شاالله خدا به هممون توفیق روز افزون عنایت کنه…دوست دارم برادر و ممنون از نقطه آبیت که دلمو روشن کرد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: