درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۱


موضوع این برنامه: مفهوم مشیت و “خواست خداوند” از دیدگاه خداوند در قرآن


مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:

  • “مشیت”، قانون کلی و بدون تغییر جهان است؛
  • دامی خطرناک به نام “فقط حرفهای قشنگ زدن”؛
  • “انشاالله”، به معنی اگر خدا بخواهد نیست بلکه به معنی: اگر با مشیت (قوانین) خداوند هماهنگ باشد؛
  • خداوند برای شما هیچ تصمیمی نمی‌گیرد؛
  • ” ابلاغ پیام” مهم است نه فهماندن آن به دیگران. افرادی که آماده شنیدن باشند، پیام را می شنوند و جدّی می‌گیرند؛
  • قدم اول برای هدایت این است که: عجز خود را در برابر خداوند و نیاز به هدایت او، بپذیری؛
  • اصل اساسی آموزش: اول از همه خودت به آنچه آموزش می‌دهی عمل کن؛

منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

561 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «Nafis» در این صفحه: 4
  1. -
    Nafis گفته:
    مدت عضویت: 1373 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام استاد عزیزم سلام مریم جون خوش قلب سلام به همه دوستان

    شروع این پروژه عالی همزمان شد با تصمیم من برای خوندن کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم . نصف کمتر کتاب را خوندم که این پروژه استارت خورد

    این کتاب را از پارسال داشتم و یک دور رو موبایل خونده بودم . جالبه اون موقع که خوندم گفتم این که هیچی نداشت ! ؟ این بار اومدم پرینتش کردم . میدونستم من درک نکردم من تو فرکانس درکش نبودم بهتره این بار دقیق بخونم و جالبه این بار یک جور دیگه است کتاب همونه مطالب همونه اما درک من متفاوته

    همون مطالبی است که فایل های رایگان هزاران بار راجع بهش صحبت کردید اما من تازه متوجه میشوم

    خدای سیستمی خدای عدالته

    خدای سیستمی خدای پشتیبانی است

    خدای سیستمی اگر و اما تو کارش نیست ؛ خدای قانون است .خدای بگه باش : میشه.

    خدایی نیست که بگم : حالا این کارم می‌کنم این نمازم می خونم این دعا را هم می خونم ببینم چی جواب میده! نه ! رد خور ندارد ! طبق قانون من عمل کنم ، صد در صد نتیجه می گیرم

    به شرط اینکه عمل کنم نه حرف قشنگ بزنم

    اطمینان قلبی داشته باشم

    استاد جان اینجا شما یک اشاره خوب کردید ؛ گفتید:به آنچه که می دونم عمل کنم.

    یعنی هر چقدر از قانون را فهمیدم همون قدر عمل کنم نتیجه می اید، بیشتر حواسم را جمع می کنم بیشتر عمل می کنم می بینم نتیجه بهتر میشه .

    حالا مثلا من از این فایل چند تا نکته را فهمیدم همون ها را بیام اجرا کنم مثلا گفتید کلاس که برگزار می‌کردید؛ مستمعین بهتون میگفتن :این طور که شما میگید خدا دخالتی ندارد نیست؛ خدا به هر کی بخواهد میده به هر کی نخواهد نمیده ! یعنی با یک سوال تو کلاس مواجه شدید که جوابش را نداشتید و گفتید رفتید تو قرآن تحقیق کردید جوابش را پیدا کردید.

    این یعنی نگران نباشم که صفر تا صد کار را باید بلد باشم؛ برم جلو ،در حین کار با هر مسئله و سوالی روبرو شدم جوابش هست .

    دوباره برمیگردیم به همون اصل هر چقدر بلدم عمل کنم

    در ادامه دوستتون گفتن شعارتون قبلا (7-8 سال قبل ضبط این فایل )تو سایت این بوده که ایران را تغییر خواهیم داده بعد اومدید و گفتید هدف ما فقط ابلاغ پیام است و‌نمیتونیم جز خودمون کسی را تغییر بدهیم

    این درس را برام داشت که ادامه بدهم حتی اگر دچار برداشت ناصحیح از قانون بودم با اجرای آنچه درست فهمیدم و عمل کردم به مرور بهتر متوجه میشوم که کجا ها بهتر عمل کنم . به خودم سخت نگیرم و خودم را سرزنش نکنم

    خدایا شکرت که امروز هم قطره ای از اقیانوس بیکران آگاهای هایت را به من چشاندی که من به تنهایی عاجزم در همه چیز و همه کار و سخت در همه چی به تو‌محتاج

    الحمد لله الذی هدانا لهذا وما کنا لنهتدی لولا أن هدانا الله”43-اعتراف

    خدا را شکر که ما را به این (راه) هدایت کرد و اگر خداوند هدایتمان نمى‌کرد، ما (به‌خودى‌خود) هدایت نمى‌شدیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  2. -
    Nafis گفته:
    مدت عضویت: 1373 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    خدایا خودت کمکم کن که من برای هر کاری به مدد و هدایت تو احتیاج دارم.

    سلام استاد عزیزم سلام مریم جان و سلام به همه دوستان هدایت شده به مسیر خوشبختی.

    دوستان هر روز که می گذرد شناخت ما نسبت به قوانین بهتر میشود یا بهتره بگم درکمون نسبت به قانون خدا عوض می شود. اما یک نکته خیلی مهم را می خواستم بگم شاید ریز و میز باشد و خیلی مورد توجه نباشد اما ارزش زیادی دارد ، اون نکته این است که با هر درکی با هر مقداری که الان از قانون فهمیدیم عمل کنیم .

    می خواهم مثال بزنم که بهتر بتوانم مطلب را برسونم . مثلاً میدونم باید از غیبت فرار کنم چون فضای اونجا مسموم است توجه روی ناخواسته ها و بدی هاست ، ورودی های منفی دارد اما به هر دلیلی وارد جوی شدم که در حال غیبت هستند و من یادم رفته ، اشکال ندارد هر وقت یادم اومد خوبه هر وقت یادم اومد اقدام می کنم یا حرفی می زنم موضوع عوض بشود یا هندزفری می گذارم یا به بهونه ای اونجا را ترک می کنم ، به خودم سخت نمی گیرم هر وقت یادم اومد به اندازه ای که بلدم به قانون عمل می کنم.

    یک مثال دیگر ، یک ناخواسته‌ای پیش اومده مثلا یک بحثی شده من تو ذهنم دارم راجع به اون بحث نا خوشایند فکر می کنم و پر و بال می دهم یا یک تصادفی دیدم همش ذهنم دارد اون تصویر را می آورد جلو چشمام ولی من یکهو یادم می افتد قانون توجه و تمرکز چطوری عمل می کند همون موقع سعی می کنم حواسم را پرت کنم به هر روشی که بلدم دوباره ذهنم بعد مدتی بحث ناجالب قبلی را مرور می کند منم دل به دلش می‌دهم و همراهی اش می کنم باز یادم می افتد تمرکز روی ناخواسته یعنی جذب ناخواسته ، دوباره سعی می کنم حال و هوای خودم را عوض کنم. حالا هر کسی روشی دارد یکی می آید فایل گوش می کند یکی پیاده روی می کند یکی کامنت می خواند یکی کامنت می گذارد یکی با دوست خوش انرژی اش صحبت می کند یکی فیلم کمدی می بیند یکی به آینده سفر می کند و خواسته ها ش را تجسم می کند. فرقی ندارد، هیچ موردی هم بر اون یکی برتری ندارد، مهم این اصل است که من تو حال بد نمونم، همین!

    حالا یک مثال دیگر ، مثلاً من آدم عصبانی هستم یا آدم حسودی هستم یا هر خصوصیت منفی اخلاقی که اذیت کننده است و نتیجه اش احساس خوبی نیست و می دونم باید تغییرش بدهم ، اما تو یک موقعیتی قرار می‌گیرم که اون صفت اخلاقیم خودش را بروز می دهد و با اینکه من سعی در کنترلش دارم اما از کنترلم خارج می‌شود ، نمی خواهم اینطوری بشود ولی شده ، اشکالی ندارد من دارم یاد می گیرم بهتر بشوم می‌دونم این آخرین باری نیست که تو زندگیم عصبانی می شوم یا حسادت می کنم به خودم می گویم دفعه بعد بهتر عمل می کنم این دفعه هم با اینکه نتونستم خودم را کنترل کنم اما خوبیش اینه که یادم افتاد ! وسط اون همه خشم یکهو یادم افتاد نباید اینجور باشم حالا درسته نتونستم احساسم را کنترل کنم اما دفعه های قبل اصلا تو ذهنم نمی‌آمد که نباید حسادت کنم یا نباید عصبانی باشم این حداقل را برای خودم بزرگ می کنم . نکته مثبت و نقطه قوت ماجرا را میبینم . به خودم می گویم این دفعه فقط یادم افتاد دفعه بعد هم یادم می افتد هم می تونم کنترلش کنم و اینجوری احساسم را از حالت سرکوفت زدن به خودم که منفی است به حالت دلداری دادن به خودم که آرامش بخش است تغییر می‌دهم .

    بچه ها کوچک عمل کنیم به هر آنچه که بهش رسیدیم و الان درک کردیم به همون مقدار عمل کنیم . عمل کردن را برای خودم سخت و بزرگ نکنم ، نه! همون قدری که در توانم هست ،همون قدری که بلدم یادم مانده ، همون اندازه عمل کنم و یادم باشد در عمل به قانون هم قانون تکامل ،عمل می کند

    764

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  3. -
    Nafis گفته:
    مدت عضویت: 1373 روز

    سلام به روی ماه سمانه

    چه قشنگ با خودت حرف زدی و توانستی یک بهبود خوب تو ذهنت ایجاد کنی .

    یک جوابی از آقا جمال خواندم تو عقل کل نوشته بود ما باید قانون را زندگی کنیم.

    از نظر من شنیدن فایل ،نت برداری ، کامنت خوندن و نوشتن همش خوبه اما وقت عمل متوجه میشویم چند مرد حلاجیم.

    تحسینت می کنم در لحظه متوجه کار درست و رفتار درست و فکر درست می‌شوی و انجامش می دهی. منم دیروز داشتم فکر می کردم خوب اگر مشکلی پیش بیاد طلا دارم بعد همون آن به خودم گفتم اعتمادت به طلای خونه بیشتر از خدای صاحب خزائن آسمان ها و زمین است نفیسه! خدایا منو ببخش، من قدرت تو را دست کم گرفتم، توانا یی تو،، اینکه تو تنها قادر متعالی را دست کم گرفتم، من به خودم ظلم کردم و مطمئنم منو با لبخند بخشید. اخه رحمتش به بنده هاش عظیم است.

    الآنم برام پیام اومد یک بسته پستی دم در خونه است و من یک ساعت با خونه فاصله دارم کاری نمیتونم بکنم فقط می تونم بگم فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ. قطعا اون خودش برام حفظش می کند تا برسم . مثل سمانه که به جای درخواست از مادرش به خدای آفریننده مادرش درخواست را داد. آفرین بهت سمانه جان .

    خدا خوبی هات را حفظ و بیشتر کند .

    منم در مورد زمان و اینکه به کارهام نمی‌رسم دائم تو ذهنم غر می زنم و به اطرافیانم هم می گویم . به خودمم می گم بسه !دیگه نگو !هر چی بگی باورت میشود و سخت میشود تغییرش اون وقت میبینی همون کمبود زمان را داری زندگی می کنی ها . این باور هم جزو دسته باور های کمبودم است امروز و دیروز تو ستاره قطبیم از خدا برکت در زمان خواستم . دیشب وقت خواب همسرم گفت چه روز پر برکتی براش بوده و اما من دوباره تو ذهنم گفتم نه بابا من فلان کار و فلان کار و فلان کارم موند. بعد دیدم ناشکری کردم کلی کار مفید انجام دادم اما نیمه خالی لیوان را میبینم.

    سمانه جانم ممنونم که برام نوشتی از بهبود هات و قدم های عملی که برداشتی ، همه این قوانین موقع گفتن آسون هستن موقع عمل کردن سخت می شوند مثل یک کار عملی می مونه که تئوری بلد باشی. مثلاً همین هنر اوریگامی که شما بلدید وقتی یکی فقط ببیند ممکنه تو ذهنش بگه این که کاری ندارد ! اما همان فرد وقتی دست به کار بشود میبینه نمیتونه بار اول شکل را درست از آب در بیاورد:)

    در پناه رب العالمین پایدار و پیروز و رو به پیشرفت باشی.

    بوس به روی ماه خودت و حافظ قند عسل عزیزم:)

    766

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    Nafis گفته:
    مدت عضویت: 1373 روز

    سلام به بهشتی ترین سمانه عالم .

    یک کامنت برات نوشتم پاک کردم

    بسم الله

    گاهی دارم خودم را گول می زنم ، می گویم من دااااارم رو قوانین کار می کنم باید قوانین را زندگی کرد ! درسته فایل گوش نمیدهم کامنت هم نمی خونم اما تو مسیرم !

    گاهی به خودم دلداری می‌دهم، آره همینکه از اون نفیسه کج خلق پرخاشگر زود جوش ،عوض شدی همین که آرامش داری بیشتر مواقع خونسردی این خودش نتیجه است. حتماً نباید نتایج مالی باشد! گاهی دلسرد می‌شوم می‌گویم استاد می گویند با نتایج تون حرف بزنید اگر نتیجه نیامده ، یعنی هنوز به اندازه کافی رو خودت کار نکردی . گاهی فکر می کنم تو مسیرم اما خیلی کندم . گاهی اوقات ما امیدی بهم غالب میشود گاهی امید .

    گاهی می گویم تازه یک مهارتی را شروع کنید می می خواهد ثمر بده ؟ گاهی می گویم تا کی می خواهی نتایج بقیه را بخونی گاهی نتایج خودم را یادآوری می کنم گذشته ام را یادم می آید.

    خلاصه هنوز به فرکانس ثابت نرسیدم . می‌دونم هنوز کلی راه دارم برای مقصود اما اینو می‌دونم میمونم تو راه.

    دیشب به خودم می گفتم تو نبودی می گفتی اگر درآمد همسرم زیاد بشود و رفاه ما بیشتر برای کار کردن من روی قوانین است! پس چی شد وقتی درآمد کم می شود ، گردن نمی‌گیری!نمی گویی کم کاری من بوده ! دنبال مقصر بیرون خودتی!

    و تو عالی نوشتی عالی مثال زدی از جاهایی که نقطه ضعمون است و قدرت را دادیم دست غیر خدا .

    اره سمانه جانم نوشتنم تا عمل کردنم دوتا است فقط می نویسم تا یادم بمونه چطور باید عمل کنم ، انشالله که اثر کند . آنقدر بگم که تو عمل ببینم تغییر رفتارم را.

    اعترافش راحت نیست ولی من این همه سال وعده فقرشیطان را باور کردم و وعده فزونی و فراوانی الله را نه ! پس اینهمه سال مسیر نادرست رفتم زدم به جاده خاکی. اما خوبیش اینه که خدا کمک می کند الله ولی الذین آمنو یخرجهم من الظلمات الی النور. ممنونم از تحسینت وتشویقت برای نوشتن ، این یک حس دوطرفه است که همون‌طور که گفتی نشانه نزدیک بودن قلب هاست با وجود دور بودن فاصله ای و دقیق همون احساس همیشگی من است نسبت به کامنت های سمانه جان

    غرق نور الله باشی که با خدا همه چی داریم.769

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: