درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۱
موضوع این برنامه: مفهوم مشیت و “خواست خداوند” از دیدگاه خداوند در قرآن
مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:
- “مشیت”، قانون کلی و بدون تغییر جهان است؛
- دامی خطرناک به نام “فقط حرفهای قشنگ زدن”؛
- “انشاالله”، به معنی اگر خدا بخواهد نیست بلکه به معنی: اگر با مشیت (قوانین) خداوند هماهنگ باشد؛
- خداوند برای شما هیچ تصمیمی نمیگیرد؛
- ” ابلاغ پیام” مهم است نه فهماندن آن به دیگران. افرادی که آماده شنیدن باشند، پیام را می شنوند و جدّی میگیرند؛
- قدم اول برای هدایت این است که: عجز خود را در برابر خداوند و نیاز به هدایت او، بپذیری؛
- اصل اساسی آموزش: اول از همه خودت به آنچه آموزش میدهی عمل کن؛
منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل صوتی درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۱20MB21 دقیقه














به نام خداوند یکتا
سلام و درود خدمت استاد گرامی ، خانم شایسه عزیز و تمام دوستان
من دباره تغییر و کمک به دیگران ده سال تجربه شکست دارم و این کامنت رو برای خودم مینویسم تا به خودم بگم تو فقط قدرت تغییر خودت رو داری ولاغیر…
من ده سال از عمر گرانبهای خودم رو پای دلسوزی بیجا و نا آگاهی از قوانین خداوند به باد دادم، البته الان یک هفته میشه که خداوند آخرین نشانه و هدایتش رو به صورت واضح برام فرستاد و خیلی واضح گفت تو هیچوقت نمیتونی برای کسی کاری بکنی.
اسفند سال 93 من با شخصی وارد رابطه شدم همون ماه های اول اتفاقاتی افتاد که خداوند واضح و روشن به من گفت که این رابطه به دردتونمیخوره. من واقعا برای داشتن خدایی به این خوبی خوشحالم که با وجود اینکه من اسرار داشتم که به این شخص کمک میکنم و نمیزارم خودش رو نابود کنه هر چندماه یکبار خدا به صورت واضح برای من نشانه ها رو میفرستاد ولی من متوجه نمیشدم و اگر هم میفهمیدم میگفتم نه من نمیزارم خودش رو نابود کنه ( غافل از اینکه داشتم خودم رو نابود میکردم )
واقعا که عجب صبری خدا داره و هیچ وقت از بنده هاش نا امید نمیشه.
بالاخره بعد از ده سال زجر و پافشاری احمقانه خدا هفته پیش آخرین نشانه رو برام فرستاد و برای شاید دهمین بار طرف مقابلمو با شخص دیگری غیر از خودم دیدم (اون هم جاییکه که من اصلا مسیرم اونطرف ها نیست و خداوند من رو از این گوشه شهر به اون طرف شهر هدایت کرد برای خرید میوه) همین الان که دارم فکر میکنم چجوری خدا منو به اونجا کشوند اشکام جاری شده از بزرگی خدا .
همون لحظه که دیدمش خداروشکر کردم و بدون هیچ حرفی فقط نگاش کردم و رفتم.
سخته ولی دارم خودم رو با شکرگزاری و کار کردن روی دوره ها توی مسیر نگه میدارم تا توی مومنتوم منفی قرار نگیرم و باور دارم همون خدایی که منو هدایت کرد به اون مکان همون خدا هم هوای منو داره.
دوستان این کامنتو ننوشتم که بخوام کسی برای من دلسوزی کنه و بگم من چقدر آدم خوبی بودم، این کامنت رو نوشتم که هم خودم یادم باشه هم دوستانی که فکر میکنن میتونن به کسی کمک کنن بدونن ما فقط قدرت تغییر خودمون رو داریم نه هیچکس دیگه ای رو.
نوشتم تا به یاد داشته باشیم که خداوند متعال هیچوقت مارو به حال خودمون رها نکرده و رها نمیکنه، فقط ما باید قلبمون رو باز کنیم و به خدا اعتماد کنیم و این رو یادمون باشه که اگر بدترین و منفورترین آدم دنیا هم باشیم خداوند میگه برگرد و در خانه من همیشه به روی بنده هام بازه.
نمیتونین تصور کنین چقدر خوشحالم که خدا اینقدر به فکرم بوده و هست.
خدایا شکرت
تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
شاد و سلامت باشید
سلام مسعود جان
آقا چه حرف قشنگی زدی، من هم یادمه همیشه وقتی از ثروتمند بودن بقیه حرف می شد مادرم و خواهرم میگفتن (ما گنجشک روزی هستیم)و هرکار بکنیم از این بیشتر به ما داده نمیشه.
با این کامنتت منم یادم اومد که این ترمز در اعماق ذهنم جا خوش کرده.
ممنونم از خدا که این ترمز رو برام آشکار کرد
ممنونم مسعود جان